موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


آذر 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30          


 خلق تبلیغات تصویری جذاب با هوش مصنوعی
 کاربردهای پوشک گربه و آموزش استفاده صحیح
 درآمدزایی از فروش عکس آنلاین (راهنمای عملی)
 مدیریت احساسات ناخودآگاه در روابط
 کسب درآمد از آرایشگری در منزل (بدون نیاز به اینترنت)
 درآمد از طراحی لوگو (راهکارهای اثربخش)
 تقویت ارتباط در روابط عاشقانه
 رازهای موفقیت برندمنشن (استراتژیهای حرفه‌ای)
 ترمیم رابطه پس از خیانت (راهکارهای کاربردی)
 درمان استرس گربه (شناخت علائم و روش‌های آرام‌سازی)
 تغذیه سگ چاو چاو از تولگی تا بلوغ (نکات حیاتی)
 سوالات کلیدی قبل از ازدواج (معیارهای مهم)
 درآمدزایی از طراحی محصولات چاپی
 تجربه فروش محصولات دست‌ساز آنلاین (نکات طلایی موفقیت)
 راهنمای کامل نگهداری طوطی برزیلی
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (راهنمای انتخاب)
 تولید ویدیو از متن با Pictory
 درآمدزایی از فروش فایل‌های دیجیتال (ترفندهای حرفه‌ای)
 راه‌اندازی فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال (راهنمای موفقیت)
 کسب درآمد با موبایل (روش‌های پولساز)
 افزایش رضایت مشتری (استراتژیهای کاربردی)
 نشانه‌های عشق واقعی در همسر
 رهایی از احساسات تلخ گذشته در رابطه
 آموزش استفاده از Jasper برای تولید محتوا
 درآمدزایی از فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



تابندگی فسفری

 

 

  • لکه های ناشی از فعالیت باکتری ها، مخمرها و کپک های گوناگون.

 

 

همچنین تولید مواد لزج از سوی باکتری ها و مخمرها، چسبندگی توسط کپک ها، کرکی شدن در اثر رشد میسلیوم کپک ها و ترشیدگی و گندیدگی به وسیله باکتری ها نیز روی می دهد(Hanifian, 2008).
ب) گوشت تازه پرندگان باکتری های اصلی عامل فساد گوشت پرندگان نگهداری شده در شرایط هوازی، شامل پزودوموناس ها (رنگدانه دار و بدون رنگدانه) هستند که روی گوشت، همراه با جمعیتی از آسینتوباکترها و ساکروباکترها یافت می شوند. زمانی که جمعیت پزودوموناس ها به حدود ۱۰۸ در هر سانتی متر مربع برسد، بوی نامطبوع ناشی از فساد گوشت آشکار می شود. گونه های اصلی عامل فساد، پزودوموناس فلورسانس، پزودوموناس فراجی و پزودوموناس پوتیدا می باشند. چنانچه دوره سکون در چرخه زندگی باکتری ها به دلیل استفاده از بسته بندی با استفاده از اتمسفر اصلاح شده (غنی از گاز دی اکسید کربن) طولانی شود، رشد باکتری های هوازی عامل فساد متوقف می شود و در نتیجه فلور میکروبی گرم مثبت که مشتمل بر باکتری های تولید کننده اسید لاکتیک و بروکوتریکس ترموسفاکتا است، جایگزین آن می شود. روی هم رفته منبع اجرام عامل فساد، محیط پرورش پرندگان است. باکتری های سرما دوست در دمای بدن رشد نمی کنند و جزء فلور روده نیستند. بیشتر پزودوموناس ها همراه با پوشش بدن پرندگان وارد کشتارگاه می شوند، اما چون حساس به حرارت می باشند، در مرحله اسکالدینگ، غوطه ور سازی در آب داغ، به طور کامل از بین می روند. آلودگی دوباره لاشه ها در مراحل بعدی کشتار رخ می دهد. بنابراین، پزودوموناس می تواند به عنوان نشانگر کنترل بهداشتی در کشتارگاه به کار رود(Bremner, 1996). هنگامی که شمار باکتری های پوست به ۵/۲ میلیون در سانتی متر برسد، بوی سطحی [۲۵]به مشام می رسد. این حالت پس از ۴ هفته نگهداری در دمای صفر درجه سانتی گراد و ۵ هفته نگهداری در دمای ۱/۱ درجه سانتی گراد ایجاد می شود. بوی نامطلوب شبه استری به نام بوی « پارچه ظرف شویی کثیف[۲۶]» پیش از تشکیل لزج ایجاد می شود و نخستین نشانه فساد است و در مرحله پایانی فساد، افزون بر بوی پارچه کثیف ظرف شویی، بوی تند آمونیاکی نیز به مشام می رسد(Roberts, 1980).
۲-۸-۲-۲- گوشت بسته بندی شده ای که در یخچال نگهداری می شود
پوشش های بسته بندی که نفوذ پذیری مناسبی به اکسیژن و دی اکسید کربن دارند، شرایط را برای رشد و تکثیر باکتری های هوازی مانند پزودوموناس، اسینتوباکتر و موراکسلا فراهم می کنند و این باکتری ها سبب تغییر طعم، تولید مواد لزج و حتی گندیدگی می شوند. این فساد بیشتر شبیه حالتی است که در گوشت بسته بندی نشده رخ می دهد. پوشش های با نفوذ ناپذیری کم به گاز، به ویژه در بسته بندی در خلأ، رشد اسید لاکتیک باکتری ها را تشدید می کند که این سبب ترشیدگی، مواد لزج و طعم های غیر معمول می شود(Rokni, 1998). تغییرات گوشت بسته بندی شده معمولی، در خلأ یا اتمسفر اصلاح شده، عبارتند از:
۱٫تغییر رنگ- هنگامی که تعداد میکروکوکاسه های سرماگرا روی سطح گوشت در اثر رشد بهcfu/cm2 ۱۰۸ برسد، لایه ای خشک، به رنگ سفید مایل به خاکستری و بوی میوه ای ایجاد می شود. سولفید هیدروژن تولید شده توسط برخی لاکتوباسیلوس ها که ممکن است در شرایط کمبود اکسیژن و گلوکز تولید شود، میوگلوبین را به سولفومیوگلوبین سبز رنگ تبدیل می کند.
۲-طعم و بوی نا مطلوب– آنتروباکتریاسه ها و برخی لاکتوباسیل های هموفرمنتاتیو در ایجاد بوی پنیری در گوشت نگهداری شده درمعرض هوا نقش دارند. «فساد عمقی» گرد ران و نیم شقه گاو نگهداری شده در یخچال، به دلیل رشد بی هوازی کلستریدیوم ها و آنتروکوکوس ها، در عمق ماهیچه ایجاد می شود و با نام «فساد استخوان» یا «ترشی» نیز شناخته می شود.
برتری جمعیت باکتری های اسید لاکتیک عامل فساد گوشت بسته بندی شده با اتمسفر اصلاح شده و نیز بسته بندی در خلأ سبب تولید اسید لاکتیک و کم شدن اسید استیک می شود. البته بوهای نامطلوبی که در شرایط هوازی ایجاد می شوند، ناخوشایند تر از بوهای نامطلوب ناشی از فساد بی هوازی و بسته بندی در خلأ هستند. بوهای نامطلوبی که با «بوی پنیری» و «بوی ترشیدگی» توصیف می شوند، مربوط به گوشت بسته بندی شده با اتمسفر اصلاح شده با اکسیژن زیاد است(Eero,2003).
۳-تولید گاز – باکتری های مولد اسید لاکتیک در گوشت بسته بندی شده در خلأ، افزون بر دی اکسید کربن، اسید لاکتیک، دیگر متابولیت های غیر بدبورا نیز تولید می کنند.
۲-۸-۲-۳- گوشت بسته بندی شده در خلأ
فساد گوشت بسته بندی شده در خلأ با ایجاد ترشیدگی آشکار می شود که نسبت به بوی مربوط به فساد گوشت نگهداری شده در شرایط هوازی، کمتر نامطلوب است. پس از حدود یک هفته، نگهداری، شمار میکروب ها به بیشترین جمعیت و حدود ۲cfu/cm107 می رسد. اما بوی ترشیدگی کمی، پس از آن و کم کم ایجاد می شود. شاید اسید های آلی در ایجاد این بو نقش داشته باشند. افزایش عمر ماندگاری گوشت های با PH بالای ۶، با استفاده از بسته بندی در خلأ افزایش نمی یابد. همچنین با رشد آنتروباکتریاسه های سرما گرا در گوشت، مقدار زیادی سولفید هیدروژن تولید می شود که بوی نامطبوع ایجاد می کند.
۲-۸-۲-۴- گوشت بسته بندی شده با اتمسفر اصلاح شده
فلور میکروبی و فساد گوشت بسته بندی شده در اتمسفر اصلاح شده، الگویی مشابه گوشت بسته بندی شده در خلأ دارد. در نتیجه اثر تحریک کنندگی اکسیژن بر رشد اسید لاکتیک باکتری های هتروفرمنتتاتیو سبب افزایش بیشتر تعداد آنها میشود. گاهی بروتریکس ترموسفاکتا، باکتری های خانواده آنتروباکتریاسه و پزودوموناس ها اهمیت بیشتری دارند.(Rokni, 1998)
۲-۹- بسته بندی
بسته بندی گوشت و آلایش خوراکی، آنها را از دسترس باکتری ها دور نگه می دارد و بر رشد میکروارگانیسم های موجود اثر می گذارد. همچنین رنگ قرمز گوشت، در پوشش های نفوذ پذیر در برابر اکسیژن و بدون ایجاد خلأ بهتر حفظ می شود. اگر از پوشش های نفوذ پذیر به اکسیژن استفاده شود، گاز دی اکسید کربن بیشتری توسط باکتری ها تولید شده و در بسته بندی باقی می ماند. در نتیجه کم رنگ تر می شود. هر چند شرایط برای رشد باکتری های اسید لاکتیک مساعدتر می شود.
گوشت های عمل آوری شده بهتر است در پوشش های نفوذ ناپذیر نسبت به اکسیژن و در خلأ بسته بندی شوند.
الف) بسته بندی معمولی بسته بندی گوشت برای کاهش افت وزن آن در طول مدت نگهداری در سرد خانه و جلوگیری از اثر عوامل محیطی بر گوشت انجام می شود. در این روش، گوشت یا آلایش خوراکی تنها با پوشش[۲۷] محفظه فیزیکی از جنس متناسب با نوع فراورده و شرایط نگهداری آن پوشیده می شود.
ب) بسته بندی در خلأ- سال ها از بسته بندی در خلأ برای بسته بندی تکه های بزرگ گوشت قرمز استفاده شده است. در این روش، ابتدا تکه های گوشت در کیسه های پلاستیک نفوذ ناپذیر به گاز، مانند؛ نایلون/پلی تن، پلی استر/ پلی تن بسته بندی می شوند. باقی مانده اکسیژن نیز توسط تنفس بافتی مصرف و بسته از دی اکسید کربن پر می شود. در شرایط نبود هوا و آب، تا اندازه بسیار زیادی از رشد و تکثیر باکتری ها کاسته می شود(Rokni, 2001).
چنین گوشتی، رنگ مایل به نیلی یا آبی به خود می گیرد، هر چند رنگ صورتی میوگلوبین را در سطح مقاطع برش حفظ می کند. زمانی که لفاف برداشته شود، میوگلوبین، دوباره در مجاورت اکسیژن پیچیده و به مصرف کنندگان ارائه می شوند. همچنین می توان تکه های گوشت مصرفی به طور متمرکز، آماده و در لفاف های نفوذ ناپذیر به اکسیژن پیچید و سپس آن را در پوشش های نفوذ پذیر به اکسیژن، در خلأ بسته بندی کرد. پس از آنکه بسته بندی باز شود، تکه های گوشت به خوبی، قرمز و برای عرضه مستقیم مناسب می باشند.
روی هم رفته به دلیل تغییر رنگ ذکر شده، از این روش برای بسته بندی گوشت قرمز کمتر استفاده می شود. اما گوشت عمل آوری شده بیشتر در خلأ بسته بندی می شود، زیرا با استفاده از این روش بسته بندی، رنگدانه گوشت عمل آوری شده، نیترومیوگلوبین، در برابر اکسایش محافظت می شود(Warriss, 2001).
ج)بسته بندی با اتمسفر اصلاح شده[۲۸] – در روش بسته بندی با اتمسفر اصلاح شده از پوشش های مقاوم و نفوذ ناپذیر استفاده می شود تا از ورود هوا از خارج به درون بسته بندی و خروج از اتمسفر اصلاح شده از درون بسته بندی به خارج جلوگیری شود در این روش مخلوطی از گازها که سرعت کاهش کیفیت و همچنین فساد گوشت می کاهند، جایگزین هوا می شوند.
از اشکال های این روش می توان هزینه زیاد تجهیزات و مواد بسته بندی، نیاز به مواد اولیه با کیفیت بسیار خوب؛ تغییر رنگ گوشت؛ امکان درزبندی ناقص؛ امکان بادکردگی بسته ها و نیز احتمال رشد برخی میکروارگانیسم ها؛ مانند کلستریدیوم، که بهداشت عمومی را به شدت به خطر می اندازند، نام برد(Schirmer, 2010).
۲-۱۰- زدودن میکروارگانیسم ها
۲-۱۰-۱- اصلاح لاشه[۲۹]
برداشتن آلودگی نمایان ، با اصلاح و به دنبال ان شستوشوی لاشه عملی و پر کاربرد روش کاهش آلودگی میکروبی لاشه های گاو و گوسفند است. استریل کردن پیوسته چاقو ها و دیگر ابزار مورد استفاده در فرآیند اصلاح لاشه به منظور کاهش یا به حداقل رسانیدن آلودگی باکتریایی ضروری است. مهارت فردی مهم ترین عال در اصلاح لاشه ست(Julie, 2007).
۲-۱۰-۲- سالم سازی شیمیایی لاشه
از برخی مواد شیمیایی مانند کلر، اسیدهای آلی مانند اسید استیک، اسید لاکتیک، اسید سیتریک، اسید فوماریک، پراکسید هیدروژن، مواد ضد میکروبی مانند نیسین[۳۰]– باکتریسین[۳۱] فسفات ها مانند تری سدیم فسفات، پس از کشتار برای کم کردن بار باکتریایی سطح گوشت استفاده می شود. تأثیر سالم سازی این مواد، به نوع ماده شیمیایی استفاده شده، غلظت آن، مدت تماس، نوع بافت، فاصله زمانی بین آلودگی و سالم سازی، نوع جرم میکروبی، دمای محلول بستگی دارد. با توجه به تقاضای عمومی برای گوشت ارگانیک و عاری از باقی مانده ها، رواج سالم سازی گوشت با استفاده از مواد ضد میکروبی، اسیدها یا غلظت زیاد کلر با دشواری هایی روبرو است.
الف: کلر تأثیر مستقیم اندکی بر آلودگی لاشه دارد و به آسانی با مواد آلی، بی اثر می شود. افزودن کلر به آب چیلر از تهاجم باکتری ها به لاشه جلوگیری می کند و مانع تجمع آنها در آب چیلر می شود. کلر در اثر پیوند با نیتروژن، آمینی کلروآمین ها تشکیل می شوند که فعالیت کمتری دارند. همچنین احتمال تشکیل ترکیبات سرطان زایی مانند کلروفرم و کلرامین در گوشت نیز وجود دارد. از این رو استفاده از آن در بسیاری از کشورها از جمله ایران مجاز نیست.
ب) اسیدهای آلی- روش استفاده از این اسیدها، غوطه ور کردن لاشه مرغ و یا افشانه کردن است.اثر اسید لاکتیک در افزایش عمر ماندگاری گوشت تازه، به ویژه افشانه نمودن روی سطح لاشه در کشتارگاه مشخص شده است. از این رو استفاده از افشانه محلول اسید لاکتیک با غلظت یک تا سه درصد متداول شده است. البته غلظت یک درصد کاربرد بیشتری دارد.
به طور کلی اسیدهای الی در کم کردن تعداد باکتریهای عامل فساد که در سطح گوشت وجود دارند، کارایی دارندو اما در مواردی که منظور از سالم سازی گوشت، زدودن باکتری های بیماری زا است، از این مواد بسیار کمتر استفاده می شود. تری سدیم فسفات- از تری سدیم فسفات برای کاهش شمارش کلی باکتری های موجود روی سطح لاشه پرندگان در روش غوطه وری (۱۵ ثانیه در غلظت ۵/۹% تا ۵۰% و آلودگی سالمونلایی لاشه ها از ۵/۹% تا ۰% استفاده شده است. اما تأثیر کمی بر کامپیلوباکترها دارد.هر چند فسفات ها، آلاینده های بالقوه محیط زیست هستند(Davidson, 2005).
۲-۲-۳- استفاده از سرما
نگهداری گوشت با استفاده از سرما بیشتر از دیگر روش های نگهداری کاربرد دارد. البته از روش سرد کردن بیشتر از انجماد استفاده می شود. در هر دو روش، سرد کردن سریع،‌بی درنگ پس از تخلیه اندرونه بسیار مهم است.
الف) سرد کردن- سطح لاشه دام هایی که به تازگی کشتار شده اند، گرم و مرطوب است و از این رو محیط مناسبی برای رشد میکروارگانیسم های بیماری زا و عامل فساد است. سرد کردن لاشه، بی درنگ پس از کشتار ، سبب کاهش دمای سطح آن به کمتر از کمترین دمای لازم برای رشد بسیاری از میکروب های بیماری زا می شود. همچنین دمای پایین همراه با خشک شدن سطح لاشه از رشد باکتری های عامل فساد جلوگیری می کند. برای افزایش عمر ماندگاری گوشت همراه با حفظ کیفیت، باید از دمای نزدیک به نقطه انجماد استفاده شود.
سرد کردن، به ندرت سبب کاهش کیفیت طعم، ظاهر و ارزش غذایی گوشت می شود و برای نگهداری کوتاه مدت گوشت بسیار مطلوب است. گوشت باید در دمای حدود یک درجه سانتی گراد بالای صفر و در مکانی تاریک نگهداری شود، زیرا نور سبب شدت یافتن فرایند اکسایش چربی ها و آزاد شدن اسیدهای چرب و ایجاد تندی در گوشت می شود. اتمسفر نیز برای پیشگیری از کپک به صورت خشک حفظ می شود. بیشتر اوقات کپک ها به گوشت های سرد بیش از گوشت های منجمد حمله قرار می کنند.سرد کردن سریع، پایین آوردن فوری دمای لاشه در مدت یک ساعت پس از کشتار است به طوری که هیچ گونه انجمادی در لاشه رخ ندهد(Khangahi abiane, 1997).
بر اساس ضوابط منتشر شده از سوی سازمان خوار و بار جهانی[۳۲] در مورد سرد خانه های گوشت: دمای سرد خانه ویژه خنک کردن گوشت باید در حدود صفر درجه سانتیگراد باشد و نباید به دمای ۱- درجه سانتی گراد برسد، زیرا به سطح گوشت آسیب می رساند. سرعت گردش هوا به طور متوسط ۲۰/۰ تا ۳ متر بر ثانیه است. هرچند از دید رعایت شرایط اقتصادی می توان ۷۵/۰ تا ۵/۱ متر بر ثانیه را پذیرفت. رطوبت پیشنهادی ۹۰ تا ۹۵ درصد است.
الف: خنک کردن هنگامی کامل است که گرم ترین نقطه لاشه؛ عمق ران عقب لاشه، به ۷ درجه سانتی گراد بالای صفر و در مورد آلایش به ۳ درجه سانتیگراد برسد. با فناوری رایج، این دما می تواند در مدت ۱۶ تا ۲۴ ساعت درمورد لاشه دام های کوچک و کمتر از ۴۸ ساعت در مورد لاشه دام های بزرگ به دست آید.
ب: برای جلوگیری از رشد میکروب ها، کاهش دمای سطح لاشه به صفر درجه سانتی گراد در مدت ۴ ساعت بسیار مهم است. البته خنک کردن لاشه باید زمانی که هنوز در مرحله پیش از آغاز جمود نعشی [۳۳] است، انجام گیرد(Fazlara, (2002.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1399-09-21] [ 11:59:00 ب.ظ ]




 

 

 

 

 

 

 

 

 

*مأخذ سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد[۳۵]( Khangahi abiane, 1997)

 

در سرد خانه های بالای صفر درجه سانتی گراد پس از آنکه سرد شدن لاشه ها کامل شد، رطوبت نسبی در حدود ۸۵درصد است، اما بلافاصله پس از ورود لاشه های گرم، هوای سردخانه با رطوبت لاشه ها به وضعیت فوق اشباع می رسد و در این موارد رطوبت نگار[۳۶]، میزان رطوبت نسبی را برابر با یک صد در صد نشان می دهند.
ب) مدت و عمر ماندگاری- مدت زمان نگهداری گوشت تازه در سرد خانه بالای صفر به عواملی مانند مقدار آلودگی میکروبی گوشت تازه و دمای نگهداری کمتر باشد، این مدت افزایش خواهد یافت. اگر رطوبت نسبی سرد خانه صد در صد و دمای آن کمتر از ۱۵ درجه سانتی گراد باشد، زمان را می توان از رابطه زیر محاسبه کرد:
t = عمر ماندگاری گوشت
۶/۵ NO= تعداد میکروب ها (در یک گرم گوشت)
T= دمای سردخانه نگهداری (درجه سانتی گراد)
مقررات مربوط به دمای نگهداری گوشت، اندرونه و فرآورده های گوشتی در کشورهای گوناگون متفاوت است. بر اساس دستورالعمل شماره ۴۳۳/۶۴ (اصلاحیه) و دستورالعمل شماره ۳۴۹/۶۹ اتحادیه اروپا:
الف: گوشت و آلایش تازه باید بی درنگ پس از کشتار و بازرسی، سرد شود و در دمای ثابتی که نباید برای لاشه و قطعات گوشت، بیشتر از ۷ درجه سانتی گراد و برای آلایش بیشتر از ۳ درجه سانتی گراد باشد، قرار گیرد. به جز گوشتهایی که بی درنگ توزیع می شوند، دمای ۷ درجه سانتی گراد برای حفظ کیفیت مطلوب گوشت، بسیار بالا است. این دما در حین حمل و نقل گوشت و آلایش نیز حفظ می شود، اما بسیاری، دما را در کمتر از دو درجه سانتی گراد ثابت نگه می دارند.
ب: دمای عمق گوشت در هنگام قطعه بندی نباید از۷ درجه سانتی گراد بیشتر شود.
ج: دمای سالن قطعه بندی گوشت باید از ۷ درجه سانتی گراد بیشتر شود(Fazlara, 2002).
گوشت تازه بسته بندی معمولی- گوشت تازه دارای بسته بندی معمولی را می توان ۳ روز در سرد خانه تا ۴ درجه سانتی گراد و در دمای صفر تا یک درجه سانتی گراد، ۵ روز نگهداری کرد.
گوشت تازه با بسته بندی در خلأ – گوشت گاو را اگر از بار میکروبی خوبی برخوردار باشد، می توان ۱۰ تا ۱۴ روز در دمای صفر درجه سانتی گراد نگهداری کرد.
بسته بندی مناسب به همراه بهره گیری از دمای ۱- تا ۵/۰ درجه سانتی گراد در هنگام نگهداری، مل ونقل و توزیع گوشت، سبب افزایش عمر ماندگاری آن تا دوازده هفته می شود.
گوشت تازه بسته بندی در خلأ– گوشت گاو در بسته بندی با اتمسفر اصلاح شده با ۶۰ تا ۸۰ درصد اکسیژن و ۲۰ تا ۴۰ درصد ماندگاری ۱۰ تا ۱۲ روز و گوشت چرخ کرده گاو تا ۴ روز است.
۲-۱۱-۲- گوشت منجمد
الف) شرایط نگهداری- سرمای رایج برای نگهداری گوشت منجمد ۱۸- تا ۲۵- درجه سانتی گراد است. در این شرایط گوشت را می توان به مدت یک سال یا بیشر نگهداری کرد.
رطوبت نسبی برای آنکه گوشت آب خود را از دست ندهد، ۹۵ تا ۹۸ درصد است.
۲-۱۱-۳- گوشت مرغ تازه/منجمد
الف) شرایط نگهداری- از روش سرد کردن لاشه پرندگان برای نگهداری کوتاه مدت (کمتر از یک ماه) استفاده می شود. برای نگهداری کوتاه مدت و یا هنگامی که سرد کننده مکانیکی در دسترس نیست، می توان لاشه پرندگان را در یخ نگهداری کرد.
ب) مدت و عمر ماندگاری- هر چه دمای نگهداری کمتر باشد، بدون این که تغییرات نا مطلوبی روی دهد، عمر ماندگاری طولانی تر می شود. درباره نگهداری گوشت قطعه بندی شده مرغ، آزمایش ها نشان می دهد که کاهش دما نسبت به دمای اتاق، عمر ماندگاری را افزایش می دهد، به گونه ای که در دماهای ۱۰، ۴/۴ و صفر درجه سانتی گراد، عمر ماندگاری به ترتیب به ۲،۶ و ۱۴ می رسد.
جدول ۲-۶ عمر ماندگاری[۳۷] گوشت تازه بسته بندی شده مرغ، بوقلمون، اردک، غاز، بلدرچین، کبک ، قرقاول در دمای ۰ تا ۴+ درجه سانتی گراد

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;">
نام فرآورده بسته بندی
معمولی در خلأ
 [ 11:59:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۲ بیان مسأله :

 

 

سلامت از نیازهای اساسی انسان است که در توسعه پایدار نقش حیاتی دارد(صفری و فتاح زاده ، ۲۰۰۳)اگر چه در ابتدا فقط به سلامت جسم به عنوان سلامتی توجه می شد؛ با پیشرفت علم و رسیدن به سطحی قابل قبول از سلامت جسمی و با مبارزه علیه بسیاری از بیماری ها، بشر به جنبه های دیگر سلامت از جمله سلامت روان توجه کرده است (قادری، ۱۳۸۱)

 

 

مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان از کارآمدی خود، اتکاء به خود، ظرفیت رقابت، وابستگی بین نسلی و خودشکوفایی توانایی های بالقوه فکری و هیجانی و غیره می باشد. البته با در نظرگرفتن تفاوت های بین فرهنگ ها، ارائه تعریف جامع از سلامت روان غیرممکن می نماید.با وجود این، بر سر این امر اتفاق نظر وجود دارد که سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است . آنچه مسلم است این است که حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم حائز اهمیت است. (عباس زاده ،۱۳۸۲)طبق دست آورد تحقیقاتی دانشکده بهداشت دانشگاه هاروارد، سازمان جهانی بهداشت و بانک جهانی، اختلا لات روانی به عنوان یکی از مهمترین و معنی دارترین اجزای بار کلی بیمار ی ها به شمار می رود ( محمدی، داویدیان،هاراطون ،نوربالا، ملک فضلی ، تقوی و پور اعتماد، ۱۳۸۲).توجه به بهداشت روانی در تمام عرصه های زندگی از جمله زندگی کاری فرد حائز اهمیت بوده و جای بحث دارد .

 

 

عوامل موجود در محیط کار بطور وسیعی با سلامت و بیماری افراد شاغل در ارتباطند. به گزارش سازمان بین المللی کار ( ۲۰۰۰ ) از هر سه نفر مستخدم یک نفر از کشمکش بین کار و محیط خانواده به عنوان یکی از بزرگترین مشکلات زندگی یاد می کند. (ایلو[۱]،۲۰۰۰) در ارتباط با تأثیرات مهم نادیده انگاشتن بهداشت حرفه ای بر سلامت روانی، تردیدی وجود ندارد و تحقیقات وسیعی نشان دهنده این مسئله می باشد.در تحقیقی که اورنگی با هدف بررسی استرس شغلی و ارتباط آن با سلامت روان ۳۹۷ نفر از پرسنل بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی شهر شیراز انجام داد، به این نتیجه رسید که میزان استرس شغلی با سلامت روان کادر اداری و درمانی این بیمارستان ها ارتباط دارد و همچنین مشخص شد که پرسنل درمانی این بیمارستان ها نسبت به کادر اداری از سلامت روان کم تری برخوردارند (اورنگی و هاشم زاده ، ۱۳۷۹) و از بین کارکنان خدمات بهداشتی ، منزلت حرفه ای واجتماعی پرستاران نسبت به سایر گروه ها، در معرض تنش قابل ملاحظه ای قرار دارد . (مک گرس[۲]،۲۰۰۳).

 

 

فرسودگی شغلی از جمله خطرات شغلی است که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است (بحری،مقیمیان، عطار باشی و قرچه ، ۱۳۸۲) و برای توصیف پاسخ های انسان در برابر فشارهای روانی تجربه شده استفاده می شود.

 

 

یکی دیگر از عواملی که سلامت روانی افراد را به خطر می اندازد ، استرس شغلی است. موسسه ملی امنیت و سلامت شغل(ادوارد، بومارد ،کویل ، فوترجیل و هانیگان[۳]، ۲۰۰۰).استرس شغلی را ناشی از مشکلات زیاد در محیط کاری، تغییرات مداوم خارج از کنترل، جابه جایی مداوم، اضافه کاری، ساعت کاری زیاد، بی نظمی ساعت کاری می داند. گرینبرگ[۴](۲۰۰۲) معتقد است که استرس زیاد شغلی منجر به فرسودگی شغلی می شود. زمانی که فرد استرس زیاد، مداوم وکنترل نشده در محیط کار تجربه می کند؛ تقاضای محیط کار بیش از حد توانایی فرد باشد و نتواند به اهداف خویش برسد و همچنین افرادی که آستانه تحمل پایینی دارند و توانایی مقابله با استرس را ندارند بیشتر در معرض فرسودگی شغلی قرار می گیرند .در تعریف فرسودگی شغلی می توان گفت فرسودگی شغلی نشانگان فروپاشی عاطفی بعد از سالها درگیری و اشتغال به کاراست.این نشانگان خصوصاً در بین افرادی که در شغل های خدمات انسانی از قبیل کارکنان آموزشی و پزشکی که شاغل اند، بیشتر شایع است. نشانه های فروپاشی شغلی با فقدان شور و اشتیاق،احساس محرومیت وشکست،غیبت از کار ،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت، افسردگی و علائم جسمانی مشخص می شود.علل فروپاشی شغلی متعدد است . بعضی علل خارجی هستند(وظایف محیط کار)وبعضی علل داخلی) درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی درمورد آنچه می تواند انجام شود .(

 

 

در همین راستا هال [۵] (۱۹۹۶، به نقل از روحانی و ابوطالبی ، ۱۳۸۸) و لاندا [۶](۲۰۰۸) در نتیجه مطالعاتشان نشان دادند که بین استرس شغلی و سلامت روان رابطه معناداری وجود دارد و با افزایش فشار شغلی و تنش ها و استرس های شغلی سلامت روان افراد تحت تاثیر قرار می گیرد ، چرا که افرادی که در محیط کار پر استرس قرار دارند به نوع خود مسائلی را تجربه می کنند که سبب استرس آنها شده و چه بسا بر سلامت روان آنها تاثیر بگذارد.

 

 

همچنین عبدی و همکاران (۱۳۸۶) در بررسی رابطه فرسودگی شغلی با سلامت روان روی کارکنان دانشگاه به این نتایج رسیدند که بین فرسودگی شغلی و سلامت روان رابطه معنی داری وجود دارد و افراد هرچه در شرایط کاری احساس یکنواختی و نارضایتی و به دنبال آن دچار فرسودگی شغلی شوند ، سلامت روان آنها دستخوش تغییر خواهد شد و رابطه بین سلامت روان و فرسودگی شغلی رابطه ای منفی و معنادار بود . از این رو هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه است.

 

 

۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

 

 

خسارات اجتماعی ناشی از استرس تاکنون بسیار بالا بوده ، به طوری که همچنان سیر صعودی خود را طی می کند. جامعه ، هزینه های خدمات اجتماعی همچون ارائه خدمات پزشکی برای افرادی که در اثر استرس شدید دچار بیماری می شوند ، حقوق بازنشستگی زود هنگام برای افرادی که به علت بیماری های ناشی از استرس شدید از کار افتاده اند و هزینه های معلولیت ناشی از حوادث که به علت استرس بالا به وجود آمده اند مانند تصادفات را متحمل می شود؛ علاوه بر آن ، استرس اغلب ، مردم را تند مزاج می کند و این امر روی کیفیت کلی زندگی افراد تأثیر می گذارد. استرس بلند مدت ، یکی از شایعترین علل بیماری هایی مانند فشار خون بالا و سایر بیماری های قلبی ، شناخته شده است . امروزه اعتقاد بر این است که استرس بلندمدت می تواند خطر ابتلا به بیماری های روحی _روانی را افزایش دهد و موضوع تحلیل قوای کارکنان یا فرسودگی شغلی در حال حاضر، یک مشکل شایع دراکثر سیستم های کاری و اداری است. به طوری که طبق آمار موجود از هر هفت نفر شاغل در پایان روز، یک نفر دچار تحلیل می شود(فروغ،۱۳۷۳). اداره اطلاعات کل آمریکا نشان می دهد که در میان مشاغل موجود، مشاغل بهداشتی _ درمانی بالاترین میزان صدمات شغلی و از جمله فرسودگی شغلی را دارند (پورالمشی،۱۳۸۰). از آنجا که فرسودگی شغلی باعث کاهش بازده کاری، افزایش غیبت از کار، افزایش هزینه های بهداشتی و جابجایی پرسنل، تغییرات رفتاری و فیزیکی و در برخی موارد مصرف مواد ، (فلتون[۷]،۱۹۹۸). کاهش کیفیت خدمات ارائه شده و بدنبال آن نارضایتی از خدمات می شود ، بنابراین شناخت و پیشگیری از فرسودگی شغلی در ار تقاء بهداشت روانی افراد و ارتقاء سطح کیفیت خدمات ارائه شده، نقش بسزایی خواهد داشت .بنابراین ضرورت انجام پژوهش حاضر احساس می شود. از طرف دیگر با توجه به اینکه شغل محقق حاضر، تدریس در دبیرستان و پیش دانشگاهی می باشد لذا به بررسی رابطه استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان پرداخته شد .

 

 

۱-۴ اهداف پژوهش

 

 

۱-۴-۱- هدف کلی

 

 

بررسی رابطه ی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه

 

 

 

    •  

        •  

            1. اهداف اختصاصی

           

           

       

       



 

 

 

 

    1. تعیین رابطه ی بین سلامت روانی و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .

 

 

    1. تعیین رابطه ی بین سلامت روانی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .

 

 

    1. تعیین رابطه ی بین استرس شغلی وفرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .

 

 

    1. تعیین میزان پیش بینی کنندگی سلامت روان از طریق استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه .

 

 

 

۵-۱ فرضیه های پژوهش

 

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:59:00 ب.ظ ]




بین سلامت روان و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه

 

 

وجود دارد .

 

 

 

    1. بین سلامت روان و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه

 

 

وجود دارد

 

 

 

    1. بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرکرمانشاه رابطه

 

 

وجود دارد .

 

 

 

    1. استرس شغلی و فرسودگی شغلی پیش بینی کننده های سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش

 

 

و پرورش شهر کرمانشاه هستند .

 

 

۱-۶ تعریف متغیرها :

 

 

۱-۶- ۱ تعریف مفهومی

 

 

سلامت روانی : مفهوم سلامت روان شامل احساس درونی خوب بودن و اطمینان ازکارآمدی خود ، اتکاء به خود، ظرفیت رقابت، وابستگی بین نسلی و خودشکوفایی توانایی های بالقوه فکری و هیجانی و غیره می باشد. البته با در نظرگرفتن تفاوت های بین فرهنگ ها، ارائه تعریف جامع از سلامت روان غیرممکن می نماید.با وجود این، بر سر این امر اتفاق نظر وجود دارد که سلامت روان چیزی فراتر از نبود اختلالات روانی است . و آنچه مسلم است این است که حفظ سلامت روان نیز مانند سلامت جسم حائز اهمیت است. (عباس زاده ،۱۳۸۲)
فرسودگی شغلی : فرسودگی شغلی نشانگان فروپاشی عاطفی بعد از سالها درگیری و اشتغال به کار
است. این نشانگان خصوصاً در بین افرادی که در شغل های خدمات انسانی از قبیل کارکنان آموزشی و پزشکی که شاغل اند بیشتر شایع است. نشانه های فروپاشی شغلی با فقدان شور و اشتیاق،احساس محرومیت وشکست،غیبت از کار ،بی علاقگی نسبت به قبول مسئولیت، افسردگی و علائم جسمانی مشخص می شود.علل فروپاشی شغلی متعدد است.بعضی علل خارجی هستند(وظایف محیط کار)وبعضی علل داخلی) درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی درمورد آنچه می تواند انجام شود.(تلاش برای درمان فروپاشی شغلی شامل روان درمانی،درمان های شیمیائی،درمانهای فیزیکی و درمان های عصبی است(ساراسون، ۱۹۸۴؛ ترجمه نجارایان، ۱۳۷۱)
استرس شغلی : پاسخهای فیزیکی و عاطفی زیان آور یک شخص در زمانی که شرایط شغلی با توانایی ها،امکانات در دسترس و یا نیازهای نیروی کار مطابقت نداشته باشد (ساعتچی ، محمود،۱۳۸۱)
۱-۶-۲ تعریف عملیاتی :
سلامت روانی : نمره ای است که در این پژوهش ، آزمودنی از پرسشنامه سلامت عمومی ( GHQ) گلدبرگ (۱۹۹۲) بدست آورد .
استرس شغلی : نمره ای است که آزمودنی ، در این پژوهش از پرسشنامه استرس شغلی ال رایس بدست آورد .
فرسودگی شغلی : نمره ای است که آزمودنی ، در این پژوهش از پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش ( ۱۳۹۲ ) بدست آورد .

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

فصل دوم

 

 

پیشینه ی پژوهش

 

 

۲-۱ استرس شغلی

 

 

۲-۱-۱ تعاریف استرس

 

 

ونگ [۸] (۱۹۹۰ ، به نقل از دادستان ، ۱۳۸۶) معتقد است که استرس سازه‌ای پویا است که روان‌شناسان را با چالش روبرو کرده است و ریشه اصطلاح استرس در مفاهیم مهندسی‌است وبه مقدار فشار بیرونی وارد شده بر اجسام اشاره دارد. استپ توی[۹] ( ۲۰۰۸، به نقل از ایزدی ، ۱۳۹۰) استرس را به این صورت تعریف کرده است: هنگامی که الزامات مربوط به فعالیتی فراترازتوانایی فردی و اجتماعی است ، پاسخ‌هایی ارائه می‌شوند که به آنها استرس می‌گویند. برای نمونه، رانندگی برای فردی که در حال یادگیری است، از شرایط تنش‌زا محسوب می شود؛ اما برای راننده با تجربه، فعالیتی بسیار آسان به‌شمار می رود.
واژه استرس از لغت لاتین”Stringer” به معنی ”سختی“ گرفته شده است. استرس یک واکنش تطبیقی به یک عامل بیرونی است که پیامدهای فیزیولوژیکی، رفتاری، شناختی و روان شناختی زیادی برای هر فرد در پی داشته، فرد را از حالت عادی خارج می کند.هانس سلیه[۱۰] (۱۹۹۰، به نقل از ابطهی و الوانی ، ۱۳۸۹) پزشک اتریشی،پدر استرس در مفهوم جدید آن، بیان نمود که استرس بیانگر عکس العملهای فیزیکی- شیمیایی، ذهنی و عاطفی بدن درمقابل رویداد ها و موقعیت های وحشتتناک، هیجان آور، خطرناک و حساس است و بنابراین استرس واکنش و پاسخی به موقعیت های فشار آور است یا حالتی قلمداد می شود که در آن فرد بر اثر محرکهای خارجی از وضعیت و حالت معمول خود خارج می شود و می کوشد خود را با آنها منطبق و سازگار نماید، بنابراین واکنش روان تنی حاصل از این تلاش استرس نام دارد.
در تعریف دیگر استرس پاسخی است که فرد برای تطبیق با یک وضعیت خارجی متفاوت با وضعیت عادی، بصورت رفتار روانی یا جسمانی از خود بروز می دهد( ابطهی و الوانی ، ۱۳۸۹).
تعاریف مفهوم استرس بنا بر نظریه تعاملی که به روابط بین فرد و محیط تاکید می کند، بیشترین تائید را به خود اختصاص داده است. از جمله : نظر لازاروس [۱۱] که استرس را نتیجه فرآیند قضاوت ارزشی افراد از حوادث و موقعیت ها ، تعریف نموده است. در توضیح این مطلب باید گفته شود که وقتی فرد با حوادث و یا موقعیت های گوناگون روبرو می شود ، درگیر یک فرآیند ارزشی در مورد آن حادثه یا موقعیت می شود ، تا زمانی که معنی آن حادثه را درک کرده و همچنین قضاوت می کند که آیا امکانات و توانائیهای او به اندازه کافی هستند تا تقاضاهای محیط را برآورده سازند. بنابراین در اینجا استرس نتیجه این فرآیند قضاوت ارزشی است (لازاروس ، ۲۰۰۲، به نقل از ابطهی و الوانی ، ۱۳۸۹).
در تعریف دیگر استرس نیروی قدرتمندی است که دارای آثار مثبت و منفی زیادی است و مانند آب رودخانه ای است که با ایجاد سد می توان آن را مهار و مورد بهره برداری قرار داد، یا اینکه آنرا به سیل ویرانگری تبدیل نمود . بنابراین تعریف استرس تا حدی می تواند مفید باشد و قدری فشار روانی جهت ایجاد انگیزه در انسان ضروری است اما زمانی که از آن بحث می گردد به نتایج منفی آن نگاه می شود و منظور ، آن بخش از استرس است که مضر است (ابطهی و الوانی، ۱۳۸۹ ).
فرهنگ جامع و روانشناسی و روانپزشکی (۱۳۷۳، به نقل از ایزدی ، ۱۳۹۰) استرس را چنین معنی می کند: «هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم خللی به وجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز کند، استرس شمرده می شود. استرس ممکن است بصورت محرکهای فیزیکی ، عفونتها ، واکنشهای آلرژیک و نظایر آن باشد و یا بصورت تغییر در شرایط اجتماعی افراد.
دادستان( ۱۳۸۷) برای روشن شدن مفهوم فشار عصبی ذکر چند نکته را ضروری می داند :
۱- استرس همواره به علت عوامل ناخوشایند و نامطلوب در فرد به وجود نمی آید. یک خبر شادی بخش نیز می تواند به اندازه یک حادثه ناگوار استرس زا باشد.
۲- استرس را نباید پدیده ای منفی در نظر گرفت بلکه میزان مشخص از آن به عنوان محرک افراد لازم است.
۳- مفهوم استرس با مفهوم اضطراب متفاوت است، زیرا اضطراب جنبه روانی دارد، در حالی که استرس صرفاً حالت روانی نیست و بلکه جنبه روانی تنی نیز دارد. این به این معنی نیست که استرس بیماری جسمانی است، زیرا بیماری تظاهرات اختصاصی و غیر اختصاصی است. در حالیکه استرس تظاهرات غیر اختصاصی یا عمومی دارد .
در تعریفی دیگر ، استرس حالتی پویا و هیجان انگیز است که فرد با یک فرصت ، محدودیت یا تقاضای غیر عادی مواجه می شود و واکنشهای احساسی فیزیکی و شناختی از خود نشان می دهد (مقیمی، ۱۳۸۸ ).
کانن[۱۲](۲۰۰۰، به نقل از شهیدی و همدیه ، ۱۳۸۸) فیزیولوژیست آمریکایی در تعریف استرس، پدیده تعادل حیاتی را مطرح کرد و معتقد بود که انسان برای زنده ماندن باید تعادلی درونی بین تمام فعل و انفعالات فیزیولوژیکی خود داشته باشد. این تعادل یا ثبات، با همکاری اعضای داخلی بدن و ترشحات گوناگون شیمیایی و فعل و انفعالات الکتروفیزیولوژیک حفظ می‌شود. اگر این تعادل به دلیل وجود محرک‌های بیرونی به هم ‌بخورد، بدن بلافاصله درصدد بازگرداندن تعادل برمی‌آید. برای مثال اگر ارگانیسم به دلیل آسیب‌دیدگی دچار خون‌ریزی شود، در اسرع وقت با تولید بیشتر سلول‌های خونی در بازگرداندن میزان خون از دست رفته تلاش می‌کند. کانن، در تعریف استرس می‌گوید: استرس یعنی هر فشار روانی که از داخل یا خارج باعث برهم‌خوردن تعادل حیاتی ارگانیسم می‌شود.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:58:00 ب.ظ ]




امروزه افراد بیش از نیمی از اوقات بیداری خود را در محیطهای کاری میگذرانند و در نتیجه تحت تاثیر عوامل مختلفی که در محیط کارشان وجود دارد قرار می گیرند.در کلیه محیط های کاری پنج خطر عمده ســلامتی افـــراد را بـــــه مخاطره می اندازد؛ این خطرات عبارتند از عوامل زیان آور فیزیکی ، شیمیایی ، ارگونومیکی ، بیولوژیکی و روانی. در حقیقت این عوامل سلامتی افراد در محیط کار رابه خطر انداخته و می تواند باعث بیماری و ناتوانی در آنها شود. مهم این است که خطرات روانی محیط کار و از جمله استرس شغلی در همه جا وجود داشته و مربوط به شغل خاصی نیست ، ولی خطرات دیگر ممکن است بر حسب کار فرد در یک محیط کاری وجود نداشته باشد . مثلا یک فرد جوشکار با خطرات بیولوژیکی خاصی در تماس نیست ویا یک پرستار را خطرات فیزیکی چندانی تهدید نمی کند. در سال ۱۹۹۲ سازمان ملل متحد ، استرس شغلی را بیماری قرن بیستم دانست و چندی بعد سازمان بهداشت جهانی آن را مشکلی همه گیر در جهان اعلام نمود. انجمن بین المللی کار هزینه های وارده به کشورها به علت استرس شغلی را ۱ تا ۳٫۵ درصد تولید ناخالص داخلی تخمین زده است (آلدوین[۲۱] ، ۲۰۰۵).
در تحقیقات مختلف مشخص شده است که حدود ۳۰ درصد نیروی کار در کشورهای توسعه یافته از استرسهای کاری رنج میبرند و این میزان در کشورهای در حال توسعه بیشتر نیز می باشد. در آمریکا هزینه های ناشی از استرس ، سالانه در حدود ۳۰۰ میلیون دلار است و در تحقیقی که انجام شده ۲۶ درصد از شاغلین آمریکایی تحت استرس بوده و دچار فرسودگی شغلی شده بودند. در کشورهای اروپایی نیز در حدود ۲۸ درصد شاغلین از مشکلات و بیماریهای ناشی از استرس رنج میبرند. در انگلستان در سال ۲۰۰۰ حدود ۵۰۰۰۰۰ کارگر دچار استرس شغلی بودند که افزایش ۳۰ درصدی نسبت به سال ۱۹۹۰ نشان میدهد. توجه به این نکته ضروری است که امروزه در کشورهای پیشرفته استرس شغلی نیز جزء موارد غرامت پذیر بیماریهای شغلی میباشد. در سال ۱۹۹۵ تقریباً در نیمی از ایالتهای آمریکا دادگاهها رای به پرداحت غرامت به خاطر ناتوانی ناشی از استرس داده اند. همچنین در سال ۱۹۹۹ تعداد شکایات ناشی از استرس ۱۵ درصد تمام موارد شکایت غرامت پذیر کارگری در آمریکا را به خود اختصاص داده است . باتوجه به بالا رفتن آگاهی شاغلین و تصحیح قوانین حقوقی درصد شکایات و هزینه های مربوط به این موضوع در حال افزایش است (کاوانو[۲۲]، ۲۰۰۸) .
علی رغم تحقیقات فراوان در مورد استرس شغلی هنوز تعریف واحدی در این خصوص ارائه نشده است. و تعاریف متعددی برای استرس شغلی وجود دارد . از آنجا که پرداختن به تمامی تعاریف مقدور نمی باشد صرفاً به مشهورترین تعاریف که مورد قبول تعداد زیادی از دانشمندان و سازمانهای جهانی میباشد ، پرداخته می شود.
استرس شغلی می تواند به عنوان پاسخهای فیزیکی و احساسی مضر تعریف شود و زمانی رخ می دهد که الزامات شغلی با توانایی ها، منابع یا نیازهای کارمندان مطابقت نداشته باشد که در این تعریف استرس شغلی آن چیزی است که می تواندبه ضعف سلامت وحتی آسیب دیدن افراد منجرشود(حسنی ، ۲۰۰۵) .
در تعریف دیگر استرس شغلی پاسخ های فیزیکی و عاطفی زیان آور یک شخص در زمانی که شرایط شغلی با توانایی ها،امکانات در دسترس و یا نیازهای نیروی کار مطابقت نداشته باشد (ساعتچی ،۱۳۸۱).
اعتمادی (۲۰۰۹) استرس شغلی را به دو شکل تعریف نمود:
۱- جمع شدن عاملهای استرس‌زا و وضعیتهای مرتبط با شغلی دانست که اکثر افراد نسبت به استرس‌زا بودن آن اتفاق نظر دارند.
۲- استرس شغلی را می‌توان کنش متقابل بین شرایط کار و ویژگیهای فردی شاغل به گونه‌ای که خواست های محیط کار بیش از آن است که فرد بتواند از عهده آنها برآید ، تعریف کرد که در بعضی موارد به کارگیری فرد در کاری که با توانایی‌ها و اطلاعات او همخوانی ندارد و یا تغییر در فعالیت کاری او می‌تواند باعث ایجاد استرس در فرد شود .

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۱-۵ عوامل ایجاد استرس شغلی

 

 

۲-۱-۵-۱ شیفت های کار

 

 

یکی از عوامل عصبی بودن و اضطراب در محیط کار، افزایش شیفت های کاری است . قبل از جنگ جهانی دوم فقط ۱۵ درصد از کارگران شب کار بودند، اما اخیراً تمایل به دستیابی به تولید بالا باعث شده که اکثر کارخانجات ۲۴ ساعته و در سه شیفت کار کنند. شیفت های کاری باعث بر هم خوردن ساعت بیولوژیک کارکنان شده که پیامد آن بروز خستگی ، کج خلقی ، بی خوابی ، بی اشتهایی ، عدم تمرکز و ضعف حافظه است. کارکنانی که به شکلی کم خوابی دارند و تولید هورمون سروتونین بدنشان به میزان ۲۰ درصد کاهش پیدا می کند دچار افسردگی می شوند. طبق تحقیقات انجام شده کارگران شب کار دو برابر بیشتر نسبت به روز کارها تمایل به کشیدن سیگار دارند. لذا احتمال حمله قلبی بعد از پنج سال در آن ها دو برابر می شود.فشار به پرسنل جهت کار بیشتر و اضافه کار برای کسب بهره وری بالاتر باعث شده که کارکنان کمتر به مسایل خانوادگی بپردازند و احساس می کنند که بین کار و روابط خانوادگی می بایست یکی را انتخاب کنند که این مسئله باعث عدم رضایت آن ها می شود(زیمرمن ،استندلی و کاپتین ،[۲۳]۲۰۰۶).

 

 

۲-۱-۵-۲ اذیت و آزارهای شغل

 

 

عدم رسیدگی به شکایات و پرداخت غرامت به کارکنان ، کارهای تکراری ، رقابت غیر معمول بین پرسنل و نادیده گرفتن خواسته ها باعث کاهش روحیه پرسنل ، افزایش حملات روانی و خشونت های شغلی می شود (گامزی و ماستن[۲۴] ،۲۰۱۰) .

 

 

۲-۱-۵-۳ حقوق کم

 

 

عدم پرداخت حقوق و امکانات مناسب و اختلافات بین نتایج کار و ارزیابی عملکرد انجام گرفته، خصوصاً هنگامی که این اختلافات ناشی از تعصبات نژادی و مسایل جنسیتی باشد باعث ناامیدی در پرسنل می شود (گامزی و ماستن ،۲۰۱۰).

 

 

۲-۱- ۶ اثرات استرس شغلی

 

 

بروز اضطراب می تواند منشأ بسیاری از مشکلات کاری داخلی و خارجی باشد که در زیر به چند مورد از آنها پرداخته خواهد شد.

 

 

۲-۱-۶-۱ رفتارهای تهاجمی انفعالی

 

 

کارکنان گاهی برای تخلیه عصبانیت خود در محیط کارشان به رفتارهای غیر خشونت آمیز دست می زنند . امروزه این رفتارهای کارکنان پرهزینه تر و زیرکانه تر شده است که از این جمله می توان به خرابکاری ها، دزدی و ویرس های کامپیوتری اشاره کرد که همه ساله میلیاردها دلار به اقتصاد جهانی ضرر می رساند (گرین و کاراکی[۲۵]، ۲۰۰۹).

 

 

۲-۱-۶-۲ جریانات منفی

 

 

عصبانیت در محیط کار باعث شکاف بین کارکنان و ایجاد محیطی خصمانه می شود. نارضایتی کارکنان باعث کاهش رضایت شغلی دیگر کارکنان خواهد شد که این مسئله موجب گسترش ناخرسندی در سازمان می شود .اولین گام در ایجاد یک محیط سالم ، ارایه سبکی از مدیریت است که بر پایه اصول انسانی استوار باشد . درک نیاز پرسنل و آشنایی و به کارگیری نحوه کنترل استرس ، باعث رضایت بیشتر و افزایش سلامت پرسنل می شود. هم چنین شرکت هایی که فرهنگ حمایت مثبت همراه با احترام و قدردانی از کارکنان در آنجا جریان دارد کارمندانشان کمتر آسیب دیده و خشونت درآنجا کاهش می یابد.استراتژی مدیریت مشارکتی و کار تیمی به دلیل مشارکت دادن افراد در تصمیم گیری ها با خویش و سازمان خود باعث افزایش سعی و تلاش و در نتیجه افزایش بهره وری می شود . قدرت و اختیار نیز اثر مثبت بر کارکنان می گذارد (اعتمادی ، ۲۰۰۹).

 

 

۲-۱-۷ راههای کاهش استرس شغلی

 

 

آموزش راههای کنترل استرس ممکن است به سرعت نشانه‌های استرس را کاهش دهد . نشانه هایی مانند مشکلات اضطراب و اختلال درخواب؛ همچنین مزیت به صرفه بودن و سهولت اجرا را دارند. گرچه، برنامه‌های مدیریت استرس دو ضرر مهم هم دارند: اثرات مفید این آموزشها کوتاه‌مدت هستند، به علاوه این آموزشها اغلب اهمیت دلایل ریشه‌ای استرس را انکار می‌کنند زیرا بر کارمند متمرکز هستند نه بر محیط.یکی از راههای کاهش استرس شغلی دعوت از مشاوران و کارشناسان جهت مشاوره در زمینه راههای توصیه شده در بهبود شرایط کاری می‌باشد. این نگرش مستقیم‌ترین راه برای کاهش استرس در کار است که شامل شناسایی جنبه‌های موفق کار و طراحی استراتژی برای کاهش یا حذف عوامل استرس‌زا می‌باشد. مزیت نگرش این است که به طور مستقیم با دلایل ریشه‌ای استرس در کار، سر و کار دارد. گرچه، مدیران گاهی با این نگرش موافق نیستند زیرا باعث تغییرات در کارهای معمول یا برنامه‌های تولیدی، یا تغییراتی در ساختار سازمانی می‌شود.به عنوان یک قاعده کلی، فعالیتهایی که برای کاهش استرس شغلی در محل کار انجام می‌گیرند باید اولویت را به تغییرات سازمانی برای بهبود شرایط کاری قرار دهند. ترکیبی از تغییرات سازمانی و مدیریت استرس مفیدترین روش برای پیشگیری از استرس در محیط کار می‌باشد (کرمی ، ۱۳۸۶) .

 

 

۲-۱-۸ پیشگیری از استرس شغلی

 

 

ارائه یک راه حل کلی و جامع برای پیشگیری از استرس ممکن نیست. اما می‌توان دستورالعملهایی برای پیشگیری از آن بیان کرد. در تمام موقعیتها، فرایندی برای برنامه‌های پیشگیری استرس شامل سه مرحله متمایز می‌شود: تعیین و شناسایی مشکل، مداخله، و ارزیابی (منکتولیا[۲۶]، ۱۳۸۸).

 

 

 

    1. شناسایی مشکل : برای شناسایی مشکلات موجود در سازمان در ابتدا باید به اندازه سازمان و منابع در دسترس آن توجه کرد. بدون توجه به روش به کار رفته برای جمع‌آوری اطلاعات، داده‌ها باید شامل درک کارمندان از شرایط کاری آنها باشد و سطوح استرس، سلامت، و رضایت را در برگیرد. فهرست شرایط کاری که ممکن است منجر به استرس شود، علائم هشدار دهنده و اثرات استرس نقاط شروع خوبی را برای تصمیم‌گیری در مورد اطلاعات جمع‌آوری شده، فراهم می‌کند. معیارهای عینی مانند غیبت، بیماری و میزان جابجایی کارکنان، یا مشکلات عملکردی می‌توانند دلایلی برای حضور استرس شغلی باشند. گرچه، این معیارها تنها نشان‌دهنده‌های غیر دقیق استرس شغلی هستند.

 

 

    1. ۲طراحی و اجرای مداخله‌ها :از آنجا که منابع استرس در کار تعیین شده‌اند و جنبه‌های این مساله درک می‌شود، این مرحله برای طرح و اجرای استراتژی مداخله تنظیم می‌شود. در سازمانهای کوچک، مباحث غیر رسمی که به شناسایی مشکلات استرس کمک می‌کند، ممکن است عقاید مثمر ثمری را نیز برای پیشگیری به وجود آورد. در سازمانهای بزرگ یک فرایند رسمی ممکن است نیاز باشد. برخی مداخله‌ها ممکن است به سرعت اجرا شوند (به طور مثال بهبود ارتباطات، آموزش مدیریت استرس)، اما سایرین ممکن است احتیاج به زمان اضافه برای اجرا داشته باشند (به طور مثال طراحی مجدد شغل).

 

 

    1. مداخله‌ها را ارزیابی کنید : ارزیابی یک مرحله ضروری در فرایند مداخله است. ارزیابی برای تعیین این که آیا مداخله اثرات مطلوب را به وجود می‌آورد یا نه، و آیا تغییرات در مسیر مورد نیاز است یا نه ضروری است. فرایند پیشگیری استرس شغلی با ارزیابی خاتمه نمی‌یابد. در عوض، پیشگیری استرس شغلی باید مانند یک فرایند مستمر نگریسته شود که اطلاعات ارزیابی را برای اصلاح یا تغییر مسیر استراتژی مداخله، استفاده ‌کند (بهنودی، ۱۳۸۴) .

 

 

 

۲-۱-۹ استرس شغلی و عملکرد کاری

 

 

سطوحی از استرس ممکن است به بهتر شدن عملکرد کاری کمک کنند. وقتی استرس وجود نداشته باشد کارکنان دچار تنبلی و کسالت می‌شوند. چنان که استرس افزایش پیدا کند عملکرد به سمت بهبود می‌رود و کارکنان آمادگی ذهنی و روانی بالایی برای رویارویی با چالشها پیدا می‌کنند.اگر مقدار استرس از سطح بهینه فراتر رود، تقاضاها از توانایی کارکنان بیشتر و در نتیجه سطح عملکرد افت می‌یابد. بنابراین رابطه استرس با عملکرد کاری یک رابطه معکوس است ، که همزمان با افزایش استرس شغلی ، میزان کارایی و بهره وری در محیط کار کاهش می یابد (نزهت، ۱۳۸۹).

 

 

۲-۲- فرسودگی شغلی

 

 

۲-۲-۱ تعاریف فرسودگی شغلی

 

 

مفهوم فرسودگی شغلی برای اولین بار توسط فرودنبرگر[۲۷] (۱۹۷۵) معرفی شد. فرودنبرگر فرسودگی شغلی را حالتی از خستگی و یا ناکامی می داند که به علت از خودگذشتگی فرد و همچنین روش زندگی در محیط کار و یا ارتباطاتی که منجر به وصول نتیجه دلخواه نمیشود، بوجود می آید (فرودنبرگر، ۱۹۷۵ ، به نقل از اقدامی باهنر ، نجارپور استادی و لیوارجانی ، ۱۳۹۲) .
در تعریف دیگر می توان فرسودگی شغلی را، همان نشانگان خستگی جسمانی وهیجانی دانست که در نتیجه توسعه گرایشات منفی شغلی و ازدست دادن احساس وعلاقه نسبت به کار در فرد، ایجاد می شود (رای ، نواک [۲۸]، ۲۰۱۰) .
فاربر [۲۹](۲۰۰۹) در تعریف فرسودگی شغلی می نویسد: فرسودگی شغلی سندرمی است مرکب از خستگی جسمی و عاطفی که در نتیجه مواجهه مستقیم و درازمدت فرد با مردم و در شرایطی که از لحاظ هیجانی طاقت فرساست، در وی ایجاد می شود و همچنین در زمینه تعاریف ارایه شده در رابطه با فرسودگی شغلی، فابر نتیجه می گیرد که کلیه متخصصان در تعریف این پدیده در رابطه با چند نکته، اتفاق نظر دارند. به عبارت دیگر، کلیه آنان می پذیرند که فرسودگی شغلی به نحوی با زندگی دنیای پیشرفته و به ویژه به محیط کاری، مربوط می شود. تقریبا کلیه متخصصان به طریقی فرسودگی شغلی را در رابطه با تنیدگی شغلی می دانند. چرنیس[۳۰] (۲۰۱۱) نشانگان فرسودگی شغلی را چنین تعریف کرد: کاهش انگیزه در کار، پاسخ درگیریهای شدید، عدم رضایت،کناره گیری روانی و خستگی عاطفی.
به نظر ماسلاچ[۳۱] (۲۰۰۸) فرسودگی شغلی عبارت است از کاهش قدرت سازگاری فرد براثر عوامل فشارزا و نشانگان خستگی جسمی وهیجانی. این نشانگان منجر به ایجاد خودپنداره منفی درفرد، نگرش منفی نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با دیگران می گردد. این نشانگان ممکن است فرد را به سوی انواع بیماری های روانی و جسمانی سوق دهد.
در تعریف دیگر فرسودگی یک حالت از توان افتادن روانی ، عاطفی و جسمانی است که به دنبال درگیری طولانی مدت با اموری که بار عاطفی زیادی را طلب می کنند ایجاد می شود. افرادی که از این حالت رنج می برند علائمی مانند از بین رفتن توان جسمانی ، احساس بی یاوری و احساس ناامیدی را از خویش نشان می دهند. ارزیابی آن ها از خودشان منفی بوده و نگرش آن ها نسبت به کارشان ونسبت به افرادی که موقع کار با آن ها سرو کار دارند و حتی نسبت به خود زندگی منفی است (بردبار، ۱۳۸۷) .
از دیدگاه ترزا و لاوک [۳۲] (۲۰۱۱) می توان فرسودگی شغلی را همان نشانگان خستگی جسمانی و هیجانی دانست که در نتیجه ی توسعه ی گرایشات منفی شغلی و از دست دادن احساس و علاقه نسبت به کار در فرد ایجاد می شود .




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:58:00 ب.ظ ]




۲-۲-۲ رویکرد های مختلف نسبت به فرسودگی شغلی

 

 

۲-۲-۲-۱ رویکرد بالینی

 

 

ایجاد یک مدل نظری باید در مبانی نظری دیگری ریشه داشته باشد. مفهوم فرسودگی شغلی پیش از آنکه به صورت نظری ارائه گردد به شکل تجربی شکل گرفته است. فرود نبرگر(۱۹۷۹)کسی بود که اولین بار به واژه فرسودگی شغلی به معنای امروزی آن اعتبار بخشیده است. وی فرسودگی را یک حالت خستگی و تحلیل رفتگی می داند که از کار سخت و بدون انگیزه و علاقه ناشی می شود. وی معتقد بود که سندرم فرسودگی خودش را به صورت علائم مختلف نشان می دهد که این علائم و شدت آنها از یک شخص به شخص دیگر تفاوت دارد و آن معمولا یک سال بعد از زمانی که شخص در یک اداره یا موسسه کار میکند شروع می شود(فرودنبرگر،۱۹۷۹، به نقل از عزیزی ، فیض آبادی ،بشاش و صالحی ،۱۳۸۷).
فرودنبرگر (۱۹۷۹، به نقل از ساعتچی، ۱۳۸۵) در رابطه با اینکه چه گروهی از کارکنان بیشتر احتمال دارد که دچار فرسودگی شغلی شوند، گروههای زیر را ذکر کرد:

 

 

 

    1. کارکنان و کارمندان فداکار و متعهد به سازمان و کار:

 

 

این گروه از کارکنان که بیشتر مستعد فرسودگی می باشند، در جستجوی کمک به دیگران هستند همانندکسانی که در مراکز مشاوره و مراکز پیشگیری از بحرانها و مراکز دیگری که به مردم خدمت می کنند. برای این کارکنان مهم نیست که شخص در جسنجوی کمک به فقیر یا غنی، سیاه یا سفید، پیر یا جوان، شهری یا روستایی است، آنها نیاز به کمک دارند وی نیز کمک می کند. در این نوع مشاغل کارکنان با فشارهای مضاعف گریبانگیر هستند. اول از همه آنها احساس می کنند که از درون خودشان یک فشاری را برای عملکرد بهتر دارند و از طرف دیگر تحت فشار روانی همان کسانی که به آنها خدمت می کنند، می باشند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. افرادی که سازمان را جایگزین زندگی اجتماعی خود کرده اند :

 

 

این افراد بیش از حد متعهد به کار هستند و افرادی می باشند که زندگی خارج از اداره برای آنها رضایت بخش نیست. این افراد خارج از محیط کار احساس رضایتمندی ندارند و با این وجود ممکن است چندین ساعت در اداره از وقت خود را صرف کنند و احساس رضایتمندی نمایند. عهد بیش از حد به عنوان یک خطر واقعی تلقی می شود و نشانگر یک خطر است که کارمند زندگی خارج از اداره را رها کرده است.
۳.افرادی که دارای شخصیت سلطه طلب هستند :
اینها افرادی می باشند که نیاز زیادی دارند که دیگران را کنترل کنند. آنها معتقدند که هیچ شخصی نمی تواند شغلی که او انجام می دهد را به همان خوبی انجام دهد. چنین شخصی نه تنها این فکر را دارد بلکه سعی می کند مانع دیگران شود که آموزش های لازم را یاد بگیرند. سلطه جویی این افراد اثرات منفی روی سازمان دارد و منجر به نگرشهای منفی، بدبینی و تنفر از افراد موسسه یا اداره می شود، به لحاظ اینکه این افراد در همه چیز اعمال کنترل می کنند، مانند بودجه و نحوه انجام کار، هرینه ها و خلاصه دخالت در تمام امور سازمان. بنابراین به تدریج این افراد دچار فرسودگی شغلی می شوند.

 

 

 

    1. مدیران :

 

 

مدیرانی که بیش از حد کار می کنند. زمانی که این افراد، تازه کار را در موسسه یا اداره شروع می کنند، در ابتدای کار، کارشان را سریع انجام می دهندو از چنان نیرویی برخوردار هستند که می توانند سازمان را فعال نگه دارند و همه چیز را زیر نظر بگیرند. اگر مشکلی در سیستم کاری ایجاد شود، مانند وجود کارکنان سلطه طلب،این مدیران به تدریج احساس تنهایی می کنند و خود را از دیگران جدا می کنند. همراه با این جدا کردن و منزوی کردن خود مانع پیشرفت و تخصص افراد دیگر می شوند. برای مثال این افراد همه کارها را خود انجام می دهند، خود طرحی تهیه می کنند ، گزارش می دهند و مصاحبه می کنند، کار بیش از حد مدیر منجر به خستگی جسمانی و روانی او می گردد و این اولین گام رسیدن به فرسودگی شغلی است (فرودنبرگر، ۱۹۷۹، به نقل از عزیزی و همکاران ، ۱۳۸۷).

 

 

۲-۲-۲-۲ رویکرد مسلش

 

 

مسلش (۲۰۰۸) رویکردی مبتنی بر تحقیق برای فرسودگی اتخاذ کرد و تلاش کرد شرایطی را که منجر به فرسودگی شغلی می شوند، روشن سازد.او به این نتیجه رسید که فرسودگی شغلی یک ساختار چند بعدی است و از سه مولفه مربوط به هم، تشکیل یافته است که عبارتند از :

 

 

 

    1. تحلیل یا خستگی عاطفی: که این تحلیل منجر به از دست دادن انرژیهای عاطفی شخص میشود و تعادل قبلی شخص که دارای سطح انگیزشی بالا بوده است، در اثر فرسودگی به تدریج از بین می رود و انجام کار برای وی، خسته کننده می شود.

 

 

    1. تمایل فرد برای ابتلا به عارضه مسخ شخصیت : این پدیده در حرفه های خدمات انسانی و به صورت تمایل درمانگر،پرستار، پزشک و نظایر آن برای تعامل یا برخورد با مردم به عنوان یک شیئ و اغلب به صورت مکانیکی، بروز پیدا میکند.

 

 

    1. احساس کاهش عملکرد شخصی و یا احساس عدم موفقیت فردی : یعنی فرد احساس می کند عملکرد وی همراه با موفقیت نیست و یا به عبارت دقیق تر موفقیت ادراکی مطرح است نه عملکرد و موفقیت واقعی.

 

 

 

۲-۲-۲-۳ رویکرد تعاملی چرنیس

 

 

در مدل چرنیس حرکت به طرف فرسودگی شغلی شامل مراحل زیر است:

 

 

 

    1. فشار روانی :

 

 

منابع تنش (یا تنیدگی) که علل به وجود آورنده فرسودگی شغلی به شمار می روند متعدد هستند و می توان تنش زاهای فردی (انتظارات و ناکامی ها)، تنش زاهای بین فردی(تماس با مراجعان، روابط با همکاران، مدیران، و سرپرستان) و تنش زاهای سازمانی (تراکم کاری، مقررات اداری و بوروکراتیک و فشار کاری) را نام برد.

 

 

 

    1. آشفتگی روانی:

 

 

این مرحله با مولفه های روان شناختی (عزت نفس پایین و خستگی عاطفی)، جسمانی (سردرد و خستگی) و کاهش رفتاری (استفاده از الکل و بروز اختلافات خانوادگی )، همراه است.

 

 

 

    1. مقابله دفاعی:

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:58:00 ب.ظ ]




نبودن پاداش :

 

پاداش ستایش، احساس رضایت ، اعتماد به نفس بالا ، ترفیع ، بخشش، شهرت ، اعتبار ، چالش ، ماجرا جویی و هر آن چیز که باعث احساس مثبت می شود ، را در بر می گیرد .

 

 

 

    1. احساس بی قدرتی:

 

 

فرد باید به این احساس برسد که قوی است و قدرت نفوذ بر آنچه که بر ما تاثیر می گذارد را دارد. اینکه کسی احساس کند نمی تواند بر آنچه که برای او اتفاق می افتد کنترل داشته باشد و احساس کند که بی پناه است و کسی از او حمایت نمی کند بدترین تجربه انسانی است . هر زمان که فرد فکر کند جهان غیر قابل کنترل است با مشکلات فراوانی روبرو خواهد شد .

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    1. احساس کاهش قدرت فردی:

 

 

قدرت فردی یعنی توانایی نفوذ فرد بر دنیای اطراف به همان روشی که می خواهد این قدرت و این احساس ، مخالف حس بی پناهی است این حس به فرد کمک می کند که کار خود را تحت کنترل در آورد در حالی که فرد کنترل کمی بر سایر افراد دارد اما می تواند خود را کنترل نماید و زمانی که احساس بی پناهی می کند بعضی چیز ها را فراموش می نماید. وقتی فرد توانمندی های خود را توسعه می دهد می تواند حس مهارت و کنترل بر زندگی خود را نیز توسعه دهد. تجربه حس مهارت هر چیزی را تغییر می دهد زیرا این حس بر تمرکز فرد بر مواردی که در آن مهارت دارد ، تاکید می نماید ، اعتماد به نفس را افزایش می دهد و می تواند به فرد کمک کند که بهتر خود را مدیریت کند.

 

 

 

    1. ضعف در خود مدیریتی :

 

 

خود مدیریتی موثر نیازمند به دانش و مهارت است . تعداد اندکی از افراد در مورد این که چگونه باید خود را به درستی مدیریت نمایند، اطلاعات دارند و سایرین بسیار به نکات منفی توجه می کنند و از دانش شخصی خود بهره می گیرند در صورتی که می بایست این مهارت را از دیگران بیاموزند (گل پرور و حسین زاده ،۱۳۹۰) .

 

 

۲-۲-۶ علایم افسردگی شغلی

 

 

 

    1. علایم جسمانی

 

 

شامل کاهش انرژی ، خستگی مزمن ، ضعف ، افزایش آسیب پذیری در مقابل بیماری ها ، درد های پشت ،شکایات متعدد جسمانی و اختلال خواب .

 

 

 

    1. علایم هیجانی

 

 

درماندگی ، ناامیدی ، افزایش تنش و تعارض در خانه ، افزایش حالت های منفی عصبی مانند بیقراری ، عصبانیت ، تحریک پذیری و کاهش حالات عاطفی مثبت مانند صمیمیت ، فروتنی و ادب .

 

 

 

    1. علایم روانی

 

 

شامل نارضایتی و نگرش های منفی نسبت به خود ، شغل ، زندگی و در نهایت(رفتارهای کناره گیری از کار )غیبت و فرار از کار می باشد ( گل پرور و نیری ، ۱۳۸۹).

 

 

۲-۲-۷ علایم هشداردهنده فرسودگی شغلی

 

 

 

    1. احساس پوچی

 

 

برای افرادی که دچار فرسودگی شغلی شده اند، کار کردن بی معنا وبی مفهوم می شود وبه جایی می رسند که از خود سوال می کنند آیا در ازای کار کردن، چیزی به دست می آورند یا نه؟ در اینجا تردید جای بهره وری را می گیرد و کار کردن، بی نتیجه وبی هدف به نظر می آید. به هرحال یکی از نشانه های مهم فرسودگی شغلی، بحران موجودیت وهویت شغلی است یعنی کار، پوچ وبی معنی به نظر می آید و فرد احساس بی هدفی وسردرگمی می نماید.

 

 

 

    1. احساسات وهیجان های منفی

 

 

احساس دلسردی، عصبانیت، نگرانی، ناخشنودی واحیانا دلواپسی، جزءاحساسات وهیجان های منفی قلمداد می شوند.افرادی که در چرخه فرسودگی شغلی گرفتار آمده اند، غالبا تجربه این نوع احساسات منفی را هرروز بیشتر خواهند داشت و درپایان احساس خستگی و ناتوانی می کنند. باید توجه داشت همه کسانی که گرفتار عارضه فرسودگی شغلی شده اند، احساسات مشابهی راتجربه نخواهند کرد، اما غالبااحساس ترس، گناه و فشارروانی درهمه آنها مشترک است(جکسون ، ۲۰۱۱) .

 

 

 

  1. ازدست دادن انگیزه



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:57:00 ب.ظ ]




کاهش انگیزه درشغل نیز همانند احساس پوچی و بی هدفی، از مشخصات فرسودگی شغلی است. افراد مبتلا به فرسودگی شغلی انگیزه های اولیه ای را که در بدو ورود به سازمان داشته اند، از دست می دهند ورفت وآمدشان به محل کار بدون هدف واز روی اجبار صورت می گیرد.

 

 

 

    1. افسردگی

 

 

افسردگی و بی حوصلگی از بدترین حالت هایی است که هر کدام به تنهایی می توانند پیامدهای منفی بسیار به همراه داشته باشند. فردی که دچارافسردگی شده است، نه تنها آینده روشنی را درپیش روی خود نمی بیند، بلکه گذشته خویش را فراموش می کند و به گذشته خود حسرت می خورد هرچند ممکن است این نوع افسردگی ازموقعیت های شغلی فرد آغاز نشده وریشه در سایر موقعیت ها داشته باشد، اما همه جنبه های زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد ( گل پرور و نیری ومهداد، ۱۳۸۹).

 

 

 

    1. سوءمصرف مواد

 

 

وقتی مشکلات شغلی مزمن می شوند، فرد به دنبال راه حل هایی برای فرار ازموقعیت های فشارزا می گردد. اغلب این افراد، الکل بیشتری می نوشند،کم خوراک یا پرخوراک می شوند ازقرص های خواب آور، آرامبخش ها ومحرکها استفاده می کنند ومیزان مصرف سیگار، نوشیدنیها، قهوه، شکردراین افراد بالا می رود. هرچندانگیزه فردازروی آوردن به این مواد، فرار ازموقعیت های مشکل زا بوده است، اما اینکار نه تنها مشکل اوراحل نمی کند، بلکه خطراعتیاد وی را نیز درپی خواهد داشت.
سیکل نادرست:
علایم فرسودگی شغلی، زندگی فرد را مختل می سازد، احساس گناه، ناامیدی و فرسودگی در فرد به وجود می آید وبا از بین رفتن اشتیاق واحساسات مثبت در او،بیماری ها آغاز میشوند عملکرد فرد به طور کامل افت پیدا می کند و با این کاهش عملکرد ، احساس گناه در وی ظاهر می شود و در نتیجه، سیکل معیوبی پدید می آید (گل پرور، واثقی و جوادیان ، ۱۳۹۰) .

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    1. عقب نشینی احساسات

 

 

افرادی که دچار فرسودگی شغلی می شوند، رفته رفته احساسات مثبتی که نسبت به کارشان را داشته اند، از دست می دهند وبی تفاوتی واحساسات منفی را تجربه می کنند، زیرا چنین می اندیشند که اجتماع نتوانسته است آنها راحمایت کند.این عقب نشینی و قطع ارتباطات دوستانه و کنار کشیدن از امور و کسانی که به آنها علاقه دارند باعث از دست دادن پشتیبانی و حمایت اجتماعی شده و میل به تنها بودن درآنان قوت می گیرد. این رویداد، خود باعث تشدید فرسودگی شغلی در این افراد می شود.

 

 

 

    1. کاهش عملکرد

 

 

در روند فرسودگی شغلی، فرد از کار خود خسته میشود واشتیاق وهمچنین تمرکز خود را ازدست می دهد و نمی تواند برای انجام دادن وظایف شغلی خود، به درستی تصمیم گیری کند در این شرایط سطح عملکرد شغلی فرد کاهش یافته و هرچه کار کسل کننده تر می شود، احتمالا تعداد موارد غیبت فرد از کار نیز، افزایش می یابد در این شرایط، حتی وقتی که فرد در محیط کار خود حاضر می شود، از نظر فکری فعال نیست. بروز بیماری های جسمی، مصرف مواد و کشمکش های بین فردی نیز ادامه کار را برای فرد مشکل تر می سازد و همه این عوامل مجموعا باعث کاهش عملکرد شغلی او می شوند (گل پرور و همکاران ، ۱۳۸۳).
۸٫کاهش سطح سلامت جسمی
فرسودگی شغلی میتواند احساسات وعواطف فرد را دستخوش تغییر کند و این تغییرات نیز موجب افت ونزول وی در همه ابعاد زندگی می گردد این افراد پیوسته ناخوشی های مزمنی مانند سرماخوردگی، سردرد و کمردرد راتجربه میکنند . همچنین ممکن است این افراد گرفتار تنش های فیزیکی شوند. این تنش ها می توانند بسیار آسیب زا باشند و فرد مبتلا را بیش از سایرین دچار بیماری هایی از قبیل آنفلونزا، واکنش های آلرژیک، بی خوابی، مشکلات قلبی _ عروقی وگوارشی کنند.

 

 

 

    1. مشکلات بین فردی

 

 

وقتی فرد دچار افسردگی گردید، برقراری ارتیاط با همکاران،دوستان واعضای خانواده خود بصورت فزاینده ای مختل می گردد و تمایل وی نسبت به عقب نشینی ازاجتماع، تشدید می گردد. در بسیاری از موارد، تمایل فرد نسبت به کناره گیری قطعی است و گفته می شود که این افراد به اصطلاح غیردسترس می شوند.

 

 

 

    1. یاس وناکامی

 

 

زندگی سرشاراز مواردی است که انسان در مواجهه با آنها، احساس یاس وناکامی می کند. امااحساس ناکامی پی در پی درشغل، می تواند نشانه ای از بروز فرسودگی شغلی باشد. دراین حالت، شغل برای فرد امیددهنده وارضاکننده نیست و شخص آینده حرفه ای اش را تیره و تار می بیند. با فزونی گرفتن احساس نارضایتی و ناکامی، فرسودگی شغلی نیز تشدید می شود واحساس ناامیدی و ناکامی به سایر جنبه های زندگی فرد نیز، سرایت میکند ( گل پرور و همکاران ، ۱۳۹۰).

 

 

۲-۲-۸ ویژگیهای افراد مستعد فرسودگی

 

 

 

    • زود سرکار می روند .

 

 

    • دیراز سرکار بر می گردند .

 

 

    • در حین غذا خوردن مشغول کار هستند .

 

 

    • کارها را به منزل می برند .

 

 

    • به ندرت به مرخصی یا تعطیلات می روند .

 

 

    • تفریح رفتن آنها به خاطر کارشان است .

 

 

    • وقت را برای همسر و فرزندان جیره بندی می کنند .

 

 

    • عادات خوابیدن و غذا خوردن آنها بی نظم است .

 

 

  • توانایی نه گفتن در برابر کار را ندارند (صلاحیان و سلطانی ، ۲۰۱۲).



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:57:00 ب.ظ ]




ریف ( ۱۹۸۹ ، به نقل از امامی و همکاران ،۲۰۱۳) خود پیروی را با متغیرهایی همچون خودمختاری، استقلال، منبع کنترل درونی، فردیت و رفتارهای منظم درونی توضیح می دهد. این متغیرها به این معنی است که تفکرات و اعمال یک فرد مربوط به خود اوست و نباید به عنوان علت های کنترل بیرونی فرد تعریف شود. ضمناً معنی عبارتی همچون خود پیروی بر طبق فرهنگهای مختلف می تواند تغییر کند. فرد دارای خود مختاری باید در رفتار داخلی استقلال داشته باشد، منظم باشد، در برابر فشارهای اجتماعی مقاوم باشد و به طور مشخصی عمل کند ، با استانداردهای شخصی خود را ارزیابی کند یعنی خودش به این نتیجه برسد که من به عقایدم اعتماد دارم، حتی اگر شبیه به خیلی از مردم نباشد.

 

 

 

    1. تسلط بر محیط :

 

 

ریف ( ۱۹۸۹، به نقل از خیری و شیخ اسلامی ، ۱۳۸۵) تسلط بر محیط را توانایی انتخاب و ایجاد محیطی مناسب برای شرایط فیزیکی خود تعریف کرده است که این نیز قسمتی از فردگرایی است. تسلط بر محیط دیدگاه ویژه ای را در مورد این جهان مطرح می کند، بهترین فرد کسی است که بتواند با این دنیای فانی برخورد کند و ابزار مناسب را محاسبه کند و برای رسیدن به هدف خود از آنها استفاده کند. احساس شایستگی و قدرت اداره یک محیط پیچیده را داشته و قدرت انتخاب یا خلق برنامه های مناسب برای این محیط را داشته باشد، احساس کند در اداره مسئولیتهای زندگی روزانه موفق است.

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. ارتباط مثبت با دیگران

 

 

ریف ( ۱۹۸۹، به نقل از خیری و شیخ اسلامی ، ۱۳۸۵) ارتباط مثبت با دیگران را به عنوان ارتباط درونی، درست، صمیمی و همچنین احساس قوی از ارتباط بین فردی و محبت توصیف کرده است . این افراد در ارتباطات بین فردی گرم، رضایت بخش و اعتماد برانگیز می باشند. سلامت مردم برایشان مهم است، توانایی تاثیرپذیری، همدلی و صمیمیت قوی با دیگران را دارند. دارای ارتباط اجتماعی (بده بستان) با دیگران می باشند به گونه ای که مردم وی را به عنوان فردی بخشنده، یعنی به عنوان فردی که مایل است برای دیگران وقت بگذارد توصیف می کنند.

 

 

 

    1. هدفمندی در زندگی :

 

 

ریف ( ۱۹۸۹، به نقل از امامی و همکاران ، ۲۰۱۳) می گوید: داشتن درکی روشن، هدفدار و مشخص در زندگی بسیار مهم است. شخص باید احساس کند زندگی او هدفدار و پرمعنا است . همچنین هدف مشخص و مسیر محسوس جهت رسیدن به این هدف را در زندگی داشته باشد. زندگی حال و گذشته فرد باید با معنی باشد. باید نسبت به زندگی اعتقاد راسخ و جدی داشته باشد تا زندگی معنا پیدا کند.

 

 

 

    1. رشد شخصی :

 

 

ریف ( ۱۹۸۹، به نقل از یون و چو،۲۰۱۴) رشد شخصی را به عنوان نوعی توانایی برای رشد تعریف کرده است. در بحث رشد شخصی ، ریف هرگز به سوالات کلیدی نمی پردازد مثلاً رشد در چه زمینه ای است؟ و آیا همه ما به این رشد برای همه ابعاد شخصیتی نیازمندیم و به همه این ارزش ها باید احترام بگذاریم ؟ رشد شخصی، داشتن رشد مداوم در همه زمینه ها و کسب تجربه های جدید می باشد و فرد احساس روز افزونی برای افزایش اطلاعات داشته باشد و معتقد باشد که زندگی یک روند مداوم یادگیری، تغییرات و رشد است.

 

 

 

    1. پذیرش خود :

 

 

ریف ( ۱۹۸۹، به نقل از لوی و همکاران ، ۲۰۱۱) یادآور شد که داشتن نگرش مثبت نسبت به خود عنوان یک خصوصیت اصلی کارکرد روانشناختی مثبت محسوب می شود. همچنین وقتی که فرد از کارهای خود در مجموع راضی باشد و نسبت به کارهای گذشته خود قدردانی بکند و موقعی که به گذشته خود نگاه می کند احساس رضایت و خشنودی بکند.
۲-۳-۲-۹ دیدگاه مزلو[۵۰]
مزلو مدعی بود که در همه انسان ها تلاش یا گرایش فطری برای تحقق خود یا خودشکوفایی وجود دارد و خودشکوفایی را به عنوان موضوع اصلی زندگی انسان مورد توجه قرار داده است. به نظر او درجه رضایت مندی نیازهای اساسی به گونه ای مثبت با درجه سلامت عمومی همبستگی دارد و ناکام گذاردن نیازها و توانایی ها موجب بیماری افراد می شود. انسان سالم کسی است که به بالاترین سطح نیاز دست یابد، لذا کسی که به مرحله تحقق خود رسیده باشد از سلامت عمومی خوبی برخوردار است . پژوهش مزلو درباره افرادی که از نظر هیجانی بسیار سالم بودند پایه نظریه شخصیت او را تشکیل می داد، وی معتقد بود تنها یک درصد افراد به این حد می رسند (گیبونس ، آروالو و مونیکو[۵۱] ، ۲۰۱۳) .

 

 

۲-۳-۳  عوامل موثر بر سلامت عمومی

 

 

در تعریف جدید سازمان جهانی بهداشت سلامت نه تنها به معنای عادی بودن انسان از امراض گوناگون بلکه شامل رفاه احساسی، روانی و اجتماعی نیز می باشد. بر این اساس، عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامت به شرایط اجتماعی که انسان ها در طول چرخه حیاتشان در آن زندگی و کار می کنند توجه دارد. شواهد دلالت از آن دارد که اکثر بار بیماریها و نابرابریها بهداشت و سلامت ناشی از عوامل اجتماعی است. به عنوان مثال یک زن ژاپنی ۴۲ سال بیشتر از یک زن لسوتومی زندگی می کند، یعنی انتظار از زندگی بسیار بستگی به محل تولد و محل رشد و نمو دارد . همچنین بیولوژی نقش تعیین کننده ای در میزان مرگ و میر مادران افغانی (از هر ۸ مادر یک نفر) در مقیاس با مادران سوئدی (از هر ۱۷۴۰۰ مادر یک نفر) ندارد. این نابرابری حتی در شرایط منطقه ای یکسان نیز مصداق دارد. به عنوان مثال یک مرد بومی استرالیایی ۱۷ سال کمتر از سایر مردان همان کشور طول عمر دارد و مرگ مادران در میان زنان فقیر اندونزی ۴ برابر بیشتر از زنان ثروتمند همان کشور است. تنها می توان گفت ترکیب ناهمگونی از سیاست ها، مسایل اقتصادی و سیاسی در مقیاس وسیع مسئولیت این پدیده را به عهده داشته و منجر می شوند تا عده کثیری از مردم از سلامت مناسب برخوردار نباشند (لارسون[۵۲] ، ۲۰۱۲) .
شرایط و وضعیت اقتصادی و اجتماعی در طول زندگی بر سلامت عمومی فرد تاثیر گذار است. افرادی که به مدت طولانی در معرض محدودیت های اقتصادی و اجتماعی و تبعات آن از جمله سرمایه کم خانواده، تحصیلات پایین، شغل نامطمئن، زندگی در خانه های نامناسب و غیره قرار دارند بیشتر در معرض ابتلا به بیماریهای روانی و جسمانی خصوصاً افسردگی قرار دارند. یکی از مهمترین پدیده های نامطلوب اقتصادی و اجتماعی مشکل بیکاری است. شواهد نشان می دهد که افراد بیکار و خانواده هایشان به طور قابل توجهی در معرض خطر مرگ زودرس و بیماریها می باشند. اثرات بیکاری بر روی سلامتی درنتیجه مسایل جسمی و روانی و مسایل مالی به وجود می آید این عوارض از زمانی آغاز می شود که فرد احساس کند در معرض تهدید شغلی قرار دارد و این فرآیند بسیار پیشتر از واقعه بیکاری رخ می دهد. بنابراین اضطراب ناشی از ناامنی شغلی بصورت بالقوه یکی از تعیین کننده های سلامت محسوب می شود.همچنین نارضایتی شغلی نیز یکی دیگر از عوامل تأثیر گذار بر سلامت و بیماری محسوب می شود. بدین ترتیب صرف داشتن شغل به تنهایی ضامن سلامتی جسم و روان نیست و در این خصوص کیفیت شغل نیز از اهمیت زیادی برخوردار است (مونیکو ، ۲۰۱۲) .
از دیگر عوامل شغلی موثر در سلامت و بیماری می توان نقش استرس در محیط کار را نام برد. شواهد نشان می دهد افرادی که کنترل بیشتری بر کارهایشان دارند از سلامت بهتری برخوردارند. همچنین فرصت مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی، فرصت ارتقاء و بهبود مهارتها، حمایت های اجتماعی در محیط کار و روابط با همکاران ، بالادستان و زیردستان، دریافت پاداش های به موقع و مناسب از دیگر عوامل تعیینکننده سلامتی در محیط کار محسوب می شود (لارسون، ۲۰۱۲) .
بنابراین می توان به طورکلی به برخی از عوامل نابرابری و بی عدالتی در سلامت عمومی به شرح زیر اشاره کرد:
۱ـ محل اقامت (تفاوت بین شهر و روستا، گروههای منطقه ای، پایتخت در مقابل سایر مناطق) و بخش های دیگر شهرها
۲ـ نژاد
۳ـ شغل و آسیب پذیریهای درآمدی
۴ـ جنسیت که اغلب نشان دهنده آسیب پذیری های ناشی از قوانین و هنجارهای مرتبط با جنسیت می باشد.
۵ـ فرهنگ و ارزشها
۶ـ تحصیلات
۷ـ وضعیت اقتصادی و اجتماعی
۸ـ سرمایه اجتماعی (امامی و همکاران ، ۲۰۱۳) .

 

 

۲-۳-۴ رابطه حمایت و انسجام اجتماعی و خانوادگی با سلامتی عمومی

 

 

حمایت و روابط خوب اجتماعی سهم چشمگیری در سلامت دارند. حمایت اجتماعی در جهت تحقق نیازهای واقعی و عاطفی افراد کمک کننده است. تعلق به یک شبکه اجتماعی از جامعه و الزامات متقابل موجب می شود تا افراد احساس محبت، دوستی، احترام و ارزش نمایند.شواهد نشان می دهد افرادی که حمایت های اجتماعی و خانوادگی کمتری دارند بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب، افسردگی و طیف وسیعی از بیماریهای جسمی از جمله بیماریهای قلبی و عروقی قراردارند. یکی از مهمترین ریسک فاکتورها در این زمینه فقر است که می تواند منجر به اختلال در شبکه اجتماعی و انزوای فردی گردد. جوامعی که دارای سطح بالایی از نابرابری های درآمدی هستند تمایل کمتری به انسجام اجتماعی داشته و در نتیجه میزان خشونت در آنها بالاتر است (استلمن و همکاران ، ۲۰۱۲) .
۲-۳-۵محورهای برنامه ریزی استراتژیک در زمینه عوامل تعیین کننده اجتماعی سلامت عمومی
بطور کلی ۴ محور اصلی برای تهیه برنامه های مرتبط با حوزه سلامت عمومی وجود دارد که سیاست های بهداشتی می تواند بر مبنای آن ها اتخاذ گردد. این چهار محور به قرار ذیل اند:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:57:00 ب.ظ ]




۳-۳ جامعه آماری ، نمونه و روش نمونه گیری

 

 

جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل کلیه کارکنان اداره آموزش وپرورش ناحیه ۳ شهر کرمانشاه در سال تحصیلی ۹۳-۹۲ است که تعداد کارکنان زن و مرد ۱۶۰۰ نفر می باشند. از این تعداد ۱۶۰۰ نفر با مراجعه به جدول مورگان و کرجسی تعداد ۲۱۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند که از این تعداد ۱۰۵ نفر زن بودند که ۵۳ نفر در قسمت آموزشی مقطع دبیرستان (متوسطه دوم ) و پیش دانشگاهی و ۵۲ نفر در قسمت اداری ، همچنین تعداد مرد ، هم ۱۰۵ نفر بودند که ۵۳ نفر آنها در قسمت آموزشی مقطع دبیرستان ( متوسطه دوم ) و پیش دانشگاهی و ۵۲ نفر در قسمت اداری ، به عنوان نمونه انتخاب شدند .
روش نمونه گیری در پژوهش حاضر ، نمونه گیری تصادفی طبقاتی است.

 

 

۳-۴ ابزار پژوهش

 

 

۳-۴-۱ پرسش نامه استرس شغلی

 

 

در این پژوهش از مقیاس استرس شغلی فیلیپ ال رایس (۱۹۹۲) که اطلاعاتی در مورد استرس شغلی
به ما می دهد، استفاده شد.این مقیاس توسط حاتمی( ۱۳۷۷ ) ترجمه و هنجاریابی شده است .
این پرسشنامه شامل سه خرده مقیاس روابط بین‌ فردی، وضعیت جسمانی و علایق شغلی می‌باشد. جملات اولیه پرسشنامه، برای سنجش مشکلات موجود در روابط بین فردی و رضایت یا عدم رضایت شغلی تدوین شده است. پس از آن به وضعیت‌های جسمانی که موجب خستگی روزمره فرد می‌شوند پرداخته شده است، و سومین قسمت پرسشنامه نیز به علایق شغلی اختصاص داده شده است.
تعداد سوالات این آزمون ۵۷ تا می باشد و محدودیت زمانی ندارد اما اغلب آزمودنی‌ها تا ۳۰ دقیقه آن را به اتمام می‌رسانند. نمره‌گذاری این آزمون در مقیاس لیکرت ۵ گزینه‌ای به صورت (۱= هرگز، ۲= به‌ندرت، ۳= گاهی اوقات، ۴= اغلب و ۵= بیشتر اوقات یا همیشه) انجام شد. با استفاده از کلیدِ پاسخنامه، نمره‌گذاری نهایی انجام شد و نمره استرس شغلی از جمع کل نمرات به‌دست آمد .
حاتمی (۱۳۷۷) این پرسشنامه را برای نمونه‌ای ۲۷۵ نفری از معلمان مدرسه، مورد آزمون قرار داد. میزان پایای محاسبه شده با استفاده از آلفای کرونباخ، ۸۹% بدست آمد و میزان روایی برای کل پرسشنامه ۹۲۱% و برای سه خرده‌مقیاس روابط مابین فردی، وضعیت جسمانی و علایق شغلی به ترتیب ۸۹% و ۸۸% و ۸۸% ذکر شده است.
همچنین حاتمی (۱۳۷۷) این پرسشنامه را در مورد ۳۰ نفر از کارمندان زن شاغل مراجعه کننده به کلینیک مشاوره صدا وسیما اجرا کرد، که طی نتایج به‌دست آمده از این اجرا، استرس شغلی کارمندان زن، بالاتر از هنجاری بود که رایس (۱۹۹۲) به آن رسیده‌ بود .

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۳-۴-۲ پرسش نامه فرسودگی شغلی

 

 

در پژوهش حاضر به منظور اندازه گیری فرسودگی شغلی از پرسش نامه فرسودگی شغلی مسلش یا MBI ( 2001) که توسط عماد فیلیان (۱۹۹۲)در سال ۱۳۷۱ترجمه شده است ، استفاده شد . در این آزمون فرد سه نمره به دست آورد. این سه نمره به ابعاد تحلیل عاطفی، مسخ شخصیت و نابسندگی مربوط است. این آزمون دارای ۷۱ %تا ۹۰ % پایایی و روایی ۳۳ % تا ۶۷ % می باشد.
در بسیاری از پژوهش‌های مربوط به فرسودگی شغلی چه در خارج کشور چه در داخل کشور این ابزار MBI) ) مورد استفاده قرار گرفته است.
فرم اولیه MBI که شامل ۴۷ سؤال بود و دارای مقیاس دوگانه فراوانی و شدت بود، روی نمونه‌ای ۶۰۵ نفری (۵۶ درصد مرد و ۴۴ درصد زن) اجرا شد. این افراد کارکنان مشاغل خدماتی و بهداشتی بودند شامل: پلیس، معلم، پرستار، مددکار اجتماعی، روانپزشک، پزشک و مدیران مؤسسات. بعداز سپردن داده‌های بدست آمده به تحلیل عوامل ده عامل، هم برای فراوانی و هم برای شدت بدست آمد. با توجه به چند معیار از جمله بار عاملی و همبستگی هر سؤال با نمره کر آزمون ۲۲ سؤال ضعیف از ۴۷ سؤال حذف شد و تعداد سؤالات آزمون به ۲۵ سؤال رسید. آزمون جدید که شامل ۲۵ سؤال بود روی نمونه‌ای ۴۲۰ نفری (۹۶ درصد زن و ۲۹ درصد مرد) اجرا شد. مشاغل این افراد عبارت بود از: پرستار، معلم، مددکار اجتماعی، مشاور، کارکنان بهداشت روانی، کارکنان خدماتی ادارات و مدیران اجرایی مؤسسات. نتایج تحلیل عوامل داده‌های حاصل از این مطالعه همانند مطالعه قبل بود و به همین دلیل داده‌های هر دو مطالعه ترکیب شد و داده‌های نمونه‌ای ۱۰۲۵ نفری مورد تحلیل قرار گرفت. حاصل این تحلیل بدست آمدن چهار عامل بود. این چهار عامل عبارتند از: ۱- خستگی عاطفی ۲- عملکرد شخصی ۳- مسخ شخصیت ۴- درگیری.
از مجموع ۲۵ سؤال ۹ سؤال به خستگی عاطفی، ۸ سؤال به عملکرد شخصی، ۵ سؤال به مسخ شخصیت و ۳ سؤال به درگیری اختصاص یافت.
مسلش و جکسون (۱۹۸۱) در یک مطالعه روی ۴۲۰ نفر (۹۶ درصد زن و ۳۱ درصد مرد) با استفاده از آلفای کرونباخ همسانی درونی پرسشنامه را برای فراوانی۸۳/۰ و برای شدت ۸۴/۰ محاسبه کردند. در ایران نیز مطالعاتی در مورد MBI انجام شده است نتایج این مطالعات نیز همانند مطالعات خارج از کشور است. بهینا (۱۳۷۹) ضریب آلفای MBI را در یک نمونه ۲۲۱ نفری به شرح زیر در مورد مقیاس فراوانی محاسبه کرد:
فرسودگی شغلی ۸۷/۰٫ مسخ شخصیت ۵۵/۰ عملکرد شخصی ۸۳/۰ . بدری گرگری (۱۳۷۴) نیز ضریب پایایی خرده آزمون‌های MBI را در یک نمونه ۵۰ نفری معلمان به شرح زیر محاسبه کرد. خستگی عاطفی ۸۴/۰، مسخ شخصیت ۷۵/۰، و عملکرد شخصی ۷۵/۰٫
مسلش و جکسون (۱۹۸۱) برای تعیین روایی پرسشنامه از سه روش استفاده کردند :

 

 

 

    1. محاسبه همبستگی نمره افراد در MBI با نمره‌ای که فردی کاملاً آشنا (همسر یا همکار) به فرد می‌داد.

 

 

    1. محاسبه همبستگی ابعاد تجربه شغلی با فرسودگی شغلی.

 

 

۳ – محاسبه همبستگی نمره افراد در MBI و پیامدهای مختلفی که فرض شده است با فرسودگی شغلی مربوط است .
۳-۴-۳ پرسش نامه سلامت عمومی (GHQ)
این پرسش نامه توسط گلدبرگ در ۱۹۷۲ تدوین شده و به منظور استفاده برای افراد غیر بیمار و به هنجار که در وضعیت های مختلف جامعه یافت می شود طراحی شده است و می توان آن را برای هر طبقه سنی و به منظورکشف ناتوانی در عملکرد به هنجار و وجود حوادث آشفته کننده زندگی در مراکز و محیط ها ی مختلف استفاده کرد. پرسشنامه دارای فرم های مختلفی است که در پژوهش حاضر
از فرم ۲۸ ماده ای استفاده شد . مواد این پرسشنامه به بررسی وضعیت سلامت فرد در یک ماهه اخیر پرداخته است .
گلدبرگ و هیلر( ۱۹۷۲) فرم ۲۸ مادهای پرسشنامه را اولین بار ازطریق اجرای روش تحلیل عاملی بر روی فرم بلند آن ، طراحی کردند .(تقوی، ۱۳۸۰) .
گلدبرگ و همکارانش ابتدا این پرسشنامه را برای غربالگری اختلالات روان‌شناختی غیر سایکوتیک، در مراکز درمانی و سایر جوامع طراحی و تدوین کردند. فرم اصلی و اولیه این پرسشنامه مشتمل بر ۶۰ سوال بوده است که متن سوالات درباره وضع سلامتی و ناراحتی‌های فرد و به طور کلی سلامت عمومی او ، با تاکید بر مسائل روان‌شناختی و اجتماعی در زمان حال می‌باشد. که بعدها فرم‌های کوتاه‌تری مشتمل بر ۱۲، ۲۰، ۲۸، ۳۰ و ۴۴ ماده نیز تهیه شد. این پرسشنامه علاوه بر استخراج نمره کلی وضعیت سلامت روان افراد، از چهار زیر مقیاس نیز تشکیل یافته که هر کدام از آن‌ها دارای هفت سؤال می‌باشند .چهار زیر مقیاس عبارتند از: علایم جسمانی‌سازی، علایم اضطراب، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی؛ که در زیر مقیاس علایم جسمانی‌سازی : وضعیت سلامت عمومی و علایم جسمانی، در زیر مقیاس اضطراب : علایم و نشانه‌های بالینی اضطراری شدید، بی‌خوابی، تحت فشار بودن، عصبانی بودن و دلشوره و در زیر مقیاس کارکردی اجتماعی : توانایی فرد در انجام کارهای روزمره، احساس رضایت در انجام وظایف ، احساس مقید بودن ، قدرت یادگیری و لذت بردن از فعالیت‌های روزمره زندگی و در زیرمقیاس افسردگی : علایم اختصاصی افسردگی از قبیل احساس بی‌ارزشی ، ناامیدی ، بی‌ارزش بودن زندگی، افکار خودکشی، آرزوی مردن و ناتوانی در انجام کارها را می‌سنجد .
هومن (۱۳۷۶) در هنجاریابی پرسشنامه سلامت عمومی ۲۸ سوالی در ایران، هماهنگی درونی این پرسشنامه را با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس‌های فرعی ، به ترتیب ۸۵ / ۰، ۸۷ /۰، ۷۹/۰ و ۹۱/۰ گزارش نمود و برای کل مقیاس که نشان‌دهنده سلامت عمومی است، برابر با ۸۵/۰ برآورد کرده است.

 

 

۳-۵ شیوه اجرای پژوهش

 

 

برای اجرای پژوهش حاضر، پرسشنامه های استرس شغلی ، فرسودگی شغلی و سلامت عمومی که در مجموع شامل ۱۱۰ سوال بود به تعداد ۲۱۰ نفر در بین نمونه آماری توزیع شد سپس پرسشنامه های مذکور پس از جمع آوری ، نمره گذاری شد وهمچنین با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل های آماری با توجه به فرضیه های پژوهش انجام شد .

 

 

۳-۶ ر وش‌ تجزیه و تحلیل داده‏ها:

 

 

داده های آماری در دو بخش توصیفی و استنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفتند در بخش توصیفی میانگین، انحراف معیار ، ودر بخش استنباطی فرضیه های پژوهش با استفاده از روش همبستگی پیرسون و رگرسیون مورد آزمون قرارگرفتند .

 

 

فصل چهارم

 

 

یافته های پژوهش

 

 

۴-۱یافته های توصیفی

 

 

جدول ۴-۱ وضعیت کارکنان از نظر نوع شغل

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:56:00 ب.ظ ]




بحث ونتیجه گیری

 

 

در این فصل ابتدا، نتایج مربوط به پژوهش با توجه به فرضیه های ارائه مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و سپس تبیین‌های نظری ممکن ارائه می شود و در انتها محدودیت‌ها و پیشنهادات پژوهش ارائه می گردد.

 

 

۵-۱ بحث و نتیجه گیری

 

 

فرضیه اول : بین سلامت روان و استرس شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه وجود دارد.
نتایج نشان داد که بین سلامت روان و استرس شغلی در بین کارکنان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه مثبت و معنادار وجود دارد به عبارتی هر چه نمره فرد در مقیاس استرس شغلی بالاتر رود، نمره فرد به همان تناسب در مقیاس سلامت روان بالاتر می رود و چون طیف نمره گذاری سلامت روان بر عکس است، افزایش نمره فرد در مقیاس سلامت روان به معنای کاهش سلامت روان فرد است. این نتایج با یافته های های پژوهش حائزی (۱۳۹۱)، اکبری (۱۳۸۲) و صدرا ( ۱۳۸۹) همخوان است. در همین راستا باکر و کاری[۶۱](۲۰۱۰) مطرح نمودند که در واقع یکی از مهم‌ترین عواملی که سلامت روان افراد را به مخاطره میاندازد، استرس (فشار روانی) و به خصوص استرس شغلی است و به باور روان‌شناسان وقتی فردی با فشار روانی مواجه میشود از سه مرحله «هشدار»، «مقاومت» و «فروپاشی» عبور می کند و فردی که قادر به رویارویی مناسب با انواع عوامل استرس‌زا نیست، تا سرحد آشفتگی و فروپاشی در سلامتی جسمی و روانی ممکن است پیش رود و سلامت او تهدید می شود. ساربان(۱۳۹۲) دریافت که افرادی که سلامت روانی بالاتری دارند، در شرایط شغلی استرس زا میزان شدت کمتری از استرس را متحمل می شوند.
عوامل استرس زا و به خصوص استرس در محل کار شامل مواردی هستند که باعث ایجاد تغییرات جسمی و روانی ناشی از انواع فشارهای روانی در انسان می شوند. عوامل استرس‌زا ممکن است ناچیز و گذرا باشند، مانند: بیماری خفیف جسمی خود یا اعضای خانواده، دیر رسیدن به سرکار، خلف وعده توسط دیگران، عصبانیت یا درگیری جزئی با مدیر، همسایه، همسر و… ممکن است این مشکلات شدید یا حاد باشند، مانند : مشاهده‌ی مرگ یکی از اعضای خانواده یا دوستان نزدیک، مشاهده یک تصادف دلخراش، حوادث طبیعی مثل: سیل و زلزله، حوادث ناشی از جنگ مثل : بمباران. در واقع استرس های شغلی تاثیراتی بسیار بر سلامت روان و سلامت جسمی فرد به جا می گذارند، چون افراد بخش زیادی از زمان و زندگی خود را در محیط کار سپری می کنند و طبیعی است که اثرات استرس های شغلی سلامت روان فرد را تحت شعاع خود قرار می دهد(اکبری، ۱۳۸۲).
فرضیه دوم : : بین سلامت روان و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه وجود دارد.
نتایج نشان دادکه بین سلامت روان و فرسودگی شغلی در بین کارکنان آموزش و پرورش رابطه مثبت معنادار وجود دارد. به عبارتی هر چه فرسودگی شغلی بیشتر باشد، کارکنان آموزش و پرورش از میزان سلامت روان پایین تری برخوردارند. این نتایج با یافته های کروسز[۶۲] (۲۰۰۸) و یافته های زنجانی، فیض آبادی، باغبانی و زرکار (۱۳۹۰) همخوانی دارد.
در تبیین نتایج به دست آمده می توان بیان نمود که آندرسون[۶۳] و رامو (۲۰۰۶) در پژوهشی در همین حیطه بیان نمودند که آنچه سلامت روان افراد را با خطر روبرو می سازد استرس و به خصوص استرس های شغلی است. همچنین محبی (۱۳۸۵) در بررسی خود بیان نمود که هرچه فرسودگی شغلی افراد بیشتر باشد، سلامت روان افراد کمتر خواهد بود و میزان استرس شغلی بالا تری را تجربه می کنند.
فرسودگی شغلی پیامدی از فشار شغلی دایم و مکرر است بدین ترتیب که شخص در محیط کارش به علت عوامل درونی و بیرونی احساس فشار می‌کند و این فشار، پیوسته و چندین‌باره بوده و سرانجام به احساس فرسودگی تبدیل می‌گردد. شخصی که مسئولیت‌های هم‌ستیزنده و هم‌زمانی دارد، این احساس را خواهد داشت که به چند جهت کشیده می‌شود این امر به خستگی از کار و سرانجام فرسودگی شغلی خواهد انجامید. اولین آسیب فرسودگی شغلی، رنج بردن از فرسودگی بدنی ‌همچون سردرد، تهوع، کم‌خوابی، و تغییراتی در عادات غذایی است. فرسودگی عاطفی همچون افسردگی، احساس درماندگی، احساس عدم کارآیی در شغل خود و همچنین ایجاد نگرش‌های منفی نسبت به خود، شغل، سازمان و به طور کلی نسبت به زندگی پیامدهای بعدی کارزدگی هستند و سلامت روان فرد را تهدید می کند و کارکنان آموزش و پرورش به دلیل کار بیش از حد و نداشتن حقوق مناسب و استرس های مکرر در محیط کار بیشتر در معرض فرسودگی شغلی و متعاقب آن از دست دادن و تهدید سلامت روان قرار دارند(موسوی، ۱۳۸۸).
فرضیه سوم : بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه وجود دارد.
نتایج نشان داد که بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی در بین کارکنان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه رابطه وجود دارد. به عبارتی بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و هرچه استرس شغلی افرادبیشتر شود، فرسودگی شغلی آنها بیشتر می شود و برعکس. این نتایج با یافته های عرفانی(۱۳۸۵)، سلطانی (۱۳۸۹) همخوان است و نیز با یافته های نشاط دوست (۱۳۸۷) ناهمخوان است.
در همین راستا سلیمانی(۱۳۹۲) عنوان نمود که معلمان آموزش و پرورش با توجه به نوع شغل و محیط کاری خود، بدلیل ساعات کاری طولانی و سخت بودن آن و فشارهای خانوادگی، اجتماعی و اقتصادی در طول ساعات کاری خود استرس شغلی و افسردگی را تجربه می‌کنند و این استرس های شغلی به مرور زمان منجر به فرسودگی شغلی در آنها می شود. همچنین صادقیان (۱۳۸۷) مطرح نمود که استرس های وارد شده به معلمان آموزش و پرورش فراتر از افراد عادی است و دائما به دلیل استرسور های محیطی تحت شدت بالای استرس شغلی قرار می گیرند و این استرس های مداوم شغلی رفته رفته به فرسودگی شغلی منجر می شود و بنابراین بین استرس های شغلی و فرسودگی شغلی در کارکنان آموزش و پرورش رابطه وجود دارد.
افرادی که به طور طولانی مدت در معرض استرسهای شدید هستند، امکان دارد مبتلا به فرسودگی کاری شوند این پدیده سندرمی است که شامل فرسودگی فیزیکی، عاطفی و روانی است و توام با احساس شدید پایین بودن پیشرفت شخصی در فرد است ،‌بدین معنی که افراد درگیر با این مساله احساس می‌کنند هیچگونه پیشرفت و ترقی در زندگی حرفه‌ای و شخصی خویش ندارند. در محیط‌های صنعتی و سازمانی عوامل و علل مختلفی را می‌توان برای بروز فرسودگی کاری معرفی کرد که عمده‌ترین آنها روشی است که سرپرستان و مدیران سازمان به عنوان سبک رهبری و کنترل افراد و سازمان برای خود اتخاذ می‌کنند. اگر چه برخی از افراد از لحاظ شخصیتی بیشتر مستعد ابتلا به این عارضه هستند با این حال، فرسودگی شغلی با اتخاذ شیوه‌ها و تدابیر خاصی قابل اصلاح و برگشت‌پذیر است و می‌توان تدابیری را جهت درمان آن به کار برد. بنابراین کارکنانی در سازمان ها و ادارات به خلاقیت می‌رسند که از نظر روانی احساس امنیت کنند در ضمن مدیران متخصص آنها را هدایت کنند در بیشتر اداره‌های دولتی این موضوع به فراموشی سپرده شده و نتیجه این که سیمای یک کارمند فردی خواب آلوده و پشت‌میزنشین ترسیم می‌شود که می‌خواهد ساعت کاری‌اش را پر کرده و حقوق آخر ماهش را دریافت کند و طبیعی است هر روز بیش از خلاقیت وی کشته می‌شود. بنابراین استرس های محیط کار وقتی بیش از حد و مداوم باشد، رفته رفته فرسودگی شغلی را در فرد ایجاد می کند(آریایی، ۱۳۹۰).
فصل سوم:
روش شناسی
پژوهش
فرضیه چهارم : استرس شغلی و فرسودگی شغلی پیشبینیکننده های سلامت روان در بین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه هستند.
نتایج نشان داد که استرس شغلی و فرسودگی شغلی پیشبینیکننده های سلامت روان دربین کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر کرمانشاه هستند. این نتایج با یافته های عارضی (۱۳۹۲) همخوان است.
در همین راستا و همپای یافته پژوهش به دست آمده رضایی( ۱۳۹۲) مطرح نمود که استرس های شغلی در کارکنان آموزش و پرورش تا حد بسیاری با سلامت روانی آنها ارتباط دارد و به خوبی بر اساس میزان استرس های وارد شده و میزان مقیاس استرس شغلی، سلامت روان کارکنان را پیش بینی نمود و همچنین فاضلی (۱۳۹۰) به این نتیجه دست یافت که فرسودگی شغلی پیش بینی کننده خوبی برای سلامت روان در افراد است و هرچه میزان فرسودگی شغلی بیشتر باشد، به طبع آن می توان درصد پایین تری از سلامت روان را تخمین زد .
در تبیین نتایج بدست آمده از رگرسیون به شیوه همزمان برای بررسی پیش بینی سلامت روان توسط متغیرهای فرسودگی شغلی و استرس شغلی میتوان گفت این متغیرها ، با اطمینان ۹۹ در صد توان پیش بینی سلامت روان رادارند یعنی فرسودگی شغلی واسترس شغلی همزمان با هم بر سلامت روان تاثیر دارند بدین صورت که اگر نمره فرد در مقیاس استرس شغلی و فرسودگی شغلی بطور همزمان بالارود نمره سلامت روان هم بالا خواهد رفت یعنی فرد از سلامت روان پایین تری برخوردار است و بر عکس ، یعنی اگرنمره فرد درمقیاس استرس شغلی و فرسودگی شغلی بطور همزمان پایین بیاید نمره سلامت روان هم پایین خواهد رفت یعنی فرد از سلامت روان بالاتری برخوردار است .

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۵-۲-محدودیت ها

 

 

 

    1. این پژوهش روی کارکنان آموزش و پرورش شهر کرمانشاه ، انجام شده و در تعمیم یافته ها به سایر گروههای اجتماع باید احتیاط شود.

 

 

    1. وجود متغیرهای کنترل نشده ای مانند استرس خارج از محیط کار کارکنان آموزش و پرورش بر میزان صحت نتایج به دست آمده تاثیر گذار است.

 

 

 

۵-۳-پیشنهادات

 

 

۵-۳-۱- پیشنهاد کاربردی

 

 

 

    1. با توجه به پیامدهای منفی استرس شغلی و مشکلات کاری کارکنان آموزش و پرورش به مسئولین پیشنهاد می شود که با انجام برنامه ریزی های خاص و توجه به مشکلات این قشر آسیب پذیر در جهت کاهش اثرات مخرب استرس و سایر مشکلاتی که کارکنان آموزش و پرورش با آنها درگیر هستند، برآیند.

 

 

    1. معرفی و اطلاع رسانی در مورد راهکارهای مناسب و توجه به محیط و راهکارهای آرامبخش تر کردن محیط و سایر راهکارهای مورد تایید متخصصان در رابطه با مشکلات کارکنان آموزش و پرورش .

 

 

    1. ایجاد کارگاههای روان درمانی کنترل استرس و راهکارهای کاهش دهنده استرس شغلی مانند بیوفیدبک و ورزش های مناسب جهت رو به رویی و کاهش اثرات مخرب تنش های شغلی .

 

 

    1. همکاری مستقیم متخصصان در زمینه آموزش و آگاه کردن کارکنان آموزش و پرورش در زمینه به کار گیری راهبردهای مقابله ای و سازوکار لازم مواجه با تنش های شغلی.

 

 

 

۵-۳-۲- پیشنهاد پژوهشی

 

 

پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی به مقایسه و بررسی رابطه بین استرس شغلی و فرسودگی شغلی با سلامت روان در کارکنان سایر اداره های دولتی پرداخته شود.

 

 

 

    1. پیشنهاد می شود در پژوهش هایی از این دست همراه با مقیاس های خود سنج ، مقیاس های غیر مستقیم هم به کار برده شود.

 

 

    1. انجام پژوهش در موقیعت های آزمایشی و نیمه آزمایشی و آموزش سلامت روان پیشنهاد می شود.

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:56:00 ب.ظ ]




الف: منابع فارسی

 

 

اورنگی مریم؛ هاشم زاده ،ایرج و بهره دار، محمدجعفر . (۱۳۷۹). استرس شغلی و رابطه آن با سلامت روان در کارکنان بیمارستانهای شهر شیراز. اندیشه و رفتار، سال ششم، شماره ۸، -۶۲-۵۸٫
اقدامی باهنر، علی؛ نجارپور استادی، مریم؛ لیوارجانی، غزاله.(۱۳۹۲). بررسی میزان منابع استرس شغلی معلمان استان تهران ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران .
اقدمی باهنر، علیرضا . نجارپور استادی ، سعید . لیوارجانی ، شعله (۱۳۹۲) . رابطه احساس خودکارآمدی و هوش هیجانی با فرسودگی شغلی در بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز . علوم تربیتی ، شماره ۷ ، .۱۹۹٫
ابطهی ، حسین والوانی ، مهدی (۱۳۸۹) پژوهش پیرامون فشارهای عصبی مدیران بخش صنعت در کشور ، فصلنامه مطالعات مدیریت ، سال دوم، شماره ۵٫ ۲۳-۱۲٫
ایزدی ، پروین (۱۳۹۰) فشار روانی ، مولف شفر مارتین ، انتشارات درخشش ، شماره هفتم .
اعتمادی، علیرضا. (۲۰۰۹). مقایسه و استرس شغلی رابطه با جنبه های رضایت شغلی در پرستاران شاغل در CCU و واحد های دیگر از بیمارستان قلب دانشگاه علوم پزشکی تهران و ایران ، پایان نامه برای کارشناسی ارشد در علوم ، دانشگاه الزهرا (س) .
آقا محمدیان. علیرضا. (۱۳۸۰). بررسی رابطه بین پنج عامل بزرگ ، سبک های مقابله ای و سلامت روانشناختی در دانشجویان کارشناسی دانشگاه تربیت معلم. پایان نامه کارشناسی ارشد منتشر نشده دانشگاه تربیت معلم تهران.
اکبری، علیرضا. (۱۳۸۲). بررسی رابطه سلامت روان و استرس شغلی در دانشجویان دانشگاه آزاد رودهن، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد رودهن.
آریایی، احمد. (۱۳۹۰). بررسی رابطه استرس و فرسودگی شغلی، بیماری و سلامت روان در دانش آموزان پیش دانشگاهی شهر البرز، یافته های نو در روانشناسی، سال دوم، شماره ۵، ۹۸-۳۳٫
بحری بیناباج، نرجس؛ مقیمیان، مریم؛ عطارباشی ،مریم و قرچه، معصومه. (۱۳۸۲). بررسی ارتباط فرسودگی شغلی و سلامت روانی در حرفه مامایی و پرستاری. مجله دانشکده پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی گناباد، سال دوم، شماره ۸، ۹۹-۱٫
بشارت، محمد علی.(۱۳۸۲). قابلیت اعتماد پایایی و درستی اعتبار مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی. مجله علوم روان شناختی . سال دوم، شماره ۶، ۱۲-۵٫
بهنودی، زهرا .(۱۳۸۴) . بهداشت و استرس شغلی/ – تهران: نشر بشری ،چاپ سوم ، شماره دهم .
بردبار ، علیرضا . (۱۳۸۷) . فرسودگی شغلی و شیوه مقابله با آن . ماهنامه اصلاح و تربیت . شماره ۷۴ ، ۱۴ .
بهرامی ، فاطمه . مختاری ، سمانه. (۱۳۸۷). بررسی میزان فرسودگی شغلی و عوامل موثر بر آن در بین اساتید دانشگاه اصفهان . فصلنامه مشاوره شغلی سازمانی . سال دوم، شماره ۲ . ۵۷-۷۱٫
پورافکاری ، نصرت اله .(۱۳۸۸). خلاصه روانپزشکی جلد دوم، انتشارات رشد
پولادری، مریم؛ شهری، رضا ؛ نجاریان، ایثار وشکر کن، سعید. (۱۳۷۴). بررسی تاثیر منفی استرس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان کارشناسی دانشگاه تربیت معلم .پایان نامه کارشناسی ارشد منتشر نشده دانشگاه تربیت معلم تهران.
جمشید نژاد،صادق.(۱۳۸۵). بررسی و مقایسه استرس شغلی و رضایت شغلی معلمان مدارس ابتدایی ،پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه ایلام منتشرنشده دانشگاه ایلام.
حسنی . رضا. (۲۰۰۵). بررسی میزان استرس در واحد های نا امن و بی خطر در هوای ایران در ۱۳۸۴-۱۳۸۵٫ مجله رهیافتی نو در روانشناسی، سال دوم، شماره ۸، ۱۲-۱۳٫
حائزی، الهه. (۱۳۹۱). بررسی رابطه سلامت روان و استرس شغلی در دانشجویان دانشگاه آزاد تهران، یافته های نو در رواشناسی، سال سوم، شماره ۱، ۲۵-۱۲٫
حافظی ، فریبا . احدی ، حسن . عنایتی ، میر صلاح الدین . نجاریان ، بهمن . رابطه ی علی استرس چالش ، استرس مانع پیشرفت ، فرسودگی و انگیزش و یادگیری با عملکرد تحصیلی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز . دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان (اصفهان) سال دوم. شماره ۳۲ ، ۱۶۶ .
خیر؛محمد ؛ سیف،دیبا.(۱۳۸۰). بررسی رابطه مهارت های مقابله با استرس و برخی از عوامل جمعیت شناختی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان. اولین سمینار بهداشت روانی دانشجویان دانشگاه تهران.
 

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:55:00 ب.ظ ]




وضعیت فردی مجرم

 

 

    1. وضعیت خانوادگی که خود به دو قسمت خانواده پدری (اصلی) و خانواده شخصی تقسیم می شود.

 

 

    1. وضعیت اجتماعی و اقتصادی

 

 

    1. وضعیت جرم سرقت و سابقه کیفری مجرم

 

 

در بخش اول سوالات، یعنی وضعیت فردی نگاه به خود مجرم و ویژگی های فردی وی اعم از بدنی و روانی شده است چرا که کانون تحلیل تعداد زیادی از نظرات جرم شناسی خود مجرم است نه جرم همانند نظریه های اثبات گرایی(زیستی و روانی)
در بخش دوم وضعیت فرد مجرم در خانواده و جایگاه خانواده فرد در اجتماع مورد بررسی قرار گرفته است.
در بخش سوم وضعیت اجتماعی و اقتصادی مجرم مورد پرسش قرار گرفته است. سوالاتی از قبیل وضعیت شغلی و درآمد سارق، جایگاه اعتقادی، تابعیت و….
بخش دیگر پرسش نامه بررسی وضعیت سرقت و سابقه آن در خصوص پرسش شونده است این بخش آخرین قسمت پرسشنامه را به خود اختصاص داده است (از سوال ۴۸ تا ۶۸) و این بدین علت است که پس از فراغت از ساختن تصویری از پیشینه مجرم قبل از ورود وی به این جرم خاص، باید پیوندهای وی با جنبه های مهم این جرم سنجیده شود. لذا پرسش های اصلی و اساسی هم چون علل گرایش، شیوه انجام، عملی شدن تفکر مجرمانه و دیگر مولف هایی که مربوط به وقوع جرم سرقت می باشد در این بخش واقع شده است.
حال با توجه به توضیحات ارائه شده و در نظر گرفتن اهمیت فوق العاده علل ارتکاب جرم و نقشی که می تواند این عوامل در کاهش یا افزایش سرقت داشته باشد مسأله اصلی که ما در این پژوهـش به دنـبال آن هستیم بررسی این موضوع است که چه نوع علت یا عللی به همراه چه انـگیزه ای در ارتکاب جرم سرقت موثر می باشد؟
ب- اهمیت و ضرورت پژوهش
جرم سرقت یا دزدی یکی از جرایم مهم و پر تعدد جوامع و عملی است که تقریباً در کلیه جوامع دیده می شود آمارها نشان می دهد که جرم سرقت از نظر کثرت وقوع بعد از جرایم مربوط به مواد مخدر در صدر جرایم قرار دارد و بالاترین میزان را در بین زندانیان محکوم دارد طبیعی است که این میزان در کشور های مختلف با فرهنگ و اعتقادات گوناگون متفاوت است. بدین ترتیب گستردگی قدمت و کثرت این جرم نگارنده را بر آن داشت تا با وجود مشکلات عدیده در این راه قدم بردارد و اهمیت این موضوع به قدری است که خداوند کریم در قرآن مجید سوره مائده آیه ۳۸ می فرماید:
(( وَ السّارِقُ وَ السّارِقَهُ فَاقْطَعُوا اَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالاً مِن اللهِ وَ اللهُ عَزیزْ حَکیمْ ))
دست مرد و زن دزد را به کیفر عملی که انجام داده اند بعنوان یک مجازات قطع کنید و خداوند توانا و حکیم است.
و سرقت تنها جرمی علیه اموال است که در قرآن برای آن حد تعیین شده است. بنابراین اهمیت تحقیق را در یک جمله می توان خلاصه کرد مهم ترین جرم علیه اموال و مالکیت یعنی سرقت.
ج- پیشینه و سابقه پژوهش
هر چند جرم سرقت موضوع جدید و تازه ای نیست ولی تاکنون تحقیقی جامع پیرامون آن ازجنبه ای که به آن نگریسته شده است وجود ندارد الاّ تالیفاتی که اساتید محترم در زمینه جرایم علیه اموال و مالکیت نوشته و در فصلی از آن به جرم سرقت به طور عام اشاره کرده اند و برخی مقالات اندک که هم چون بررسی سرقت از اماکن تجاری (مغازه ها) و مانند آن که بیشتر جنبه های انتظامی موضوع را مورد بررسی قرار داده است و گریزهایی که در کتاب های جرم شناسی و پیشگیری به صورت متفرقه به این جرم زده شده است ندارد در جامعه آماری مورد نظر (شهر مشهد) تاکنون مشابه این گونه تحقیق،‌ تحقیقی در جرم سرقت ارائه نشده است با این اوصاف وادی، وادی بکری است که می تواند مسیرهایی را بگشاید در خصوص تحقیقات بعدی.
د- اهداف پژوهش
۱- هدف کلی پژوهش: بررسی علل و انگیزه ارتکاب جرم سرقت در مشهد و ارائه راهکارهای برای پیشگیری و کنترل آن در جامعه آماری مورد نظر است که می تـواند به دلیل وجود تـشابهات فـراوان با گروه های دیگر در مکان های مختلف در کشور ایران قابل تعمیم باشد.
۲- هدف های جزئی پژوهش: بررسی میزان تحصیلات، جنسیت و خانواده مجرمین سرقت و ارتباط اعتیاد با جرم سرقت می باشد.
ه-محدودیت ها و مشکلات در راه پژوهش
با توجه به اینکه این تحقیق از نوع پیمایش توصیفی محسوب می شود مشکلات خاص این نوع پژوهش پیش روی نگارنده بوده که با توسل به برخی سیاست ها کوشیده شده است تا هدف تحقیق هر چه روشن تر دنبال و از کاستی هایی که ممکن است در جریان پژوهش به ویژه تنظیم پرسشنامه پیش آید، پرهیز شود. در این بخش به تعدادی از این مشکلات اشاره می شود:
۱ – همکاری نکردن برخی از افراد گزینش شده به هر دلیلی، این موضوع در طرح مورد نظر چندین مرتبه دیده شد که تعدادی به این بهانه که این موضوع اقرار محسوب شده و تاثیر در پرونده دارد از پاسخگویی طفره می رفتند. برای خنثی کردن این خطا نگارنده ابتدا به مدت یک الی دو دقیقه کلیت طرح، چرایی و چگونگی آن را برای پرسش شونده بیان و به وی اختیار شرکت یا عدم شرکت در مصاحبه یا تنظیم پرسش نامه را داده ام.
۲- از جایی که پایه های طرح پژوهش بر مطالعه اشخاص (مجرمین سارق) بنا شده است، بنابراین گرفتن مجوز رودررو شدن با این افراد محافظت شده بخشی از مشکلات راه است که با توجه به حضور نگارنده در دادگستری این موضوع تا حدودی آسان و این افراد در دسترس بودند.
۳- در برخی پژوهش ها ممکن است نمونه گزینش شده باز نمود جمعیت مورد گزینش یا جمعیت با مقیاس بزرگتر نباشد که این خلاء با انتخاب پرونده ها در مرحله خاصی از دستگاه عدالت کیفری (دادگاه) به شرحی که قبلاً به تفضیل در خصوص آن توضیح دادیم، برطرف گردیده است.
۴- از جایی که پرسش شوندگان همگی در مقام مجرم و خطاکار بوده و این موضوع جنبه منفی برای آن ها محسوب می شود بنابراین بیان آن نزد دیگران در حکم ریختن آبرو و فاش شدن اسرار و رازهای آنها به شـــمار آمده و این موضوع منجر به ایراد پاسخ های غیر واقع و جدای از آن باعــث صـــدمه اجـتماعی – روحی می گردد. در این خصوص هر یک از متهمین به صورت جدا و دور از حضور دیگران مورد پرسش واقع شده تا مشکلاتی از این دست رخ ننماید.
۵- مشکل دیگر که ممکن است در پژوهش هایی از این دست (تنظیم پرسش نامه) رخ نماید این است که پاسخ ها جامعه پسند باشد (یعنی پاسخ هایی که پاسخگویان می دهند همان هایی است که به باور آنها پژوهشگر می خواهد بشنود) این ایراد با اتخاذ سیاست تبیین هدف و چرایی طرح برای پاسخگو در ابتدا و دادن اختیار به وی در شرکت یا عدم شرکت خنثی و رفع شده است.
و- فرضیه های پژوهش

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

 

    1. مولفه هایی از جمله هوش، کمی استعداد تحصیلی، و موقعیت بد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سارقین که عموماً انسان هایی عاقل و مختار هستند باعث می شود که این افراد برای رسیدن به آمال و آرزوهای طبیعی خود در جهت هم زیستی و اقتصادی با دیگران و یا به دلیل رفع نیازهای خاص به ویژه اعتیاد به مواد مخدر مرتکب سرقت گردیده و از این راه نیازهای خود را برآورده نمایند.

 

 

    1. می توان گفت از نظر آسیب شناسی اجتماعی، بیکاری و فقر نیز می تواند عامل عمده ای در پیدایش کج رویهای اجتماعی بخصوص سرقت باشد.

 

 

    1. بنظر می رسد هم نشینی با دوستان با تاکید بر مکتب آموزش جرم مهم ترین علل گرایش سارقین به ارتکاب سرقت پس از اعتیاد _ اگر بتوان آن را علت مستقم سرقت دانست- در جامعه آماری مورد پژوهش دانست.

 

 

    1. می توان از طریق راه های پیشگیری به ویژه پیشگیری وضعی در حذف فرصت های منفی توفیق داشته وبا استفاده از برنامه های آموزشی و ارتقاء سطح اقتصادی و فرهنگی جامعه به ایجاد فرصت های جایگزین فرصت های جرم زا دست یافت.

 

 

    1. بنظر می رسد انگیزه در ارتکاب جرم سرقت بی تاثیر باشد.

 

 

ز- روش پژوهش
تحقیق ارائه شده از نوع کاربردی و از نظر ماهیتی توصیفی – پیمایشی بوده ولی در آن از روش استنباط استفاده و در کنار آن برای تکمیل کردن بحث و غنی کردن آن به منابع کتابخانه ای مراجعه شده است جامعه آماری پژوهش حاضر شهر مقدس مشهد بوده و به عنوان نمونه آماری تعداد ۱۰۰ نفر از متهمین سرقت به صورت تصادفی احتمالی انتخاب می گردند و تعدادی از پرونده های سارقین نیز مورد بررسی و مطالعه قرار خواهد گرفت. جمع آوری اطلاعات میدانی و برای اندازگیری دقیق متغیرها موجود در تحقیق از ۲ ابزار سنجش (فرم اطلاعاتی پرونده و پرسشنامه) استفاده شده است:
۱-فرم بررسی و جمع آوری اطلاعات از پرونده های سرقت




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:55:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • سرقت در شب واقع شده باشد؛

 

 

    • سارقین دو نفر یا بیشتر باشند؛

 

 

    • یک یا چند نفر از آنها حامل سلاح ظاهر یا مخفی بوده باشند؛

 

 

    • از دیوار بالا رفته یا حرز را شکسته یا کلید ساختگی به کار برده یا این که عنوان یا لباس مستخدم دولت را اختیار کرده یا برخلاف حقیقت خود را مامور دولتی قلمداد کرده یا در جایی که محل سکنی یا مهیا برای سکنی یا توابع آن است سرقت کرده باشند؛

 

 

    • در ضمن سرقت کسی را آزار یا تهدید کرده باشند. (گلدوزیان ۱۳۸۸، ۳۲۱)

 

 

ه- سرقت مقرون به آزار یا مسلح بودن سارق در حین سرقت
سرقت در شرایط ماده ۶۵۲ قانون مجازات اسلامی انعکاسی است از ماده ۲۲۳ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۰۴ که لزوم عکس العمل در قبال سرقت های خشن روزافزون را ایجاب نموده است. ماده ۶۵۲ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: « هر گاه سرقت مقرون به آزار باشد و یا سارق مسلح باشد به حبس از سه ماه تا ده سال و شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم می شود. و اگر جرحی هم شده باشد علاوه بر مجازات جرح به حداکثر مجازات مقرر در قانون محکوم می شود. در واقع در اجرای مواد ۱۳۲ و ۱۳۴ قانون مصوب ۹۲ (ماده ۴۷ ق.م.ا مصوب ۱۳۷۰) قاعده جمع مجازات ها در ارتکاب جرایم مختلف نیز مطرح می گردد. با وجود این، ایراد ضرب شامل آزار و قتل مستوجب قصاص یا دیه است (قتل و سرقت مقرون به آزار).
و- سرقت تعزیری شبانه دسته جمعی با همراه داشتن سلاح (غیرمحاربه)
سرقت تعزیری در شرایط ماده ۶۵۴ قانون مجازات اسلامی انعکاسی از ماده ۲۲۵ قانون مجازات عمومی ۱۳۰۴ سابق است ماده ۶۵۴ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: «هر گاه سرقت در شب واقع شده باشد و سارقین دو نفر یا بیشتر باشند و لااقل یک نفر از آنان حامل سلاح ظاهر یا مخفی باشد در صورتی که بر حامل اسلحه عنوان محارب صدق نکند جزای مرتکب یا مرتکبان از پنج تا پانزده سال و شلاق تا ۷۴ ضـربه می باشد».
ز- سرقت همراه با یکی از عوامل مشدده
مفاد ماده ۶۵۶ قانون مجازات اسلامی انعکاسی از ماده ۲۲۶ قانون مجازات عمومی سابق است که گستردگی و شیوع سرقت های تعزیری منتهی به تصویب مواد مختلفی در خصوص سرقت های تعزیری گردیده که از جمله این مواد ماده ۶۵۶ قانون مورد بحث است. ماده ۶۵۶ قانون مجازات اسلامی مــــقرر می دارد: «در صورتی که سرقت جامع شرایط حد نباشد و مقرون به یکی از شرایط زیر باشد مرتکب به حبس از شش ماه تا سه سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می شود:

 

 

 

    • سرقت در جایی که محل سکنی و یا مهیا برای سکنی یا در توابع آن یا در محل های عمومی از قبیل مسجد و حمام و غیر اینها واقع شده باشد؛

 

 

    • سرقت در جایی واقع شده باشد که به واسطه درخت و یا بوته یا پرچین یا نرده محرز بوده و سارق حرز را شکسته باشد؛

 

 

    • در صورتی که سرقت در شب واقع شده باشد؛

 

 

    • سارقین دو نفر یا بیشتر باشند؛

 

 

    • سارقین مستخدم بوده و مال مخدوم خود را دزدیده یا مال دیگری را در منزل مخدوم یا منزل دیگری که به اتفاق مخدوم به آنجا رفته یا شاگرد یا کارگر بوده و یا در محلی که معمولاً محل کار وی بوده از قبیل خانه، دکان، کارگاه، کارخانه و انبار سرقت نموده باشد؛

 

 

    • هرگاه اداره کنندگاه هتل و مسافرخانه و کاروانسرا و کاروان و به طور کلی کسانی که به اقتضای شغلی اموالی در دسترس آنان است تمام و یا قسمتی از آن را مورد دستبرد قرار دهند».

 

 

بنابراین مرتکبین سرقت با احراز یکی از شرایط، مستوجب حبس از شش ماه تا سه سال و تا ۷۴ ضربه شلاق می باشند. (گلدوزیان ۱۳۸۸، ۳۳۳)
ح- سرقت وسایل و تاسیسات عمومی
ماده ۶۵۹ قانون مجازات اسلامی انعکاسی از ماده ۳ قانون مجازات اخلال کنندگان در تاسیسات آب و برق و گاز مخابرات کشور مصوب ۱۲ دی ماه ۱۳۹۱ است که اکنون در ردیف سرقت های تعزیری ذکر شده است. ماده ۶۵۹ قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: «هر کس وسائل و متعلقات مربوط به تاسیسات مورد استفاده عمومی که به هزینه ی دولت یا با سرمایه دولت یا سرمایه مشترک دولت و بخش غیر دولتی یا به وسیله نهادها و سازمان های عمومی و غیر دولتی یا موسسات خیریه ایجاد یا نصب شده مانند تاسیسات بهره برداری آب و برق و گاز و غیره را سرقت نماید به حبس از یک تا پنج سال محکوم می شود و چنانچه مرتکب از کارکنان سازمانهای مربوطه باشد به حداکثر مجازات مقرر محکوم خواهد شد.»




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:55:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    • تعدد جرم در سرقت تعزیری

 

 

با توجه به ماده ۴۷ قانون مجازات اسلامی (مواد ۱۳۱ تا ۱۳۴ در قانون مصوب ۱۳۹۲ جایگزین این ماده شده است) در مورد تعدد جرم هرگاه سرقت ارتکابی همراه با ارتکاب جرایم دیگر باشد برای هر یک از جرایم مجازات جداگانه تعیین و اجرا می شود یعنی قاعده جمع مجازات ها به علت تعدد سبب قابل اعمال است. ولی اگر شخـصی مرتکب چنـدین فقره سرقت تعزیری شده باشد فقـط یک مجـازات تـعیین می گردد و در این قسمت تعدد جرم می تواند از علل مشدده کیفر باشد.

 

 

 

    • تکرار جرم در سرقت تعزیری

 

 

در اجرای ماده ۴۸ قانون مجازات اسلامی (ماده ۱۳۷ در ق.م.ا مصوب ۱۳۹۲ جاگزین این ماده شده است) هر کس به موجب حکم دادگاه به مجازات سرقت تعزیری محکوم شده باشد چنانچه بعد از اجرای حکم مجدداً مرتکب جرم قابل تعزیر شود دادگـــاه می تواند مجازات تعزیری یا بازدارنده را در صورت لزوم تشدید نماید. با این وجود با ارتکاب جرم سرقت بعد از اجرای حکم اولیه سرقت در اجرای ماده ۶۶۶ قانون مجازات اسلامی در صورت تکرار جرم سرقت مجازات سارق حسب مورد حداکثر مجازات مقرر در قانون خواهد بود. به علاوه قانونگذار اعمال کیفیفات مخففه را با سه فقره محکومیت قطعی به اتهام سرقت منع نموده و در تبصره ماده ۶۶۶ ق.م.ا مقرر می دارد: «تکرار جرم سرقت در صورتی که سارق سه فقره محکومیت قطعی به اتهام سرقت داشته باشد دادگاه نمی تواند از جهات مخففه در تعیین مجازات استفاده نماید».
ن- محکومیت سارق به رد عین یا مثل یا قیمت مال مسروقه
برابر ماده۶۶۷ ق.م.ا در کلیه موارد سرقت و ربودن اموال مذکور در فصل بیست و یکم قانون مجازات
اسلامی دادگاه علاوه بر مجازات تعیین شده سارق یا رباینده را به رد عین و در صورت فقدان عین به رد مثل یا قیمت مال مسروقه یا ربوده شده و جبران خسارت وارده محکوم خواهد نمود.
س- تحصیل یا مخفی یا قبول یا معامله نمودن مال مسروقه
با توجه به نقشی که خریدار یا مخفی کننده اموال مسروقه در تشویق سارق به ارتکاب سرقت دارد جرم تحصیل یا مخفی کردن مال مسروق از اهمیت زیادی برخوردار است.
ماده ۶۶۲ ق.م.ا ناظر بر ارتکاب جرمی است که در اصطلاح حقوقی به «خرید مال مسروق» یا مخفی کردن مال مسروقه» اطلاق می گردد. ولی قانوناً جرم مزبور شامل تحصیل مال مسروق به هر نحوی از انحاء یا مخفی یا قبول نمودن و یا مورد معامله قرار دادن آن می باشد و اشتغال به معامله اموال مسروق نیز از کیفیفات مشدده است.
ماده ۶۶۲ ق.م.ا مقرر می دارد: « هرکس با علم و اطلاع یا با وجو قرائن اطمینان آور به این که مال در نتیجه ارتکاب سرقت بدست آمده است آن را به نحوی ار انحاء تحصیل یا مخفی یا قبول نماید یا مورد معامله قرار دهد به حبس از شش ماه تا سه سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد. در صورتی که متهم معامله اموال مسروقه را حرفه خود قرار داده باشد به حداکثر مجازات در این ماده محکوم می گردد».
ع- دخالت غیر مجاز در اموال توقیف شده
دخالت غیر مجاز در اموال توقیف شده ارتباطی با سرقت ندارد. زیرا توقیف مال موجب خروج مال از مالکیت صاحب آن نیست. چنانچه مال توقیف شده به کسی به عنوان امین سپرده شده باشد اغفال امین توسط مالک و تحصیل اموال مزبور کلاهبرداری هم نخواهد بود. زیرا با تعلیق مال به صاحب اصلی آن تحصیل مال دیگر منتفی است. وقوع جرم خیانت در امانت هم منتفی است به طوری که به فرض سپردن مال توقیف شده به خود مالک یا متصرف آن پنهان داشتن مال مزبور و تصاحب مجدد آن خیانت در امانت نبوده و می تواند قانوناً جرم دخالت غیر مجاز در اموال توقیف شده باشند. با وجود این چون جرم مــــورد
بحث در فصل بیست و یکم ق.م.ا تحت عنوان سرقت و ربودن مال غیر آمده است.(گلدوزیان ۱۳۸۸، ۳۴۷)
ماده ۶۶۳ ق.م.ا مقرر می دارد: « هر کس عالماً در اشیاء و اموالی که توسط مقامات ذی صلاح توقیف شده است بدون اجازه دخالت یا تصرفی نماید که منافی با توقیف باشد ولو مداخله کننده یا متصرف مالک آن باشد به حبس از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد».
ف- ساخت کلید یا هر وسیله ای برای ارتکاب جرم
موضوع جرم مزبور ساخت کلید یا وسیله برای ارتکاب جرم از مصادیق معاونت در جرم است که در این جا به صورت جرم مستقل در ماده ۶۶۴ ق.م.ا مطرح گردیده است. با توجه به قید «عالماً عامداً» در ماده مزبور حکم قانون ناظر به تهیه کنندگان وسیله ارتکاب جرم غیر از مباشر اصلی جرم است.
برای تحقق معاونت در جرم وجود وحدت قصد بین معاون و مباشر جرم شرط است. حال اگر کسی با مباشر در قتل یا سرقت یا هر جرم معین دیگری همکاری و مبادرت به تهیه وسیله ارتکاب آن جرم معین را نماید معاون آن جرم نیز به حساب می آید که در اجرای ماده ۷۲۶ ق.م.ا معاونت در جرایم تعزیری مستوجب کیفر حداقل مجازات مقرر برای مرتکب آن جرم می باشد.
بدین ترتیب ممکن است درمواردی بزهکار به عنوان مرتکب جرم مستقل ساختن کلیدیا هروسیله ای برای ارتکاب جرم مستقلاً به عنوان مباشر مجازات شود و در مواردی هم که برای ارتکاب جرم معینی تهیه وسایل نموده باشد مجازات معاونت در جرم معین هم مطرح گردد. لذا در اینجا فعل واحد مشمول دو عنوان جزائی است یعنی مباشرت در جرم ساختن کلید یا هر وسیله ای برای ارتکاب جرم از یک طرف و معاونت در ارتکاب جرم معین با تفاهم و تبانی از سوی دیگر، که در این صورت کیفر اشد به مورد اجرا گذارده می شود. (گلدوزیان ۱۳۸۸، ۳۴۹)
ماده ۶۶۴ ق.م.ا می گوید: «هرکس عالماً عامداً برای ارتکاب جرمی اقدام به ساخت کلید یا تغییر آن نماید یا هر نوع وسیله ای برای ارتکاب جرم بسازد یا تهیه کند به حبس از سه ماه تا یک سال و تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد».




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:54:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

    • شناخت پدیده بزهکاری و بیان ویژگی های آن؛

 

 

    • بررسی عوامل مختلف بزهکاری جهت وقوف به علل و انگیزه هایی که فرد را به سوی ارتکاب جرم سوق می دهد؛

 

 

    • بررسی و نقد سیاست کیفری و ارائه طریق در جهت اصلاح آن به منظور وصول به اهداف خود؛

 

 

    • بررسی و پیشنهاد بهترین راه های اصلاح بزهکاران فعلی و بازگرداندن آنها به آغوش جامعه؛

 

 

    • بررسی و ارائه راه حل های مناسب برای پیشگیری از ارتکاب جرائم با امحاء علل و زمینه های جرم زای موجود با استفاده از تجارب حاصله از مطالعات انجام شده بر روی بزهکاران گذشته.

 

 

شناخت کامل پدیده بزهکاری و بزهکار، علل و عوامل سقوط یک انسان چگونگی درمان وی و در نهایت پیگیری بزهکاری و در یک کلام سالم سازی جامعه از جمله رسالت های عظیم و انسانی این علم مقدس است که قطع نظر از شخصیت و جهت های فکری متفکرین آن، هدفمندی بسیار والایی داشته و شاید تنها علمی در میان علوم مختلف است که تا بدین حد جامع و پر ثمر عوارض انحطاط، انحراف سقوط، بیماری، فساد انسان، مبارزه مثبت و مفیدی را که اثرات عینی آن به وضوح در جوامع مختلف محسوس است دنبال می نماید.
افزایش جرایم در جوامع مختلف بویژه در کشور ما تنوع آن از یک طرف و ناتوانی و ناکارآمدی سیاست کیفری مبتنی بر مجازات صرف در جوامع مختلف از طرف دیگر باعث شده که رویکرد جدید به مقوله بزهکاری الزماً علمی تر شود و مدیران جوامع با مطالعه و بررسی علل پیدایش این رفتارهای غیر متعادل کوشش نمایند تا راهکارهای مناسب در کنار استفاده پیشگیرانه از مجازات به کار برند. قطعاً مدیران کشور در سه قوه به این مهم توجه خواهند نمود در غیر این صورت وضعیت بحرانی بزهکاری در کشور بالاخص در قشر جوان آینده این مملکت را دچار مشکل و جبران گذشته را غیر ممکن می سازد.
اصطلاح جرم شناسی ترجمه تحت اللفظی کلمه فرانسوی LA Criminologie و انگلیسی Criminology است اولین بار این عنوان به وسیله «توپینار» فرانسوی در سال ۱۸۷۹ به کار رفت و چند سال بعد نیز توسط «گاروفالو» ایتالیایی در کتابی تحت عنوان Criminology بکار برده شد. به تدریج این عنوان در تمام دنیا به یک اعتبار کم و بیش مشابه مورد استفاده قرار گرفت. (نجفی توانا ۱۳۹۰، ۲۳)
معنای لغوی کلمه جرم شناسی را باید در دو کلمه لاتین و یونانی “Crimen” به معنی «اتهام» و یا «جرم» و کلمه Logos «به معنای علم» جستجو نمود. بنابراین تعریف لغوی این علم بررسی و شناخت پدیده
بزهکاری می باشد. (نجفی توانا ۱۳۹۰، ۲۳)
در اصطلاح جرم شناسی را می توان رشته ای از «علوم جنایی»[۱۵] که درباره «عوامل جرم زا»[۱۶] و کیفیت و امور و مقتضیات و شرایط فردی و محیطی و اجتماعی موثر در بروز رفتار جنایی یا «علل»[۱۷] وقوع جرم و صور گوناگون بزه و جنبه های کمی و کیفی آن و از پیدایش حالت خطرناک در انسان یا انسان های تبهکار و معمای تشکیل گروههای جامعه ستیز در میان جوامع انسانی با روش عینی و علمی یا مشاهده و آزمون و مقایسه و استـقراء کافی به بررسی و تحـقیق مداوم می پردازد تا مگر با استـمداد و استفاضه از تمام تخصص های علمی بر طرق پیشگیری مستقیم یا غیر مستقیم از حدوث جرائم و روش های درمان و اصلاح و تربیت بزهکاران یا کسانی که در اثر عوامل جرم زای فردی (تن و روان) و محیط طبیعی و اجتماعی بدی را برگزیده اند و از خود روبرتافته و از انسانیت گریخته اند و پرورش دوباره و از نوسازگار ساختن آنان با جامعه و نظام اجتماعی دست یابد. (کی نیا ۱۳۸۸، ۳ : ۱)
این تعریف، جرمشناسی را آنچنان که هست به وجهی کامل معرفی می نماید و بنا به گفته منطقیون تعریفی است جامع و مانع.
۳-۱-۲- مفاهیمی در علل سنجی جرایم
جرم شناسی در شناخت چگونگی ایجاد جرم از مفاهیمی استفاده می نماید که هر چند ظاهراً مترادف و بعضاً دارای معنی واحد ولی کاربرد هر یک با دیگری متفاوت و در حقیقت معانی و محتوای مختلفی دارند. این مفاهیم را جرم شناسان به چهار دسته تقسیم می نمایند: ۱- علت ۲- شرط ۳- انگیزه ۴- عامل (کی نیا ۱۳۸۸، ۵۶ : ۱)
۳-۱-۲-۱- علت
علت و معلول دو مفهوم شناخته شده در علوم می باشند، برای علت تعاریف گوناگونی وجود دارد که عمدتاً نقاط مشترک فراوانی دارند. در فرهنگ اصطلاحات فلسفی آن را چنین تعریف نموده اند: « علت چیزی است که چیز دیگر بر آن متوقف باشد و از وجود امر دیگری و از عدم آن عدم امر لازم آید، معلول در اثر عدم علت ممتنع می شود، از رفع علت و عدم آن عدم معلول لازم می آید به هر حال هرگاه میان دو امری بستگی وجود داشته باشد آن را که محتاج الیه است علت نامند و دیگری را که محتاج است معلول گویند» (کی نیا ۱۳۸۸، ۵۶)
علت که یکی از قدیمی ترین مفاهیم در علوم مختلف پزشکی، روان پزشکی و فلـــسفه می باشد از
قرن نوزدهم مورد مطالعه عمیق قرار گرفته است در علوم جنایی نیز از این مفهوم استفاده فراوان برده اند و حتی بدلیل اهمیت در سومین گنگره بین اللملی جرم شناسی به عنوان یک موضوع علمی مطرح و مورد توجه قرار گرفته است. (نجفی توانا ۱۳۹۰، ۱۳۸)
امروزه جرم شناسان «علت» را برای توجیه پدیده بزهکاری فراوان مورد استفاده قرار می دهند و هر یک از روزنه های علمی مخصوص بزهکاری را معلول علل مختلف می دانند روان شناس کمبودهای روانی، عاطفی و کند ذهنی یا کودکی را علت جرم،‌جامع شناس گاهی فقر و تهی دستی و استضعاف مادی، زمانی فقر فرهنگی و استضعاف معنوی و حتی نامناسب بودن محیط خانوادگی و مشکل مسکن وغیره را علت بزه تلقی می نمایند. با وصف اختلاف در داده ها تمام متفکرین حول محور مشترکی با اعتقاد به وجود مفهوم «علت» و رابطه آن با «معلول» متفق القولند و آن ضرورت وجود «رابطه علیت» در بزهکاری است. (نجفی توانا ۱۳۹۰، ۱۳۹)
گاه منظور از علت علت تامه است و گاه منظور علت ناقصه است منظور از علت تامه آن چیزی است که با بودن آن معلول هم لزوماً و صد در صد محقق خواهد شد. امّا منظور از علت ناقصه به شئی و یا امری دارد که تحقق معلول می تواند مؤثر باشد امّا لزوماً و با بودن او معلول محقق نمی شود در جرم شناسی واقعاً هنوز ما به علت تامه جرم نرسیده ایم: یعنی نمی توان گفت که فقر حتماً باعث وقوع جرم می شود بیسوادی علت تامه است که با تحقق جرم رابطه دارد افسردگی لزوماً علت محقق جرم است. خیر در واقع ما در جرم شناسی از علل ناقصه جرم حرف می زنیم. از تاثیر آن عامل در افراد عادی باشد علت نامـــــیده می شود. آن چه که مهم است این است که به هر حال ما در جرم شناسی از علت های ناقـــــصه حرف می زنیم هیچ گاه جرم شناسی به صورت قطعی و صد در صد شئی در علــــت یک جرم خاص معرفی نمی کند به این معنا که با بودن او هم لزوماً جرم محقق می شود.
۳-۱-۲-۲- شرط
در فرهنگ و ادبیات اسلامی مکرراً به این کلمه بر می خوریم در حقیقت باید گفت که در فقه شرط دارای معنای مشخص بوده و به صراحت با علت قابل تمیز می باشد. شرط کلمه ای است عربی و دارای معانی عدیده می باشد:
۱- شرط امری است که در ایجاد شی دیگری تاثیر داشته باشد به طوری که از وجودش وجود آن شی لازم نیاید ولی از عدمش عدم آن لازم آید شرط در اصطلاح معقول در این معنی استعمال می شود.
۲- شرط در مقابل جزا می باشد و آن کلمه ای است که پس از ادوات شرط در جمله قرار می گیرد شرط در اصطلاح نحویین در این معنی بکار می رود.
۳- شرط به معنی عهده و التزام می باشد. (کی نیا ۱۳۸۸، ۶۱)
آنچه که مربوط به علم جرم شناسی است مربوط به معنای اول است بنابراین می توان گفت شرط زمینه را برای انجام اعمال ناسازگارانه فراهم نموده و یا عوامل موجود را تقویت کرده و وقوع بزهکاری را باعث می گردد. در نتیجه شرط در بعضی موارد که عوامل جرم موجود می باشند ولی در حدی نیستند که ارتکاب جرمی را سبب شوند می تواند با تقویت آنها اثر گذاری عوامل افزایش داده و وقوع بزهکاری را تسریع بخشیده و سطح آن را فزونی دهد استنتاج منطقی این بحث این است که شرط در مواردی مؤثرتر از عوامل می باشد چرا که عدم وجود آن باعث عدم وجود بزهکاری در شرایط خاص خواهد گردید. (نجفی توانا ۱۳۹۰، ۱۴۳)




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:54:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. مفهوم مضیق

 

 

نگاه دقیق تر به مفهوم کلمه پیشگیری، معنای آن را نیز به ذهن متبادر می کند منطقاً پیشگیری اقدامی فعالانه و حاصل بررسی روابط علت و معلولی میان پدیده ها و سپس آن گونه مداخله ای در علل است که مانع تحقق معلول گردد. بنابراین می توان گفت پیشگیری در مفهوم مضیق واجد خصوصیات زیر است:
اول آگانه و هدفمند بودن: برای انجام اقدامات پیشگیرانه ابتدا باید علل و عوامل مؤثر بر تحقق یک معلول را شناسایی کرد، جمعیت هدف اقدام پیشگیرانه را به درستی مورد ارزیابی قرار داد، مبنایی نظری را برای اتخاذ تدابیر لازم در نظر گرفت و برنامه هایی را که متناسب است انتخاب و اجرا نمود.
دوم فعالانه و کنشی بودن: مداخله پیشگیرانه پس از شناسایی علل، به انتظار تعامل و عوامل و وقوع معلول و آن گاه واکنش در مقابل آن نمی نشیند، بلکه با مداخله به موقع بر روند تعامل علل تاثـیرگذاشته و از طریق خنثی سازی یا حذف علل و عوامل مؤثر مانع تحقق نتیجه می شود.
سوم تقدم بر وقوع جرم: اقدامات پیشگیرانه چنان که از معنای لغوی پیشگیری پیداست مقدم بر وقوع جرم اند و بنابراین هر چند اقدامات دستگاه قضایی یا انتظامی نیز دارای آثار پیشگیرانه است ولی به دلیل واکنشی بودن این اقدامات از یک سو و از سوی دیگر به دلیل خارج بودن بحث جرم شناسی حقوقی از بحث جرم شناسی پیشگیرانه از مفهوم مضیق و تخصصی پیشگیری خارج است.
رویکرد که اکثر مولفان جرم شناسی و نهادهای ملی و بین اللملی ذیربط در مورد تعریف پیشگیری از جرم در پیش گرفته اند نیز مبتنی بر تعریف مضیق پیشگیری از جرم است. پیشگیری از جرم در این مفهوم عبارت است از مجموعه وسایل و ابزارهایی که دولت برای مهار بهتر بزهکاری مورد استفاده قرار می دهد از طریق حذف یا محدود کردن عوامل جرم زا و یا اعمال مدیریت نسبت به عوامل محیط فیزیکی و محیط اجتماعی که فرصت ارتکاب جرم را ایجاد می کند. مطابق لایحه پیشگیری از وقوع جرم، پیشگیری از وقوع جرم عبارت است از: «پیش بینی، شناسایی و ارزیابی وقوع جرم و اتخاذ تدابیر و اقدامات لازم برای جلوگیری از وقوع آن» هر چند سیاق نگارش عبارات ماده ۱ لایحه مجمل و مبهم است لکن رویکرد اتخاذ شده در این تعریف تاکید بر مفهوم مضیق پیشگیری از وقوع جرم است. (نیازپور ۱۳۸۲، ۴۵)
۴-۱-۲- انواع پیشگیری از جرم
پس از تعریف پیشگیری باید تمامی اقداماتی را که برای پیشگیری از جرم لازم است و در دایره شمول تعریف مورد نظر قرار می گیرد، تقسیم بندی کرد. (البته ممکن است این تقسیم بندی ها در مفهوم موسع یا مضیق قرار گیرد).
بررسی جرم شناسی پیشگیری نشان می دهد که هر چه از عمر این شاخه نو رسته جرم شناسی کاربردی می گذرد، بر تنوع تقسیم بندی انواع پیشگیری از جرم افزوده می شود. این تقسیم بندی بر اساس معیارهایی چون سن، طرق پیشگیری، عمومیت و اختصاصی بودن و سایر معیارهای دیگری شکل گرفته اند. در این گفتار به اختصار انواع تقسیم بندی مورد بررسی قرار می گیرد.
دانشمندان علوم اجتماعی و جرم شناسی، پیشگیری از جرم را به انواع مختلفی تقسیم کرده اند. اما با وجود اختلاف نظرها، اغلب اندیشمندان در تقسیم بندی بر پیشگیری کیفری و غیر کیفری اتفاق نظر دارند. در پیشگیری کیفری با تکیه بر اثرات اعمال کیفری، اجرای سریع و حتمی آن سعی می نمایند که بر افکار عمومی جامعه تاثیر گذارند تا از ارتکاب جرایم پیشگیری شود. اما در پیشگیری غیر کیفری بعلت اینکه در پیشگیری کیفری (رسمی، دولتی) اثرات محدودتری در پیشگیری داشته است جرم شناسان و صاحب نظران برای پیشگیری از جرایم، فعالیت های خود را بر منابع غیر رســمی و غیر متمرکز کرده اند. به طور کـــلی
پیشگیری غیر کیفری دارای ویژگی های زیر است:

 

 

 

    • قبل از ارتکاب جرم پیش بینی و تدارک شده باشد.

 

 

    • ناظر بر شرایط و عوامل نوعی جرم باشد و به اتفاق و فرد خاصی بستگی نداشته باشد.

 

 

    • از آنجا که این اقدامات قبل از وقوع جرم، مورد استفاده قرار می گیرد، باید فاقد خصیصه کیفری و قهر آمیز باشد.

 

 

    • عدم توجه به هر یک از اقدامات پیشگیرانه، زنگ خطر و هشداری است که خبر از وقوع جرایم در آینده دارد.

 

 

اکنون به اختصار به تعدادی از تقسیم بندی های پیشگیری از جرم می پردازیم :
۴-۱-۲-۱- پیشگیری های متداول

 

 

 

    • پیشگیری از بزهکاری اطفال و پیشگیری عمومی که قدیمی ترین نوع پیشگیری بوده و بر اساس معیار سن می باشد. طبق این تقسیم، در مورد اطفال و جوانان بزهکار باید از تدابیر پرورشی و بازپروی استفاده کرد ؛ حال آن که در مورد بزهکاری عمومی (بزهکاران بزرگسال) باید از تدابیر ارعاب انگیزه و اقدامات تهدید آمیز نظیر مجازات استفاده کرد. طبق این تقسیم بندی پلیس و نمودهای خارجی آن به عنوان یکی از ارکان نظام کیفری نقش مهمی در پیشگیری از جرایم را ایفا می نمایند.

 

 

    • پیشگیری عمومی و اختصاصی که در پیشگیری عمومی اقدام علیه عوامل بزهکاری عمومی مورد توجه است و بدیهی است نهادهای مردمی و خود مردم از جمله خانواده، مدرسه، محله و غیره در این نوع پیشگیری نقش عمده ای دارند. حال آنکه پیشگیری اختصاصی شامل اقداماتی است که برای یک جرم خاص به کار می رود.

 

 

    • پیشگیری انفعالی و پیشگیری فعال از دیگر تقسیم بندی هاست. در نوع انفعالی هشدار دادن و اخطار کردن به جامعه برای جلوگیری از قربانی شدن و بزه دیدگی مورد نظر است و در نوع فعال عملاً برای اجتناب از وقوع جرم اقدامات مثبتی انجام می پذیرد.

 

 

    • پیشگیری اولیه شامل اقداماتی می شود که جهت گیری آن بر هم زدن اوضاع و احوال جرم زا در محیط فیزیکی و اجتماعی است. پیشگیری ثانویه یا سطح دوم عبارت است از مداخـــــله در حالت های خطرناک و وضعیت هایی که در آستانه وقوع جرم قرار دارند و نهایتاً پیشگیری سطح سوم که برای مهار آثار انفجار و بحران حالت خطرناک باید اعمال شود یعنی زمانی که جرم محقق و حالت خطرناک به حالت مجرم تبدیل شده است. از این سه سطح، گونه اول و دوم در جرم شـناسی پیشـگیرانه مـطرح می شـوند و نوع سـوم مربـوط به جرم شنـاسی بالـینی اسـت. ( خلعتبری و دیگران ۱۳۸۴، ۱۹۸)

 

 

۴-۱-۲-۲- پیشگیری های جدید

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:54:00 ب.ظ ]




کشیده تن فربه تن ستبر تن معمولی جمع
۲۲ ۰ ۹ ۶۹ ۱۰۰

 

نمودار ۱-۳ وضعیت جسمی مجرمین
همان گونه که مشاهده می شود بعد از افرادی که دارای بدن معمولی بوده کشیده تنان یا لاغر اندامان بیشترین فراوانی را در بین نمونه ها برخوردار می باشند. بنابراین چنانچه بتوان نظریات تیپ شناسی را در حال حاضر از نظر علمی معتبر دانست یافته ها، وجود رابطه میان تیپ بدنی کشیده تن و ارتکاب سرقت را به نوعی نشان می دهد آن گونه که در تقسیم بندی کرچمر تیپ بدنی کشیده تن دارای آمار بزهکاری بیشتری نسبت به دیگر تیپ ها داشته و به ویژه گرایش به جرایم مالی از جمله سرقت را از خودشان نشان می دهد.
وضعیت سلامتی انسان واکنشی متناسب با ساختار شخصیتی وی و ناشی از تاثیرات عوامل دورنی و محیط بیرونی می باشد به عبارت دیگر انسان موجودی است متاثر از سه عنصر جسم و روان و اجتماع؛ و رفتارها و هنجارهای او تبلور این عناصر است. بنابراین پدیده بزهکاری به مثابه یک عمل انسانی معلول عللی است که ریشه های آن در شخصیت روانی، ویژگی های جسمی و یا در محیط زندگی افراد باید جستجو گردد. تعدد سرچشمه عوامل ناسازگاری و بزهکاری باعث شده است که از قدیم الایام تا کنون هر محقق با اقتضای تخصص و دید علمی و اعتقادی خود بزهکاری را معلول یکی از عناصر فوق بداند گروهی عوامل مرتبط با شخصیت بزهکار اعم از روانی و زیستی را موجب بزهکاری دانسته و معتقدند که ویژگیهای روانی مانند پریشانی های عاطفی، اختلالات روحی، کند ذهنی، کژخویی و خصوصیات جسمی، اختلالات در دستگاههای مختلف بدن، امراض، نقص عضو، نقص در اختلالات کروموزمی علت اصلی بزهکاری بوده و در صـورت وجـود چنین عـدم تعادلی در جسـم یا روان فرد، احتـمال سقوط وی بسوی بزهکاری وجود
خواهد داشت. (نجفی توانا ۱۳۹۰، ۱۴۵)
اصولاً امروزه از توصیف های زیست شناسی در خصوص پدیده جنایی به صورت کامل روگردان نشده و گاه و بیگاه این توصیف ها در قالب های متفاوت و نگارش های جدید آشکار می شود. لذا در کنار توجه به ساختمان و تیپ بدنی مجرمان، سلامت یا نقیصه های جسم و روان آن ها مورد توجه و مبنا و کانون تحلیل برخی نظریات قرار گرفته است. بر مبنای این توجه جرم شناسان به این جنبه وجودی افراد، سلامت یا بیماری جسمی و روانی و نیز نقص عضو نمونه های آماری مورد سنجش قرار گرفته تا وضعیت آن ها در این زمینه بررسی و رابطه آن با جرم تبیین شود.
۱-۱-۲-۱- وضعیت جسمانی
آن گونه که از قدیم بیان می شده، تا حدی که به مثابه ضرب المثل در بسیاری از فرهنگ ها تلقی می شود عقل در بدن سالم است. بنابراین سلامت بدن مبنای تعادل عقلی و روحی و بازدارنده از بسیاری از ناهنجاری ها می باشد. در سنجش به عمل آمده در این تحقیق مراد از بیماری بیان شده در مقابل سلامت جسمانی هرگونه بیماری جسمی است که فرد از وجود آن در خود رنج برده و این بیماری در دسته بیماریهای مزمن جسمی شناخته شده است همانند بیماری کلیوی، قند خون، کمردرد، رماتیسم و غیره
در کنار این گونه از دردمندی جسمانی وضعیت نقص عضو افراد نیز مورد سنجش قرار گرفته است که فقط یک نفر از یکصد نفر مورد آزمایش دارای نقص عضو و یک نفر دارای بیماری روماتیسم بوده اند. بنابر آمار به دست آمده ۹۸ درصد از افراد مورد نظر از لحاظ جسمی سالم و ۲ درصد دارای بیماری جسمی بوده اند. آنچه باید بدان توجه شود میانگین سنی افراد نمونه می باشد. همان گونه که قبلاً در جداول مربوط به سن نشان داده شد، بیشتر این افراد بین ۲۶ تا ۳۰ سال (یعنی ۴۰ درصد از کل) قرار داشتند و این سن به نوعی سن سلامت و نشاط جسمانی فرد محسوب می شود.
۱-۱-۲-۲- وضعیت روانی
وجود رابطه میان بیماری روانی و بزهکاری از ابتدا مورد بحث و تبادل نظر محققان و جرم شناســان
بوده است تا جایی که تجزیه و تحلیل این مبانی، برخی از جرم شناسان را به سوی تحلیل روانکاوی رفتار جنایی سوق داده است. در نگاه این گروه از مولفان برخی بیماری های روانی خود می تواند علت ارتکاب جرم از سوی مجرمان باشد.
آمار به دست آمده در میان نمون ها نشان دهنده وجود ۱ نفر دارای بیماری روانی و عصبی از میان یکصد نفر است. اظهار نظر در خصوص رابطه مستقیم بین بیماری روانی در شخص و ارتکاب سرقت بسیار
دشوار است، لاکن در این حد می توان گفت قطعاً داشتن سابقه بیماری روانی می تواند تصمیم گیری فرد را
را دچار اختلال نماید[۳۲].
نمودار شماره ۱-۴ وضعیت جسمی و سلامت مجرمین
۱-۱-۳- میزان تحصیلات
اگر چه نداشتن سواد نمی تواند عامل مستقیم در ارتکاب بزه باشد، ولی سواد و آموزش نقش موثر و تعیین کننده ای در پیشگیری از وقوع جرم دارد.
به دلیل فراوانی علم در پرورش شخصیت فرد وضعیت تحصیلی نمونه های آماری در نمودار ۱-۵ نشان داده می شود.
نمودار ۱-۵ وضعیت تحصیلات مجرمین
با نگاه به آمار به دست آمده در مورد سطح تحصیلات نمونه های آماری این حقیقت تلخ نمــایان می شود که ۳۵ درصد نمونه های بی سواد محسوب می شوند. (با توجه به این که سواد خواند و نوشتن به جهت عدم ارتقاء قوه درک و شعور فرد سواد به حساب نمی آید)
همچنین بررسی و مطالعه پرونده ۲۰۰ تن از متهمین سرقت که نتایج آن در جدول شماره ۱-۶ آمده نشان می دهد که ۵/۱۰ درصد متهمین در اظهارات خود بیان داشته اند که فاقد سواد می باشند.

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:53:00 ب.ظ ]




عنوان باسواد بیسواد جمع کل
فراوانی ۱۷۹ ۲۱ ۲۰۰
درصد ۵/۸۹ % ۵/۱۰ % ۱۰۰ %

 

۱-۲- وضعیت خانوادگی
خانواده شخص را در طول زندگی می توان به خانواده اصلی (پدری) و خانواده شخصی تقسیم نموده که هر کدام وضعیت و اثر خاص به خود را دارد.
۱-۲-۱- خانواده اصلی (پدری)
خانواده اصلی نقش اساسی در شگل گیری شخصیت بزهکار ایفا می کند. پژوهشهای متعدد ثابــــت
کرده اند وقتی که فسادی موجب بروز اختلال در عمل طبیعی خانواده نسبت به طفل شود، در غالب موارد و پس از مدتی شاهد بروز بزهکاری خواهیم بود. نفوذ خانواده اصلی در شکل گیری شخصیت کودک بزهکار به دو نحو مختلف مستقیم یا غیر مستقیم صورت می گیرد.
نفوذ مستقیم از میان تمام نفوذهای خارجی که گرایش به تقلید را در کودک تجریه می کند، نفوذ کانون خانوادگی زیادتر و قوی تر از همه است. همچنین خانواده هنگامی که والدین بزهکار یا فاقد اخلاق هستند تاثیری جرم زا و مستقیم روی اطفال اعمال می کند. به نحوی دقیق تر، به نظر می رسد که این نفوذ اصولاً از دو منبع ناشی می شود: یکی یادگیری خشونت در خلال خشونت های داخل خانواده و دیگری اکتساب از راه تقلید بزهکار از سبک زندگی والدین یا یکی از آن دو پدیده را با این نظر تبیین می کنند که به دلیل عدم تطابق بین قانون اخلاقی که به طفل تعلیم داده شده و ارزشهای حمایت شده حقوق کیفری، تعارضی ایجاد می شود که انطباق با جامعه را مختل می سازد و در مورد بروز بحران به وسیله فرد تربیت شده در چنین شرایطی، قاعده رفتار محیط ابتدایی گرایش به تحمیل خود بر قاعده اخلاقی دارد که قانون کیفری برای آن ضمانت اجرا تعیین کرده است[۳۳].
نفوذ غیرمستقیم، تعداد بزهکارانی که شکل گیری ضد اجتماعی مشخصی در خانواده اصلی خـود یافته اند اندک است. در بیشتر موارد نفوذ جرم زدایی خانواده اصلی به نحوی غیر مستقیم بر کودک اعمال می شود در واقع در کانون خانوادگی است که در سالهای نخست زندگی ساختار شخصیت کودک شـکل می گیرد و والدین نقش اساسی به خصوص در شکل گیری وجدان اخلاقی («فراخود یا من برتر» روان کاوی) و رشد استعدادهای عاطفی کودک ایفا می کنند. (گسن ۱۳۸۸، ۱۸۴)
از آنجا می فهمیم که محیط خانوادگی اگر اخلاقاً سالم باشد مع ذلک می تواند تاثیر قاطعی در شکل گیری شخصیت نوجوان بزهکار داشته باشد آن در صورتی است که خانواده حداقل محّبت و تربیت لازم برای اجتماعی شدن بهنجار را به کودک ندهد.
خلاصه خانواده می تواند در فرضهای زیر موجبات بدبختی کودک را فراهم سازد:

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. رها کردن کودک از زمان ولادت و عدم مراقبتهای مستمر (از آنجا اهمـیت فرزند خواندگی به مشابه

 

 

یک نهاد پیشگیری از بزهکاری آشکار می شود)؛

 

 

 

    1. جدایی مادر از کودک بر اثر قوه قهریه؛

 

 

    1. غیبت پدر در زمانی که قدرت او باید قدرت مادر را تعدیل کند؛

 

 

  1. نفاق بین والدین که به حد وخامت گراییده باشد؛



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:52:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

    • حرص و طمع

 

 

    • رفع نیاز و حوایج ضروری: سرقت مواد خوراکی و البسه و غیره که تحت فشار زندگی و نیاز به وقوع می پیوندد.

 

 

    • انتقام جویی: سرقت از کارگاه ها و کارخانه ها و محل کسب.

 

 

سرقت وسایل نقلیه یکی از معضلات اجتماعی امروز است. کیفیت ارتکاب جرم با استفاده از غفلت مالک وسایط نقلیه، کلید ساختگی، شکستن شیشه یا در اتومبیل انجام می گیرد. انگیزه ربودن وسایط نقلیه عـبارتند از:

 

 

 

    • اوراق کردن و فروش لوازم یدکی؛

 

 

    • فروش وسیله نقلیه؛

 

 

    • حمل اموال و اشیاء مسروقه؛

 

 

    • حمل مواد مخدر؛

 

 

    • اشتیاق به رانندگی؛

 

 

    • گردش و تفریح؛

 

 

    • استفاده از یک وضعیت غیرمترقبه: در اتومبیل باز و یا محل پارک وسیله نقلیه خلوت بوده است.

 

 

همان طور که در فصل دوم از بخش اول بیان نمودیم قلمرو انگیزه بی نهایت وسیع است با این حال برای آشنایی کلی از انگیزه نمونه آماری در پرسش نامه انگیزه سرقت طی سوالی مورد شنجش قرار گرفت. نتایج به دست آمده در نمودار شماره ۳- ۴۲ نشان داده شده است.
نمودار ۳- ۴۲ انگیزه سرقت
همانطور که در نمودار شماره ۳- ۴۲ مشاهده می شود ۱ درصد انگیزه شخصی را بیان نمودند ۱۰ درصد انگیزه سرگرمی و تفریح را بیان کردند ۳ درصد حس انتقام را بیان نمودند و ۷۹ درصد انگیزه اصلی خود از سرقت را کسب مال اظهار کردند که این انگیزه کسب مال خود بخاطره انگیزه های دیگری از جمله تامین هزینه اعتیاد، خوشگذرانی، امور زندگی و یا سایر انگیزه های انجام گردیده است و در پایان ۷ درصد سایر انگیزه ها را بیان کردند و یا پاسخی به این سوال نداده اند.
۳-۲- بررسی آماری و تاثیر اعتیاد، مجازات و زندان بر مجرمین
۳-۲-۱- بررسی آماری سرقت در جامعه مورد پژوهش
در جهت پی بردن به واقعیت باید آماری در دست داشت و آمارهای ثبتی در مسائل اجتماعی و بزهکاری، سهل الوصول ترین و نزدیک ترین آمارهایی است که می تواند با اطمینان نسبی مورد استفاده قرار
گیرد. آمارهایی که در این پژوهش مورد استفاده قرار می گیرد با بهره برداری مستقیم ازسیستم ثبت پرونده های قضایی در حوزه قضایی مشهد و بررسی تعدادی از پرونده های مجرمین سرقت بیان می شود و شامل پرونده های است در که در محدوده زمانی پژوهش منجر به صدور کیفرخواست گردیده و ثبت دادگاه گردیده است. این آمار تنها جهت بررسی وضعیت سرقت در محل و مکان پژوهش (شهر مشهد ) بیان می شود تا از این طریق اهمیت جرم سرقت و جایگاه آن در بین سایر جرایم مشخص شود.
جدول شماره ۳- ۷ مقایسه جرم سرقت با سایر جرایم علیه اموال و مالکیت در شهر مشهد

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;">
مقایسه جرایم علیه اموال و مالکیت در سه ماه نخست سال ۹۲ که منجر به صدور کیفرخواست شده است
 [ 11:52:00 ب.ظ ]




۱۴۹

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در جدول ۳-۱۲ نخست میزان تکرار جرم سرقت و سپس میزان رابطه جرم سرقت با اعتیاد و سایر جرایم از سوی سارقین قابل مشاهده می باشد و همانطور که مشاهده می شود حدود تقریباً ۹۶ درصد مرتکب تکرار جرم سرقت شده اند. که می توان نتیجه گرفت که جلوگیری از جرم سرقت می تواند در کاهش وقوع این جرم موثر باشد.
۳-۲-۲- تاثیر اعتیاد بر سرقت
مواد مخدر امروزه به یکی از چالش های بزرگ تمام جوامع انسانی مبدل شده است چرا که تاثیرات مخرب آن در تمام زمینه های زندگی بشری نمود پیدا کرده و تمام حکومت ها و سیاستمدران مبارزه با این بلای خانمان سوز را جزء برنامه ها و اولویت های خود قرار می دهند. مصرف مواد مخدر که قدیمی ترین آن تریاک و امروزه مشتقات دیگری از آن به صورت صنعتی به دست می آید عوارض جسمی و روانی فراوانی بر فرد مصرف کننده داشته و مصرف طولانی آن باعث اعتیاد و وابستگی فرد به این ماده مــــخرب
می گردد[۳۹].
تعریف اعیتاد: اعتیاد زمانی محقق است که انجام فعل و عادت به تکرار آن، جزء نیازهای طبیعی انسان نباشد به طوری که مداومت بر آن سبب بروز مشکلات و ترک عادت، موجب ایجاد عوارضی برای فرد گردد. نوع اعتیاد بستگی به ماده مخدری دارد که فرد از آن اطلاع و آگاهی قلبی داشته و یا به او شناسانده شده است. معتاد فردی است که ماده مخدر را بهترین دارو یا مسکن آرام بخش، شادی آور و انرژی زا برای خود می داند. در پزشکی به جای کلمه اعتیاد کلمه وابستگی به کار می رود و آن حالتی است که شخص از نظر روحی، و جسمی به یک ماده اعتیادآور وابسته می شود. بنابراین اعتیاد یا وابستگی به یک ماده مخدر بر دو گونه است:
۱- اعتیاد جسمی حالتی است که بدن، در اثر استعمال مکرر و مداوم ماده ای اعتیادآور به آن سازش پیدا نموده و عادت کرده است و اگر مصرف نشود واکنش های محرومیت از ماده مخدر بروز می کند. مانند دردهای جسمی یا خماری. در این وابستگی ها فرد از نظر روحی، روانی هم به آن ماده مخدر وابسته است.
۲- اعتیاد روانی حالتی است که شخص صرفاً به طور روانی به ماده ای اعتیاد آور وابسته شده و با مصرف آن به آرامش روحی روانی می رسد و احساس لذت می کند. به گونه ای که در صورت عدم استعمال آن ماده اعتیادآور، تعادل روانی او به هم می خورد و دچار عوارضی مانند پرخاشگری و بی قراری می گردد در این نوع وابستگی فرد از نظر جسمی به ماده اعتیادآور وابسته نیست[۴۰].
از آن جایی که مساله اعتیاد به مواد مخدر سهم عمده ای از عوامل گرایش مجرمین به ارتکاب جرم دارد و در بخش بررسی عوامل سرقت از پرشمارترین علل بیان شده از سوی سارقین برای ارتکاب خود به سرقت بیان شده است، این بخش و واکاوی آن مورد تأکید نگارنده است. اصولاً اعتیاد طی یک فرآیند سه مرحله ای انجام می گیرد:
مرحله اول: تجربه (مرحله پیش اعتیاد)
در این مرحله، شخص از روی حس کنجکاوی و یا اغفال شدن به وسیله دوست یا فامیل برای لذت و تفریح و یا به منظور تسکین درد و درمان بیماری و یا… برای اولین بار دست به تجربه مواد مخدر و یا روان افزا و یا دیگر داروهای اعتیادآور می زند. در این مرحله هنوز اعتیاد اتفاق نیفتاده بلکه مرحله پیش اعتیاد یا تجربه است.
مرحله دوم: استمرار تجربه (مرحله گذر از سلامت به بیماری اعتیاد)
در این مرحله شخص به علت نیاز به تسکین درد و ادامه درمان و یا وسوسه شدن برای تکرار و تجدید حالت های نشئه گی و لذت جویی که در تجربه اول برای او اتفاق افتاده است مجدداً اقدام به تجربه برای بار دوم می کند که در این مرحله ممکن است دوست یا دوستانی هم با او همراه باشند. این تجربه به علت کششی که دارد ممکن است به طور منظم و یا نامنظم تکرار گردد.
مرحله سوم: مرحله بیماری (اعتیاد واقعی)

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:52:00 ب.ظ ]




مشتریان (به صورت عادی) در تولید مشارکت ندارند

 

 

مشتریان اغلب در تولید مشارکت دارند

 

 

 

 

امکان ذخیره سازی و انبار کردن

 

 

عدم امکان ذخیره سازی و انبار کردن

 

 

 

 

قابل انتقال به دیگران

 

 

غیر قابل انتقال به دیگران

 

 

 

 

منبع: Gronroos, 2000
خدمت برخلاف کالا که پیش از خرید و مصرف قابل دیدن لمس کردن چشیدن و بوییدن است، این قابلیت ها را ندارد یا کمتر دارد و در نتیجه در خرید خدمت همواره نوعی ابهام، تردید، نگرانی و نا اطمینانی وجود دارد وانسانها در فرایند تصمیم گیری خرید نمی توانند با استفاده از حواس پنجگانه خود، خدمات را ارزیابی کنند. بنابراین وظیفه اصلی ارایه دهنده یک خدمت آن است که، به گونه‌ای از آن خدمت را ارایه نماید که قابل لمس بوده یا نفع و کاربرد آن را نشان دهد چون خریداران به دنبال شواهد ظاهری مبنی بر کیفیت خدمت هستند(parasoraman,1988).
کیفیت خدمات اغلب متفاوت و ناپیوسته است، خدمات وابسته به افرادی است که آن را ارایه می‌نماید. به همین دلیل کیفیت آنها متغییر است. چون افراد قابلیتهای گوناگون و حتی علمکردی متفاوت دارند. بنابراین کیفیت یک خدمت، بستگی به شخص ارایه کننده، زمان، مکان و نحوه ارایه خدمت دارد. امروزه موسسات خدماتی، برای اعمال کنترل کیفی به خدمات ارایه شده، راههای مختلفی را پیش رو گرفته‌اند از جمله، انتخاب و آموزش دقیق کارکنان(همان منبع).
کالا ابتدا تولید می‌شود، سپس انبار شده و در نهایت فروخته می‌شود، ولی خدمت ابتدا فروخته می‌شود، سپس تولید شده و هم زمان با تولید مصرف می‌شود. در اغلب موارد مصرف کنندگان نه می‌توانند نه می‌خواهند تا “خدمت” را از ارایه دهنده آن وضعیت و شرایط دریافت خدمات جدا سازند (همان منبع).
ذخیره کردن خدمت با محصول متفاوت است. ذخیره موجودی حتی در مورد محصولات نیز دشوار است، زیرا بعضی از آنها ضایع می‌شود و برای حمل و نقل آنها نیز بایستی هزینه‌هایی را متحمل شد (همان منبع).
۲-۱-۲- خدمت به عنوان یک فرایند
بازاریابان معمولا به آگاهی از چگونگی تولید کالاهای فیزیکی نیازی ندارند و این کار را وظیفه کسانی می دانند که مدیر یا گرداننده کارخانه هستند. اما این موضوع در مورد خدمات فرق می کند. در کارهای خدماتی از آنجا که مشتریان غالبا در تولید مشارکت دارند، بازاریابان به درک ماهیت فرایندهایی که مشتریان با آن مواجه می شوند، نیاز دارند. فرایند یک روش ویژه عملیاتی یا مجموعه اقداماتی است که نوعاً مراحل چندی دارد که اغلب انجام آن باید ترتیب خاصی داشته باشد.
۱-۲-۱-۲- طبقه بندی فرایندهای خدماتی
در خدمات، دو طبقه اصلی مردم و اشیا هستند که فرآوری می شوند. در بسیاری از موارد، از حمل و نقل مسافر گرفته تا آموزش، این خود مشتریان هستند که نهاده اصلی فرآیند خدمت اند. در مواردی نیز، نهاده اصلی شیئی مانند یک دستگاه کامپیوتر معیوب یا مقداری داده های اطلاعاتی مالی است. فرایند در بعضی از خدمات نظیر تولیدی فیزیکی است؛ یعنی، واقعه ی محسوسی اتفاق می افتد. اما در خدمات مبتنی بر اطلاعات، فرایند می تواند نا محسوس باشد. خدمات را از نظر عملیاتی محض می توان به چهار گروه اصلی طبقه بندی کرد.
فرایند هر یک از این طبقات چهارگانه شکل بسیار متفاوتی دارد و مفهوم آن برای مدیران بازاریابی، عملیات و منابع انسانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این طبقات فرآوری مردم، فرآوری دارایی، فرآوری محرک روانی و فرآوری اطلاعات هستند (Lovelock, Wright,1999).
۱- فرآوری مردم: مستلزم اعمال محسوسی است که متوجه جسم مردم است ؛ برای مثال، حمل و نقل، آرایشگری و دندان پزشکی از جمله خدمات فرآوری مردم هستند. در اینجا برای آنکه مشتریان از مزایای خدمت بهره مند شوند باید در طول عرضه آن حضور فیزیکی داشته باشند.
۲- فراوری دارایی: اعمال محسوسی که متوجه کالاها و سایر دارایی های مشتریان است. حمل و نقل هوایی بار، ایجاد و نگهداری فضای سبز و خدمات تمیزکاری از جمله فرآوری دارایی ها به شمار می روند. در اینجا، وجود چیزی که فرآوری نیاز دارد، لازم است؛ اما به حضور صاحب آن یعنی مشتری نیازی نیست.
۳- فراوری محرک روانی: به اعمال نامحسوسی اطلاق می شود که متوجه اذهان مردم است. سرگرمی، ورزش هایی که با حضور تماشاگران انجام می شود، اجراهای نمایشی و آموزش از جمله خدمات این طبقه هستند. در این موارد، مشتریان باید حضور روانی داشته باشند؛ اما می توانند در یک مرکز ویژه خدماتی یا در یک مکان دور متصل به علائم رادیو و تلویزیونی یا اتصالات ارتباطی قرار داشته باشند.
۴- فرآوری اطلاعات: به اعمال نامحسوسی اشاره دارد که متوجه دارایی های یک مشتری است. بیمه، بانکداری و مشاوره از جمله خدمات فرآوری اطلاعات هستند. در این طبقه پس از درخواست مشتری، به خود او نیاز چندانی نخواهد بود.
۳-۱-۲- تقسیم بندی خدمات
روشهای مختلفی برای تقسیم بندی فعالیت های خدماتی وجود دارد که در این بخش به طور اختصار بعضی از این روشها را شرح می دهیم.
تقسیم بندی براساس استفاده کننده نهایی

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • مشتریان: اوقات فراغت، سالن آرایش مو، خدمات مالی شخصی، گذران تعطیلات؛

 

 

    • بخش تجارت به بخش تجارت: آژانسهای تبلیغاتی، چاپ، حسابداری و مشاوره؛

 

 

    • صنعت: تعمیر و نگهداری مجتمع تولیدی، مدیریت پروژه، راه اندازی، بهداشت و رفاه(Helen Woodruffe, 1995).

 

 

تقسیم بندی براساس ملموس بودن خدمات

 

 

 

  • کاملا ملموس: اجاره خودرو، دستگاههای سکه ای فروش و ارتباطات راه دور؛



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:51:00 ب.ظ ]




درک درست کارکنان از انتظارات مشتری

 

 

    • تجربیات گذشته مشتری از خدمات سازمان

 

 

    • شیوه ارتباط سازمان با مشتری (ادب و شخصیت)

 

 

فهم دقیق سازمان از انتظارات مشتری موجب برقرای ارتباط مطلوب ســازمان بـا مـشتریـان میشود. پاراسورامان معتقد است فقدان وجود موارد ذکر شده موجب کاهش کیفیت خدمات می شود. به همین دلیل سازمانها نیازمند مکانیزمی برای اندازهگیری این عوامل هستند. مشتریان نیز به راحتی میتوانند با توجه به تجربیات گذشته بین خدمات یک سازمان با سازمان دیگر تفاوت قائل شده و آنها را با یکدیگر مقایسه نمایند. پاراسورامان عقیده دارد که کیفیت خدمت، شامل انتظارات پیش از خرید مشتری، کیفیت ادراک شده از فرآیند خرید و کیفیت ادراک شده از نتیجه است. و در این راستا وی کیفیت خدمت را به عنوان فاصله و شکاف بین انتظارات مشتری از خدمت و ادراکات او از خدمت دریافت شده معرفی مینماید (Parasuraman et al,1985).
برنز در سال ۱۹۹۲ در تحقیق خود متوجه شد که حتی سازمانهای دولتی نیز با این چالش روبرو شدهاند که چرا مشتریان یک بانک دولتی ترجیح میدهند که عملیات بانکی خود را به یک بانک خصوصی انتقال دهند. آگاهی زیاد مردم از اختلافات موجود در کیفیت خدمات سازمانها موجب شده است که آنها کیفیت در یک سازمان را بر سازمان دیگر ترجیح دهند. در مورد بخش دولتی گاهی ممکن است مشتری یا مشتریان نتوانند دیدگاههای خود را در خصوص کیفیت خدمات سازمانها مطرح نمایند اما از طریق نمایندگان منتخب یا دستگاههای نظارتی دولتی و رسانهها این دیدگاهها را به سازمان دولتی منعکس می نمایند(Burns, 1992)
پاراسورامان و همکاران آن در سال ۱۹۸۵ حدود ده عامل درک کیفیت خدمت را شناسایی کرد که این ده نکته به شرح زیر است:

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • ارزیابی[۱۳]

 

 

    • ارتباطات[۱۴]

 

 

    • صلاحیت[۱۵]

 

 

    • احترام[۱۶]

 

 

    • معتبر بودن[۱۷]

 

 

 

 

    • پاسخگویی[۱۹]

 

 

    • حفاظت[۲۰]

 

 

    • ملموس و قابل فهم بودن نیاز مشتری [۲۱]

 

 

    • درک مشتری[۲۲]

 

 

در تجربیات بعدی پاراسورامان(۱۹۸۸) با آزمون روانسنجی و بررسی صفات و مشخصههای مشترک کیفیت خدمات ۵ بعد گسترده کیفیت خدمات را که در اکثر سازمانها کاربرد دارد، به شرح زیر معرفی کرد:
۱- ملموسات: تسهیلات فیزیکی، تجهیزات، کارکنان.
۲- قابلیت اعتماد به طور دقیق و موثق: توانایی اجرای خدمات وعده داده شده.
۳- پاسخگویی و کمک به مشتریان[۲۳]: تمایل سازمان به فراهم آوردن خدمات باشد.
۴- اطمینان[۲۴]: دانش و توانایی کارکنان و توانایی آنها در جلب اعتماد مشتری
۵- همدلی[۲۵]: دقت و توجه فردی مدیران، کارکنان در جهت تحقق خواستههای مشتری درک مدیریت ارشد از انتظارات مشتری باید به طور دقیق دربرگیرنده ویژگیهای کیفی و استانداردهای مورد انتظار مشتری باشد (Parasuraman et al,1988, p23).
هدف اصلی در مدل توسعهای اندازهگیری کیفیت سروکوال تعیین یک وسیله برای اندازه‌‌گیری کیفیت خدمات است. ابزاری که بتواند کیفیت خدمات را در تمامی زمینهها با کمتریـن تـغییرات انـدازهگیری نماید. مدل توسعه یافته پاراسورامان اندازه‌گیری کیفیت خدمات را در هر دو عرصه تئوری و تجربی مدنظر قرار داد.
۱-۱-۳-۲- مراحل اجرای مدل
ویژگی های مدل سروکوال پاراسورامان به شرح زیر است:

 

 

 

    • مشتریان باید بتوانند انتظارات خود را از مشخصههای عمومی خدمات بیان نمایند.

 

 

    • مشتریان باید بتوانند سطح کیفیت و انتظارات خود را از خدمات ابراز نمایند.

 

 

    • مشتریان باید بدانند کیفیت خدمات با چه معیاری اندازهگیری می‌شود.

 

 

    • مشتریان باید آگاهی یابند که کیفیت خدمات باید در چه سطحی باشد.

 

 

مدل توسعهای اندازه‌گیری کیفیت سروکوال پاراسورمان شامل ۲۲ عبارت است که هر کدام از آنها مربوط به یکی از ۵ بعد اصلی مدل است و هر عبارت در دو شکل ظاهر می‌‌شود:

 

 

 

    • یکی طراحی انتظارات مشتری

 

 

    • و دیگری درباره سازمانی که قرار است کیفیت مورد انتظار مشتری در آن اندازهگیری شود

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:51:00 ب.ظ ]




ابعاد مدل در جایی که انتظارات مشتری برآورده نمیشود، شناسایی میگردد.

 

 

    • آنجایی که خدمات بیش از انتظارات مشتری ارایه میگردد.

 

 

    • میتوان بین خدمات با کیفیت و بدون کیفیت مقایسه منطقی انجام داد.

 

 

    • تجزیه و تحلیل عبارتهای مختلف و بخشهای متفاوت سازمان امکانپذیر میگردد.

 

 

    • دیدگاه مشتریان در خصوص ابعاد ۵ گانه به خوبی روشن میشود.

 

 

پاراسورامان در سال ۱۹۸۸ مجموع امتیازات را ۱۰۰ در نظر گرفت و برای هر یک از ابعاد ۵ گانه وزنی را تعیین کرد و سپس ۲۲ عبارت دستگاه کیفیت را در مدل خود قرار داد. پاراسورامان تحقیقی را پیرامون کیفیت خدمات کارکنان کتابخانههای ثابت و سیار در انگلستان انجام داد. این کتابخانهها به حدود ۸۰۰۰۰ نفر در یک منطقه به وسعت ۸۰۰ مایل مربع خدمت ارائه میکردند. او پرسشنامههای خود را بین مراجعهکنندگان به کتابخانهها توزیع کرد که ۳۶۸ پرسشنامه تکمیل شده و در ابعاد مختلف کیفیت خدمات به او برگشت داده شد. دو نکته مهم در تمامی این پرسشنامه ها مدنظر پاسخدهندگان بود:
«اول کیفیت خدمت به طور کلی که ممکن است نشانگر خدمتی باشد که انتظارات مشتری را برآورده میکند. در این حالت هیچ تضمینی وجود ندارد که کیفیت خدمت در ابعاد خاص مورد انتظار مشتری بالا باشد و دوم اینکه آیا خدمت ارائه شده همان خدمت مورد انتظار مشتری بوده است یا خیر؟»
پاراسورامان، زیتامل و بری (۱۹۹۸) به منظور دستیابی ‌به مقیاسهای کمی سنجش، عام و موشکافانه برای کیفیت خدمت تلاش فراوان کردهاند. رویکرد آنها، جستجو برای سنجش کیفیت خدمت در شرایطی است که مشتریان آنچه را که به نظر آنها سازمانها باید ارائه کنند (یعنی انتظارات) با ادراکی که از نحوه کار شرکت در ارائه عملی همان خدمت، مدنظر دارند، مقایسه نمایند. بنابراین به کیفیت خدمت به عنوان میزان و شاخص اختلاف بـین ادراک مشـتریان و انتظارات آنها و خدمت ارائه شده نگریسته میشود(Parasuraman et al,1988).
بر طبق نظریه پاراسورامان، انتظارات مشتریان عمدتا براساس نیازهای شخصی آنان، تجربه گذشته آنان از فراهمکنندگان خدمت، اظهار نظر دیگران و ارتباطات خارجی (از فراهمکننده خدمت و دیگران) تعیین میگردد. درک جامع و دقیق از اثر این عوامل بر خدمات بخش عمومی بسیار مهم و مرتبط است. روشن است که چنین خدماتی را در صورت عدم تطابق با نیازهای مشتریان، با کیفیت «نازل» تصور میکنند و همه سازمانهای ارایهکننده خدمات به ساز و کاری برای دریافت و ضبط اطلاعات در خصوص نیازها و انتظارات مشتریان نیاز دارند. مشتری نیز از تجارب گذشته خود درباره فراهمکننده خدمت (فراهمکنندگان قابل مقایسه و غیر قابل مقایسه خدمت مورد نظر) استفاده میکند تا انتظارات خود را تعیین کند. این نوع تعیین انتظارات به روشهای متعدد انجام میشود.
در این میان در خصوص خدمات بخش عمومی نیز با وقوع جنبش مدیریت کیفیت جامع در بخش خصوصی، مقایسههای فزایندهای بین کیفیت خدمت ارائه شده در سازمانهای این بخش با خدمت دریافت شده از سازمانهای بخش خصوصی (حتی با این وجود که ماهیت خدمات ممکن است کاملا فرق داشته باشد) صورت میگیرد. برنز در سال ۱۹۹۲ نوشت: «هرکسی که صبح ها در فروشگاه‌‌های زنجیرهای مارکس و اسپنسر[۲۶] برای خرید میرود و بعدازظهرها هم در صف تعاونی محله خود میایستد به تفاوت کیفیت خدمت ارائه شده آگاه است»(Burns, 1992). باید دانست که تا همین اندازه شایعات بر ارزیابی مشتریان درباره کیفیت خدمت بخش عمومی تأثیر میگذارد.
به طور کلی ممکن است که مشتری از خدمت خاصی استفاده نکند اما بازخوردی که بطور غیررسمی از دوستان و خویشاوندان و همسایگان خود، درباره آن خدمت خاص دریافت میکند، بر قضاوت او در خصوص کیفیت خدمت ارائه شده تاثیر میگذارد و بنابراین نقش ارتباطات بیرونی بسیار مهم است. چنین نوع ارتباطاتی ممکن است نه فقط مستقیما از فراهمکننده خدمت کسب شوند بلکه از نمایندگان ملی و محلی ارائه دهنده خدمت، و حتی از سازمانهای دولتی و از رسانهها نیز کسب گردند. این ارتباطات و اطلاعات به احتمال زیاد بر انتظارات مشتریان از خدمت در سازمانها تأثیر مستقیم می‌گذارد و این تأثیر آنچنان است که به تماس قبلی بین مشتری و عرضهکننده خدمت هم مربوط نیست.
پاراسورامان و طرفدرانش معتقدند که هرچند خدمت در بعضی از جنبهها یگانه و منحصر به فرد است، اما ۵ بعدکلی کیفیت خدمت برای هر سازمان ارائهکننده خدمت کاربرد دارد. این ابعاد عبارتند از:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • ملموسها: تأسیسات مادی، ابزار، دستگاهها، پرسنل، مواد و کانالهای ارتباطات

 

 

    • اعتماد: توانایی اجرای خدمت وعده داده شده به نحو درست و قابل اتکا

 

 

    • پاسخگویی: علاقمندی به فراهم ساختن خدمت مناسب و در کل کمک به مشتریان

 

 

    • اطمینان: دانش و نزاکت کارکنان و توانایی آنها در ایجاد اعتماد و اطمینان

 

 

    • همدلی و دلسوزی: مراقبت، توجهی که سازمانها میتوانند به فردفرد مشتریان داشته باشند.

 

 

این دستهبندی به شکل زیر شامل موارد ۲۲ گانه مورد اشاره در مدل سروکوال خواهد بود:
ملموسات:

 

 

 

    1. تجهیزات مدرن

 

 

    1. امکانات فیزیکی قابل توجه

 

 

    1. کارکنانی با ظاهر تمیز و آراسته

 

 

    1. مدارک مرتب و منظم (نظیر جزوات، زونکنها، صورتحسابها و مواردی از این دست)

 

 

اعتماد:

 

 

 

    1. انجام کار یا خدمت وعده داده شده تا زمان معین

 

 

    1. نشان دادن علاقه خالصانه برای حل مشکلات مشتری

 

 

    1. انجام اصلاحات در خدمات در اولین زمان

 

 

    1. ارائه و انجام خدمت در زمانی که وعده داده شده است.

 

 

    1. ارائه گزارشهای بدون غلط

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ب.ظ ]




کارکنان به مشتریان می گویند که دقیقا” چه خدماتی را انجام خواهند داد.

 

 

    1. کارکنان خدمات فوری به مشتریان ارائه می دهند. (در کوتاهترین زمان)

 

 

    1. کارکنان همیشه برای کمک به مشتریان تمایل دارند.

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    1. کارکنان در هر حال آماده پاسخگویی به سئوالات مشتریان هستند.

 

 

اطمینان:

 

 

 

    1. رفتار کارکنان به مرور اعتماد را در مشتریان ایجاد میکند.

 

 

    1. مشتریان در تعاملات خود با ارایهکننده خدمت احساس امنیت میکنند.

 

 

    1. کارکنان همواره نسبت به مشتریان با ادب رفتار میکنند.

 

 

    1. کارکنان برای پاسخگویی به سئوالات مشتریان دارای دانش کافی هستند.

 

 

همدلی و دلسوزی:

 

 

 

    1. توجه فردی به مشتریان

 

 

    1. ساعتهای کاری مناسب برای تمامی مشتریان

 

 

    1. کارکنان به مشتریان توجه شخصی نشان میدهند.

 

 

    1. خواستار بهترین منافع برای مشتریان بودن.

 

 

    1. کارکنان نیازهای خاص مشتریان را درک می‌کنند.

 

 

به طور خلاصه عملکرد مدل سروکوال بر این پایه است که از مشتریان خواسته میشود ابتدا مؤلفهها را به لحاظ انتظاراتشان از خدمات رتبهبندی کنند. سپس از همان مشتریان خواسته میشود که ادراکات خود از عملکرد واقعی مورد نظر یا خدمت دریافت شده را به لحاظ همان ویژگیها رتبهبندی کنند. سپس این دو دسته رتبهبندی مقایسه میشوند. اگر عملکرد ادارک شده پایینتر از انتظارات افراد باشد، نشانه ضعیف بودن کیفیت است و برعکس بالاتر بودن عملکرد ادارک شده نسبت به انتظارات مشتری نشانه بالا بودن کیفیت خواهد بود.
هدف اصلی سروکوال در توسعه سنجش کیفیت خدمت این بود که با اندکی اصلاح، ابزاری برای سنجیدن کیفیت خدمت در همه سازمانها فراهم شود. از این رو تـا کـنون مــدل سروکوال در طـیــف وسـیـعـی از سـازمـانهـای بــخـش خــصــوصــی و تعداد محدودی از سازمانهای غیرانتفاعی دولتی بکار گرفته شده است و در راستای هدف تعیینشده نتایج موفقی را از خود به جای گذارده است. همچنین در پرتو یافتههای تجربی و بحثهای نظری بیشتر، سروکوال دچار تحول شده است (Parasuraman et al,1988).
در مدل سروکوال توجه به دو مقوله مهم است: نخست اینکه هر چند کیفیت خدمت در کل، برآورده شدن انتظار مشتریان را نشان میدهد اما تضمینی نیست که کیفیت خدمت در ابعاد خاصی بسیار بالا باشد.
مقوله دوم مربوط به امتیاز کل Q این است که به طور بالقوه کیفیت خدمت ممکن است مورد پسند مشتریان باشد و انتظارات آنها را برآورده سازد اما نفس این انتظارات در حد پائین باشد. این مسأله به ویژه این در مورد سازمانهای بخش عمومی که در آنها مشتریان از لحاظ تاریخی به دلایلی مختلف کم توقع شدهاند، صدق میکند.
دراین مدل ، ۵ شکاف[۲۷] مربوط به کیفیت خدمات شناسایی می گردد.
فاصله ۱: فاصله بین انتظارات مشتری و مدیریت ادراکات (‌در سازمان ) از این انتظارات؛ که بر ارزیابی مشتری از کیفیت خدمات تاثیر می گذارد.
فاصله ۲: فاصله بین مدیریت ادراکات مربوط به انتظارات مشتری و مشخصات و ویژگی های کیفی خدمت ارائه شده توسط سازمان، که بر کیفیت خدمات از دید مشتری تاثیر می گذارد.
فاصله ۳: فاصله بین مشخصات کیفی خدمت و کیفیت واقعی خدمت ارائه شده
فاصله ۴: فاصله بین کیفیت واقعی خدمت ارائه شده و ارتباطات خارجی با مشتریان درباره خدمت.
فاصله ۵: کیفیت که یک مشتری از یک خدمت ادراک می کند. تابعی از اندازه و جهت (مثبت یا منفی) فاصله بین خدمت مورد انتظار و کیفیت ادارک شده از خدمت است.
پاراسورامان (۱۹۸۸) عقیده دارد که کیفیت خدمات (که توسط مشتری ادراک می شود) به فاصله ۵ بستگی دارد که به نوبه خود ، بسته به طبیعت فاصله های موجود در طراحی ، بازاریابی و ارائه خدمات است. فرض وی بر آن است که فاصله ۵، تابعی از ۴ فاصله دیگر است. در تلاش برای اندازه گیری این فاصله ها -بویژه فاصله ۵- وی ابزار سروکوال را ایجاد کرده است (Parasuraman et al,1988).
وجود یک شکاف منفی در تحقیق سروکوال، به معنای آن است که ادراک مشتری از خدمت، کمتر از انتظارات وی است و در این حوزه خاص در ارائه خدمت مشکل وجود دارد.
ابراز بروزآوری شده سروکوال، دارای سیستم وزن دهی ۱۰۰ امتیازی است که مشتریان می توانند ابعاد ۵گانه خدمت دهی را وزن دهی کنند، بنابراین در پاسخ هایشان نیز این وزن دهی اعمالی می گردد.
سایر نویسندگان، در مورد کارایی این ابزار مطالبی دارند. سورچاندار عقیده دارد که اگر چه اثر بخشی سروکوال ، به دلایل متعددی زیر سئوال رفته است ، اما عقیده عمومی برآن است که این ۲۲ موارد ، پیش بینی کننده های خوبی برای کیفیت خدمات به طور کلی هستند(Sureshchandar et al, 2001). باتل نیز عقیده دارد که هر انتقادی به سروکوال، بایستی با توجه به وجود تحقیقات متعدد پشتیبان آن انجام شود. اگرچه، ضروری است که سروکوال با دید انتقادی مورد بررسی قرار گیرد(Buttle, 1996).
جالب توجه است که پژوهشگران با استفاده از سروکوال در بافت بخش خصوصی پیشبینی کردند که امتیازات شکاف برای همه ابعاد در واقع منفی خواهند بود. همانطور که دوچین[۲۸] و اکلند[۲۹] توضیح میدهند: « خیلی نامحتمل است که به دلیل ملاحظات اقتصادی، یک شرکت به طور مستمر و منسجم از حد انتظارات مشتری فراتر رود. حتی اگر چنین کاری بکند محتمل است که انتظارات هم بالاتر برود و انتظارات جدیدی ایجاد شود. بنابراین برای امتیازات کیفیت سروکوال مقادیر منفی هستند.» (Dotchin & Oakland, 1994). اما این امتیازات شکاف، معرفهای کیفیت خدمت هستند. سایر «شکافها» را با ابزار سروکوال شناسایی میکنند. فراهمکننده خدمات باید بکوشند که درک مناسبی از انتظارات و نیازهای مشتریان بدست آوردند. پس این درک باید به طراحی دقیقتر خدمت تبدیل شود که به ارائه خدمت با کیفیتتر واقعی بیانجامد. شکاف کیفیت بین انتظارات مشتریان خدمت و خدمت ارائه شده، شکافی است که به کرات مورد توجه بسیاری از سازمانها قرار میگیرد. در این رابطه صرف توجه به این شکاف و جستجو برای راهحلهایی برای هماهنگی کافی نیست و انتظارات مشتریان برآورده نمیشود. چون سایر شکافها نیز در فرآیند خدمت در نارضایتیهای مشتری مؤثرند که باید شناسایی شده و مدیران به آنها توجه نموده و در جهت بهبود آن تلاش نمایند.
این شکاف را باید به عنوان شکاف بین انتظارات مدیران و ادراک مشتریان درک کرد. اگر بین این دو دسته انتظارات همخوانی نباشد. مدیریت در سازمان عرضهکننده خدمت باید درک کند که اولویت خدمترسانی باید تغییر کند. در این راستا میبایست منابع مناسب تخصیص داده شده و اقدام عملی صورت گیرد. چنین شکافی ممکن است ناشی از پژوهش ناکافی درباره نیازهای مشتریان، ارتباطات داخلی اندک یا ساختارهای ناکافی مدیریت باشد. درک مدیریت از انتظارات مشتریان باید به تعیین معیارهای حسن اجرا و افزایش مشخصات کیفیت تبدیل شود. شکاف طراحی خدمت ممکن است ناشی از تعهد ناکافی به کیفیت خدمت، هدف نامناسب یا بدلیل بیتجربگی مدیریت و یا ناکافی بودن تجربه مدیریت در این حوزه باشد. شکاف در تحویل خدمت، بین مشخصات کیفیت خدمت و ارائه واقعی خدمت است. به عبارت دیگر ارائه خدمت با کیفیت باید همان باشد که مورد نظر مشتری بوده است. چنین شکافی شاید ناشی از کمبود منابع در حوزه های کلیدی، نبود تعهد و انگیزه، شیوه‌‌های ناکافی کنترل کیفیت و یا آموزش نامناسب باشد. بالاخره اینکه شکاف ارتباطات و اطلاع‌‌رسانی بین مشخصات کیفیت و خدمت ارائه شده از یک سو و نحوه ارتباطات اطلاع رسانی بیرونی سازمان از سوی دیگر از نکات مهم است. در حقیقت، این شکاف فاصله بین خدمتی که واقعاً ارائه شد، با آنچه که وعده آن را داده بودند، تعیین میکند که تا چه اندازه انتظارات مشتریان برآورده شده است. آنچه براساس ارتباطات بیرونی نظیر رسانه، متون تبلیغاتی، آگهیهای بازرگانی، منشور شهروندی و غیره وعده داده شد، همان نیز باید عرضه گردد.
آشکار است مدل سروکوال امکانات قابل ملاحظهای برای مدیران و سایر تصمیمگیرندگان در سازمانهایی که موشکافانه در جستجوی معیاری برای کیفیت خدمت هستند، فراهم میکند. این ابزار نه تنها برای ارزیابی دیدگاههای مشتریان از تحویل خدمت فعلی، امکان فراهم می‌کند، بلکه انتظارات آنها را در پنج بعد جمعبندی مینماید. بدین ترتیب اولویتهای مشتری برحسب این ابعاد پنجگانه معین میشوند و گروههای مختلف مشتریان به ازای اولویتهای متفاوت جمعبندی میگردند و به مدیر اطلاعات مفید بالقوهای برای تشخیص اولویتها و ترجیحات و نیازهای ابراز شده ارائه میدهد.
به منظور به کارگیری درست مدل سروکوال جهت سنجش کیفیت خدمات توجه به مقولههای خاص در هر نوع خدمتی ضروری به نظر میرسد، مانند مشتریان و تصمیم گیرندگان .
۳-۱-۳-۲- انتقادات وارد بر سروکوال




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ب.ظ ]




کالای وابسته به خدمت و خدمت کلیدی[۳۱]

 

 

    • استاندارد کردن ارائه خدمت

 

 

    • پاسخگویی به جامعه ای که خدمت در آن ارائه می گردد (Sureshchandar et al, 2001).

 

 

باتل (۱۹۹۶) انتقادات وارده به سروکوال را در موارد زیر خلاصه می کند:

 

 

 

    • سروکوال قادر به لحاظ کردن تئوری های اثبات شده اقتصادی ، آماری و روان شناسی در تشخیص، سنجش و تحلیل رضایت مشتری نیست.

 

 

    • در مورد مدل فاصله‌‌ای نیز شواهد کافی در دست نیست که مشتریان، کیفیت خدمات را به صورت شکاف ارزیابی کنند.

 

 

    • دوبار اجرای ابزار (یک بار برای انتظارات و یک بار برای عملکرد واقعی) باعث سردرگمی می‌‌شود.

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • در سروکوال دینامیک تغییر انتظارات مشتریان مد نظر قرار نمی گیرد. در حالی که در واقعیت مشتریان از تجارب خود می آموزند(Buttle, 1996).

 

 

تیز[۳۲] ‌به نقل از باتل،۱۹۹۶ ، به مساله مهمی اشاره دارد. به نظر وی تفسیر آنچه که انتظارات نامیده می شود دشوار است. وی انتظارات را مسئله مبهمی یافته است و باور دارد که پاسخگویان ممکن است یکی از برداشت‌‌های زیر را در مورد این مفهوم داشته باشند:

 

 

 

    • اهمیت ویژگی های خدمت رسانی: مشتریان ممکن است عبارات مربوطه به انتظارات را با توجه به اهمیت هر یک در دیدگاه خود امتیازدهی کنند.

 

 

    • عملکرد پیش بینی شده: ممکن است مشتریان از مقیاس فوق برای پیش‌‌بینی عملکرد مورد انتظار خود (‌از خدمت رسانی) استفاده کنند.

 

 

    • عملکرد ایده‌آل: عملکرد بهینه و چیزی که عملکرد ممکن در بهترین حالت نامیده می‌شود.

 

 

    • عملکرد شایسته[۳۳]: سطحی از عملکرد مشتریان با توجه به سرمایه گذاری (مبلغ پرداختی برای خدمت) از خدمت انتظار دارند.

 

 

    • عملکرد منصفانه[۳۴] : سطحی از عملکرد که مشتریان با توجه به هزینه‌‌های ادراک شده ارائه خدمت، عقیده دارند که بایستی دریافت کنند.

 

 

    • حداقل خدمت قابل قبول: آنچه که خدمت بایستی باشد.

 

 

این انتقادات، موجب بروز تردیدهای جدی در مورد اعتبار این ابزار می‌‌شوند. زیرا اصولا” عبارت «انتظارات» را زیر سئوال می برند. البته بایستی در نظر داشت که هیچ ابزار کامل و معتبر شده‌‌ای برای اندازه‌‌گیری کیفیت خدمات وجود ندارد (Robert Chatfirld, 2003).
در موارد دیگر انتقادات وارد بر سروکوال را به صورت زیر طبقه بندی کرده اند؛
الف- از دید مفهومی

 

 

 

    1. فرض سروکوال این است که مشتریان، کیفیت خدمات را با مقایسه انتظاراتشان و آنچه دریافت می‌کنند می سنجند که این فرض لزوما صحیح نیست.

 

 

    1. تمرکز بر اندازه‌گیری رضایت و انتظارات، ممکن است این خطر را داشته باشد که سایر نیازهای مشتری به فعالیت های کسب و کار ارتباط داده نشود. به عبارت دیگر اجرای اثربخش و تولید یافته های عملی و قابل اجرا از نظر دور بماند.

 

 

    1. اینکه یکی از ابعاد خدمت از انتظارات مشتری هم فراتر رفته باشد لزوما به معنی مطلوبیت آن از نظر مشتری نیست.

 

 

    1. ماهیت پیچیده کیفیت خدمات ایجاب می کند که تنها یک مدل نتواند آن را به طور کامل دربرگرفته و تشریح کند.

 

 

ب- از دید روش شناسی

 

 

 

    1. پاسخ دهندگان از اینکه مجبورند تمامی ویژگی های خدمت را ۲ بار امیتاز دهی کنند خسته ودلزده می شوند.

 

 

    1. پاسخ دهندگان تمایل دارند امتیازدهی بیشتر ابعاد را «خیلی مهم[۳۵]» قرار دهند بنابراین قادر به تفکیک میان جنبه های «مهم[۳۶]» و «بی نهایت مهم[۳۷]» نیستند.

 

 

    1. ممکن است پاسخ دهندگان سئوالات مربوط به انتظارات و سئوالات مربوط به اهمیت را طور دیگری تفسیر کنند.

 

 

۴-۱-۳-۲- در مورد ابزار تحقیق

 

 

 

  1. در مورد اینکه کدام مقیاس مناسب تر است و هر کدام از موارد شامل چه نکاتی بوده و امتیاز دهی آنها چگونه است، امکان بحث و تبادل نظر وجود ندارد.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:50:00 ب.ظ ]




ملموسات

 

 

 

 

  • پاسخگویی

 

 

  • اطمینان

 

 

  • همدلی

 

 

 

 

۱۴

 

 

 

 

۵-۲- خرده فروشی
خرده فروشی تمام فعالیت هایی را در بر می گیرد که وظیفه فروش مستقیم کالاها و خدمات به مصرف کنندگان نهایی را برای مصرف شخصی با استفاده غیر تجاری بر عهده دارند. خرده فروشی پل اصلی بین تولید کننده و مشتریان است.
هر خرده فروشی باید درباره بازار هدف، ترکیب کالاها و خدمات، سطح قیمت فروش، تبلیغات پیشبردی و مکان خرده فروشی خود تصمیم گیری نماید. خرده فروشان باید بازار هدف خود را به دقت انتخاب کنند و جایگاه خود را در این بازار استحکام بخشند.
۱-۵-۲- انواع خرده فروشی
۱- بازارهای محلی[۶۴]
خرده فروشانی هستند که مکان خاصی جهت فروش اجناس خود ندارند و به صورت مجازی ( تلفنی، اینترنتی، پست و ..) خیابانی و فورش در منزل به فعالیت مشغولند.
۲- فروشگاه های تسهیلاتی[۶۵]
موسسات خرده فروشی هستند که کالاهایی نظیر مواد خوراکی، انواع نوشیدنی ها، لوازم آرایشی و بهداشتی در آنها عرضه می شود. این فروشگاه ها از سوپر مارکت ها کوچکترند و با اینکه قیمتهای بالایی دارند در مقایسه با آنها دارای گستره کالای محدودی هستند و در بسیاری از آنها برای مشتریان فقط یک یا دو حق انتخاب وجود دارد. این نوع فروشگاه ها اغلب در خیابانهای شلوغ، نزدیک راه آهن، پمپ بنزین و یا دیگر مراکز پر رفت و آمد شهر واقع شده اند و اغلب بصورت تمام وقت مشغول فعالیت هستند.
۳- کلوپ های عمده فروشی[۶۶]
خرده فروشانی هستند که کالاهایی نظیر پوشاک، مواد خوراکی و انواع نوشیدنی ها را با قیمت های ارزان به مشتریان عرضه می کند که عضو یک عمده فروشی هستند و حق عضویت خود را سالانه پرداخت می کنند.
۴- فروشگاه های تخفیفی[۶۷]
یک موسسه خرده فروشی است که کالاها در آن با قیمت پایین تری عرضه می شوند و تنوع کالایی این نوع فروشگاه ها پایین است. این فروشگاه ها در کشورهای آمریکایی پرطرفدار هستند و در حال حاضر فروشگاه وال مارت (بزرگترین فروشگاه دنیا) بیش از ۱۳۰۰ فروشگاه تخفیفی را اداره می کند. اغلب این فروشگاه ها خواروبار فروشی هستند و درصد سود آنها پایین و حجم فروش آنها بالاست.
۵- هایپر مارکت[۶۸]
فروشگاه های بسیار بزرگی که از تلفیق سوپرماکت و فروشگاه های چند بخشی به وجود آمده اند. کالاهای عمده ای که در این فروشگاه ها عرضه می شوند عبارتند از: پوشاک، مواد خوارکی و انواع نوشیدنی ها، فراوده های لبنی و پروتئینی، انواع شوینده ها، لوازم آرایشی و بهداشتی، لوازم خانگی و مبلمان، محصولات الکترونیکی و اسباب بازی
۶- فروشگاه چند بخشی[۶۹]
فروشگاه های بزرک یا چند بخشی به واحدهای بازرگانی اطلاق می شود که عملیات خود را در مقیاس وسیع اقتصادی مبنی بر مدیریت متمرکز انجام می دهند و از طریق ایجاد بخشهای گوناگون، تهیه و تدارک و عرضه و فروش مجموعه متنوعی از مایحتاج و کالاهای مصرفی مردم را در یک ساختمان عهده دار می شوند.
۷- سوپرمارکت[۷۰]
عبارت است از یک واحد اقتصادی که فعالیت خود را در زمینه توزیع کالا و خرده فروشی مواد خوراکی در فضای وسیعی مشتمل بر یک طبقه بر مبنای قیمت های نازل، گردش سریع کالا، تدارک و عرضه انواع و اقسام مواد غذایی، لوازم بهداشتی و آرایشی و فروش به طریق سلف سرویس قرار داده است و معمولا کالاهای ارزان قیمت عرضه می کنند. چیدمان مناسب و تنوع کالایی ار ویژگی های این نوع فروشگاه هاست. حجم فروش در این فروشگاه ها بالاست و هدف آنها تامین نیازهای مشتریان در زمینه مواد غذایی، شوینده ها و کالاهایی است که در منزل مورد استفاده قرار می گیرند.
۲-۵-۲- فروشگاه های زنجیره ای
یک سازمان و فروشگاه زنجیره ای از چندین فروشگاه خرده فروشی تحت مالکیت مشترک و متمرکز تشکیل می شود. برخی از زنجیره ها فقط از تعداد بسیار کمی فروشگاه تشکیل می شوند در حالی که بقیه صدها یا هزارن فروشگاه را تحت پوشش دارند. وظایف و کارکردهای عمده یک فروشگاه زنجیره ای (خرید، تبلیغات، اجاره، …) توسط یک واحد فرماندهی مرکزی یا یک مدیریت مرکزی کنترل می شوند(Melving Morgenstern & Harriet Strongin 1992) .
فروشگاه های زنجیره ای به شبکه ای از خرده فروشیهای کوچک و بزرگ اطلاق می گردند که کالاهای یکسانی را با مالکیت انحصاری ارائه می نمایند[۷۱].
بطور کلی فروشگاه زنجیره ای به یک واحد بزرگ بازرگانی، خدماتی و توزیعی اطلاق می شود که دامنه عملیات خود را در یک مقیاس فراگیر اقتصادی مبنی بر مدیریت متمرکز و کارامد محقق می نماید. دارا بودن ساختمان مرکزی مدیریت، نظام مدرن انبار و نگهداری و توزیع کالا، تدوین و تبیین راهبردها و راهکارهای علمی و مبتنی بر وظیفه اداری، مالی، سازمانی، پرسنلی و ترسیم و تصور استراتژی قیمت گذاری و بسته بندی و توزیع بهینه، از جمله ویژگیهای فروشگاه های زنجیره ای محسوب می شود.
۱-۲-۵-۲- تاریخچه ایجاد فروشگاه های زنجیره ای
تفکر اولیه ایجاد فروشگاه های بزرگ توسط بازرگان فرانسوی آریستید بوسکیو[۷۲] در سال ۱۸۵۲ میلادی با تاسیس فروشگاهی به نام بن مارشه برای فروش اجناس خرازی و پارچه تحقق بافت و این فروشگاه کوچک اساس فروشگاه های بزرگ شد. آنچه فروشگاه بن مارشه را از سایر فروشگاه ها متمایز می ساخت تبعیت از اصول و روشهایی بود که از روشهای معمولی متفاوت بود که برخی از آنها عبارتند از:

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    • قیمت کالاها ثابت بود و به منظور سرعت بخشیدن به گردش کالاها، سود کمی در نظر گرفته شده بود.

 

 

    • نصب برچسب قیمت که خود عامل تعیین کننده عدم تبعیض بین مشتریان به وسیله فروشندگان بود.

 

 

    • بدون اینکه مشتری قصد خرید کالایی را داشته باشد ورود به فروشگاه آزاد بود و می توانست اجناس را بازدید و بررسی نماید.

 

 

    • اجناس فروخته شده در صورتی که دست نخورده می ماندند قابل عودت بودند.

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:49:00 ب.ظ ]




امارات عربی

 

 

۲۰۰۷

 

 

۲۵۳۰

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار (۲-۱) انتشار اوراق صکوک دولتی و شرکتی بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۶ ( میلیارد دلار) (صندوق بینالمللی پول، ۲۰۰۷)
۲-۳- انتشار وراق صکوک در ایران
۲-۳-۱- صکوک ابزاری نوین برای تامین مالی
یکی از ابزارهای مناسبی که می تواند جایگزین خوبی برای اوراق قرضه باشد، صکوک است صکوک اوراق بهادار اسلامی است که با درگیر کردن یک دارایی مشخص فیزیکی و به میان آوردن قراردادهایی ماننده اجاره و مضاربه منطق با قانون بانکداری بدون ربا است. صکوک جمع کلمه عربی صک می باشد که آن هم معرف واژه چک در زبان فارسی است. سازمان حسابداری و حسابرسی نهادهای مالی اسلامی، صکوک را این گونه تعریف کرده است: “گواهیهایی با ارزش اسمی یکسان که پس از اتمام عملیات پذیره نویسی، بیانگر پرداخت مبلغ اسمی مندرج در آن توسط خریدار به ناشر است و دارنده آن مالک یک یا مجموعه ای از دارایی ها، منافع حاصل از دارایی و یا ذینفع یک پروژه یا یک فعالیت سرمایه گذاری خاص می شود”. صکوک انواع مختلفی دارد که سازمان حسابداری و حسابرسی نهادهای مالی اسلامی، ۱۴ نوع آن را معرفی کرده اند. از بین انواع صکوک تعدادی از آن ها مانند صکوک اجاره، مضاربه و استصناع از اهمیت بیشتری برخوردارند ولی در ایران فقط صکوک اجاره مورد استفاده قرار می گیرد.
صکوک اجاره، نوعی صکوک سرمایه گذاری است که بیانگر مالکیت واحدهای سرمایه گذاری با ارزش برابر از داراییهای با دوام فیزیکی هستند که به یک قرارداد اجاره، آن طور که در شریعت تعریف شده است، پیوند خورده اند. در میان محصولات مالی اسلامی، صکوک اجاره یک محصول متمایز به شمار می رود که محبوبیت زیادی بین سرمایهگذاران مسلمان به دست آورده است. از طرف دیگر ناشران (دولتها و شرکت ها) نیز صکوک اجاره را روش مناسبی برای تجهیز منابع می دانند. ایده انتشار صکوک اجاره برای نخستین بار توسط منذر قحف در مقاله معروف وی با عنوان “استفاده از اوراق اجاره دارایی برای پوشش شکاف بودجه” در سال ۱۹۹۷ مطرح شد. با وجود این، انتشار عملی صکوک اجاره برخاسته از دو عامل اساسی است، اولین عامل از تولد ایدهای که در درون مولفه های شریعت می باشد ناشی می شود و عامل دوم، افزایش تبدیل دارایی ها به اوراق بهادار در بازارهای مالی بوده است. ایده تبدیل کردن دارایی ها به اوراق بهادار در دهه ۱۹۸۰ در تامین مالی متعارف رایج شد و در دهه ۱۹۹۰ در ساختارهای مختلف معاملات مالی توسط بانک های سرمایه گذاری اسلامی مورد استفاده قرار گرفت. به دلیل چنین تجربه ای، متخصصان مالی در بانک های اسلامی و نیز علمای دینی تقریباً با ایده تبدیل به اوراق بهادار کردن و نیازهای اجرایی آن آشنا بودند. بنابراین ایده اوراق اجاره دارایی و آشنایی با جزئیات عملیاتی دارایی های تبدیل شده به اوراق بهادار منجر به توسعه صکوک شده است.
شیوه تامین مالی با استفاده از اوراق صکوک اجاره، به صورت خلاصه این گونه است: ابتدا شرکتی که احتیاج به نقدینگی دارد (بانی)، یکسری از دارایی های خود که برای اجاره مناسب هستند را انتخاب می کند. سپس یک شرکت با مقصد خاص (شرکت ناشر) تاسیس می کند. این شرکت با مقصد خاص از لحاظ قانونی دارای یک شخصیت کاملاً مستقل است. بانی دارایی های منتخب را به صورت یک سبد دارایی به شرکت با مقاصد خاص میفروشد، با این توافق که شرکت با مقصد خاص پس از خرید دارایی ها مجدداً آن ها را در قالب قرارداد اجاره در اختیار بانی قرار دهد. مدت اجاره و همچنین مبلغ اجاره بها با توافق طرفین تعیین می شود.
در مرحله بعد شرکت ناشر از طریق انتشار اوراق صکوک، دارایی های خود را به اوراق بهادار (صکوک) تبدیل میکند. اوراق صکوک دارای ارزش مساوی هستند و هر یک بیانگر مالکیت مشاع قسمتی از دارایی های مورد اجاره میباشند. به عبارت دیگر سرمایه گذارانی که اقدام به خرید اوراق صکوک می نمایند به نسبت میزان ارزش اوراق خود در مالکیت آن دارایی ها به صورت مشاع شریک می شوند.
بانی به موجب قرارداد اجاره باید مبلغ اجاره بها را طبق شرایطی که در قرارداد ذکر شده در اختیار شرکت ناشر قرار دهد. شرکت ناشر نیز باید اجاره بها را بین دارندگان صکوک تقسیم کند. هنگامی که مدت زمان اجاره به پایان میرسد، جریان نقدی حاصل از اجاره بها نیز متوقف می شود و مالکیت دارایی های مورد اجاره نیز در اختیار دارندگان صکوک است. حال اگر ارزش بازار دارایی های مذکور بیش از مبلغ اسمی مندرج در اوراق صکوک باشد آن گاه دارندگان صکوک پس از اتمام مدت زمان اجاره با فروش دارایی ها، سود سرمایه ای به دست می آورند و در غیر این صورت با زیان سرمایه ای مواجه می شوند. بنابراین در حالی که درامد حاصل از اوراق صکوک نسبتاً پایدار و دارای ریسک اندکی است اما خود اوراق می توانند با ریسک کاهش قیمت مواجه شوند. طبیعتاً این موضوع می تواند انگیزه سرمایه گذاران برای خرید صکوک را کاهش دهد. به همین دلیل معمولاً همراه با اوراق صکوک یک سند اختیار فروش نیز در اختیار سرمایه گذاران قرار می گیرد تا در صورت تمایل بتوانند دارایی های مربوط را در زمان انقضای قرار داد اجاره به قیمت اسمی به خود بانی بفروشند.
۲-۴- اختیار فروش
قراردادی است که صاحب اختیار (خریدار اختیار فروش) پس از پرداخت مبلغ مشخص به فروشنده اختیار، این حق را پیدا می کند که تا زمان مشخص دارایی مشخص را با کیفیتی مشخص و با قیمتی مشخص، اگر بخواهد به فروشنده اختیار بفروشد.
فروشنده اختیار فروش تا زمانی که خریدار اختیار فروش حق خود را اجرا نکرده هیچ تعهدی در این قرارداد ندارد. زمانی که خریدار اختیار فروش حق خود را اجرا نماید فروشنده اختیار فروش اجبار دارد که تعهد را طبق قررداد انجام دهد. به عبارتی دیگر خریدار اختیار فروش دارای یک حق است و فروشنده اختیار فروش در زمان اجرای این حق دارای تعهد می شود، یعنی این قرارداد یک نوع تعهد احتمالی برای فروشنده اختیار فروش تلقی می شود. ولی همان طور که گفته شد در انتشار اوراق صکوک بهتر است برگه اختیار فروش به صورت رایگان در اختیار خریدار قرار گیرد، تا انگیزه ای برای خرید اوراق باشد.
همچنین برای تبدیل دارایی به اوراق بهادار از طریق انتشار صکوک، گام اول این است که دارایی های واجد شرایط از شرکت اصلی جدا شده و به شرکت ناشر منتقل شود. زیرا شرکت ناشر معمولاً یک شرکت با مسئولیت محدود است و با انتقال دارایی به شرکت ناشر کلیه ریسک های مربوط به دارایی از شرکت اصلی دور شده و به شرکت ناشر منتقل می شود و همچنین دارندگان صکوک نیز مطمئن می شوند که کلیه حقوق مربوط به دارایی متعلق به آن ها میباشد و هیچ شخص دیگری نسبت به آن ادعایی ندارد. اما اگر این دارایی در ترازنامه شرکت اصلی وجود داشته باشد و به شرکت ناشر منتقل نشود، آنگاه طلبکاران نیز ممکن است نسبت به آن ادعا داشته باشند.
۲-۵- فرایند انتشار اوراق صکوک
شرکتی که در نظر دارد اوراق بهادار صکوک منتشر کند. ابتدا یک شخصیت حقوقی ایجاد می‌کند و بخشی از دارایی‌های خود را در آن شخصیت حقوقی قرار می‌دهد. به این ترتیب یک “بانک سرمایه‌گذاری[۸]” با انعقاد قراردادی اقدام به انتشار اوراق صکوک در بازار می‌کند و پول فروش آن را در اختیار شخصیت حقوقی قرار می‌دهد. این شخصیت حقوقی با افتتاح حسابی در یک بانک نقش حسابدار و خزانه‌دار را به آن بانک محول می‌کند که وظیفه دارد سود سرمایه‌گذاری خرید اوراق صکوک را به حساب خریداران اوراق واریز کند. چنانچه انتشار اوراق صکوک بین‌المللی باشد دارا بودن رتبه اعتبار الزامی است که این رتبه‌بندی توسط شرکت‌هایی مانند “مودیز” و موسسه “اس اند پی” و “فیش[۹]” انجام می‌شود. شخصیت حقوقی ایجاد شده که دارای عمری حداکثر ۷ ساله است حتماً باید در منطقه آزاد مالیاتش ثبت شود تا در تبادل اوراق هزینه گزافی برای مالیات پرداخت نکند و سود بیشتری نصیب خریداران اوراق شود. شرکت حقوقی پس از سررسید اوراق صکوک منحل می‌شود و شرکت مادر یا همان هلدرها اعلام می‌کنند افراد به جای این که اصل پول خود را بگیرند می‌توانند دارای سهام شوند. برای آن که هلدرها در شخصیت حقوقی تاسیس شده به منظور انتشار اوراق صکوک حرفی برای گفتن داشته باشند، یک سهامدار طلایی محسوب می‌شوند. نکته قابل توجه این است که عامل پرداخت سود خریداران اوراق را می پردازد. به ساده ترین بیان روش کار بدین صورت است که ابتدا بانی توسط واسط ایجاد یا انتخاب می شود. در ادامه واسط امین را مشخص نموده و دارایی ارزش گذاری می شود. در مرحله بعد موسسه رتبه بندی اعتباری اوراق صکوک که قرار است رتبه بندی شود را رتبه بندی اعتباری می کند. واسط شرکت تامین سرمایه را مشخص می کند. سپس واسط امیدنامه اوراق را تهیه نموده و از طریق شرکت تامین سرمایه اقدام به پذیره نویسی صکوک می نماید. شرکت تامین کننده سرمایه با توجه به نوع دارایی اقدام به انتشار صکوک می کند. در شکل زیر فرایند انتشار صکوک نشان داده شده است (همان منبع).
تسویه وجوه + تسویه اوراق
مراجعه به بانک عامل
تاسیس ناشر(SPV)
بانی
انتشار صکوک
عرضه به سرمایهگذاران
آخرین پرداخت اجاره بها+مبلغ کل دارایی یا فروش دارایی
پرداخت اجاره بها به سرمایهگذاران
دریافت اجاره از بانی
اجاره دارایی به بانی
خرید دارایی
جمعآوری منابع

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ب.ظ ]




بانی: منظور هر شخصیت حقوقی است که به منظور تامین مالی، اقدام به فروش دارایی‌های خود به واسط نموده و مجدداً به منظور انتفاع از داراییها اقدام به اجاره آن ها از واسط مینماید.

 

 

    1. واسط: واسط معمولاً یک شرکت سهامی خاص یا با مسئولیت محدود است که به منظور خاص (انتشار اوراق) تاسیس می شود. واسط ممکن است از نظر زمانی به صورت محدود یا نامحدود باشد. این شرکت معمولاً توسط بانی و به منظور کاهش هزینه های تامین مالی تاسیس می شود. البته در کشورهای پیشرفته که میزان اوراق منتشره زیاد است معمولاً چنین شرکت هایی صرفاً به عنوان واسط تاسیس میشوند. وظیفه اصلی واسط انتشار اوراق صکوک می باشد. از نظر حقوقی واسط به عنوان حق العمل کار یا وکیل می تواند اقدام به فعالیت نماید.

 

 

    1. سرمایه گذاران: منظور صاحبان اوراق میباشد.

 

 

    1. امین: منظور نهادی است که حافظ منافع سرمایهگذاران است و وظیفه بررسی وثائق و ضمانت‌های لازم جهت انتشار اوراق را بر عهده داشته و بر کل فرایند صکوک اجاره نظارت کامل دارد.

 

 

    1. موسسه اعتبار دهنده: موسسه ای است که اقدام به رتبه‌بندی اعتباری صکوک اجاره می نماید.

 

 

۲-۶- انواع اوراق صکوک
به طور کلی اوراق صکوک را می توان به دو دسته اوراق صکوک دولتی و اوراق صکوک شرکتی تقسیم کرد، ولی در استاندارد شریعت شماره ۱۷ سازمان حسابرسی و بازرسی نهادهای مالی اسلامی ‌انواع مختلف صکوک سرمایه گذاری به این شرح ارایه شده است:
۲-۶-۱- اوراق اجاره
اوراق اجاره اوراق بهاداری است که دارنده آن مالک بخشی از دارایی است که بر اساس قرارداد اجاره واگذار شده است. در بین انواع صکوک، اوراق اجاره یک محصول متمایز به شمار می‌رود که جایگاه خوبی در بین سرمایهگذاران مسلمان نسبت به سایر اوراق پیدا نموده است و ناشران نیز صکوک اجاره را روش مناسبی برای تجهیز منابع می‌دانند. روش کار در اوراق اجاره به این صورت است که یک موسسه مالی با انتشار اوراق اجاره منابع مورد نیاز را جمع آوری می‌کند، سپس با استفاده از آن منابع، کالاهای سرمایه‌ای و مصرفی با دوام مورد نیاز دولت، بنگاه‌ها، موسسه ها و اشخاص حقیقی و حقوقی را خریداری کرده و به آنان اجاره می‌دهد. از آنجا که کالاهای ذکر شده با استفاده از منابع صاحبان اوراق خریداری می‌شود آنان مالک کالاها بوده و به تبع آن مالک اجاره بها نیز خواهند بود. اوراق بهادار اجاره به طور عمده به دو نوع تقسیم می‌شوند:
۲-۶-۱-۱- اوراق اجاره عادی
در این اوراق، موسسه مالی کالاهای سرمایه‌ای و مصرفی با دوام را متناسب با عمر مفید آن ها برای مدت زمان مشخص به متقاضیان اجاره می‌دهد و در پایان قرارداد کالای ذکر شده را تحویل گرفته، در بازار کالاهای مستهلک به فروش می‌رساند و قیمت حاصل از فروش را به خرید کالاهای جدید اختصاص می‌دهد و یا به حساب صاحبان اوراق منظور می‌دارد.
ویژگی های زیر را می توان برای اوراق اجاره عادی برشمرد:

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • اوراق اجاره عادی می‌تواند برای یک کالای سرمایه‌ای خاص، برای ترکیبی از انواع کالاهای سرمایه‌ای برای یک دوره زمانی مشخص و یا به صورت همیشگی (دائمی) طراحی شود.

 

 

    • به مقتضای عقد اجاره، هزینه‌های حفظ و نگهداری و ترمیم و بازسازی اموال اجاره داده شده به عهده موجر (موسسه مالی) است.

 

 

    • اجاره بهای کالاهای اجاره داده شده به گونه‌ای تعیین می‌شود که افزون بر پوشش هزینه‌های حفظ و نگهداری، بیمه و ما به التفاوت قیمت خرید و قیمت مستهلک اموال و حق الوکاله موسسه مالی، سود خالصی را برای صاحبان اوراق به همراه داشته باشد (نجفی، ۱۳۸۵).

 

 

۲-۶-۱-۲- اوراق اجاره به شرط تملیک
در این روش موسسه مالی با استفاده از منابع حاصل از واگذاری اوراق اجاره، کالا یا کالاهای سرمایه‌ای و مصرفی با دوام را خریداری و به صورت اجاره به شرط تملیک به متقاضیان واگذار می‌کند. به این بیان که مستاجر با پرداخت آخرین اجاره بها، مالک عین مستاجره می‌شود.
ویژگی های خاص این نوع از اوراق را نیز می توان به شرح زیر بیان کرد:

 

 

 

    • اوراق اجاره به شرط تملیک نیز می‌تواند به سه صورت طراحی شود، اجاره یک کالای خاص، اجاره ترکیبی از کالاها برای یک دوره زمانی مشخص و اجاره ترکیبی از کالاها به صورت مستمر و دائمی‌.

 

 

    • همانند اوراق اجاره عادی در اوراق اجاره به شرط تملیک نیز موسسه مالی می‌تواند بخشی از هزینه‌های حفظ و نگهداری عین مستاجره در طول مدت اجاره را به صورت شرط ضمن عقد به مستاجر منتقل نماید و بخشی دیگر را از طریق بیمه پوشش دهد.

 

 

    • اجاره بهای کالاهای اجاره داده شده به روش اجاره به شرط تملیک به صورتی تعیین می‌شود که افزون بر پوشش قیمت خرید کالا، هزینه‌های حفظ و نگهداری و حق الوکاله موسسه شامل سود خالصی برای صاحبان اوراق باشد، نرخ این سود در بلندمدت نمی‌تواند کمتر از نرخ سود ابزارهای مالی مشابه باشد (همان منبع).

 

 

۲-۶-۲- اوراق مرابحه
از آنجا که اوراق مرابحه انواع مختلف دارد، نمی‌توان تعریف جامعی از این اوراق ارائه کرد؛ اما در نگاه عام می‌توان گفت: اوراق مرابحه، اوراق بهاداری هستند که دارندگان آن ها به صورت مشاع مالک دارایی مالی (دینی) هستند که بر اساس قرارداد مرابحه حاصل شده است. این اوراق بازدهی ثابت داشته و قابل خرید و فروش در بازار ثانوی می‌باشند (همان منبع).
۲-۶-۳- اوراق رهنی
اکثر تسهیلات اعطایی از طرف بانک‌های بدون ربا قابل تبدیل به اوراق بهادار هستند لیکن از این میان تسهیلات فروش اقساطی و اجاره به شرط تملیک به دلایل زیر از اولویت برخوردارند: این تسهیلات دارای بازدهی ثابت و معین هستند و برای افراد ریسک‌گریز و برای تبدیل کردن دارایی‌های بانکی به اوراق بهادار شروع مناسبی به حساب می‌آیند. در این تسهیلات، دارایی تا پرداخت آخرین اجاره بها در مالکیت بانک می‌ماند یا بانک می‌تواند معادل آن را به عنوان رهن دریافت نماید، بنابراین، این تسهیلات از کمترین ریسک برخوردار است. این تسهیلات دارای زمان‌بندی کاملاً معلوم بوده بانک‌ها می‌توانند متناسب با شرایط بازار، بسته‌های مناسب تسهیلات را از جهت سررسید انتخاب و به بازار عرضه کنند.
۲-۶-۴- اوراق استصناع
قرارداد استصناع به معنای سفارش ساخت است و در اصطلاح فقهی و حقوقی، قراردادی “صنع” است که به موجب آن یکی از طرفین قرارداد، در مقابل مبلغی معین، ساخت و تحویل کالا یا طرح مشخصی را در زمان معین نسبت به طرف دیگر به عهده می‌گیرد.
وزارتخانه‌ها، شهرداری‌ها، شرکت‌های دولتی و خصوصی که درصدد احداث یا توسعه پروژه خاصی چون احداث مسکن به صورت انبوه هستند و اعتبار مالی لازم برای انجام آن را به صورت نقد ندارند، می‌توانند با استفاده از اوراق بهادار استصناع، به احداث پروژه اقدام کنند و قیمت آن را طبق زمان‌بندی معینی از محل بودجه سالانه یا از طریق واگذاری واحدهای ساخته شده به تدریج بپردازند.
۲-۶-۵- صکوک مشارکت
یکی از مهمترین انواع صکوک معرفی شده صکوک مشارکت است. صکوک مشارکت در حقیقت اوراق بهاداری است که دارنده آن به صورت مشاع، مالک بخشی از منافعی است که ناشی از اجرای یک طرح یا پروژه سرمایهگذاری است. مدت قرارداد مشارکت مشخص است و می توان سود اوراق را در ابتدای دوره، انتهای دوره، با سررسیدهای ماهانه، فصلی یا سالانه پرداخت کرد. از آنجا که صکوک مشارکت اوراق بهاداری است که بیانگر مالکیت مشاع فرد است، می‌توان آن را در بازار ثانویه و به قیمتی که توسط عوامل بازار تعیین می‌شود، معامله کرد. این نوع صکوک نیز همانند برخی از ابزارهای مالی در برخی از کشورهای اسلامی به مرحله اجرا رسیده و چند سالی است مورد استفاده قرار می‌گیرد. ایران و سودان از پیشگامان انتشار این گونه اوراق بوده اند. در ایران، قانون حاکم بر این اوراق قانون اوراق مشارکت مصوب ۱۳۷۶ می باشد. ماده ۲ قانون اوراق مشارکت این اوراق را به صورت زیر تعریف نموده است: اوراق مشارکت (صکوک مشارکت) اوراق بهادار با نام یا بی نامی است که به قیمت اسمی مشخص برای مدت معین منتشر می‏شود و به سرمایه‏ گذارانی که قصد مشارکت در طرح‏های سوداور تولیدی، ساختمانی و خدماتی را دارند واگذار می گردد. دارندگان این اوراق به نسبت قیمت اسمی و مدت زمان مشارکت، در سود حاصل از اجرای طرح مربوط شریک خواهند بود. همچنین “سازمان حسابداری و حسابرسی موسسات مالی اسلامی[۱۰]” (استاندارد شماره ۱۸) صکوک مشارکت را بدین صورت تعریف نموده است: “صکوک مشارکت، اسناد و گواهی‌های دارای ارزش یکسان هستند که بر اساس عقد مشارکت ایجاد شده اند و در آن یکی از طرفین یا شخص ثالثی مدیریت عملیات را بر عهده می‌گیرد”. در اوراق مشارکت، ناشر بخشی از سرمایه مورد نیاز را خود تهیه نموده و بخش دیگر را از طریق انتشار اوراق مشارکت تامین می‌کند. در واقع دارندگان اوراق مشارکت به صورت مشاع و به تناسب سرمایه آورده شده با ناشر در یک فعالیت اقتصادی وارد شده و در سود حاصل نیز شریک می شوند. دارندگان صکوک به میزان سهم خود از مشارکت، مالک طرح یا دارایی‌های آن می‌شوند. از آنجا که امکان عملی جهت مدیریت پروژه یا طرح توسط دارندگان اوراق وجود ندارد، لذا ناشر یا هر شخص دیگری که وی معرفی نماید به عنوان وکیل صاحبان اوراق مشارکت مدیریت طرح را بر عهده خواهد داشت. بنابراین، اوراق مشارکت سندی است گویای مالکیت دارنده آن، نسبت به بخشی از یک دارایی حقیقی که متعلق به دولت، شرکت‏های تعاونی یا خصوصی است و تا سررسید اوراق، هر نوع تغییر قیمت دارایی متوجه صاحب اوراق مشارکت خواهد بود.
۲-۶-۶- اوراق مضاربه
اوراق مضاربه اوراق بهاداری است که براساس عقد مضاربه طراحی می‌شود. ناشر اوراق مضاربه با واگذاری اوراق، وجوه متقاضیان اوراق را جمع‌آوری کرده به عنوان مضاربه در اختیار بانی قرار می‌دهد، بانی در فعالیت اقتصادی سوداور (بازرگانی) به کار می‌گیرد و در پایان هر معامله یا پایان هر دوره مالی سود حاصله را بر اساس نسبت‌هایی که روی اوراق نوشته شده، میان خود و صاحبان اوراق تقسیم می‌کند. دارندگان اوراق نقش مالک و بانی نقش عامل قرارداد مضاربه را دارند. اوراق مضاربه را می‌توان با کاربری‌های مختلف طراحی کرد.
۲-۶-۷- اوراق جعاله




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. “قرارداد سلف[۱۱]

 

 

    1. “قرارداد های آینده[۱۲]

 

 

    1. “قرارداد های معاوضه[۱۳]

 

 

    1. “قرارداد های اختیار[۱۴]

 

 

    1. و غیره

 

 

۲-۷- ریسک اوراق صکوک
۲-۷-۱- تعریف ریسک
فرهنگ و بستر ریسک در معرض خطر قرار گرفتن تعریف شده است. ریسک در اصطلاح عبارت است از امکان تفاوت بازده از مقدار مورد انتظار. ریسک یعنی احتمال اینکه بازده واقعی (بر حسب ریال یا درصد) از بازده مورد انتظار متفاوت شود. تغییر، مهمترین عامل ایجاد ریسک است و از آنجا که تغییر همیشه وجود دارد و نیز دامنه آن روز به روز گسترش می یابد، پس ریسک نیز همواره وجود دارد و بلکه روز به روز بر اهمیت آن نیز افزوده می شود. البته در برخی مواقع ریسک را به صورت تغییر نامطلوب در بازدهی، تحقق یافته تعریف میکنند. به عبارت دیگر تنها تغییرات رو به پایین بازدهی ریسک تلقی می شود.
ریسک در نظام مالی اسلامی نیز مانند نظام مالی متعارف وجود دارد. در حالت کلی می توان گفت صکوک به عنوان نماینده ابزارهای مالی اسلامی، به صورت ذاتی نسبت به سایر ابزارهای مالی از ریسک بیشتری برخوردار است. دلیل این موضوع آن است که تقریباً تمامی ابزارهای مالی اسلامی مبتنی بر مالکیت یک دارایی بوده و بنابراین ریسک این دارایی به سرمایه گذاران منتقل می شود.
علیرغم ابداع و نوآوری های موجود در بخش خدمات مالی، ریسک اعتباری هنوز به عنوان دلیل عمده عدم موفقیت موسسات مالی محسوب می گردد. علت آن هم این است که معمولاً ۸۰ درصد از ترازنامه یک بانک به نوعی با این ریسک در ارتباط است. ریسک اعتباری به خطری تعبیر شده که بر اساس آن وام گیرنده قادر به پرداخت اصل و فرع بدهی خود طبق شرایط مندرج در قرارداد نیست. به عبارت دیگر مطابق این ریسک، بازپرداخت ها یا با تاخیر انجام شده و یا اصلاً وصول نمی شوند. این امر موجب ایجاد مشکلاتی در گردش وجوه نقد بانک می شود. امروزه چندین نوع ابزار جهت مدیریت ریسک اعتباری در بانکداری اسلامی مورد استفاده قرار می گیرد که وثیقه، ضمانت، ذخیرههای زیان اعتباری و برخی رویکردهای پیشگیرانه از جمله رتبه بندی اعتباری دریافت کنندگان تسهیلات، از جمله روشهایی است که به صورت مشترک در بانکداری اسلامی و متداول به کار گرفته می شوند. همچنین برخی بانکهای اسلامی با قراردادن جریمه تاخیر تادیه سعی در کاهش تاخیر در پرداخت ها و نکول دارند. هرچند روش های مذکور در کاهش ریسک اعتباری در بانکداری اسلامی تاثیرگذار بوده ولی در حذف یا کاهش ریسک اعتباری تا سطح رضایت بخش، کارایی نداشته اند و ریسک اعتباری همچنان از تهدیدات جدی پیش روی بانکداری اسلامی محسوب می گردد. با توجه به موارد مذکور در رابطه با ریسک اعتباری و همچنین افزایش روز افزون مطالبات معوق بانک های کشور، لازم است ابزارها و روش های جدیدی جهت مدیریت ریسک اعتباری مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد.
۲-۸- عوامل بروز ریسک اعتباری در صکوک
ریسک مربوط به اوراق صکوک را به طرق مختلفی می‌توان دسته‌بندی کرد. مهم‌ترین ریسک‌هایی که دارندگان اوراق صکوک با آن مواجه هستند را می‌توان به صورت زیر بیان کرد:

 

 

 

    • ریسک از بین رفتن دارایی‌ها: چنانچه به دارایی مورد اجاره در فرایند انتشار اوراق صکوک به هر دلیل خسارتی وارد آید، آن گاه از ارزش آن دارایی کاسته شده و در نتیجه دارندگان صکوک متضرر می‌شوند. البته این ریسک را می‌توان از طریق بیمه کردن دارایی‌ها به طور کامل حذف کرد.

 

 

    • ریسک نرخ سود: مبلغ اجاره بها معمولاً ثابت تعیین می‌شود و دارندگان اوراق صکوک در هر دوره اجاره بهای ثابتی را دریافت می‌کنند؛ بنابراین چنانچه نرخ سود متداول در بازار افزایش یابد آن گاه آن ها در مقایسه با نرخ سود بازار، سود کمتری را دریافت می‌کنند.

 

 

۲-۹- مزایا و محدودیت‌‌های اوراق صکوک

 

 

 

    1. صکوک، نقدینگی شرکت مالک دارایی (بانی) را افزایش می‌دهد.

 

 

    1. دارایی‌هایی که نقدینگی پایینی دارند یا غیر نقد هستند از ترازنامه خارج شده و وجوه نقد جایگزین آن می‌شود.

 

 

    1. با این که قسمتی از دارایی‌ها از شرکت بانی (مالک دارایی) جدا می‌شود، اما با این حال باز هم بانی می‌تواند از دارایی‌ها استفاده کند.

 

 

    1. از آنجا که صکوک با پشتوانه دارایی منتشر می‌شود لذا دارای ریسک کمتری است و هزینه تامین مالی را نیز کاهش می‌دهد. یک راه دیگر کاهش هزینه تامین مالی استفاده از افزایش اعتبار است.

 

 

    1. صکوک با فراهم کردن امکان تبدیل دارایی‌ها به اوراق بهادار به توسعه بازار سرمایه کمک می‌کند.

 

 

    1. چنانچه برای داد و ستد اوراق صکوک یک بازار ثانویه فراهم شود، آن گاه قابلیت نقدشوندگی این اوراق هم افزایش می‌یابد.

 

 

۲-۱۰- برخی از محدودیت‌های موجود در انتشار اوراق صکوک

 

 

 

    1. فقدان بازارگردان و در نتیجه، کاهش نقدشوندگی بازار ثانویه

 

 

    1. فقدان معیارهای مناسب ارزیابی پرتفوی سرمایه‌‌گذاری متشکل از ابزارهای مالی اسلامی

 

 

    1. عدم کفایت حجم بازار اولیه و در نتیجه کمتر بودن رونق بازار ثانویه در مقایسه با سایر بازارها

 

 

    1. عدم اطلاع کافی بازارها و سرمایه‌‌گذاران غربی از تنوع و ویژگی‌‌های ابزارهای مالی اسلامی

 

 

    1. زیرساخت‌های لازم برای توسعه بازار صکوک هنوز به شکل مناسب ایجاد نگردیده است.

 

 

    1. استاندارد کردن دارایی‌هایی که می‌تواند در این فرایند مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

    1. استاندارد کردن فرایند ارزیابی قیمت‌گذاری این دارایی‌ها یکی دیگر از مشکلات است.

 

 

    1. تسهیل امور مربوط به رتبه‌بندی اوراق باید صورت گیرد تا روند سرمایه گذاری ساده شود.

 

 

  1. باید تسهیل فرایند ارزیابی و تایید شرعی ساختار اوراق صکوک صورت گیرد.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:48:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    1. اوراق‌ مشارکت‌ طبق‌ اصول‌ اسلامی‌ منتشر می‌گردند و بر مبنای‌ سرمایه‌گذاری‌ در پروژه‌های‌ اقتصادی‌ با نرخ‌ بازدهی‌ مثبت‌ می‌باشند و سود آن‌ها بین‌ سرمایه‌گذاران‌ و منتشر کننده‌ اوراق‌ (کسی‌ که‌ مسئول‌ تکمیل‌ پروژه‌ است) تقسیم‌ می‌شود.

 

 

    1. برای‌ هر مورد، منتشر کننده‌ باید حداقلی‌ از سود قابل‌ حصول‌ از پروژه‌ مورد نظر را ضمانت‌ کند.

 

 

    1. اوراق‌ باید به‌ منظور تامین‌ مالی‌ پروژه ای‌ خاص‌ باشند و در جای‌ دیگر نمی‌توانند استفاده‌ شوند.

 

 

بقیه ویژگی های اوراق مشارکت همانند اوراق قرضه متعارف می باشد. با توجه به تعاریف بالا تفاوت ذاتی اوراق مشارکت با اوراق قرضه به روشنی مشخص می شود. اوراق مشارکت سندی ما بین دو شریک است که در طرحی مشخص سرمایه گذاری می کنند و طبق توافق، سود به دست آمده را بین خود تقسیم می کنند، هر چند حداقلی از سود به وسیله یک شریک تضمین شده است. ولی اوراق قرضه سندی مابین قرض دهنده و قرض گیرنده می باشد که برای آن بهره معینی تضمین شده است و قرض گیرنده می تواند آن را برای هر امری به مصرف برساند. نکته ای که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اوراق مشارکت می تواند جانشین خوبی برای اوراق قرضه باشد و همه وظایف آن را به خوبی انجام دهد؟ با توجه به وضعیت انتشار اوراق مشارکت در ایران و با توجه به تعریف این اوراق به نظر می رسد جواب این سوال منفی است. هر چند اوراق مشارکت توانسته است قسمتی از وظایف اوراق قرضه را انجام دهد و تا حدی جای خالی آن را پر کند، ولی ایرادات و نقایص قابل تاملی دارد.
در تعریف اوراق مشارکت آمده است که این اوراق می تواند به وسیله بخش خصوصی و دولتی منتشر شود، ولی در این مدت که از تعریف اوراق مشارکت گذشته است، استقبال بخش خصوصی از این اوراق تقریباً برابر صفر بوده است. عدم استقبال بخش خصوصی از این اوراق می تواند ناشی از عوامل مختلفی مانند هزینه بر بودن این اوراق، الزام شرکت ها نسبت به تضمین پرداخت اصل و سود پول در ازاى انتشار اوراق مشارکت پیش از تاریخ سررسید و عدم معامله بر اساس نرخ بهره واقعی بازدهی سرمایه گذاری باشد. یکی از تفاوت های اساسی بین اوراق قرضه و اوراق مشارکت در همین قسمت مشخص می شود. اوراق قرضه فقط در زمان سررسید قابل بازخرید است، و پیش از زمان سررسید فقط قابلیت معامله در بازار ثانویه را دارد، ولی اوراق مشارکت در هر زمان قابل بازخرید است. این نکته یکی از موارد مهم برای استقبال نکردن شرکت ها از اوراق مشارکت میباشد، زیرا شرکت های غیر دولتی همانند دولت این توانایی را ندارند که در هر زمان اوراق مشارکت را بازخرید کنند و در بهترین شرایط تنها با به ثمر نشستن سرمایه گذاری و در زمان سررسید اوراق می توانند آن ها را بازخرید کنند.
یکی دیگر از ناکارامدی های اوراق مشارکت در مورد شرکت هایی است که احتیاج به تامین مالی در غیر امور توسعهای دارند. فرضاً اگر شرکتی احتیاج به نقدینگی برای رفع مشکلات جاری خود داشته باشد نمی تواند از اوراق مشارکت استفاده کند، زیرا در تعریف این اوراق آمده است که این اوراق باید برای تامین مالی پروژه ای خاص باشند و نمی توانند در امور دیگر مورد استفاده قرار گیرند. در حالی که بسیاری از مشکلات بنگاه های اقتصادی مربوط به سرمایه در گردش و نقدینگی جاری است.
ایراد دیگر در مورد این اوراق این است که آیا به راستی می توان گفت که سود این اوراق قطعی نیست و علیالحساب است؟ هنگامی که سود پرداخت شده این اوراق دقیقاً برابر آن چیزی است که اعلام می شود و هیچگاه کمتر یا بیشتر از آن مقدار نمی شود، می تواند شبهه ربوی بودن این اوراق را دامن زند، که این امر خود باعث عدم استقبال بسیاری از افراد جامعه می شود. شاید یکی از عوامل عدم استقبال از این اوراق در سال های اخیر و به فروش نرفتن قسمتی از این اوراق علاوه بر پایین بودن بازده آن نسبت به سایر دارایی ها، همین موضوع باشد. به طوری که عملکرد شش ماهه نخست سال ۱۳۸۶، دولت، بانک مرکزی و شرکت‌ها در عرضه اوراق مشارکت حاکی از آن است که حدود ۳۰ درصد از اوارق مشارکت منتشر شده در این مدت به فروش نرسیده است.
همه موارد گفته شده در بالا نقایص اوراق مشارکت به عنوان یک ابزار تامین مالی بود، در حالی که چند سالی است بانک مرکزی از اوراق مشارکت به عنوان وسیله ای برای جمع آوری نقدینگی نیز استفاده می کند، که این موضوع خود از جهات دیگری قابل بررسی است. هر چند اوراق مشارکت در ایران از سال ۱۳۷۰ و با فروش اوراق مشارکت طرح نواب به وسیله شهرداری تهران متولد شد، اما اوراق مشارکت بانک مرکزی، پدیده برنامه سوم توسعه بود. در این برنامه، روشن شد که وضعیت بانک‌های دولتی از نظر کفایت سرمایه نامناسب است و بانک مرکزی ایران از مجلس وقت مجوز قانونی گرفت تا با انتشار اوراق مشارکت و گرداوری نقدینگی، منابع مالی لازم برای افزایش سرمایه بانک‌ها را فراهم آورد تا بانک‌ها بتوانند نرخ‌های کفایت سرمایه را رعایت کنند. بدین‌ ترتیب، بانک مرکزی به صادرکننده اوراق مشارکت بدل شد. این اقدام، مبتنی بر تجارب متعارف دنیا نبود. در جهان امروز، کمتر مشاهده می‌شود که بانک‌های مرکزی خود راساً اوراق قرضه منتشر کنند و چنین اقدامی در موارد معدودی رخ می‌دهد. خرید و فروش اوراق قرضه توسط بانک‌های مرکزی مربوط به عملیات بازار باز است. در این عملیات، بانک‌های مرکزی شروع به خرید اوراق قرضه منتشر شده توسط خزانه دولت می‌کنند تا نقدینگی را وارد اقتصاد کنند و برعکس شروع به فروش اوراق قرضه دولتی می‌کنند، تا نقدینگی را از اقتصاد جمع کنند. به نظر می رسد این روند انتشار اوراق مشارکت بوسیله بانک مرکزی یکی دیگر از ایرادهای این اوراق باشد که احتیاج به بازنگری اساسی دارد. بازنگری نخست ‌باید این باشد که بانک مرکزی به جای انتشار اوراق مشارکت، وارد عملیات بازار باز شده و با خرید و فروش اوراق منتشره توسط دولت نقدینگی را کنترل کند. بانک مرکزی نباید بانی صدور اوراق باشد، بلکه کار بانک مرکزی ‌باید محدود به کنترل نقدینگی و از جمله خرید و فروش اوراق مشارکتی باشد که خزانه صادر کرده است، زیرا یکی از راه های صحیح و متداول اعمال سیاست پولی، عملیات بازار باز است که بوسیله خرید و فروش اوراق قرضه دولتی حاصل می شود و بانی نشر اوراق قرضه شدن فقط در شرایط خاص رخ می دهد. همچنین اوراق مشارکت فعلی چیزی چندان متفاوت با اسکناس نیست. نقدینه‌‌ای است که بهره نیز به آن تعلق می‌گیرد که این خود پدیده‌ای منحصر به ‌فرد است. بازنگری دوم نیز باید این باشد که اوراق مشارکت فقط در زمان سررسید بازپرداخت شود و غیر از پرداخت برگههای سود و بازپرداخت اصل در سررسید، دولت هیچ مسئولیت دیگری نداشته باشد و این اوراق پیش از زمان سررسید فقط در بازار ثانویه قابل معامله باشد.
با توجه به همه مباحث بالا، به نظر می رسد اوراق مشارکت به تنهایی نمی تواند جایگزینی کامل برای اوراق قرضه باشد و باید علاوه بر بررسی و رفع نقایص آن، به دنبال معرفی و استفاده از ابزار جدید مالی بود که هم بتواند جایگزینی مناسب برای اوراق قرضه باشد و هم علاوه بر شرعی بودن مشکلات اوراق مشارکت را نداشته باشد.
۳-۴- ویژگی های صکوک، تفاوت ها و شباهت های آن با اوراق قرضه
همانطور که مشخص است اوراق صکوک اجاره بر اساس قرارداد اجاره تعریف شده است، به همین دلیل با شناخت بیشتر از قرارداد اجاره، می توان شناخت بهتری از اوراق صکوک اجاره و ویژگی های آن به دست آورد. برخی از ویژگی های قرارداد اجاره به این شرح است:

 

 

 

    1. قرارداد اجاره در مورد فروش دارایی مورد اجاره، برای موجر (اجاره دهنده) محدودیتی به وجود نمی‌آورد. یعنی موجر می‌تواند دارایی را بفروشد بدون این که به قرارداد اجاره خللی وارد شود، زیرا اجاره از عقود لازم است و

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ب.ظ ]




دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

    • در طی تمرینات قدرتی، سرعتی، استقامتی، هوازی و کشش باید حرکات به صورت آهسته و کنترل شده باشد تا سبب آمادگی کامل بدنی شود.

 

 

    • در حین انجام تمرینات حتما تنفس را کنترل نموده یعنی هنگامی که در حال انجام یک حرکت هستید در هنگام بیشترین فشار، عمل دم را انجام دهید سپس مقداری نفس حبس شود و در هنگام کاهش فشار عمل بازدم انجام شود.  کنترل تنفس یعنی انجام تنفس درست دم و بازدم در جای خود و رعایت کامل زمان دم و بازدم یعنی هرچه مقدار عمل دم باشد باید مقدار حبس ۳ برابر آن و عمل بازدم ۲ برابر آن باشد. (صالحی و همکاران، ۱۳۹۲)

 

 

ﺗﻤﺮﻳﻨﺎت ﻣﻘﺎوﻣﺘﻲ، در ﭘﻴﺸﮕﻴﺮی از آﺳﻴﺐ و ﺗﻮاﻧﺒﺨﺸﻲ ﻧﻘﺶ دارد. ﺗﻤﺮﻳﻨﺎت ﻣﻘﺎوﻣﺘﻲ از ﻃﺮﻳﻖ اﻓﺰاﻳﺶ ﻗﺪرت ﻋﻀﻠﻪ، ﺗﻮان، ﺳﺮﻋﺖ، ﻫﺎﻳﭙﺮﺗﺮوﻓﻲ، اﺳﺘﻘﺎﻣﺖ ﻋﻀﻼﻧﻲ، ﻋﻤﻠﻜﺮد ﺣﺮﻛﺘﻲ، ﺗﻌﺎدل و ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ، ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ در ﺑﻬﺒﻮد ﻋﻤﻠﻜﺮد ورزﺷﻲ ﺑﺮ ﻋﻬﺪه دارد. ﺑﺮای ﻧﻴﻞ ﺑﻪ اﻳﻦ اﻫﺪاف در ﺑﺮﻧﺎﻣﺔ ﺗﻤﺮﻳﻨﻲ ﻗﺪرﺗﻲ ﻃﺮاﺣﻲ ﺻﺤﻴﺢ ﺑﺮﻧﺎﻣﺔ ﺗﻤﺮﻳﻨﻲ ﺿﺮوری اﺳﺖ. (Kraemer WJ and Ratamess NA. 2004)
ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ و ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ در اﺟﺮای تمرینات ورزﺷﯽ ﺑﻪ ﮐﺎرآﯾﯽ و ﻋﻤﻠﮑﺮد دﺳﺘﮕﺎهﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺪن ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد. ﻗﺪرت ﯾﮏ ﻋﻀﻠﻪ ﺑﺎ ﺳﻄﺢ ﻣﻘﻄﻊ ﻋﺮﺿﯽ ﯾﺎ ﻗﻄﺮ آن در ارﺗﺒﺎط اﺳﺖ و ﻋﻀﻠﻪ ﺑﺰرﮔﺘﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﻗﻮﯾﺘﺮ ﺑﻮدن آن ﻋﻀﻠﻪ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت ﻗﺪرﺗﯽ ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﯾﺶ ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﻫﺎی اﻧﻘﺒﺎﺿﯽ ﻣﯽ ﺷﻮد و آن ﻧﯿﺰ ﺑﻪ ﻧﻮﺑﻪ ﺧﻮد ﺗﻮان ﻋﻀﻠﻪ را ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺑﺮد.( رابرز و همکاران،۱۳۸۴)
ﻗﺪرت ﻋﻀﻼﺗﯽ را ﻣﯽ ﺗﻮان از ﻃﺮﯾﻖ ﻫﻤﻪ ﻧﻮع اﻧﻘﺒﺎﺿﺎت ﻋﻀﻼﻧﯽ به طور ﻣﻌﻨﯽ داری اﻓﺰاﯾﺶ داد و
ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﻗﺪرت ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﻪ ﻧﻮع ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد. انواع اﻧﻘﺒﺎﺿﺎت ﻋﻀﻼﻧﯽ عبارتند از:

 

 

 

    • اﯾﺰوﻣﺘﺮﯾﮏ

 

 

در اﯾﺰوﻣﺘﺮﯾﮏ یا ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت ﻫﻢ ﻃﻮل ﻧﯿﺮوی ﻋﻀﻼﻧﯽ ﺑﺪون ﻫﯿﭻ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﺎﺑﻞ روﯾﺘﯽ در ﻣﻔﺼﻞ اﻓﺰاﯾﺶ
ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻫﻢ ﻃﻮل، زﻣﺎﻧﯽ اﺗﻔﺎق ﻣﯽ اﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺧﺎرﺟﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ از ﻧﯿﺮوی ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪه ﺗﻮﺳﻂ ﻋﻀﻼت ﺑﺎﺷﺪ و در ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺮاﯾﻄﯽ ﺗﻨﺶ ﻋﻀﻠﻪ ﺑﺪون ﻫﯿﭻ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺷﮑﻠﯽ در ﻣﻔﺼﻞ و ﯾﺎ ﻃﻮل ﻋﻀﻠﻪ ﺑﺘﺪرﯾﺞ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ. به عنوان مثال زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﺮد ﺳﻌﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ درب ﻗﻔﻞ ﺷﺪه را ﺑﺎ اﻋﻤﺎل ﻓﺸﺎر ﺑﺎز ﻧﻤﺎﯾﺪ و ﯾﺎ ﯾﮏ وزﻧﻪ ۵۰ ﮐﯿﻠﻮﮔﺮﻣﯽ را ﺑﻄﻮر ﺛﺎﺑﺖ ﻧﮕﻪ دارد. ﻗﺪرت ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه از ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻫﻢ ﻃﻮل ﺑﻪ زاوﯾﻪ ﻣﻔﺼﻞ ﺑﺴﺘﮕﯽ دارد به عنوان ﻣﺜﺎل اﮔﺮ در زاوﯾﻪ ۹۰ درﺟﻪ آرﻧﺞ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﮐﻨﯿﺪ ﻗﺪرت ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه درﻫﻤﺎن زاوﯾﻪ و ۲۰ درﺟﻪ ﮐﻤﺘﺮ و ﯾﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ آن ﻗﺎﺑﻞ ﻣﺸﺎﻫﺪه اﺳﺖ. اﯾﻦ ﻧﻮع اﻧﻘﺒﺎﺿﺎت ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺣﺪاﮐﺜﺮ ﺷﺪت اﻧﺠﺎم ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻫﺮ روز و ﯾﺎ ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺗﺒﻪ در روز اﻧﺠﺎم ﺷﻮﻧﺪ. ﯾﮏ ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺗﻤﺮﯾﻨﯽ ﻫﻢ ﻃﻮل ﮐﻪ ﻗﺪرت را ﺑﻄﻮر ﻣﻄﻠﻮﺑﯽ اﻓﺰاﯾﺶﻣﯽ دﻫﺪ.

 

 

 

    • ﺗﻌﺪاد ﺗﮑﺮار ﮐﻢ : ( ۵ – ۳ ) ﺗﮑﺮار اﻧﻘﺒﺎض ﻃﻮﻻﻧﯽ ( ۳۰ – ۱۰ ) ﺛﺎﻧﯿﻪ

 

 

    • ﺗﻌﺪاد ﺗﮑﺮار زﯾﺎد : ( ۳۰ – ۱۰ ) ﺗﮑﺮار اﻧﻘﺒﺎض ﮐﻮﺗﺎه ﻣﺪت ( ۵ – ۳ ) ﺛﺎﻧﯿﻪ ( ﻋﺒﺎدی ﻗﻬﺮﻣﺎنی، ۱۳۸۹)

 

 

تمامی فرم های تمرینی مثل تمرینات ایزومتریک هوازی قدرتی و انعطافی ممکن است اثر آن چنان مثبتی روی قلب نداشته باشد ولی قطعا روی سایر اعضای بدن اثر بارزی دارد و همین باعث می شود تمامی بخش های بدن در شرایط خوبی به سر برند و آن به این معنی است که قلب دیگر نیاز به انجام کار سخت و پرحجم جهت پمپ کردن خون و مواد مغذی ندارد و بسیار به راحتی و سهولت و بدون هیچگونه فشاری اعمالش را انجام می دهد. (صالحی و همکاران، ۱۳۹۲)در نتیجه قلب دچار آسیب و فرسودگی کمتری
می شود. افزایش بیش از حد وزن سبب انجام فشار و قدرت غیرضروری بر روی قلب می شود که نتیجه آن کاهش عملکرد قلب به مرور زمان است. در این تمرینات نیرو به بدن اعمال می شود بدون آنکه مفاصل و اعضای بدن حرکت نماید، مثل آنکه با دست به دیوار فشار وارد نماییم. بنابراین کار عضلات موجب اختلال در مفاصل و احیاناً فشار استخوان بر استخوان نمی شود. برای مثال در دردهای کمر، فرد به پشت می خوابد و عضلات خود را منقبض کرده و همزمان کمر خود را به زمین فشار می دهد. حال بدون آنکه مهره های بیمار حرکت کند، عضلات کمر و شکم تقویت می شود. عیب این روش آن است که اولاً اراده قوی
می خواهد و ثانیاً فشارهای انقباضی با تشخیص فرد انجام می شود و نمی توان آن را اندازه گیری و تنظیم نمود و نهایتاً انجام آن نیاز به حوصله فراوان دارد. (ویلمور و دیوید ال، ۱۳۸۵)

 

 

 

    • اﯾﺰوﺗﻮﻧﯿﮏ

 

 

اﯾﺰوﺗﻮﻧﯿﮏ یا ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت ﻫﻢ ﺗﻨﺶ، ﺗﻤﺮﯾﻨﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ واﺳﻄﻪ آن ﻧﯿﺮوی ﻋﻀﻼﻧﯽ ﺑﺎ اﯾﺠﺎد ﺣﺮﮐﺖ در ﻣﻔﺼﻞ اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ اﻟﺒﺘﻪ در ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺣﺮﮐﺖ، ﻣﺘﻐﯿﺮ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺧﺎرﺟﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﺑﺎﺷﺪ. اﯾﻦ ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت
ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت ﺑﺎ وزﻧﻪ ( ﻫﺎﻟﺘﺮ و دﻣﺒﻞ ) اﺳﺘﻔﺎده از دﺳﺘﮕﺎه ﻫﺎی ﺗﻤﺮﯾﻨﯽ و ﯾﺎ ﺗﻤﺮﯾﻨﺎﺗﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ از وزن ﺑﺪن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﻣﻘﺎوﻣﺖ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻣﺜﻞ : دراز و ﻧﺸﺴﺖ و ﺷﻨﺎی ﺳﻮﺋﺪی.
(۱۹۹۶٫Abbost D ,Abocher CH)
ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺸﺨﺼﺎت ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﺗﻤﺮﯾﻨﯽ ﻗﺪرﺗﯽ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﺷﺪت و ﻓﺸﺎری ﮐﻪ ﺑﺮ ﻗﻠﺐ و ﻋﺮوق و ﻋﻀﻼت وارد ﻣﯽ آورد ﺗﺎﮐﯿﺪ ﺑﺴﯿﺎر زﯾﺎدی ﺑﺮ ﮔﺮم ﮐﺮدن و ﺳﺮد ﮐﺮدن ﻣﯽ ﺷﻮد. در این تمرینات نیروی ثابتی به بدن وارد می شود و اعضای بدن این نیروی ثابت را در بدن جابجا می کند. (صالحی و همکاران، ۱۳۹۲) مثل تمرین با وزنه یا قرار دادن وزنه روی شانه و نشستن و برخاستن با آن. تمرین های ایزوتونیک مثل کار با دستگاه های معمولی بدن سازی، هالتر، وزنه، شنا روی دست و بالا رفتن از طناب،گو اینکه به تقویت عضلات کمک می نماید، اما به دلیل آنکه در برخی زوایای حرکت مفصل، نیروی بیش از حد وارد می کند و در برخی زوایا نیروی کمتر از حد، اولاً ممکن است سبب آسیب دیدگی عضلات و رباط ها در برخی زوایای حرکت و ثانیاً سبب عدم تقویت در برخی زوایای دیگر شود. ( ﻋﺒﺎدی ﻗﻬﺮﻣﺎنی، ۱۳۸۹

 

 

 

    • اﯾﺰوﮐﯿﻨﺘﯿﮏ

 

 

اﯾﺰوﮐﯿﻨﺘﯿﮏ روش ﺗﻤﺮﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آن ﻧﯿﺮوی ﻋﻀﻼﻧﯽ ﺑﺎ اﯾﺠﺎد ﺣﺮﮐﺖ در ﻣﻔﺼﻞ اﻓﺰاﯾﺶ
ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ اﻟﺒﺘﻪ در ﺣﺎﻟﺘﯿﮑﻪ ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺖ ﺛﺎﺑﺖ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺧﺎرﺟﯽ ﻣﺘﻐﯿﺮی ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ. از دﯾﺪﮔﺎه ﻋﻠﻤﯽ اﯾﻦ ﻧﻮع ﺗﻤﺮﯾﻨﺎت ﻣﻮﺛﺮﺗﺮﯾﻦ راه اﻓﺰاﯾﺶ ﻗﺪرت ﻋﻀﻼﻧﯽ اﺳﺖ زﯾﺮا اﯾﻦ ﻧﻮع ﺗﻤﺮﯾﻦ در ﺳﺮﺗﺎﺳﺮ ﻃﻮل ﺣﺮﮐﺖ ﻋﻀﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﻧﯿﺮوی ﺑﯿﺸﯿﻨﻪ ای را ﺗﻮﻟﯿﺪ ﮐﻨﺪ. (ویلمور و دیوید ال، ۱۳۸۵) اﻧﻔﺒﺎﺿﺎت درون ﮔﺮا زﻣﺎﻧﯽ رخ
ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﺎرﻫﺎی ﻋﻀﻼﻧﯽ ﺿﻤﻦ اﻧﻘﺒﺎض ﮐﻮﺗﺎه ﺷﻮﻧﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﯾﮏ وزﻧﻪ ﺑﻮﺳﯿﻠﻪ ﻋﻀﻠﻪ
دوﺳﺮ ﺑﺎزوﯾﯽ. اﻧﻘﺒﺎﺿﺎت ﺑﺮون ﮔﺮا زﻣﺎﻧﯽ رخ ﻣﯽ دﻫﺪ ﮐﻪ ﻃﻮل ﺗﺎرﻫﺎی ﻋﻀﻼﻧﯽ در ﺣﯿﻦ اﻧﻘﺒﺎض اﻓﺰاﯾﺶ ﯾﺎﺑﻨﺪ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ آوردن وزﻧﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻋﻀﻠﻪ دوﺳﺮ ﺑﺎزوﯾﯽ.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:47:00 ب.ظ ]




آیدین ظریفی و همکاران در سال ۱۳۸۶ در پژوهشی به بررسی تأثیر بی تمرینی کوتاه مدت پس از تمرینات استقامتی، مقاومتی و موازی بر آمادگی عملکردی و ترکیب بدنی دانشجویان مرد غیر ورزشکار پرداختند. هدف این پژوهش عبارت بود از تعیین اثر بی تمرینی کوتاه مدت پس از تمرینات استقامتی، مقاومتی و موازی بر توان هوازی و بی هوازی قدرت بیشینه و درصد چربی دانشجویان مرد

    • غیر ورزشکار و تمرین نکرده. برای این منظور ۳۲ نفر دانشجو با میانگین سن ۲۴/۱±۹۴/۲۴ سال و میانگین قد ۰۷/۷±۰۹/۷۶ سانتی متر و میانگین وزن ۰۱/۱۱±۹۱/۷۱ کیلوگرم از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه ۱۲، ۹ و ۱۱ نفره تمرین استقامتی، مقاومتی و موازی قرار گرفتند و به مدت ۸ هفته تمرین کردند. تمرینات گروه استقامتی دویدن روی نوار گردان با
      ۶۵ تا ۸۰ درصد حداکثر ضربان قلب و به مدت ۱۶ تا ۳۰ دقیقه، و گروه مقاومتی تمرین وزنه در
      ۴ حرکت با ۶۵ تا ۸۰ درصد حداکثر قدرت در مدت مشابه بود. گروه موازی ترکیبی از تمرینات استقامتی و مقاومتی را با حجم و شدت های ذکر شده اجرا کرد. آزمون زیر بیشینه جرج و آزمون وینگیت برای ارزیابی توان هوازی و بی هوازی و یک تکرار بیشینه برای قدرت بیشینه و درصد چربی
      با استفاده از چین پوستی سه نقطه ای در آزمون اولیه، پیش آزمون(پس از دوره تمرین) و پس آزمون
      (پس از ۸ دقیقه بی تمرینی) محاسبه شد. تحلیل واریانس با اندازه های تکراری و آزمون تعقیبی
      بن فرونی و LSD برای مقایسه درون گروهی و روش تجزیه و تحلیل واریانس یکراهه (ANOVA) و آزمون تعقیبی توکی برای مقایسه بین گروهی استفاده شد. بعد از ۸ هفته بی تمرینی در مقایسه درون گروهی در گروه استقامتی کاهش معنی داری در max ، قدرت مطلق پایین تنه (اسکوات) و قدرت نسبی بالا تنه (پرس سینه) و افزایش معنی داری درصد چربی بدن مشاهده شد. بی تمرینی در گروه مقاومتی و موازی تغییرات معنی داری بر max ، قدرت مطلق و نسبی بالا تنه و پایین تنه و درصد چربی بدن نشان داد. تفاوت معنی داری در درصد تغییرات پس آزمون نسبت به پیش آزمون در
      متغیر های اندازه گیری شده در بین گروه ها مشاهده نشد. بنابراین چنین نتیجه گیری شد که میزان کاهش در متغیر های ذکر شده در بی تمرینی کوتاه مدت صرف نظر از تمرین استقامتی، مقاومتی و موازی روند یکسانی دارد. ترکیب تمرین مقاومتی و استقامتی در حفظ سازگاری های به دست آمده نیز تفاوتی ایجاد نمی کند. به هر حال اثر بی تمرینی بلند مدت باید بررسی شود.

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • معصومه حسینی و همکاران در سال ۱۳۸۹، در پژوهشی به بررسی تاثیر تمرینات استقامتی، قدرتی و موازی بر عملکرد قلب دختران دانشگاهی پرداختند. در حقیقت هدف پژوهش بررسی تاثیر تمرینات استقامتی، قدرتی و موازی بر عملکرد قلب دختران دانشگاهی بود. بدین منظور
      ۳۹ دانشجوی دختر غیر ورزشکار با میانگین سنی۵۸/۲±۲۴ سال و قد ۲/۸±۱۶۱ سانتی متر و وزن ۶۱/۱۴±۸/۵۶ کیلوگرم با سلامت کامل قلبی – عروقی به صورت تصادفی و در چهار گروه کنترل(n=9)، تمرین استقامتی (n=10)، تمرین قدرتی (n=10) و تمرین موازی (n=10)
      قرار گرفتند. برنامه استقامتی در هفته اول شامل دویدن با شدت ۶۵ درصد ضربان قلب بیشینه روی نوار گردان الکترونیکی به مدت ۱۶ دقیقه بود که هفته هشتم به تدریج به ۸۰% MHR و
      مدت ۳۰ دقیقه رسید. برنامه تمرینی قدرتی عبارت بود از اجرای حرکات پرس پا، پرس سینه، کشش زیر بغل و کش پشت ساق پا. حرکات در هفته اول با ۵۰% یک تکرار بیشینه در دو نوبت با ۱۰ تکرار اجرا شد که به ۸۰% RM1 در سه نوبت با ۶ تکرار در هفته هشتم رسید. برنامه تمرین موازی ترکیب تمرینات استقامتی و قدرتی در هر نوبت تمرین بود. برنامه تمرین گروه ها سه روز
      در هفته انجام شد. در شرایط استراحت، تعداد ضربان قلب، اندازه فواصل PR و QT، فاصله قطعه ST از خط پایه، زمان افت سرعت(DT) و درصد کسر تخلیه ای آزمودنی ها با روش الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی اندازه گیری شد. فشاز خون دیاستولی، سیستولی و
      max با استفاده از نوار گردان و برنامه تمرینی بروس نیز ارزیابی شد. یافته های پژوهش نشان داد کاهش ضربان قلب و فشار خون سیستولی، افزایش فاصله PR و max ، کاهش فشار دیاستولی گروه استقامتی معنی دار بود که در مقایسه بین گروهی در ۴ متغیر اول تفاوت ها معنی دار شد. در گروه قدرتی ضربان قلب و فشار خون سیستولی افزایش معنی داری نشان داد که در مقایسه بین گروهی تفاوت ها معنی دار شد. در گروه موازی مقدار max افزایش
      معنی داری داشت که در مقایسه بین گروهی تفاوت معنی دار بود. بنابراین چنین نتیجه گیری شد که انجام تمرین استقامتی پس از تمرین قدرتی موجب ظهور ترکیبی از سازگاری های حاصل از تمرینات استقامتی و قدرتی در قلب و حذف برخی تأثیرات ناخواستۀ تمرینات قدرتی بر قلب
      می شود.

 

 

    • گائینی و همکاران در سال۱۳۸۹ در پژوهشی به مطالعه تأثیر ۸ هفته تمرین هوازی تناوبی و یک دوره بی تمرینی پس از آن بر ساختار و عملکرد بطن چپ پرداختند. در این تحقیق ۱۰ دانشجوی مرد غیر ورزشکار داوطلبانه انتخاب شدند و در برنامه تمرینی ۸ هفته ای، هفته ای ۳ روز با شدت ۷۰ درصد ضربان قلب بیشینه شرکت کردند. پس از ۸ هفته، آزمودنیها ۴ هفته در بی تمرینی
      به سر بردند. در هر جلسه، تمرین دوی تناوبی در ۵ مرحله ۹ دقیقه ای که بین آن ها ۴ دقیقه استراحت غیرفعال بود، انجام شد. با روش اکوکاردیوگرافی پس از ۸ هفته تمرین تناوبی بین ضخامت دیواره بین دو بطن، درصد کسر کوتاه شدن وکسر تزریقی نسبت به قبل از تمرین تفاوت معنی داری و بین قطر پایان دیاستولی بطن چپ، قطر پایان سیستولی بطن چپ، ضخامت دیواره خلفی بطن چپ، قطر دهلیز چپ، قطر دهانه آئورت، ضربان قلب، فشارخون دیاستولی و فشارخون سیستولی تفاوت غیرمعنی داری وجود داشت. همچنین، بین قطر پایان دیاستولی بطن چپ، ضخامت دیواره خلفی بطن چپ، قطردهلیزچپ، درصد کسر کوتاه شدن وکسر تزریقی پس از
      ۴ هفته بی تمرینی نسبت به ۸ هفته تمرین تفاوت معنی داری و بین قطر پایان دیاستولی
      بطن چپ، ضخامت دیواره خلفی بطن چپ، قطر دهانه آئورت، ضربان قلب، فشارخون دیاستولی و فشارخون سیستولی تفاوت غیرمعنی داری وجود داشت. نهایتاً نشان داده شد، ۸ هفته تمرین هوازی تناوبی و یک دوره بی تمرینی پس از آن می تواند بر ساختار و عملکرد بطن چپ قلب مردان سالم غیر ورزشکار تأثیر گذارد.

 

 

    • اراضی و همکاران در سال۱۳۹۱؛ در پژوهشی به مقایسه تأثیر یک دوره تمرینات ترکیبی
      (مقاومت – هوازی) و هوازی بر حداکثر مصرفی، نیمرخ لیپیدی، قند خون و فشار خون
      مردان میانسال دارای عوامل خطرزای قلبی-عروقی پرداختند. در این مطالعه ۲۹ مرد داوطلب تمرین نکرده با دامنه سنی ۳۶ الی ۵۶ سال شرکت داده شدند. آزمودنی ها به طور تصادفی در یکی از سه گروه هوازی، ترکیبی (هوازی و مقاومتی) و کنترل قرار گرفتند، قبل و بعد از دوره تمرینی، شاخص توده بدن، نسبت کمر به لگن، گلوکز، فشار خون و نیمرخ لیپیدی آزمودنی ها، اندازه گیری شد. مدت زمان برنامه تمرینی برای هر گروه ۸ هفته و هر هفته ۳ جلسه بود. داده های به دست آمده با استفاده از روش آماری t همبسته و تحلیل واریانس، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بعد از تمرینات هوازی و ترکیبی، سطوح تری گلیسیرید، کلسترول ام، لیپوپروتئین کم چگال، لیپوپروتئین پر چگال و گلوکز خون، تغییر معنی داری یافت. اما بین گروه هوازی و ترکیبی تفاوت معنی داری در TC، LDL، TG، HDL، گلوکز، فشار خون سیستولی، دیاستولی و میانگین فشار سرخرگی، مشاهده نشد. همچنین آزمودنی های هر دو گروه تجربی، افزایش معنی داری را در حداکثر اکسیژن مصرفی نشان دادند. نهایتاً چنین نتیجه گیری شد که با وجود آنکه هر کدام از این تمرین ها، فواید ویژه خود را دارند، هر دو نوع تمرین سبب کاهش عوامل خطرزای بیماری های قلبی-عروقی در مردان غیر فعال می شوند.

 

 

۲-۳-۲ مطالعات خارجی

 

 

 

    • هیکسون[۲۴] و همکاران در سال ۱۹۸۰، از اولین پژوهشگرانی بودند که اثر برنامه های همزمان قدرتی و استقامتی را بررسی کردند. در این پژوهش، مردان دانشگاهی شرکت کننده در فعالیت های تفریحی در سه گروه تمرینات قدرتی (۵ روز در هفته)، استقامتی (۶ روز در هفته) و ترکیبی از تمرینات قدرتی و استقامتی را به مدت ۱۰ هفته انجام دادند. بعد از ۱۰ هفته، گروه ترکیبی با وجود افزایش ۳۸ درصدی قدرت پایین تنه، تداخل در توسعه قدرت آنها نسبت به وزن بدن تغییری نکرد. نتایج تحقیقات max نسبت به گروه قدرتی را تجربه کردند، اما سال و همکارانش نشان دادند تمرینات قدرتی و استقامتی همزمان، هیچ گونه تأثیرات تداخلی بر بهبود قدرت ندارد، در حالی که اجرای این تمرینات توسعه استقامت را در مقایسه با گروه استقامتی به مخاطره می اندازد.

 

 

  • پژوهش های گوناگونی همچون پژوهش های هیکسون در سال ۱۹۸۰؛ کرامر[۲۵] و همکاران در سال ۱۹۹۵؛ دولزال و پوتیجر[۲۶] در سال ۱۹۹۸؛ لوریت[۲۷] و همکاران در سال ۱۹۹۹، بل[۲۸] و همکاران در سال ۲۰۰۰، نشان داده است پاسخ های سازگاری بدن ارتباط ویژه ای با نوع برنامه تمرینی
    مورد استفاده دارد. سازگاری های متفاوت و متضاد ناشی از تمرینات استقامتی و مقاومتی، برای برخی از ورزشکارانی که هم توان هوازی بیشینه(max ) و هم قدرت در موفقیت و برتری آنها نقش دارد، در به کارگیری روش های تمرینِ متفاوت به دلیل ترس از به خطر افتادن سازگاری های تمرینی مطلوب تردید دارند نتایج برخی تحقیقات، نشان میدهد پیشرفتهای حاصل از اجرای همزمان این دو نوع برنامه تمرینی، نسبت به اجرای یک نوع برنامه تمرینی واحد ممکن است تأثیرات تداخلی داشته باشد.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ب.ظ ]




در مقابل، نتایج برخی پژوهش ها مانند پژوهش های مک کارتی[۲۹] و همکاران در سال ۱۹۹۵؛ بالابینیس[۳۰] و همکاران در سال ۲۰۰۳ و هاکین[۳۱] و همکاران در سال ۲۰۰۳ نشان داده است که اجرای همزمان تمرینات ترکیبی قدرتی و استقامتی در مقایسه با اجرای صرف تمرین قدرتی یا استقامتی هیچ گونه اثر تداخلی در توسعۀ قدرت یا استقامت ندارد.

 

 

  • فرکتیچ و همکاران در سال ۱۹۹۸، در پژوهشی که بر روی زنان مسن که ۱۲ هفته تمرین موازی و یا استقامتی انجام دادند، دریافتند، میانگین حداکثر اکسیژن مصرفی در گروه استقامتی ۲۵% و گروه ترکیبی ۳۰% افزایش نشان داد. اما کسر تخلیه و برون ده قلبی نسبت به قبل از تمرین تغییری نشان نداد.

 

 

  • پلوایم و همکاران در سال ۲۰۰۰، با مطالعه ۱۴۵۱ ورزشکار رشته های استقامتی، قدرتی و موازی دریافتند بین گروه ها تفاوت معناداری در کسر تخلیه و DT مشاهده نمی شود قطعهی ST ورزشکاران روی خط پایه قرار دارد.

 

 

  • یکی از عوامل مرتبط با بیماریهای قلبی، فشار خون بالا می باشد و فعالیت ورزشی، یکی از
    روش های غیردارویی جهت درمان پرفشاری خون محسوب می شود. شوارتز و هیرث[۳۲]،
    در سال۱۹۹۵، نشان دادند که فعالیت هوازی با سازگاری های زیادی که به وجود می آورد،
    بر کاهش فشارخون در افراد جوان و مسن، اثر مثبت دارد.

 

 

  • در رابطه با اثر تمرینات قدرتی بر فشار خون نیز پژوهش هایی انجام شده است. پژوهش هارلی[۳۳] و همکاران در سال ۱۹۸۸ کاهش؛ پژوهش هانتر[۳۴] در سال ۱۹۸۰ افزایش و پژوهش گیلدرز[۳۵] و همکاران در سال ۱۹۹۱ بدون تغییر بودن فشار خون را بعد از تمرینات مقاومتی، نشان داده اند. همچنین، برخی مطالعات نشان داده اند که افزایش فشارخون ناشی از تمرینات مقاومتی، منجر به افزایش فشارخون استراحتی می شود. هانتر[۳۶] و همکاران مشاهده کردند که بالا بودن فشار خون سیستول استراحتی در مردان دوچرخه سوار ناشی از هشت هفته تمرین شدید دوچرخه سواری و مقاومتی است (هانتر و مک کارتی، ۱۹۸۳).

 

 

  • چنانچه تمرینات استقامتی و مقاومتی همزمان مورد استفاده قرار گیرد، به عنوان تمرینات ترکیبی شناخته می شود. اینگونه تمرینات، اثرات هر دو نوع تمرین استقامتی و مقاومتی را بر نیمرخ لیپیدی و عملکرد عضلانی دارند. در رابطه با مقایسه اثرات تمرین مقاومتی و هوازی بر عوامل خطرزای قلبی عروقی تحقیقاتی انجام پذیرفته است. کائوزا[۳۷] و همکاران در پژوهشی نشان داده شد که تمرینات قدرتی تأثیرگذاری بیشتری نسبت به تمرینات استقامتی بر عوامل متابولیکی دارد
    (کائوزا، ۲۰۰۵). تمرینات ورزشی سازگاری هایی را در بدن به وجود می آورد که از جمله می توان به افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی اشاره کرد. با توجه به اصل اختصاصی تمرین، تمرینات مقاومتی متداول، باعث تغییرات معنیداری در افزایش حداکثر اکسیژن مصرفی نمی شود، چرا که این گونه تمرینات، سیستم قلبی عروقی را همانند تمرینات استقامتی، درگیر نمیکنند.

 

 

  • چندین پژوهش اثر تمرین موازی را بر سازگاری های قدرتی و استقامتی مورد بررسی قرار دادند. پژوهش های ماریونا و همکاران در سال ۲۰۰۱؛ بل[۳۸] و همکاران در سال ۲۰۰۳؛ دولزال[۳۹] و همکاران در سال ۱۹۹۸؛ دودلی و جمیل[۴۰] در سال ۱۹۸۵؛ هپل و مکینون[۴۱] در سال ۱۹۹۷؛ کرامر[۴۲] و همکاران در سال ۱۹۹۵ و گلوواکی[۴۳] و همکاران در سال ۲۰۰۴ از جمله این پژوهش ها بودند. برخی یافته های پژوهشی همچون پژوهش های لوریت[۴۴] و همکاران در سال ۱۹۹۹؛ بل و همکاران در سال ۲۰۰۳ و گلوواکی و همکاران در سال ۲۰۰۴ بیانگر آثار مداخله ای تمرین موازی
    بر سازگاری های قدرتی و استقامتی بود. سازگاری های استقامتی در بسیاری از موارد در تضاد با سازگاری های ناشی از تمرین قدرتی است (سیل[۴۵] و همکاران، ۱۹۹۰). تمرین قدرتی نیز تغییراتی را در بدن ایجاد می کند که اغلب در تقابل مستقیم با تغییرات ناشی از تمرین استقامتی قرار دارد. همچنین، بر اساس اصل ویژگی تمرین پیش بینی می شود تمرین موازی در بهبود توان هوازی و قدرت که پیامد هر کدام از تمرینات استقامتی و قدرتی به تنهایی است اختلال ایجاد کند (گلوواکی و همکاران، ۲۰۰۴).

 

 

  • مطالعۀ تأثیر ترکیب تمرین قدرتی و استقامتی بر توان هوازی و استقامت کوتاه مدت را از سال ۱۹۸۰ هیکسون، روزنکوتر، و براون شروع کردند (هافمن، ۱۳۸۲، ترجمه آقا علی نژاد). بسیاری از پژوهش های اخیر بیان می دارند ترکیب تمرین استقامتی و قدرتی در بهبود عوامل
    آمادگی جسمانی اختلال ایجاد می کند (هافمن، ۱۳۸۲؛ ترجمه آقا علی نژاد؛ مک کورتی[۴۶] و همکاران، ۱۹۹۵).

 

 

  • در پژوهشی که بر روی ۴۱ مرد غیرورزشکار انجام شد، تودۀ کل و تودۀ بدون چربی بدن به طور معناداری در گروه موازی و قدرتی افزایش و درصد چربی بدن به طور معناداری در گروه موازی و به max استقامتی کاهش یافت. همچنین صورت معنادار فقط در گروه استقامتی افزایش یافت و افزایش معنادار قدرت بیشینه در حرکت پرس سینه و پرس پا در هر سه گروه دیده شد که مقدار آن به طور معناداری در گروههای موازی و قدرتی بالاتر بود (گلوواکی و همکاران، ۲۰۰۴).
    در پژوهش دیگری که روی ۳۰ زن چاق صورت گرفت max در هر دو گروه استقامتی و موازی افزایش معناداری داشت. چربی زیرپوستی و چربی احشایی در گروه موازی کاهش بیشتری را نشان داد و افزایش تودۀ بدون چربی بدن فقط درگروه موازی دیده شد (پارک[۴۷] و همکاران، ۲۰۰۳).

 

 

  • در پژوهشی روی ۲۶ دانشجو، پس از پایان دورۀ تمرین، افزایش معناداری در قدرت بیشینه در گروههای قدرتی و موازی دیده شد. همچنین max در گروههای استقامتی و موازی افزایش و در گروه قدرتی کاهش معناداری نشان داد ( لوریت و همکاران، ۲۰۰۳)

 

 

  • لنگ دیو و همکارانش در سال۲۰۰۱، در پژوهش های خود در باب تاثیرات تمرینات موازی و استقامتی بر عملکرد قلب به این نتیجه رسیدند که تشابه تغییرات عملکردی قلبی ناشی از تمرین موازی با تمرین استقامتی بوده است.

 

 

  • ایورینگ و همکاران در سال ۲۰۰۹؛ بعد از ۱۲ هفته تمرین مقاومتی هیچگونه تغییری در لیپیدهای سرم و عوامل خطرزای قلبی- عروقی مشاهده نکردند، ولی در همان مدت افرادی که تحت تمرینات هوازی قرار گرفته بودند ، TG آنها کاهش یافته بود (ایورینگ، ۲۰۰۹).

 

 

  • Geir Eithun در سال ۲۰۱۰ در پایان نامه کارشناسی ارشد به بررسی تأثیر تمرینات استقامتی و قدرتی بر روی بیماران با اختلالات مزمن پرداخت. در این پژوهش بیان گردید جذب حداکثر اکسیژن، حداکثر قدرت و میزان اکسیژن مصرفی به ازای مصافت پیموده شده تأثیر بسیار زیادی
    بر روی ظرفیت کار بدنی، عدم کارائی و مرگ و میر دارند. این پژوهش به منظور مقایسه حداکثر تمرین شدید تناوبی و حداکثر تمرین قدرتی در مقابل تمرین شدت متوسط بر روی ()،
    ۱RM و در توان بخشی بیماران با مشکلات ماهیچه ای و استخوانی با هدف بازگشت آن ها به سرکار انجام شد. بدین منظور ۵۸ بیمار با اختلالات ماهیچه ای، استخوانی( متوسط سن
    ۴۵ سال) به صورت تصادفی تمرین های شدید تا ۹۵-۸۵ % از حداکثر ضربان قلب و ۹۵-۸۵ % ۱RM یا تمرینات شدت متوسط، ۵ روز در هفته برای مدت ۴ هفته در مرکز توانمند سازی انجام شد. این پژوهش به این نتیجه رسید که چهار هفته بعد از تمرینات قدرتی ()، ۱RM و به طور چشم گیری بعد از هر دو تمرینات شدید و متوسط بهبود یافتند. نتایج نشان داد که تمرینات شدید به اندازه دو برابر در افزایش ()، ۱RM بعد از ۴ هفته توان بخشی موثر بوده است. ظرفیت کار بدنی افزایش یافته می تواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و شاید بازگشت به کار شود.

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • Farahani و همکاران در سال ۲۰۱۳ در پژوهشی به بررسی و ارزیابی تأثیر اکوکاردیوگرافی
    برنامه های ورزشی متفاوت بر روی ساختار چپ قلب و عملکرد آن در زنان ورزشکار پرداختند. در این پژوهش بیان گردید برنامه های حرفه ای ورزشی که همراه با دگرگونی ظاهری و عملکرد قلبی باشند به عنوان قلب ورزشکار شناخته می شوند. که با بزرگ شدن سمت چپ قلب همراه هستند. این پژوهش به منظور بررسی تأثیر صورت ها تمرینات مختلف مانند تمرینات استقامتی، تمرینات قدرتی و تمرینات موازی ( قدرتی و استقامتی) با هم بر روی ساختار قلب انجام شد. ۴۵ داوطلب جوان و ورزشکار خانم برنامه های ورزشی متفاوت شامل تمرینات استقامتی، قدرتی و موازی دریافت کردند. برای مدت ۱۰ هفته تست داپلر اکوکاردیوگرافی برای ارزیابی عملکرد چپ قلب انجام شد. ۴۵ ورزشکار به برنامه ورزشی پایان دادند. متوسط پارامتر های قلبی ورزشکاران به صورت قابل ملاحظه ای قبل از انجام آزمایش خیلی متفاوت از یکدیگر نبودند. متوسط قطر انبساط قلب در بین ورزشکاران گروه قدرتی به طور چشم گیری افزایش یافته بود. متوسط دیواره پشتی به صورت قابل ملاحظه ای در ورزشکاران گروه قدرتی و گروه موازی افزایش یافته بود. متوسط ضخامت دیواره پشتی در ورزشکاران گروه استقامتی کاهش یافته بود. متوسط ضربان قلب به طور چشم گیری بین ورزشکاران گروه های استقامتی و تمرینات موازی کاهش یافته بود. در این پژوهش چنین نتیجه گیری شد که ترکیب هردوی تمرینات استقامتی و قدرتی بیشترین افزایش را در ابعاد داخلی چپ قلب و ضخامت دیواره چپ قلب در بین افراد شرکت کننده آزمایش ایجاد
    می کند.

 

 

  • مگلهاس و همکاران در سال ۲۰۱۳ در پژوهشی به بررسی تاثیر هم افزایی تمرین استقامتی و هیپوکسی متناوب در عملکرد قلب و پر انرژی میتوکندری و سیگنالینگ پرداختند. در این پژوهش اشاره گردید IHH و تمرینات استقامتی (ET) راهبردهای محفاظتی قلب در مقابل تنش ها
    به شمار می روند. تلفیق میتوکندری نشان دهنده ی یک مرحله مهم از این روند می باشد. این پژوهش به تحلیل چگونگی ترکیب این روش ها پرداخت. بدین منظور دو گروه به گروه های نرمال به کم تحرکی (NS) و حرکات ورزش عادی (NE) هیپوکسیک کم تری (HS) هیپوکسیک ورزشی (HE) دسته بندی شد تا عملکرد قلبی و میتوکندری آن ها مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش BNP ,VEGF-R2, VEGF-R1, VEGF, GIF- la اندازه گیری شد و توسط اکوکاردیوگرافی و پارامترهای فشار خون دسته بندی شدند. نسبت کنترل تنفسی (RCR) در HE, HS, NE بر عکس NS افزایش یافتند و کمپلکس های ارگانی افراد کم تحرکی هیپوکسیکی را کاهش دادند. هم چنین ANT در HE افزایش یافت. عملکرد میوکارد توسط افزایش بازده قلبی و نرمال سازی شاخص Tei ارزیابی شد. داده ها نشان داد که Et , IHH میتوکندری قلبی بیشتری را با فنوتیپ مقاومتی زیاد به همراه دارند.

 

 

  • گارزا و همکاران در سال ۲۰۱۳ در پژوهشی به بررسی تأثیرات تمرینات استقامتی و قدرتی بر عملکرد میو کارد و بهبود (پس از سکتهی قلبی) پرداختند. در این پژوهش تأثیر تمرینات استقامتی و قدرتی بر عملکرد میوکارد و اصلاح آن بعد از سکته ی قلبی در دانشگاه تگزاس پس از سکته ی قلبی (MI) مورد ارزیابی قرار گرفت. بنابراین حجم بالای (PV) افزایش یافت و آماس بطن چپ (LV) نیز بدتر شد. با این حال شواهد اظهار شد که تمرینات ورزشی استقامتی بعد از سکتهی قلبی، نتایج مثبتی را بر روی بیمار به همراه دارد. بر عکس تمرینات قدرتی با افزایش هیپرتروفی میدکارد، تأثیری بر PV ندارد. بنابراین در ابتدا، تأثیرات تمرینات ورزشی قدرتی را بر عکس تمرینات ورزشی استقامتی بر عملکرد میوکارد مورد بررسی قرار گرفت. آزمودنی ها به ۴ گروه تقسیم شده اند که شامل: sham (آزمودنی های بدون سکته ی قلبی و بدون ورزش)
    Sed – MI (آزمودنی های دارای سکته ی قلبی، بدون ورزش )، End – ML (همراه با سکتهی قلبی + تمرینات استقامتی و St – Mt ( همراه با سکته ی قلبی و تمرینات قدرتی). تمرینات ورزشی استقامتی و قدرتی با استفاده از تردمیل ها انجام شد. این تمرینات از یک هفته بعد از
    سکته ی قلبی شروع شد تا ۱۰ هفته بعد از آن ادامه یافت گرچه کسر کوتاه شدگی (Fs) در هر دو تمرین ورزش گروه ها، گروه sed – MI به خوبی حفظ شد، اما حجم انتهای دیاستولی بطن چپ به طور معنی داری در گروه MI-ST در مقایسه با گروه MI- End پایین تر بود. علاوه بر این، داده های تحلیلی حجم فشار نشان می دهد که مقادیر ماکزیمم dp/dt به طور معنی دار در گروه MI-ST در مقایسه با گروه MI-End بالاتر می باشد. داده ها نشان داد که تمرینات قدرتی
    مفید تر از تمرینات استقامتی در عملکرد قلبی پس از سکته ی قلبی می باشد.

 

 

  • الکس و همکاران در سال ۲۰۱۳ تأثیرات تمرینات قدرتی و ورزش های ایروبیک بر عملکرد سمپاتیک رگ های قلبی در بزرگسالان سالم پرداختند. در این پژوهش اشاره گردید ورزش تأثیرات حفاظتی بر قلب دارد (از قلب محافظت می کند) اما مکانیسم های این تأثیرات به طور کلی شناخته شده نمی باشد. سابقاً ما نشان داده ایم که ورزش های ایروبیک نه تنها میزان استراحت ضربان قلبی را کم نمی کند بلکه تنظیمات قلبی را نیز افزایش می دهند. بنابراین ما بر سیستم های عصبی سمپاتیک در این پژوهش بررسی شد که آیا تمرینات ایروبیک منجر به کاهش فعالیت سمپاتیک در زمان استراحت می شوند یا خیر. در این پژوهش به طور تصادفی تأثیرات تمرینات استقامتی بر شاخص های قلبی و تنظیمات سمپاتیک عروقی در ۱۴۹ فرد جوان و سالم مورد بررسی قرار دادیم. شرکت کنندگان قبل و بعد از بررسی مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی ایروبیک تأثیری بر شاخص های قلبی (LF BPV, PEP) در زمان استراحت ندارد. این نتایج
    همچنین نشان داد که در افراد جوان و سالم، تأثیرات حفاظتی تمرینات ایروبیک همانند تغییرات در فعالیت های سمپاتیک در زمان استراحت نمی باشد.

 

 

فصل سوم
روش شناسی پژوهش

۱- مقدمه
امروزه با تحولات فراوانی که در زندگی بشر رخ داده و تغییرات چشمگیری که در فعالیت های انسان
رخ داده منجر گشته تا با توجه به این تغییرات و تحولات در سیستم بدن افراد و عملکرد آن ها نیز تغییراتی به وجود آید. در این میان تمرینات ورزشی از جمله عوامل تاثیر گذار بر عملکرد سیستم بدن افراد می باشد. در نتیجه انجام ورزش، جریان خون سریع می شود و از رسوب کردن چربی در جدار سرخرگها جلوگیری به عمل می آید. همچنین ممکن است ورزش سرخرگها را عریض تر و انشعابات آنها را زیادتر کند.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:46:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • متغیرهای مستقل: این متغیرها شامل تمرینات استقامتی، قدرتی و موازی داده شده به کارگران می باشند.

 

 

    • متغیرهای وابستهبه عملکرد قلب گفته می شود که مولفه های آن عبارتند از ضربان قلب، فاصله PR و فشار خون سیستولی و دیاستولی

 

 

    • متغیرهای مداخله گر: شامل خواب، استعداد، انگیزش و تغذیه می باشد که اطلاعاتی در این خصوص به صورت شفاهی به کارگران مورد آزمایش داده شده است.

 

 

فواصل P-R: از ابتدای موج P تا شروع کمپلکس QRS به این نام خوانده می‌شود. این فاصله نشان دهنده‌ی زمان سپری شده برای رسیدن موج دپولاریزاسیون از دهلیزها به بطن‌ها است. قسمت عمده‌ی این فاصله به علت وقفه‌ی ایمپالس در گره‌ی AV شکل می‌گیرد. فواصل P-R و QT الکترودیاگرام با تغییرات ضربان قلب تغییر می کنند. هرچه ضربان قلب پایین تر باشد، این فواصل طولانی تر می شوند.
ضربان قلبضربان قلب به معنای باز و بسته شدن آن است. یعنی انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض(بسته شدن) خون را بیرون می راند و در حالت انبساط(باز شدن) خون را به درون قلب
می کشد و قلب در هر تپش تقریبا صد سانیمتر مکعب خون در بدن پخش میکند.
فشار سیستولیهنگامی‌که قلب منقبض می‌شود باعث تلمبه شدن خون به داخل سرخرگ‌های بزرگ بدن می‌شود که فشار سیستول می‌نامند.
فشار دیاستولیهنگامی‌که قلب شل و منبسط می‌شود، فشار خون به حداقل می‌رسد که به آن فشار دیاستول گویند.
۷- اندازه گیری متغیرهای عملکردی قلب
اندازه گیری متغیرها پیش و پس از فعالیت با استفاده از الکتروکاردیوگرافی با روش تک بعدی و داپلر
به عمل آمد. همچنین، فشار خون دیاستولی/ سیستولی با استفاده از دستگاه فشارسنج جیوه ای مارک ریشتر ارزیابی شد. اندازه گیری متغیرها را پزشک متخصص قلب در بخش قلب بیمارستان رسول اکرم (ص) با دستگاه الکتروکاردیوگراف مارک زیمنس آلمان انجام داد. پیش از اندازه گیری متغیرها، متغیرهای قد، وزن، و درصد چربی بدن از طریق اندازه گیری چربی زیرپوستی سه نقطۀ سه سر بازو، فوق خاصره، و ران محاسبه شد (جکسون[۴۸] و همکاران، ۱۹۸۰). آزمودنی های چهار گروه تفاوت معناداری در متغیرهای وزن، سطح رویۀ بدن (BSA)[49]، شاخص تودۀ بدن (BMI)[50] و درصد چربی بدن در پیش آزمون نشان ندادند که نشانۀ همگن بودن آزمودنی ها در گروه های پژوهشی چهارگانه بود.
ابتدا در حالتی که آزمودنی به پشت روی تخت دراز می کشید و به حالت کاملاً آزاد قرار می گرفت، الکتروکاردیوگرام استراحتی به روش ۱۲ اشتقاق ثبت می شد. متغیرهای ضربان قلب، از روی نوار ثبت شده فاصله PR از فعالیت الکتریکی قلب محاسبه شد و سپس در مرحلۀ بعد فشار خون دیاستولی/ سیستولی در حالت درازکش اندازه گیری شد.
۸-روش الکتروکاردیوگرافی
الکتروکاردیوگرافی یا گرفتن نوار قلب، روشی برای بررسی فعالیت الکتریکی قلب از طریق ثبت سیر یک ایمپالس الکتریکی از منشا آن درگره‌سینوسی-دهلیزی می‌باشد، که باعث انقباض قلب می‌شود. یک نوار قلب یا الکتروکاردیوگرام نموداری است که نشان‌دهنده فعالیت الکتریکی هر ضربان قلب و نیز ریتم ضربان‌های متوالی قلب می‌باشد. (Cleman M,2008)




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ب.ظ ]




فشار خون دیاستولی

 

 

۰۸۱/۰

 

 

۰۸۱/۰

 

 

۰۱۶/۰

 

 

۵۱۷/۰

 

 

۸۴۰/۰

 

 

 

 

در جدول فوق مقدار تفاوت مطلق، تفاوت مثبت و تفاوت منفی برای متغیرهای فوق برآورد شده است. تفاوت مطلق نشانگر بیشترین تفاوت بین توزیع تجمعی مشاهده شده و مورد انتظار است. تفاوت مثبت هم بیانگر مقدار نقطه ای است که در آن مقدار تابع توزیع تجمعی مشاهده شده از مقدار مورد انتظار بیشتر است و تفاوت منفی هم بیانگر مقدار نقطه ای است که در آن مقدار تابع توزیع تجمعی مشاهده شده از مقدار مورد انتظار کمتر است. در این جدول با توجه به مقدار آماره اسمیرنوف کلموگروف حاصل شده همچنین مقدار خطای مشاهده شده می توان استنباط نمود که توزیع مورد انتظار با توزیع مشاهده شده برای تمام متغیرهای فوق تفاوت معنی داری ندارد و بنابراین توزیع این متغیرها نرمال است.
آزمون فرضیات:

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

    1. فرضیه اول: «تمرینات قدرتی اثر معنی داری در کاهش ضربان قلب کارگران شرکت پارس خودرو دارد».

 

 

H0: تمرینات قدرتی اثر معنی داری در کاهش ضربان قلب کارگران شرکت پارس خودرو ندارد.
H1: تمرینات قدرتی اثر معنی داری در کاهش ضربان قلب کارگران شرکت پارس خودرو دارد.
در این فرضیه به جهت بررسی، باید تغییرات پس آزمون را نسبت به پیش آزمون در گروه تمرینات قدرتی با استفاده از آماره t زوجی بررسی و سپس با توجه تفاوت یا عدم تفاوت میان نمرات میانگین گروهها بتوان مقایسه نمود.
۴-۳-۲- جدول برآورد آزمون t تمرینات قدرتی در کاهش ضربان قلب کارگران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تمرینات قدرتی
موارد t Df p.value
تعداد ضربان قلب کارگران (گروه قدرتی) ۷۵۹/۲- ۹ ۰۱۳/۰

 

تفسیر: در جدول فوق، میزان میانگین پس آزمون با پیش آزمون تعداد ضربان قلب در گروه تمرینات قدرتی با یکدیگر مقایسه شده اند. بر این اساس چنانچه ملاحظه می شود با توجه به مقدار آماره t و همچنین سطح خطای مشاهده شده کمتر از۰۵/۰ (P-value< 0/05) میتوان چنین نتیجه گرفت که تفاوت معنی داری بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون تعداد ضربان قلب کارگران در گروه تمرینات قدرتی وجود دارد. اما این به معنی تایید فرضیه نیست بلکه چنانچه در جدول زیر مشاهده می شود با انجام تمرینات قدرتی ضربان قلب نه تنها کاهش نیافته بلکه افزایش نیز یافته است
۴-۳-۳- جدول برآورد آماره های توصیفی تعداد ضربان قلب در پیش آزمون و پس آزمون




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۱-۱- ۳ تاریخچه نظریه گراف.
برخلاف شاخه‌های دیگر ریاضیات، سیر نظریه گراف آغاز معینی در زمان و مکان دارد وآن مسئله هفت پل کونیگسبرگ است که در سال ۱۷۳۶ توسط لئونارد اویلر حل شد. در سال۱۷۵۲ قضیه اویلر برای گراف‌های مسطح ارائه می‌شود. اما پس از آن به مدت تقریباً یک قرن فعالیت اندکی در این زمینه صورت گرفت.
در سال ۱۸۴۷،گوستاو کرشهف[۷] نوع خاصی از گراف‌ها به نام درخت را مورد بررسی قرار داد. کرشهف این مفهوم را هنگام تعمیم قوانین اهم برای جریان الکتریکی درکاربردهایی که حاوی شبکه‌های الکتریکی بودند به‌کار گرفت. ده سال بعد،آرتورکیلی۲ همین نوع گراف را برای شمارش ایزومرهای متمایز هیدروکربنهای اشباع شده به ‌کار برد.
درهمین دوران شاهد حضور دوایده مهم دیگردرصحنه هستیم. ایده اول حدس چهار رنگ بودکه نخستین بار توسط فرانسیس گوثری[۸] در حدود سال ۱۸۵۰ مورد تحقیق قرار گرفت. این مسئله سرانجام در سال ۱۹۷۶، توسط کنث ایپل[۹] و ولفگانگ هیکن[۱۰] و با استفاده از یک تحلیل رایانه‌ای پیچیده حل شد.
ایده مهم دوم، دور همیلتونی بود. این دور به افتخار سرویلیام روآن همیلتون[۱۱] نامگذاری شده است. او این ایده را در سال۱۸۵۹ برای حل معمای جالبی حاوی یال‌های یک دوازده وجهی منتظم به‌کار گرفت. یافتن جوابی برای این معما چندان دشوار نیست، ولی ریاضیدانان هنوز در پی یافتن شرایطی لازم و کافی هستند که گراف‌های بیسوی حاوی مسیر یا دورهای همیلتونی را مشخص کنند.
پس از این کارها تا بعد از سال ۱۹۲۰ فعالیت اندکی در این زمینه صورت گرفت. مسئله مشخص کردن گراف‌های مسطح را کازیمیر کوراتوفسکی۵، ریاضیدان لهستانی، در سال ۱۹۳۰ حل کرد. نخستین کتاب درباره نظریه گراف در سال ۱۹۳۶ منتشر شد. این کتاب را ریاضیدان مجار، دنش کونیگ۶، که خود محقق برجسته‌ای در این زمینه بود، نوشت. از آن پس فعالیت‌های بسیاری در این زمینه صورت گرفته و رایانه نیز در چهار دهه اخیر به یاری این فعالیت‌ها آمده است.
۱-۱-۴ اندازه گراف.
اندازه گراف تعداد یال‌های یک گراف است و به صورت E(G)بیان می‌شود.
۱-۱-۵ درجه راس‌ها.
در نظریه گراف‌ها، درجه یک راس به تعداد یال‌های متصل به آن راس گفته می‌شود. بعبارت دیگر، درجه یک راس تعداد همسایگی (مجاورت)‌های مستقیم یک راس را بیان می‌کند. از آنجا که هر یال در گراف دو راس را به هم وصل می‌کند، مجموع درجه راس‌های یک گراف با دو برابر تعداد یال‌های آن گراف برابر است.
۱-۱-۶ تعریف مسیر.
مسیر بین دو راس متمایز و غیرصفرx , x، از گراف غیرجهت دار G را به صورت یک دنباله ناصفر و متناهی− x1 − − x– xi + 1  − xn x از رأس های متمایز G نشان می دهند
به طوری که به ازای هر عدد صحیح ≤ I ≤ n ، رأسهای xi +1 , xi مجاورند.


۱-۱-۷ تعریف دور.
یک دور در گراف G عبارت است از مسیر بین دو رأس ناصفر و متمایز x , n G ، بطوریکه این مسیر حداقل از سه رأس متمایز و ناصفر تشکیل شده باشد و x وxنیز مجاور باشند.
۱-۱-۸ گراف همبند.
گرافی است که حداقل یک مسیر بین هر دو راس آن وجود داشته باشد.
۱-۱-۹ گراف ساده.
هر گرافG زوج مرتبی مانند (V , E) است که در آن V مجموعه‌ای متناهی و ناتهی است و E زیرمجموعه‌ای از تمام زیرمجموعه‌های دو عضوی V می‌باشد. اعضای V را رأسهای G و اعضای E را یالهای G می‌نامیم. به بیان ساده تر بین دو رأس یک گراف ساده حداکثر یک یال وجود دارد و هیچ طوقه‌ای (یعنی یالی که رأس را به خودش وصل می‌کند) نیز وجود نداشته باشد.
۱-۱-۱۰ گراف همیلتونی.
گراف ساده ی G از مرتبه V هرگاه دوری به طول V در آن یافت شود.
۱-۱-۱۱ گراف اویلری و همیلتونی.
گاهی اوقات که دریک گراف حرکت می کنیم و از راسی به راسی دیگرمی رویم. در این صورت ممکن است مهم باشد که ازروی یال یا راس تکراری حرکت نکنیم(مشابه مساله فروشنده دوره گرد).این مساله درصرفه جویی زمان وهزینه هم مهم است.(یعنی مبحث بهینه سازی) دراینجا دو موضوع گرافهای اویلری(دور زدن درگراف بدون یال تکراری)وهمیلتونی(دور زدن بدون راس تکراری)را در برمی گیرد. به راحتی می‌توان بررسی کرد که راسهای گراف اویلری باید درجه زوج داشته باشند. اما اینکه شرایط کامل لازم و کافی برای همیلتونی بودن یک گراف چیست هنوز حل نشده مانده ‌است.
۱-۱-۱۲ گراف دوری.
در نظریه گراف، گراف دوری به گرافی که متشکل از یک دور باشد گفته می‌شود، یا به عبارت دیگر تعدادی رأس که بصورت زنجیری به یکدیگر متصل شده‌اند. گراف دوری با n رأس با نماد Gn نشان داده می‌شود. گراف دوری گرافی همبند بوده که درجه هر رأس آن دو می‌باشد. تعداد رأس‌ها و یال‌های این گراف نیز برابر می‌باشد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:45:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. ® متناهی است.

 

 

    1. R clique متناهی است.

 

 

    1. ایده آل صفر در R اشتراک متناهی از ایده آلهای اول است.

 

 

    1. R شامل یک خوشه نامتناهی نمی باشد.

 

 

اثبات.
دلالتها و التزامهای(۱) (۲) ، (۱) (۴) ، و (۴) (۲) بدیهی هستند.
(۱) (۳) . فرض کنید = p1  pk () که p,, pk ایده آلهای اول هستند.
رنگ آمیزی f بر روی R را بوسیله قرار دادن f() = و f(x) = min{i x p } برای x ≠ تعریف می کنیم. توجه داریم که ® ≤ k + 1 می باشد.
اکنون کافیست نشان دهیم (۳) (۴).فرض کنید کهR کاهشی است وشامل خوشه نامتناهی نمی باشد. در این صورت R درشرط زنجیر صعودی برایده آلهایی بصورت Ann a ( لم ۲-۲-۸ ) صدق می کند.فرض کنید Ann xi , i I اعضای ماکسیمال متفاوت از خانواده {Ann a a ≠ } باشد; ادعا می کنیم که هر Ann xi ایده آل اول است. با توجه به اینکه xi ≠ ، پس داریم ۱ Ann xi، در نتیجهAnnxi ≠ R .حال فرض کنیم a,b R چنان باشد کهab Ann xi . از اینرو = abxi که ایجاب می کند a Ann bxi. از طرفی ماکسیمال بودن Ann xi و اینکه Ann bxR Ann xi ، نتیجه می دهد که یا Ann x= Ann bxi یا Ann bx= R . بنابراین یا a Ann xi یا ۱ An bxi (که همان b Ann xi است) را خواهیم داشت. با توجه به لم ۲-۲-۹ مجموعه اندیس متناهی است.
x R که x ≠ را در نظر می گیریم دراینصورت به ازای i I ، در این صورتAnn x Ann xi . اگرxxi = دراین صورت xi Ann x Ann xi واستنباط می گردد که xi2 = ،ومستلزم آنست که xi = . لذا نتیجه می گیریم که xxi ≠ وبدینگونه x Ann xi .از اینرو I Ann xi = () و بدینسان اثبات قضیه ۲-۲-۱۰ کامل می گردد. ■
اکنون قادر خواهیم بود حدس ۲-۱-۸ را در حالت حلقه های کاهشی اثبات نماییم.
۲-۲-۱۱ قضیه.
فرض کنید R یک حلقه کاهشی (( ) ≠ )باشد.اگر ® < باشد، آن گاه R فقط تعداد متناهی ایده الهای اول مینیمال دارد. اگر n این عدد باشد دراین صورت χ®=clique R = n+1 .
اثبات.
فرض کنید که χ® < است. در این صورت قضیه ۲-۲-۱۰ نتیجه می دهد که () اشتراک متناهی از ایده آلهای اول است و از اینرو R فقط تعداد متناهی P, Pn از ایده آلهای اول مینیمال دارد. علاوه بر آن، () = P1  P n و همانطوریکه در اثبات قضیه ۲-۲-۱۰ نشان داده شد χ® ≤ n +۱xرا چنان انتخاب می کنیم که xpj برای j ≠ i و xp. در این صورت , x1 , , xn یک خوشه است. از اینرو clique R ≥ n + 1 . حال از χ® ≥ clique R تعدادی حاصل می شود. ■
اکنون به اثبات مهمترین قضیه این بخش می پردازیم.
۲-۲-۱۲ قضیه.
شرایط ذیل برای حلقه R معادل هستند :

 

 

 

    1. ®χ متناهی است.

 

 

    1. R clique متناهی است.

 

 

    1. پوچ رادیکال در R متناهی و مساوی با اشتراک متناهی ایده آلهای اول است.

 

 

    1. R شامل یک خوشه نامتناهی نیست.

 

 

اثبات.
دلالتها و التزامات (۱) (۲) ، (۱) (۴) و (۲) (۴) بدیهی هستند.
(۳) (۱) . فرض کنید J = P1  P k که p, p k ایده آلهای اول هستند. اگر x J فرض کنید f( x) = min{i x pi} . این رنگ آمیزی عضوهایی خارج از J می باشند. از آنجائیکه J متناهی است برای رنگ آمیزی تمامی R صرفاً تعداد متناهی از رنگهای اضافی نیاز است.
برای اثبات (۴) (۳) فرض می کنیم که خوشه نامتناهی ندارد. این موضوع با توجه به لم های ۲-۲-۳ و ۲-۲-۷ بر این دلالت دارد که J متناهی است و R/J یک خوشه نامتناهی ندارد. حل از قضیه ۲-۲-۱۰ نتیجه می شودکه J اشتراک متناهی از ایده آلهای اول است. ■
این بخش را با کاربردهای خاص قضیه ۲-۲-۱۲ به پایان می رسانیم.
۲-۲-۱۳ قضیه.
فرض کنید R حلقه ای است که شامل یک ایده آل متناهی بصورت اشتراک تعدادی متناهی
ایده آل اول باشد. در این صورت رادیکال هر ایده آل متناهی، متناهی و مساوی با اشتراک متناهی از ایده آلهای اول است. بعلاوه، این حلقه فقط تعداد متناهی ایده آل متناهی دارد.
اثبات.
اگر R شامل یک ایده آل متناهی که اشتراک متناهی ایده آلهای اول است باشد آن گاه با توجه به استدلالهای استفاده شده در اثبات (۳) (۱) از قضیه ۲-۲-۱۲، χ® < می باشد.
فرض کنید K ایده آلی متناهی در R باشد. آن گاه R/K یک خوشه نامتناهی ندارد (لم ۲-۲-۳)، از اینرو χ(R/K) < ( قضیه۲-۲-۱۲). همچنین از قضیه۲-۲-۱۲ نتیجه می شود که K/K rad متناهی است و K rad اشتراک متناهی ایده آلهای اول است. از آنجائیکه K/K rad متناهی و K نیز متناهی است نتیجه می گیریم که K rad متناهی است.
فرض کنید } متناهی است A = { x x . از آنجائیکه R < clique است ، از لم ۲-۲-۲، نتیجه می شود که A یک ایده آل متناهی است. با توجه به اینکه A شامل هر ایده آل متناهی است، پس تعداد چنین ایده آلهایی متناهی است. ■




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ب.ظ ]




چکیده:

 

 

پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر توسعه منابع انسانی در دستیابی به چابکی سازمانی در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام انجام گرفت. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از جهت روش و ماهیت توصیفی از نوع پیمایشی می‌باشد. جامعه آماری در این پژوهش مدیران، کارکنان و سرپرستان واحدهای مختلف درسطوح مختلف سازمانی در شرکت آب و فاضلاب استان ایلام می‌باشد.حجم کل جامعه آماری برابر است با ۴۲۰ نفر (۴۲۰=N). که حجم نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان برابر ۲۰۱ نفر به دست آمد. در این پژوهش جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه توسعه منابع انسانی تونکه نژاد و داوری (۱۳۸۸) با ضریب پایایی (۸۷/ ۰) و چابکی سازمانی شریفی و ژانگ (۱۹۹۹) با ضریب پایایی(۸۱/۰) استفاده شده است.به منظور بررسی موضوع یک فرضیه اصلی و هفت فرضیه فرعی تدوین شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده از ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی و مدل معادلات ساختاری استفاده گردیده، نتایج به دست آمده نشان داد که: رابطه مثبت و معناداری بین مولفه های توسعه منابع انسانی ( بعد موفقیت، بعد هماهنگ سازی، بعد انطباق، بعد هویت بخشی، بعد فکری، بعد نگرشی و بعد شغلی) و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد پس می‌توان نتیجه گرفت که بین توسعه منابع انسانی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ارتباط معناداری وجود دارد.
کلمات کلیدی: توسعه منابع انسانی، چابکی سازمانی ، شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام.

 

 

فصل اول

 

 

کلیات تحقیق

 

 

۱-۱مقدمه

 

 

توسعه منابع انسانی را می توان فرایند توسعه و برانگیختن تخصص های انسانی از طریق توسعه ی سازمانی و آموزش کارکنان و توسعه به منظور عمل کرد تعریف کرد، یا در تعریف دیگر، توسعه ی منابع انسانی را می توان فرایند یا فعالیتی کوتا ه مدت یا بلندمدت به منظور توسعه دانش، تخصص، بهره وری و رضایت کاری در سطوح مختلف فردی، تیمی، سازمانی یا ملی نامید (مک لین ،۲۰۱۱).
تغییرات فناوری و کاری، بقای سازمانها را تهدید میکند. تعداد اندکی ازسازمانهای اطلاعاتی می‌توانند نیروهای داخلی خود را تغییر داده و نیروهای خارجی تأثیر گذار را کنترل کنند. اگر چه اکثر سازمانها به اهمیت پاسخگویی سریع به شرایط متغیر بازار آگاه بوده‌اند، اما هرگز نتوانسته‌اند طوری طراحی شوند که قادر به انجام آن باشند. هر سازمانی باید خود را در راستای پاسخگویی به مجموعه‌ای از نیروهای داخلی و خارجی، به صورت چابک طراحی کند. سازمانهای مجازی نمونه کاملی از سازمانهای چابک هستند که امروزه با سرعت بالایی در حال شکل‌گیری هستند و می‌توانند پاسخی به این نیاز جدید باشند (فتحیان و گلچین پور، ۱۳۹۰).
محیط کنونی سازمان ها پیچیده و دشوارتر شده و رهبران سازمان ها با مشکلات غیرقابل پیش بینی روبرو شده اند که انعطاف پذیری بالای آن ها را در رفع مشکلات و مواجهه با محیط پرتلاطم پیرامون سازمان ها می‌طلبد. در برخی از سازمان ها ملاحظه می‌شود که بین عقاید زیربنایی، ارزش ها و مفروضات اعضای سازمان و رهبران هم سویی وجود ندارد که این خود باعث بروز مشکلاتی در تعهد کارکنان نسبت به سازمان شده و سبب عملکرد پائین، غیبت و ترک خدمت کارکنان می‌شود (کورت[۱]، ۲۰۱۲).

 

 

۱-۲ بیان مسئله تحقیق

 

 

امروزه توسعه منابع انسانی در سازمان‌های مختلف از جایگاه خاصی برخوردار است زیرا در چند دهه اخیر بیش از هر دوران دیگر در طول تاریخ بشر، علوم و تکنولوژی پیشرفت نموده است این تحول و دگرگونی تا حدی است که عصر حاضر را عصرنیم عمر اطلاعات نامیده‌اند. یعنی دورانی که در هر ۵ سال، نیمی از اطلاعات بشری منسوخ گردیده و اطلاعات و دانش جدید جایگزین آن می‌گردد.
حدود نیمی از مشاغلی که امروز در بسیاری از کشورها می ‌بینیم در پنجاه سال پیش، وجود نداشته است. تغییر چند‌‌باره فعالیت‌ حرفه‌ای در طول عمرکاری، برای مردم روزبه روز عادی‌تر می‌شود. این احتمال که فرد جوانی مهارتی را بیاموزد و آن را تا حدود سی سال کار خود بدون تغییر بنیادی ادامه دهد دیگر بسیار ضعیف، یا به کلی محال است. در جامعه‌ای که به سرعت در حال دگرگونی است توسعه منابع انسانی نه تنها مطلوب است بلکه فعالیتی است که هر سازمانی باید برایش منابعی را در نظر بگیرد تا همواره منابع انسانی کارآمد و مطلعی در اختیار داشته باشد.
سازمانها و موسسات ناچارند که برای رقابت به دنبال چابکی باشند چرا که سازمانهای مدرن با فشار فزاینده‌ای جهت یافتن راههای جدید رقابت کارآمد در بازار پویای جهانی مواجه هستند. چابکی، توانایی سازمان برای عرضه محصولات و خدمات با کیفیت بالا را ارتقا داده و در نتیجه عامل مهمی‌برای اثربخشی سازمان می‌شود. با توجه به اهمیت توسعه منابع انسانی و چابکی، طی بررسی های به عمل آمده در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام در این خصوص پژوهش خاصی صورت نگرفته است. به دلیل گسترش روز افزون ابزار و راه های خدمت رسانی به مردم همچنین به دلیل افزایش سطح تحصیلات و افزایش تعداد کارکنان این شرکت، تحقیق مذکور توجه عمده خود را به این مسأله معطوف داشته است که چنانچه یک سازمان تمامی‌منابع و ملزومات را داشته باشد ولی نتواند نیروی انسانی کارآمدی داشته باشد، نخواهد توانست در کار خود موفق باشد، لذا اگر سازمانی خواهان موفقیت و چابکی باشد بایست اولا نیروی کارآمدی را جذب نماید و ثانیا توجه خاصی به نگهداری و توسعه آنان داشته باشد تا آنکه با انگیزه بیشتری تمایل به خدمت در سازمان داشته باشند. باتوجه به مسایل ذکر شده سوال اصلی پژوهش حاضر این است که آیا رابطه ای بین توسعه منابع انسانی و چابکی سازمانی در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد.

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۱-۳ ضرورت انجام تحقیق

 

 

در عصری زندگی میکنیم که در آن تلاطم و پیچیدگی به شدت درحال افزایش است. بیش از هرزمان دیگری جهاندر حال تغییرات پی در پی است. به عبارت دیگرمشخصه دنیای امروز تغییرات مستمر می باشد.سازمان ها به منظور مواجهه با چنین چالشی باید به نقش حیاتی یادگیری و توسعه در بقاءو رشد خود واقف باشند. در واقع سازمان بایدبه توسعه دانش، مهارت ها و توانائیهای کارکنان خود بیش از پیش توجه نمایند(تسنگ[۲]،۲۰۰۸).
توسعه منابع انسانی به مفهوم تولید فکر وایده توسط کارکنان سازمان است ومفهوم جدید آن ایجاب می کند کارکنان به کیفیت ها و مهارت هایی مجهز شوند که با دلسوزی و تعهد کامل توانمندیها ، انرژی، تخصص و فکر خود را در راستای تحقق مأموریت های سازمان قرار دهند و به طور دائم برای سازمان ارزش های فکری وکیفی جدیدی پدید آورند. در مفهوم توسعه منابع انسانی هدف، ایجاد مهارتهایی است که فرد بتواند خود را برای احراز مشاغل بالاتر ویا مسئولیت سنگین تر آماده کند یکی از چشم اندازهای مدیریت استراتژیک منابع انسانی ، تئوری منبع محور است که بر کسب مزیت رقابتی از طریق منابع ارزشمند و متفاوت با منابع رقبا مبتنی می باشد. بدین جهت، محققان به منابع انسانی به عنوان یک مزیت رقابتی مهم و یک منبع پیچیده و منحصر به فرد غیر قابل تقلید توجه کرده اند( کایناک، ۲۰۰۷). مفهوم چابکی در سا لهای اخیر منجر به ارائۀ تعاریف متنوع و گسترده ای از آن گردیده است. شاید بتوان عناصر اساسی تعاریف ارائه شده : را به شکل زیر خلاصه کرد :

 

 

 

  • پاسخ به تغییر و عدم اطمینان



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ب.ظ ]




ایجاد شایستگی های اساسی

 

 

  • عرضۀ محصولات کاملاً سفارشی

 

 

  • ترکیب فناوری های مختلف

 

 

  • انسجام بین سازمانی و درون سازمانی (آذر و رجب زاده ، ۱۳۸۹).

 

 

بنابراین می‌توان تعریف سازمان چابکی را به صورت زیر ارائه داد: “سازمان چابک سازمانی فناور است که با ایجاد انسجام درونی و بیرونی می‌تواند علی رغم تغییرات شدید بازار، رضایت مشتریان را با عرضه محصولات سفارشی تأمین نماید “. تعداد زیادی از پژوهشگران به اندازه گیری سطح کمال متغیرهایی پرداخته اند که انتظار می‌رود به چابکی منجر شوند (توانمندسازها) و بخشی از آن ها با ارائه رویکردی نتیجه گرا، توانمندی های مورد انتظار یک سیستم تولید چابک (توانمندی‌ها) را مبنای اندازه گیری قرارداده‌اند (فتوحی، ۱۳۹۰).
با توجه به مطالب فوق و مشخص شدن اهمیت موضوع توسعه منابع انسانی و چابکی، تحقیق مذکور نیز توجه عمده خود را به این مسأله معطوف داشته است. از این رو ،اگر چنانچه یک سازمان تمامی‌منابع و ملزومات را داشته باشد ولی نتواند نیروی انسانی کارآمدی داشته باشد، نخواهد توانست در کار خود موفق باشد، لذا اگر سازمانی خواهان موفقیت و اثربخشی باشد بایست اولا نیروی کارآمدی را جذب نماید و ثانیا توجه خاصی به توسعه آنان داشته باشد. در این تحقیق سعی خواهد شد تاثیر توسعه منابع انسانی بر چابکی سازمان شناسایی و مورد بررسی قرار گیرند .

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۴ اهداف تحقیق

 

 

۱-۴-۱ هدف اصلی:

 

 

تعیین رابطه بین توسعه منابع انسانی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .

 

 

۱-۴-۲ اهداف فرعی:

 

 

۱- تعیین رابطه بین موفقیت و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .
۲- تعیین رابطه بین هماهنگ سازی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .
۳- تعیین رابطه بین انطباق و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .
۴- تعیین رابطه بین هویت بخشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .
۵- تعیین رابطه بین بعد فکری و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .
۶- تعیین رابطه بین بعد نگرشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .
۷- تعیین رابطه بین بعد شغلی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام .

 

 

۱-۵ فرضیه‏های تحقیق

 

 

۱-۵-۱ فرضیه اصلی:

 

 

توسعه منابع انسانی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .

 

 

۱-۵-۲ فرضیه های فرعی

 

 

۱- موفقیت ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد.
۲- هماهنگ سازی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .
۳- انطباق ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .
۴- هویت بخشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .
۵- بعد فکری ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .
۶- بعد نگرشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد.
۷- بعد شغلی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .

 

 

۱-۶تعاریف واژگان

 

 

توسعه منابع انسانی
تعریف مفهومی:
توسعه منابع انسانی مجموعه سیستمها،روشها واقداماتی که ازطرف سازمان ومدیریت درجهت بهبود وافزایش کارایی، بهره وری، انگیزش، توسعه کیفی، ارزیابی عملکرد، رضایت شغلی، بالندگی، خلاقیت، تلاش وبطورکلی رشدوشکوفایی سازمان ونیروی انسانی باتوجه به اهداف سازمان وکارکنان بکارگرفته می‌شوند(والواین[۳]، ۲۰۰۳) ودرتعریفی کلی تر توسعه منابع انسانی شامل برنامه ها،سیستم هاوفعالیتهایی است که برای بهبود عملکرد کارکنان طراحی می‌شود(تسنگ[۴]، ۲۰۰۸).
تعریف عملیاتی:
دراین پژوهش توسعه منابع انسانی بااستفاده از یک پرسشنامه ۳۵ گویه ای که حاوی ۷ بعدهویت بخشی(۶گویه) ، هم آهنگ سازی(۸گویه) ، موفقیت (۴گویه) ، انطباق(۵گویه) ، بعدفکری (۴گویه) ، بعد نگرشی (۴ گویه) و بعد شغلی (۴ گویه) می‌باشد سنجیده می‌شود.
سازمان چابک:
“سازمان چابک سازمانی فناور است که با ایجاد انسجام درونی و بیرونی می‌تواند علی رغم تغییرات شدید بازار، رضایت مشتریان را با عرضه محصولات سفارشی تأمین نماید “. تعداد زیادی از پژوهشگران به اندازه گیری سطح کمال متغیرهایی پرداخته اند که انتظار می‌رود به چابکی منجر شوند (توانمندسازها) و بخشی از آن ها با ارائه رویکردی نتیجه گرا، توانمندی های مورد انتظار یک سیستم تولید چابک(توانمندی ها) را مبنای اندازه گیری قرارداده اند (فتوحی، ۱۳۸۷).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:44:00 ب.ظ ]




۲-۲-۹ توسعه ی منابع انسانی مدل I-A

 

 

به توسعه ی منابع انسانی به عنوان یک حوزه ی فعالیتی در سازمان توجه دارد. در این I-A مدل مدل، بر مبنای نظریه عمومی عمل[۴۱] فعالیت های توسعه ی منابع انسانی به چهار مقوله طبقه بندی می شوند.
چارچوب I-A قابلیت طبقه بندی و مفهوم سازی توسعه ی منابع انسانی در هر دو حوزه ی نظری و عملی را دارد. در این چارچوب، در یک بعد توجه به درون و بیرون ب ه عنوان یک منشأ توجه اساسی در اقدامات توسعه ی منابع انسانی مدنظر قرار می گیرد. در بعد دیگر، هدف اقدامات توسعه ی منابع انسانی مدنظر است که این اهداف به عنوان ابزار (وسیله) یا مقصد (اهداف ) تقسیم می شود.
براساس این طبقه بندی، دو دسته از فعالیت ها یعنی ، هویت بخشی و هم آهنگ سازی(I) ، به عنوان اقدامات متمرکز بر درون نظام معرفی می شوند. از سوی دیگر، دو دسته اقدامات یعنی ، موفقیت و انطباق (A) ، به عنوان اقدامات متمرکز بر بیرون از نظام معرفی می شود. این اقدامات خود بر اساس هدف به دو زیرمجموعه یعنی ابزار رسیدن به هدف نهایی یا مقصد تقسیم می شوند . این رویکرد، رویکردی منعطف و پویا برای معرفی و شناخت توسعه ی منابع انسانی می باشد (کالاهان و داویلا،۲۰۰۴).
نکته مهم در این چارچوب این است که اقدامات توسعه ی منابع انسانی لزوماً در یکی از این ابعاد قرار نمی‌گیرد، اما به نظر می رسد که اقدامات می تواند بر یکی از این ابعاد ، تمرکز و سازگاری بیش تری داشته باشند.

 

 

۲-۲-۱۰ هویت بخشی

 

 

بعد هویت بخشی، به اقداماتی اشاره دارد که کمک می کند تا نظام ها حس مشترک بی نظیر بودن یا فرهنگ مشترک را حفظ کنند. این اقدامات ، خرده فرهنگ ها ی سازمان، مانند تاریخ جمعی، حافظه مشترک، یا حس مشترک افراد را برجسته می سازند. متخصصان توسعه ی منابع انسانی اقدامات زیر را برای توسعه ی این بخش انجام می دهند:

 

 

 

    1. اجتماعی کردن(جامعه پذیر نمودن) کارکنان جدید در سازمان (ریو،۲۰۰۰)

 

 

  1. حمایت، توسعه و نمایش دادن هنر سازمان و ارزش های آن، برای کارکنان داخل سازمان و افراد خارج از سازمان (نیسلی، ۱۹۹۱).



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲-۴ مدل های عقلایی توسعه ی منابع انسانی

 

 

مدل های عقلایی بر هم آهنگی و هم گونی سیستم منابع انسانی و سازمانی با استراتژی سازمانی تأکید می کنند. این مدل ها ر ا، مدل های سازگار نیز می گویند (آرمسترانگ، ۲۰۱۰).
مدل های عقلایی به رابطه خطی میان استراتژی کل و یا استراتژی کسب وکار با استراتژی منا بع انسانی و زیرمجموعه های آن معتقدند. نظریه های زیادی این دیدگاه را تأیید می کنند. از جمله این نظریه ها می توان به نظریه مبتنی بر سرمایه انسانی (بکر، ۱۹۶۴)، نظریه مبتنی بر نقش رفتاری (کتزوکان، ۱۹۸۷)، و (هارت، ۱۹۸۹) اشاره کرد.

 

 

۲-۲-۵ مدل های طبیعی توسعه ی منابع انسانی

 

 

از سوی دیگر، مدل های طبیعی که به چارچوب هاروارد شهرت دارند، معتقدند که علاوه بر استراتژی سازمان، عوامل دیگری مانند بازار کار، تکنولوژی، فرهنگ و نظیر آن بر استراتژی منابع انسانی و زیرمجموعه های آن تأثیر دارند(اعرابی، ۱۳۸۴). برای مثال ، یکی از این عوامل مهم، فرهنگ سازمانی است (لاجارا و دیگران، ۲۰۰۲).
شکل(۲-۱) چگونگی رابطه ی میان استراتژی سازمان و توسعه ی منابع انسانی استراتژیک در مدل طبیعی را نشان می دهد.

 

 

شکل(۲-۱) رابطه ی میان استراتژی سازمان و توسعه‌ی منابع انسانی استراتژیک

 

 

توسعه ی منابع انسانی براساس نقاط مرجع استراتژیک
دسته دیگری از مدل ها تلاش می کنند تا هم آهنگ ی میان استراتژی های کسب وکار و استراتژی منابع انسانی و زیرمجموعه های آن را برقرار کنند. این الگوها و یا مدل ها، مبتنی بر نقاط مرجع استراتژیک[۳۲](SRPs) هستند که براساس تلاش های بامبرگر و فیگن بام[۳۳] شکل گرفته است.
بامبرگر و فیگن بام (۱۹۹۶) تلاش کردند تا بین این دو رویکرد(عقلایی و طبیعی) سازگاری ایجاد کنند. آن ها نظریه نقاط مرجع استراتژیک را به عنوان چارچوبی برای تدوین استراتژی منابع انسانی ارایه کردند. نقاط مرجع استراتژیک منابع انسانی: هدف ها یا الگوهای شاخصی است که تصمیم گیرندگان سازمانی برای ارزیابی راه ها یا گزینه های خود به کار می برند تا بتوانند بدا نوسیله تصمیمات استراتژیک را اتخاذ کنند و اولویت کل سیستم را به آگاهی گروه های اصلی ذینفع برسانند. آن ها بر این باورند که استراتژی منابع انسانی در اصل بر پایه تعیین هدف ها یا نقاط مرجع قرار دارد که تصمیم گیرندگان سیستم در نظر می گیرند (بامبرگر، ۱۳۸۴).

 

 

(شکل ۲-۲) استراتژی های منابع انسانی

 

 

براساس نگرش نقاط مرجع استراتژیک، استراتژی های زیر برای منابع انسانی قابل تصور است (شکل ۲-۲). حال می توان براساس این چارچوب، یک نقشه ی استراتژی[۳۴] تدوین نمود و جایگاه و موقعیت هر یک از وظایف و فعالیت های منابع انسانی و نحوه ی هم آهنگی عمودی و افقی آن را مشخص کرد. به منظور هم آهنگی میان استراتژی توسعه ی منابع انسانی و استراتژی منابع انسانی و همچنین استراتژی کل سازمان، نقاط مرجع استراتژیک محور هم آهنگی و یک پارچگی قرار می گیرد: یعنی، براساس نقاط مرجع استراتژیک یکسان، مشخص می شود، سازمانی که از استراتژی خاصی استفاده می کند، باید از چه استراتژیی برای منابع انسانی و چه استراتژی ی برای توسعه ی کارکنان استفاده کند. از آن جایی که تمام این استراتژی ها بر مبنای نقاط مرجع استراتژیک یکسان شکل گرفته اند بنابراین با هم هم آهنگ هستند. شکل (شکل ۲-۳) این هم آهنگی را نشان می دهد.

 

 

شکل (شکل ۲-۳) نقاط مرجع استراتژیک

 

 

منبع: اعرابی و فیاضی، ۱۳۸۷

 

 

۲-۲-۵ رویکرد باز و بسته به توسعه ی منابع انسانی

 

 

رویکرد باز و بسته یکی از مدل های توسعه ی منابع انسانی است که توسعه ی منابع انسانی را به عنوان یک حوزه ی عمل در منابع انسانی مطرح می سازد. این مدل به شکل دقیق به وظایف و راهبردهای توسعه ی منابع انسانی در فرایند مدیریت منابع انسانی نمی پردازد؛ بلکه به این نکته تأکید دارد که جهت گیری های توسعه ای منابع انسانی در چه حوزه ی فعالیتی جای می گیرد.
براساس دیدگاه مابی و سالامان[۳۵] (۱۹۹۵) دو رویکرد مجزا و گاهی اوقات متضاد به ارتباط میان فعالیت های منابع انسانی و استراتژی های کسب وکار وجود دارد. این دو رویکرد را می توان رویکردهای باز و بسته[۳۶] نامید. این دو رویکرد، در دو سر یک پیوستار قرار دارند و بر نقش و نحوه عمل توسعه ی منابع انسانی تأثیر دارند(گادمن، ۲۰۱۴).
رویکرد باز معتقد به هم آهنگی میان استراتژی و توسعه ی منابع انسانی است و بیان می کند که برای یک استراتژی کسب وکار خاص، انتخاب ها و فرایندهای مجزا و محدودی وجود دارد .بنابراین نمی توان قبل از شناخت کافی از استراتژی، شیوه مناسب توسعه ی منابع انسانی را تشخیص داد (لوما، ۱۹۹۹). این رویکرد به توسعه ی منابع انسانی را می توان معادل با رویکرد عقلایی[۳۷] به رابطه و هم آهنگی میان استراتژی کسب وکار و استراتژی منابع انسانی دانست که براساس این رویکرد بدون وجود استراتژی روشن و مشخص در سطح شرکت و کسب وکار، نمی توان استراتژی مشخص و مدونی برای منابع انسانی متصور شد. در سوی دیگر پیوستار، رویکرد باز به ارتباط میان فعالیت های منابع انسانی و به ویژه توسعه ی منابع انسانی و استراتژی سازمان وجود دارد .این رویکرد که به وسیله پیترز و واترمن به شهرت رسید، معتقد است که بدون توجه به کسب وکار و استراتژی های آن، یک مجموعه فعالیت های منابع انسانی وجود دارد که معمولاً مفید و مناسب هستند. هدف چنین فعالیت هایی غالباً ایجاد یا تقویت فرایندهای انسان محور مانند مشارکت، کیفیت، کار تیمی و نظیر آن می باشد که منجر به عمل کرد برتر در محیط های رقابتی می گردد.
این پیوستار دو سویه توسط بعد سوم؛ یعنی، نقش مدیریت منابع انسانی در استراتژی کسب وکار کامل می شود شکل (۲-۴) سازمان ها در یک سوی پیوستار (در محور افقی ) عمدتا به منابع انسانی به عنوان ابزاری برای کمک به اجرای استراتژی می نگرند در حال یکه در سوی دیگر، استراتژی شدیداً به مقوله منابع انسانی توجه می کند و قابلیت های سازمانی به عنوان محور مزیت رقابتی مطرح می گردد. محور عمودی نیز رویکرد باز و بسته را به رابطه توسعه ی منابع انسانی و استراتژی سازمان مطرح می کند و بر این اساس سه بخش اصلی براساس میزانی که استراتژی بر قابلی تها تأکید می کند شکل می گیرد(لوما، ۱۹۹۹).

 

 

شکل (۲-۴) رویکردهای مختلف به توسعه منابع انسانی

 

 

۲-۲-۶ توسعه ی منابع انسانی مشتق شده از نیاز[۳۸]

 

 

رویکرد موسوم به نقش توسعه ی منابع انسانی در ارتباط با استراتژی (بخش ۱ شکل ۲-۴). توسعه ی منابع انسانی را به عنوان ابزاری برای بررسی و نشان دادن مهارت های مورد نیاز در سازمان می بیند. این رویکرد که رویکردی باز است، اعتقاد دارد که منابع انسانی نقشی کلیدی در تدوین استراتژی ندارد و فقط یک نقش کمک کننده در اجرای استراتژی ایفاء می کند(لوما،۲۰۰۰).

 

 

۲-۲-۷ توسعه ی منابع انسانی مشتق شده از فرصت[۳۹]

 

 

بخش ۲ شکل ۲-۴ نقش منابع انسانی را از رویکردی بسته مورد توجه قرار می دهد. این رویکرد تلاش می کند تا فعالیت های توسعه ی منابع انسانی، مهارت ها و الگوهای فکری و کاری که عموماً با عمل کرد موفق رابطه دارند را ارایه دهد. در این نقش، توسعه ی منابع انسانی ابزاری برای دست یابی به تغییرات فرهنگی در سازمان است و می تواند از طریق تسهیل فرایند برنامه ریزی، بخشی از برنامه ریزی استراتژیک باشد(لوما،۲۰۰۰).

 

 

۲-۲-۸ توسعه ی منابع انسانی مشتق شده از قابلیتها[۴۰]

 

 

در سوی دیگر پیوستار افقی، سازمان ها مزیت رقابتی خود را در جنبه های رفتاری نیروی کار خود جست وجو می کنند، قابلیت های سازمانی مانند فرایندها و ساختارهای درونی و شایستگی های خاص سازمانی، منبع اصلی مزیت رقابتی و رقابت پذیری هستند. بخش۳ شکل ۲-۴ نقش توسعه ی منابع انسانی را فرایند ایجاد، تقویت و حفظ قابلیت هایی که موجب تقویت استراتژی کسب وکار می شود، تعریف می کند. این رویکرد بر مبنای نظریه های اخیر که قابلیت سازمان منبع رقابت پذیری است بنا شده است . بر این اساس نقش توسعه ی منابع انسانی، ارا ی ه قابلیت های لازم برای رقابت پذیری است و بنابراین نقش مهم تری در عمل کرد سازمانی ایفا می کند(لوما،۲۰۰۰).

 

 

۲-۲-۹ توسعه ی منابع انسانی مدل I-A

 

 

به توسعه ی منابع انسانی به عنوان یک حوزه ی فعالیتی در سازمان توجه دارد. در این I-A مدل مدل، بر مبنای نظریه عمومی عمل[۴۱] فعالیت های توسعه ی منابع انسانی به چهار مقوله طبقه بندی می شوند.
چارچوب I-A قابلیت طبقه بندی و مفهوم سازی توسعه ی منابع انسانی در هر دو حوزه ی نظری و عملی را دارد. در این چارچوب، در یک بعد توجه به درون و بیرون ب ه عنوان یک منشأ توجه اساسی در اقدامات توسعه ی منابع انسانی مدنظر قرار می گیرد. در بعد دیگر، هدف اقدامات توسعه ی منابع انسانی مدنظر است که این اهداف به عنوان ابزار (وسیله) یا مقصد (اهداف ) تقسیم می شود.
براساس این طبقه بندی، دو دسته از فعالیت ها یعنی ، هویت بخشی و هم آهنگ سازی(I) ، به عنوان اقدامات متمرکز بر درون نظام معرفی می شوند. از سوی دیگر، دو دسته اقدامات یعنی ، موفقیت و انطباق (A) ، به عنوان اقدامات متمرکز بر بیرون از نظام معرفی می شود. این اقدامات خود بر اساس هدف به دو زیرمجموعه یعنی ابزار رسیدن به هدف نهایی یا مقصد تقسیم می شوند . این رویکرد، رویکردی منعطف و پویا برای معرفی و شناخت توسعه ی منابع انسانی می باشد (کالاهان و داویلا،۲۰۰۴).
نکته مهم در این چارچوب این است که اقدامات توسعه ی منابع انسانی لزوماً در یکی از این ابعاد قرار نمی‌گیرد، اما به نظر می رسد که اقدامات می تواند بر یکی از این ابعاد ، تمرکز و سازگاری بیش تری داشته باشند.

 

 

۲-۲-۱۰ هویت بخشی

 

 

بعد هویت بخشی، به اقداماتی اشاره دارد که کمک می کند تا نظام ها حس مشترک بی نظیر بودن یا فرهنگ مشترک را حفظ کنند. این اقدامات ، خرده فرهنگ ها ی سازمان، مانند تاریخ جمعی، حافظه مشترک، یا حس مشترک افراد را برجسته می سازند. متخصصان توسعه ی منابع انسانی اقدامات زیر را برای توسعه ی این بخش انجام می دهند:

 

 

 

    1. اجتماعی کردن(جامعه پذیر نمودن) کارکنان جدید در سازمان (ریو،۲۰۰۰)

 

 

  1. حمایت، توسعه و نمایش دادن هنر سازمان و ارزش های آن، برای کارکنان داخل سازمان و افراد خارج از سازمان (نیسلی، ۱۹۹۱).



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:43:00 ب.ظ ]




افراد:

 

 

در سازمان چابک که با تغییرات مدام محیطی روبرو است توانایی و انعطاف پذیری انسان نقش مهمی‌را ایفا میکند و اقدامات زیر در این راستا موثر میباشد:

 

 

 

    • تمرکز بر فعالیتهای گروهی و فرهنگ مشارکت.

 

 

    • تفویض اختیار به پرسنل سازمان.

 

 

    • تکیه بر آموزش به عنوان ابزار مهم.

 

 

    • تربیت و اموزش پرسنل در مهارتهای مختلف

 

 

 

 

    1. تکنولوژی:

 

 

یک سیستم تولید چابک توانایی مقابله با تغییرات پیش بینی نشده را دارد این تغییرات میتواند در مدل محصولات باشد از جمله:

 

 

 

    • استفاده از سیستم های انعطاف پذیر تولید.

 

 

    • سرمایه گذاری روی تکنولوژی های سخت افزاری مناسب و مدرن.

 

 

    • به کارگیری سیستمهای انعطاف پذیر پشتیبانی تولید به منظور انطباق با شرایط متغیر.

 

 

    • پی ریزی یک سیستم تولید مجازی.

 

 

 

 

    1. تکنولوژی اطلاعات

 

 

یکی از تمایز بین سیستم های چابک با سایر سیستم ها بالا بودن محتوای اطلاعاتی است به علاوه حجم اطلاعات مبادله شده بین شرکتهای همکار بالا میباشد و لزوم حفاظت از اطلاعات کلیدی هر سازمان را نمایانتر میسازد بنابراین سازمانهای چابک نیازمند سیستمهای اطلاعاتی و ارتباطاتی پیشرفته و انعطاف پذیر بوده که تضمن دهنده در برابر مشکلات باشد و اقدامات زیر باید انجام گیرد:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • استفاده از استانداردهاو پروتکل های مناسب در مبادله اطلاعات بین سازمانی.

 

 

    • استفاده از سیستمها و تکنولوژی اطلاعاتی و ارتباطی مدرن با جهت ایجاد ارتباط مناسب و به هنگام در بین سازمانهای همکار

 

 

 

 

    1. نوآوری و خلاقیت :

 

 

یک سازمان چابک به جای فروش محصول تولیدی خود باید راه حلهای خود را به مشتریان عرضه کنند در واقع هدف نهایی تولید چابک ، تحقق واقعی مفهوم سفارشی سازی و برآوردن نیازهای ویژه و متنوع تک تک مشتریان است و از طریق اقدامات زیر میتواند کارا باشد.
ایجاد فرهنگ تفکر و نواندیشی در سازمان ، سرمایه گذاری و تقدیر از ایده های نو ، ایجاد مکانیزم ارتباط نزدیک با مشتریان و گردآوری مدام نظرات انان ( صمدی و همکاران، ۱۳۹۰).

 

 

۲-۳-۸ اصول و شاخصهای چابکی در بخش دولتی:

 

 

موضوع دولت چابک [۵۴]چیز جدیدی در دنیای کسب و کار نیست در طی دوره های انتخابات سیاستمداران همواره در ظاهر به گونه ای دم از دولت چابک میزنند، اما با این حال جدا از امور ساسی نتایج و موفقیت‌های سازمانهای دولتی چابک جالب توجه و تحسین برانگیز است. مدیران بخش دولتی چابکی را استعداد و توانایی کل سازمان برای پاسخ سریع و موثر به نیازها و فرصتهای متغیر میدانند در این راستا یک سازمان چابک دولتی باید از طرفی جنبهی فیزیکی (عملیات و دارئیها) را بازسازی نموده و از طرف دیگر جنبه ی ذهنی (چارچوب فکری انجام وظایف) خود را مجددا” شناسایی کند از منظر دیگر چابکی نوعی جهت و سوگیری به سمت شهروندان است. شهروندان معتقدند که قوانین و مقررات بروکراسی زیادی بر اقدامات و فعالیتهای دولت حکم فرماست و اگر کسی بخواهد کاری را در بخش دولتی انجام دهد باید از دهها فیلتر عبور کند و به مقصد خود برسد به همین دلیل اگر بناست چابکی در فعالیتهای بخش دولتی نمایان گردد لازم است دید شهروندان را تغییر داده و درصدد همکاری آنها با بخش دولتی برآیند و اگر بخش دولتی به چابکی دست یابد بسیاری از سازو کارهای فرسوده را دور میریزد برای رسیدن به این نتایج باید به سه اصل توجه شود:

 

 

 

    1. برای پیش بینی رویدادها، درک تغییرات مورد نیاز و تجدید ساختار خدمات رسانی بر آن اساس بخش دولتی باید بهترین استفاده را از شبکهها بکند.

 

 

  1. بخش دولتی باید ثابت کند توانایی یادگیری شیوه انجام بهتر فعالیتها و مقابله با چالشها را دارد.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ب.ظ ]




Error

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ب.ظ ]




۷

 

 

برنامه ریزی منعطف و موثر و توسعه ی یک برنامه ی پا بر جا برای فناوری اطلاعات

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

۸

 

 

خدمات کاربردی مانند (ERP و CRM )

 

 

 

 

۹

 

 

تمایل عدم مقومت و تعهد مدیران ارشد

 

 

 

 

۱۰

 

 

انجام فعالیتها به صورت سازمان مجازی

 

 

 

 

 

۲-۴ پیشینه تحقیق

 

 

۲-۴-۱ پیشینه داخلی

 

 

-قنبری وقلی زاده (۱۳۹۲) درتحقیقی با عنوان تاثیر شیوه های منابع انسانی در عملکرد سازمانی: نقش میانجی یادگیری سازمانی و رفتار فردی با نمونه آماری ۱۱۵نفر انجام دادند. درنهایت نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که :۱-شیوه های منابع انسانی برعملکرد سازمانی تاثیردارد. ۲-شیوه های منابع انسانی، ازطریق رفتارفردی تاثیرغیرمستقیمی‌برعملکرد سازمانی دارد۳- شیوه های منابع انسانی، ازطریق رفتار فردی تاثیرغیرمستقیمی‌بر یادگیری سازمانی دارد ۴- شیوه های منابع انسانی، از طریق یادگیری سازمانی تاثیر غیرمستقیمی‌بررفتارفردی دارد.۵- شیوه های منابع انسانی تاثیرمستقیم ومثبتی بریادگیری سازمانی ورفتارفردی دارد .ودرنهایت۶- رفتارفردی تاثیرمستقیم ومثبتی برعملکرد سازمانی دارد.
-بیان لحافی(۱۳۹۱) تحقیقی تحت عنوان بررسی رابطه بین کار تیمی و چابکی انجام داد که مدل تحلیلی این پژوهش بر اساسیک مدل تحلیلی بنا نهاده شده و سازمان در چار بعد: پاسخگویی به مشتری، آمادگی رویارویی با تغییرات، ارزش قائل شدن برای مهارتها و دانش انسانی و تشکیل دادن مشارکت مجازی مورد تحلیل قرار گرفت جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی کارکنان بانکهای دولتی و خصوصی شهرستان سنندج به تعداد ۱۱۰۰ نفر تشکل شد و داده های اماری با استفاده از پرشسنامه توزیع و با تکنیکهای آماری spss آزموده شد و در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند و یافته ها نشان داد بین کار تیمی وچابکی سازمانی ارتباط معناداری وجود دارد و کار تیمی بر مولفه های چابکی سازمان موثر می باشد.
-در پایان نامه ای که توسط سلیمی‌تحت عنوان ” بررسی وضعیت عوامل موثر در چابکی در سازمان صداوسیمای کشور ” در سال ۱۳۸۹ اجرا گردید نتایج به دست آمده نشان داد که : آشنایی بیشتر مدیران و مسئولین با عوامل چابکسازی سازمان و برنامه ریزی مناسب برای ایجاد چابکی در سازمان و آشنایی مدیران و مسئولین با روشها و رویه های مناسب برای چابکسازی سازمان از اهمیت بسزایی برخوردار است.
-یک تحقیق تحت عنوان بررسی وضعیت عوامل موثر در چابکی درسازمان صدا و سیمای کشور توسط سلیمی‌(۱۳۸۹) انجام گرفت در این پژوهش وضعیت عوامل موثر بر چابکی در سازمان صدا و سیما مورد بررسی قرار گرفت اهداف این پژوهش: ۱- شناسایی عواملی که بر چابکی سازمان موثرند ۲- تعیین رتبه متغیرهای چابکیدر سازمان صدا و سیما ۳- تعیین اینکه ایا سازمان صدا و سیما سازمان چابکی هست یا خیر این تحقیق بر اساس مدلی تهیه شده که شامل متغیرهای موثر در چابکی سازمانهاست این متغیرها شامل: تولید سازمان، فرایند کاری، پاسخگویی به نیازهای بازار، فناوری اطلاعات، کیفیت منابع انسانی و زنجیره ی تامین است و به صورت مطالعه پیمایشی انجام شده فرضهای تحقیق بر اساس نظر مدیران و مسئولین در سطح عالی و میانی آزموده شد و از نرم افزار spss استفاده و نتایجی که در بر داشت: ۱- آشنایی بیشتر مدیران و مسئولین با عوامل چابک سازی سازمان و برنامه ریزی مناسب برای ایجاد چابکی در سازمان ۲- آشنایی مدیران و مسئولین با روشها و رویه های مناسب برای چابک سازی سازمان ۳- کسب آگاهی مدیران در سطوح مختلف نسبت به ویژگی ها و موقعیت فعلی سازمان.
-کمالی در سال ۸۹ به ” بررسی رابطه نوآوری با چابکی سازمان (شرکت های بیمه ایران و پارسیان)” پرداخت و ۵ عامل تاثیر گذار خلق ایده کارکنان به عنوان عوامل فزاینده چابکی سازمان در نظر گرفته شد. نتایج تحقیق نشان داد که مهارت فردی، رسالت مشترک، رهبری تحول گرا، محیط و فراکنشی عمل کردن به ترتیب مهمترین عوامل برای تحقق چابکی در شرکت های خصوصی هستند. همچنین چابکی و نوآوری قابلیت سازمان را برای ایجاد تغییرات اثر بخش افزایش می‌دهد .
-نیک پور در سال ۸۹ تحقیقی تحت عنوان ” بررسی رابطه بین چابکی سازمانی و رضایت شغلی کارکنان سازمانهای دولتی شهر کرمان” انجام داد هدف از مطالعه مذکور تعیین رابطه بین چابکی سازمانی و رضایت شغلی کارکنان سازمانهای دولتی شهر کرمان می باشد. یافته های تحقیق نشان میدهد که بین چابکی سازمانی و زیر متغیرهای آن یعنی پاسخگویی، شایستگی، انعطاف پذیری و سرعت در کار و رضایت شغلی رابطه ای معنادار وجود دارد.
-در سال ۱۳۸۹ زنجیرچی و همکارانش تحقیقی تحت عنوان ” نقش فناوری در دستیابی به چابکی در شرکتهای الکترونیک ایران” ارائه نمودندو در این مقاله، مفهوم فناوری در سه بعد فناوری تولید، فناوری محصول و فناوری اطلاعات دیده شده و تأثیر مؤلفه های هریک از این ابعاد بر چابکی در صنعت الکترونیک ایران بررسی و در مورد ارتباط آنها با چابکی بحث شده است. به علاوه مؤلفه های مختلف بر اساس دو عامل اهمیت و فاصلۀ آنها از وضع مطلوب، رتبه بندی شده اند که نشا ن دهندۀ اولویت پرداختن به آنها در مسیر چابکی است. در این رتبه بندی “فناوری های پیشرفتۀ تولید” در جایگاه اول قرار گرفته است.
-خامدا (۱۳۸۸) درتحقیقی با عنوان بررسی رابطه میان مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی با مدیریت دانش در مدیریت درمان سازمان تامین اجتماعی قزوین انجام داد. نتایج تحقیق نشان داد در سازمان مورد مطالعه، مدیریت آموزش وتوسعه منابع انسانی و مدیریت دانش در سطح نامطلوبی قرار دارد. و میان مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی و کلیه مولفه های آن شامل تحلیل نیازهای آموزشی و آموزش توجیهی، توسعه مسیر شغلی کارکنان و ارتباطات، تخصیص منابع، پایش، ارزشیابی و بهبود با مدیریت دانش رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد ونهایتا”نشان می‌دهد که مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی بر روی مدیریت دانش دارای اثر مثبت، مستقیم ومعناداری برابر ۸۵ درصد می‌باشد. همچنین اثرات مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی بر مدیریت دانش صرفا” ازطریق مولفه تحلیل نیازهای آموزشی و آموزش توجیهی اعمال شده است، اما تاثیر سایر مولفه ها بر مدیریت دانش تایید نشده است.
-در سال ۱۳۸۸ حمیدی و همکارانش مقاله ای تحت عنوان نقش مدیریت منابع انسانی در چابکی سازمان ارائه دادند در این تحقیق یکی از پارادیم های افزایش انعطاف پذیری، سرعت و کیفیت را چابکی سازمان می‌باشد و مدلی برای چابکی سازمانی به عنوان ابزاری برای مواجه با تغییرات دائمی و غیر قابل پیش بینی با تمرکز بر بعد منابع انسانی طراحی گردید وضمن بررسی نقش مدیریت منابع انسانی در چابکی سازمان ویژگی های کارکنان چابک این گونه بیان شده است: ۱-عملکردگرایی سازمان در سطوح پایین مانند درک شغل و توجه به نتایج کار ۲- برون گرایی و قابلیت پذیرش سیستمها مانند درک هدف، مشتری مدار بودن و آینده نگر بودن ۳- ارزشها و بینش های درونی مانند خودشناسی، درک دیگران و اعتماد داشتن. و پنج اهرم ایجاد چابکی سازمانی اشاره شد که عبارتند از: ارزشهای بنیادین، ساختار سازمانی، فرایندهای محوری عملیاتی، فناوری اطلاعات و کارکنان و این اهرمها باید به هم مرتبط باشند و به منظور اثربخشی بهتر.

 

 

۲-۴-۲ پیشینه خارجی

 

 

-در سال ۲۰۱۲ لیکین با بیان این که منابع انسانی مهمترین فاکتور در برونسپاری خدمات بین المللی بوده و منابع خوب انسانی شرط کلیدی برای پذیرفتن موفقیت آمیز برون سپاری خدمات بین المللی است، بر پایه تحلیل پشتیبانی از منابع انسانی، به ایجاد یک سیستم شاخص برای برونسپاری خدمات بین المللی پرداخت. وی بر طبق دادههای آماری، تحلیل اجزای اصلی را برای پشتیبانی منابع انسانی جهت توسعه برون سپاری خدمات بین المللی به کار برد (لیکین، ۲۰۱۲).
-اندریونی[۵۹] وهمکاران (۲۰۱۲) درتحقیقی با عنوان استفاده از روش Plea برای توسعه منابع انسانی ازطریق آموزشهای تخصصی دررومانی که باجامعه آماری ۸۶۰نفر زن مدیر شاغل در۲۰۰شرکت رومانی انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آموزشهای حرفه ای درازبین بردن آموزشهای کلیشه ای نقش داشته وبرای افزایش تواناییهای زنان شاغل دربخش دولتی باید برآموزش مهارتهای کامپیوتر موردنیاز آنها تکیه شود.
-بولنت منگوس وهمکاران(۲۰۱۲) تحقیقی تحت عنوان ایجاددانش مشتریان وعملکرد فروش انجام دادند وبه این نتیجه دست یافتند که اثر مثبت رهبری وتوانمند سازی برروی مشتریان دریک سیستم فروش قابلیت ایجاددانش است.
– فای میلروجکی والیس(۲۰۱۱)یک مطالعه کتابخانه ای باعنوان: تعامل اجتماعی ونقش همدلی درمدیریت اطلاعات ودانش باهدف ارائه یک چارچوب نظری برای مطالعات آینده درمورد نقش همدلی درانواع اطلاعات ومحیط های دانش،بررسی اهمیت توسعه همدلی به عنوان یک مهارت کلیدی بین فردی دراطلاعات موفق وکارکرد دانش، شناسایی برخی مفاهیم پژوهشگران، متخصصین اطلاعات،مشتریان آنها، کارکنان ومربیان درزمینه اطلاعات ومدیریت دانش انجام دادند. یافته های پژوهش نشان می‌دهد درارتباطات به هنگام ودرمحیط های مجازی، همدلی می‌تواند به عنوان همدلی فیزیکی تجربه شود که به نظر می‌رسد بعضی تفاوتها درتجربه های بدست آمده درمحیط های مجازی وجوددارد. تحقیق اشاره می‌کند به استفاده از نرم افزار شبکه های اجتماعی به ویژه زندگی دوم( یک دنیای مجازی به هنگام که شامل نشانه دیداری درکنار نشانه های متنی وگفتاری است) که برروی رفتاروزندگی واقعی مردم اثردارد.این اشاره می‌کند به نیاز به چند سوادی درحرفه های اطلاعات ودانش به منظورتعامل وارتباط بامشتریان وهمکاران ازطریق تعامل باهمدلی. درتمام مطالعاتف همدلی (میان اعضای تیم ومیان ارائه کنندگان خدمات ومشتریان) به عنوان یک عامل کلیدی که مدیریت دانش موثرراقادر به ایجاد وتوسعه سرمایه اجتماعی رابرسه ارزش (صبر،صداقت وهمدلی) که به طور معمول درفعالیت های ارتباطی قرارداده شده اند رانشان می‌دهد
-در تحقیقی که توسط مایک[۶۰] (۲۰۱۰)تحت عنوان “تاثیر فناوری اطلاعات فرایندهای مدیریت بر چابکی سازمانی ” انجام گرفت نتایج به دست آمده نشان داد که: در محیط کسب و کار پویا، توانایی تطبیق به منظور بهترین رقابت برای سازمان بسیار مهم است. تصور بر آن است که به ایفای نقش حیاتی در چابکی سازمانی، اغلب به عنوان یک توانمندساز اشاره شده است. با این حال، فناوری اطلاعات می‌تواند بازدارنده از چابکی سازمانی و همچنین به دلیل ماهیت آن به طور بالقوه محدود کننده تفکر ساختاری، بوروکراسی، دقت، و… این امر به ویژه در سیستم های اطلاعاتی (IS) که عملیاتی در سازمان برای چندین سال بوده است، آشکار میشود. پژوهش حاضر با هدف کشف فرآیندهای مدیریت فناوری اطلاعات است که قدرت و یا مانع چابکی سازمانی است.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:42:00 ب.ظ ]




بعد انطباق ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد.
= H0 بعد انطباق ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ندارد.
= H1 بعد انطباق ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد.
نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد انطباق و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد. با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد انطباق و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است که موید نتیجه گیری فوق می‌باشد. در نتیجه با توجه به رد فرضیه صفر می‌توان با تقویت جنبه های انطباق سازمان از قبیل ارتباطات بیشتر با سایر سازمان ها و استفاده از تجربیات آنها، اعزام کارکنان به دوره های خارج از سازمان و ایجاد شبکه های ارتباطی موثر در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام می‌تواند در چابک سازی این شرکت موثر باشد.

 

 

جدول (۴-۱۰) ضریب همبستگی پیرسون بین بعد انطباق و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  چابکی سازمانی
بعد انطباق شدت ۷۹۳/۰
سطح معناداری ۰۰۱/.
جمع ۲۰۱

 

بعد هویت بخشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .
= H0 بعد هویت بخشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ندارد.
= H1 بعد هویت بخشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد.
نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد هویت بخشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد. با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد هویت بخشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است. با توجه به قبول نظریه مخالف می‌توان اینگونه نتیجه‌گیری کرد که در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام می‌توان با انجام فعالیت های هویت بخشی از قبیل وجود شرح وظایف مشخص برای کارکنان، شایسته سالاری در کارها و مصور سازی فعالیت ها و باورهای کارکنان می‌توان در جهت چابک سازی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام اقدام نمود.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

جدول (۴-۱۱) ضریب همبستگی پیرسون بین بعد هویت بخشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;">
  چابکی سازمانی
 [ 11:41:00 ب.ظ ]




۲۰۱

 

 

 

 

بعد نگرشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد .
= H0 بعد نگرشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ندارد.
= H1 بعد نگرشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد.
نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد فکری و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد.
با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد نگرشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است . در نتیجه قبول فرضیه مخالف در این آزمون فرضیه می‌توان نتیجه گیری کرد که با رواج رفتارهای منطقی، آموزش کارکنان در جهت آشنایی با تحول های سازمانی در جهت در جهت ایجاد نگرش های مثبت می‌تواند از راههای تقویت چابک سازی سازمانی در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام باشد.

 

 

جدول (۴-۱۳) ضریب همبستگی پیرسون بین بعد نگرشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  چابکی سازمانی
بعد نگرشی شدت ۶۶۷/۰
سطح معناداری ۰۰۱/.
جمع ۲۰۱

 

بعد شغلی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد.
= H0 بعد شغلی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ندارد.
= H1 بعد شغلی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد. نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد شغلی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد.
با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد شغلی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است . در نتیجه و با توجه به نتایج تحقیق اینگونه می‌توان نتیجه گیری کرد که آموزشهای تخصصی کارکنان و آشنا کردن آنها با فن آوریهای جدید در زمینه تخصص آنها می‌تواند سبب افزایش چابکی در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام شود.

 

 

جدول (۴-۱۴) ضریب همبستگی پیرسون بین بعد شغلی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:41:00 ب.ظ ]




برای بررسی اهمیت نسبی متغیرهای مستقل در پیش بینی متغیر وابسته باید مقدار بتا (Beta) یا همان ضرایب استاندارد شده را مطالعه نمود. با توجه به داده های جدول فوق می‌توان گفت که نقش بعد شعلی توسعه منابع انسانی بر رو چابک سازی سازمانی (۹۵۳/۱( Beta= بیشتر از متغیر دیگر است. هر چه میزان بتای بدست آمده بیشتر باشد بیشتر می‌تواند در تبیین متغیر وابسته نقش ایفا کند.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

فصل پنجم

 

 

نتایج و پیشنهادها

 

 

۵-۱ مقدمه

 

 

در این فصل با توجه به آن چه در فصول پیشین مطرح شد به خصوص نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل آمار و اطلاعات جمع آوری شده در فصل چهارم ، به تفسیر اثبات یا رد فرضیه های تحقیق و نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها پرداخته و در پایان محدودیتهای تحقیق و برخی توصیه ها و پیشنهادات را برای محققان آینده ارائه می نماییم و سپس پیوستها و در نهایت فهرست منابع و ماخذ مورد استفاده، ذکر خواهند شد .

 

 

۵-۲بیان نتایج (فرضیه اصلی )

 

 

این فرضیه تحت عنوان ” توسعه منابع انسانی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد “، مطرح گردیده است . در جهت آزمون این فرضیه پرسش هایی مطرح گردیده است که نتایج استخراج شده از پرسشنامه در فصل چهارم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و داده‌های بدست آمده حاکی از این است که بین توسعه منابع انسانی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ارتباط معناداری وجود دارد .(سطح معناداری=۰۰۱/۰). بنابراین می‌توان نتیجه گرفت فرضیه تحقیق مبنی بر ارتباط معنادار بین متغیرهای فوق، تایید و فرض صفر که منکر وجود ارتباط می‌باشد رد می‌شود.
در پایان نامه ای که توسط سلیمی‌تحت عنوان ” بررسی وضعیت عوامل موثر در چابکی در سازمان صداوسیمای کشور ” در سال ۱۳۸۹ اجرا گردید نتایج به دست آمده نشان داد که : آشنایی بیشتر مدیران و مسئولین با عوامل چابکسازی سازمان و برنامه ریزی مناسب برای ایجاد چابکی در سازمان و آشنایی مدیران و مسئولین با روشها و رویه های مناسب برای چابکسازی سازمان از اهمیت بسزایی برخوردار است (سلیمی، ۱۳۸۹).
کراکن[۶۵] در سال ۲۰۰۰ ارتباط چابکی سازمانی با عوامل تاثیر گزار سازمانی بررسی می‌کند عنوان می‌کند که سازمان چابک یک کسب و کار با سرعت، سازگار و آگاهانه است که قابلیت سازگاری سریع در واکنش به تحولات و وقایع غیر منتظره پیش بینی نشده، فرصتهای بازار و نیازمندیهای مشتری را دارد در چنین کسب و کاری فرایندی ها و ساختارهایی یافت می شود که سرعت، انطباق و استحکام را تسهیل کرده دارای سازمان هماهنگ و منظمی است که توانایی نیل به عملکرد رقابتی در محیط تجاری کاملا پویا و غیر قابل پیش بینی را دارد و البته این محیط با کارکردهای کنونی سازمان بی تناسب نیست .

 

 

۵-۲-۱ نتیجه فرضیه فرعی اول

 

 

این فرضیه تحت عنوان ” بعد موفقیت ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد”، مطرح گردیده است . در جهت آزمون این فرضیه پرسش هایی مطرح گردیده است که نتایج استخراج شده از پرسش نامه در فصل چهارم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد موفقیت و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد.
با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد موفقیت و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است که موید نتیجه گیری فوق می‌باشد.
ریونی[۶۶]و همکاران (۲۰۱۲) درتحقیقی با عنوان استفاده از روش Plea برای توسعه منابع انسانی ازطریق آموزشهای تخصصی در رومانی که با جامعه آماری ۸۶۰ نفر زن مدیر شاغل در۲۰۰ شرکت انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آموزشهای حرفه ای در از بین بردن آموزشهای کلیشه ای نقش داشته و برای افزایش تواناییهای زنان شاغل دربخش دولتی باید بر آموزش مهارتهای کامپیوتر مورد نیاز آنها تکیه شود(ریونی و همکاران، ۲۰۱۲).

 

 

۵-۲-۲ نتیجه فرضیه فرعی دوم

 

 

این فرضیه تحت عنوان ” بعد هماهنگ سازی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد “، مطرح گردیده است . جهت آزمون این فرضیه پرسش هایی مطرح گردیده است که نتایج استخراج شده از پرسش نامه در فصل چهارم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و داده‌های بدست آمده حاکی از این است که بین بعد هماهنگ سازی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ارتباط مثبت و معنا دار و جود دارد. (سطح معناداری=۰۰۱/.). شدت این رابطه در سطح قوی ارزیابی می‌شود. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت فرضیه تحقیق مبنی بر ارتباط معنادار بین متغیرهای فوق، تایید و فرض صفر که منکر وجود ارتباط می‌باشد رد می‌شود.
خامدا (۱۳۸۸) درتحقیقی با عنوان بررسی رابطه میان مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی با مدیریت دانش در مدیریت درمان سازمان تامین اجتماعی قزوین انجام داد. نتایج تحقیق نشان داد در سازمان مورد مطالعه، مدیریت آموزش وتوسعه منابع انسانی و مدیریت دانش در سطح نامطلوبی قرار دارد. میان مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی و کلیه مولفه های آن شامل تحلیل نیازهای آموزشی و آموزش توجیهی، توسعه مسیر شغلی کارکنان و ارتباطات، تخصیص منابع، پایش، ارزشیابی و بهبود با مدیریت دانش رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد ونهایتا”نشان می‌دهد که مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی بر روی مدیریت دانش دارای اثر مثبت، مستقیم و معناداری برابر ۸۵ درصد می‌باشد. همچنین اثرات مدیریت آموزش و توسعه منابع انسانی بر مدیریت دانش صرفا” ازطریق مولفه تحلیل نیازهای آموزشی و آموزش توجیهی اعمال شده است، اما تاثیر سایر مولفه ها بر مدیریت دانش تایید نشده است(خامدا، ۱۳۸۸).

 

 

۵-۲-۳ نتیجه فرضیه فرعی سوم

 

 

این فرضیه تحت عنوان ” بعد انطباق ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد”، مطرح گردیده است . جهت آزمون این فرضیه پرسش هایی مطرح گردیده است که نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد انطباق و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد.
با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد انطباق و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است که موید نتیجه گیری فوق می‌باشد.
قنبری و قلی زاده (۱۳۹۲) درتحقیقی با عنوان تاثیر شیوه های منابع انسانی در عملکرد سازمانی و قش میانجی یادگیری سازمانی و رفتار فردی با نمونه آماری ۱۱۵نفر انجام دادند. درنهایت نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که :۱-شیوه های منابع انسانی برعملکرد سازمانی تاثیردارد. ۲-شیوه های منابع انسانی، ازطریق رفتار فردی تاثیرغیرمستقیمی‌برعملکرد سازمانی دارد. ۳- شیوه های منابع انسانی، از طریق رفتار فردی تاثیرغیرمستقیمی‌بر یادگیری سازمانی دارد. ۴- شیوه های منابع انسانی، از طریق یادگیری سازمانی تاثیر غیرمستقیمی‌بر رفتارفردی دارد (قنبری و قلی زاده،۱۳۹۲).

 

 

۵-۲-۴ نتیجه فرضیه فرعی چهارم

 

 

این فرضیه تحت عنوان ” بعد هویت بخشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد”، مطرح گردیده است . جهت آزمون این فرضیه پرسش هایی مطرح گردیده است که نتایج استخراج شده از پرسش نامه در فصل چهارم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد هویت بخشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد.
با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد هویت بخشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است.
ودیعت در مطالعه خود در سال ۱۳۸۳ اینگونه نتیجه گیری می‌کند که توسعه منابع انسانى به سرمایه گذارى آینده نگر در نیروى انسانى اشاره دارد. توسعه این حقیقت را بیان می‌کند که یک کارمند براى موفقیت در دوره شغلی اش نیازمند به کارگیرى یک سرى معلومات، مهار تها و تواناییها خواهد بود (ودیعت، ۱۳۸۳).

 

 

۵-۲-۵ نتیجه فرضیه فرعی پنجم

 

 

این فرضیه تحت عنوان ” بعد فکری ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد”، مطرح گردیده است . جهت آزمون این فرضیه پرسش هایی مطرح گردیده است که نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد فکری و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد.
با این نتیجه فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بعد فکری و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است.
تسنگ[۶۷] در مطالعه ای در سال ۲۰۰۸ عنوان می‌کند که توسعه منابع انسانی به مفهوم تولید فکر و ایده توسط کارکنان سازمان است و مفهوم جدید آن ایجاب می کند کارکنان به کیفیت ها و مهارت هایی مجهز شوند که با دلسوزی و تعهد کامل توانمندیها، انرژی، تخصص و فکر خود را در راستای تحقق مأموریت های سازمان قرار دهند و به طور دائم برای سازمان ارزش های فکری وکیفی جدیدی پدید آورند. در مفهوم توسعه منابع انسانی هدف، ایجاد مهارتهایی است که فرد بتواند خود را برای احراز مشاغل بالاتر ویا مسئولیت سنگین تر آماده کند.

 

 

۵-۲-۶ نتیجه فرضیه فرعی ششم

 

 

این فرضیه تحت عنوان ” بعد نگرشی ارتباط مثبت و معنا داری با چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام دارد”، مطرح گردیده است . جهت آزمون این فرضیه پرسش هایی مطرح گردیده است که نتایج بدست آمده پس از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می‌دهد رابطه مثبت و معناداری بین بعد فکری و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. از آنجایی که سطح معناداری به دست آمده (۰۰۱/.) کم تر از سطح معناداری معین (۰۵/.) است می‌توان نتیجه گرفت رابطه معنادار بوده ناشی از احتمال، شانس و تصادف نمی‌باشد.
با این اوصاف فرضیه فوق پذیرفته می‌شود و فرض صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بین متغیرهای مذکور رد می‌شود. در جدول زیر ضریب همبستگی پیرسون بین بعد نگرشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام از لحاظ شدت، سطح معناداری و تعداد پاسخگویان آورده شده است.
تسنگ[۶۸] در مطالعه خود بر بهبود دانش و نگرش کارکنان به منظور افزایش چابک سازی سازمان تاکید می‌کند. وی عنوان می‌کند که اکنون بیش از هر زمان دیگری جهان در حال تغییرات پی در پی است. به عبارت دیگرمشخصه دنیای امروز تغییرات مستمر می باشد. سازمان ها به منظور مواجهه با چنین چالشی باید به نقش حیاتی یادگیری و توسعه در بقاء و رشد خود واقف باشند. در واقع سازمان بایدبه توسعه دانش، مهارت ها و توانائیهای کارکنان خود بیش از پیش توجه نمایند.

 

 

۵-۲-۷ نتیجه فرضیه فرعی هفتم




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ب.ظ ]




سوانسن[۶۹] در سال ۲۰۰۱ چابکی به توانایی و تولید و فروش موفقیت آمیز شغلی در یک دامنه‌ی گسترده ای از محصولات با هزینه پایین، کیفیت بالا، زمان تاخیر کوتاه و تنوع اندازه دسته‌ها اشاره می‌کند که برای مشتریان متعدد و مشخصی از طریق تولید مبنی بر خواسته‌های انبوه مشتری ایجاد ارزش کند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

۵-۳ پیشنهادها مبتنی بر یافته های پژوهش

 

 

برمبنای یافته های پژوهش و متناظر با فرضیه های آزمون شده، پیشنهادهای زیر قابل طرح است :
۱- بنا به یافته های فرضیه اصلی تحقیق بین توسعه منابع انسانی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام ارتباط معناداری وجود دارد. در این رابطه موارد ذیل پیشنهاد می‌شود:
الف – توجه به مولفه های هویت بخشی در کارکنان منجمله تقویت هویت فردی کارکنان و تبیین رسالتها و اهداف شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام برای کارکنان
ب – توجه به مولفه های هماهنگ سازی منجمله ارتباط بیشتر بخش های درون شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام و برگزاری جلسات وحدت رویه و همچنین افزایش روحیه کار تیمی‌در شرکت
ج – تقویت ابعاد فکری، شغلی و نگرشی کارکنان منجمله آموزش روش حل مسایل، برگزاری کارگاه در جهت تقویت دانش کارکنان از اهداف شرکت و همچنین تخصصی کردن امکانات شغلی با توجه به حرفه و تخصص کارکنان
۲- نتایج فرضیه اول نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین بعد موفقیت و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. در این زمینه پیشنهاد می‌شود که:
الف – توجه به آموزش کارکنان ازجمله تواناییهای رهبری و مدیریت
ب – ترسیم چشم انداز شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام و آگاه سازی کارکنان
۳- بر اساس یافته های این پژوهش رابطه مثبت و معناداری بین بعد هماهنگ سازی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. به این منظور پیشنهاد می‌شود که:
الف – با بازنگری قوانین و مقررات موجود سازمان بتوان موانع موفقیت های فردی و اداری را در شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام مرتفع کرد.
ب – افزایش ارتباط بیشتر بخش های درون شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام و برگزاری جلسات وحدت رویه و همچنین افزایش روحیه کار تیمی‌در شرکت
۴ – بر اساس یافته های این پژوهش رابطه مثبت و معناداری بین بعد انطباق و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. به این منظور پیشنهاد می‌شود که:
الف – الگو برداری از سازمان های موفق مرتبط با زمینه کاری
ب – تهیه فرایند های لازم جهت نظریه پردازی و جمع آوری نظریه های مرتبط با بهبود شرایط شغلی کارکنان شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام
۵ – نتایج مطالعه حاضر نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین بعد هویت بخشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. به این منظور پیشنهاد می‌شود که:
الف – تقویت هویت فردی کارکنان از طریق مصورسازی تصورات و باورهای کارکنان به مراجعان منتقل شود.
ب – تبیین رسالتها و اهداف شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام برای کارکنان
۶ – نتایج این پژوهش نشان داد رابطه مثبت و معناداری بین بعد فکری و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. به این منظور پیشنهاد می‌شود که:
الف – آموزش رفتارهای منطبق با حرفه و اخلاق به کارکنان
ب – تشویق کارکنان در جهت تزریق افکار جدید به شرکت
۷- بر اساس یافته های این پژوهش رابطه مثبت و معناداری بین بعد نگرشی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد. به این منظور پیشنهاد می‌شود که:
الف) با برگزاری دوره های تخصصی توانایی انجام کارهای مختلف و دستیابی به اهداف مختلف را به کارکنان ارتقاء یابد.
ب) انجام دوره های باز آموزی می‌تواند موجب بازنگری در آموزشها و ارزیابی کارکنان را در آینده بیشتر و در نهایت سبب افزایش سطح دانشی و نگرشی آنان شود.
۸- بر اساس یافته های این پژوهش رابطه مثبت و معناداری بین بعد شغلی و چابکی سازمانی شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام وجود دارد: بنابراین با توجه به نتایج این تحقیق پیشنهاد می‌شود که:
الف) سازمان اقدام به برگزاری دوره های مدیریت زمان جهت بهبود سرعت کارکنان از طریق بهبود دستورالعمل های قدیمی‌و امکان ارزیابی الکترونیکی را در سازمان را فراهم کند.
ب) افراد شایسته و کارآمد در سازمان به شیوه مناسب را جهت ارتقاء شناسایی گردند.

 

 

۵-۴ محدویت‌ها و موانع پژوهش

 

 

الف ) محدودیت ها :

 

 

۱- محدود نمودن جامعه آماری به شرکت آب و فاضلاب شهری استان ایلام جهت جمع‌آوری اطلاعات دقیق‌تر و معمولی‌تر.
۲- محدود نمودن ابزار جمع‌آوری داده‌ها به پرسشنامه جهت دسترسی ساده‌تر و سریع‌تر به اطلاعات مورد نیاز .

 

 

ب ) موانع :

 

 

۱- مشکلات تعیین شاخص و تبدیل مقوله های کیفی به مقادیر کمی‌نظیر سنجش کیفیت .
۲- اصولا به دلیل انجام تحقیقات متعدد در سازمانها و توزیع پرسشنامه ها با سوالات زیاد ، موجب شده تا تکمیل پرسشنامه ها با تامل و دقت صورت نگیرد و نتایج را تحت تاثیر قرار دهد .




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ب.ظ ]




عبدی، نریمانصلواتی، عادل و قاسمی، شهریار.(۱۳۸۹). بررسی تاثیر خلاقیت و نوآوری در چابکی کارکنان بانک ملی شهر سنندج.

 

 

  • فتحیان، محمد. گلچین پور، مونا و خسرو شاهی، سرور.(۱۳۸۵). راهکارهای چابکی در سازمان های تولیدی. ماهنامه تدبیر، شماره ۱۷۵٫

 

 

  • لحافی،بیان. صلواتی، عادلو جعفری مقدم، سعید.(۱۳۹۰). بررسی رابطه بین کار تیمی‌و چابکی سازمان در بانکهای خصوصی و دولتی سنندج.

 

 

  • کمالی، عبدالنبی، و کمالیف شبر.(۱۳۸۸). بررسی رابطه نواوری با چابکی در شرکتهای بیمه ایران و پارسیان.اولین کنفرانس بین المللی مدیریت نوآوری و تولید ملی.

 

 

  • محمدی، علیو امیدی، یاسر(۱۳۹۱). ارائه مدل ساختاری تفسیری دستیابی به چابکی از طریق فناوری اطلاعاتدر سازمانهای تولیدی. مدیریت فناوری اطلاعات، دوره چهارم.

 

 

  • محمدی، حامد و طبری، مجتبی .(۱۳۸۸). نهادینه کردن خلاقیت و نوآوری در سازمان. ماهنامه تدبیر-سال بیستم-شماره ۲۰۲٫

 

 

  • محمد کاظمی، رضا. جعفری مقدم، سعید و سهیلی، سارا. (۱۳۹۱). شناسایی میزان تاثیر جو سازمان بر نوآوری در بانک ملت. ماهنامه توسعه کارآفرینی،سال پنجم،جلد دوم.

 

 

  • مروتی شریف ابادی، علی. یونسی فر،سید عبدالعزیز. آقا باقری، حسین و کشور شاهی، محمد کاظم.(۱۳۹۱). ارائه چهارچوب مفهومی‌برای ارزیابی چابکی و رتبه بندی سازمانها در کارخانه فولا ایران. مدیریت تولید و عملیات، شماره ۲٫

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

  • میر فخردینی، سید حیدر. حاتمی‌نسب، سید حسن. طالعی فر، رضا و منفرد، امیر رضا.( ۱۳۸۹).مدیت دانش، نوآوری دانشو عملکرد نوآوری در شرکتهای کوچک و متوسط.

 

 

  • نیک پور، امین و سلاجقه، سنجر.( ۱۳۸۹). بررسی رابطه بین چابکی سازمان و رضایت شغلی کارکنان سازمانهای تولیدی استان کرمان.پژوهشهای مدیریت، سال سوم، شماره هفتم.

 

 

  • واترز،دونالد.(۱۳۸۹).استراتژی تولید و عملیات.ترجمه ی دکتر سید محمد اعرابی و دکتر امیر مصطفوی.نشر، مهکامه.چاپ اول.

 

 

  • یارمحمدیان، محمد حسین. سموعی، راحله. خدایاری، رحیم و باقریان، حسین.(۱۳۸۸). وضعیت چابکی بیمارستانهای شهر اصفهان.

 

 

  • یعقوبی، نورمحمد. شکری، علی و راحت دهمرده، محبوبه.(۱۳۹۱). مطالعه توانمندی سازمانهای ساختاری چابکی سازمان در نظام بانکی. اندیشه مدیریت راهبردی، سال ششم، شماره اول

 

 

ب)منابع لاتین

 

 

 

 

 

    • Becker, G. (1964). Human Capital. University of Chicago Press, First Edition, Chicago.

 

 

    • Callahan, Jamie L. and Dávila Tiffany Dunne De (2004). An Impressionistic Framework for Theorizing About HRD, Human Resource Development Review. 3, 75.

 

 

    • E.W.T. Ngai, D.C.K. Chau, T.L.A. Chan, Information technology, operational, and management competencies for supply chain agility: Findings fromcase studies, The Journal of Strategic Information Systems, Corrected Proof 20 (3) (2014) 232–۲۴۹٫

 

 

    • Garavan, T. (1991). Strategic HRD, Journal of European Industrial Training. Vol. 15, No.1, p. 17

 

 

    • Goodman, D., Holton, E., & Bates, R. (2014). Validation of the learning transfer system inventory: A study of supervisors in the public sector in

 

 

    • Garavan, Thomas N. (2004). Exploring HRD: A Levels of Analysis Approach, HumanResource Development Review. Vol. 3, No. 4, pp. 417-441.

 

 

    • Gilley, J. & S. Eggland (1992). Principle of Human Resource Development. Nj: Addison- Wesley, First Edition, Malden-Head, pp. 12-13

 

 

    • Hart, O. (1989). An Economist Perspective on the Theory of the Firm, Colombia :AwReview, No. 89, pp. 1757-1774

 

 

    • Hitt, Michael A; C. Chet Miller & Colella Adrienne (2006). Organizational Behavior A Strategic Approach. John Wiley & Sons, Inc First Published, America

 

 

    • Katz, D. & R. Kahn (1978). The Social Psychology of Organization. John Willy, 2ndEdition, New York.

 

 

    • Katou, A. A., & Budhwar, P. S. (2014). Causal relationship between HRM policies and organizational performance: Evidence from the Greek manufacturing sector. European Management Journal, 28, 25–۳۹٫

 

 

    • Lajara, B. M.; F. G. Lillo & V. S. Sempere (2002). Human Resource Management in the Formulation and Implementation of Strategic Alliance, Human Systems Management. No. 21, pp. 205-215

 

 

    • Louma, Mi Kko (1999). “The Essence of Human Resource Development Orientation: Evidence from the Finish Metals Industry, Journal of European Industrial Training. Vol. 23, No. 3, p. 114.

 

 

    • Lynham, S. A. (2000). Theory Building in the Human Resource Development Profession. Human Resource Development Quarterly. 11(2), pp. 159-178

 

 

    • McCracken, M., & Wallace, M. (2000), “towards a redefinition of strategic HRD”. Journal of European Industrial, Training, 245 (5), 281-290.

 

 

    • McCracken, Martin & Marry Wallace (2000). “Towards a Redefinition of Strategic Human Resource Development, Journal of European Industrial Training. Vol. 24, No. 5, pp. 281-282

 

 

    • McLean, G. N. (2006). National Human Resource Development: A Focused Study inTransitioning Societies in the Developing World. Advances in Developing Human Resources, 8(1), pp. 3-11.

 

 

    • N. Roberts, P.S. Galluch, M. Dinger, V. Grover, Absorptive capacity and information systems search: review, synthesis, and directions for furture research, MIS Quarterly 36 (2) (2012) 625–A626.

 

 

    • Nadler, L. & Nadler, Z. (1989). Developing Human Resource. Jossey-Bass Press, First Edition, San Francisco, p. 4.

 

 

  • Nissley, N. (1999). Viewing Corporate Art Through the Paradigmatic Lens of Organizational Symbolism:An Exploratory Study. Unpublished Doctoral Dissertation, The George Washington University, Washington, DC.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ب.ظ ]




فصل اول

 

 

کلیات پژوهش

 

 

۱٫۱٫ مقدمه

 

 

توسعه سازمانی، یک فرایند مداوم است. کیفیت تغییری که قصد پیادهسازی آن را داریم ، به میزان زیادی به تشخیص حوزههای مشکلدار که نیازمند تغییر هستند، بستگی دارد.فرایند پیادهسازی راهبردهای توسعه سازمانی طولانی است و ارزش دادن به آنها به زمان زیادی نیاز دارد.توسعه سازمان در خصوص افراد و سازمانها انجام میشود. اینکه چگونه قدم برمیدارند و چگونه کار میکنند باید از نظر اثربخشی بهبود یابد. این تلاش بلندمدت برنامهریزی شده است و به حل مسئله مربوط میشود که به جنبه انسانی سازمان میپردازد. هدف از توسعه سازمانی این است که با بهبود رفتار انسانی و فرایندهای سازمانی، عملکرد سازمان ساخته شود. دنیای امروز دنیایی سازمانی است که تغییر ، تحول ، بالندگی و بهبود سازمانها،یکی ازبزرگترین خصوصیات سازمانها و موسسات درحوزه رقابتی امروز است که بهبود کیفیت زندگی مردم را به همراه خود دارند. امروزه تمامی ابعاد زندگی بشر ازجمله دانش وفناوری با شتابی بیمانند درحالت حول هستند. سازمانها برای بقا و پویای خود ناگریز به نوآوری وتغییرات مستمر و دایمی هستند. مدیران پویا و کارآمد امروزه میبایست علاوه بر وظایفی مانند برنامهریزی، سازماندهی و نظارت باید اثربخشی، بکارگیری علم تغییر و تحول سازمانی را نیز سرلوحه امور خود قرار دهند. امروزه در سطح گسترده و عمومی، سازمانها با تغییر و تحول مواجهاند در حالی که برخی از آنان برای سازگاری و همسازی با این گونه تغییر و تحولات آماده نمیباشند. بنابراین مدیریت سازمانها علاوه بر اینکه باید در برابر محیط متغیر، سازگار و انعطافپذیر باشند بلکه باید توانایی تشخیص مشکلات و بکارگیری برنامههای تغییر و تحول سازمانی را دارا باشند. زیرا سازمانها ایستا نیستند و به طور مداوم و مستمر با عوامل خارجی و درونی در کشمکش میباشند. در این فصل به کلیات پژوهش که شامل بیان مسئله، اهمیت موضوع، اهداف و فرضیههای پژوهش پرداخته شده است.

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۲٫۱٫ بیان مسئله

 

 

غلبه بر پیچیدگی، مهمترین چالشی است که امروزه سازمانهای بزرگ، متوسط و کوچک با آن مواجه هستند (استادزاده و شمس، ۱۳۸۸). سازمانها،درحالحاضر درمحیطهایی با حوادث بیسابقه و غیر قابل پیشبینی ناشی ازعوامل مختلف از جمله پیشرفتهای تکنولوژیکی و جهانی شدن بازار فعالیت میکنند (Beltrán-Martín et al., 2008).
این شرایط مدیران را مجبور به تغییر پارادایم ، برای هدایت سازمان خود و پدید آوردن اصول جدید جهت مدیریت کردن محیطی که در آن قاب زمان برای تصمیمگیری استراتژیک کوتاه است ، میکند (Beltrán-Martín et al., 2008).
تغییرسازمان عبارت است از حرکت سازمان ازحالت موجود در جهت حالت مطلوب به منظور افزایش اثربخشی. به زعم پیتر دراکر ، تغییر ، تنها اصل ثابت واجتناب ناپذیر در جهان است. در مواجهه باتغییرات اگر سازمان آمادگی لازم را نداشته باشد به اضمحلال میرود البته هفت افسانه تغییر ، مدیران را در اجرای موفق تغییر امیدوارکرده است. اما تغییر آن اندازه مشکل است که اگر به طور موفقیت آمیز اجرا شود ، چیزی شبیه یک معجزه اتفاق افتاده است. در دنیای پرشتاب امروز،همه سازمانها حداقل برای بقاء و حفظ جایگاه رقابتی خود ناگزیر از تغییرهای پیاپی و بعضاً بسیار بنیادی هستند.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ب.ظ ]




بین داشتن درک و شناخت مناسب مدیران از خود و کارکنان در مدیریت تغییر موفق با عملکرد کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد.

 

 

  • بین تحلیل دانش عمومی و تخصصی سازمان از سوی مدیران در مدیریت تغییر موفق با عملکرد کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد.

 

 

  • بین نیاز به دانستن و پژوهش و توسعه قبل از تغییر از سوی مدیران در مدیریت تغییر موفق با عملکرد کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد.

 

 

  • بین حرکت با تأکید بر نقاط قوت از طرف مدیران در مدیریت تغییر موفق با عملکرد کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد.

 

 

  • بین تعیین نتایج مورد انتظار مدیران در مدیریت تغییر موفق با عملکرد کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد.

 

 

 

۸٫۱٫ متغیرهای تحقیق

 

 

با توجه به فرایندهای تحقیق میتوان متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق را به شرح زیر مشخص کرد:

 

 

۱٫۸٫۱٫ متغیر مستقل

 

 

ویژگیهای مدیران از دید گاتو عبارتند از:

 

 

 

    • جرأت (جرأت خطرپذیری، پرسشگری، چالش و برآوردن نیازهای آینده)،

 

 

    • داشتن (داشتن درک و شناخت مناسب از خود و کارکنان)

 

 

    • تحلیل (تحلیل دانش عمومی و تخصصی سازمان)

 

 

    • نیاز (نیاز به دانستن، پژوهش و توسعه)

 

 

    • حرکت (حرکت با تأکید بر بزرگ تر ین نقاط قوت خود)

 

 

    • انتظار (تعیین نتایج مورد انتظار)

 

 

 

۲٫۸٫۱٫ متغیرهای وابسته

 

 

 

    • عملکرد سازمانی

 

 

 

۹٫۱٫ قلمرو تحقیق

 

 

قلمرو این پژوهش شامل قلمرو زمانی، مکانی و موضوعی است که به شرح زیر میباشد.

 

 

۱٫۹٫۱٫ قلمرو زمانی

 

 

قلمرو زمانی این پژوهش از زمستان ۱۳۹۲ تا تابستان ۱۳۹۳ میباشد.

 

 

۲٫۹٫۱٫ قلمرومکانی

 

 

شهرداریهای شهرستان کاشان

 

 

۳٫۹٫۱٫ قلمرو موضوعی

 

 

در این پژوهش به تا ثیررابطه بین ویژگیهای مورد نیاز مدیران در مدیریت تغییر موفق با عملکرد کارکنان بر اساس مدل گاتو پرداخته میشود.

 

 

۱۰٫۱٫ تعاریف مفهومی و عملیاتی واژهها و اصطلاحات

 

 

 

    • تحول سازمانی[۸] مجموعهای از نظریهها، ارزشها، استراتژیها و فنون مبتنی بر علوم رفتاری است که در فرایند تغییر برنامهریزی شده محیط کاری سازمانی به منظور افزایش بهبود عملکرد فردی و سازمانی، از طریق تغییر رفتار اعضای سازمان در شغلشان، بکار گرفته میشود (Porras & Robertson, 1992).

 

 

    • عملکرد

 

 

به عقیده بایزر و رو عملکرد افراد در یک موقعیت میتواند به عنوان نتیجهی ارتباط متقابل بین تلاش، توانایی و ادراکات نقش تلقی شود (Byars & Rue, 2008) .

 

 

 

  • جرأت[۹]



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ب.ظ ]




جرأت ورزی، یعنی دفاع از حقوق خود و بیان افکار و احساسات خویش که به شیوه مستقیم،
صادقانه و مناسب انجام شود. افراد جرأتورز برای خود و دیگران احترام قائل هستند. آنان منفعل نیستند و ضمن این که به خواستهها و نیازهای دیگران احترام میگذارند، اجازه نمیدهند دیگران از آنها سوء استفاده کنند و به شیوه قاهرانه با آنان ارتباط برقرار کنند (کریس، ۱۳۸۸)

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • داشتن[۱۰]

 

 

عبارت است از داشتن درک وشناخت مناسب از خود و کارکنان (Gatto, 2002).

 

 

 

    • تحلیل[۱۱]، (تحلیل دانش عمومی وتخصصی سازمان)

 

 

    • نیاز[۱۲]، (نیاز به دانستن ، پژوهش و توسعه)

 

 

    • حرکت[۱۳]، (حرکت با تأکید بر بزرگترین نقاط قوت خود)

 

 

    • انتظار[۱۴] (تعیین نتایج مورد انتظار)

 

 

 

فصل دوم

 

 

ادبیات پژوهش

 

 

بخش اول:تغییر سازمانی

 

 

۱٫۱٫۲٫ مقدمه

 

 

بر اساس محیط متحول امروزی و کاربرد علوم رفتاری در سازمانها، بهبود و بهسازی سازمانی مطرح میشود. محیط اجتماعی متحول، موجب تغییرات شتابزدهای در سازمانها میشود و همچنین تغییراتی در شیوهی زندگی، نیازها، نگرش و ارزشهای افراد به وجود میآورد، ساختار و فرایندهای سازمانی منعطفی را میطلبد که جایگزین الگوی سنتی گذشته شوند. تحول سازمانی مجموعهای از علوم رفتاری مبتنی بر تئوریها، ارزشها، راهبردها و فناوریها است که تغییرات برنامهریزی شدهی کار سازمانی را هدف قرار میدهند و با هدف ارتقای توسعه فردی و بهبود عملکرد سازمان، از طریق ایجاد تغییر در رفتارهای شغلی و کاری اعضای سازمان تنظیم میشوند (Beer, 1980).
در دنیای پررقابت کنونی، سازمانها پیوسته در جستجوی شیوههای جدیدتری برای حداکثرسازی عملکرد و تلاش کارکنان خود هستند و برای بقا نیاز به پاسخ به محرکهای محیطی میباشند. تحریکات بازارهای رقابتی به منزله محرکی است که سازمان را به بالنده ساختن برنامههای راهبردی تشویق مینماید. این محرک، خود زمینهساز رشد پتانسیلهای یادگیری و آمادگی در برخورد با پیچیدگیها، چالشها و تنوعات محیطهای رقابتی میشود. به همین دلیل فراگیری چگونگی فرایند تغییر برای مدیران ارشد امری حیاتی به حساب میآید (Gomes, 2009).
میزان تغییر ممکن است از یک سازمان به سازمان دیگر متفاوت باشد، اما همه با نیاز به حصول انطباق با تغییر مواجه هستند. بسیاری از این تغییرات بر سازمان تحمیل میشود، در حالی که برخی دیگر در درون سازمان به وجود میآیند. از آنجا که تغییر به سرعت رخ میدهد، لازم است مدرسین مدیریت، دانشمندان علوم اجتماعی، روانشناسان و کارآفرینان برای مدیریت تغییر راهبردهای جدید تحول سازمانی را توسعه داده و اعمال کنند. در این فصل به مفاهیم تحول سازمانی، تغییر، راهبرهای تغییر و مقاومت در برابر تغییر و تعاریف تئوریکی از دیدگاه صاحب نظران و همچنین پیشینه مختصری از موضوع پرداخته شده است.

 

 

۲٫۱٫۲٫تحول سازمانی

 

 

توسعهی سازمانی به منظور شناسایی حدود و وسعت مشکل انجام میشود و انواع عواملی که در حل و فصل مشکلات دخالت دارند، حاصل شده و تغییراتی در سازمان پدید میآورد. دامنه حوزههای تغییر بسیار گسترده بوده و میتواند هر چیز موجود در این دنیا را شامل شود. میتوان موارد مرتبط به اجرای استراتژی که موجب ایجاد تغییرات مثبت در روحیه کارکنان و بهبود در کیفیت محصول میشود و حتی خود بهرهوری را جزء موارد تغییر دانست. تغییر ممکن است مسائل مربوط به رفتار شخصی کارکنان را شامل شده و با مدیریت استرس کار، مدیریت تعارض بین افراد و گروهها مواجه گردد. توسعه سازمانی ترکیبی پیچیده از مهارت شناسایی مشکل، انتخاب راهبرد مداخلهی مناسب، اجرا و بازخورد کلی آن میباشد. مهارت مشتری، مشاور، تیم پیادهسازی و سازمان به عنوان یک کلیت موجب موفقیت یا شکست برنامه توسعه سازمانی خواهد بود.مدیریت برنامه، تشخیص و مداخله برای تمامی سازمانهایی که به اجرای برنامهی توسعه سازمانی مبادرت میورزند، امر خطیری به شمار میآید. هرچقدر افراد دربارهی این سه مولفه بیشتر بدانند، تلاشها برای توسعه سازمانی مؤثرتر خواهد بود(Cummings& Worley, 1993).
تحول سازمانی، هر نوع تغییر را در بر میگیرد. امروزه خواستههای تحمیلی بر سازمان چنان وسیع و گستردهاند که در بسیاری از موارد تغییرات اساسی ضروری است. سازمانها تجدید ساختار میشوند، وظایف و فعالیتهای کاری شکل جدید به خود میگیرند؛ ماهیت بنیادی سازمانها تغییر مییابند. در نتیجه وضعیت جدید عوامل، به طور قابل توجهی از وضعیت سابق آن متفاوت خواهد شد.
تعاریف متعددی از تحول سازمان ارائه شده است. یک روش برای درک آنچه تحول سازمان انجام میدهد، بررسی تعاریفی است که صاحب نظران در طی زمان در مورد تحول سازمانی ارائه دادهاند. تعریف خاص از تحول سازمانی که مورد توافق همه عالمان سازمان و مدیریت باشد، وجود ندارد ولی روی ماهیت این حوزه و ویژگیهای اصلی آن نوعی توافق عمومی وجود دارد.

 

 

 

    •  

        •  

            • پوراس و سیلورزنسل دوم توسعه سازمانی[۱۵]را تحول سازمانی[۱۶] نامیدند. آن دو معتقدند که “دخالت تغییرات برنامهریزی شده را میتوان به دو بخش تقسیم نمود. اولی شامل رویکرد سنتیتر میشود؛ توسعه سازمانی، که تا همین اواخر مترادف واژه تغییر برنامهریزی شده، بوده است. نسل دوم تحول سازمانی نام گرفت .(Porras & Silvers, 1991)

           

           



       

       



 

 

    • لوی و مری تغییر سازمانی درجه دوم یعنی تحول سازمانی را تغییر چند بعدی؛ چند سطحی؛ کیفی؛ ناپیوسته، بنیادی که شامل تغییر وضع تصریفی است تعریف میکنند .(Levy& Merry, 1986)

 

 

    • تحول سازمانی کوششی برنامهریزی شده در سراسر سازمان است که تحت حمایت مدیران ارشد سازمان، جهت افزایش کارایی و اثربخشی با بهرهجویی از علوم رفتاری میباشد (Beckhard, 1967: 9).

 

 

    • تحول سازمانی فرآیند برنامهریزی شدِِّهی تغییر در فرهنگ سازمان از طریق استفاده از فنآوری، پژوهش و تئوری علوم رفتاری است (Burke, 1982: 2)، در واقع جایگزین کردن فرهنگی است که در آن ارزیابی و بازنگری فرایندهای اجتماعی (تصمیمگیری، برنامهریزی، ارتباطات) عملی کاملا منطقی و عقلایی به نظر میرسدو به عنوان بخشی از نهادهای سازمان تلقی میشود (Burke &Hornstein, 1972).

 

 

  • تحول سازمانی فرایندی برای نواندیشی، ایجاد تحولات ضروری و یا رویارویی با اینگونه تحولات است. به گونهای که سازمان را به سطح حیاتی رساند و یا حالت زنده بودن آن را حفظ کند (Ibid:4).



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ب.ظ ]




تغییر دانش

 

 

تغییر در دانش میتواند تغییر در رفتار فردی و گروهی را به همراه داشته باشد که به سبک رهبری مربوطمیشود و هرسی و بلانچارد از آن به شرح زیر یاد میکنند:

 

 

 

    • چرخه تغییر مشارکتی و دموکراتیک

 

 

سبکرهبری مشارکتی برای ایجاد تغییرات در گروه یا سازمان، تا حدود زیادی مبتنی بر سبک رهبری است. تغییر در دانش نیروی کار در کنار سبک رهبری میتواند در چشمانداز فرد تحول ایجاد کند. بدینترتیب در نگرش فرد تغییر به وجود میآید و فرد نسبت به سازمان متعهدتر میشودومسئولیت بیشتری در قبالوظایف وتعهدات خود احساس مینماید.برای پیادهسازی تغییر در گروه در جهت مورد نظر میتوان از روشها وتکنیکهای جدیدی بهره گرفت.یاری رهبران همفکر که چشمانداز دموکراتیک دارند برای اجرای تغییر مطلوب به مدیران کمک میکند و وقتی این محقق شد، از سایر افراد میخواهند تا رفتارشان را در خط رهبران موفق الگوبندی نمایند، که این امر بر تغییر سازمانی تاثیر گذار است. بنابراین چرخه تغییر از طریق تغییر در دانش، نگرش، رفتار فردی، رفتار گروه و تغییر سازمانی کار میکند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • چرخه تغییر مستبد یا دستوری

 

 

در هر سازمان رهبران خودکامهوجود دارد، این نوع رهبری ناگهان تغییر مورد نظر را اعمال میکند. این
نوع فرایند تغییر، ممکن است در کل به پذیرش قلبی منجر گردد، یا گروه کاملادر مقابل تغییر مقاومت کند. آنچه از چرخه تغییر استبدادی انتظار میرود، تغییرات سازمانی، تغییر گروه و تغییر دانش و در نهایت تغییر رفتار فردی است. از آنجایی که این رویکرد برخلاف تغییر چرخه مشارکتی است، پیادهسازی آن دشوار بوده و افراد آمادگی پذیرش تغییر در وهله اول را ندارند. در ثانی، ممکن است تغییر ماهیت دائمی نداشته باشد.

 

 

 

    1. تغییر سطح نگرش

 

 

تغییر در نگرش دشوار است. نگرش با احساسات شکلمیگیرد و شرطی میشود. شیوه احساس فرد در مورد تغییر، نحوه رفتار فرد را تعیین خواهد کرد. نگرش در اوایل دوران کودکی بر اساس محیط اجتماعی شکل میگیرد. وقتی افراد عضوی از یک گروه میشوند، نگرش آنها تا حد زیادی تحت تأثیر هنجارهای گروه، انتظارات اعضای گروه و قوانین رفتاری که گروه اتخاذ کرده است، قرار میگیرند.علاوه بر این محیط کار بر نگرش اثر میگذارد. با توجه به ماهیت پیچیده موقعیتها، تأثیر بر رفتار فردی میتواند مثبت یا منفی باشد. اغلب مواقع کنشها یا واکنش فردی در اثر تفکر گروه حاصل میگردد. اغلب اتفاق میافتد که کارگران به اعتصاب میپیوندند تا وحدت گروه یا سازمان را نشان دهند. شاید فرد قادر به توجیه یک رفتار خاص نباشد، اما صرفاً آن رفتار را انجام میدهند چون دیگران در آن رفتار خاص شرکت کردهاند. انسان قادر نیست احساساتی را که محرک رفتار به شیوه خاصی میباشد را توضیح دهد. این احساسات همانطور که دیویسو باسرمن در سال ۱۹۹۳توضیح میدهد منطقی نیستند، آنها نه منطقی و نه بیمنطق هستند، بلکه غیرمنطقیاند، در دوران مدرن، منطق به تنهایی برای اصلاح احساسات کفایت نمیکند، با این حال، لازم است نگرش فرد به طور مؤثر تغییر کند. این تغییر از طریق تفویض اختیار، توانمندسازی کارکنان در کار خود، لذت بخشتر و جالبتر کردن کار با تامین ملزومات کاری کارگران و کارکنان برای انجام کار، ایجاد استقلال در کار و ارائه مدیریت مبتنی بر هدف[۱۷] در سازمان، امکانپذیر است. نگرش رهبران همچنین نقش مهمی در تغییر نگرش زیردستان ایفا میکند. فرهنگ رهبری مشارکتی راه درازی را طی میکند تا تمایل به اطاعت را در کارمندان بدست آورد. باید به خاطر سپرد که این یک فرایند مداوم است و همه اعضا باید برای تغییر نگرش، ناخودآگاه برای بهبود فرهنگ کاری در سازمان تلاش کنند.(Davis& Bauserman, 1993)

 

 

 

    1. تغییر در سطح گروه

 

 

در ایجاد تغییرات، گروه انواع نقشها را ایفا مینماید و به عنوان وسیلهای برای تغییر، هدف تغییر و عامل تغییر میباشد. کارترایت در این خصوص اصول زیر را توسعه داده است( .Cartwright, 1968)

 

 

 

    • گروه به عنوان وسیلهای برای تغییر

 

 

اگر گروه به طور موثر به عنوان وسیلهای برای تغییر استفاده شود، کسانی که تغییر میکنند و کسانی که برایتغییر اعمال نفوذ میکنند باید احساس تعلق قوی به همان گروه داشته باشند. هر قدر گروه برای اعضایش جذابتر باشد، بیشتر میتواند بر آنها اعمال نفوذ نماید. در تلاش برای تغییر نگرشها، ارزشها یا رفتارها، هر قدر آنها به احساس و جاذبه گروه مرتبطتر باشند، گروه بیشتر میتواند بر آنها اعمال نفوذ کند.هر اندازه قدر و منزلت عضوی از گروه در چشم دیگران بالاتر باشد، بیشتر میتواند اعمال نفوذ کند. تلاش برای تغییر افراد یا زیر قسمتهای یک گروه، اگر موفقیتآمیز باشد، به انحراف آنها از هنجارهای گروه منتهیمیشود و گروه با مقاومت سختی مواجه خواهد بود
Cartwright, 1968)).

 

 

 

    • گروه به عنوان هدف تغییر

 

 

 

 

  •  

    •  

      •  

          • میتوان برای تغییر، با ایجاد ادراک مشترک در اعضابر گروه فشار قوی وارد کرد، بنابراین منبع فشار برای تغییر در داخل گروه جای دارد.

         

         

          • اطلاعات مربوط به نیاز به تغییر برای ایجاد تغییر طرحریزی میشوند و همه افراد مربوطه در گروه باید در تبعات تغییر شریک باشند.

         

         

        • تغییرات در یک بخش از گروه بر دیگر بخشهای مرتبط فشار وارد میکند که تنها با حذف تغییر یا با تنظیم مجدد در بخشهای مربوطه این فشار کاهش مییابد.








 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:39:00 ب.ظ ]




بر اساس الگوی سه سطحی تغییر، هرکدام از نیروهای کلان تکاملی، نیروهای خرد تکاملی و نیروهای سیاسی تغییر، شکلهای مختلفی درون سازمان به خود میگیرند. در سطح محیطی، تغییر در روابط سازمان و محیط، به صورت هویت سازمانی جدید ظاهر میشود.در سطح سازمانی، تغییر در چرخه حیات سازمان به صورت تغییر در شیوه‌های هماهنگی ظاهر میشود. در سطح تحلیل فردی تغییر در ائتلاف حاکم، به صورت تغییر در الگوهای کنترلی ظاهر میشود .(Kanter et al., 1992)

 

 

۳٫۸٫۱٫۲٫ مدل تغییر و عملکرد سازمانی «بورک و لیتوین» (۱۹۹۲)

 

 

این مدل به روابط علّت و معلولی اشاره می نماید که تعیین کننده سطح عملکرد سازمان بوده فرایند تحول را تحت تأثیر قرار میدهد. همچنین دو نوع متفاوت از انواع تحول را مورد توجه قرار میدهد. که به ترتیب «تغییر مبادلهای جزیی و تدریجی» و «تغییر تحولگرا» نامیدهاند. تغییر تحولگرا که در واکنش نسبت به تغییر و تحولات مهم محیطی روی میدهد و تغییر مبادلهای جزیی و تدریجی که در پاسخ به نیاز سازمان به ایجاد پیشرفت های تدریجی و کوتاه مدّت، اعمال میگردد.
مدل تغییر و عملکرد سازمانی مشتمل بر ۱۲ مؤلفه به هم وابسته است که یکی از انواع مدلهای سیستمهای باز میباشد. دادهها، از محیط بیرونی سازمان به دست می‌آیند و ستادهها حاصل عملکرد افراد و عملکرد کل سازمان هستند. حلقههای بازخور در هر دو جهت مشاهده میشوند. عملکرد سازمان بر محیط خارج و محیط خارج بر عملکرد سازمان تأثیر میگذارند. ده مؤلفه باقی مانده نشانگر فرایند تبدیل داده به ستاده هستند و سطوح مختلف این فرایند را نشان میدهند.
به عنوان مثال، استراتژی و فرهنگ، جنبههایی از کل سازمانی یا کل سیستم را نشان میدهند. جوّ سازمانی، مؤلفهای است که در ارتباط سطح واحدهای محلی میباشد، و انگیزه، ارزشها و نیازهای فردی، تناسب میان ویژگیهای فردی و ویژگی شغلی از جمله مؤلفههای سطح فردی محسوب میشوند.
این مدل از آن جهت به شکل عمودی ترسیم شده است که نشانگر روابط علت و معلولی و تأثیر نسبی عناصر بر یکدیگر باشد. «بورک و لیتوین» عقیده دارند تأثیر مؤلفههایی چون استراتژی، رهبری و فرهنگ که در قسمت بالای مدل قرار گرفتهاند، بر سایر مؤلفهها، بیشتر میباشد. به عبارت دیگر این مؤلفهها بیش از آنکه از سایر مؤلفهها تأثیر بپذیرند، بر آنها تأثیر میگذارند. در واقع موقعیت قرارگیری مؤلفهها در مدل، مبین میزان اهمیت و تأثیرگذاری آنها میباشدBurke & Litwin, 1992)).
شکل ۲٫۲٫ مدل تغییر و عملکرد سازمانی
منبع: (بورک و لیتوین، ۱۹۹۲)

 

 

۴٫۸٫۱٫۲٫ مدل تغییر اثربخش کامینگز و اورلی

 

 

کامینگز و اورلی[۱۹] (۱۹۹۳) معتقدند که ابزارهای عملی برای مدیریت تحول را می‌توان در ضمن پنج فعالیت عمده به گونهای که در شکل۳٫ نشان داده شده است، سازمان‌دهی کردند. در شکل ۳٫۲٫ فعالیت‌هایی که به مدیریت تحول اثربخش کمک می‌کند به ترتیب انجامشان فهرست شده است. فعالیت اول «انگیزش تغییر» است و شامل ایجاد آمادگی برای تغییر میان اعضای سازمانی و کمک به آنها برای مقابله با مقاومت در برابر تغییر است. این فعالیت مستلزم ایجاد محیطی است که در آن افراد ضرورت تغییر را می‌پذیرند و از لحاظ فیزیکی و روان‌شناختی به منظور تغییر انرژی می‌گیرند. «انگیزش تغییر» بحث مهمی در شروع تغییر است. شواهد زیادی دلالت می‌کند بر اینکه افراد و سازمان‌ها درصدد حفظ وضع موجودند و تنها وقتی مشتاق تغییرند که دلایل جذابی برای آن وجود داشته باشد. فعالیت دوم «ایجاد چشم‌انداز» است. چشم‌انداز یک هدف و دلیلی را برای تغییر و وضعیت آینده مطلوب توصیف می‌کند. روی هم رفته، دو فعالیت «انگیزش تغییر» و «ایجاد چشم‌انداز» به چرایی و چیستی تغییر برنامه‌ریزی‌شده اشاره می‌کند. سومین فعالیت مدیریت تحول «ایجاد پشتیبانی سیاسی از تغییر و تحول» است. بر اساس این فعالیت، سازمان‌ها متشکل از افراد و گروه‌های قدرتمندی هستند که می‌توانند مانع یا حامی تحول باشند و کارگزاران تحول برای اجرای تغییرات نیازمند حمایت این افراد و گروه‌هاهستند. چهارمین فعالیت مدیریت تحول «مدیریت گذار از وضع موجود به آینده مطلوب» است. هدف از این فعالیت ایجاد یک برنامه برای مدیریت فعالیت‌های تغییر و نیز برنامه‌ریزی ساختارهای مدیریتی خاص برای فعالیت سازمان در خلال انتقال است. فعالیت پنجم در مدیریت تحول «حفظ میزان شتاب برای تغییر» است، به گونه‌ای که به تکمیل کار منتهی شود. این فعالیت شامل فراهم کردن منابع برای اجرای تغییر، ایجاد یک نظام حمایتی برای عاملان تغییر، ایجاد صلاحیت‌ها و مهارت‌های جدید، و اجرای رفتارهای جدیدی است که برای اجرای تغییر لازم است.
هر کدام از فعالیت‌های نشان داده شده در شکل۳٫۲٫ برای مدیریت تحول مهم است. اگر افراد برانگیخته و متعهد به تغییر نباشند در این صورت، انجمادزدایی از وضعیت موجود بسیار سخت خواهد بود. در نبودِ چشم‌انداز، احتمال دارد تغییر، سازمان‌نیافته و پراکنده باشد. بدون حمایت افراد و گروه‌های قوی، ممکن است تغییر با ممانعت مواجه شود و احتمالاً مختل گردد. اگر فرایند انتقال (گذار) به‌خوبی مدیریت نشود سازمان در هنگام انتقال از وضع موجود به آینده، ممکن است از نظر عملکردی با مشکل مواجه گردد. بدون تلاش در زمینه حفظ میزان شتاب تغییر، سازمان در به سرانجام رساندن تغییر، با مشکل مواجه خواهد شد. ازاین‌رو، اگر در نظر است تغییر و تحول موفق باشد لازم است تمام پنج فعالیت به صورت اثربخش مدیریت شود.
شکل ۳٫۲٫ مدل مدیریت تغییر اثربخش
منبع: (کامینگز و اورلی، ۱۹۹۳)

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۵٫۸٫۱٫۲٫ مدل تغییر جامع رالف کیلمن

 

 

مدل تغییر جامع که بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده کیلمن در شرکتهای کداک، فورد، جنرال الکترونیک و … تنظیم شده است، نقاط اهرمی را معرفی میکند که برای وقوع تغییر لازم است به آن توجه شود؛ این نقاط بدین شرح است: محور فرهنگ؛ محور مهارتهای مدیریت؛ محور تیمسازی؛ محور استراتژی و ساختار؛ مجور سیستم پاداش.
بر اساس این پنج مرحله فرآیند تغییر را به شرح زیر ذکر میکند:

 

 

 

    1. تدوین برنامه؛

 

 

    1. تشخیص مسائل و مشکلات

 

 

    1. تهیه جدول زمانبندی محورهای تغییر

 

 

    1. اجرای مراحل تغییر روی محورهای مورد نظر

 

 

    1. ارزیابی نتایج(Killman, 1999)

 

 

 

۶٫۸٫۱٫۲٫ مدل تجزیه و تحلیل جریانی جری و پوراس

 

 

پوراس با مطالعه در خصوص مدلهای تحول سازمانی که از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۹ مطرح شده بود. دریافت که در صورت به کارگیری صحیح تحول سازمان، آثار مثبت عمدهای بر حسب معیارهای عملکرد درونی ایجاد میشود. در بررسیای جامع، او آثار برنامههای مختلف تحول سازمان و منابع انسانی روی عملکرد فردی و سازمانی را آزمود. بررسیها نشان داد. فرآیند تغییر در سیستمهای سازمانی، تغییراتی در عناصر سازمانی ایجاد میکند که این دو به نوبت منجر به تغییراتی در رفتارهای کاری اعضای سازمان خواهد شد. بر اساس این، پوراس مدلی را ترسیم کرد که چهار متغییر موجود در محل کار، شامل نوع سازماندهی، عوامل اجتماعی، محیط فیزیکی و فناوری را مورد توجه قرار میداد. مدلی که او ارائه کرد بعدها در مطالعات نیومن، ادوارد، رابرتسون و رابرتز به عنوان مبنایی برای تجزیه و تحلیل فرآیند تحول در سازمان استفاده شد (Porras, 1999).
.
شکل ۴٫۲٫ مدل تجزیه و تحلیل جریانی
Source: (Porras, 1999)

 

 

۷٫۸٫۱٫۲٫ مدل شش- خانهای ویزبورد

 

 

یکی از ابزارهای علمی در خصوص تحول سازمانی، مدل شش بخشی ماروین ویزبورد[۲۰]است. این مدل، چارچوبی است برای تشخیص حوزه های سازمان که در سال ۱۹۷۶ مطرح گردید و کماکان به طور وسیعی به وسیله کارگزاران تحول سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.این مدل به کارگزاران تحول سازمان نشان می دهد که برای تشخیص مسائل و مشکلات سازمانی چه جاهایی را باید جستجو کرد و در پی یافتن چه چیزی بود.
ویزبورد، شش حوزه یا بخش بسیار مهم ( اهداف، ساختار، انگیزش، مکانیسم های مفید ، ارتباطات و رهبری) را مشخص کرده است، این بخشها در واقع عواملی هستند که اگر سازمان به دنبال کسب موفقیت می باشد باید به نحو صحیح با آنها برخورد نماید.مدل سیستماتیک «ویزبورد» به نحوی است که آمیزهای از دانش و تجربه را در اختیار مدیران تحول قرار می دهد. در این مدل شش مورد از مؤلفههای سازمان مورد استفاده قرار میگیرند. این مدل، یکی از انواع مدل های سیستمهای باز است که اگر چه بر اهمیت رابطه میان سازمان و محیط توجه بسیار دارد، بیشتر به این نکته میپردازد که به منظور ایجاد انعطاف کافی در سازمان جهت انطباق یافتن با تغییرات محیطی و همزمان، حفظ سطح عملکرد آن، اقداماتی باید در داخل سازمان انجام پذیرد. به عقیده ویزبورد اثر بخشی یک سازمان، به کیفیت شش مؤلفه مذکور و کیفیت ارتباط میان آنها بستگی دارد. این شش مؤلفه در شکل ۵٫۲٫ ارائه شده است. هر یک از خانههای ارائه شده را باید از دو جنبه ‌رسمی و غیر رسمی مورد توجه قرار داد. به عقیده ویزبورد، بُعد رسمی سازمان اغلب ارتباط چندانی با آنچه در واقعیت انجام می پذیرد ندارد. بنابراین لازم است توجه ویژهای بر نوع اقدامات افراد، میزان اجرای اقدامات و تأثیر این اقدامات بر سطح عملکرد سازمان، معطوف گردد و از این طریق میتوان به انگیزه اقدامات افراد پی برد و تعیین کرد که به منظور بهبود رفتارها و اثر بخش نمودن آنها چه تغییراتی باید انجام پذیرد. به نظر میرسد که رهبری، نقش مهمی در هماهنگ سازی پنج مؤلفه دیگر سازمان ایفا نماید.ویزبورد اذعان میکند که به منظور اجرای اقدامات تشخیصی، در آغاز لازم است تا:

 

 

 

    1. به یکی از خروجیهای اصلی واحد مربوطه یا مجموعه سازمان توجه شود.

 

 

  1. میزان رضایتمندی مشتریان یا مصرف کنندگان خروجی مورد نظر بررسی شود.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:38:00 ب.ظ ]




دلایل نارضایتی مصرف کنندگان از خروجی مورد نظر و نوع مشکلات موجود در روابط موجود میان شش مؤلفه سازمان بررسی شود.

 

 

شکل ۵٫۲٫ مدل شش خانهای ویزبورد
منبع: (ویزبورد، ۱۹۷۶)

 

 

۹٫۱٫۲٫ مدیریت مقاومت در برابر تغییر

 

 

تغییر در نهایت بر افراد سازمان تاثیر میگذارد. همیشه بهتر است که به آنها توضیح دهید چرا تغییر ضرورت دارد، در نتیجه تغییر، سازمان از چه منافعی بهرهمند میگردد و چگونه این مزایا قرار است به طور مشترک در اختیار کارکنان و سازمان قرار بگیرد. جریان آزاد اطلاعات و ارتباطات دوسویه ضروری است. اگر ارتباطاتمناسب برقرار نشود، در عین حال که تغییر به اجرا در میآید، نگرش منفی شکل میگیرد. تصور عمومی براین است که سود حاصل از تغییر در قالب هزینه کارمندان و کارگران به سازمان و مدیریت داده میشود. این برداشت غلط بوده و باید توسط مسئولین مربوطه اصلاح شود. باید به این نکته توجه داشت که بدون همکاری کامل کارمندان و کارگران، هیچ تغییری را نمیتوان برنامهریزی و اجرا نمود و بهرهای از آن برد. مدیریت باید درک کند که کارگران عناصر کلیدی هر سازمان هستند و باید از مرحله برنامهریزی تغییر مشارکت داده شوند. بدینترتیب، افزایش بهرهوری در سازمانحاصل میگردد. مشارکت نباید عمل صرفا ظاهری فراخوان”مشارکت”کارمندان باشد. باید به وضوح درک کرد، اکسیری وجود ندارد که در تمام شرایط بتوان از آن استفاده نمود. مشارکت به صورت سرتاسری دنبال نمیشود. ترکیبی مختلف از روشها، فنون و رویههای مختلف را باید آزمود. ممکن است مشاوره و آموزش افراد لازم باشد. اگر وضعیت ایجاب کند، حتی امکان دارد ناگزیر به تنزل طرح باشیم. رهبر باید برای از بین بردن هراس کارمندان آگاهانه تلاش نماید. مشارکت باید جزئی از فرایند کلی تغییر به شمار آید. این مشارکت کارگران متضمن تعهد به اجرای تغییر است. حضور افراد از مرحله برنامهریزی تغییر برای تضمین مشارکت کلی امری ضروری و لازم است. در نهایت میبایست اینطور به نظر برسد که کارکنان نیازمند تغییراند و مدیریت بنا به تقاضای کارکنان، آن را پیاده میکند. مدیر به عنوان آمر اصلی تغییر و واحدها به عنوان پیش برنده تغییر تلقی میگردند. به عهده مدیر است که به رهبران کارگری اعتماد کند تا بتوانند اعضا را نسبت به نیاز و فواید تغییر متقاعد سازند. باید کاری کرد که کارگران احساس کنند میتوانند درباره روشهای تغییر به بحث و گفتگو بپردازند، باید به ماهیت رعبی که ممکن است داشته باشند، پیبرد و به آنها فهماند که در برنامهریزی تغییر هیچ خطر و یا دامی وجود ندارد و این تغییر در جهت منافع کارگران و سازمانها انجام میشود.
مطالعات کوچ و فرنچ در سال ۱۹۴۸ نشان داد گروهی که از تغییر و دلایل وقوع آن اطلاع نداشتند، و در طراحی و برنامهریزی مشاغل جدید و همچنین برنامههای بازآموزی مشارکت نموده بودند، انطباق موفقتری را نسبت به دو گروه دیگر نشان دادند. یکی از دو گروه به غیر از اعلان مدیریت مبنی بر ایجاد تغییر، هیچ اطلاع دیگری از آن نداشت و دیگری توسط مدیریت از نیاز به تغییر و کاربردهای آن مطلع شده و از کارگران خواسته شده بود تا برای کمک به برنامههای نگهدارنده، نماینده انتخاب کنند. با مشارکت تمامی اعضای گروه، نسبت به گروهی که یک نماینده داشت و گروهی که فقط از وقوع تغییر مطلع شده بود، نتایج بهتری بدست آمد(Coch& French, 1948).

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

بخش دوم : عملکرد سازمانی

 

 

مقدمه
بهبود مستمر عملکرد سازمانها، نیروی عظیم همافزایی ایجاد میکند که این نیروها میتواند پشتیبان برنامه رشد، توسعه و ایجاد فرصتهای تعالی سازمانی شود. دولتها، سازمانها و مؤسسات تلاش جلو برندهای را در این مورد اعمال میکنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالشهای پیش روی سازمان و کسب بازخورد و اطلاع از میزان اجرای سیاستهای تدوین شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون اندازهگیری و ارزیابی امکانپذیر نیست. در این بخش ادبیات عملکرد سازمانی مورد بررسی قرار میگیرد.

 

 

۱٫۲٫۲٫ عملکرد سازمانی

 

 

عملکرد در لغت یعنی حالت یا کیفیت کارکرد. بنابراین عملکرد سازمانی یک سازه کلی است که بر چگونگی انجام عملیات سازمانی اشاره دارد. معروف ترین تعریف عملکرد توسط نیلی و همکاران ارائه شده است: «فرآیند تبیین کیفیت اثربخشی و کارآیی اقدامات گذشته». طبق این تعریف عملکرد به دو جزء کارایی و اثربخشی تقسیم می شود:

 

 

 

    1. کارآیی که توصیف کننده چگونگی استفاده سازمان از منابع در تولید خدمات یا محصولات است یعنی رابطه بین ترکیب واقعی و مطلوب دروندادهها برای تولید برون دادههای معین.

 

 

    1. اثربخشی که توصیف کننده درجه نیل به اهداف سازمانی است (فرج الله رهنورد، ۱۳۸۷: ۷۹).

 

 

عملکرد به درجه انجام وظایفی که شغل یک کارمند را تکمیل میکند، اشاره دارد (Byars& Rue, 2008)
و نشان میدهد که چگونه یک کارمند الزامات یک شغل را به انجام میرساند. عملکرد اغلب با «تلاش» که اشاره به صرف انرژی دارد، یکسان تلقی میشود. اما عملکرد بر اساس نتایج فعالیتها اندازهگیری میشود. به عقیده بایارز و رو (۲۰۰۸) عملکرد افراد در یک موقعیت میتواند به عنوان نتیجهی ارتباط متقابل بین تلاش، توانایی و ادراکات نقش تلقی شود.

 

 

 

    • تلاش: که از برانگیختن نشات میگیرد، اشاره به میزان انرژی فیزیکی و یا ذهنی که یک فرد در انجام وظیفه استفاده میکند، دارد.

 

 

    • تواناییها: ویژگیهای شخصی مورد استفاده در انجام یک شغل هستند.

 

 

    • ادراکات نقش: به مسیرهایی که افراد باور دارند بایستی تلاشهایشان را در جهت انجام شغل شان هدایت کنند، اشاره میکند(Byars & Rue, 2008)

 

 

بروم براچ(۱۹۸۸) به تعریف جامعتری از عملکرد اشاره کرده است که هم رفتار و هم نتایج را در برمیگیرد. رفتارها از فرد اجرا کننده ناشی میشوند و عملکرد را از یک مفهوم انتزاعی به عمل تبدیل می کنند. رفتارها فقط ابزارهایی برای نتایج نیستند، بلکه به نوبه خود نتیجه به حساب میآیند (محصول تلاش فیزیکی و ذهنی که برای وظایف اعمال شده است) و میتوان جدای از نتایج در مورد آنها قضاوت کرد.عملکرد را میتوان نتایج قابل اندازهگیری تصمیمها و اقدامات سازمان دانست که نشان دهنده میزان موفقیت سازمان و مجموعه دستاوردهای کسب شده میباشد. هیچ سازمانی نمیتواند چندان اثربخش باشد مگر اینکه برای آنچه که میخواهد انجام دهد، برنامهای داشته باشد(Brumbach,1988)
آگراوال[۲۱] (۲۰۰۷) تعریف جامعی را برای «عملکرد بالا» بیان میکند: «یک سازمان با عملکرد بالا، سازمانی است که از طریق تطابق یا سازگاری مطلوب با تغییرات و واکنش سریع، مدیریت آینده نگر، برپایی ساختار مدیریتی یکپارچه، بهبود مستمر قابلیتهای کلیدی خود و برخورد مناسب با کارکنان به عنوان مهمترین دارایی، به نتایج مالی بهتر از همگنان خود در یک دورهی زمانی دست مییابند»(رهنمای و همکاران، ۱۳۸۷).
در مورد اینکه عملکرد چیست، نگرشهای متفاوتی وجود دارد. میتوان عملکرد را فقط سابقه نتایج حاصله تلقی کرد. از نظر فردی، عملکرد، سابقه موفقیتهای یک فرد است. کین[۲۲] معتقد است عملکرد چیزی است که فرد به جا میگذارد و جدای از هدف است. برنادین[۲۳] و همکارانش معتقدند که عملکرد باید به عنوان نتایج کار تعریف شود. چون نتایج، قویترین رابطه را با اهداف استراتژیک، رضایت مشتری و نقشهای اقتصادی دارد (آرمسترانگ، ۱۳۸۵: ۸).
فرهنگ لغت انگلیسی آکسفورد، عملکرد را به صورت زیر تعریف میکند: «انجام، اجرا، تکمیل، انجام کار سفارش یا تعهد شده.» این تعریف به خروجی ها یا نتایج (موفقیتها) برمیگردد و در عین حال عنوان میکند که عملکرد در مورد انجام کار و نتایج حاصله از آن میباشد. بنابراین، میتوان عملکرد را به عنوان رفتار (روشی که سازمانها، گروهها و افراد کار را انجام میدهند)، تلقی کرد. کمپبل[۲۴]معتقد است که عملکرد، رفتار است و باید از نتایج متمایز شود، زیرا عوامل سیستمی میتوانند نتایج را منحرف کنند (آرمسترانگ، ۱۳۸۵: ۸).
عملکرد سازمانی عبارت است از دستیابی به اهداف سازمانی و اجتماعی یا فراتر رفتن از آنها و انجام مسئولیت هایی که سازمان به عهده دارد. در اینجا لازم به ذکر است که در این تحقیق عملکرد سازمانی از طریق خود اظهاری مدیران مورد توجه قرار گرفته است.(Stallworth, 2008)
عملکرد سازمانی به چگونگی انجام مأموریتها، وظایف و فعالیتهای سازمانی و نتایج حاصل از انجام آنها اطلاق میشود. عملکرد سازمانی شامل شش بعد ستاده، رضایت کارکنان، رضایت مشتریان، تأثیر مشتری در تحقق اهداف، کیفیت محصول/ خدمت تحصیل منابع و حفظ قلمرومیباشد.

 

 

۲٫۲٫۲٫ ابعاد عملکرد سازمانی

 

 

مبحث دیگری که برای درک کامل رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد شرکت ضروری به نظر می‌رسد، موضوع عملکرد سازمانی است (Rogers &Wright,1998) به نظر راجرز و رایت (۱۹۹۸) اجماعی در میان محققین مدیریت استراتژیک منابع انسانی در مورد بیشینه ساختن عملکرد سازمانی و به ویژه عملکرد مالی وجود دارد. این علاقه به اندازه‌های مالی از عملکرد شرکت بوسیله راجرز و رایت (۱۹۹۸) نشان داده شده است. آنها با بررسی کامل ادبیات مدیریت استراتژیک منابع انسانی دریافتند که بیش از ۸۰% متغیرهای وابسته در مبحث مدیریت استراتژیک منابع انسانی، اندازه‌های حسابداری (همچون نرخ بازگشت سرمایه، سود و فروش) و اندازه‌های بازار (همچون قیمت سهام) هستند که در بیش از نیمی از تحقیقات انجام شده بکار گرفته شده‌اند. با این‌حال نوع متغیر وابسته مناسب، بسته به سطح تجزیه و تحلیل متفاوت خواهد بود .(Becker & Gerhart, 1996)
اگر تجزیه و تحلیل ما در سطح واحد تجاری باشد، شاید بهره‌وری کارکنان بخش تحقیق و توسعه یا نرخ تغییر و تحولات آنها برای شرکت‌هایی که یک استراتژی تمایز را پیگیری مینمایند، مناسب باشد؛ در حالیکه بهره‌وری کارکنان واحد تولید یک شرکت که استراتژی رهبری در هزینهها را پیگیری می‌کند، برای موفقیت آن شرکت یک عامل حیاتی به حساب میآید. علاوه بر سطح تجزیه و تحلیل، متغیرها باید دارای معنی ذاتی برای زمینه‌ای باشند که در آن به کار گرفته میشود .(Becker & Gerhart, 1996)برای مثال اندازه‌های مالی که نشان‌دهنده کارایی هستند (همچون نرخ بازگشت سرمایه و نرخ بازگشت دارایی) برای شرکت‌هایی بیشترین کاربرد را دارند که استراتژی رهبری در هزینه‌ها را در اغلب واحدهای خود اجرا نماید، در حالیکه نرخ رشد فروش یا نرخ رشد در‌آمدها برای شرکت‌هایی مناسب‌ترین است که استراتژی تمایز محصولات را در اکثر واحدهای خود به کار میگیرند. بنابراین برای محققین مدیریت استراتژیک منابع انسانی، استفاده از چندین شاخص برای پیش بینی عملکرد شرکت مناسب‌تر است. دایر و ریوز[۲۵] (۱۹۹۵) انواع مختلفی از اندازه‌های عملکرد را که در حوزه مدیریت استراتژیک منابع انسانی کاربرد بیشتری دارند، معرفی نمودند (Dyer & Reeves, 1995) .
این معیارها شامل چهار دسته زیر هستند:

 

 

 

    1. معیارهای عملکردی منابع انسانی: غیبت، نرخ تغییر و تبدیلات، رضایت شغلی و عملکرد فردی یا گروهی.

 

 

    1. معیارهای عملکردی سازمانی: بهره وری، کیفیت و خدمت

 

 

    1. معیارهای عملکردی مالی یا حسابداری: سود آوری، نرخ بازگشت دارایی‌ها و نرخ بازگشت وجوه سرمایه گذاری شده.

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:38:00 ب.ظ ]




ارزیابی عملکرد کارکنان تحت عناوین نظام ترفیعات، تعیین شایستگی و نظایر اینها در اغلب سازمانها و شرکتهای دولتی و خصوصی مطرح است. ارزشیابی ابزار موثری در مدیریت منابع انسانی است که با انجام صحیح و منطقی آن، ضمن آن که سازمانها با کارایی به اهداف خود می رسند، منافع کارکنان نیز تامینمی گردد. در جریان ارزشیابی عملکرد، یک مدیر، رفتارهای کاری کارکنان را از طریق سنجش و مقایسه آنها با معیارهای از پیش تنظیم شده ارزیابی می کند، نتایج حاصله را ثبت می کند و آنها را به اطلاع کارکنان سازمان می رساند. انجام صحیح و دقیق مراحل ارزشیابی امری نسبتا مشکل است زیرا کار ارزشیابی مستلزم نوعی قضاوت و داوری درباره رفتار و عملکرد افراد است، بنابراین انجام ارزشیابی با کیفیت و روشی که کمترین آثار سوء را داشته باشد ضرورت دارد. در تعدادی از سازمانها و شرکتها امر ارزشیابی جنبه ظاهری و تشریفاتی پیدا می کند و نتایج مورد انتظار از آن حاصل نمی شود. بیشتر روشهای معمول ارزشیابی حالت ذهنی و کیفی دارند. همین امر سبب عدم رضایت و ناخرسندی کارکنان می گردد. در بسیاری از موارد مشاهده می شود بنا به دلایل متعدد شخصی و سازمانی، معیارهای کیفی ارزشیابی به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه با تعصب حمایت از کارکنان خاص و انحراف از اهداف ارزشیابی همراه است. اگر کارکنان سازمان به این نتیجه برسند که اعطای ترفیعات و شایستگی و پرداخت پاداشها بر معیارهای عملکردی استوار نبوده و بر مبنای ارزشیابی واقعی صورت نگیرد، اثرات زیانبار و مخربی بر عملکرد آنان خواهد داشت. با استفاده از نظام صحیح ارزشیابی عملکرد می توان تا حدودی بر این مشکلات فائق آمد، سازمان را در تحقق اهداف آن کمک کرد و انگیزه تلاش بیشتر را در کارکنان فراهم ساخت.۱۱٫۲٫۲٫ مهم‌ترین خصوصیات مشترک در تسهیل دستاوردهای یک مدیریت موفق:

 

 

 

    • بهبود عملکرد

 

 

یکی از اهداف تمام طرحهای تسهیم دستارودها، بهبود عملکرد است.این عملکرد که ممکن است به سختی اندازه‌گیری شود، با استفاده از کل زمان واقعی، در مقابل زمان استاندارد یا اندازه‌گیری فیزیکی میزان ستاده، در مقابل میزان داده‌ها به دست می‌آید و با روشهای محاسباتی گسترده و بر اساس بهبود سیستم، صورت می‌گیرد.

 

 

 

    • دستیابی به اهداف

 

 

در این رویه، مدیر همواره باید سعی کند که به سمت ارتقای خود و سازمان و نیروها حرکت کند. این مهم، بیانگر این مسئله است که سازمان نه فقط در چرخش باشد، بلکه باید به گردش درآید و به روزمرگی نیفتند.

 

 

 

    • تسهیم کارکنان

 

 

در گذشته و حتی در مدیریت کلاسیک، طرح تسهیم دستارودها، گروه انتخاب شده‌ای از کارکنان، مانند کارکنان ساعتی یا کارکنان رسمی سازمان، را شامل می‌شد؛ اما امروزه برای بالا بردن موفقیت سازمان و ضریب رضایت شغلی و رضایت حرفه‌ای، جهت اصلی به سوی شامل نمودن تقریباً تمام افراد است.

 

 

 

  • مشارکت کارکنان



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:37:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 


۹٫۲٫۲٫
تعیین وزن شاخص‌های عملکرد

 

 

اهمیت هر کدام از ابعاد و محور شاخص‌ها چقدر است؟ آیا شاخص‌ها اهمیت یکسان دارند یا متفاوت؟ کدام شاخص از بیشترین و کدام یک از کمترین اهمیت برخوردار است؟ برای تعیین ضرایب و اوزان شاخص‌ها روش‌هایی از جمله می‌‌توان روش لیکرت، روش گروه غیرواقعی[۴۰]، روش بوردا[۴۱]، روش انتخاب نظریات کارشناسان[۴۲]را می‌توان نام برد.یکی از روش‌های مهم قابل استفاده در این زمینه که در علم مدیریت نیز کاربرد زیادی دارد، روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی[۴۳]که از اصول اساسی تفکر تحلیلی زیر تبعیت می‌کند:

 

 

 

    • اصل ترسیم درخت سلسله مراتب

 

 

    • اصل تدوین و تعیین اولویت‌ها

 

 

    • اصل سازگاری منطقی قضاوت‌ها

 

 

تصمیم‌گیری براساس روشفرایند تحلیل سلسله مراتبی از مزیت‌های بسیاری از جمله الگوی واحد قابل فهم، تکرار فرایند، اجماع و تلفیق قضاوت‌ها، بده و بستان بین عوامل تشکیل دهنده گزینه‌ها، ترکیب مطلوبیت گزینه‌ها، رویکرد تحلیلی و سیستمی، عدم اصرار بر تفکر خطی، ساختار سلسله مراتبی و اندازه‌گیری موارد نامشهود در تدوین و تعیین اولویت‌ها برخوردار است.
روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی با طبقه‌بندی سلسله مراتب ساختاری و وظیفه‌ای براساس مقایسات زوجی اولویت‌ها بنا شده است که تصمیم‌گیرنده، به ترسیم درخت سلسله مراتب تصمیم که عوامل مورد مقایسه و گزینه‌های رقیب مورد ارزیابی در تصمیم را نشان می‌دهد انجام داده و سپس مقایسات زوجی صورت می‌گیرد.
همین مقایسهها، وزن هریک از عوامل را در راستای گزینه‌های رقیب مشخص می‌سازد و در نهایت یک الگوریتم ریاضی به گونه ماتریس‌های حاصل از مقایسات زوجی را با همدیگر تلفیق می‌سازد که تصمیم بهینه بمنظور اختصاص ضرایب به بهترین وجه ممکن حاصل می‌شود. البته نرخ سازگاری تصمیم با قضاوت‌ها در این مرحله واجد اهمیت خاصی بوده و سازگاری مقایسات را مشخص می‌کند. یکی از روشهای مقایسه نرخ سازگاری، روش بردارهای ویژه می‌باشد.
استانداردگذاریو تعیین وضعیت عملکرد مطلوب شاخص‌ها برای پایان دوره ارزیابیتعیین معیار عملکرد و مقدار تحقق شاخص بصورت کمی یا کیفی و نرخ رشد عملکرد در سالهای گذشته بصورت میانگین و یا میانگین متحرک برای دو یا چند سال گذشته با در نظر گرفتن اهداف خاص تعیین شده برای آن دوره و پدیده‌های مؤثر در نحوه تحقق آن شاخص، استخراج و معین می‌گردد. در تعیین وضعیت مطلوب عملکرد شاخص باید واقع‌گرایانه و غیر بلند پروازانه عمل‌ کرد و توافق واحدهایی که وظیفه انجام و عمل به آن شاخص را بعهده دارند جلب نمود.

 

 

۱۰٫۲٫۲٫ سیستم مناسب ارزیابی عملکرد:

 

 

ارزیابی عملکرد کارکنان تحت عناوین نظام ترفیعات، تعیین شایستگی و نظایر اینها در اغلب سازمانها و شرکتهای دولتی و خصوصی مطرح است. ارزشیابی ابزار موثری در مدیریت منابع انسانی است که با انجام صحیح و منطقی آن، ضمن آن که سازمانها با کارایی به اهداف خود می رسند، منافع کارکنان نیز تامینمی گردد. در جریان ارزشیابی عملکرد، یک مدیر، رفتارهای کاری کارکنان را از طریق سنجش و مقایسه آنها با معیارهای از پیش تنظیم شده ارزیابی می کند، نتایج حاصله را ثبت می کند و آنها را به اطلاع کارکنان سازمان می رساند. انجام صحیح و دقیق مراحل ارزشیابی امری نسبتا مشکل است زیرا کار ارزشیابی مستلزم نوعی قضاوت و داوری درباره رفتار و عملکرد افراد است، بنابراین انجام ارزشیابی با کیفیت و روشی که کمترین آثار سوء را داشته باشد ضرورت دارد. در تعدادی از سازمانها و شرکتها امر ارزشیابی جنبه ظاهری و تشریفاتی پیدا می کند و نتایج مورد انتظار از آن حاصل نمی شود. بیشتر روشهای معمول ارزشیابی حالت ذهنی و کیفی دارند. همین امر سبب عدم رضایت و ناخرسندی کارکنان می گردد. در بسیاری از موارد مشاهده می شود بنا به دلایل متعدد شخصی و سازمانی، معیارهای کیفی ارزشیابی به صورت آگاهانه یا ناخودآگاه با تعصب حمایت از کارکنان خاص و انحراف از اهداف ارزشیابی همراه است. اگر کارکنان سازمان به این نتیجه برسند که اعطای ترفیعات و شایستگی و پرداخت پاداشها بر معیارهای عملکردی استوار نبوده و بر مبنای ارزشیابی واقعی صورت نگیرد، اثرات زیانبار و مخربی بر عملکرد آنان خواهد داشت. با استفاده از نظام صحیح ارزشیابی عملکرد می توان تا حدودی بر این مشکلات فائق آمد، سازمان را در تحقق اهداف آن کمک کرد و انگیزه تلاش بیشتر را در کارکنان فراهم ساخت.

 

 

۱۱٫۲٫۲٫ مهم‌ترین خصوصیات مشترک در تسهیل دستاوردهای یک مدیریت موفق:

 

 

 

    • بهبود عملکرد

 

 

یکی از اهداف تمام طرحهای تسهیم دستارودها، بهبود عملکرد است.این عملکرد که ممکن است به سختی اندازه‌گیری شود، با استفاده از کل زمان واقعی، در مقابل زمان استاندارد یا اندازه‌گیری فیزیکی میزان ستاده، در مقابل میزان داده‌ها به دست می‌آید و با روشهای محاسباتی گسترده و بر اساس بهبود سیستم، صورت می‌گیرد.

 

 

 

    • دستیابی به اهداف

 

 

در این رویه، مدیر همواره باید سعی کند که به سمت ارتقای خود و سازمان و نیروها حرکت کند. این مهم، بیانگر این مسئله است که سازمان نه فقط در چرخش باشد، بلکه باید به گردش درآید و به روزمرگی نیفتند.

 

 

 

    • تسهیم کارکنان

 

 

در گذشته و حتی در مدیریت کلاسیک، طرح تسهیم دستارودها، گروه انتخاب شده‌ای از کارکنان، مانند کارکنان ساعتی یا کارکنان رسمی سازمان، را شامل می‌شد؛ اما امروزه برای بالا بردن موفقیت سازمان و ضریب رضایت شغلی و رضایت حرفه‌ای، جهت اصلی به سوی شامل نمودن تقریباً تمام افراد است.

 

 

 

  • مشارکت کارکنان



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:37:00 ب.ظ ]




تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده با ابزارهای معتبر،یکی از پایههای اصلی هر مطالعه و بررسی است.پس از گردآوری دادهها،مرحله جدیدی از فرایند تحقیق که به مرحله تجزیه و تحلیل داده ها معروف است،آغاز می شود.این مرحله در تحقیق اهمیت زیادی دارد،زیرا نشان دهنده تلاشها و زحمات فراوان گذشته است.در این مرحله محقق با استفاده از روشهای مختلف و با تکیه برمعیار عقل سعی میکند دادهها را در جهت آزمون فرضیهها و ارزیابی آن مورد بررسی قرار دهد.برای اینکه این امر به نحو صحیح انجام گیرد ، دادههای جمعآوری شده ، بایستی بطور علمی و با روشهای آماری مناسب مورد پردازش قرار گیرد و به صورت اطلاعات قابل استفاده درآید.در این گفتار، ابتدا داده های پژوهش که از طریق پرسشنامه گردآوری شده است، تحلیل می گردد. در ابتدای مبحث به تحلیل توصیفی دادههای جمعیت شناختی شامل جنس، سن و تحصیلات اعضای نمونه جامعه آماری پرداخته میشود. هدف این بخش، بررسی وضعیت، ترکیب و توزیع گروههای سنی، جنسیتی و تحصیلاتی پاسخگویان محترم میباشد. در تحلیل جمعیت شناختی از شکل میلهای استفاده شده است. بخش دیگر، مربوط به تحلیل دادههای اختصاصی است که دادههای متغیرهای فرضیههای این پژوهش را طبقهبندی، تلخیص و توزیع فراوانی آن را ارائه میکند. فرضیههای پژوهش در قالب فرضیهی صفر و یک آماری به صورت استنباطی ارائه میشوند.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۱٫۴٫ توصیف آماری ویژگی های جمعیت شناختی جامعه

 

 

۱٫۱٫۴٫ سن

 

 

همانطور که در جدول و نمودار ۱٫۴٫ نشان داده شده است بیشترین فراوانی با تعداد ۵۷ نفر و ۷/۴۸ در صد مربوط به سن ۳۰-۴۰سال و کمترین فراوانی با تعداد ۲۴ نفربه ۲۰ تا ۳۰سال تعلق دارد.
جدول۱٫۴٫ توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سن فراوانی درصد
۲۰ تا ۳۰ ۲۴ ۵/۲۰
۴۰-۳۰ ۵۷ ۷/۴۸
بیش از۴۰ ۳۶ ۸/۳۰
کل ۱۱۷ ۱۰۰

 

نمودار ۱٫۴٫ توزیع فراوانی سن پاسخ دهندگان

 

 

۲٫۱٫۴٫ تحصیلات

 

 

همانطور که در جدول و نمودار ۲٫۴٫ نشان داده شده است بیشترین فراوانی با تعداد ۷۴ نفر و ۲/۶۳ درصد مربوط به لیسانس تعلق دارد و کمترین فراوانی با تعداد ۱۷ نفر و۵/۱۴ درصد به تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر و فوق دیپلم تعلق دارد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:36:00 ب.ظ ]




۳٫۵٫ پیشنهاد ها

 

 

این بخش در دو قسمت ، نخست پیشنهاداتی کاربردی برای سازمان و دوم پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی مطرح می گردد.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۱٫۳٫۵٫ پیشنهاد ها برای سازمان

 

 

 

    • با توجه به اینکه حرکت با تأکید برنقاط قوت با عملکرد کارکنان تاثیر مستقیمی دارد ،‌ از این رو پیشنهاد می شود ،‌ نقاط قوت و ضعف در سازمان شناسایی گردد ،‌به نقاط قوت تاکید بیشتری شود و نقاط ضعف برطرف گردد ،‌تا عملکرد کارکنان بهبود یابد.

 

 

    • با توجه به اینکه دانستن ، پژوهش و توسعه قبل از تغییر از سوی مدیران با عملکرد کارکنان رابطه مستقیمی دارد ،‌از این رو به سازمان پیشنهاد می شود تا سمینارها و کلاس های اموزشی برای بهتر دانستن و آموختن در بین کارکنان برگزار شود.

 

 

    • نتایج نشان می دهد که درک و شناخت مناسب مدیران ازخود و کارکنان با عملکرد کارکنان تاثیر مستقیمی دارد ، ‌به سازمان پیشنهاد می شود تا با برگزاری همایش های مختلف با کارکنان نسبت به شناختن و درک کردن از خود و محیط کاری خود زمینه ساز بهبود عملکرد کارکنان شود.

 

 

    • با توجه به اینکه بین تعیین نتایج مورد انتظار مدیران در مدیریت تغییر موفق با عملکرد کارکنان رابطه معنیداری وجود دارد ، ‌پیشنهاد می گردد که عملکرد کارکنان در قبال تغییرات بهبود یابد.

 

 

 

۲٫۳٫۵٫ پیشنهادات برای تحقیقات آتی

 

 

به پژوهشگران آتی پیشنهاد می شود که :

 

 

 

    • به منظور نتایج دقیقتر و قابل تعمیم تر، تحقیقات مشابهی در سایر مناطق کشور انجام گیرد .

 

 

    • مدل های دیگر بهبود عملکرد کارکنان را جست و جو و بررسی نمایند .

 

 

 

۴٫۵٫ محدودیت های پژوهش

 

 

بدون شک محدودیت ها در هر پژوهشی وجود دارند و بیان این محدودیت ها به پژوهشگران آینده کمک می کند تا با آشنایی با مشکلاتی که در تحقیق وجود داشته است برای حل آن قبل از شروع پژوهش اقدام نمایند و با دیدی وسیع تر به انجام پژوهش مورد نظر خویش بپردازند.
محدودیت هایی که در این پژوهش بر سر راه پژوهشگر قرار داشتند عبارتند از:

 

 

 

    • یافته ها فقط محدود به زمان جمع آوری داده هاست و اعتبار آن محدود به دوره زمانی کوتاه مدت است .گذشت زمان ممکن است موجب تغییر نتایج به دست آمده در علوم انسانی شود .

 

 

    • بسیاری از متغیر های مرتبط دیگری نیز وجود داشته و بررسی آن ها نیازمند انجام تحقیق جدید است که در محدوده تحقیق حاضر نبوده است .

 

 

 

منابع

 

 

 

    1. استادزاده، سید شروین و شمس، فریدون (۱۳۸۸)، معماری: یک مفهوم فراموش شده در سازمانها، اولین همایش

 

 

    1. کاربردی معماری سازمانی ایران.

 

 

    1. آرمسترانگ، مایکل(۱۳۸۵)، مدیریت عملکرد، ترجمه:سعید صفری و امیر وهابیان، انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران.

 

 

    1. ﺣﺎﺟﻲﻛﺮﻳﻤﻲ، ﻋﺒﺎﺳﻌﻠﻲ و رﻧﮕﺮﻳﺰ ﺣﺴﻦ (۱۳۷۹)، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﻲ. ﻧﺎﺷﺮ. : ﺷﺮﻛﺖ ﭼﺎپ و ﻧﺸﺮ ﺑﺎزرﮔﺎﻧﻲ.ﭼﺎپ اول، ﺗﻬﺮان

 

 

    1. کرمانی، بهناز (۱۳۸۷)،یادگیری و چابکی سازمانی در مدیریت تغییر و تحول نظام سلامت. ششمین همایش سالانه دانشجویان مدیریت خدمات بهداشتی و درمانی کشور.

 

 

    1. کریس.ال.کلینکه)۱۳۸۸)، مهارتهای زندگی ترجمه: شهرام محمّدخانی، تهران: سپند هنر.

 

 

    1. سعادتی، سید فرهاد، (۱۳۸۶)، پروژه ERP و مدیریت تغییر سازمانی، ماهنامه نافا، سال پنجم، شماره سوم و چهارم، تیر و مرداد، صص ۱۵۰-۱۵۷.

 

 

    1. رهنورد، فرج الله و جویبار منوچهر(۱۳۸۷), مقایسه هوش هیجانی در میان سطوح سه گانه مدیریت(مطالعه موردی), مجله پیام مدیریت, شماره۲۶, ص ص ۱۱۸-۱۰۱.

 

 

  1. ایران زاده، سلیمان و برقی، امیر(۱۳۸۸)، الگوهای ارزیابی عملکرد سازمان، چاپ اول، تبریز، انتشارات:فروزش.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:36:00 ب.ظ ]




رهنمای رودپشتی، فریدون ؛ شیخ،ابراهیم و امیرحسینی،زهرا (۱۳۸۷), نقش منابع انسانی و توسعه آن در چابک سازی سازمان. چهارمین کنفرانس توسعه منابع انسانی.

 

 

  • مهدوی، داوود وعرب، امیر مسعود(۱۳۸۶)، مقاله ” کاربرد مدل سنجش متوازن در ارزیابی عملکرد و توسعه مدیریت مالی سازمان” ،دوماهنامه توسعه انسانی پلیس،سال چهارم شماره ۱۲.

 

 

  • سید جوادین،سیدرضا(۱۳۸۱)،”مدیریت منابع انسانی و امور کارکنان”،تهران:انتشارات نگاه دانش.

 

 

  • -Allen, k., (1996), Organizational effectiveness; Employee attitude surveys; Consumers; Evaluation; Attitudes, ey-Bass Publishers, p1- 417 .

 

 

  • -Barnett, R. (2000), “Reconfiguring the university. In Scott, P. (ed.). HigherEducation re- formed”.. NewYork: Falmer Press.126- 114

 

 

  • -Beckhard, R., (1967), “The confrontation meeting”, Harvard Business Review, 45(2), pp 149- 155.

 

 

  • -Beer M., (1980), “Organizational Change and Development”, CA: Goodyear.

 

 

  • -Beltrán-Martín, I., Roca-Puig, V. & Escrig-Tena, A., & Bou-Llusar, J.C (2008). Human Resource

     

      1. Flexibility as a Mediating Variable Between High Performance Work Systems and Performance,Journal of Management , pp. 1009-1043.

     

     

 

 

  • Bennis, W. G.(1969), “Organization development: Its nature, origins, and prospects”, Addison-Wesley Pub. Co.  (Reading, Mass) viii, p 87

 

 

  • -Becker, B., & Gerhart, B. (1996). The impact of human resource management on organizationaperformance: Progress and prospects. Academy of ManagementJournal” Vol. 39, No. 4, pp. 779-801.

 

 

  • -Blake, R, Shepard, H. A. & Mouton, J. S. (1964), “Industrial sociology; Social conflict; Social groups”, Gulf Pub. Co. (Houston, Tex), xiii,  p 210.

 

 

  • -Brooks L., (1996), “Leadership of cultural change process, Leadership & organization” Development Journal.

 

 

  • Brumbach, G B (1988) Some ideas, issues and predictions about performancemanagement, Public Personnel Management, Winter, pp 387–۴۰۲

 

 

  • -Burke, W. W., (1982), “Organization Development”, Little, Brown, Boston.

 

 

  • -Burke, W. W., (1994), “Organization Development: Aprcess of Learning and Changing”, ۲nded. Reading Mass: Addision-Wesley.

 

 

  • -Burke W. W., & Hornstein H. A., (1972), “The Social Technology of Organization Development”, Fair Fax, Va,: Learning Resources Corporation.

 

 

  • Burke, W. W., & Litwin G. H., (1992), “A Causal Model of Organizational Performance and Change”, Journal of Management, Sage Journals.

 

 

  • -Byars, L.I & Rue, L.W. (2008). Human Resource Management: 9 th Edition. New York: Mc GrawHill.

 

 

  • -Cartwright, D. (1968). “The nature of group cohesiveness”.In D. Cartwright, & A. Zander (Eds.), Group dynamics: Research and theory. 3rd. ed. New York: Harper & Row.

 

 

  • Coch, L., & French, J. R. P., Jr. (1948). “Overcoming resistance to change”. Human Relations, 1, 512-532.

 

 

  • -Cummings & Worley, (1993) “Organization Development and Change”, ۵Ih ed., st. Paul, MN.

 

 

  • -Davis C. M., & Bauserman R. (1993), “Exposure to Sexually Explicit Materials: An Attitude Change Perspective” Taylor & Francis Group content, Vol 4 (۱).

 

 

  • -Desloriers, V.R. (1993). “An examination of the strategic planning process atEndicott college:A case study of dicision-making to cope with change”,Dissertation Abstract. Unpublished Doctoral Dissertation, Harvard University.

 

 

  • Dyer, L. and Reeves, T. (1995), “Human resource Strategies and FirmPerformance: What do we know and where do wee need to go?”,International Journal of Human Resource Management, Vol. 6, No.3, pp. 656-670.

 

 

  • -Elving W., J. L., (2005), “The role of communication in organizational change, Corporate Communications” International Journal Vol. 10 No. 2.

 

 

  • Gatto, J. (2002). A different kind of teacher: solving the crisis of American schooling. Albany, Cal: Berkeley Hills Books.

 

 

  • -Gomes, D. (۲۰۰۹). Organizational change and job satisfaction: the mediating role of

 

 

  • organizational commitment, exedra .

 

 

  • -Greiner, larryE., (1972); “Evolution and Revoloution as Organization Grow,” Harvard Business Review.

 

 

  • Hersey, P., &Blanchard K. H.,(1983). “Management of Organizational Behavior:Utilizing Human Resources”, Prentice Hall, Inc, Englewood Cliffs. N.Y.

 

 

  • -Kanter, R. M., Stein, B. A., & Jick, T. D. (1992). The challenge of organizational change. New York: The Free Press.

 

 

  • -Katzenbach, J. & Douglas S. (1993), “The Wisdom of Teams”. New York, NY: HarperCollins.

 

 

  • -Angela Clarke A., & M. Stan (1997), “A benchmarking tool for change management”, BusinessProcess Management Journal, Vol. 3 No. 3, pp.1421-1437.

 

 

  • -Ivancevich, J. M.(2007). Human Resource Management. New York: Mc GrawHill.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:35:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

 

ارزیابی عملکرد ازجمله ابزارها و وسایل مؤثر مدیریت منابع انسانی است که با به‌کارگیری صحیح این ابزار نه‌تنها هدف‌ها و مأموریت‌های سازمان با کارایی مطلوب تحقق می‌یابد بلکه منافع کارکنان و جامعه نیز تأمین می‌گردد (جعفری، برونی، حسام امیری، ۲۰۰۹).

 

 

لانجر و نیکودیم (۱۹۹۶)، بیان کرده‌اند که سیستم ارزشیابی عملکرد؛ الف- بازخورد عملکردی مشخصی را برای بهبود عملکرد کارکنان فراهم می‌آورد، ب- الزامات کارآموزی کارمند را معین می‌کند ج- زمینه توسعه کارکنان را فراهم و تسهیل می‌کند، د- بین نتیجه‌گیری پرسنلی و عملکرد ارتباط نزدیکی برقرار می‌نماید و هـ- انگیزش و بهره‌وری کارکنان را افزایش می‌دهد. همچنین رابرتس و پاولاک (۱۹۹۶) معتقدند که ارزشیابی عملکرد برای مقاصد متعدد سرپرستی و توسعه‌ای ازجمله، الف) برای ارزشیابی عملکرد فردی برحسب نیازهای سازمانی، ب) پیش‌بینی بازخورد به کارکنان در جهت اصلاح یا تقویت رفتار آن‌ها و ج) تخصیص پاداش و ارتقای شغلی افراد، مورداستفاده قرار می‌گیرد.

 

 

در عصر کنونی تحولات شگرف دانش مدیریت، وجود نظام ارزشیابی را اجتناب‌ناپذیر نموده است به‌گونه‌ای که فقدان نظام ارزشیابی در ابعاد مختلف سازمان اعم از ارزشیابی در استفاده از منابع امکانات، کارکنان، اهداف و استراتژی‌ها را به‌عنوان یکی از علائم بیماری‌های سازمان قلمداد می‌کنند بنابراین هر سازمان به‌منظور آگاهی از مطلوبیت و مرغوبیت فعالیت‌های خود بخصوص در محیط‌های پیچیده و پویا نیاز مبرم به نظام ارزشیابی دارد (زاهی، ۱۳۸۳).

 

 

اسنل و بولندر (۲۰۰۷، ص ۳۳۳) و نو و دیگران (۲۰۰۸ ص ۳۴۷) نیز اهداف ارزشیابی کارکنان را به ۲ دسته اهداف توسعه‌ای و اهداف اداری- اجرایی تقسیم کرده‌اند شکل زیر بیانگر موارد بکارگیری نتایج ارزشیابی عملکرد به تفکیک اهداف توسعه‌ای و اداری- اجرایی می‌باشد.

 

 

۱-۱-اهداف ارزشیابی عملکرد (اسنل و بولندر، ۲۰۰۷ ص ۳۳۳)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهداف اداری- اجرایی اهداف توسعه‌ای
– مستند کردن تصمیمات مربوط به کارکنان
– تعیین ارتقاء کاندیدها
– تعیین تکالیف و وظایف
– شناسایی عملکرد ضعیف
– تصمیم در مورد اخراج یا نگهداری
– اعتبارسنجی ملاک‌های انتخاب
– ارزیابی برنامه‌های آموزشی
– تصمیم‌گیری در مورد پاداش و جبران خدمات
– برآوردن مقررات قانونی
– برنامه‌ریزی پرسنلی
– فراهم آوردن بازخورد عملکرد
– شناسایی نقاط قوت و ضعف فردی
– تشخیص عملکرد افراد
– کمک به شناسایی اهداف
– ارزیابی میزان دستیابی به اهداف
– شناسایی نیازهای آموزشی فردی
– شناسایی نیازهای آموزشی سازمانی
– تقویت ساختار قدرت
– بهبود ارتباطات
– فراهم آوردن زمینه‌ای برای کمک مدیران به کارکنان

 

 

نظر به اینکه گمرک مرزبان اقتصادی کشور و دروازه‌های ارتباطی کشور با دنیای خارج می‌باشد و با توجه به اینکه سلامت اجتماعی، بهداشتی، محیط زیست و فرهنگی جامعه در تعامل با دیگر کشورها در اثر عدم کارائی این سازمان می‌تواند به مخاطره بیافتد، لذا اهمیت هر چه بیشتر سنجش عملکرد کارکنان این سازمان بدیهی می‌باشد و با در نظر گرفتن این نکته که سنجش عملکرد صحیح نتیجه استفاده از معیارهای صحیح و کارآمد می‌باشد و توجه به این نکته که در سالیان متمادی این سبک ارزیابی علاوه بر اینکه مورد استقبال قرار نگرفته حتی باعث دل‌زدگی کارکنان از معیارهای فعلی ارزیابی عملکرد گردیده است، به‌گونه‌ای که در بین کارکنان هیچ رغبت و علاقه‌ای برای این نوع ارزیابی عملکرد مشاهده نمی‌شود و کسی از آن استقبال نمی‌نماید. با توجه به این موارد بازبینی این معیارها را ضرورت انجام این تحقیق را بیان خواهد کرد.

 

 

۴٫۱. اهداف تحقیق

 

 

هدف اصلی: بررسی و بازنگری مهم‌ترین شاخص‌های سنجش عملکرد کارکنان و مدیران گمرک شهید رجایی

 

 

اهداف فرعی:

 

 

بررسی و تعیین شاخص‌های عملکرد مدیران گمرک شهید رجایی

 

 

بررسی و تعیین شاخص‌های عملکرد کارمندان گمرک شهید رجایی




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:35:00 ب.ظ ]




مهم‌ترین شاخص‌های سنجش عملکرد مدیران گمرک شهید رجایی کدام می‌باشد؟

 

 

مهم‌ترین شاخص‌های سنجش عملکرد کارمندان گمرک شهید رجایی کدام می‌باشد؟

 

 

۶٫۱. فرضیه‌های تحقیق

 

 

شاخص‌های ارزیابی عملکرد مدیران گمرک شهید رجایی مناسب و کارآمد نمی‌باشد.
شاخص‌های ارزیابی عملکرد کارکنان گمرک شهید رجایی مناسب و کارآمد نمی‌باشد.

 

 

۷٫۱. قلمرو موضوعی تحقیق

 

 

قلمرو موضوعی این تحقیق مربوط به مباحث مدیریت منابع انسانی و ارزیابی عملکرد کارکنان می‌باشد.

 

 

۸٫۱. قلمرو مکانی تحقیق

 

 

این تحقیق در اداره گمرک شهید رجائی بندرعباس انجام‌شده است.

 

 

۹،۱. قلمرو زمانی تحقیق

 

 

طرح اولیه تحقیق (پروپوزال)، در خردادماه ۱۳۹۲ به تصویب رسیده است و داده‌های این تحقیق در بازهٔ زمانی آبان ماه سال ۱۳۹۲ تا بهمن‌ماه سال ۱۳۹۲ جمع‌آوری گردیده‌اند.

 

 

۱۰٫۱. تعاریف واژه‌های تخصصی به‌کاررفته در تحقیق (مفهومی و عملیاتی)

 

 

تعریف نظری و مفهومی سنجش عملکرد:

 

 

سنجش عملکرد کارکنان: فرایند تدارک اطلاعاتی که از عملکرد کاری افراد تهیه‌شده باشد، ارزشیابی عملکرد گویند؛ به‌عبارت‌دیگر ارزشیابی عملکرد عبارت از: روش رسمی تشخیص خصوصیات کارکنان بر اساس بازخورد مثبت یا منفی از نتایج عملکرد افراد در چگونگی انجام وظایف می‌باشد.

 

 

ارزیابی عملکرد: برای ارزیابی عملکرد تعاریف متعددی ارائه‌شده است. برخی از آن‌ها به ای شرح است. ارزیابی عملکرد؛

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

فرایندی است که به‌وسیله آن کار کارکنان در فواصل معین و به‌طور رسمی، موردبررسی و سنجش قرار می‌گیرد.

 

 

فرایندی رسمی است که کارکنان را از بازخورد تشخیصی نتایج مثبت یا منفی عملکرد شغلی خود آگاه می‌کند.

 

 

ارزیابی به معنای سنجش مقدار و چگونگی بهره‌وری یک فرد و قضاوت درباره آن است.

 

 

بررسی قوت‌ها و ضعف‌های مرتبط با کار یک فرد یا یک گروه در یک سازمان.

 

 

سنجش نسبی عملکرد فرد در رابطه با نحوه انجام کار مشخص دریک دوره زمانی معین در مقایسه با استانداردها.

 

 

سنجش و قضاوت درباره رفتارها، شایستگی و لیاقت فردی در انتصابات شغلی.

 

 

فرایندی است که در آن مدیران و سرپرستان رفتار منابع انسانی را مشاهده و بررسی می‌کنند تا بتوانند بازخوردهای لازم را درباری نقاط قوت و ضعف رفتارشان به آنان ارائه کنند.

 

 

ارزشیابی عملکرد نیز تعیین درجه کفایت و لیاقت کارکنان در انجام وظایف محوله و اجرای مسئولیت‌ها در سازمان.

 

 

تعریف عملی سنجش عملکرد: به مجموعه داده‌های جمع‌آوری‌شده در خصوص عملکرد کارمندان یک بنگاه به‌صورت سالیانه از طریق فرم ارزشیابی که شامل خودارزیابی، نظریه مقام مافوق، میزان ساعات دوره‌ها و آموزش‌های گذرانده شده، نظریه مراجعین و نظرسنجی از همکاران اطلاق می‌گردد که از طریق وزن دهی به امتیازهای کمی با سقف قراردادی یک‌صد تبدیل می‌شود.

 

 

فصل دوم: ادبیات تحقیق
۲-۱-ارزیابی عملکرد
۲-۱-۱-تعریف ارزیابی عملکرد
برای ارزیابی عملکرد تعاریف متعددی مطرح‌شده است دیویس[۱] در ۱۹۸۲ معتقد است ارزیابی عملکرد فرآیندی است که عملکرد شاغل با آن اندازه‌گیری می‌شود و هنگامی‌که درست انجام شود کارکنان، سرپرستان، مدیران و نهایتاً سازمان از آن بهره‌مند خواهند شد (رضائیان، ۱۳۷۲، ص ۱۵).
ارزیابی عملکرد فرآیندی است که توسط آن مدیران و سرپرستان رفتار کارکنان را مشاهده و بررسی می‌کنند تا بتوانند بازخوردهای لازم را درباره نقاط قوت و ضعف رفتار کارکنان ارائه کنند. ارزیابی عملکرد بر این منطق استوار است که اگر کارکنان از اطلاعات مربوط به رفتارهای مثبت و منفی خودآگاه شوند، انجام فعالیت‌ها بهبود می‌یابد.
فرا گرد ارزشیابی عبارت از یک سلسله اقدامات رسمی، برای بررسی عملکرد کارکنان در فاصله زمانی معین است و شامل تمامی رفتارهای فرد در ارتباط با کارکرد او در آن دوره زمانی می‌شود (انسیه، ۱۳۸۳، ص ۱۸).
ارزیابی عملکرد عبارت است از تبیین درجه کفایت و لیاقت کارکنان ازلحاظ انجام وظایف محوله و قبول مسئولیت‌ها در سازمان که این ارزیابی باید به‌طور عینی و منظم انجام پذیرد. به‌بیان‌دیگر ارزیابی عملکرد یعنی سنجش نسبی عملکرد انسانی در رابطه با نحوه انجام کار مشخص در یک دوره زمانی معین در مقایسه با استاندارد انجام کار و همچنین تعیین استعداد و ظرفیت‌های بالقوه فرد به‌منظور برنامه‌ریزی در جهت به فعالیت درآوردن آن‌ها. ارزیابی عملکرد، سنجش سامانمند و منظم کار افراد در ارتباط با نحوه انجام‌وظیفه آن‌ها در مشاغل محوله و تعیین پتانسیل موجود در آن‌ها برای رشد و بهبود است (سعادت، ۱۳۸۳، ص ۲۴۵).
ارزیابی عملکرد فرصتی برای ارتباط میان واگذارکننده و اجراکننده کار ایجاد می‌کند که منجر به بحث درباره انتظارهایشان از یکدیگر و نیز چگونگی رویارویی با این انتظارها را ایجاد می‌کند. ارزیابی عملکرد اقدامی مغرضانه و یا گفتگوی ساده اجتماعی نیست بلکه به هم متصل کردن حلقه ارتباط اساس میان دو فرد دارای هدفی مشترک است. فرا گرد ارزشیابی عبارت از یک سلسله اقدامات رسمی، برای بررسی عملکرد کارکنان در فاصله زمانی معین است و شامل تمامی رفتارهای فرد در ارتباط با کارکرد او در آن دوره زمانی می‌شود (انسیه، ۱۳۸۳، ص ۱۹).
ارزیابی عملکرد و یا سنجش عملکرد فرآیندی است که به‌وسیله آن مدیر رفتارهای کاری کارکنان را از طریق سنجش مقایسه آن‌ها با معیارهای از پیش تنظیم‌شده ارزیابی می‌کند، نتایج حاصله را ثبت می‌کند و آن‌ها را به اطلاع کارکنان سازمان می‌رساند (مورهدوگریفین، ۱۳۷۴، ص ۴۷۹).
۲-۱-۲- تاریخچه ارزیابی عملکرد
در ایران ارزیابی به‌صورت کلاسیک توسط خواجه رشیدالدین فضل آ… در اواخر قرن هفتم هجری قمری مطرح گردیده است. در خارج از ایران رابرت اون[۲] که اولین مدیر کارکنان نامیده می‌شود برای ارزیابی عملکرد کارکنان، تخته‌هایی را در چهار رنگ سفید، زرد، آبی و سیاه تهیه کرد. رنگ‌ها درجه عملکرد و نحوه بازدهی کار کارکنان را نشان می‌داد بدین نحو که رنگ سفید برای عملکرد خوب زرد برای متوسط، رنگ آبی برای عملکرد ضعیف و بالاخره رنگ سیاه برای عملکرد بد به کار می‌رفت. درهرحال در عصر مدیریت کلاسیک یعنی در اوایل قرن بیستم هنگامی می‌توان ارزیابی عملکرد نیروی انسانی را مطرح نمود که نگرش و تفکر ماهیت انسان را از حصار نگرش مکانیکی خارج گشته و برای وی ابعادی فراتر از این‌که انسان جزئی از ابزار کار است قائل شویم. (علوی، ۱۳۸۷، ص ۵۶).
باگذشت زمان این نگرش قوت یافت تا اینکه در نیمه قرن بیستم مسئله خودارزیابی، توسط داگلاس مک گریگور طرح شده است هانری فایول که توجهش به افزایش قدرت تولید بود و به کارائی مدیر نظر داشت وی می‌گوید «لازم است در فواصل زمانی معین، صورت گیرد تا معلوم شود که مدیران چگونه پیشرفت می‌کنند تا چه حد ابتکار به خرج می‌دهند و قضاوتشان را اعمال می‌کنند و تا چه حد ابداع و نوآوری دارند (رجب‌زاده، ۱۳۸۴، ۶۲).
۲-۲-ضرورت استفاده از ارزیابی عملکرد
بهبود مستمر عملکرد سازمان‌ها، نیروی عظیم هم‌افزایی[۳] ایجاد می‌کند که این نیروها می‌تواند پشتیبان برنامه رشد و توسعه و ایجاد فرصت‌های تعالی سازمانی شود، دولت‌ها و سازمان‌ها و مؤسسات تلاش جلوبرنده‌ای را در این مورد اعمال می‌کنند. بدون بررسی و کسب آگاهی از میزان پیشرفت و دستیابی به اهداف و بدون شناسایی چالش‌های پیش روی سازمان و کسب بازخور و اطلاع از میزان اجرای سیاست‌های تدوین‌شده و شناسایی مواردی که به بهبود جدی نیاز دارند، بهبود مستمر عملکرد میسر نخواهد شد. تمامی موارد مذکور بدون اندازه‌گیری و ارزیابی امکان‌پذیر نیست. لرد کلوین فیزیکدان انگلیسی در مورد ضرورت اندازه‌گیری می‌گوید: «هرگاه توانستیم آنچه درباره آن صحبت می‌کنیم اندازه گرفته و در قالب اعداد و ارقام بیان نماییم می‌توانیم ادعا کنیم درباره موضوع موردبحث چیزهایی می‌دانیم. در غیر این صورت آگاهی و دانش ما ناقص بوده و هرگز به مرحله بلوغ نخواهد رسید»(رحیمی، ۱۳۸۵، ص ۳۶).
همچنین صاحب‌نظران و محققین معتقدند که ارزیابی عملکرد، موضوعی اصلی در تمامی تجزیه‌وتحلیل‌های سازمانی است و تصور سازمانی که شامل ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد نباشد، مشکل است. ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد موجب هوشمندی سیستم و برانگیختن افراد در جهت رفتار مطلوب می‌شود و بخش اصلی تدوین و اجرای سیاست سازمانی است. ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد بازخورد لازم را در موارد زیر ارائه می‌کند:
– با پیگیری میزان پیشرفت در جهت اهداف تعیین‌شده مشخص می‌شود که آیا سیاست‌های تدوین‌شده به‌صورت موفقیت‌آمیزی به اجرا درآمده‌اند یا خیر.
– با اندازه‌گیری نتایج مورد انتظار سازمانی و همچنین ارزیابی و اندازه‌گیری و رضایت کارکنان و مشتری‌ها مشخص می‌شود آیا سیاست‌ها به‌طور صحیح تدوین‌شده‌اند یا خیر.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:35:00 ب.ظ ]




برای کسانی که به‌وسیله آن ارزیابی می‌شوند، قابل‌قبول باشد.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

 

  • سیستم ارزیابی عملکرد هنگامی می‌تواند مؤثر باشد که از شاخص‌های واقعی که ارتباط مستقیم با شغل دارند، استفاده شود.

 

 

  • شاخص موردنظر باید متناسب با فرد و سازمان باشد.

 

 

  • شاخص عملکرد باید کاربردی باشد.

 

 

  • شاخص‌هایی که بکار می‌روند می‌بایستی شامل همه رفتارها و نتایج انجام کار باشند (مصدق خواه و ساکت، ۱۳۹۰ ص ۲۲).

 

 

۲-۹- تصمیم‌گیری در مورد اینکه چه نوع عملکردی را باید سنجید
معیارهای مربوط به یک نظام مطلوب ارزشیابی عملکرد مبنای مناسبی را برای اتخاذ تصمیمات لازم جهت تدوین یک نظام ارزشیابی فراهم می‌نماید. اساسی‌ترین انتخاب در این زمینه این است که چه نوع عملکردی باید مورد ارزیابی قرار گیرد. در این رابطه اطلاعات مربوط به عملکرد را می‌توان به سه دسته اساسی طبقه‌بندی نمود: (انسیه، ۱۳۸۳، ص ۲۸).
۲-۹-۱- ارزشیابی مبتنی بر ویژگی‌های فردی
نظام ارزشیابی مبتنی بر خصایص یا ویژگی‌های شخصی، توانایی‌ها یا سایر ویژگی‌های مشخص کارکنان را ارزیابی می‌کند. ارزشیابی مبتنی بر ویژگی‌های فردی، به‌منظور ارزیابی خصوصیات شخصی کارکنان، نظیر توانائی آنان در اتخاذ تصمیمات، میزان تعهدات و وفاداری آن‌ها نسبت به سازمان، مهارت‌های ارتباطی، یا میزان ابتکار آنان مورداستفاده قرار می‌گیرد. این نوع ارزشیابی تأکید زیادی بر خود شخص و صفات و روحیات شخصی وی دارد و در مقابل نسبت به اینکه فرد موردنظر عملاً چه‌کاری انجام می‌دهد تأکید کمی دارد، علیرغم اینکه ایجاد نظام ارزشیابی مبتنی بر ویژگی‌های شخصی ساده و آسان است، اما تأکید صرف بر ویژگی‌های شخصی نیز معایب زیادی را در پی خواهد داشت. روش‌های مبتنی بر ویژگی‌های شخصی ازنظر اعتبار موردتردید هستند. ویژگی‌هایی که در این نوع ارزشیابی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، غالباً با نحوه رفتار واقعی کارکنان در شغل خویش ارتباط چندانی ندارند، چراکه رفتار شغلی تا حد زیادی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار دارد. شخصی که معمولاً با همکارانش به‌صورت پرخاشگرانه و خشن برخورد می‌کند ممکن است در برخورد با مشتریان یا ارباب‌رجوع به شیوه‌ای ملایم و ملاحظه گرانه برخورد نماید. ازآنجاکه رابطه بین خصایص شخصی و رفتارهای شغلی فرد ضعیف است، نظام‌های ارزشیابی مبتنی بر خصایص شخصی به‌طور بالقوه امکان برخوردهای غیرمنصفانه یا گروه‌های اقلیت، زنان و سایر گروه‌های تحت حمایت را ایجاد می‌کنند. به‌این‌ترتیب، نظام ارزشیابی مذکور، نظام ارزشیابی محکمه‌پسندی نیست، بنابراین آنچه در نظام ارزشیابی عملکرد مورد ارزیابی قرار می‌گیرد باید رابطه روشنی را با اثربخشی در شغل داشته باشد. مساله دیگری که در این زمینه وجود دارد این است که ثبات خارجی نظام‌های ارزشیابی مبتنی بر ویژگی‌های فردی غالباً اندک است و تعریف دقیق و صحیح ویژگی‌های فردی دشوار است و چهارچوب مرجع متفاوتی که مورداستفاده ارزیابان مختلف قرار می‌گیرد، ایجاد توافق بین ارزیاب‌ها را در این زمینه مشکل می‌سازد. یکی دیگر از معایب این‌گونه ارزشیابی‌ها این است که برای ارائه بازخور به کارکنان کمک چندانی نمی‌کند. برای مثال این‌که به کارمندی بگوییم وی خیلی عصبی است چندان مفید نیست. بعلاوه خصایص اصلی شخصیتی افراد از زمانی که به استخدام سازمان درآمده‌اند نسبتاً ثابت باقی می‌ماند و تغییر آن نیز بسیار دشوار است (انسیه، ۱۳۸۳، ص ۲۸).
۲-۹-۲-ارزشیابی مبتنی بر رفتار
نظام ارزشیابی مبتنی بر رفتار میزان رفتارهای خاص و نسبتاً مشخص، توسط کارکنان در حین کار را ارزیابی می‌نماید. در ارزشیابی می‌توان به‌جای تأکید بر ویژگی‌های مشخص کارکنان، رفتار آن‌ها را موردتوجه قرارداد. شاخص‌های رفتاری هنگامی مناسب‌اند که چگونگی انجام کار از اهمیت زیادی برخوردار باشد. استفاده از این شاخص‌ها به‌منظور ارائه بازخور به کارکنان بسیار مفید است، چراکه شاخص‌های رفتاری دقیقاً مشخص می‌سازند که یک کارمند چه‌کاری را باید به شیوه متفاوتی انجام دهد. (انسیه، ۱۳۸۳، ص ۳۳).
یکی از مسائل و مشکلاتی که در ارزشیابی‌های مبتنی بر رفتار مشاهده می‌شود نقص آن‌هاست، چراکه این‌گونه ارزشیابی‌ها نمی‌توانند کلیه رفتارهایی را که منجر به اثربخشی شغل می‌شوند در برگیرند در برخی مشاغل، عملکرد مؤثر را می‌توان با استفاده از طرق متنوعی از رفتارهای مختلف، تحقق بخشید. برای مثال اگر یک فروشنده اتومبیل را در نظر بگیرید وی ممکن است در طول یک ماه با استفاده از یک سبک پرخاشگرانه و تحلیلگرانه، بیست دستگاه اتومبیل را به فروش برساند فروشنده دیگری نیز ممکن است همین تعداد اتومبیل را به شیوه‌ای ملاحظه گرایانه، واقع‌بینانه و با در نظر گرفتن کلیه جوانب کار بفروش برساند. نظام ارزشیابی که سبک اول را بهترین شیوه برای فروش می‌داند قطعاً به شکل غیرمنصفانه‌ای عملکرد فروشنده دوم را مورد ارزشیابی قرار خواهد داد. (طبرسا و همکارانش، ۱۳۸۶)
۲-۹-۳- ارزشیابی نتیجه گرا
نظام ارزشیابی نتیجه گرا: میزان برآورده شدن حداقل انتظار از شغل تعیین‌شده برای یک کارمند را مورد ارزیابی و سنجش قرار می‌دهد. هدف نظام ارزشیابی نتیجه گرا این است که آیا کار موردنظر انجام‌شده است یا خیر؟ به‌منظور اجتناب از مسائل و مشکلات آمیخته با ارزشیابی مبتنی بر رفتار، در ارزشیابی می‌توان به‌جای رفتارها، نتایج حاصل از رفتارهای کاری را مورداندازه‌گیری قرارداد.
از معایب ارزشیابی‌های نتیجه گرا این است که چنین ارزشیابی‌هایی کمک چندانی به بهسازی و پرورش کارکنان نمی‌کنند. این ارزشیابی‌ها نشان می‌دهد که نتایج به‌دست‌آمده کمتر از سطح قابل‌قبول است اما همیشه اطلاعات روشنی را ارائه نمی‌کند که چگونه می‌توان عملکرد کاری را بهبود بخشید.
پس در این روش برای تعیین اینکه چه نوع عملکردی را باید ارزیابی نمود، دقت فراوانی لازم است. از ارزشیابی‌های مبتنی بر خصایص شخصی باید اجتناب نمود، مگر اینکه رابطه روشنی را بین ویژگی‌های شخصی و اثربخشی شغلی نشان دهند، ولی در کل استفاده از نظام‌های ارزشیابی مبتنی بر رفتار و نتیجه گرا مسائل و مشکلات کمتری در بردارد. در بسیاری از مشاغل ترکیب مناسبی از روش‌های مبتنی بر رفتار و روش‌های مبتنی بر نتیجه می‌تواند بهترین نوع ارزشیابی باشد (حقیقی، ۱۳۷۶).
۲-۱۰-معیارهای ارزیابی عملکرد
هفت معیار متمایز و نه لزوماً منحصربه‌فرد جهت عملکرد موفق سازمانی عنوان شده است که عبارت‌اند از:
۱- اثربخشی: درجه‌ای ازآنچه یک سیستم می‌خواسته انجام دهد و عملاً انجام داده با سه معیار مشخص می‌شود.
– کیفیت: کارها طبق مشخصات از پیش تعیین‌شده انجام‌شده است.
– کمیت: آیا تمامی کارهایی که می‌باید انجام شود انجام‌شده است.
– به‌موقع بودن: آیا تمامی کارهایی که باید به‌موقع انجام شود به‌موقع انجام‌شده است.
۲-کارایی: مقایسه خروجی‌هایی که انتظار آن می‌رفت با آنچه تولیدشده و یا مقایسه ورودی‌های مصرف‌شده با ورودی‌های مورد انتظار که در مورد خروجی‌ها، باید حداقل خروجی مورد انتظار به دست آید و در مورد ورودی‌ها باید به‌اندازهٔ ورودی‌های مورد انتظار مصرف شده باشد.
۳- کیفیت: درجه همگرایی سیستم به پیش‌نیازها، مشخصات و انتظارات به‌عبارت‌دیگر مشخصه کیفی است که بر اساس آن یک محصول یا خدمت، طرح ساخته، ارائه و آزمایش شود.
۴- سودآوری: عبارت است از تفاضل درآمدها و هزینه‌ها که از راه‌های مختلفی مثل نسبت سود به فروش و …سنجیده می‌شود
۵-بهره‌وری: عبارت است از رابطه بین مطلوبیت‌های حاصل ستاده ها و منابع مصروفه (داده‌ها) در یک دوره زمانی. البته بهره‌وری هم می‌تواند به‌صورت محدود و یک پارامتر ارزیابی عملکرد و یا به‌صورت وسعی‌تر به‌عنوان یک تفکر، ایده و فرایند بهبود عملکرد مدنظر واقع شود.
۶-کیفیت زندگی کاری: بدیهی است که عکس‌العمل‌های روانی افراد نسبت به کار در یک سازمان عاملی مؤثر در عملکرد می‌باشد و کیفیت زندگی کاری عبارت است از عکس‌العملی که شرکت‌کنندگان در یک سیستم به جنبه‌های اجتماعی- فنی سیستم نشان می‌دهد.
۷- نوآوری عبارت است از خلاقیت کاربردی و خلاقیت خود ایجادشده و یا طرح جدید می‌باشد (فتح اله آبادی، ۱۳۷۶، ۵۷).
۲-۱۱- مسائل و مشکلات ارزیابی عملکرد
مشکلات و موانع ارزیابی در دو گروه موانع رفتاری و روانی و موانع فنی و اجرایی خلاصه می‌شود و آنچه در ذیل می‌آید ازجمله عوامل مخدوش‌کننده این فرایند محسوب می‌شوند که ناشی از عوامل ذیل هستند:
۱-فقدان اطلاعات کافی و قابل‌اعتماد، فرایند ارزیابی را به بیراهه می‌کشاند.
مشکلات مربوط به شاخص‌ها و معیارهای ارزشیابی: دشواری به وجود آمدن معیار و ضابطه استاندارد و مطلوب برای سنجش کار و شایستگی کارکنان، انحراف از معیارهای تعیین‌شده توسط ارزیاب، اشتباهات مربوط به آسان‌گیری و یا سخت‌گیری ارزیاب (سلیقه‌ای) تمایل به ارزیابی حد وسط، تعمیم یک نظر کلی، انحراف ناخودآگاه ارزیاب به علت قبول نداشتن معیار و روش ارزیابی (که تعمداً اعمال می‌شود)، تعصب نسبت به رفتار جدید (معمولاً رفتار و بهره‌وری افراد چند روز و یا چند مدت قبل از ارزیابی بهبود می‌یابد این امر باعث می‌شود که دوره‌ای معین از دوره کاری افراد مدنظر قرار می‌گیرد)، عینی نبودن معیارها (سنجش نگرش و روحیه و شخصیت افراد مشکل است)، عدم الگوهای تعریف‌شده و کافی برای مشاغل، درواقع این‌که کارکنان چه‌کارهایی را باید انجام دهند و سازمان چه انتظاراتی از آن‌ها دارد دقیق نیست.
۲-مدیران نسبت به عملکرد خویش توجه کافی ندارند و لذا قادر به برآورد کارایی کارکنان خود نیستند و ازاین‌رو تمایل و گرایش به حد وسط دارند و دچار اشتباهات سلیقه‌ای و سیستمی می‌شوند.
۳-مشکلات اداری به علت وقت‌گیر بودن، شرایط اقتصادی سازمان، عدم اعتماد و اعتقاد به نیروی انسانی، فقدان نظام مدون و یا شکست در برنامه‌های ارزیابی پیشین و … سازمان‌ها را به امر ارزیابی بی‌توجه می‌سازد.
۴-فقدان وجود نظام ارتباطات و بازخورد، به‌منظور بهبود و توسعه ظرفیت‌های ارزیابی‌شونده
۵-عدم استفاده از پیامد و نتایج ارزیابی، هم در بعد سازمانی و هم در بعد فردی
۶-بخشی نگری منابع ارزیابی (اولویت ارزیابی‌کنندگان با اولویت امر ارزیابی متفاوت است) ۷-مشکلات مربوط به آموزش ارزیابان و پیامدهای ناشی از آن در عمل منجر به کاهش کیفیت ارزیابی خواهد شد
۸-عدم اعتماد مدیران نسبت به استفاده درست از سیستم ارزشیابی
۹-عدم اعتماد در به‌کارگیری ارزشیابی، بدین معنا که از نتایج آن به‌درستی استفاده نمی‌شود
۱۰-عدم نهادینه شدن ارزیابی عملکرد در سازمان‌های کنونی
۱۱-عدم به‌کارگیری سیستم پویا و صحیح در ارزشیابی عملکرد کارکنان




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:34:00 ب.ظ ]




پیامدهای ارزیابی

 

 

تعیین و شناسایی موفق‌ترین و اعطای پاداش مالی به مدیران

 

 

ارائه خدمات مشاوره به‌منظور بهبود مستمر و روزافزون فعالیت‌ها

 

 

 

 

خروجی نظام

 

 

کنترل عملکرد

 

 

رشد، توسعه و بهبود عملکرد

 

 

 

 

ملاحظه می‌شود که ارزیابی دستگاه‌ها و کارکنان بر اساس نگرش نوین در مقایسه با نگرش سنتی تفاوت‌های اساسی در ابعاد مختلف دارد. پیامد وجود نظام ارزیابی مبتنی بر دیدگاه نوین، بهبود کارکرد و نهایتاً اثربخشی فعالیت‌های سازمان است. درصورتی‌که دستگاه‌های دولتی با تمام وجود لمس می‌نمایند که اهداف اساسی مرتبط با انجام ارزیابی در راستای رشد، توسعه و بهبود عملکرد و فعالیت‌های آن‌ها است و پدیده قضاوت و مچ‌گیری در آن جایگاهی ندارد، در این صورت سازمان‌ها و کارکنان خود به استقبال برقراری نظام ارزیابی می‌روند و به‌طور مرتب در جهت بهبود مکانیزم های آن تلاش می‌نمایند. برآیند این تلاش‌ها ایجاد نظام خودارزیابی در سازمان‌ها است که پیامد وجود چنین نگرشی، رشد، توسعه و بهبود عملکرد و نهایتاً تحقق اهداف سازمانی خواهد بود. (طبرسا، ۱۳۷۸، ص ۶).
۲-۱۴- اصول ارزشیابی عملکرد در اسلام
با توجه به این‌که هدف از حکومت در اسلام رشد دادن انسان‌ها به‌سوی نظام الهی و تجلی ابعاد خدا گونگی اوست (تخلفوا باخلاق الله) در اجرای برنامه ارزشیابی مهم‌ترین هدف، هدایت، تهذیب و آموزش مستخدمان است به‌نحوی‌که این امر منتهی به رشد فکری و تعالی هرچه بیشتر آنان گردد، به‌حکم آیه «ولابتغوالناس اشیائهم» باید به خدمات شایسته و برجسته مستخدمان ارج نهاده و در تشویق و ترغیب خادمان جامعه اسلامی کوشش به عمل آید. طبق دستور قران کریم «ان الله یامرکم ان تودوالامانات الی اهل‌ها» باید در شناختی افراد کاروان کوشش شود و با سپردن امر و مسئولیت‌ها به آن‌ها موجبات پیشرفت کارها و اجرای عدالت اداری فراهم شود. در نظام اداری جمهوری اسلامی به‌حکم آیه «انماالمومنون اخوه و رفعنا بعضعم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم نسخریا» رابطه مسئولان و کارکنان با رعایت مسئولیت‌ها و اختیارات در حکم برادری و اخوت است همه افراد درصدد کمک و خدمت به یکدیگر هستند. قبل از ارزشیابی می‌بایست افراد با توجه به توانایی‌ها استعدادها و تمایلاتشان در مسئولیت‌ها و کارهای مناسب به کار گماردن شده باشند پس از رعایت این موضوع و آماده نمودن شرایط مناسب برای فعالیت‌های آن‌ها به‌حکم آید. «لایکلف الله نفساً الا وسع‌ها» از هرکس باید در حد توانائی او انتظار داشت (ولی پور، ۱۳۸۹، ص ۶۵)
۲-۱۵- بررسی مدل‌ها و شاخص‌های ارزیابی عملکرد
۲-۱۵-۱-مدل عثمان اسماعیل و همکارانش (۲۰۱۱)
این مدل که به‌منظور ارزیابی عملکرد کارکنان ارائه‌شده است. با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده‌ها با تعیین ورودی‌ها و خروجی‌های نظام ارزیابی عملکرد کارکنان شاخص‌هایی را بدین منظور ارائه کرده است که در شکل ۲-۴ نشان داده‌شده است.
کیفیت کار
کمیت کار
مدیریت زمان
مهارت‌های تصمیم‌گیری
ایجاد ارتباط مناسب با دیگران
عملکردهای رفتاری
مهارت‌های مدیریتی
شکل ۲-۴- مدل عثمان اسماعیل و همکارانش (۲۰۱۱)
به‌منظور توضیح بیشتر سازه هر یک از متغیرها در جدول زیر نشان داده‌شده است.
جدول ۲-۲- ابعاد مدل عثمان اسماعیل و همکارانش (۲۰۱۱)

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



br />
مفهوم ابعاد مؤلفه
ارزیابی عملکرد کارکنان کیفیت کار

دقت
آراستگی ظاهری
اجرای فعالیت‌های کاربردی

 

 
 
 

/>

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:34:00 ب.ظ ]




جدول ۳-۱ (پراکندگی سؤالات پرسشنامه)

 

 

۳-۴ روایی[۱۶] و پایایی[۱۷] ابزار اندازه‌گیری تحقیق

 

 

در پژوهش حاضر از پرسش‌نامه محقق ساخته جهت جمع‌آوری داده‌ها استفاده گردیده است. این پرسش‌نامه مورد تأیید اساتید راهنما و مشاور و چند تن از اساتید رشته مدیریت قرارگرفته است (اعتبار محتوایی). همچنین قبل از توزیع پرسشنامه بین افراد نمونه به‌منظور رفع اشکال‌های احتمالی آن، پرسش‌نامه اولیه بین ۱۵ واحد از واحدهای جامعه آماری توزیع شد و سپس نظرات آن‌ها در پرسش‌نامه نهایی اعمال شد؛ بنابراین می‌توان گفت که پرسش‌نامه حاضر حداقل از اعتبار ظاهری (صوری)[۱۸] لازم برخوردار می‌باشد یا به عبارتی روا می‌باشد.
همچنین برای محاسبهٔ پایایی از روش آلفای کرون باخ[۱۹] استفاده‌شده است. این روش برای محاسبه هماهنگی درونی ابزار اندازه‌گیری ازجمله پرسش‌نامه یا آزمون‌هایی که خصیصه‌های مختلف را اندازه‌گیری می‌کند، به کار می‌رود. برای پژوهش حاضر، آلفای کرون باخ با استفاده از نرم‌افزار SPSS۲۱ محاسبه گردید. بدین منظور یک نمونه اولیه شامل ۱۵ نسخه از پرسشنامه پیش‌آزمون گردید و سپس با استفاده از داده‌های به‌دست‌آمده از این پرسشنامه‌ها و به کمک نرم‌افزار آماری SPSS۲۱ میزان ضریب پایایی با روش آلفای کرون باخ برای تک‌تک متغیرها و به‌صورت کلی محاسبه شد که مشخص شد میزان آلفای کرون باخ برای بعضی از فرضیه‌ها کمتر از مقدار قابل‌قبول (۷۰/۰) به دست آمد. به همین جهت در سؤالات مربوطه تغییراتی حاصل شد و همچنین در توضیح سؤالات برای پاسخ‌دهندگان دقت زیادتری توسط محقق به عمل آمد. در توزیع دوباره ۱۵ نسخه پرسشنامه برای سنجش آلفای کرون باخ، میزان این ضریب برای متغیر فرعی اول ۷۵۰/۰ برای متغیر فرعی دوم ۷۸۲ ۰/متغیر اصلی ۷۸۷/۰ به دست آمد که نشان داد که پرسشنامه ازنظر پایایی نیز قابل‌قبول است.

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر ارزیابی عملکرد مدیران ارزیابی عملکرد کارکنان کل
مقدار ضریب α ۷۵۰/۰ ۷۸۲ /۰ ۷۸۷/۰

 

جدول ۳-۲ (مقدار α محاسبه‌شده برای سؤالات هر یک از متغیرها)

 

 

۳-۵ جامعه آماری

 

 

جامعه آماری این پژوهش مدیران (هر سه سطح از مدیریت عالی، میانی و سرپرستی) اداره گمرک شهید رجائی بندرعباس می‌باشند. با بررسی به‌عمل‌آمده تعداد مدیران ارشد، مدیران میانی و سرپرستان این اداره که از سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت استفاده می‌کنند ۳۱۴ نفر می‌باشد.

 

 

۳-۶ حجم نمونه و روش نمونه‌گیری

 

 

نمونه‌ها به دو روش کلی انتخاب می‌شوند. روش احتمالی که از ارزش علمی برخوردار است و به روش نمونه‌گیری تصادفی[۲۰] مرسوم است و روش غیر احتمالی که به روش نمونه‌گیری وضعی[۲۱] معروف است.
در نمونه‌گیری تصادفی اصل شانس برابر برای انتخاب افراد جامعه جهت عضویت در نمونه رعایت می‌گردد. نتایج این نمونه‌ها قابلیت تعمیم به‌کل جامعه موردنظر را دارد، بنابراین دارای ارزش و اعتبار علمی است. درواقع محقق می‌تواند از طریق محاسبه و برآورد شاخص‌های نمونه، پارامترهای جامعه نظیر میانگین، توزیع صفت، واریانس و انحراف معیار را برآورد و استنباط نماید (حافظ نیا، ۱۳۸۴، صص ۱۲۲-۱۲۱).
نمونه‌گیری احتمالی به چهار روش عمده زیر می‌باشد: نمونه‌های تصادفی ساده[۲۲]، نمونه‌های سیستماتیک یا منظم[۲۳]، نمونه‌های طبقه‌بندی‌شده[۲۴]، نمونه‌های خوشه‌ای[۲۵] (همان منبع، ص ۱۳۵).
در پژوهش حاضر، برای نمونه‌گیری از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای استفاده‌شده است.
حجم نمونه:
در پژوهش حاضر، برای نمونه‌گیری از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای استفاده‌شده است. با توجه به این‌که واحدهای مختلف حجم‌های مختلفی از مدیران را به خود اختصاص داده‌اند، ابتدا از فرمول کوکران حجم کل نمونه محاسبه‌شده و سپس به نسبت تعداد مدیران هر بخش، سهم هر بخش از تعداد نمونه‌ها مشخص‌شده است. انتخاب نمونه‌ها در هر بخش از روش تصادفی ساده می‌باشد.
حجم کل نمونه نیز بر مبنای فرمول زیر (کوکران) محاسبه‌شده است
 
بخش‌های موردبررسی در پژوهش و حجم نمونه هر واحد در جدول زیر نشان داده‌شده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> نام واحد تعداد مدیران درصد مدیران واحد
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:34:00 ب.ظ ]




ارزیابی عملکرد کارکنان

 

 

۱۸۴

 

 

۱۹۰/۲

 

 

۸۱۷/۰

 

 

۰/۰

 

 

 

 

جدول ۴-۶ (آزمون t-test برای فرضیه دوم)
نتایج این آزمون نشان می‌دهد که در سطح اطمینان ۹۵%، چون P_Value محاسبه‌شده که مقداری برابر با ۰/۰ است و این عدد کوچک تراز میزان خطا (۵/۰) است، فرض H۰ مبنی بر میزان نمره شاخص‌های کنونی ارزیابی عملکرد کارکنان بالاتر یا مساوی با حد متوسط است، رده شده و فرض H۱ یا نمره شاخص‌های کنونی ارزیابی عملکرد کارکنان بالاتر یا مساوی با حد متوسط نیست، پذیرفته می‌شود. همچنین از میانگین به‌دست‌آمده (۱۹۰/۲) که کمتر از میانگین (۳) می‌باشد، می‌توان به رد فرض صفر و تائید فرضیه: میزان نمره شاخص‌های کنونی ارزیابی عملکرد کارکنان بالاتر یا مساوی با حد متوسط نیست، پی برد.
نتایج فرضیه‌های فوق بیانگر این واقعیت که شاخص‌های ارزیابی عملکرد کنونی مدیران و کارکنان در اداره گمرک شهید رجائی مناسب نبوده و بر این اساس و برای تحقق هدف دوم تحقیق و بر مبنای ادبیات تحقیق و مصاحبه‌های به عمل شاخص‌های پیشنهادی در پرسشنامه تحقیق مورد آزمون قرار می‌گیرد:
بخش اول: شاخصه‌های ارزیابی عملکرد مدیران:
الف ) شاخص‌های ارزیابی عملکرد مدیران در بعد آموزشی مدیر مناسب می‌باشد:
:H۰ میزان نمره شاخص ارزیابی عملکرد مدیران در بعد آموزشی مدیر بالاتر یا مساوی با حد متوسط است.
:H۱ میزان نمره شاخص ارزیابی عملکرد مدیران در بعد آموزشی مدیر بالاتر یا مساوی با حد متوسط نیست.

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر تعداد پاسخ‌دهنده میانگین انحراف معیار P_Value
بعد آموزشی مدیر ۱۸۴ ۷۳/۳ ۷۹۴/۰ ۰/۱

 

جدول ۴-۷ (آزمون t-test برای فرضیه اول بخش اول)
نتایج این آزمون نشان می‌دهد که در سطح اطمینان ۹۵%، چون P_Value محاسبه‌شده که مقداری برابر با ۰/۱ است و این عدد کوچک تراز میزان خطا (۵/۰) است، فرض H۰ مبنی بر میزان نمره شاخص ارزیابی عملکرد مدیران در بعد آموزشی مدیر بالاتر یا مساوی با حد متوسط است، تائید شده و فرض H۱ یا میزان نمره شاخص ارزیابی عملکرد مدیران در بعد آموزشی مدیر بالاتر یا مساوی با حد متوسط نیست، رد می‌شود. همچنین از میانگین به‌دست‌آمده (۷۳/۳) که بیشتر از میانگین (۳) می‌باشد، می‌توان به تائید فرض صفر و رد فرضیه: میزان نمره شاخص ارزیابی عملکرد مدیران در بعد آموزشی مدیر بالاتر یا مساوی با حد متوسط نیست، پی برد.
ب ) شاخص‌های ارزیابی عملکرد مدیران در بعد پژوهشی مدیر مناسب می‌باشد:
:H۰ میزان نمره شاخص ارزیابی عملکرد مدیران در بعد پژوهشی مدیر بالاتر یا مساوی با حد متوسط است.
:H۱ میزان نمره شاخص ارزیابی عملکرد مدیران در بعد پژوهشی مدیر بالاتر یا مساوی با حد متوسط نیست.

 

 

 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:33:00 ب.ظ ]




نمودار۴-۲- میانگین انحراف استاندارد دو گروه………………………………………….

 

 

۷۷

 

 

 

 

نمودار۵-۱-عوامل موثر بر روش تدریس ……………………………………………..

 

 

۸۵

 

 

 

 

نمودار ۵-۲- عوامل موثر بر انتخاب روش تدریس ……………………………….

 

 

۸۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چکیده
اثربخشی و کارایی نظام آموزشی در گرو پرورش انسانهای کامل و رشد یافته است.پیشرفت ها و تحولات پرشتاب کنونی ایجاب می کند که با نگاهی جامع به انسان، امکان پرورش شخصیتی متوازن فراهم گردد. هدف این تحقیق ، بررسی تاثیر کار گروهی بر بهبود انگیزش وپیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه چهارم مقطع ابتدائی شهر سمنان میباشد.دوفرضیه به عنوان فرضیات اصلی ویژه تحقیق در این زمینه طرح گردید: ۱- بین روش تدریس کار گروهی و روش سنتی از نظر تاثیر بر انگیزش یادگیری دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد۲- بین روش کار گروهی و روش سنتی از نظرتاثیر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان تفاوت معناداری وجود دارد.
جامعه آماری پژوهش حاضر عبارتست از دانش آموزان پایه چهارم ابتدائی شهر سمنان که نمونه آماری برای دستیابی به حجم اثر۳۵/۰ و توان معادل ۸/۰به ۳۰ آزمودنی در گروه آزمایش(روش کار گروهی) و ۳۰آزمودنی در گروه کنترل(روش سنتی)نیاز است.پژوهش حاضر از نوع آزمایشی می باشد. ضمن اینکه انتخاب گروههای آزمایش و کنترل نیز تصادفی می باشد. ابزار اندازه گیری شامل دو آزمون پیشرفت تحصیلی پش آزمون وپس آزمون و به منظور جمع‌آوری داده‌ها،و پرسشنامه‌ راهبردهای انگیزشی برای یادگیری‌(MSLQ) استفاده شد.اعتبار این آزمون را حسینی‌نسب(۱۳۷۹)با استفاده از روش‌ تحلیل عامل بررسی کرد که نتایج به دست آمده آلفای کرونباخ‌ برای خودکارآمدی،ارزشگذاری درونی،اضطراب امتحان،و راهبردهای شناختی و فراشناختی به ترتیب ۶۸/۰،۴۱/۰ ،۷۷/۰،۶۴/۰ و ۶۸/۰ بودند.و از آنجا که هدف بررسی اعتبار فرضیه های مطرح شده می باشد ،از آمارتوصیفی (طبقه بندی و نمودار- میانگین وانحراف استاندارد)استفاده می شودو همچنین از آمار استنباطی از آزمونTوتحلیل کوواریانس برای گروههای مستقل استفاده می شود . یافتههای پژوهش نشان داد که انگیزش یادگیری بین دو گروه آزمایشی و کنترل تفاوت معناداری وجود ندارد و در زمینه پیشرفت تحصیلی، روشهای فعال تدریس (کار گروهی) منجر به پیشرفت تحصیلی، معنادار شدن یادگیری و نفوذ مطالب کشف شده در عمیق ترین سطوح یادگیری و نهایتاُ باعث رشد توانایی‌های بالقوه ودر نهایت باعث پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان می‌شود.
کلمات کلیدی : کارگروهی،انگیزش،یشرفت تحصیلی
فصـل اول
کـلیات تحقیق

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    •  

        1. مقدمه

       

       

 

 

جوامع نوین به انسانهایی بالنده نیازدارند که بتوانند با بینش مناسب مجموعه ای از مهارتها را در مشاغل گوناگون بکار گیرند. انسانهایی شایسته، خلاق و مبتکر با مهارتهای گسترده، که در نظام آموزشیِ علمی و نظام مند به اهداف مشخص دست یابند.(فرج اللهی و حقیقی،۱۳۸۶)
اثربخشی و کارایی نظام آموزشی در گرو پرورش انسانهای کامل و رشد یافته است. پیشرفت ها و تحولات پرشتاب کنونی و مطرح شدن دیدگاههایی همچون تکثرگرایی، هوش چندگانه، هوش هیجانی و … ایجاب می کند که با نگاهی جامع به انسان، امکان پرورش شخصیتی متوازن فراهم گردد. در این میان آموزش و پرورش هر جامعه، یکی از نهادهای تاثیرگذاری است که انتظار داریم بطور متوازن و متعادل، به همه جنبه های مختلف وجودی انسان توجه داشته باشد، و زمینه ها و اسباب لازم را برای رشد همه جانبه دانش آموزان فراهم سازد.(فضلی،۱۳۸۹)
استامپن[۱](۲۰۰۴) بیان می دارد که در بلند مدت جامعه از یک سو متمایل به بکارگیری فرایند آموزشی است که تفکر و شیوه انتقال دانش را در عرصه زندگی آموزش می دهد؛ و از سوی دیگر، تمایل به فرایند ارزشیابی ایی دارد که مبتنی بر سنجش و قضاوت عادلانه و براساس اطلاعات دقیقی باشد که در ضمن یادگیری و آموزش گردآوری شود.
آموزش و پرورش هر کشور نقش مهمی در رفتار فردی و اجتماعی افراد دارد. فعالیت های آموزشی هر کشور را می توان سرمایه گذاری یک نسل برای نسل دیگر دانست. به عبارت دیگر، هدف فعالیت های آموزشی، رشد آگاهی و توانایی بالقوه انسان است. با توجه به گستردگی و پوشش وسیع فعالیت های نظام آموزشی، لازم است که در طراحی و اجرای فعالیت های آن از مطلوبترین شیوه ها استفاده کرد تا کیفیت آموزشی ارتقا یابد. امروزه درحوزه تعلیم و تربیت و آموزش فراگیران بحث روش های تدریس یکی از چالش های معلمان محسوب می شود و بکار گیری روش تدریس متناسب با هر ماده درسی از اهمیت زیاد برخوردار است. با توجه به شرایط فعلی جهان و پیشرفت چشمگیر تکنولوژیهای مختلف به خصوص تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات ممکن است چنین تصور شود که تعلیم و تربیت صرفاً می‌بایست بطور خاص بر بکارگیری و تربیت کاربران برای استفاده مناسب از این تکنولوژی تمرکز کند اما صرف در اختیار داشتن و استفاده از این تکنولوژی در دنیای تعلیم و تربیت، راهگشای انسان امروز و آینده نخواهد بود. در دنیای فعلی، موضوع اساسی، تربیت انسانهایی است که خوب بیاندیشند. امروزه فراگیران برای روبرو شدن با تحولات شگفت‌انگیز قرن بیست‌و یکم باید به طور فزاینده‌ای مهارت‌های تفکر را برای تصمیم‌گیری مناسب و حل مسائل پیچیده جامعه کسب کنند.بسیاری از صاحبنظران مانند انیس، پول و لیپمن[۲](به نقل از شعبانی، ۱۳۸۲) بر این باورند که یکی از اهداف اساسی تعلیم وتربیت باید تربیت انسانهای متفکر باشد.پول[۳](۱۹۹۲) معتقد است که تربیت انسانهای صاحب‌ اندیشه و ذهن کاوشگر، باید نخستین هدف و محصول نهایی تعلیم و تربیت باشد. به عقیده میرز (۱۳۷۴) در عصری که کتاب‌های درسی به سرعت کهنه می‌شوند و نوآوری دائماً تجربه می‌شود، اهداف نهایی و کلی تعلیم و تربیت ناگزیر باید تغییر یابد، به عبارت دیگر روشهای سنتی تدریس و یادگیری یعنی جایگاه منفعل فراگیران در محیط آموزشی و تکیه بر پر کردن ذهن از اطلاعات، دیگر جوابگوی نیازهای تربیتی نسل حاضر و آینده نخواهد بود و برای تربیت صحیح فراگیران نیاز است تا آنها آزادانه، خلاقانه و نقادانه و به طور علمی بیاندیشند و برنامه‌های مدارس ومرکز آموزشی باید نظم فکری را به فراگیران منتقل نمایند و چنان سازماندهی شوند که آنها را به جای ذخیره‌سازی حقایق علمی، درگیر مسأله نمایند. از نظر گوچ[۴](به نقل از اسلامی، ۱۳۸۲) تطابق با دنیایی که دائماً در حال تغییر است با دسترسی صرف به اطلاعات و ارتباطات حل نخواهد شد.یکی از مهمترین نیازهای عصر ارتباطات، مهارتهای تفکر است.
دام و وولمن[۵] (۲۰۰۴) معتقدند که شهروندی در دنیای جدید شایستگی‌های دیگری به جز توانایی‌های قبلی و سنتی را طلب می‌کند، اکنون از افراد انتظار نداریم که محل و مکان زندگی خودشان را بشناسند بلکه انتظار داریم موقعیت خودشان را در اجتماع تعریف و مشخص نمایند. توماس توچ[۶] (به نقل از فتحی‌آذر، ۱۳۸۲) معتقد است که رشد توانایی اندیشیدن و حل مسائل مهمتر از تربیت فنی و حرفهای فراگیران است.در جامعه‌ای که سیستم تعلیم و تربیت آن بدون بحث و انتقاد، امور را می‌پذیرد وبدون تفکر آنها را منعکس می‌کند،خطرپدید آمدن انسانهای فاقد توان ونیروی تفکردر جامعه زیاد می‌باشدولذا هالپرن (۱۹۹۸) معتقد است هدف تعلیم و تربیت برای شهروند مردم سالار، پرورش تفکر انتقادی است. مطابق دیدگاه پول (۱۹۹۲) تفکر انتقادی یکی از اهداف تعلیم و تربیت نیست بلکه هدف اساسی آن است.
پژوهشهای انجام یافته در ایران نیزحاکی از آن است که توانایی دانش‌آموزان در سطوح بالای یادگیری به ویژه مهارتهای عملکردی و فرایندی در مقایسه با دانش‌آموزان کشورهای دیگر بسیار کمتر است (احمدی، ۱۳۸۰).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ب.ظ ]




تعاریف نظری و عملیاتی متغییرها

 

 

 

 

علم را می‏توان نظام کسب آگاهی دربارهء پدیده‏های مختلف جهان دانست که در حوزهء علوم تجربی عموما از طریق مشاهدات و آزمایش‏های قابل کنترل به دست می‏آید.روش‏ علمی که همان روش پژوهش یا حل مسأله است،فرایندی است که دانشمندان در طول‏ حیات بشر از طریق آن توانسته‏اند با آزمودن فرضیه‏ها و کشف روابط میان پدیده‏ها به‏ تدریج مفاهیم،اصول و نظریه‏هایی را کشف کنند که امروزه در قالب رشته‏های مختلف‏ علمی در اختیار همگان قرار گرفته است.
در روش آموزش به صورت سنتی ،معلم به شیوه‏ای مکانیکی و یک جانبه می‏کوشد تا از طریق‏ روش‏های گفتاری و نمایشی و فشار آوردن بر حافظه و تکرار مطالب،انبوهی از حقایق و اطلاعات را که صرفا محصول تفکر دیگران بوده است به ذهن شاگردان منتقل کند.در این‏گونه روش‏ها،بر درگیری مستقیم و شرکت فعال دانش آموزان در تجارب یادگیری کم‏تر تأکید می‏شود و یادگیرنده در فرایند یاددهی-یاددگیری غالبا نقشی انفعالی و پذیرنده‏ دارد.او مجبور است بدون تفکر و تعمق و درک رابطهء منطقی میان پدیده‏ها و امور،مطالب‏ را به شیوه‏ای طوطی وار به ذهن بسپارد و در مواقع لزوم آنها را دوباره به خاطر آورد.
این‏گونه آموزش‏ها به مرور نوعی خستگی،دل زدگی و بی‏تفاوتی نسبت به علم و علم‏ آموزی دریادگیرندگان ایجاد می‏کند و از آنان افرادی منفعل،زود باور،غیر منطقی،غیرخلاق،و خشک اندیش می‏سازد.چنین افرادی عملا قادر نیستند از توانایی‏ها و استعدادهای بالقوهء خود استفاده کنند و در مسیر یادگیری بهتر و عمیق‏تر گام بردارند.در این روش‏ها بیش‏تر فعالیت‏ها بر عهدهء معلم است.اوست که می‏کوشد تا به هر شکل ممکن، دانش و یافته‏های علمی را با استفاده از انواع مثال‏ها و شواهد و تمرین و تکرار به‏ دانش آموزان القا کند مایر(۱۹۹۰،۱۹۹۲).
در دیدگاه دوم که از آن به عنوان‏”دیدگاه پویا”نام برده می‏شود،علم بیش‏تر به صورت‏ یک فرایند و فعالیت پویا،یعنی مراحلی که دانشمندان در جریان برخورد با موقعیت‏های‏ نامعین و مسأله‏ای طی می‏کنند در نظر گرفته می‏شود.از این دیدگاه،علوم را باید به همان‏ شیوه‏ای که دانشمندان آنها را تولید کرده‏اند،آموخت.دانش آموزان در جریان یادگیری‏ علوم به جای دریافت مستقیم حقایق علمی با فرایند تولید علم آشنا می‏شوند. (شواب، ۱۹۹۶)
دانشمندان در برخورد با مسائل به ویژه هنگام جمع‏آوری،ارزیابی‏ و تفسیر داده‏ها مجموعه‏ای از مهارت‏های عقلی و طرز عمل‏های تجربی را به کار می‏گیرند که فرایندهای علم‏۵نامیده می‏شوند.برای مثال،فعالیت‏هایی مانند مشاهده‏،انــدازه گـیری،جمع‏آوری وطبقه‏بندی اطـلاعات ، فرضیه‏سازی ،آزمون فرضیه‏ها،استنباط و نتیجه‏گیری‏ ازداده‏هاو…نمونه‏هایی از این فرایندها هستند که دستاوردها یافراورده‏های علمی یعنی‏ حقایق‏ ، اصول‏،قوانین‏و نظریه‏هااز طریق آنها حاصل می‏شوند.
بر اساس این دیدگاه،دانش آموزان باید همانند دانشمندان پدیده‏های مختلف را از طریق مشاهده،تجربه و دیگر فرایندهای علمی مطالعه و بررسی کنند و پس از کشف روابط میان پدیده‏های مورد نظر به احکام ، قوانین و اصول علمی پی ببرند.
این دیدگاه،به مرور روش‏هایی را برای آموزش و یادگیری علوم به وجود آورده‏ است که به روش‏های اکتشافی،فرایند-مدار،و یادگیرنده-مدارشهرت یافته‏اند. روش‏هایی چون روش حل مسأله،روش کاوشگری و روش‏های مبتنی بر تفحص و تحقیق‏ از این نوع محسوب می‏شوند.در چنین روش‏هایی بر راه یادگیری و مهارت‏های چگونه‏ آموختن بیش از انتقال حقایق و دانش‏ها تأکید می‏شود.در عین حال،سعی بر این است که‏ یادگیرنده از طریق درگیر شدن در فعالیتها و تجربیات متنوع یادگیری به مجموعه‏ای از دانش‏ها،مهارت‏ها و نگرش‏ها دست یابد که خود در شکل‏گیری و تولید آنها سهم داشته‏ است.مهم‏ترین ویژگی این روش‏ها کمک به ایجاد و توسعهء مهارت‏های تفکر و یادگیری‏ در دانش آموزان است.
مهارت‏هایی که از این طریق حاصل می‏شوند،به عنوان مهارت‏های یادگیری مستمر و مادام العمر ،همیشگی و پایدار به موارد مشابه تعمیم می‏یابند و در یادگیری‏های بعدی‏ مورد استفاده قرار می‏گیرند. در این روش‏ها معلم به جای انتقال صرف مطالب می‏کوشد تا موقعیت‏ها و فرصت‏هایی‏ را فراهم کند که شاگردان به بررسی دانش و تجارب قبلی خود بپردازند و در نهایت،با تجدید نظر در ساخت‏های ذهنی خود به دانش تازه‏ای دست یابند.معلم در این جا بیش‏تر در نقش یک راهنما و تسهیل کنندهء امر یادگیری ظاهر می‏شود.او به دانش آموزان خود کمک‏ می‏کند تا به مرور به یادگیرنده‏ای خود راهبروخود ارزشیابی کننده‏ مبدل شوند. ویژگی دیگر این روش‏ها آن است که باعث می‏شود دانش آموزان در کنار کسب دانش‏ها و مهارت‏های یادگیری به مرور نسبت به علم و علم آموزی نگرش‏های مثبتی پیدا کنند. نگرش‏هایی چون کنجکاو بودن، داشتن تفکر نقاد و منطقی و باز بودن بینش و تفکر آنان‏ برای پذیرش عقاید مدلل و یافته‏های علمی،که عملا به دانش آموزان فرصت می‏دهد تا هر چه بیش‏تر در مسیر علم آموزی و دریافت بینش علمی گام بردارند .
آموزش علوم در قالب شرح و توضیح مطالب علمی برای دانش آموزان و اعلام آنها به صورت اموری قعطی و ثابت به معنای نادیده انگاشتن ویژگی‏های بنیادی علوم و ارائه‏ تصویری نادرست از آن به یادگیرندگان است. در جریان آموزش علوم باید شرایطی فراهم شود که دانش آموزان با کیفیت ذاتی علوم‏ آشنا شوند و آشکارا دریابند که چگونه دانش ما از تفسیر داه‏دها حاصل می‏شود و تفسیر داده‏ها و حتی جست‏وجو برای آنها هر آینه بر اساس مفاهیم و فرض‏هایی جریان می‏یابد که با توسعهء دانش ما تغییر می‏کنند.آنها باید بدانند که نظریه‏ها و یافته‏های علمی در حوزهء علوم تجربی پیوسته از طریق ارتباط مطالب جدید،با مطالب پیشین،رد فرضیه‏های قبلی و تأیید فرضیه‏های جدید در شرف بازسازی و تجدید نظرند.این بدان معنا نیست که دانش‏ موجود غلط است بلکه کاملا علمی است؛چرا که بر پایهء مستدل‏ترین حقایق و مفاهیم امتحان شدن درحال حاضر قرار دارد و در واقع منطقی‏ترین و معتبرترین دانش در حد توان انسان امروزی است که مسلما در آینده نیز مورد تجدید نظر قرار می‏گیرد.
باید توجه داشت که تجربهء علوم دانش آموزان از یک سر راهی است برای توضیح‏ ماهیت جهان،و از سوی دیگر،روندی است که طی آن،دانش آموزان دربارهء مشاهدات‏ خود می‏اندیشند و عقاید خویش را بازسازی می‏کنند.آنان از طریق درگیر شدن در فرایند حل مسأله با اندیشه،عواطف،تجارب و توان ذهنی خود با مسائل علمی برخورد می‏کنند و از این طریق،مهارت خویش را در تفسیر داده‏ها،بیان فرضیه‏ها و فهم دانش علمی توسعه‏ می‏دهند.به این ترتیب،هر یک از آنها عملا به یادگیرنده‏ای خود راهبر،خود ارزش یابی‏ کننده و مستقل مبدل خواهند شد. آموزش علوم باید به رشد و توسعهء”مهارت‏های فرایندی‏”یا فرایندهای علوم در یادگیرندگان کمک کند.
منظور از مهارت‏های فرایندی یا فرایندهای علوم،آن دسته از مهارت‏های تفکر و یادگیری است که در جریان کشف،تولید و توسعه نظریه‏های علمی مورد استفادهء دانشمندان قرار می‏گیرد.نمونه‏هایی از این فرایندها که می‏تواند از طریق تدریس علوم در شاگردان ایجاد شود،عبارت‏اند از:مشاهده کردن‏،اندازه‏گیری کردن‏، طبقه‏بندی‏ کردن‏،نظم بخشیدن‏،فرضیه‏سازی‏،تحلیل کردن‏،ترکیب کردن‏۵۴طراحی تحقیق‏ و ارزش یابی کردن.‏
از دیدگاه فلسفی،برقراری معیارها به ایجاد استانداردهایی برای قضاوت کردن در مورد ارزش یا منطق ایده‏ها اشاره دارد.این معیارها اصولی منطقی هستند که از فرهنگ، تجربه و آموزش مشتق شده‏اند.از میان الگوهای بسیار گوناگون تدریس می‌توان به یادگیری مشارکتی اشاره کرد. این الگو از نظر ساختاری زیرمجموعه‌ خانواده الگوهای اجتماعی و برای آموزش همکاری است. ساز و کار این الگو به سبب وجود عوامل بارز و مؤثری چون روابط مثبت میان اعضا، همکاری در گروههای یادگیری، مسئولیتپذیری فردی و پیامدهای رضایت بخش گروهی، موجب دستاوردهای مثبت و شاخص در آموزش و پرورش دانش‌آموزان شده است. یادگیری مشارکتی با ایجاد شرایط مناسب برای آموختن استراتژیهای یادگیری، به انتقال یادگیری از طریق گروه به فرد، و کنش متقابل میان فراگیران با سطوح توانایی علمی ناهمگن در کلاس کمک می کند. این الگو برای موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان الگویی مناسب و شناخته شده است.به بیان مؤلفان کتاب الگوهای تدریس: هنگام کارکردن با یکدیگر انرژی جمعی به وجود می‌آوریم که آن را جمع‌افزایی می‌نامند. الگوهای اجتماعی تدریس برای این به وجود آمده اند که دانش‌آموزان با ایجاد جمعهای یادگیری بتوانند از مزیت این پدیده برخوردار شوند. دراصل «مدیریت کلاس درس» موضوع توسعه روابط مبتنی بر همیاری در کلاس درس است (جویس و دیگران: به نقل از بهرنگی ۱۳۸۱).
درس علوم از اهمیت فوق العاده‏ای برخوردار است و در تحقیقاتی که به عمل آمده، ضعف دانش‏آموزان ایرانی در درس علوم ثابت شده است. الگوهای تدریس ابزار مهمی برای گشودن راه سازماندهی آموزش و پرورش در جهت استفاده از انواع هوش و افزایش یادگیری است. الگوهای تدریس مشارکتی رویکرد آموزشی مناسب برای استفاده از مسئله‌‌گشایی و تفکر و تحقیق با توجه به برنامه، اهداف و امکانات دراختیار می‌گذارد. الگوهای تدریس مشارکتی به لحاظ ساختاری زیرمجموعه خانواده الگوهای اجتماعی و برای آموزش همکاری است. در الگوهای تدریس مشارکتی دانش‌آموزان نقش اساسی برعهده دارند. معلم به عنوان راهنما و هدایت‌کننده عمل می‌کند و وظیفه دارد شرایط یادگیری را فراهم نماید. الگوهای تدریس مشارکتی دانش‌آموزان را به گفتگو، جستجو، تفکر و آموزش یکدیگر فرا می‌خواند.
مفهوم کار گروهی یک اصطلاح عام است که ریشه در نظرات لوین دارد و برای‏ برخی از انواع شیوه‏های تعاملی گروههای کوچک به کار می‏رود.در این روش‏ دانش آموزان برای انجام وظایف عملی،برای کمک به خود و هم گروهان خود برای‏ یاد گیری بهتر و مؤثرتر به فعالیت و تلاش جمعی مشغول می‏شوند و سرانجام در راستای‏ اهداف مشترک به نتایج ارزنده‏ای می‏رسند(اسلاوین،۱۹۹۶). برای درک بیشتر این‏ روش بهتر است به پیش فرض‏ها و خصوصیات مشترک روشهای مشارکتی اشاره کرد.در این روش،دانش آموزان به صورت گروهی در انجام وظایف مشترک کار می‏کنند و از طریق کار گروهی کار خود را اثربخش می‏نمایند.گروهها معمولا ۲ یا ۵ نفره هستند و از رفتارهای اجتماعی و مشارکتی برای اجرای وظایف مشترک یا فعالیتهای یاد گیری‏ استفاده می‏کنند،فرا گیران به طور مثبت به هم وابسته هستند و علاوه بر جنبهء اجتماعی‏ به طور انفرادی مسؤول یا پاسخگوی کار خود هستند(میلیس،۱۹۹۶). با این‏ پیش فرض‏ها می‏توان به این مطلب رسید که یاد گیری مشارکتی شیوه‏ای از یاد گیری است‏ که در آن پویایی،خلاقیت،تعامل و وابستگی مثبت به هم گره می‏خورد و فرد در عین‏ تمایل به جمع،به خود جوشی می‏پردازد و زمینهء رشد خود و دیگران را فراهم می‏کند (نصر آبادی و نوروزی،۱۳۸۲).
به طور کلی در یاد گیری مشارکتی سه گروه وجود دارد:
گروههای یاد گیری مشارکتی رسمی: این گروهها ممکن است برای یک دوره کلاس چند هفته‏ای برای تکمیل نیازهای درسی تشکیل شوند.در این گروهها معلم یک درس را معرفی می‏کند و دانش آموزان را به گروههای ۳ تا ۵ نفره تقسیم می‏کند و به آنان موادی را که برای تکمیل وظیفه و تکلیف نیاز است،ارائه می‏دهد.معلم نقش دانش آموزان را در گروه تعیین می‏کند.وظایف آنان را توضیح می‏دهد و هر مفهوم یا شیوه‏ای را که‏ دانش آموزان برای انجام تکلیف به آن نیاز دارند آموزش می‏دهد تا دانش آموزان‏ بر اساس وظایف خود کار کنند.هنگامی که دانش آموزان با هم کار می‏کنند معلم به‏ گروهها سرکشی می‏کند و تعاملات مثبت بین آنها را تقویت می‏کند(نصر آبادی و نوروزی،۱۳۸۲).در مواقعی که دانش‏آموزان وظیفهء اصلی و علمی خود را نمی‏فهمند یا مشکلی در کار کردن با هم دارند،معلم مداخله می‏کند و آن را حل می‏نماید و بعد از اممام کار معلم موقعیت علمی هر دانش آموز و چگونگی عملکرد هر گروه را به عنوان‏ یک گروه واحد می‏سنجد و بر اساس ارزیابی خود در سازماندهی درس‏ها،تعاملات‏ فرا گیران و نگرش‏های آنها تغییراتی ایجاد می‏کند(کارسون،۱۹۹۰؛ جانسون،۱۹۸۷). تغییر نگرش‏ها و تعاملات مثبت در یادگیری مشارکتی به دانش آموزان می‏آموزد که در قبال یاد گیری خود و دیگران مسؤول هستند و به صورت مثبت با یکدیگر رقابت‏ دارند.در این حالت آنان اعضای گروه خود را تشویق می‏کنند که مشارکت سازنده داشته‏ باشند.
به کار گیری گروههای یادگیری مشارکتی غیررسمی: معمولا به مجموعهء انتظارات‏ کلاس کمک می‏کنند و دانش آموزان را از لحاظ شناختی به مواد تدریس شده مطمئن و مسلط می‏سازند.
تشکیل گروهها بر پایهء مشارکت بلند مدت: وجود این گروهها فرد را تشویق و تحریک‏ می‏کند که کمک‏هایی را که فراگیران برای پیشرفت علمی و تعامل مثبت نیاز دارند، بیاموزند.تعامل مثبت و وابستگی اجتماعی از لحاظ شناختی و اجتماعی در گروههای‏ مشارکتی موجب رشد پویایی و سلامتی انسان می‏شود و چون نوع تعاملی که در یاد گیری مشارکتی استفاده می‏شود متقابل است،عزت‏نفس فراگیران نیز افزایش می‏یابد .وابستگی متقابل اجتماعی در این یاد گیری بر پایهء نظریهء رشد تکاملی‏ متکی است و بنابراین از پویایی لازم برخوردار است.معمولا این نوع وابستگی با وابستگی‏های دیگر متفاوت است،دروابستگی‏های اجتماعی معمولی نتیجهء عمل یک‏ فرد به وسیلهء دیگری تحت تأثیر قرار می‏گیرد،اما عمل فرد دوم تحت تأثیر فرد اولی‏ نیست ووابستگی یکطرفه می‏شود،بنابراین تأثیر چندانی ندارد.معمولا افراد در مسائل‏ اجتماعی اهداف خود را به سه طریق تنظیم و دنبال می‏نمایند.
همکاری به صورت مشارکتی برای اجرای اهداف مشترک:به نظر می‏رسد این روش برای‏ دست یافتن به اهداف بهترین روش است،زیرا وقتی که موقعیتی به صورت مشارکتی‏ ساخته می‏شود،افراد به طور مثبت به هم وابسته می‏شوند و به این مسأله می‏رسند که‏ آنها در صورتی می‏توانند به اهدافشان نایل شوند که دیگران هم به اهدافشان برسند و دست یافتن دیگران نه تنها مانعی برای دستیابی فرد به اهدافش نیست،بلکه برای او مفید نیز هست.به عبارت دیگر افراد در گروه به دنبال نتایجی هستند که برای تمام آنهایی‏ که با هم کار می‏کنند،سود داشته باشد.
یادگیری از طریق همیاری (کار گروهی) راهبردی است که دانش آموزان را در قالب گروه های منسجم و پایدار برای کار و تماس با یکدیگر برمی انگیزد. کار گروهی، بخش اصلی تحقق اهداف یادگیری در کلاس های درس است. یادگیری از طریق همیاری، مسئولیت پذیری شخصی را در میان تعاملات گروهی پرورش می دهد. به طوری که به گفته آلیسون کینگ در یادگیری از طریق همیاری، نقش معلم از دانای صحنه کلاس به راهنمای عمل تغییر می یابد. دانش آموزان اگر چه به صورت گروهی به یادگیری اقدام می کنند، ولی پیشرفت آنان در یادگیری، به صورت انفرادی سنجیده می شود.
یادگیری از کار گروهی، دارای نظم و ساختار است و تمرکز اساسی اش بر اطمینان یافتن از رخ دادن یادگیری است. انتخاب و فعال سازی گروه سبب می شود دانش آموزان بنابه دیدگاه ها، توانایی ها، قومیت و نژادهای مختلفی که دارند، به صورت خلاقانه عمل کنند.
واگذار کردن تشکیل گروه به خود دانش آموزان امکان دارد سبب تشکیل گروه های همگن شود، یعنی امکان دارد دانش آموزانی که گرایش هنری، علمی، اجتماعی، خانوادگی، طبقه اجتماعی و… خاصی دارند، به گروه های خاص تقسیم شوند. این کار سبب می شود کارآیی گروه ها کاهش یابد و کسب مهارت های اجتماعی به تأخیر افتد و تمرکز بر انجام تکلیف محوله تنزل یابد. از این روست که، توصیه می شود، معلم برای یادگیری از طریق کار گروهی و به منظور تشکیل گروه ها باید خود رأساً وارد عمل شود و گروه های ناهمگنی بسازد. در گروه های ناهمگن، اعضای گروه از زمینه های دانشی، هنری، قومی و… متفاوتی برخوردار  هستند. تعداد اعضای گروه در کلاس درس می تواند بین ۳ تا ۸ نفر متغیر باشد. این تعداد عضو برای گروه های دانش آموزی است که تا حدودی توانایی مدیریت زمانی و کلامی را دارند.
روش تدریس: عبارت است از تعامل یا رفتار متقابل معلم با شاگرد، بر اساس طرحی منظم و هدفدار معلم، برای ایجاد تغییر در رفتار شاگرد ( شعبانی ، ۱۳۷۱).
پیشرفت تحصیلی: در این پژوهش پیشرفت تحصیلی بر اساس نمرات بدست آمده دانش‌آموزان در درس علوم است.
کارگروهی: به روشی اطلاق می‌شود که در آن فراگیران در جریان آموزش برانگیخته شده و در امر یادگیری می‌کوشند. دانش آموزان به صورت گروه بندی شده و معلم نقش راهنما و هدایت کننده را ایفا می‌کند و یک ارتباط متقابل بین معلم و شاگرد وجود دارد.
روش تدریس غیر فعال: به روشی اطلاق می شود که به صورت معلم محور برگذار شده و دانش‌آموزان منفعل بوده و نقش شنونده را دارند. دانش‌آموز خوب در این کلاس، دانش‌آموزی است که ساکت باشد.
یادگیری: تغییرات دائمی و پایداری که در رفتار فرد بر اثر تجربه بدست آمده باشد ( سیف، ۱۳۷۸).
انگیزش
انگیزش اسم مصدر از انگیزیدن بوده و در لغت به معنای تحریک، ترغیب، تحریض و هیجان آمده است. دکتر سیف در کتاب روانشناسی پرورشی واژه انگیزش را این گونه توضیح داده است: ‹واژه انگیزش در انگلیسی از کلمه لاتین Mover(حرکت دادن) گرفته شده است .  این اصطلاح همان گونه که از معنای رایج آن برمیآید به علت و چرایی رفتار اشاره دارد.(سیف، ۱۳۷۴)انگیزش را میتوان به عنوان عامل نیرو دهنده، هدایت کننده و نگهدارنده رفتار تعریف کرد. (سیف‏، ۱۳۸۲)به زبان ساده انگیزش چیزی است که فرد را به پیش رفتن وا میدارد، در حال پیش رفتن نگه میدارد و تعیین میکند که به کجا سعی بایدکرد.روانشناسان، انگیزش را عامل درونی میدانندکه رفتار شخص را تحریک میکند  و در جهت معین سوق میدهد و آن را هماهنگ میسازد. این نکته نیز مورد اتفاق است که انگیزه سازهای است که به طور مستقیم قابل مشاهده و اندازه گیری نیست،ولی وجود آن ازرفتارشخص استنباط می شود(موری، ۱۳۵۴)اصطلاح انگیزه غالبا با انگیزه مترادف به کار میرود با این حال میتوان انگیزه را به عنوان حالت مشخصی که سبب ایجاد رفتاری معین میشود، تعریف کرد. به سخن دیگر انگیزه اصطلاحی دقیقتر از انگیزش است. انگیزش عمل کلی مولد رفتار است، اما انگیزه حالت اختصاصی رفتار خاص است. (سیف، ۱۳۷۶)
فصل دوم
ادبیات وپیشینه تحقیق
۲-۱- مقدمه :
فعالیتهای آموزشی هر کشور را می توان نوعی سرمایه گذاری برای آینده دانست. هدف اصلی این سرمایه گذاری، توسعه انسانی و یا به عبارتی، رشد آگاهی و توانایی های بالقوه ی انسان می باشد. با پیشرفت روزافزون علوم وتکنولوژی، نقش آموزش و پرورش نیز دچار دگرگونی شده است؛ به طوری که امروزه وظیفه اصلی نظام آموزشی، کشف و پرورش استعدادها و توانایی های دانش آموزان، برای شرکت در فعالیتهای سازنده ی اجتماعی است. (قره داغی،۱۳۸۹)
درگذشته اعتقاد بر این بود که تنها کلاسهای ساکت و بی‏تحرک،کلاسهای یادگیری‏ واقعی هستند.در آن‏زمان مدیران مدارس در راهروهای خاموش قدم می‏زدند و در انتظار شنیدن کوچکترین صدا،به کنترل کلاسها می‏پرداختند.اما،امروزه بسیاری از مدارس در صدد استفاده از برنامه‏هایی هستند که دانش‏آموزان را به بیان عقاید و مشارکت در یادگیری‏ دعوت می‏کنند.این‏گونه برنامه‏ها که یادگیری به صورت گروهی خوانده می‏شوند،دانش‏آموزان را به‏ بحث،مذاکره،و در نهایت به آموزش یکدیگر فرا می‏خوانند.
یکی از دستاوردهای موفقیت آمیز روان شناسی اجتماعی به کار گیری و استفادهء وسیع از کارگروهی در همهء زمینه‏هاست.حدود ۳۰ سال پیش این روش کاملا ناشناخته‏ بود،اما اکنون به عنوان یک روش آموزشی استاندارد در مدارس پیشرفتهء جهان به کار می‏رود.کار گروهی دانش آموزان در بحث آموزش شیوه‏ای است که امکان یاد گیری دانش آموزان را در مواردی‏ مانند:امکان تبادل اطلاعات بیشتر و بهتر،ترغیب به یاد گیری بیشتر و مؤثرتر،افزایش‏ مهارتهای گروهی برای زندگی،فراهم سازی و ارائهء باز خوردهای تکوینی و رشد دهنده، افزایش نقش مثبت فرا گیران در کمک به یاد گیری خود و همتایان،و امکان تعاملات‏ مثبت بین اعضای گروههای فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی مختلف افزایش می‏دهد و آن‏ را تسهیل و تقویت می‏کند(میلیس،۱۹۹۶)
یادگیری به صورت کارگروهی در حقیقت به عنوان راه حل مقابله با انبوهی از مشکلات آموزشی‏ پیشنهادشده است.از این یادگیری غالبا به عنوان وسیله‏ای برای تقویت مهارتهای فکری و ارتقاء سطح یادگیری نظام‏یافته،جایگزینی برای گروه‏بندی دانش‏آموزان براساس‏ تواناییهایشان،آموزشهای جبرانی یا آموزش استثنایی و وسیله‏ای برای بهبود ارتباط دانش‏آموزان نژادهای مختلف با یکدیگر،پذیرفتن دانش‏آموزان عقب‏ماندهء تحصیلی و آماده کردن دانش‏آموزان،به منظور ایفای نقش در فعالیتهای گروهی و مشارکتی،یاد می‏شود.به‏راستی چه‏تعداد از موارد فوق جامهء عمل به خود پوشیده‏اند؟روشهای گوناگون‏ یادگیری مشارکتی چه تأثیری بر موفقیت دانش‏آموزان و دستاوردهای دیگر داشته‏اند؟چه‏ اشکالی از یادگیری مشارکتی بیشترین تأثیر را بر موفقیت تحصیلی دارند؟وجود چه عناصر و شرایطی لازمهء موفقیت یادگیری مشارکتی است؟

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • معنی تدریسعبارت‌است از بیان صریح‌معلم درباره آنچه‌که باید یاد داده شود(شعبانی،۱۳۸۱) و همچنین روشی منظم، باقاعده و منطقی برای ارائه‌درس از جانب معلم (صفوی،۱۳۸۲).

 

 

    • زیربنای فلسفی تدریستعمق در روشهای‌سنتی تدریس نشان می‌دهد که این روشها با تفکرات و اندیشه‌های فیلسوفان بزرگی چون جان‌لاک، دیویدهیوم و برکلی از رئالیستهای‌سرشناس تناسب بیشتری دارد. در فلسفه رئالیسم، جهان‌خارج از‌ذهن آدمی واقعیت دارد و این جهان خارج از ذهن قابل شناسایی است (شریعتمداری، ۱۳۷۷). جان‌‌لاک معتقد است که ذهن نوزاد آدمی همانند لوحی ننوشته و سفید و ظرفی‌خالی‌است که باگذشت زمان و بر اثر دریافت‌های‌گوناگون‌حسی از واقعیات ‌جهان‌ بیرون پر می‌شود (نقیب‌زاده، ۱۳۷۹). همچنین لاک، هیوم و برکلی معتقدند که شناخت جهان خارج از ذهن به دو صورت حسی و حافظه‌ای(تخیلی) امکانپذیر است (شعبانی‌ورکی، ۱۳۷۸). بنابراین در روشهای سنتی تدریس که ذهن آدمی چون ظرفی خالی درنظر گرفته شده و دو حس شنوایی و بینایی و قدرت حافظه(یادسپاری و یادآوری) بیشترین کاربرد را در یادگیری دارند؛ با اندیشه های فلاسفه فوق همخوانی بیشتری دارد.

 

 

    • زیربنای روانشناختی تدریساز نظر زیربنای روانشناختی، روشهای‌تدریس‌سنتی غالباً متکی بر مکتب‌رفتارگرایی هستند. در این مکتب روانشناختی، هدف و آرمان‌تربیتی، شکل‌دادن به رفتار مطلوب و کاهش رفتار نامطلوب است. تدریس نیز عبارت‌است از تصمیم‌گیری درباره شرایط استفاده از تقویت‌کننده‌ها، به‌نحوی‌که به یادگیری شاگردان منتهی شود، محیط یادگیری ساختی بسته و غیر منعطف دارد، یادگیرنده فردی منفعل بوده و به شکلی غیرفعال به تقویت‌کننده‌ها پاسخ می‌هد؛ این درحالی است که معلم نقشی حساس و کلیدی در فرایند تدریس برعهده دارد، ارتباط حالتی یک‌سویه و از جانب‌معلم به دانش‌آموزان دارد و ارزشیابی‌ها نیز بر مشاهده رفتار و آزمونهای کاغذ_قلمی و آزمونهای عینی مبتنی است (میلر، ۱۳۷۹).

 

 

    • هدف تدریسهدف از تدریس در روشهای سنتی عبارت است از ارائه درس جدید و انتقال دانش و معلومات به ذهن دانش‌آموزان و شکلدهی به رفتار آنان براساس الگوی از قبل تعیین‌شده.

 

 

    • نقش معلممعلم در روشهای‌سنتی‌تدریس نقشی کلیدی‌وحساس برعهده دارد، مرکز و نقطه ‌اتکای‌ دانش‌آموزان بوده و همیشه به‌عنوان دریایی‌ازمعلومات دربرابردانش‌آموزان ظاهر می‌شود، موضوع آموزش را مشخص می‌کند، اطلاعات را به شاگردان منتقل و میزان یادگیری آنها را درمراحل مختلف کنترل می‌کند وفعالیت‌های مطلوب آنها راتقویت م‌کند. خلاصه آنکه وی به عنوان منبع و مخزن اطلاعات موظف است دانش و اطلاعات را به ذهن دانش‌آموزان منتقل نماید (سلیمانپور،۱۳۸۰، بیلر، ۱۳۷۳).

 

 

    • نقش دانش‌آموزاندانش‌آموزان در روشهای سنتی تدریس افرادی غیرفعال، تهی از دانش و اطلاعات و منفعل در نظرگرفته می‌شوند که دریافت کننده و حفظ‌کننده اطلاعات، دانش‌ومعلوماتی هستند که به ‌صورتهای مختلف از سوی معلم ارائه می‌شود(قورچیان،۱۳۷۹). به‌سخنی‌دیگر دانش‌آموزان در روشهای سنتی تدریس امانتداری هستند که امانت ارائه‌شده از سوی ‌معلم(دانش و اطلاعات) را حفظ‌ کرده و در سرجلسه امتحان پس می‌دهند و به‌میزان امانت‌داری خود نمره می‌گیرند(راسخ، ۱۳۴۹) و در کل دانش‌آموزان شنوندگانی صرف تلقی می‌شوند.

 

 

    • نحوه ارتباط معلم و دانش‌آموزاننحوه تعامل معلم و دانش‌آموزان در روشهای‌سنتی‌تدریس ارتباطی یک‌جانبه و ازسوی معلم به دانش‌آموزان است. سیستم‌اجتماعی‌کلاس توسط معلم کنترل می شود، حداقل تعامل بین شاگردان برقرار است، همکاری و روابط بین گروهی وجود ندارد و دانش‌آموزان در مسیری که معلم یا هر مرجع بیرونی برای آنها ترسیم کرده‌اند، گام بر می‌دارند(شعبانی‌ورکی، ۱۳۷۸). ارتباط غالب این روشها نیز رقابت است که در آنها دانش‌آموزان برای گرفتن نمره و امتیازات و پاداشهای کلاسی باهم به مسابقه می پردازند. چنین امری سبب می‌شود که دانش‌آموزان یکدیگر را سد راه یادگیری و موفقیت خود بدانند،‌ دائماً نگران وضعیت‌تحصیلی خود باشند و نوعی وابستگی ‌درونی‌ منفی بین آنها برای رسیدن به هدف بوجود آید(جانسون‌و‌جانسون، ۲۰۰۱).

 

 

    • نحوه ارزشیابیارزشیابی از پیشرفت‌تحصیلی در روشهای‌سنتی‌تدریس بر اندازه گیری‌محفوظات ذهنی دانش‌آموزان مبتنی است و غالباً از آزمونهای عینی و آزمونهایی که معلومات شاگردان را اندازه‌گیری می‌کنند، استفاده می‌شود. نمرات دانش‌آموزان در ارزشیابی‌ها نقش‌محوری داشته و ملاک عمل و قضاوت درباره موفقیت و پیشرفت‌تحصیلی دانش‌آموزان و ارتقاء آنها به پایه بالاتر قرار می‌گیرد.

 

 

    • فضا و امکانات آموزشیدرروشهای‌سنتی‌تدریس از حداقل امکانات‌و منابع و وسایل‌آموزشی و کمک‌آموزشی استفاده می‌شود. فضای‌موردنیاز در این روشها محدود به میز و نیمکت‌های ثابت‌و پشت‌سرهم با حداقل ‌اختیار و امکان جابجایی و تحرک برای دانش‌آموزان است و تناسبی بین فضای‌آموزشی با خصوصیات‌سنی و رشدی و نیازهای دانش‌آموزان و برانگیزنده‌بودن محیط یافت نمی‌شود.

 

 

ب) روشهای فعال تدریس:
در روشهای فعال تدریس:

 

 

 

    • معنی تدریسعبارت است از مجموعه‌فعالیتهایی‌که به منظور ایجاد یا تسهیل یادگیری در یادگیرندگان به انجام می‌رسد. به‌سخنی‌دیگر تدریس عبارت‌است از همورزی متقابل معلم و شاگردان در کلاس برای یادگیری بهتر شاگردان(عابدی، ۱۳۷۸، شعبانی، ۱۳۸۱، آیزنر[۲۵]،۱۹۷۹).

 

 

    • زیربنای فلسفی تدریسطراحی‌و استفاده از روشهای‌فعال‌تدریس در کلاس ریشه در آراء و اندیشه‌های فیلسوفان بزرگی چون دکارت، لایپ نیتس، کانت و اگزیسنانسیالسیتهایی مانند ژان‌پل‌سارتر و سوران کیرکگارد دارد. براساس عقاید دکارت، لایپ‌نیتس و کانت‌منبع اصلی معرفت‌شناختی بشر«عقل» است و حواس مواد خام معرفت و شناخت را مهیا می‌کنند و ذهن این مواد را به صورت مشخص درمی‌آورد.

 

 

سارتر و کیرکگارد نیزمعتقدندکه حقیقت ارتباط نزدیکی با وجود انسانی دارد و برای درک آن باید از روش درون‌نگری و روش‌شهود استفاده نمود. در این مکتب فلسفی دانش امری شهودی و انسانی است و ریشه در آگاهیهای فردی دارد(شعبانی‌ورکی، ۱۳۷۸). بنابراین طبق موارد فوق، یادگیری زمانی حادث می‌شود که قوه تعقل به کار درآید و برای درک آن از روشهای شهودی و درون‌نگری استفاده شود. به‌عبارتی‌دیگر یادگیری امری نیازمند تفکر و تعقل است و تفکر نیز فعالیتی است که به درگیر شدن فعال یادگیرنده نیاز دارد.

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ب.ظ ]




۶

 

 

در روش سنتی (انفعالی) معلم نظم کلاس و حضور وغیاب دانش آموزان راکنترل می کند او خود تدریس می کند جزوه می گوید تمرین تهیه می کندوارائه می دهد پرسش می کند و گاهی پاسخ پرسش هارامی دهد تمرین هاراحل می کند ورفع مشکل می کند درحقیقت معلم در صحنه ی آموزش کاملا فعال است ودانش آموزان ساکت نشسته اند وظاهراگوش میکنند جزوه می نویسندوگاهی پرسشی مطرح میکنند واگراز آنها سوالی شود به آنها پاسخ می دهند.

 

 

دانش آموزان به مطالعه کردن تشویق می شوند ودر مورد نتایج مطالعات خود با اعضای گروه بحث می کنند کنترل حضور وغیاب دانش اموزان به عهده ی سرگروه است هنگام بحث در گروه رعایت نوبت و نظم وترتیب به عهده ی گروه است معلم بر فعالیت های گروه نظارت داردودر صورت لزوم با طرح پرسش هایی دانش آموزان به طرف پاسخ صحیح هدایت می کند به عبارت دیگر در این روش دانش آموزان در صحنه ی آموزش فعالیت میکنند ومعلم راهنما و ناظر فعالیتهای آنهاست .

 

 

 

 

۷

 

 

دراین روش هدف یاد دادن است وتکیه کردن برمحفوظات وکسب دانستنیهای ضروی وغیرضروری

 

 

درروش فعال هدف یادگیری است به طوری که دانش آموزبه یادگیرنده ای مادا العمر تبدیل می شود

 

 

 

 

کار گروهی درکلاس
بخشی از دانش امروز بشرکه حاصل مطالعه وجستجوی او در جهت شناخت جهان مادی ونظام ها و قوانین آن است علوم تجربی نامیده می شود بشر برای کشف شناخت جهان مادی عمدتا” از ابزارهای حسی خود استفاده می کند به همین دلیل نقش تجربه در این حوزه بسیار اساسی و تکیه بر آن بسیارضروی است.دانش آموزی که به مدرسه وارد می شود از یک سو دارای نیروی خداداد کنجکاوی است نیرویی که هر لحظه او را به یافتن دانشی تازه وپاسخی برای پرسش های بیشمار میکشاند واز سوی دیگراین دانش آموز باید برای زندگی در دنیای فردا که دنیای علم وتکنولوژی است آماده شود برای آموزش علوم باید سعی شود که فرآیند یاد گیری از حالت انفعالی یعنی یاد گیری به روش سنتی به حالت یاد گیری فعال درآید .یادگیری از طریق کار گروهی، دارای نظم و ساختار است و تمرکز اساسی اش بر اطمینان یافتن از رخ دادن یادگیری است. انتخاب و فعال سازی گروه سبب می شود دانش آموزان بنابه دیدگاه ها، توانایی ها، قومیت و نژادهای مختلفی که دارند، به صورت خلاقانه عمل کنند. واگذار کردن تشکیل گروه به خود دانش آموزان امکان دارد سبب تشکیل گروه های همگن شود، یعنی امکان دارد دانش آموزانی که گرایش هنری، علمی، اجتماعی، خانوادگی، طبقه اجتماعی و… خاصی دارند، به گروه های خاص تقسیم شوند. این کار سبب می شود کارآیی گروه ها کاهش یابد و کسب مهارت های اجتماعی به تأخیر افتد و تمرکز بر انجام تکلیف محوله تنزل یابد (کوپر، ۱۹۹۰). از این روست که، توصیه می شود، معلم برای یادگیری از طریق همیاری و به منظور تشکیل گروه ها باید خود رأساً وارد عمل شود و گروه های ناهمگنی بسازد. در گروه های ناهمگن، اعضای گروه از زمینه های دانشی، هنری، قومی و… متفاوتی هستند.
تعداد اعضای گروه در کلاس درس می تواند بین ۴ تا ۸ نفر متغیر باشد. این تعداد عضو برای گروه های دانش آموزی است که تا حدودی توانایی مدیریت زمانی و کلامی را دارند. به دیگر سخن، اگر از نظر پایه های تحصیلی به تعیین اعضای گروه اقدام شود، بهتر است گروه های ۵ نفری از پایه چهارم و پنجم دبستان به بالا تشکیل شود. به طوری در هر گروه دانش اموزان بادرجات مختلف (خوب ، ضعیف ،متوسط ) وجود داشته باشند و برای پایه های اول تا سوم دبستان، کار دونفری مناسب تر است. گروه هایی با اعضای زیاد، امکان تنوع دیدگاه ها را افزایش می دهد، در حالی که گروه هایی با اعضای محدود برای تسهیل تعاملات اثر گذارند (میلیس، ۱۹۹۳)
نظرکار گروهی برای یادگیری محتوای درسی و آماده سازی شاگردان برای شهروندی و یک زندگی خوب اجتماعی ، نظری بسیار قدیمی است که میتوان آن را در آثار ارسطو و افلاطون و فیلسوفان رم همچون مارکوس اورلیوس و در آثار صاحب نظران دوره رونسانس مانند جان آموس کمینوس یافت .
جان دیویی این مفهوم را در خلال نیمه اول قرن بیستم به خوبی معرفی می کند . همیاری بموجب نظر دیویی بعنوان اولین اساس و پایه تحول تعدادی از الگوهای آموزشی و فعالیت انجمن پیشرو در آموزش و پرورش محسوب میشود و از دوره فعلی تحقیق و رشد الگوهای اجتماعی در آموزش و پرورش حمایت می کند . ( بهرنگی، ۱۳۸۰)
در رویکرد مشارکتی دانش آموزان از طریق همکاری و مشارکت در قالب گروه ها به یادگیری می رسند و در قبال یادگیری احساس مسئولیت می کنند . زمانی که همکلاســانشان نیاز به کـــمک داشته باشند به کمک می شتابند و موفقیت دیــگران موفقیت آنها و شکست دیگران شکست آنها محسوب میشود . این رویکرد موجب یادگیری عمیق تر و خلاقیت و نوآوری بیشتر شاگردان می شود(به نقل از شافر ۲۰۰۱)
مشخصه های کار گروهی
تمایز بین کار گروهی و یادگیری مشارکتی ،تنها از طریق تعریف مشخصه های یادگیری مشارکتی امکان پذیر است.در این زمینه نظریه پردازان مختلف هر یک مشخصه هایی برای کار گروهی ذکر کرده اند .
۱- همبستگی مثبت : فعالیتهای گروهی زمانی شکل همیاری به خود می گیرد که اعضای گروه همه باور کنند که موفقیت هریک ، در گرو موفقیت فرد فرد اعضای گروه است . بنابر این برای تحقق هدفهای گروه ، این همبستگی از راههای گوناگونی مانند : تقسیم کار ، توزیع منابع آموزشی و تعیین نقش افراد در گروه امکان پذیر است .
۲- مسئولیت فردی : مسئولیت فردی به این معنی است که هریک از افراد ، خود را موظف بداند در مورد تکالیف تعیین شده برای گروه ، به خوبی مطالعه کند و آنها را انجام دهد تا یاد بگیرد . زیرا او مسئولیت آموزش سایر اعضای گروه را نیز بعهده دارد . بنابر این ، تمام اعضای گروه تلاش می کنند که تکالیف تعیین شده را هرچه بهتر انجام بدهند تا نسبت به مسئولیت آموزشی خود کوتاهی نکرده باشند .
۳ – تعامل چهره به چهره ( کنش متقابل ): در کار گروهی ، پشتیبانی ، تشویق و کمک همه افراد گروه به یکدیگر اهمیت زیادی دارد . این باور و اعتماد ، عامل محرک فعالیتهای گروهی و مشوق تلاشهای فردی در گروه است . از این رو ، اعضای گروه را باید به مشارکت در بحث ها و تبادل نظر ها با یکدیگر تشویق کرد
۴- مهارتهای اجتماعی : بخش مهم درکار گروهی ، آموزش مهارتهایی است که برای مشارکت مؤثر افراد در فعالیت های گروهی لازم است . معلم باید مهارتهای درون گروهی و مهارتهای اجتماعی از قبیل ارتباط اعضاء با یکدیگر را مشخص کند . برخی از این مهارت ها عبارت است از : پیگیری وظایف و پا به پای گروه حرکت کردن ، فهمیدن پاسخ های گروه و موافقت آگاهانه افراد با آنها ، احترام گذاشتن به نظریه های اعضای گروه ، گوش دادن به فردی که در حال سخن گفتن در گروه است،آرام و ملایم حرف زدن در گروه ،نقد و بررسی نظریه های ارائه شده به جای انتقاد از افراد و …
معلمان باید این مهارتها و نظایر آن را ، که برای پرورش رفتارهای اجتماعی دانش آموزان ضروری است ، به آنان آموزش دهند . ( اسلاوین ۱۹۹۰ )
۵- پردازش گروهی : در پایان هر فعالیت گروهی به دانش آموزان فرصت داده شود نحوه همکاری و همیاری گروه خود را بررسی و تحلیل کنند و پس از ارزشیابی ، طرحهایی نیز برای بهبود کار گروهی ارائه دهند .
نگاهی به الگوهای نوین آموزش علوم
الگوهای آموزشی در واقع الگوهای یادگیری هستند. ما در حالی که به شاگردان در کسب اطلاعت،نظرات ،مهارتها ،راههای تفکر و ابراز نظر خود کمک می کنیم ، نحوه یادگیری را نیز به آنان می آموزیم . در واقع استعداد افزوده شاگردان برای یادگیری آسان تر و موثرتر در آینده میتواند مهمترین نتیجه آموزش به علت دانش و مهارتی که کسب می کنندوبه علت چیرگی آنان برفرآیند های یادگیری باشد. (بهرنگی،۱۳۸۰)
در سالهای اخیر رویکرد جدید علوم در وضعیت آموزش علوم در سطح جهان تحولی اساسی ایجاد کرده و کشور ما نیز با تغییر کتاب های درسی علوم تجربی در دوره آموزش عمومی عملا وارد صحنه این نگاه نو به مسئله آموزش شده است .
با توجه به اینکه در آمادگی یادگیری درس علوم بعنوان یک موضوع محوری در آموزش و پرورش نگرش ها وویژگی های شخصیتی از قبیل کنجکاوی، ارزش گذاری به شواهد و دلایل، آمادگی برای پذیرش، عدم قطعیت،بازنگری نقادانه و پشتکار،خلاقیت و ابتکار،حساسیت به عوامل محیطی زنده و غیر زنده و همکاری با دیگران .( سعیدی، ۱۳۷۵) مطرح می گردد . استفاده از روش کارگروهی بعنوان زیر بنای اصلی و بنیادی که میتواند پایه ای استوار برای دیگر روشهای فعال در این درس باشد حائز اهمیت فراوان خواهد بود .یکی از اصول عمده فلسفه ساخت گرایان در تعلیم و تربیت ، اهمیت دادن به محیط فعال یادگیری است . برای استفاده از یادگیری فعال بایستی کلاس درس را در گروه های کوچکی از دانش آموزان که بتوانند به صورتی هماهنگ با یکدیگر کار کنند ، راهبردهای یادگیری خود را غنی سازند و شرایطی را بوجود آورند که مشارکت در اطلاعات وعمل امکان وقوع داشته باشد سازماندهی نمود(مهجورو همکاران،۱۳۷۵)
در واقع در رویکرد جدید آموزش علوم تلاش می شود با نگاهی نو و وسعت نظر،طیف گسترده ای از شیوه های گوناگون تدریس با در نظر گرفتن توانایی ها و کاستی های هر روش در جای مناسب خود بکار رود . که مختصرا به آنها اشاره خواهد شد . در شیوه های نوین آموزش علوم سعی می شود که یادگیری تا حد امکان از حالت انفعالی خارج شده و به قطب آموزش و یادگیری فعال به صورت کار گروهی نزدیک شود .مراد از یادگیری فعال نیز آن نوع یادگیری است که یاد گیرنده در طی آن در تولید مفاهیم آموزشی مشارکت فعال داشته باشد ( ویژه نامه علوم ،۱۳۸۸)
برای مشارکت دانش آموزدر فرآیند تدریس وارزش یابی وایجاد روحیه همفکری وهمیاری وایجاد رقابت سالم می توان کلاس درس را به گروههای ۴یا۵ نفره تقسیم کرد به طوری در هر گروه دانش اموزان بادرجات مختلف (خوب ، ضعیف ،متوسط) وجود داشته باشند.در کار گروهی تقشیم کار باعث ایجاد انگیزه وپویایی کار می شود وتوانایی دانش آموزرا برای یادگیری عمیق تر وماندگارترمی کند
در کار گروهی یکی از مشکلات اصلی شکل آرایش صندلی ها ونیمکت های کلاس است تغییر آرایش کلاس یا تشکیل کلاس در آزمایشگاه با محیط های باز دیگر فرصت های مناسب وجذاب را برای یادگیری فراهم می کند
در کلاس علوم دانش آموزان هر گروه با نظارت وراهنمایی سرگروه فعالیت های داخل یا خارج کلاس را بر عهده می گیرند (انجام آزمایش، ساخت وسیله)هدف اصلی در هر گروه انجام دادن آزمایش وفعالیت به صورت گروهی است نه به صورت انفرادی در گروه البته باید توجه داشت دانش آموزان بعضی فعالیت هارا در منزل داده ونتیجه آن را در دفترعلوم نوشته و به کلاس ارائه دهند و معلم میتواند با تهیه ی فهرست مانند نمونه دانش اموزان راهنگام انجام دادن آزمایش زیر نظر داشته باشد وگرو هارا به دقت مشاهده کرده وارزشیابی کند . بنابر این روش کار گروهی میتواند بعنوان پایه و اساسی مؤثر در روند فعال یاد دهی، یادگیری علوم نقش مؤثری داشته باشد . بویژه اگر در کنار آن از ســایر روشهای نوین آموزش علوم نظیر تفحص گروهی، تدریس آزمایشگاهی، روش تحقیق و کاوشگری روش بدیعه پردازی ( نو آفرینی) ، تدریس مبتنی بر پیش سازمان دهنده ، تفکر نقادانه و جستجو، روش حل مسئله ، ایفای نقش ،طــرح مسئله و شبیه سازی، اکتشافی هدایت شده و در صورت ضرورت روش های سنتی توضیحی و پرسش و پاسخ در جای خود استفاده شود تاثیر قابل توجهی روی پیشرفت تحصیلی شاگردان خواهد گذاشت .
۲-۳- سوابق و پیشینه تحقیق
۲-۳-۱- تحقیقات انجام شده درایران
در ایران تحقیقات متعـددی نقـش مهـم و کلیدی معلم را در فعـال نمـودن روش مشارکتی در روند یاددهی یادگیری مشخص کرده است. تحقیقات نمایانگر نگرش مثبت معلمان نسبت به الگوی مشارکتی است. همچنین آرمند (به نقل از اسفندیاری،۱۳۷۱) بیان می‌دارد که در تحقیقات انجام شده درباره نگرش معلمان نسبت به الگوی تدریس مشارکتی با ویژگیهای شخصی و حرفه‌ای آنها نتایج متناقضی را نشان می‌دهد که به تحقیقات بیشتر نیاز دارد. نتایج بعضی از این تحقیقات نشان داده است که میان نگرش معلمان نسبت به الگوی تدریس مشارکتی و سن، تجربه، رشته تحصیلی، میزان تحصیلات و دوره‌های تربیتی گذرانده شده، تفاوتی معنادار وجود ندارد. نتیجه تحقیق مشابهی نشان می‌دهد که میان به‌کارگیری الگوی مشارکتی و سنوات خدمت، به کارگیری الگوی مشارکتی و تجربه تدریس، عملکرد تحصیلی و سابقه تدریس، نگرش معلمان و عملکرد تحصیلی همبستگی معنادار وجود دارد.
روش حل مسأله به صورت گروهی تأثیر مثبتی بر رشد مهارتهای تفکر انتقادی دانش‌آموزان کلاس چهارم ابتدایی داشته است (شعبانی، ۱۳۷۸).
– عبیری (۱۳۸۹) پژوهشی تحت عنوان « مقایسهی تأثیر روش تدریس همیاری(مشارکتی)، اکتشافی و سخنرانی بر پیشرفت تحصیلی و نگرش نسبت به درس فیزیک در دانش آموزان دختر پایه اول متوسطه منطقه سنگر» انجام داده است:

 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ب.ظ ]




کلیدواژه ها: بازاریابی رابطه مند- تعهد – اعتماد- ارتباطات – تعارض- ارزش های مشترک- همدلی- عملکرد شرکت- شرکت های دانش بنیان
کد GEL: M31

 

 

 

 

چکیده
تمام شرکت‌ها به منظور دست‌یابی به اهداف سازمانی خود در تکاپو هست‌اند. هدف شرکت های دانش بنیان دست‌یابی به رشد می باشدو این در گرو رشد کارکنان در شرکت و ارائه کالاها و خدمات شرکت می باشد. در پژوهش حاضر با توجه به نظرات صاحب نظران و یافته های پژوهش های قبل مرتبط با موضوع پژوهش رابطه بین عناصر بازاریابی رابطه مند با عملکرد شرکت های دانش بنیان بررسی می شود. این پژوهش دارای ۶ فرضیه اصلی و ۵ فرضیه فرعی می باشد. جامعه مورد مطالعه ۳۰۰ شرکت دانش بنیان مستقر در پارک های علم و فناوری سه شهر تبریز، تهران و اصفهان می باشد که در شهریور ۱۳۹۲ به صورت تصادفی انتخاب گردیده است. داده های مورد استفاده برای آزمون این فرضیه ها به وسیله پرسشنامه از ۱۵۰ نمونه که بوسیله فرمول کوکران برای جامعه های محدود محاسبه شده بود به صورت حضوری گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج آزمون مدل رگرسیون خطی برای تحلیل داده ها، تاثیر مثبت ۵ متغیر تعهد، اعتماد،ارتباطات،تعارض و ارزش های مشترکرا بر عملکرد شرکت های دانش بنیان تایید کرده است و تاثیر متغیر همدلی بر عملکرد شرکت های دانش بنیان رد شده است.

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

فصل اول :کلیات پژوهش
۱-۱مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………۲
۱-۲بیان مسئله…………………………………………………………………………………………………………………….۲
۱-۳هدف تحقیق…………………………………………………………………………………………………………………۳
۱-۴سؤالات تحقیق……………………………………………………………………………………………………………..۳
۱-۵فرضیه‌های و مدل مفهومی تحقیق……………………………………………………………………………………۴
۱-۶روش‌شناسی تحقیق……………………………………………………………………………………………………….۵
۱-۷خلاصه و جمع‌بندی فصل اول………………………………………………………………………………………..۶
فصل دوم: ادبیات پژوهش
۲-۱ مقدمه………………………………………………………………………………………………………………………….۸
۲-۲ مبانی نظری………………………………………………………………………………………………………………….۸
۲-۲-۱ بازاریابی رابطه مند………………………………………………………………………………… …………۸
۲-۲-۱-۱ انواع بازاریابی رابطه مند………………………………………………………………………….۱۰
۲-۲-۱-۲ راهبردهای بازاریابی رابطه مند………………………………………………………………..۱۱
۲-۲-۲ اعتماد………………………………………………………………………………………………………………….۱۳
۲-۲-۳ تعهد……………………………………………………………………………………………………………………۱۶
۲-۲-۳-۱ مطالعه می یر و آلن………………………………………………………………………………………….۱۶
۲-۲-۳-۲ مطالعه استیزر و همکاران…………………………………………………………………………………….۱۷
۲-۲-۳-۳ مطالعه مودی و همکاران……………………………………………………………………………………..۱۸
۲-۲-۳-۴ مطالعه بارن و همکاران ……………………………………………………………………………………..۲۱
۲-۲-۳-۵ مطالعه ماتیو……………………………………………………………………………………………………….۲۱
۲-۲-۳-۶ دیدگاه های کانون تعهد……………………………………………………………………………………..۲۲
۲-۲-۴ ارتباطات ……………………………………………………………………………………………………………….۲۳
۲-۲-۵ تعارض ………………………………………………………………………………………………………………….۲۴
۲-۲-۵-۱ نظریه سنتی ………………………………………………………………………………………………۲۵
۲-۲-۵-۲ نظریه روابط انسانی…………………………………………………………………………………….۲۵
۲-۲-۵-۳ نظریه تعامل………………………………………………………………………………………………۲۵
۲-۲-۶ ارزش های مشترک………………………………………………………………………………………………..۲۶
۲-۲-۷ همدلی………………………………………………………………………………………………………………….۲۷




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:31:00 ب.ظ ]




تأکید به بازاریابی داخلی

 

 

مفهوم بازاریابی داخلی اولین بار از بازاریابی خدمات شروع شد. در واقع هدف آن بهبود عملکرد پرسنلی باشد که در ارتباط مستقیم با مشتری هستند. در نتیجه این کار، کیفیت خدمات بالا می رود. امروزه، این مفهوم نه تنها در سازمان‌های خدماتی بلکه در سایر سازمان‌ها نیز کاربرد دارد. بازاریابی داخلی، به منزله ایجاد یک بازار داخلی در سازمان توسط کارکنان است. اعضا این بازار باید برای برآورده کردن نیازها و خواسته‌های مشتریان خارجی، آموزش ببینند و پاداش دریافت کنند و برانگیخته شوند. فعالیت‌های بازاریابی داخلی، منجر به اصلاح ارتباطات داخلی و افزایش آگاهی و بصیرت مشتری از طریق پرسنل می‌شود و بین این فعالیت‌ها و عملکرد بازار داخلی ارتباط برقرار می‌کنند. یکی از راهبردهای محوری و اساسی بسیاری از سازمان‌های خدماتی، بازاریابی داخلی است.
۲-۲-۲-اعتماد
توجه به مفهوم اعتماد از دهه ۱۹۸۰تا دهه ۱۹۹۵بیشتر شد. این واژه از دیدگاه‌های متفاوتی، در طی چندین دهه، مطالعه شده است (کیپنیس[۱۰]،۱۹۹۶). چارلتون اعتماد را فرآیند یادگیری مستمر غیرقابل مذاکره در هر رابطه، مانند اعتماد کردن به بچه در قبول و تفویض مسئولیت می‌پندارد (چارلتون[۱۱]،۲۰۰۰). رابینز اعتماد را به این صورت تعریف می‌کند: توقع صریح از دیگری به احتراز از فرصت‌طلبی، در گفتار و در کردار و یا تصمیم‌گیری‌ها (رابینز،۱۳۸۲). شاو[۱۲] اعتماد را به اعتقاد داشتن به دیگران تعریف می‌کند، زیرا برای رسیدن به خواسته‌های خود وابسته به دیگران هستیم. چارلتون می‌گوید که رهبران به کارکنان اعتمادمی کنند که کارها انجام داده شود و رهبران باید گفتارشان همسان با کردارشان باشد (مارتینز[۱۳]،۲۰۰۲). موفقیت در بازاریابی رابطه مند مستلزم وجود اعتماد و تعهد در رابطه است (مورگان و هانت،۱۹۹۴). آنان معتقدند شکل‌گیریاعتماد در رابطه متضمن داشتن سطحی از اطمینان به راستی و درستی قول و وعده‌های طرف مقابل توسط هر یک از طرفین است. اعتماد به عنوان یک طرف رابطه به قابل‌اتکا بودن گفته‌ها و تعهدات طرف دیگر تعریف می‌شود (سین و همکاران[۱۴]،۲۰۰۲). آنان همچنین معتقدند که سطوح بالاتری از اعتماد میان خریدار و فروشنده احتمال استمرار رابطه را افزایش خواهد داد. مشخص‌کننده این است که هر طرف رابطه تا چه میزان می‌تواند روی وعده‌وعید‌های طرف دیگر حساب کند و به عنوان تمایل به اطمینان و اتکا به مخاطب تعریف می‌شود (وانگ و شال[۱۵]،۲۰۰۲).
اکثر تحقیقات اعتماد را این‌گونه تعریف می‌کنند: میزان باور یک سازمان به حسن نیت و اعتبار سازمان متقابل؛بنابراین اعتماد در چارچوب روابط تجاری دارای دو بعد است. ۱-قابلیت اعتبار: میزان باور خریدار به تخصص و توان فروشنده در جهت عملکردی کارا و اثربخش ۲- حسن نیت: میزان باور خریدار به نیات و انگیزه‌های فروشنده در جهت انتفاع بیشتر خریدار؛یعنی از دیدگاه خریدار چقدر امکان دارد باعوض شدن شرایط و حاکم شدن شرایط جدیدی که هیچ‌گونه تعهدی نسبت به آن وجود ندارد، فروشنده نیات و انگیزه‌های مثبتی در جهت منافع خریدار داشته باشد.اعتمادسازی در روابط باید طی مراحلی که در آن سازمان‌ها از یکدیگر اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌کنند تا دانش دوجانبه‌ای را از یکدیگر به دست آورند، صورت گیرد (حبیبی پیرکوهی،۱۳۸۵).
اعتماد موضوعی است که از طرف دانشمندان زیادی تعریف ‌شده و آن‌ها از دیدگاه‌های متفاوت،انواع اعتماد رابیان نموده‌اند. دراین جا دسته‌بندی‌های مختلفی که محققان در ارتباط با انواع اعتماد ارائه کرده‌اند را بیان می‌کنیم.
جدول۲-۱ : انواع اعتماد

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> ویژگی ها انواع اعتماد محققان -در واقع اعتماد نیست بلکه بی‌اعتمادی است
-نوعی بدگمانی در آن وجود دارد ولی مزایای اعتماد بیشتر از هزینه‌های آن است.
-اطمینان مثبتی که براساس پیش‌بینی پذیری شکل می‌گیرد.
-یک اطمینان مثبتی که براساس عاطفه مشترک شکل می‌گیرد.
-اطمینان بی‌نهایت مثبت که براساس علایق همگرا شکل می‌گیرد. ۱-اعتماد براساس اجبار
۲-اعتماد حسابگرانه
۳-اعتماد دانش‌محور
۴-اعتماد رابطه محور
۵-اعتماد براساسهویت مشترک الف- دسته‌بندی دیتز و هارتوگ (۲۰۰۶) -معتقدیم که خیانت در امانت برای او بسیار پرهزینه است.
-بر مبنای شهرت و اعتبار اعتماد شونده است.
-از روابط اخذ شده است که باعث تکرار تعاملات در طول زمان بین اعتماد کننده و اعتماد شونده می‌شود.
-افراد ترجیحات و منافع و روش‌های رفع نیازهای همدیگر را در خود درونی می‌سازند. ۱-اعتماد بر مبنای بازداری
۲-اعتماد برمبنای حساب
۳-اعتماد عقلایی(بین) فردی
۴-اعتماد نهادی (سازمانی) ب- دسته‌بندی وارا (۲۰۰۱)
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:30:00 ب.ظ ]




۱-اعتماد شناخت محور
۲-اعتماد عاطفه محور

 

 

ج- دسته‌بندی دین و دیگران (۱۹۹۵)

 

 

 

 

-روابط بین همکاران هست.
– روابط بین سرپرستان و زیردستان هست.
– روابط بین سازمان و ارباب‌رجوع یا عرضه‌کنندگان هست.

 

 

۱-اعتماد افقی
۲- اعتماد عمودی
۳-اعتماد خارجی

 

 

د- دسته‌بندی بیرد و آمند (۱۹۹۵)

 

 

 

 

-براساس روابط اصیل –وکیل صورت می‌پذیرد و نقش تعهد اخلاقی بسیار حیاتی است.
-بر مبنای روابط بین فردی شکل می گیرد.
-شکلی از سرمایه اجتماعی است که جامعه از تعاملات افراد به صورت فرد به فرد بدست آورده است.

 

 

۱-اعتماد اعتباری
۲- اعتماد متقابل
۳-اعتماد اجتماعی

 

 

ه- دسته‌بندی توماس (۱۹۹۸)

 

 

 

 

-تمایل عمومی فرد برای اعتماد کردن به افراد خاص
-بستگی به موقعیت دارد که گرایش به اعتماد را نشان می‌دهد.
-ویژگی شخصیتی و خلق و خوی فردی برای اعتماد کردن یا نکردن.

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

۱-اعتماد موقعیتی
۲-اعتماد یاد گرفته‌شده
۳-اعتماد براساس روحیه فردی

 

 

و-دسته بندی دیبن و همکاران (۲۰۰۰)

 

 

 

 

منبع:احمدی مهربانی،۱۳۸۱
۲-۲-۳– تعهد
تعهد سازمانی درجه نسبی تعیین هویت فرد با یک سازمان خاص و درگیری و مشارکت او با آن سازمان هست. در این تعریف تعهد سازمانی سه عامل را شامل می‌شود:۱-اعتقاد قوی به اهداف و ارزش‌های سازمان ۲-تمایل به تلاش قابل‌ملاحظه به خاطر سازمان ۳- آرزو و خواست قوی و عمیق برای ادامه عضویت در سازمان (پورتر[۱۶]،۱۹۸۳). تعهد به مفهوم تمایل پایدار هر یک از شرکای تجاری به حفظ روابط ارزشمند است. هنگامی تعهد به یک رابطه شکل خواهد گرفت که یکی از طرفین به اهمیت رابطه اعتقاد داشته باشد و برای تضمین حفظ یا ارتقای رابطه حداکثر تلاش خود را کند (مورگان و هانت،۱۹۹۴). تعهد به عنوان التزام صریح یا ضمنی به استمرار رابطه بین طرفین مبادله تعریف می‌شود(دیتز و همکاران[۱۷]، ۲۰۰۶). هنگامی که طرف‌های تجاری متعهد به هم دیگر باشند،تمایل بیشتری به همکاری،برآوردننیازمندی‌های طرف مقابل،اشتراک‌گذاری اطلاعات و حل مشترک مشکلات دارند (واسودوان و همکاران[۱۸]،۲۰۰۶). تعهد سازمانی پذیرش ارزش‌های سازمان و درگیر شدن در سازمان است و معیارهای اندازه‌گیری آن را شامل انگیزه، تمایل بهبرای ادامه کار و پذیرش ارزش‌های سازمان می‌دانند (پورتر و همکارانش،۱۹۷۴). قصد و نیت یک طرف رابطه برای ادامه دادن یا حفظ رابطه با طرف دیگر (راشید[۱۹]،۲۰۰۳).مطالعاتی که در زمینه تعهد سازمانی صورت گرفته به شرح زیر است (رنجبران و همکاران،۱۳۸۸):
۲-۲-۳-۱-می یر و آلن[۲۰] (۱۹۹۱)
تعهد سازمانی را به ابعاد سه گونه زیر تقسیم نموده‌اند:

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:30:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    • فراهم کردن بسترهای فیزیکی و عینی مورد نیاز برای پرورش و شکوفایی خلاقیت پژوهشگران و نوآوران از طریق ایجاد فضاهای مطلوب.

 

 

    • صرفه‌جویی اجتماعی در وقت و هزینه‌های ارتباطی از طریق گرد هم آوردن مجموعه عناصر، نهادها، شرکت‌ها، سازمان‌ها و حتی افراد منفردی که در امر خلق، پرورش، تولیدی کردن و ارتقای کیفیت یک یا چند فناوری تعریف ‌شده و مورد نیازجدی جامعه فعال‌اند.

 

 

    • تسهیل ارتباطات رو در رو و نزدیکی همه عناصریکه در گردونه تحقیق و توسعه و تولید به کسب‌وکاراشتغال دارند.

 

 

    • برگزاری سمینارها، کنفرانس‌ها و نشست‌های مختلف تخصصی و آموزشی جهت بسط علمی و توسعه فناوری.

 

 

    • صرفه‌جویی اقتصادی در سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی، استفاده مشترک از امکانات و تسهیلات زیر بنایی نظیر تأسیسات شهری، تجهیزات گران ‌آزمایشگاهی، بانک‌های اطلاعاتی.

 

 

    • استفاده بهینه از سرمایه‌های مالی خرد شرکت‌های خصوصی کوچک و ظرفیت‌های علمی تخصصی آن‌ها و از میان برداشتن موانع توسعه این شرکت‌ها از طریق تأمین فضا و امکانات زیربنایی با هزینه کم و تشویق آن‌ها به فعالیت در زمینه‌های فنّاورانه مورد نیاز جامعه.

 

 

    • فراهم شدن زمینهاجرایی طرح‌های تحقیقاتی میان‌‌ای.

 

 

    • ایجادمحیط‌هایی با روابط و خصوصیات فرهنگی ممتاز.

 

 

    • سهولت در مدیریت و برنامه‌ریزی، تجمع مراکزتحقیقاتی در یک مکان، امکا ن برنامه‌ریزی دقیق‌تر، کنترل بهتر بر تخصیص بودجه‌های تحقیقاتی و ارزیابی مؤسسات پژوهشی را فراهم می‌آورد.

 

 

یک پارک علمی سازمانی است که به وسیله متخصصین حرفه‌ای مدیریت می‌شود و هدف اصلی آن افزایش ثروت در جامعه از طریق ارتقاء فرهنگ نوآوری در رقابت در میان شرکت‌های حاضر در پارک و مؤسسات متکی بر علم و دانش است (منشورپارک علم وفناوری).
۲-۲-۹-عملکرد سازمانی (شرکت)
عملکرد سازمانی یکی از مهم‌ترین سازه‌های مورد بحث در پژوهش‌های مدیریتی است و بدون شک مهم‌ترین معیار سنجش موفقیت در شرکت‌های تجاری به حساب می‌آید. ولی به طور کلی در خصوص این که متغیرها و شاخص‌های عملکرد سازمانی کدام‌اند، هنوز توافق نظر کاملی در بین صاحب‌نظران وجود ندارد. به طور کلی شاخص‌های عملکرد سازمانی، شاخص‌هایی است که به صورت کاملاً واقعی و بر اساس داده‌های عینی اندازه‌گیریمی‌شود. از جمله شاخص‌های عینی عملکرد سازمانی می‌توان به شاخص‌های سودآوری نظیر بازده دارایی، بازده حقوق صاحبان سهام، بازده سرمایه‌گذاری و سود هر سهم بازده سهام اشاره کرد. شاخص‌های ذهنی عملکرد سازمانی بیشتر شاخص‌هایی را شامل می‌شود که بر مبنای قضاوت گروه‌های ذینفع سازمان شکل می‌گیرد. از جمله این شاخص‌هامی‌توان به رضایت‌مندی مشتری، رشد کارکنان، موفقیت در ارائه محصولات جدید و غیره اشاره کرد (کاپلان، نورتون[۳۵]،۱۹۹۶). عملکرد را از طریق سهم بازار، میزان رشد فروش و نرخ بازگشت سرمایه اندازه‌گیریکرده‌اند (چونگ و لایو[۳۶]،۲۰۰۸). برای اندازه‌گیری عملکرد از سه معیار اثربخشی سازمانی (کیفیت نسبی محصولات، موفقیت در ارائه محصولات جدید، توانایی سازمان در حفظ مشتریان) سهم و رشد بازار (سطح فروش، رشد فروش و سهم نسبی بازار) و سودآوری (نرخ بازگشت سرمایه و حاشیه سود) در معاملات است (آلفرد[۳۷]،۱۹۹۷). سود سالانه برای ارزیابی عملکرد دارای مشکلات زیادی است و سایر معیارهای مانند نوآوری محصولات، مدیریت تولید، رضایت کارکنان و مهارت های کارکنان و مشتری مداری نسبت به سود سالانه، منابع آتی بهتری دارند و باعث ایجاد انگیزه در مدیران و کارکنان می شوند. از طرفی سود سالانه نمی تواند کلیه فعالیتهای اقتصادی شرکت را اندازه گیری کند (کاپلان ، نورتن،۱۹۹۶). اگر مدیران وظایف خود را در قبال کارکنان به صورت مطلوب و منصفانه انجام دهند و براساس عملکردشان آنها را تشویق کنند، آنگاه کارکنان نظر مثبتی به ارزیابی عملکرد خواهند داشت؛ که این موضوع باعث رضایت شغلی، تعهد سازمانی و مسئولیت پذیری آنان می شود (تانگ وسارفید[۳۸]،۱۹۹۶). بین استفاده از معیارهای غیرمالی ارزیابی عملکرد و اعتماد کارکنان رابطه مثبت وجود دارد (هاپود و اتلی[۳۹]،۱۹۷۸). مطلوبیت رویه های ارزیابی عملکرد، رضایت شغلی را تحت تاثیر قرار می دهد (لیساک، الکساندر،رادرمن[۴۰]،۱۹۸۷). وجود رابطه معنادار میان عملکرد غیر مالی و رضایت کارکنان توسط برخی محققان در برخی صنایع مطرح شده است (کاپلان،اتکینسون[۴۱]،۲۰۰۵). علت را می توان این گونه تفسیر کرد که رضایتمندی کارکنان منجربه انجام کار به شیوه بهتر توسط کارکنان می شود. حس وظیفه شناسی در آنان را تقویت نموده و به طور خلاصه منجر به ارائه خدمات بهتر به مشتریان می شود؛ که این امر منجربه عملکرد مالی بهتر شرکت می شود. توجه به رضایت کارکنان از سوی ارزیابی متوازن نیز مطرح شده است، به گونه ای که توجه به این موضوع در سازه رشد و فراگیری مورد بحث قرارگرفته است. در این سازه، معیارهای مبتنی بر کارکنان شامل معیارهای کلی رضایت، جذب و نگهداری، آموزش و مهارت های کارکنان است. به علاوه سازه فراگیری و رشد شامل محرک های خاص این معیارهای کلی مانند شاخص های خاص مربوط به مهارت های خاص کسب و کار است. بهرهگیری از تکنیک های نوین می تواند به افزایش رضایتمندی کارکنان و در نتیجه بهبود عملکرد منجر شود (روحی و همکاران،۱۳۸۹).
۲-۳- پیشینه تجربی تحقیق
۲-۳-۱-مطالعات خارجی
در مقاله‌ای از دوبیسی[۴۲] (۲۰۰۵) هدف بررسی تأثیرراهبُرد بازاریابی رابطه مند بر وفاداری مشتریان است. بر روی مشتریان بانک در مالزی با استفاده از چهار سازه کلیدی بازاریابی رابطه مند (اعتماد،تعهد،ارتباطات،تعارض) است. چهار متغیر اثر قابل‌توجه بر وفاداری مشتری را نشان داده‌اند. تعداد نمونه این تحقیق ۲۲۰ مشتری بانک در مالزی بوده است.که با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیون چندگانه ارزیابی تاثیر چهار سازه کلیدی بر وفاداری مشتری بررسی شده است.
شکل ۲-۱:مدل مفهومی
اعتماد
وفاداری مشتری
تعهد
تعارض
ارتباطات
منبع :دوبیسی ،۲۰۰۵
طبق مقاله‌ای از بریتیل[۴۳](۲۰۱۲) که تأثیر بازاریابی رابطه مند بر روی عملکرد شرکت با توجه به الزامات کارآفرینی انجام گرفته است.در این تحقیق یک نمونه تصادفی از ۴۲۶ شرکت واقع در آلمان که در بخش صنعت تکنولوژی و اتاق بازرگانی فعالیت می کردند اتنخاب شده است که پرسشنامه ها به ایمیل شخصی مدیران اجرائی مدیریت و بنیان گذارن فرستاده شده که از اینتعداد ۲۳۴ پرسشنامه برگشت داده شده است. و با استفاده از تحلیل عاملی و رگرسیون از طریق نرم افزارAmosبه پردازش داده ها پرداخته شده است. به این نتیجه رسیده اند که هر دو متغیر طراحی مدل کسب و کار موثر محور و اخبار محور تاثیر مثبت بر عملکرد شرکت دارند و همچنین فرضیه ۳و ۵ تائید شده و فرضیه۴ و ۶ تائید نشده است.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:30:00 ب.ظ ]




ارتباطات

 

 

۱۰- ۱۳

 

 

پرسشنامه روابط با همکاران رین لمای ترجمه دکتر سید محمد مقیمی
پرسشنامه نگرش افراد در زمینه برقراری ارتباطات مک گراس ترجمه دکتر سید محمد مقیمی

 

 

 

 

کنترل تعارض

 

 

۱۴- ۱۶

 

 

پرسشنامه چگونگی برخورد با عملکرد گروهی، رفتار بین گروهی وتضادتوماس و همکاران ترجمه دکتر مقیمی

 

 

 

 

ارزشهای مشترک

 

 

۱۷- ۲۰

 

 

پرسشنامه فرهنگ سازمانی دینسون
پرسشنامه ارزش های کاری در سازمان آلدرین فورن هام

 

 

 

 

همدلی

 

 

۲۱-۲۴

 

 

پرسشنامه همدلیمارک داویس

 

 

 

 

عملکرد

 

 

۲۵-۲۹

 

 

پرسشنامه مدیریت عملکرد با استفاده از مدل بالدریج
پرسشنامه عملکرد شغلی پاترسون

 

 

 

 

منبع: یافته های پژوهش
برای سنجش متغیرها از پرسشنامه‌های استاندارد متناسب باهر متغیر اقتباس شده است. پرسشنامه مورد استفاده در قسمت ضمایم پایان‌نامه قرار دارد.
۳-۸-روایی و پایایی پرسشنامه
اعتبار هر پژوهش در گرو معتبر بودن ابزار گردآوری داده برای آن پژوهش قرار دارد. با توجه به اینکه در پژوهش حاضر از پرسشنامه برای گردآوری داده‌ها استفاده شده است برای اطمینان از اعتبار پرسشنامه پژوهش پرسشنامه از دو بعد روایی و پایایی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.
روایی: مربوط به این است که یک متغیر تا چه اندازه با مفهوم سازگار است. مقصود از روایی این است که ابزار اندازه‌گیری بتواند ویژگی مورد نظر را اندازه گیرد. اندازه‌گیری نامناسب و ناکافی موجب بی‌ارزش شدن پژوهش می‌شود (خاکی،۱۳۸۶).هیچ‌گونه روش آماری برای تعیین ضریب روایی وجود ندارد؛بنابراین برای تعیین روایی یک آزمون از قضاوت متخصصان دراین‌باره که سؤال‌های آزمون تا چه میزانی معرف محتوا و هدف‌های برنامه هستند، استفاده می‌شود. در این پژوهش نیز برای اطمینان از روایی ابزار گردآوری داده از نظرهای استادان و متخصصانموضوع پژوهش دانشگاه تبریز استفاده شده است.
پایایی: قابلیت اعتماد یاپایایی، یکی از ویژگی‌های فنی ابزار اندازه‌گیری است. مفهوم یادشده با این امر سر و کار دارد که ابزار اندازه‌گیری در شرایطیکسان تا چه اندازه نتایجیکسانی به دست می‌دهد. دامنه ضریبقابلیت اعتماد از صفر (عدم ارتباط) تا ۱+ (ارتباط کامل) است. ضریبقابلیت اعتماد نشانگر آن است که تا چه اندازه ابزار اندازه‌گیری ویژگی‌های با ثبات آزمودنی و یاویژگی‌های متغیر و موقتی وی را می سنجد. دراین تحقیق به منظور تعیین پایایی آزمون از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای تعیین پایایی، پرسشنامه ابتدا بین ۱۰ نفر از اعضای جامعه پخش شد پس از جمع آوری تجزیه وتحلیل شد. نظر به اینکه حداقل ضریب اعتبار لازم برای پرسشنامه های پژوهشی ۰٫۷ است و ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده ۰٫۹ از این مقدار بالاتر است در نتیجه پرسشنامه پایا است.
جدول۳-۴ :ضرایب پایایی پرسشنامه

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> متغیرهای تحقیق
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:29:00 ب.ظ ]




منبع: یافته های تحقیق
۳-۹-روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
دو دسته پردازش اصلی به طور عمده در تحقیقات مختلف بر روی‌داده‌ها انجام می‌شود. برای این کار از آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده می‌گردد.
درآمار توصیفی که معمولاً به توصیف داده‌هامی‌پردازد از شاخص‌های تمایل مرکزی و شاخص‌های پراکندگی برای بیان داده‌های جمع‌آوری شده استفاده می‌شود. برای نمایش و نشان دادن نتایج کار معمولاً از جداول توزیع فراوانی – بر اساس تعداد موارد مطلق و نسبی، درصد – و نیز نمودارهای مختلف هیستوگرام، ستونی یا دایره‌ای استفاده می‌شود. همچنین در این زمینه استفاده از شاخص‌های پراکندگی مانند واریانس، انحراف معیار، انحراف استاندارد و… نیز قابل‌ذکر است.
در آمار استنباطی به آزمون فرضیه‌های مورد بررسی در تحقیق پرداخته می‌شود. آزمون‌های مختلفی همچون کای اسکوئر، تی- دانشجوئی، رگرسیون، آنالیز واریانس در این زمینه مورد استفاده قرار می‌گیرد.
در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده‌های بدست آمده از نمونه‌ها هم از روش‌های آمار توصیفی و هم از روش‌های آماراستنباطی استفاده شده است. پردازشداده‌ها در سه سطح (۱) تحلیل‌های تک (متغیره۲) تحلیل‌های دو متغیره (۳) تحلیل‌های چند متغیره انجام شده است.
در تحلیل‌های تک متغیره، متغیرها به صورت منفرد مورد بررسی قرار می‌گیرند و روابط بین آن‌ها مدنظر نیست. تصویر کلی از جامعه مورد بررسی به دستمی‌آید؛ و از طریق انواع جدول، نمودارها، شاخص‌های آماری گرایش به مرکز و گرایش به پراکندگی پرداخته می‌شود.
تحلیل‌های دو متغیره، تحلیل‌هایی هستند که جزء خانواده آمار استنباطی بوده و درآن‌ها با دو متغیر سروکار داریم. تحلیل‌های دو متغیره برای آزمون رابطه بین دو متغیر، اثر یک متغیر بر یک متغیر دیگر، تفاوت یک متغیر در بین دو گروه مستقل یا همبسته و…. به کار می رود. از جمله مهم‌ترین تحلیل‌های دو متغیره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: انواعآزمون‌هایt،تحلیل واریانس یک طرفه و همبستگی. در این پژوهش با توجه به نوع متغیرها که همه رتبه‌ای از نوع چند ارزشی می‌باشنداز آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده می‌شود.
تحلیل‌های چند متغیره،تحلیل‌هایی هستند که همزمان در آن‌ها از چندین متغیر وابسته استفاده می‌شود. موارد زیر نمونه‌هایی از تحلیل چند متغیره می‌باشند: تحلیل واریانس چند متغیره؛ آزمون مربع تی؛ تحلیل رگرسیون؛ تحلیل تشخیصی؛ تحلیل عاملی. که برای تحلیل چند متغیره در این پژوهش از تحلیل رگرسیون به وسیله نرم‌افزارSPSSاستفاده می‌گردد.
۳ -۱۰-خلاصه فصل سوم
در این فصل به روش شناسی تحقیق پرداخته شد.برای توصیف داده‌های جمع‌آوری شده از تحقیق توصیفی استفاده گردید.در این فصل به عملیاتی کردن متغیر های تحقیق پرداخته شد.از عملیاتی کردن متغیرها در سوالات پرسشنامه استفاده شده است.نوع متغیرهای تحقیق از نوع رتبه ای –کیفی هستند که با طیف لیکرت مورد سنجش قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق پارک های علم و فناوری سه شهرتبریز و تهران و اصفهان است.نمونه مورد بررسی ۱۵۰ شرکت بود.اطلاعات مورد نیاز جهت آزمون فرضیه‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شد.مخاطب پرسشنامه کارکنان هر واحد بودند.پرسشنامه ای شامل ۲۹ سوال طراحی شد. پایایی پرسشنامه ۰٫۹۰بدست آمد.با مراجعه حضوری در روزهای مختلف هفته و در ساعات مختلف به پارک های علم و فناوری سه شهر پرسشنامه تکمیل گردید. پرسشنامه بین این سه شهر با توجه به تعداد شرکت ها توزیع نسبی شده است.برای تجزیه و تحلیل داده ها در آمار توصیفی از توزیع فراوانی و در آمار استنباطی از آنالیز واریانس و تحلیل رگرسیون استفاده شده است.داده های حاصل در فصل چهارم مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱-مقدمه
در این فصل به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شده است. ابتدا به تحلیل توصیفی داده ها در قسمت بعدی به تجزیه و تحلیل تک متغیره داده ها انجام گرفته است و در قسمت سوم به تجزیه و تحلیل دو متغیره و همبستگی بین متغیر های مستقل و وابسته پرداخته شده است. در انتها به تجزیه وتحلیل رگرسیون داده ها پرداخته شد.
۴-۲-تجزیه وتحلیل داده ها
۴-۲-۱-تحلیل های توصیفی
در این قسمت پس از گرد آوری داده ها و اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی که شامل شاخص های مرکزی و پراکندگی مانند درصد فراوانی،فراوانی تجمعی می باشد به توصیف نمونه پرداخته می شود.
۴-۲-۱-۱-جنسیت پاسخ دهندگان
در جدول ۴-۱ فراوانی جنسیت کارکنان ارائه گردیده است از ۱۵۰ شرکت مورد مطالعه پارک های علم و فناوری،۹۶ نفر معادل ۶۴درصد از پاسخ دهندگان مرد بوده و ۵۴ نفر معادل ۳۶درصد آنها زن بوده است.
جدول ۴-۱:فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;">   فراوانی درصد فراوانی فراوانی تجمعی مرد ۹۶ ۶۴% ۶۴ زن
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:29:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

فصل اول

 

 

کلیات تحقیق

 

 

مقدمه

 

 

سازمان های امروز تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی، دگرگونی های ناگهانی، نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود زیر فشارهای زیادی قرار دارند. پس از سال ها تجربه، دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و با انگیزه بالا برخوردار باشد. منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند. از دغدغه های مهم بنگاه های اقتصادی موفق جهان، گردآوری سرمایه انسانی فرهیخته و خردورزی است که قادر به ایجاد تحول در سازمانی که به آن متعلق هستند باشند. یک سازمان موفق مجموعه ای است مرکب از انسان هایی بافرهنگ سازمانی، اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطاف پذیر سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روزافزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار می دهند. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد، احساس مالکیت خواهد کرد.
استفاده از توانایی های بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار می رود . توانمند سازی روش نوینی برای بقای سازمانهای پیشرو در محیط رقابتی است. توانمندسازی(توانا سازی) فرایند قدرت بخشیدن به افراد است. در این فرایند سازمان به کارکنان خود کمک می کند تا حس اعتماد به نفس خویش را بهبود بخشند و براحساس ناتوانی ودرماندگی خود چیره شوند. تواناسازی در این معنی به بسیج انگیزه‌های درونی افراد می‌انجامد .تواناسازی همچنین به تشویق افراد به مشارکت بیشتر در اتخاذ تصمیم‌هایی که بر فعالیت‌های آنان تاثیر گذار است، می پردازد.
توانمندسازی عبارت است ازطراحی وساخت سازمان به نحوی که افراد ضمن کنترل خود، آمادگی قبول مسئولیت های بیشتری رانیز داشته باشند.ویاعبارتی توانمند سازی عبارت است از آزاد کردن نیروهای درونی افراد برای کسب دستاوردهای شگفت انگیز. اجرای عوامل توانمند سازی در سازمان ها بسیار مفید و باعث افزایش بهره وری سازمان وکارکنان می شود.به منظورتوانمند سازی کارکنان درسازمان هابه بستر سازی اولیه ومناسب درمحیط سازمان نیاز است.درسازمان هایی که عوامل تاثیرگذار در توانمند سازی به طور کامل اجرا می شود بیشترین بهره وری در سازمان وجود دارد.(سلاجقه ، سنجر ویوسفی ، محمدعلی ، ۱۳۸۷ :۱)
بر این اساس باتوجه به تشکیلات واهداف و وظایف اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران بررسی وضعیت منابع انسانی این اداره امری پرهیز ناپذیراست.بنابراین با اشراف بر اهمیت توانمندسازی،در این پژوهش سعی براین است به بررسی توانمندی کارکنان وابعاد توانمندسازی گامی درجهت بهسازی نیروی انسانی این اداره برداریم.
بنابراین در این تحقیق ابتدا کلیات پژوهش شامل طرح مسئله، هدف تحقیق، ضرورت و اهمیت، سوالات پژوهش فرضیه ها، چارچوب و مدل پژوهش، روش تحقیق، قلمرو موضوعی، مکانی و زمانی، جامعه و حجم نمونه و تعاریف واژگان پرداخته شد و در فصل دوم مباحث نظری و تحقیقات صورت گرفته در داخل و خارج از ایران آورده شده و فصل سوم به روش شناسی تحقیق اختصاص یافته و فصل چهارم نیز تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از پاسخگویان در قالب آمار توصیفی و استنباطی می باشد و در فصل پایانی تحقیق به نتیجه گیری و ذکر پیشنهادات و محدودیت های پژوهش پرداخته شده است.

 

 

۱-۱٫بیان مساله تحقیق

 

 

سازمان پدیده ای اجتماعی به شمار می آید که به طور آگاهانه هماهنگ شده و دارای حدود و ثغور مشخصی است. عبارت« به صورت آگاهانه هماهنگ شده» دلالت بر مدیریت دارد و عبارت« پدیده اجتماعی» به این معناست که سازمان از افراد یا گروه هایی که با هم تعامل دارند تشکیل شده است(رابینز، ۲۲:۱۹۸۷).
کارائی و توسعه هر سازمانی تا حد زیادی به کاربرد صحیح نیروی انسانی بستگی دارد. در این میان انسانها به عنوان کارمندان سازمانها می توانند دارای نگرش های متفاوت باشند.
در توانمندسازی، خود مختاری و آزادی عمل و مسئولیت تصمیم گیری بیشتری به کارکنان واگذار می شود. به عبارت دیگر پر بار سازی عمودی و سایر روش های مشابه برای افزایش آزادی عمل کارکنان، توانمندسازی نامیده می شود (۲۰۰۱٫(Huczynski & Buchanan,
توماس وولتهاوس(۱۹۹۰)توانمندسازی روا ن شناختی رافرایندافزایش انگیزش درونی شغلی می دانند که شامل چهار حوزه شناختی ، احساس شایستگی، احساس استقلال ، احساس مؤثر بودن و احساس معنی داری می شود مطالعات میشرا(۱۹۹۲) بعد “اعتماد ” را به ابعاد فوق افزود و پنج بعد روان شناختی توانمندسازی شکل گرفت است.
برای اینکه کارکنان احساس توانمندی کنند، باید شرایط و بسترهای لازم در سازمان فراهم شود. به طور کلی برخی از عوامل مربوط به شرایط سازمانی و ماهیت ساختار رسمی سازمان که لازمه توانمندی کارکنان می باشد، شامل: داشتن اهداف روشن، ساختار سازمانی، ارزیابی عملکرد، نظام پاداش دهی، دسترسی کارکنان به منابع و رشد حرفه ای کارکنان می باشد. بی شک توجه ویژه به عوامل موثربرتوانمند سازی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای تهران می تواند به عنوان مهمترین فاکتور پویایی واثربخشی هرچه بیشتر آموزش ها به متقاضیان و جوانان جویای کار مورد توجه قرار گیرد.
در واقع کارکنانی که توانمندتر هستند تعهد و رضایت بیشتر و فشار هاى شغلی کمتری دارند، و به احتمال زیاد همکاری ومشارکت کاری بیشتری دارند.توانمندسازی کارکنان یکی ازابزارهای موثربرای افزایش بهره وری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیت ها و توانایی های فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است.
بر اساس ماده ۲۱ قانون برنامه پنجم توسعه کشور سازمان آموزش فنی و حرفه ای به عنوان اصلی ترین دالان مهارت آموزی نیروی کار و ارائه دهنده آموزش های غیر رسمی در زمینه افزایش مهارت و دانش مطابق با فناوری روز در کشور شناخته شده است، بدین جهت اثربخش کردن هرچه بیشتر فعالیت های آموزشی نیازمند شناخت و توجه ویژه به توانمند سازی نیروی انسانی موجود در حوزه های ستادی و کادر آموزشی خود می باشد.عدم اطلاع وشناخت کافی از میزان توانمندی کارکنان باعث مشکلات عدیده ای در نحوه برخورد با منابع انسانی و حتی عدم اثر بخشی آموزش ها و برنامه های توسعه کارکنان شده است. برای حل چنین مشکلاتی در این پژوهش عوامل موثر بر توانمند سازی کارکنان اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان تهران مورد بررسی قرار می گیرد. لذا در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سوال هستیم که آیا متغیرهای احساس معنی داری، احساس موثر بودن، احساس انتخاب،احساس شایستگی، احساس اعتماد بر توانمندسازی موثر هستندواینکه آیا توانمندسازی بر حسب متغیرهای زمینه ای( فردی) دارای تفاوت معناداری است؟

 

 

۱-۲- اهداف تحقیق

 

 

هدف های انجام تحقیق در اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران را می توان به شرح زیر بیان کرد :
۱-۲-۱-هدف اصلی :
بررسی وضعیت توانمندی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران .
بررسی میزان تاثیر هر کدام از عوامل احساس معنی داری، احساس موثر بودن، احساس انتخاب، احساس شایستگی، احساس اعتماد بر توانمند سازی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران.
۱-۲-۲- اهداف جزئی:
سنجش اولویت تاثیرهرکدام ازمتغیرهای تاثیرگذاربرتوانمندسازی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران .
بررسی وضعیت توانمندسازی کارکنان برحسب متغیرهای جنسیت،تحصیلات،سن،سابقه کاردر سازمان.

 

 

۱-۳-اهمیت موضوع تحقیق

 

 

برخی از صاحب نظران و محققان توانمندسازی راکم و بیش همان مدیریت مشارکتی می دانند. یعنی مشارکت زیردستان در تصمیم گیری ها و حداکثر ساختن درگیری آنها در سازمان (کیم ، ۲۰۰۲). برخی دیگر توانمندسازی را شکلی از عدم تمرکز می دانند که مستلزم واگذاری اختیارات تصمیم گیری اساسی به زیردستان است. در توانمندسازی کارکنان نه تنها نیازمند اختیار هستند، بلکه بایستی آموزش کافی و اعتبار مالی و اطلاعات کافی را دارا باشند تا بتوانند در زمینه تصمیم های خود پاسخگو باشند (یون ، ۲۰۰۱).
سازمانهان های امروز تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی ، دگرگونیهای ناگهانی ، نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود و ……. زیر فشارهای زیادی قرار دارند . پس از سالهای زیادی تجربه ، دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند باید از نیروی انسانی متخصص ، خلاق و با انگیزه بالا برخوردار باشد . منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهند . بین سرمایه انسانی و بهره وری در سازمانها رابطه ای مستقیم وجود دارد . از دغدغه های مهم بنگاههای اقتصادی موفق جهان ، گرد آوری سرمایه انسانی فرهیخته و خردورزی است که قادر به ایجاد تحول درسازمانی که به آن متعلقند،باشند. یک سازمان موفق مجموعه ای است مرکب ازانسانهائی بافرهنگ سازمانی،اندیشه واهدافی مشترک که باکارگروهی درنظام انعطاف پذیری سازمان ،تجارب و دانش خود رابا عشق به پیشرفت روز افزون سازمان دراختیار مدیریت خود قرارمی دهند . بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفه ای که انجام می دهد ، احساس مالکیت خواهد کرد . استفاده از توانائیهای بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار می رود . در بهره وری فردی ، سازمان از مجموعه استعداد ها و توانائیهای بالقوه فرد به منظور پیشرفت سازمان استفاده می کند .
در این تحقیق تلاش خواهدشدکه عوامل موثردرتوانمندسازی کارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران راشناسایی ودر جهت بالا بردن توانمندی کارکنان این اداره بکاربرده شود. اصول این تحقیق برروی عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان و بالا بردن روحیه همکاری توانمند سازی کارکنان بنا خواهد گذاشت ، و اینکه چگونه می توان فضایی برای فعالیت های خارق العاده و در عین حال وجود حس اعتماد و همدلی در افراد ایجاد نمود و چگونه می توان هم افزایی در کارهای گروهی را به معنای واقعی کلمه تحقق بخشید این تحقیق ابعاد پنج گانه توانمندسازی را مورد سنجش قرار داده است.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:28:00 ب.ظ ]




واژه توانمند سازی، ابتدا در رشته های علوم سیاسی و اجتماعی مطرح شد. ولی سابقه به کارگیری آن در مدیریت، به دموکراسی صنعتی و دخالت دادن کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی در قالب های تیم سازی، مدیریت مشارکتی و مدیریت کیفیت جامع بر می گردد.
تاریخچه اولین تعریف اصطلاح توانمند سازی به سال ۱۷۸۸ برمی گردد که در آن توانمندسازی را به عنوان تفویض اختیار در نقش سازمانی خود می دانستند که این اختیار بایستی به فرد اعطا یا در نقش سازمانی او دیده شود. این توانمندسازی به معنی اشتیاق فرد برای پذیرش مسئولیت واژه‌ای بود که برای اولین بار به طور رسمی به معنی پاسخگویی تفسیر شد (رجایی پور و همکاران: ۱۳۸۷)‌.
واژه «توانمندسازی[۱]» در فرهنگ فشرده آکسفورد، قدرتمند شدن، مجوز دادن، ارائه قدرت و توانا شدن معنی شده است. توانمندسازی به مجموعه فنون انگیزشی اطلاق می شود که به دنبال افزایش سطح مشارکت کارکنان به منظور بهبود عملکرد آنان است. ویژگی اصلی توانمندسازی کارکنان، هم سو کردن اهداف فردی و سازمانی است ( vecchio,2000 به نقل ازخانعلیزاده و همکاران،۵:۱۳۸۹). توانمندسازی درمعنای خاص قدرت بخشیدن و دادن آزادی عمل به افراد برای اداره خود و در مفهوم سازمانی تغییر در فرهنگ و شهامت در ایجاد و هدایت یک محیط سازمانی است. به بیان دیگر توانمندسازی عبارتست از طراحی و ساخت سازمان به نحوی که افراد ضمن کنترل خود آمادگی قبول مسئولیتهای بیشتری را نیز داشته باشند. توانمندسازی در کارکنان باهوش، دلگرم، درستکار و مطمئن شرایطی فراهم می آورد که در لوای آن زندگی کاری خود را کنترل و به رشد برای پذیرش مسئولیت های بیشتر در آینده دست خواهد یافت (قاسمی،۱۳۸۲: ۱۵).
از دیدگاه توماس ولتهاوس ، چهار بعد توانمندسازی عبارت اند از :۱- احساس مؤثر بودن ، ۲- احساس حق انتخاب، ۳ -احساس شایستگی، و ۴ – احساس معنی دار بودن.
موثربودن[۲]یاتاثیرگذاری یابه قول وتن وکامرون(۱۹۹۸)پذیرش پیامد شخصی درجایی است که فرد می تواند برنتایج راهبردی،اداری وعملیاتی شغل اثربگذارد.تاثیرگذاری عکس ناتوانی درتاثیرگذاری است (Spreitzer,1995) این بعد به درجه ای اشاره دارد که رفتارفرد در اجرای اهداف شغلی متفاوت دیده می شود،بدین معنی که نتایج موردانتظاردر محیط شغلی به دست آمده است (Thomas &Velthhouse, 1990).
خود مختاری[۳] یا داشتن حق انتخاب به معنی آزادی عمل و استقلال فرد در تعیین فعالیت های لازم برای انجام دادن وظایف شغلی اشاره دارد(Thomas &Velthhouse,1990).احساس استقلال به معنی تجربه احساس انتخاب درآغازفعالیت هاونظام بخشیدن به فعالیت های شخصی است((Whetten & Cameron, 1998 . استقلال فعالیتی راشامل می شودکه با احساس آزادی عمل و تجربه حق انتخاب همراه است (Gangne Deci, 2005) استقلال یک احساس نیاز روانی است (Ryan & Deci, 2000).
عامل سوم،احساس شایستگی[۴] به درجه ای که یک فرد می تواند وظایف شغلی خودرا با مهارت و به طور موفقیت آمیز انجام دهد، اشاره دارد(Thomas & Velthhouse, 1990). افراد توانمند نه تنها احساس شایستگی بلکه احساس اطمینان دارند که قادرندکارها را با کفایت لازم انجام دهند، آنان احساس برتری شخصی می کنند و معتقدند که می توانند راهی برای رویارویی با چالش های جدید بیاموزند و رشد کنند.
معنی دار بودن[۵] فرصتی است که افراد احساس می کنند اهداف شغلی مهم و با ارزشی را دنبال می کنند ، آنان احساس می کنند در جاده ای حرکت می کنند که وقت و نیروی آنان با ارزش است Appelbaum & Hongger, 1998)) معنی دار بودن، یعنی با ارزش بودن اهداف شغلی و علاقه درونی شخص به شغل (Thomas & Velthhouse, 1990). معنی دار بودن تناسب بین الزامات کاری و باورها، ارزش ها و رفتارهاست(Spreitzer, 1995).
اعتماد به دیگران[۶]: اعتماد به علاقه مندی ، شایستگی ، گشودگی و اطمینان به دیگران مربوط می شود (Mishra & Spreitzer,1997). افراد توانمند، دارای احساس اعتماد هستند و مطمئن اند که با آنان منصفانه و صادقانه رفتار می شود ، آنها اطمینان دارند که صاحبان قدرت و اختیار با آنها بیطرفانه رفتار خواهند کرد، به عبارت دیگر اعتماد به معنی داشتن احساس امنیت شخصی است( به نقل از خانعلیزاده و همکاران،۱۳۸۹).
چادیهاو همکاران ( ۲۰۰۴) به سه استراتژی مهم در توانمندسازی کارکنان اشاره می کند.
استراتژی ۱: افزایش آگاهی جمعی از طریق داستانگویی
هرگاه کارکنان مسئولیت حل مشکلات خود را بر عهده گیرند، مستعد تلاش در جهت بهبود زندگی فردی و سازمانی خود هستند. رویکرد داستانگویی به عنوان عامل ضروری توانمند سازی موجب تقویت تلاشهای مبتنی بر همکاری می شود.
راپاپورت (‌۱۹۹۵‌) بحث می‌کند که «وقتی افراد قصه همکاری خود را کشف و یا خلق می کنند و یا انعـکاس می دهند در حقیقت داستان زنـــدگی خودشان را در سازمان به شیوه های مثبت بیان می‌کنند‌«. پذیرش شرح کارکنان از مشکلات و شناسایی تواناییهایشان از عناصر مهم رویکرد توانمند‌سازی در عمــل است. کارکنان از طـــریق مشارکت در گروههای کوچک به شرح داستان فردی خود در رابطه با وظایفشان و یا تجربیاتشان که درهرماه برای آنها اتفاق افتاده است می‌پـــردازند و از این طریق درباره مسائل و مشـــکلات خودشان به تفکر و گفتگو می پردازند.
استراتژی ۲: آموزش مهارتهای حل مسئله
کارکنان لازم است که ظرفیت مهارتهای حل مسئله را در خود افزایش دهند. مهارتهای حل مسئله می تواند به توانمند سازی کارکنان در سطح فردی ، بین فردی و گروهی به عنوان یک گام ضروری در ایجاد تغییر موقعیت نامطلوب منجر شود.
در این استراتژی باید به کارکنان اجازه داد که مشکلات خود را بر اساس محتوای داستانهایی که در یک محیط همکارانه شکل می گیرد،شناسایی وحل کنند.دراین صورت گروه ابتدا اهداف حل مسئله راخلاصه بندی می کند. این اهداف شامل : شناسایی مشکل ، انتخاب یکی از مشکلات مهم ، انتخاب هدف برای حل مسئله و یا مشکل بزرگتر، تفکر خلاق در جهت حل مسئله و تحقق اهداف و شناسایی منابع به منظور کمک به تحقق هدف است.
استراتژی ۳- آموزشهای مهارتهای پشتیبانی و تجهیز منابع
از طریق حمایتهای صورت گرفته و تجهیز منابع ، کارکنان، از ایجاد ساختار اجتماعی بزرگ در قالب گروههای توانمند شده مطمئن هستند. آمیدی (‌۱۹۹۲‌) انواع حمایتها را در سه مورد خلاصه کرده است:
حمایت فرد از خود
حمایت مدیر از فرد
حمایت قانون از فرد
سازمان می تواندازطریق نوشتن‌، صحبت کردن و یا سخنرانی یک قانونگذار و یا فرد سیاسی حمایت جمعی را درسازمان اشاعه دهد. در صورتی که کارکنان بدانند که منابع برای پیشرفت فردی آنها در سازمان مهیاست وحمایتهای لازم دراین مسیر نیزوجود دارد ،توانمندسازی با سرعت و شتاب بالایی انجام می پذیرد.
سه رویکرد مرتبط با توانمندسازی
در بررسی و مطالعه تاریخچه توانمندسازی در مدیریت، صاحب نظران علوم سازمانی از سه رویکرد مختلف به بحث پیرامون توانمندسازی پرداخته اند که در ذیل به این سه رویکرد پرداخته شده است.
رویکرد عقلایی – ارتباطی
رویکرد ارتباطی،توانمندسازی فرآیندی است که رهبر یا مدیر قدرت خویش را با زیردستان تسهیم می کند و تأکید او بر مشارکت دراقتدارواختیارسازمانی است.به تعبیر«بورک»(۱۹۸۵)منظورازتوانمندسازی اعطاء قدرت وتفویض اختیار است. «باردوبیک، بلاک و پیترز» توانمندسازی را تقسیم قدرت در بین افراد سازمان تعریف می کنند.به زعم «شول وهمکارانش»توانمندسازی عبارتست ازاعطای اختیارات بیشتر به کارکنان برای اتخاذ تصمیمات لازم بدون آنکه درابتدا به تأییدات مقامات بالاترسازمان برسد (هورنکول و همکاران،۳۷۵:۱۹۹۵)
بسیاری ازنظریه پردازان مدیریت نیزتوانمندسازی را معادل تفویض اختیار و عدم تمرکز در تصمیم گیری می دادندکه حاصل آن تأکیدبرفنون مدیریت مشارکتی،چرخه های کیفیت،تیم های خودمدیریتی وهدف گذاری دو طرفه است.
تحقق مشارکت زمانی رخ می دهدکه فرد پیرو نیزتمایل به قبول مسئولیت ومشارکت درفرآیند تصمیم گیری را داشته باشد. در غیر اینصورت مشارکت در تصمیم گیری با چنین زیردستی به طور قطعی منجر به توانمندسازی وی نمی شود ( اسکندری، ۱۳۸۲ :۵۲ ).
کانگر و کاننگو[۷] عنوان می دارند هر چند این شیوه برخورد با توانمندسازی آنقدر عمومیت یافته که اغلب، مشارکت کارکنان برابر با توانمندسازی فرض می گردد، ولی بنا به پاره ای از سؤالات زیر نمی توان مشارکت کارکنان را دقیقاً همان توانمندسازی دانست. به عنوان مثال، آیا تفویض اختیار یا تقسیم منابع قدرت می تواند به طور خودکار منجربه توانمندسازی کارکنان گردد؟آیا مشارکت یا تسهیم منابع قدرت سازمانی تنها راه های توانمندسازی کارکنان هستند؟آیا توانمندسازی دارای همان آثاری بوده که تفویض اختیار، مشارکت و تسهیم منابع داشته اند؟ ازاین رو باید به توانمندسازی از زاویه مفهوم انگیزشی قدرت که مورد تأیید مک کلند بود، توجه کرد.
رویکرد انگیزشی
رویکردانگیزشی برمبنای تئوری انگیزشی مک کلندشکل گرفته است.وی نیازهای اساسی مدیران راسه دسته می داند :
الف)نیاز به قدرت ب)نیاز به موفقیت ج)نیاز به تعلق
اساسی ترین نیاز در تحقق اهداف سازمانی از نظر وی نیاز به کسب قدرت است که در افراد ایجاد انگیزه می کند. مک کلند مدعی بود افراد به طور طبیعی میل به قدرت و تحت کنترل در آوردن سایرین را دارند. انگیزه و نیاز به قدرت در افراد زمانی ارضا می گردد که آنها فکر می کنند که دارای قدرت بوده و می توانند هنگام رویارویی با حوادث و موقعیت ها از خود واکنش نشان دهند.
قدرت در مفهوم انگیزشی آن عبارتست از یک نیاز درونی برای برخورداری از حق تعیین سرنوشت و احساس کفایت نفس.
بنابراین هر گونه استراتژی که منجر به افزایش حق تعیین سرنوشت (خود تصمیم گیری/ خود اثر بخشی) و کفایت نفس کارکنان گردد، توانمندسازی آنها را در پی خواهد داشت و بر عکس هر اقدامی که منجر به تضعیف دو انگیزه فوق گردد باعث تقویت احساس بی قدرتی در آنها شده و عدم توانمندسازی را در پی خواهد داشت.
از نظر کانگر و کاننگو، هر چند تفویض اختیار پایه اصلی فرآیند توانمندسازی کارکنان به شمار می آید ولی برای تحقق کامل آن شرایط دیگری نیز لازم است. بنابراین توانمندسازی عبارتست از:
« فرآیند تقویت شایستگی افراد سازمان از طریق شناسایی و تقویت شرایطی که باعث احساس بی قدرتی در آنها شده وتلاش درجهت رفع آنها،هم با کمک اقدامات رسمی سازمان وهم با بهره گیری از فنون غیررسمی تهیه وتدارک اطلاعاتی که به کفایت آنها در سازمان کمک می کند.» ( کانگر و کاننگو،۴۷۴:۱۹۹۸).
رویکرد فوق انگیزشی/ شناختی

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:28:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۱-۵- فرضیات تحقیق

 

 

فرضیات تحقیق عبارتند از:
-احساس موثربودن برتوانمندسازی کارکنان شاغل دراداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران تاثیرمثبت دارد.
-احساس انتخاب برتوانمندسازی کارکنان شاغل دراداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران تاثیرمثبت دارد.
-احساس شایستگی برتوانمندسازی کارکنان شاغل دراداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران تاثیرمثبت دارد.
-احساس معنی داری برتوانمندسازی کارکنان شاغل دراداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران تاثیرمثبت دارد.
-احساس اعتماد برتوانمندسازی کارکنان شاغل دراداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران تاثیرمثبت دارد.

 

 

۱-۶-روش تحقیق

 

 

این تحقیق از نظر ماهیت و اهداف و روش جمع آوری داده ها یک تحقیق پیمایشی می باشد. در تحقیقات توصیفی به مطالعه و بررسی رابطه بین متغیرها درفرایندپژوهش می پردازد. متغیرها دستکاری نمی شوند اما بر کشف وجود رابطه بین دو گروه از اطلاعات در خصوص متغیرها در جامعه آماری تاکید می شود( فرهنگی و صفر زاده،۲۸۱:۱۳۸۵). روش به این دلیل توصیفی و پیمایشی می باشد که در آن تعداد محدودی متغیردرزمان حال مطالعه وبه منظوربهبودآینده ودر جهت توصیف، تبیین و کشف صورت می گیرد.

 

 

۱-۷- قلمرو تحقیق

 

 

۱-۷-۱- قلمرو موضویی :

 

 

درحیطه مدیریت مالی،برتوانمندسازی اداره کل آموزش فنی وحرفه ای در شهر تهران پرداخته خواهد شد

 

 

۱-۷-۲- قلمرو مکانی :

 

 

قلمرو مکانی این تحقیق اداره کل آموزش فنی وحرفه ای در شهر تهران است .

 

 

۱-۷-۳- قلمرو زمانی :

 

 

این تحقیق از تیرماه سال ۱۳۹۳آغاز ودر خرداد ماه سال ۱۳۹۴ خاتمه یافته است . ضمنا بازه زمانی توزیع پرسشنامه مهر ماه ۱۳۹۳ بوده است.

 

 

۱-۸-جامعه و نمونه آماری

 

 

جامعه آماری کارکنان شاغل در اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران می باشند که تعداد آنها ۱۹۶ نفر می باشد از این جمعیت با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه ای به تعداد ۱۳۰ نفر بدست آمد.
n==130
۱-۹-روش تجزیه وتحلیل اطلاعات
در تجزیه و تحلیل پژوهش حاضر با توجه به متغیرها و نوع آنها از نرم افزار spss در دو سطح سطح آمار توصیفی گرایش های مرکزی شامل« مد، میانگین » و پس از انجام آزمون کولموگرف- اسمیرنف و تعیین ماهیت توزیع داده ها چنانچه توزیع داده ها نرمال باشد از آزمون های پارامتریک(ضریب همبستگی پیرسون« برای متغیرها در سطح سنجش فاصله ای» و آزمون تی مستقل« برای متغیر مستقل اسمی دو گروهی» و f مستقل« برای متغیر رتبه ای یا اسمی سه گروهی و بالاتر») و چنانچه غیر نرمال باشد از آزمون های ناپارامتریک ( ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون من ویتنی برای متغیرهای دو گروهی و آزمون کروسکال والیس برای متغیرهای سه گروهی و بیشتر) استفاده خواهد شد. و با توجه به اینکه فرضیه ها علی می باشد برای تعیین ضریب پیش بین از رگرسیون دو متغیره استفاده خواهد شد.
۱-۱۰-تعاریف متغیرها و واژه های کلیدی
توانمند سازی: توماس وولتهاوس(۱۹۹۰)تعریف کاملی ازتوانمندسازی ارائه کرده اند واصطلاح روان شناختی را به آن افزوده اند.به زعم آنان،توانمندسازی روان شناختی به عنوان مجموعه ای ازحوزه های شناختی انگیزشی است که علاوه برخود کارآمدی سه حوزه ی دیگرشناختی راشامل می شود . این سه حوزه عبارتند از: احساس خود مختاری (حق انتخاب) احساس معنی داری و احساس مؤثر بودن (Thomas & Velthhouse, 1990).
احساس معنی دار بودن 
“معنی دار بودن ” فرصتی است که افراد احساس کنند اهداف شغلی مهم و با ارزشی را دنبال می کنند، به این معنی که آنها احساس می کنند در جاده ای حرکت می کنند که وقت و نیروی آنان با ارزش است. با معنی بودن یعنی با ارزش بودن اهداف شغلی، و علاقه درونی شخص به شغل. با معنی بودن به تناسب بین الزامات کاری با باورها، ارزش ها و رفتارها اشاره دارد.  بدون در نظر گرفتن اجبارهای سازمانی، افراد تمایل به تلاش برای اهدافی دارند که برایشان دارای مفهوم باشد (گرس لی و دیگران ، ۲۰۰۴).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:27:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

فصل دوم

 

 

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

 

 

۲-۱- مقدمه

 

 

از سال ۱۹۹۰ به بعد این بحث مطرح شده است که سازمان ها با کارکنانی توانمند، متعهد، ماهر و دارای انگیزه بهترخواهند توانست که خود را با تغییرات و فق داده و رقابت کنند. امروزه فاصله اصلی و عمیق میان ملت ها از حیث دانایی و نادانی است نه دارایی و ناداری. چالش اصلی نیروی انسانی است. امروزه قدرت رقابتی ملت ها در کیفیت سرمایه انسانی آنها است. امروزه فعالیت های فردی و مجزا نمی تواند کارساز باشد و افراد یک سازمان در قبال خود، کل افراد واهداف سازمان مسئول هستند. در واقع توانمندسازی بر آن است که با ایجاد علاقه، انگیزش و آموزش، قابلیت ها وشایستگی های کارکنان را بپروراند و تحقق اهداف سازمان را بر عهده افرادی توانمند بگذارد. توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیک های مؤثر برای افزایش بهره وری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیت و توانایی های فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است. به عبارت دیگر توانمندسازی به معنای ایجاد شرایطی است . که افراد بتوانند کارهایشان را اولاً با انگیزه درونی انجام دهند، ثانیاً با موفقیت کامل به سرانجام برسانند)عبدالهی، ۱۳۸۴ به نقل از رسولی و همکاران، ۱۳۸۹)
در دوران حاضر به علت پویائی و پیچیدگی محیط رقابتی، نیاز سازمانها به نیروی فکری و قوه خلاقانه کارکنان افزایش یافته است. به همین خاطر باید به دنبال شیوه هائی بود که با ایجاد انگیزش در کارکنان موجبات برتری سازمان را فراهم آورند با این اوصاف برای داشتن آینده پویا و توسعه یافته و ایستادگی اقتصادی در دنیای پررقابت امروزی، نیازمند افزایش بهره وری و استفاده حداکثری از حداقل امکانات هستیم. امروزه همه کشورهای توسعه یافته و یادر حال توسعه به اهمیت بهره وری بعنوان یکی از ضرورتهای توسعه اقتصادی و کسب برتری رقابتی پی برده اند. به این ترتیب اغلب کشورهای درحال توسعه به منظوراشاعه فرهنگ نگرش ویژه به بهره وری و تعمیم بکارگیری فنون وروشهای بهبود آن سرمایه گذاریهای قابل توجهی انجام داده اند.
پس از سالها تجربه دنیا، به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در امور کاری و اقتصادی خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند، باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و با انگیزه بالا برخوردار باشد. امروزه با بروز تحولات سریع محیطی درعرصه ی سازمانها،نظیراستفاده ازفناوری اطلاعات وشبکه های جهانی که موجب سهولت جریان اطلاعات در سطوح مختلف سازمانی است، تخت شدن سازمانها و حرکت آنها به سمت ساختارهای پویایی مانند ساختارهای دایره ای و شبکه ای، افزایش میزان رقابت در دستیابی به بازارکار، خدمات و تولیدات سایر کشورها، سازمانها به سمت کاهش نیروی انسانی و افزایش سطح کیفیت نیروی کار رفته اند. سازمانها کمتر مایل به جلب اطاعت اعضاء خود از طریق اجبار هستند بلکه بیشتر به سمت تعهد درونی شده و افزایش اعتماد در سازمان می باشند(ریول،۱۹۹۹ .(۳۶ :

 

 

۲-۲:پیشینیه تاریخی توانمند سازی

 

 

تاریخچه اولین تعریف اصطلاح توانمند سازی به سال ۱۷۸۸ برمی گردد که در آن توانمندسازی را به عنوان تفویض اختیار در نقش سازمانی خود می دانستند که این اختیار بایستی به فرداعطا یا در نقش سازمانی او دیده شود. این توانمند سازی به معنی اشتیاق فرد برای پذیرش مسئولیت واژه‌ای بود که برای اولین بار به طور رسمی به معنی پاسخگویی تفسیر شد(رجایی پور و همکاران، ۱۳۸۷: ۶۷)‌.
تا قبل ازآن که اصطلاح توانمندسازی در مدیریت رایج گردد،در رشته های علوم سیاسی و علوم اجتماعی، نظریه فمنیستی درقالب کمک های اعطایی به کشورهای جهان سوم مورداستفاده قرارگرفت.نویسندگان این رشته ها اصطلاح توانمندسازی را به معنای فراهم آوردن منابع و ابزار لازم برای افراد به گونه ای که برای آنها قابل رویت بوده وازآنهادرجهت مصالح خود استفاده کنند به کار گرفته اند(نیگل[۹]،۱۵۵:۱۹۹۵به نقل از اورعی یزدانی،۶:۱۳۹۱).
درمدیریت سابقه استفاده ازاصطلاح توانمندسازی به دموکراسی صنعتی ودخیل نمودن کارکنان در تصمیم گیریهای سازمان تحت عناوین مختلف تیم سازی، مشارکت و مدیریت کیفیت جامع بر می گردد. آخرین تغییراتی که در این مورد شکل گرفت توانمندسازی کارکنان نامیده شد(هاردی[۱۰] و همکاران، ۱۹۹۸:۴۵۱-۴۵۲).
در زمان گذشته توانمندسازی معنای متفاوتی با آنچه که امروزه از آن برداشت می شود، داشته است و مفهوم آن به مرور زمان تغییر کرده است. مثلا در زمانی که هدف کار بود، توانمندسازی عبارت بود از ترغیب کارگران به حداکثر تولید. در دهه ۱۹۵۰ منابع مکتوب مربوط به مدیریت آکنده از تجویزهایی در مورد روابط دوستانه کارکنان بود. در دهه ۱۹۶۰بحث حساسیت مدیران در قبال نیازها و انگیزه های افراد، مطرح شد و در دهه ۱۹۷۰ سخن از درگیر کردن کارکنان بود. در دهه ۱۹۸۰ مساله حلقه کیفیت به میان آمد و اکنون سخن از این است که مدیران چگونه باید توانمند کردن را بیاموزند( جزینی،۲۳:۱۳۸۷).
گفته بالا سه نوع مفهوم سازی از توانمندسازی نیروی انسانی را نشان می دهد که عبارت اند از:
۱-توانمندسازی با عنوان تفویض اختیار و قدرت تصمیم گیری به زیر دستان مترادف است
۲- توانمندسازی یک عامل گزینشی است که از طریق احساس خودکارآمدی افراد افزایش می یابد
۳- توانمندسازی نیروی انسانی، مفهومی روانشناختی است که به حالات ، احساسات و باور افراد به شغل و سازمان مربوط می شود و به عنوان فرآیند افزایش انگیزش درونی تعریف شده است (عبداللهی، نوه ابراهیم،۱۷:۱۳۸۵).
گرو(۱۹۷۱) به تعاریف رایج فرهنگ لغت ازتوانمندسازی اشاره می کندکه شامل تفویض قدرت قانونی‌، تفویض اختیارکردن،مأموریت دادن و قدرت بخشی است.درسال۱۹۹۰ گاندز توانمندسازی را با واگذاری اتخاذ تصمیم به کارکنان مفهوم سازی کرد، اما زایمرمن(‌۱۹۹۰) به سهل وممتنع بودن ارائه تعریفی ازآن اشاره می کند ومعتقداست زمانی ارائه تعریفی ازتوانمندسازی آسان است که آن رابدون درنظرگرفتن واژه‌هایی مانند «درماندگی» ، «بی قدرتی» و «بیگانگی» بخواهیم مورد توجه قرار دهیم و هرگاه آن را با توجه به افراد گوناگون بخواهیم تعریف کنیم بسیار مشکل است (رجایی پور و همکاران، ۱۳۸۷ :۶۷)‌.
ادبیات توانمندسازی تاکنون دگرگونی های زیادی به خود دیده است تااینکه بالاخره لی(۲۰۰۱) توانمند سازی را زمینه ای برای افزایش دیالوگ‌ها ، تفکر انتقادی ، فعالیت درگروههای کوچک می‌داند و اشاره می کند که اجازه دادن به فعالیتهایی جهت حرکت به فراسوی تسهیم‌، تقسیم و پالایش تجربیات ، تفکر‌، دیدن و گفتگوها، از اجزای اصلی توانمندسازی هستند.

 

 

۲-۳ تعاریف توانمندسازی

 

 

واژه «توانمندسازی[۱۱]» در فرهنگ فشرده آکسفورد، قدرتمند شدن، مجوز دادن، ارائه قدرت و توانا شدن معنی شده است. توانمندسازی به مجموعه فنون انگیزشی اطلاق می شود که به دنبال افزایش سطح مشارکت کارکنان به منظور بهبود عملکرد آنان است.ویژگی اصلی توانمندسازی کارکنان، هم سو کردن اهداف فردی و سازمانی است(vecchio,2000 به نقل ازخانعلیزاده وهمکاران،۵:۱۳۸۹).توانمندسازی درمعنای خاص قدرت بخشیدن ودادن آزادی عمل به افراد برای اداره خود و در مفهوم سازمانی تغییر در فرهنگ و شهامت در ایجاد و هدایت یک محیط سازمانی است. به بیان دیگر توانمندسازی عبارتست از طراحی و ساخت سازمان به نحوی که افراد ضمن کنترل خود آمادگی قبول مسئولیتهای بیشتری را نیز داشته باشند. توانمندسازی در کارکنان باهوش، دلگرم، درستکار ومطمئن شرایطی فراهم می آورد که در لوای آن زندگی کاری خود را کنترل و به رشد برای پذیرش مسئولیت های بیشتر در آینده دست خواهد یافت (قاسمی،۱۳۸۲: ۱۵).
از توانمندسازی تعاریف زیادی بیان شده است.بیشترنویسندگان توافق دارندکه عنصراصلی توانمندسازی دادن آزادی عمل به کارکنان درفعالیت های مرتبط باشغل آنهاست.برخی ازتعاریف به شرح زیراست(رسولی،۱۳۸۵: ۶۱).
وایت مور[۱۲](۱۹۸۸) توانمندسازی را فرآیندی می داند که با تغییر اجتماعی و فردی ، روی تجربه افراد تاثیر می گذارد و آنها را برای موثر عمل کردن در سازمان ها و موسسه توانا می کند( وایت مور،۵۱:۱۹۸۸).
ازنظر فوکس (۱۹۹۸)«توانمندسازی کارکنان یک فرایند است و از طریق آن یک فرهنگ توانمند سازی توسعه می‌یابد که درآن آرمانها،اهداف، مرزهای تصمیم‌گیری و نتایج تأثیرات و تلاشهای آنان در کل سازمان به اشتراک گذاشته می‌شود. درچنین فرهنگی منابع و رقابت برای کسب منابع مورد نیاز جهت اثربخشی فعالیتهایشان فراهم وحمایت می‌شود(رجایی پور و همکاران: ۱۳۸۵ :۶۷)‌.
وایر[۱۳] و ماسون[۱۴] توانمندسازی را فرایند پرورش روانی و مهارت های منابع انسانی برای به کارگیری کارآمد و اثربخش آنها درمحیط سازمانی می دانند(وایر و ماسون،۴۱:۱۹۹۹).
بلانچارد(۱۹۹۹) فرایند توانمندسازی را در سه مرحله خلاصه کرده است:
۱-تسهیم اطلاعات : که به کارکنان اجازه می دهد موقعیتهای سازمان خود را بشناسند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.تسهیم اطلاعات با اعتمادسازی در سازمان ، شکستن تفکر سلسله مراتبی سنتی آغازمی شود ودر نتیجه موجب افزایش احساس مسئولیت پذیری کارکنان می شود.
۲- خود مختاری و استقلال کاری در سرتاسر حد و مرزهای سازمان : حد و مرزهای سازمان از طریق مقصد (چراکارمی کنید)،ارزشها(چه چیزراهنمای عمل شماست)،تصورات(تصورشماازآینده چیست)،اهداف(چه چیز‌، چه وقت ،کجا ، چطور وچرا انجام می‌دهید‌)‌،نقشها(شماکه هستید)وسیستم وساختارسازمانی (کاری که شما انجام می‌‌دهید چطور مورد حمایت قرار می گیرد‌) مشخص می‌شود.
۳-جایگزین کردن تیم های خود گردان به جای سلسه مراتبها: هرگاه گروهی از کارکنان با مسئولیتهای ویژه برای فرایند کار و تولید انتخاب می‌شوند، از شروع تا پایان کار برنامه ریزی و اجرا می کنند، همه چیز را مدیریت می‌کنند و مسئولیت را به صورت مساوی و عادلانه تقسیم می کنند. مزیت تیم های خودگردان در فراهم کردن رضایت شغلی‌، تغییرنگرش،تعهد کاری ،برقراری ارتباط بهتر میان کارکنان و مدیران‌، اثربخشی بیشتر فرایندهای تصمیم‌گیری ،بهبودوپیشرفت عملیات‌،کاهش هزینه‌ها وبهره وری سازمان خلاصه می‌شود(بلانچارد و همکاران،۱۳۷۴).
توانمندسازی را ایجاد قدرت مطابق با شرایط محیط اطراف دانستهاند و برای آن چهار عامل اصلی بر میشمارند.

 

 

 

    1. حمایت عاطفی از افراد درگیر در انجام امور استرس زا

 

 

  1. تشویق و دادن بازخورد مثبت به آنها



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:27:00 ب.ظ ]




معرفی نمونه هایی از افراد موفق و اثربخش به آنها

 

 

  • کسب تجربه از طریق انجام موفقیت آمیز یک فعالیت

 

 

بنابراین توانمندسازی حالتی از ذهن است که کارمند با حالت ذهنی توانمند، احساساتی شبیه موارد زیر را تجربه می کند (رسولی، ۱۳۸۵: ۶۲).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. احساس کنترل بر نحوه اجرای کار

 

 

    1. احساس آگاهی نسبت به محیط کار

 

 

    1. احساس مسئولیت پذیری نسبت به نتایج کار

 

 

    1. احساس سهیم بودن در مسئولیت عملکرد واحد و سازمان

 

 

    1. احساس برابری در دریافت پاداش های مبنی بر عملکرد فردی و جمعی

 

 

کارتر(۲۰۰۱)توانمند سازی کارکنان، عبارت است از مجموعه سیستمها، روشها و اقداماتی که از راه توسعه قابلیت و شایستگی افراد درجهت بهبود و افزایش بهره وری‌، بالندگی و رشد و شکوفایی سازمان و نیروی انسانی با توجه به هدفهای سازمان به کار گرفته می شوند.
توماس وولتهاوس(۱۹۹۰)تعریف کاملی از توانمندسازی ارائه کرده اند و اصطلاح روان شناختی را به آن افزوده اند . به زعم آنان ، توانمندسازی روان شناختی به عنوان مجموعه ای از حوزه های شناختی انگیزشی است که علاوه بر خود کارآمدی سه حوزه ی دیگر شناختی را شامل می شود. این سه حوزه عبارتند از: احساس خود مختاری (حق انتخاب) احساس معنی داری و احساس مؤثر بودن Thomas & Velthhouse, 1990)).
بلانچارد و همکاران (۱۹۹۹) توانمند سازی یکی از نوید بخش ترین مفاهیم دنیای کسب و کار بوده که کمتر به آن توجه شده ولی اکنون به موضوع روز بدل گشته است اما علیرغم بحث های فراوان درباره ی فوائد توانمندسازی، بهره برداری از آن اندک و ناچیز است و هرچند توانمند سازی به مدیران این امکان را می دهد که ازدانش، مهارت وتجربه ی همه ی افراد سازمان استفاده کننداما متاسفانه تعداد مدیران و گروه هایی که راه و رسم ایجاد فرهنگ توانمند سازی را بدانند اندک است(طالبیان و وفایی،۱۳۸۸).
توانمندسازی یعنی ایجاد مجموعه ظرفیت های لازم در کارکنان برای قادر ساختن آنها بر ایجاد ارزش افزوده در سازمان وایفای نقش ومسئولیتی که در سازمان به عهده دارند،توام باکارایی و اثربخشی ( فخاریان،۸۷:۱۳۸۱).
تواناسازی همچنین تشویق افراد به مشارکت بیشتر در اتخاذ تصمیم‌هایی که بر فعالیت‌های آنان تاثیر گذار است. از این طریق می‌توانیم فرصت‌هائی را برای افراد فراهم آوریم تا نشان دهند که می‌توانند ایده‌های خوبی آفریده و به آن جامه عمل بپوشانند (اسمیت،۱:۲۰۰۰).
تواناسازی به این معنا است که افراد را به طور ساده تشویق کنیم تا نقش فعال‌تری در کار خود ایفا کنند و تا آنجا پیش روند که مسئولیت بهبود فعالیت‌های خویش را بر عهده بگیرند و در نهایت به حدی از توان برسند که بدون مراجعه به مسئول بالاتر بتوانند تصمیماتی کلیدی اتخاذ نمایند (باقریان، ۱۰:۱۳۸۱).
تواناسازی فراهم آوردن ابزار لازم برای افراد به گونه‌ای است که برای آنها قابل فهم باشد و بتوانند از آن در جهت مصالح خود استفاده کنند ( نیگل،۱۵۵:۱۹۹۵).
به نظر راپیلی توانمندسازی یک مفهوم، یک مجموعه از رفتارها و یک برنامه سازمانی است. به عنوان یک مفهوم عبارتست ازاعطای اختیارتصمیم‌گیری به مرئوسان؛ به عنوان یک مجموعه از رفتارها، به معنی سهیم کردن گروههای خودگردان و افراد در تعیین سرنوشت حرف‌های خود، و به عنوان یک برنامه سازمانی، به کل نیروی کار فرصت بیشتری برای آزادی، بهبود و بکارگیری مهارتها، دانش و توان بالقوه آنان، در جهت خیر و صلاح خود و سازمانشان اعطا می کند. (دسترنج، ۱:۱۳۸۳)
ترلاکسن، توانمندسازی را فرایند تغییر عملکرد کارکنان از وضعیت «آنچه که به آنها گفته شود انجام دهند»، به «آنچه که نیازاست انجام دهند» تعریف می‌کند.( هداوند، ۵۵:۱۳۸۵).
ساویچ[۱۵] معتقد است که توانمندسازی فقط دادن قدرت به کارکنان نیست، بلکه موجب می شود کارکنان با فراگیری دانش، مهارت و انگیزه بتوانند عملکردشان را بهبود بخشند. توانمندسازی فرایندی ارزشی است که از مدیریت عالی سازمان تا پایین ترین رده امتداد می یابد( عرفان منش،۳:۱۳۸۶).

 

 

۲-۴-ابعاد توانمندسازی

 

 

از دیدگاه توماس ولتهاوس، چهار بعد توانمندسازی عبارت اند از: ۱ – احساس مؤثر بودن ، ۲ – احساس حق انتخاب، ۳ -احساس شایستگی، و ۴ – احساس معنی دار بودن.
موثر بودن[۱۶] یا تاثیر گذاری یا به قول وتن و کامرون(۱۹۹۸) پذیرش پیامد شخصی در جایی است که فرد می تواند بر نتایج راهبردی، اداری و عملیاتی شغل اثر بگذارد. تاثیر گذاری عکس ناتوانی در تاثیر گذاری است (Spreitzer, 1995) . این بعد به درجه ای اشاره دارد که رفتار فرد در اجرای اهداف شغلی متفاوت دیده می شود ، بدین معنی که نتایج مورد انتظار در محیط شغلی به دست آمده است (Thomas & Velthhouse, 1990).
خود مختاری[۱۷] یا داشتن حق انتخاب به معنی آزادی عمل و استقلال فرد در تعیین فعالیت های لازم برای انجام دادن وظایف شغلی اشاره دارد(Thomas &Velthhouse,1990) .احساس استقلال به معنی تجربه احساس انتخاب در آغاز فعالیت ها و نظام بخشیدن به فعالیت های شخصی است ((Whetten & Cameron, 1998 . استقلال فعالیتی راشامل می شودکه بااحساس آزادی عمل وتجربه حق انتخاب همراه است (Gangne Deci, 2005) استقلال یک احساس نیاز روانی است (Ryan & Deci, 2000).
عامل سوم،احساس شایستگی[۱۸] به درجه ای که یک فرد می تواند وظایف شغلی خودرا با مهارت و به طور موفقیت آمیز انجام دهد، اشاره دارد(Thomas & Velthhouse, 1990). افراد توانمند نه تنها احساس شایستگی بلکه احساس اطمینان دارند که قادرند کارها را با کفایت لازم انجام دهند، آنان احساس برتری شخصی می کنند و معتقدند که می توانند راهی برای رویارویی با چالش های جدید بیاموزند و رشد کنند.
معنی دار بودن[۱۹] فرصتی است که افراداحساس می کننداهداف شغلی مهم وبا ارزشی رادنبال می کنند،آنان احساس می کننددرجاده ای حرکت می کنندکه وقت ونیروی آنان باارزش استAppelbaum& Hongger,1998) ) معنی داربودن ، یعنی با ارزش بودن اهداف شغلی و علاقه درونی شخص به شغل(Thomas&Velthhouse, 1990). معنی دار بودن تناسب بین الزامات کاری و باورها، ارزش ها و رفتارهاست(Spreitzer, 1995).
اعتماد به دیگران[۲۰]: اعتماد به علاقه مندی ، شایستگی، گشودگی واطمینان به دیگران مربوط می شود (Mishra & Spreitzer,1997).افراد توانمند، دارای احساس اعتماد هستند ومطمئن اند که با آنان منصفانه و صادقانه رفتار می شود ، آنها اطمینان دارند که صاحبان قدرت و اختیار با آنها بیطرفانه رفتار خواهند کرد، به عبارت دیگر اعتماد به معنی داشتن احساس امنیت شخصی است( به نقل از خانعلیزاده و همکاران،۱۳۸۹).

 

 

۲-۵ دلایل توانمندسازی

 

 

درحال حاضرسازمان ها وارد عرصه جدیدی شده اند، کارکنان، شرکای سازمانی و بخشی از گروه شده اند. بنابراین نه تنها ضروری است که مدیران دارای خصوصیت روبرو شوند،بلکه تمام کارکنان هم باید در روش هایی که به کار می گیرند، خود راهبر باشند (قاسمی، ۱۳۸۲: ۲۲).
پژوهشگران و مدیران نسبت به توانمندسازی و اقدامات مدیریتی مبنی بر آن، علاقه روزافزون از خود نشان داده اند. این علاقه از چندین عامل ناشی شده است: اول اینکه توانمندسازی می تواند در ترویج فرهنگ یادگیری نقش مهمی ایفا کند، دوم اینکه تحقیقات انجام شده حکایت از آن دارد که اثربخشی مدیران به میزان تقسیم قدرت از سوی آنها افزایش خواهد یافت. سوم، توانمندسازی موجب افزایش انگیزش کارکنان خواهد شد. تحقیقات نشان می دهد که افراد دارای نیاز به کفایت نقش هستند، افزایش قدرت کارکنان، افزایش کفایت نقش آنها را موجب خواهد شد. زیرا آنها در پرتو قدرت به دست آمده قادر خواهند بود اثربخشی شان را بهبود بخشیده، قوه خلاقیتشان رابه کار گرفته وشیوه انجام کارها را خود انتخاب کنند. کارکنان زمانی می توانند به خوبی از عهده وظایف محوله برآیند که از مهارت، دانش و توانایی لازم برخوردار بوده و اهداف سازمان را به خوبی بشناسند. ابزاری که می تواند به کمک مدیران بشتابد فرآیند توانمندسازی است (آقایار، ۱۳۸۲: ۲۸).
درمیان دلایل بسیار زیادی که برای توانمندسازی وجود داردبه پاره ای ازمهمترین آنها درزیراشاره می شود :
الف) تحولات در فناوری داده پردازی یا اطلاعات ، تحولات در اجراهای سیستم های اطلاعاتی مدیریت فن آوری اطلاعات و کاربری رایانه، سازمان ها را در جهت از میان برداشتن سطح میانی تحت تأثیر قرار داده و به گفته یک مدیر «به جای تمامی سطوح بین مدیر قسمت وکارمند فروش، فن آوری اطلاعات قرار گرفته است».
ب) رقابت فزاینده و به عنوان نتیجه آن افزایش ضرورت پاسخگویی به تقاضای مشتری
ج) ساختار پرسنلی که سطح آموزش و انتظاراتشان افزایش یافته است.
د) به طور کلی در سطح اجتماعی و به طور ویژه افزایش میل و تمایلات دموکراتیزه شدن
ﻫ) نمایان شدن دانش و عنصر انسانی به عنوان مهمترین منبع « مزیت رقابتی »: با تبدیل شدن سازمان ها به کسب و کارهای با ارزش، دانش به جای انباشته های ذخیره وابسته به موجودیهای انباری، یک ساختار جدید کسب و کاری در نوع متفاوت شروع به پدید آوردن کرده است که با بار سبک می چرخد. داراییهای کلیدی این واحدهای جدید که به عنوان «سازمان دانش» می تواند نامیده شود، ذاتاً غیر مادی است، یعنی دانش و تخصص کارکنان است.
تمامی این دانش و تخصص که قدرت رقابتی کسب و کار را تعیین خواهد کرد به عنوان «سرمایه فکری» به دست گرفته می شود. این موضوع نیز به گفته پیتر دراکر با « اقتصاد دانش » و « جامعه دانش » از نزدیک مربوط است. سازمان های نوینی را که « دراکر » عنوان می کند به دلیل تشکیل شدن از متخصصان دانش، وضعیتی که به جای روابط « زیردست- بالادست » از روابط هم ردیفان و تیمی به وجود می آید، اجرای توانمندسازی را به صورت اجتناب ناپذیر در می آورد.

 

 

۲-۶ علل گرایش سازمان ها به توانمندسازی




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:27:00 ب.ظ ]




۲-۷-۲ عوامل بازدارنده

 

 

نیروهای بازدارنده زیادی وجود دارد که در جهت بازداشت یا کاهش عملکرد نیروهای سوق دهنده در فرایند توانمندسازی عمل می کنند مهمترین این عوامل عبارتند از:
ویژگی های شخصیتی
پیتر بلاک[۲۸] معتقد است” که انجام توانمندسازی بسیار دشوار است، بسیاری از مدیران و کارکنان از پذیرش توانمندسازی ناخرسند اما ناخرسندی آنها از پیشنهاد توانمندسازی بیشتر است. یک دلیل برای این موضوع نگرش های شخصی مدیران است که در این زمینه مطالعات متعددی در خصوص دلایل عدم تمایل مدیران به توانمند ساختن کارکنان خود انجام گرفته است(نیومن و وارن[۲۹]، ۱۹۷۷؛ پریستون و زیمر[۳۰]، ۱۹۷۸ ؛ بیهام[۳۱]، ۱۹۸۸ به نقل از همان).
عوامل ساختاری
موارد زیر را می توان در زمره عوامل ساختاری قلمداد نمود که عبارتند از:
۱-عدم وجود یک تعریف مشخص از توانمندسازی
۲-مقاومت کارکنان در برابر تغییر به علت وجود جو تحمیلی برنامه ها و آماده ننمودن قبلی آنها
۳-فقدان بینش و فرهنگ توانمندسازی در سازمانها
۴-وجود ساختارهای رسمی و دیوانسالاری افراطی در سازمانها
۵-فقدان ارتباط باز و کامل در سازمان
۶-فقدان نظام های سازمانی مناسب از جمله برنامه ریزی، پاداش دهی، ترفیع و.. در جهت پشتیبانی از توانمندسازی منابع انسانی در سازمانها
۷-عدم وجودمدیریت ارزیابی عملکرددرسازمانها به منظورارزیابی واصلاح فرآیند توانمندسازی منابع انسانی
۸-ترس از دست دادن قدرت کنترل در مدیران
۹-ترس مازاد بودن مدیران و کارکنان در سازمان
۱۰-عدم حمایت مدیران عالی از توانمند سازی منابع انسانی
۱۱- نگرشهای مدیران در مورد زیر دستان
۱۲- فقدان امنیت شخصی ( بابایی و همکاران،۱۵:۱۳۸۱).
موانع محیطی
به رابطه موثربین محیط وسازمان اشاره می کند.ازمهمترین موانع محیطی می توان به تغییرات فناوری ،رقبا، فضای درونی سازمان ومحیط خانوادگی کارکنان اشاره نمود.
موانع رفتاری
منظور رفتار انسان وروابط انسانی سازمان است وعوامل زنده سازمان را در برمی گیرد. مهمترین موانع رفتاری عبارتند از فرهنگ سازمانی نامطلوب، توجه کردن به جایگاه واهمیت نقش گروه، سبک مدیریت نامناسب ، نظام انگیزش ناکارامد ، فقدان مشارکت واحدهای کاری ، فقدان جو مشارکت ،نبوداثربخشی دوره های آموزشی، ناعادلانه بودن نظام پاداش وتشویق ،تفویض نکردن اختیار متناسب بامسئولیت،فقدان نظام ارزشیابی عملکرد مناسب و…(ابطحی وعباسی۱۳۸۶)
نکته مهم این که فقط موانع آشکار را مورد توجه قرار ندهید بلکه سعی کنید وسعت نظر داشته باشید و موارد غیرمحسوسی راکه کارکنان راازاجرای اموربازمی داردنیز مدنظرقرار دهید (موریس و ویلکاکس ، ۱۳۷۹) .
دیدگاه دیگری در مورد عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان:
دیدگاه اسپریتزر جرچن است، به باور این صاحبنظر، عوامل اصلی موثر بر توانمندسازی عبارت اند از:
۱)عوامل فردی: تحصیلات، سابقه کار، جنسیت، نژاد، کانون کنترل، عزت نفس.
۲)عوامل گروهی:اثربخشی گروه،اهمیت گروه ،اعتماد درون گروهی ، ادراک افراد گروه نسبت به تاثیرشان بر مدیران.
۳)عوامل سازمانی: ابهام در نقش، دسترسی به منابع، حیطه کنترل، دسترسی به اطلاعات، حمایت اجتماعی- سیاسی، جایگاه فرد در سلسله مراتب سازمانی و جو مشارکتی واحد کار( اخوان و همکاران،۱۲:۱۳۹۱).
عوامل توانمند سازی نیروی انسانی تابع سه دسته عوامل مهم می باشد:
۱- راهبردها و رفتارهای مدیریتی: فراهم نمودن اطلاعات، تفویض اختیار، دادن استقلال و مدیریت مشارکتی.
۲- خودکارآمدی ادراک شده کارکنان: الگوسازی، حمایتهای کلامی و اجتماعی، برانگیختگی هیجانی
۳- شرایط وعوامل سازمانی: نظام پاداش دهی، داشتن اهداف روشن، دسترسی کارکنان به منابع و ساختار سازمانی.
برای توانمند کردن کارکنان ، مدیران علاوه بر ایجاد محیط کاری جذاب و بانشاط و روشن بودن اهداف می توانند با برگزاری گردهمایی های دوره ای، احساس توانمندی را در میان کارکنان افزایش  دهند. مدیران می توانند با سخنرانیهای پرجاذبه و شاد نگهداشتن جو سازمانی و سرمایه گذاری روی بعضی از اصول از قبیل اهداف و مقاصد روشن، خودمدیریتی، دادن امتیاز و بازخورد، که باعث هیجان می شوند، به توانمند شدن کارکنان کمک کنند
از یک نگاه دیگر عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان به شرح زیر بیان شده است:
۱٫مشخص بودن اهداف، مسئولیت ها و اختیارات در سازمان: کارکنان باید از مسئولیت ها و شرح وظایف خود، هدف و ماموریت سازمان و مراحل و فرآیندهای کاری آن آگاهی داشته باشند.

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

 

  1. غنی سازی مشاغل و ارتقای شغلی کارکنان: سازمان باید به منظور به روزبودن اطلاعات فنی و تخصصی کارکنان و افزایش محتوای شغلی آنها اقدام کند. همچنین به منظور برآورده کردن اصل جانشین پروری در سازمان باید از فنون چرخش کاری استفاده کند.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ب.ظ ]




روحیات و تعلق سازمانی: به منظور برآورده کردن این عامل باید برای کارکنان در سازمان احترام گذارد و درجهت رفع مشکلات شخصی یاری و کمک کرد. برای ابداع، نوآوری و خلاقیت در کارکنان باید زمینه های مناسب فراهم شود و مدیریت ارشد سازمان اطمینان حاصل کند که کارکنان تمایل به انجام اموری که به آنها واگذار شده است را دارند.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • اعتماد، صمیمیت و صداقت: سازمان باید فضای مثبت و روابط کاری دوستانه را بین کارکنان ایجاد کند و اعتماد بین مدیران و کارکنان را افزایش دهد.

 

 

  • تشخیص و قدردانی: تناسب حقوق و دستمزد و پاداش دریافتی با کاری که کارکنان انجام می دهند، توزیع مناسب امکانات رفاهی در سازمان و تناسب ارتقای شغلی کارکنان با شایستگی آنها می تواند عامل مطرح شده را در سازمان پوشش دهد.

 

 

  • مشارکت و کارگروهی: به کارگیری نظرات و ایده های کارکنان در تصمیم گیری ها و همکاری آنها در بهبود و پیشبرد امور سازمان، تفویض اختیار به کارکنان در سطوح مختلف، مشارکت دادن کارکنان در ارائه پیشنهاد جهت بهتر انجام شدن امور و کنترل امور انجام شده کارکنان توسط خودشان می توانند به عنوان عوامل مشارکت و کارگروهی در افزایش توانمندسازی کارکنان در سازمان ها تاثیرگذار باشند.

 

 

  • ارتباطات: شامل برقراری ارتباط و دسترسی آسان کارکنان به مدیران و سرپرستان، شفافیت و روشن بودن ارتباطات کاری کارکنان با مدیران و سرپرستان و اطلاع کارکنان از امور جاری شرکت در ارتباط با حوزه کاری خود است.

 

 

  • محیط کاری: از جمله عوامل موثر که کمابیش در سازمان ها روی آن تاکید می شود محیط کاری است. اهمیت به ایمنی و سلامت کارکنان در محیط کار، ایجاد موقعیت های مناسب جهت ارتقای شغلی کارکنان، کاهش فشار و تنش های موجود در محیط کار می تواند از جمله موارد مرتبط با محیط کار باشد.

 

 

  • بهینه سازی فرآیندها و روش های کاری: شفاف و مشخص بودن گردش کار و اطلاعات در سازمان، مستندسازی روش های کاری و بازنگری دوره ای و اصلاح روش های کاری و ساده سازی امور از عوامل موثر در برآورده شدن بهینه سازی فرآیندها و روش های کاری است.

 

 

  • اطلاعات، دانش و مهارت شغلی: جهت تامین این عامل وجود امکانات جهت توسعه مهارت های شغلی در سازمان، وجودزمینه های آموزش موثر و کارا در سازمان و داشتن اطلاعات فنی و تخصصی در ارتباط با پست ها می تواند مفید باشد

 

 

 

۲-۸-روشهای توانمندسازی

 

 

۱ – توانمندسازی فردی: در این مدل کارکنان با کسب مهارتها قادرند بدون نیاز به حضور مستقیم سرپرست فعالیت کنند. در این مرحله، قدرت تجــزیه و تحلیل کارکنان رشدیافته و می توانند برای سوالها و مشکلات خود پاسخ و راه حل مناسب پیدا کنند. همچنین شخص قادر است در شرایط جدید رفتارش را تنظیم کرده و در مقابل عملکرد و تصمیماتش مسئول و پاسخگو باشد.
۲ – توانمندسازی سازمانی: در این سطح که ویژه مدیران است آنان قادرند برنامه های کلی سازمان را تدوین کنند. آنها تصمیم می گیرند چه کارهایی توسط چه کسانی و چطور انجام گیرد. مدیران به وظایفشان آگاه بوده و کماکان هدایت کارکنان را برعهده دارند. در این مرحله مهارتهای رهبری را می توان به کارکنانی که توانمندسازی مرحله فردی را با موفقیت گذرانده اند آموزش داد(تدبیر،۱۳۸۸:۶۸).

 

 

۲-۹:مزایا ی توانمندسازی

 

 

مزایای توانمندسازی را می توان به شرح زیر بیان کرد:
۱ – افزایش رضایتمندی کارکنان، مشتریان و ارباب رجوع
۲ – کارکنان احساس مثبتی نسبت به شغل و خودشان می کنند
۳ – کارکنان احساس نمی کنندکه خون آنان به وسیله سازمان مکیده می شود لذا از تمام توان و شایستگی های خود برای ارتقا عملکردشان استفاده می کنند
۴ – باعث افزایش احساس تعهد و تعلق در کارکنان می شود
۵ – تحقق اهداف سازمان آسان تر می گردد
۶ – باعث افزایش احساس مالکیت کارکنان نسبت به شغلشان می شود
۷ – کاهش ضایعات، هزینه ها و کالاهای مرجوعی و درنتیجه موجب افزایش سوددهی می گردد
۸ – کاهش نظارت مستقیم بر عملکرد کارکنان
۹ – کاهش بروز استرس حوادث، سوانح، در محیط کار
۱۰ – بهبود شرایط ایمنی در محیط کار
۱۱ – تغییر نگرش کارکنان از «داشتن» به «خواستن» یعنی همیشه باید به خواستن ها فکر کرد
۱۲- بهبود ارتباطات میان مدیریت و کارکنان یا روان سازی است که باعث می شود بسیاری از مشکلات روزمره به وسیله ارتباطات حل شده ودیگرنیازی به تشکیل جلسه نباشد.بدیهی است نیازبه برگزاری جلسه وقتی است که قراراست نکات ومسائل بسیارمهم درآن مطرح گردد( ساری ولوکز،۲۰۰۱ : ۱۹و۹۸ به نقل ازنشریه فروغ تدبیر،۱۳۹۱ :۳۶)

 

 

۲-۱۰- استراتژی های توانمند سازی

 

 

وظیفه رهبران سازمان فراهم ساختن تسهیلاتی جهت پیاده سازی استراتژی توانمند سازی است. این استراتژی ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم موجب تغییر نگرش و رفتار کارکنان می شوند و زمینه را برای تـربیت نیروی متخصص و توانمند مهیا می سازند. با توجه به هدف و فلسفه وجودی سازمانها، ویژگیهای سازمان و کارکنان و نقشهای آنان می‌توان به پیاده‌ سازی انواع استراتژی ها پرداخت‌.(تدبیر،۱۳۸۶ :۶۶)

 

 

۲-۱۰-۱ چادیهاو همکاران ( ۲۰۰۴) به سه استراتژی مهم در توانمندسازی کارکنان اشاره می کند.

 

 

استراتژی ۱: افزایش آگاهی جمعی از طریق داستانگویی
هرگاه کارکنان مسئولیت حل مشکلات خود را بر عهده گیرند، مستعد تلاش در جهت بهبود زندگی فردی و سازمانی خود هستند. رویکرد داستانگویی به عنوان عامل ضروری توانمند سازی موجب تقویت تلاشهای مبتنی بر همکاری می شود.(chadiha et al,2004 :97)
راپاپورت (‌۱۹۹۵‌) بحث می‌کند که «وقتی افراد قصه همکاری خود را کشف و یا خلق می کنند و یا انعـکاس می دهند درحقیقت داستان زنـــدگی خودشان را در سازمان به شیوه های مثبت بیان می‌کنند‌«. پذیرش شرح کارکنان از مشکلات و شناسایی تواناییهایشان از عناصر مهم رویکرد توانمند‌سازی در عمــل است. کارکنان از طـــریق مشارکت در گروههای کوچک به شرح داستان فردی خود در رابطه با وظایفشان و یا تجربیاتشان که در هر ماه برای آنها اتفاق افتاده است می‌پـــردازند و از این طریق درباره مسائل و مشـــکلات خودشان به تفکر و گفتگو می پردازند.
استراتژی ۲: آموزش مهارتهای حل مسئله
کارکنان لازم است که ظرفیت مهارتهای حل مسئله رادر خود افزایش دهند. مهارتهای حل مسئله می تواند به توانمند سازی کارکنان در سطح فردی ، بین فردی و گروهی به عنوان یک گام ضروری در ایجاد تغییر موقعیت نامطلوب منجر شود.
در این استراتژی باید به کارکنان اجازه داد که مشکلات خود را بر اساس محتوای داستانهایی که در یک محیط همکارانه شکل می گیرد ، شناسایی و حل کنند . دراین صورت گروه ابتدا اهداف حل مسئله راخلاصه بندی می کند. این اهداف شامل : شناسایی مشکل ، انتخاب یکی از مشکلات مهم ، انتخاب هدف برای حل مسئله ویا مشکل بزرگتر ، تفکر خلاق در جهت حل مسئله و تحقق اهداف و شناسایی منابع به منظور کمک به تحقق هدف است.
استراتژی ۳- آموزشهای مهارتهای پشتیبانی و تجهیز منابع
از طریق حمایتهای صورت گرفته و تجهیز منابع ، کارکنان، از ایجاد ساختار اجتماعی بزرگ در قالب گروههای توانمند شده مطمئن هستند. آمیدی (‌۱۹۹۲‌) انواع حمایتها را در سه مورد خلاصه کرده است:
حمایت فرد از خود
حمایت مدیر از فرد




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ب.ظ ]




منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

 

۲-۱۰-۲ – استراتژی های ده گانه مایکل مارکوارت برای توانمند سازی افراد

 

 

مایکل مارکوارت استراتژی های ده گانه زیر را برای توانمند سازی افراد ارائه می دهد:
۱-رهبران را برای الگو بودن و نشان دادن یادگیری تشویق کنید
با توجه به اینکه اعمال نسبت به کلمات باصدای بلندتری صحبت می کنند،مدیران می توانندامتنان وعلاقه ی خود را به یادگیری به وسیله ی گرایش ها و رفتارهای خودنشان دهند.  اختصاص زمان برای مطالعه، گوش دادن، انعکاس و شرکت نمودن دربرنامه های یادگیری، مثال های خوبی هستندومهارت های مهم رهبری در زمینه ارائه ی چشم انداز، مدل های ذهنی، و تفکر سیستمی مستلزم توسعه و اقدام مستمراست.رهبران باید از کارکنان بیاموزند و به ایده های آنها به طور جدی توجه کنند . فیلترکردن اخبار بد، کار مهمی نیست، بلکه رهبران می باید فضای باز برای تبادل اطلاعات درباره سازمان، صنعت ، بازارها، رقابت، و مشتریان را ایجاد وحفظ نمایند
هنگام کانالیزه کردن اطلاعات برای کارکنان مستعد، بهترین شیوه برای انتقال اطلاعات،ارسال آنها بدون افزودن به سلسله مراتب مدیریتی است.شبکه های یادگیرنده ورهبران سازمانهای یادگیرنده می توانند الهام بخش و روحیه دهنده باشند . رهبران باید قادر به سپاسگزاری از دیگران بوده و نسبت به خطاهای خود ودیگران باز باشند .خطاها به بهترین وجه به عنوان فرصت های یادگیری، تلقی می شوند.
۲-رهبران را به فرایندها و پروژه های قهرمانی یادگیری دعوت کنید
مسئولیت عمده ی مدیران در سازمان های یادگیرنده، ایجاد فضایی است که در آن، یادگیری تشویق شود. مدیران می توانند چنین محیطی را از طرق زیر توسعه دهند:

 

 

 

    • کارکنان را به ایده های حل مسأله به صورت داوطلبانه تشویق کنند.

 

 

    • به ایده ها و پیشنهادات کارکنان به موقع پاسخ دهند.

 

 

    • از افرادی که آنها را قدرتمند ساخته اند، پشتیبانی کنند.

 

 

    • شرکا و تیم هایی را که عضو آنها هستند، ارتقا دهند.

 

 

    • به مباحثه آزاد درباره اختلافات و کارکردن از طریق تضادها، متعهد باشند.

 

 

    • از یادگیری طرفداری کنند و به آن پاداش دهند.

 

 

    • آزمایش و ارزیابی دانش کسب شده را تشویق کنند به طوری که بتوان دانش جدیدی ایجاد کرد.

 

 

    • به طور عمومی و اغلب درباره ی یادگیری صحبت کنند.

 

 

    • فرصت های یادگیر ی را در هر کجا و در هر زمان ممکن ایجاد کرده توسعه دهند.

 

 

    • به صحبت های کارکنان خود گوش فرا دهند، اما همیشه پاسخ ارایه نکنند و آنها را به حل مسأله ی خودشان تشویق کنند.

 

 

    • از ”یاد دادن و کنترل نمودن“ اجتناب نمایند.

 

 

    • سرعت ارزیابی را کاهش داده اما آن را تشویق نمایند .

 

 

٣. کارکنان را برای یادگیری و تولید، قدرتمند سازید
اغلب،قدرتمندسازی چیزی بیش از پشتیبانی آرمانی  نیست که البته به وسیله ی مدیریت عالی اجرا نمی شود، مخصوصاً هنگامی که برنامه ریزی ها و تصمیم گیری های عمده در جریان باشند . کارکنان به سرعت این تمایز را کشف می کنند، و از این رو انرژی و خلاقیت کمتری را برای اجرای عملیات شرکت صرف خواهند نمود. [در این صورت] قدرت ذهنی سازمان به طور آشکارا کاهش می یابد.
به هرحال ، سازمان های یادگیرنده ، کارکنان خود را در امور مالی ، فنی و سایر حوزه های مربوطه که می تواند به تصمیم گیری های بهتر منتهی شود، قدرتمند کرده تعلیم می دهند . سپس این شرکت ها، مسئولیت کسب موفقیت را به کارکنان خود واگذار می کنند.سازمان ها در واقع، با قدرتمندسازی کارکنان، درمی یابند که مسئولیت تاحدامکان بایدبه نقاط(مکان های)اقدام تفویض شود.آنها،کارکنان رادر برنامه ریزی، ارزیابی و تعیین مسئولیت ها و سودآوری ها درگیر می کنند.
ستورن، به عنوان بخشی از شرکت جنرال موتورز، نمونه ای از یک شرکت خوب در زمینه ی قدرتمندسازی کارکنان است.کارخانه ی ستورن در اسپرینگ هیل،تنسی ، به واقع توسط شرکت جنرال موتورز به یک آزمایشگاه برای توسعه ی ایده های نوآور تبدیل شده بود و یکی از انقلابی ترین اید ه ها، رویکرد ستورن به قدرتمند سازی کارکنان است .هر یک از تیم های کاری ستورن، خودگردان هستندوبدون سرپرستی و نظارت مستقیم مدیریت عالی کار می کند.این رویکرد شامل پذیرش مسئولیت بودجه، کنترل موجودی و استخدام نیروی انسانی برای تیم است .کارکنان به کمک این نوع قدرتمندسازی ،بهتر وسریع تر از مدیران اداری خود می توانستند، تصمیم بگیرند .علاوه براین، افزایش مسئولیت،کارگران راپاسخگوتر کرده،غیبت شان ازکار را به۵/۲ درصد کاهش داد که حدود ١٠ تا ١۵ درصد پایین تر از دیگر کارخانجات شرکت جی ام است . سرانجام ،ستورن از آغاز اجرای این رویکرد، موفق ترین ونوآورترین بخش شرکت جنرال موتورز بوده است.
۴. سیاست های پرسنلی را که برای یادگیرندگان پاداش می دهد، نهادینه سازید
بسیاری از سازمان ها به ارزش های بیان شده ی خود در هنگام استخدام و پاداش دهی به افرادی که یادگیرنده هستند، عمل نمی کنند.به هرحال در سازمان های یادگیرنده،کسانی که یاد می گیرند، وبه افراد پیرامون خود جهت ارتقای یادگیری آنهاکمک می نمایند،پاداش مالی دریافت نموده فرصت های شغلی بهتری رابه دست می آورند .
شرکت یادگیرنده،رهبران بالقوه را در میان کارکنانی که از فرصت های یادگیری بهره برداری می کنند،و سؤالات جدیدی رادرزمینه ی تلاش های بهینه سازی یادگیری از تجربه، و یاد گرفتن خوب در محیط های تیمی مطرح می نماید، جستجومی کنند.
۵. تیم های کاری خودگردان ایجاد کنید
احتمالا، مستقیم ترین روش برای سازمان جهت نشان دادن اعتماد به قدرتمند وتوانمندسازی کارکنان، به کارگیری تیم های کاری خودگردان (که به عنوان تیم های خود مدیریتی یا تیم های کاملا مشارکتی نیز شناخته می شوند)است چندین سازمان یادگیرنده از قبیل شرکت های جی ام، کلگیت ، گلاکسو ولکام  موفقیت های مهمی رادر رابطه بااین نوع واحد سازمانی به دست آورده اند.تیم های کاری خودگردان، به وسیله ی تعدادی از عوامل مهم ایجاد و پشتیبانی می شوند.برای اعضای تیم، این عوامل عبارتند از:

 

 

 

    • اهداف روشن و شناخت کامل قدرت و اختیار تصمیم گیری تیم

 

 

    • چارچوب های زمانی کاملا تعریف شده

 

 

    • مهارت های قوی بین گروهی

 

 

    • شناخت فرایندها و کارکردهای گروهی

 

 

    • رویه های کاری معین برای اعضای داخل گروه و برقراری ارتباط با بیرون گروه

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:26:00 ب.ظ ]




۲-۱۲-۵مدل توانمند سازی توماس و ولتهاوس

 

 

توماس وولتهاوس(۱۹۹۰)روش کلی را که کانگر وکاننگو در سال ۱۹۸۱ ارائه کرده بودند بسط وگسترش دادند وپیشنهاد کردند که توانمندسازی بهتراست به منزله ی ساختاری چند بعدی مورد توجه قرار گیرد.این دوپژوهشگر درمدل مفهومی خود از توانمند سازی کارکنان به تحلیل ابعاد چهارگانه توانمند سازی یعنی تاثیر ، انتخاب ، شایستگی ومعناداربودن پرداخته اند (توماس وولتهاوس،۱۹۹۰ ۶۶۷:) برطبق نظر توماس وولتهاوس سطوح بالای چهار بعد توانمند سازی باهم ترکیب می شوند تا سطوح بالایی از انرژی ، ابتکار عمل ، انعطاف پذیری و پایداری رفتارهای کاری ایجاد شود(موغلی و همکاران،۱۳۸۸) توانمند سازی یک ویژگی شخصیتی درازمدت نیست که در موقعیت های مختلف آشکار شود ولی شناخت هایی وجود دارند که در محیط ومتن کار نهفته اند . توانمند سازی فقط ارزیابی وظایف کاری کارکنان نیست بلکه به عوامل زمینه ای مانند رابطه متقابل کارمندان با ناظران ، دوستان و زیردستانشان وابسته است.(تدبیر،۲۳۷ :۷۰)
مدل توانمند سازی توماس و ولتهاوس
احساس موثر بودن
احساس داشتن حق انتخاب
شایستگی
ابعاد توانمندسازی
توانمندسازی
معنادار بودن
(توماس وولتهاوس،۱۹۹۰ : ۶۶۷)

 

 

۲-۱۲-۶ مدل توانمند سازی کانگر:

 

 

کانگر توانمند سازی را به عنوان فرایند بالابردن احساس خود اثربخشی درمیان اعضای سازمان از طریق شناسایی و از بین بردن وضعیت هایی که به ضعف منجر می شوند تعریف می کند به عقیده کانگر عوامل بالقوه ضعیف ساز یا عواملی که به حداقل خود اثربخشی می انجامد می توانند دربرگیرنده منابع متعددی مانند محیط سازمانی، سبک سرپرستی ، نظام پاداش و طراحی شغل باشند( اسکندری ، ۱۳۸۱)
علاوه بر مدیر، اعضای سازمان نقش اساسی در فرآیند توانمندسازی ایفا می کنند واحساس کارکنان از توانایی خود عامل مهمی در توانمند سازی است. به نظر کانگر توانمند سازی ، عمل تقویت باورهای فردی به احساس خود اثر بخشی است و مدیریت با راهبردها و تاکتیک هایی می تواند قدرت ونفوذ خویش را بالا ببرد واز حفظ آن اطمینان یابد . راهبردهای توانمند سازی نه تنها حذف وضعیت های خارجی ضعیف ساز است بلکه ایجاد نوعی احسا س وآگاهی از خود اثربخشی است .ابعاد چهارگانه توانمند سازی کارکنان از دیدکانگر در نمودار زیر تشریح شده است (کانگر ،۱۹۸۹به نقل از تدبیر،۲۳۷ :۷۱)
مدل توانمند سازی کانگر
ابزار اعتماد به زیر دستان همراه پاداش انتظارات بالا ازعملکرد کارکنان
فراهم آوردن استقلال کارکنان در دل محدودیت های دیوان سالارانه
ابعاد توانمندسازی
توانمندسازی
فراهم آوردن فرصت های مشارکت کارکنان در تصمیم گیری
وضع اهداف معنادار والهام بخش
(کانگر ،۱۹۸۹)
۲-۱۲-۷ مدل توانمند سازی فورد وفوتلر:
نگرش اقتضایی به توانمند سازی منجر به شکل گیری مدل هایی مانند مدل فورد انجامید مبنی بر اینکه هر سازمان دارای اقتضائات خاص خود است . توانمند سازی کارکنان باید با توجه به نوع وظیفه و خصوصیات فردی آنها انجام گیرد واین امکان وجود نداردکه رهبربه هرصورتی که تمایل دارد توانمند سازی را برنامه ریزی کند وهمه به گونه ای مطلوب بتوانند آن را اجرا کنند(اسکندری ،۱۳۸۱) این مدل توانمند سازی از دو بعد محتوای شغل و زمینه شغل و ترکیب آنها با فرایند تصمیم گیری تشکیل می شود. منظور از محتوای شغل، وظایف ورویه های لازم برای برعهده گرفتن یک شغل خاص است وزمینه شغل نیز در ارتباط با وظایف محیط خارجی سازمان است . محورافقی نمودار افزایش اختیار در تصمیم گیری درباره ی محتوای کار ومحور عمودی آن افزایش اختیار در تصمیم گیری درباره زمینه های شغلی همزمان با افزایش مشارکت در تصمیم گیری است. حاصل ترکیب این دوبعد پنج نقطه است که ازنظرمیزان درجه توانمندسازی نیز متفاوتند.نقطه a (بدون درنظر واختیار) بیانگرمشاغل سنتی مانند خط مونتاژاست که کارهابادرجه بالایی ازتکراروروزمرگی صورت می پذیرند ودر آن هیچ گونه تصمیم گیری برای فرد وجود ندارد . اینگونه مشاغل نوعی پریشانی ودلتنگی در افراد ایجاد می کند.نقطه B(تعیین وظیفه)اساس اکثربرنا مه های تولیدسازمان نوین است در اینجا افراد برای تصمیم گیری درباره نحوه ی انجام دادن کار اختیار کامل دارندولی در زمینه شغلی اختیار تصمیم گیری ندارند. نقطه c (توانمند سازی مشارکتی) بیانگر وضعیتی است که گروه های کار مستقل دارند. این گروه ها در هردوبعد محتوا وزمینه ، مقدار قدرت تصمیم گیری دارند. ولی حد مشارکت آنها فقط درباره تعیین مساله ، توسعه بدیل ها وارزیابی آنهاست .درحالی که اغلب انتخاب واقعی بدیل ها،خارج ازقدرت آنان است به هرحال، توانمند سازی مشارکتی ، می تواند به رضایت شغلی وافزایش بهره وری منجر گردد.
نقطه d (تعیین ماموریت ) موردی غیر معمولی در توانمند سازی است وبه ندرت دیده می شود. دراینجا قدرت کارکنان در زمینه تعیین شغل است (نه محتوای شغل )
نقطه e (خود مدیریتی)نقطه مطلوب وآرمانی برنامه ی توانمندسازاست .در این نقطه افراد برای تصمیم گیری محتوا وزمینه شغلی اختیار کامل دارند. حد مشارکت افراد درتصمیم گیری در برگیرنده فرایند تعیین مساله ، توسعه بدیل،ارزیابی به دلیل انتخاب بدیل واجراست.یعنی فرایندتصمیم گیری رابه کل رعایت واجراست . یعنی فرایندتصمیم گیری رابه کل رعایت می کنند وبه هرحال توانمند سازی خود-مدیریتی ، انتخاب واقعی بدیل ها راشامل می شود و به رضایت شغلی ، افزایش بهره وری ، کارآیی و اثربخشی منجر می گردد (فورد و فوتلر ،۱۹۹۵ نقل از تدبیر،۲۳۷ :۷۱)
مدل توانمند سازی فورد وفوتلر
زیاد
خود مدیریتیe

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ب.ظ ]




۲-۱۲-۸مدل توانمند سازی مدل « آلفردباندورا»

 

 

باندورا اعتقادات خود اثر بخشی/ کفایت نفس و نقش آن را در احساس توانمندی شخصی مفهوم سازی کرده است ( اسکندری، ۱۳۸۲ ).
حاصل پژوهش وی معرفی مدل با چهار عنصر به شرح زیر می باشد:
۱-استفاده ا زحمایت احساسی مثبت در فشارها و هیجانات کاری/ تحریکات احساسی.تحریکات احساسی، می توانند بر انتظارات افراد از شایستگی شان تأثیر گذارند. تحریکات احساسی از قبیل ترس، اضطراب، استرس، افسردگی و… که به طور معمول هم در حین و هم در انجام وظیفه ظاهر می شود، می توانند منجر به کاهش کفایت نفس افراد گردند. در بسیاری مواقع، مدیران می توانند با ایجاد فضای اعتماد گروهی و تعریف واضح نقش ها به میزان زیادی از استرس و تنش شغلی کارکنانشان بکاهند. این تاکتیک ها می توانند با کاهش آثار حالات احساسی ناگوار در فرآیند توانمندسازی کارکنان ایفای نقش کنند.
۲- استفاده از ترغیب و تشویق مثبت/ تشویق های کلامی. مدیران می توانند با استفاده از کلماتی برای تشویق، بازخور شفاهی و سایر اشکال ترغیب اجتماعی بر توانمندسازی کارکنانشان کمک کنند. به اعتقاد باندورا افرادی که به داشتن شایستگی های لازم انجام موفقیت آمیز وظیفه مورد نظر تشویق می شوند، نسبت به افرادی که در آنها شک و تردید ایجاد شده، تلاش بیشتری از خود نشان می دهند.
۳-داشتن مدل از افراد موفقی که اعضاء آنها را می شناسند/ تجارب تقلیدی. از طریق الگوسازی موفقیت دیگران، می توان در افراد توانمندی ایجاد کرد. به عنوان مثال، با الگوسازی از موفقیت دوستان فرد در کنکور می توان به شخص قبولاندکه اوهم می تواند در کنکور موفق شود. ولی الگوسازی از موفقیت دیگران نمی تواند به همان اندازه که خود شخص موفق بودن را تجربه می کند به توانمندسازی او کمک کند.
۴-تحقق تجارب واقعی از تسلط در انجام موفق کارها/ تجربه موفق شخص در شغلش. وقتی به زیردستان وظایف مهمی محول و یا مسئولیت بیشتری در شغلشان داده می شود در واقع به آنها فرصتی برای آزمودن میزان کفایتشان داده می شود . این امر بر تجارب فرد در زمینه موفقیت افزوده و به توانمند شدن آنها کمک می کند ( محمدی، ۱۳۸۰: ۲۶- ۲۷ ).
مدل توانمندی باندورا
( محمدی، ۱۳۸۰: ۲۶- ۲۷ )

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱۲-۹-مدل اسپرتیزر

 

 

اسپرتیزر با تمرکز بر رویکرد روانشناختی به دنبال توسعه یک شبکه قانونمند توانمندسازی در محیط کار بود. مدل او از چهار جزء تشکیل شده است که ادراک کارکنان را در مورد معنی دار بودن، شایستگی، تأثیر و خودتعیینی می سنجد. او معنی دار بودن را مشتمل بر احساس فرد مبنی بر ارتباط بین کار و استانداردهای شخصی تعریف می کند. این احساس زمانی به وجود می آید که وظایف مشتمل با ارزش ها، اعتقادات و رفتارهای فردتطابق داشته باشد.احساس شایستگی،اعتقادفرد درموردتوانایی اش برای انجام دادن فعالیت های ضروری است. خود تعیینی، ادراک خود در قبال حق انتخابش در مورد کاری است که باید انجام دهد. تأثیر احساس فرد در مورد میزان نفوذش بر پیامدهای یک کار معینی است (ابطحی وعابسی، ۲۰۰: ۱۳۸۶ ).
در مدل توانمندسازی اسپرتیزر فرض بر این گذاشته شده که توانمندسازی واسطه بین روابط ساختار اجتماعی و نتایج رفتاری است. به نظر اسپرتیزر توانمندسازی همانند تغییر بنیادی یا رادیکالی ساختار سلسله مراتبی سنتی به ساختار چالش برانگیز اصلی و کلیدی سازمان های معاصر است و از نظرروانشناسی فرآیندی متقابل که در آن افراد می توانند بر زندگی خودشان کنترل داشته باشند و تغییر ساختار اجتماعی در سازمان یک شرط لازم و نه کافی برای تغییر رفتار فردی است. در واقع مسیر توانمندسازی مسیری است طولانی که در اولین مرحله با یک تحول فکری متقابل شروع و به آهستگی به یک رفتار توانمند ختم می شود، چون توانمندسازی باید یک تجربه زنده باشد. فقط یک راه حل وجود دارد، کارگران باید در مورد کارشان به منزله یک رفتار حقیقی که فراتر از اقتضای رسمی است، تجربه داشته باشند و آنچه آنان در شرکت انجام می دهند، نمودی حقیقی از خودشان باشد وجود یک حس قوی توانمندسازی شخصی موجب پیدایش این نتایج رفتاری می گردد.
در مدل توانمندسازی اسپرتیزر، توانمندسازی نه به منزله یک فرآیند،بلکه به مثابه عاملی که ازیک سوتحت تأثیر عوامل محیطی، سازمانی وفردی قرارداردوازطرف دیگرمی تواندبه صورت عاملی مؤثربراثربخشی،کارآیی و خلاقیت سازمان عمل کند، نگریسته می شود.ازاین منظر،توانمندسازی دارای کارکردی سازمانی است که تحت تأثیرفرهنگ جامعه،قابلیت ارتقای کارآیی واثربخشی سازمانی رادارد . اسپرتیزربراساس آزمون مدل توماس و ولتهاوس نیزکارکنان میانی یک سازمانی تجاری و در سطح کارکنان عملیاتی یک سازمان بیمه، عوامل مدنی بر توانمندسازی کارکنان و نتایج به دست آمده از آن را در قالب نمودار چنین بیان می کند ( ابطحی و عابسی، ۱۳۸۶ : ۲۰۲)
مدل درصفحه بعد
مدل توانمندسازی اسپرتیزر
( ابطحی و عابسی،۱۳۸۶ :۲۰۲)

 

 

۲-۱۳-پیشینه پژوهش

 

 

۲-۱۳-۱-بررسی مطالعات انجام گرفته در داخل کشور

 

 

-نوروزی(۱۳۸۴) در پژوهشی با عنوان« بررسی ارتباط میان عوامل روان شناختی توانمندسازی کارکنان با عملکرد سازمانی شعب بانک ملت شهر تهران» به این نتیجه رسیده که رابطه مثبتی بین ابعاد روان شناختی توانمندسازی با کارایی شعب بانک وجود دارد به عبارت دیگر کارایی بالا و پایین شعب در گرو ادراک کارکنان آن از میزان توانمندی آنان است( نوروزی،۱۳۸۴).
-میرزاآقایی(۱۳۸۶) در پژوهشی با عنوان « بررسی سطح توانمندسازی کارکنان و رابطه آن با عوامل سازمانی» به این نتیجه رسیده که سطح توانمندسازی کارکنان از نظر ابعاد شایستگی، خودمختاری، موثر بودن و معنی داری در سطح مطلوبی می باشد. اما از بعد اعتماد در حد مطلوبی نمی باشد و بین سطح توانمندسازی کارکنان با عوامل تعیین اهداف، نظام پاداش دهی، دسترسی به منابع، ارزیابی عملکرد رابطه مستقیمی وجود دارد اما بین توانمندسازی کارکنان و ساختار سازمانی رابطه معکوسی وجود دارد( میرزاآقایی،۱۳۸۶).
-بهرامی و همکاران(۱۳۸۸) در پژوهشی با عنوان« بررسی ارتباط بین توانمندسازی و یادگیری سازمانی؛ مطالعه موردی: دادگستری اصفهان» به این نتیجه رسیده اند که بین هر پنج شاخص توانمندسازی همبستگی مثبت با یادگیری سازمانی وجود دارد و از بین پنج شاخص، سه شاخص احساس اعتماد، خودمختاری و معنی داری بهترین پیش بینی کننده ها برای یادگیری سازمانی می باشند. و از میان متغیرهای زمینه ای( سمت، تحصیلات، ساعات دوران آموزشی طی شده و سابقه کار) تنها متغیر سابقه کار در میزان توانمندسازی افراد موثر بوده و نیز هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی در میزان یادگیری سازمانی موثر نبودند( بهرامی و همکاران،۱۳۸۸).
-رسولی و صدقی(۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان« بررسی عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان بانک ملت حوزه مراغه» به این نتیجه رسیده اند که بین مشخص بودن اهداف سازمانی ومحیط کاربه صورت مستقیم و غنی سازی مشاغل به صورت غیر مستقیم با توانمندسازی کارکنان رابطه معنادار وجود دارد. همچنین بین روحیات، تعلقات سازمانی، مشارکت،کار گروهی،اطلاعات، دانش ومهارت شغلی نه به صورت مستقیم ونه به صورت غیر مستقیم رابطه معناداری با تونمندسازی کارکنان وجود ندارد( رسولی و صدقی،۱۳۸۹).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:25:00 ب.ظ ]




میرزاآقایی(۱۳۸۶)

 

 

بررسی سطح توانمندسازی کارکنان و رابطه آن با عوامل سازمانی

 

 

سطح توانمندسازی کارکنان ازنظرابعادشایستگی، خودمختاری، موثربودن ومعنی داری درسطح مطلوبی می باشداماازبعد اعتماددرحدمطلوبی نمی باشدوبین سطح توانمندسازی کارکنان باعوامل تعیین اهداف،نظام پاداش دهی،دسترسی به منابع ،ارزیابی عملکردرابطه مستقیمی وجودداردامابین توانمندسازی کارکنان و ساختار سازمانی رابطه معکوسی وجود دارد

 

 

 

 

۳

 

 

بهرامی و همکاران(۱۳۸۸)

 

 

بررسی ارتباط بین توانمندسازی و یادگیری سازمانی؛ مطالعه موردی: دادگستری اصفهان

 

 

بین هر پنج شاخص توانمندسازی همبستگی مثبت با یادگیری سازمانی وجود داردواز بین پنج شاخص، سه شاخص احساس اعتماد،خودمختاری ومعنی داری بهترین پیش بینی کننده ها برای یادگیری سازمانی می باشند و از میان متغیرهای زمینه ای (سمت،تحصیلات،ساعات دوران آموزشی طی شده وسابقه کار) تنها متغیرسابقه کاردرمیزان توانمندسازی افراد موثر بوده و نیز هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی در میزان یادگیری سازمانی موثر نبودند

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

 

 

 

۴

 

 

سید نقوی و خالقی(۱۳۸۹)

 

 

عوامل موثر بر توانمند سازی کارکنان بانک صنعت و معدن

 

 

تمامی شش مولفه عامل راهبرد های مدیریتی یعنی مدیریت مشارکتی، اعتماد سازی،تیم سازی، تفویض اختیار، اعطای استقلال و فراهم نمودن الزامات با توانمندسازی روانشناختی ارتباطی مستقیم و قوی دیده می شود و همچنین بین سه مولفه عامل منابع خودکارآمدی فردی یعنی حمایت، الگو سازی و برانگیختگی هیجانی با توانمندسازی روانشناختی ارتباطی مستقیم و معنادار وجود دارد

 

 

 

 

۵

 

 

تیمور نژاد و صریحی اسفستانی(۱۳۸۹)

 

 

تاثیر یادگیری سازمانی بر توانمندسازی روانشناختی کارکنان ستادی وزارت امور اقتصاد و دارایی

 

 

یادگیری سازمانی بر توانمندسازی روانشناختی تاثیر دارد که می تواند مبنایی برای تدوین راهبرد های مناسب منابع انسانی در زمینه یادگیری سازمانی و توانمندسازی روانشناختی کارکنان باشدوسازمان ها بابهره گیری ازنتایج حاصله می توانند در دنیای نوین و رقابتی که همواره در حال تغییر است از رقبا پیشی گیرند و به حیات خود ادامه دهند

 

 

 

 

۶

 

 

حلاجیان و همکاران (۱۳۸۹)

 

 

بررسی عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی استان مازندران با روش AHP

 

 

به ترتیب کارگروهی دررتبه اول،تفویض اختیاروتسهیم و توزیع اطلاعات مشترک دررتبه دوم،درتوانمندسازی کارکنان ایفاء نقش می کنند و به موازات مطالعات نظری و پیشینه تحقیقاتی هر یک ازعوامل سه گانه یاد شده به ترتیب اولویت بیشترین نقش و تاثیر را در امر توانمندسازی کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی دارند

 

 

 

 

۷

 

 

حسینی نسب و همکاران ( ۱۳۸۹)

 

 

بررسی رابطه توانمندسازی روانشناختی دبیران با تعهد سازمانی آنها در مدارس متوسطه شهر ارومیه

 

 

میانگین توانمندسازی روانشناختی دبیران۱۲/۶۶ می باشد که بیشتر از حد متوسط می باشد. بین توانمندسازی روان شناختی و مولفه های آن(احساس شایستگی، احساس معنی داری، احساس موثر بودن، احساس اعتماد) با تعهد سازمانی رابطه معناداری وجود دارد

 

 

 

 

۸

 

 

اورعی یزدانی و همکاران (۱۳۹۰)

 

 

بررسی و تحلیل عوامل موثر بر توانمندسازی کارکنان و معرفی راهکارهای بهبود آن




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:24:00 ب.ظ ]




۹

 

 

ضماهنی و معینی فر(۱۳۹۰)

 

 

بررسی تاثیر یادگیری سازمانی بر توانمندسازی کارکنان شبکه بهداشت و درمان شهرستان میانه

 

 

بین یادگیری سازمانی وتوانمندسازی کارکنان ارتباط معناداری وجودداردویادگیری سازمانی برتوانمندسازی کارکنان موثر است

 

 

 

 

۱۰

 

 

تیمور نژاد و کلائی(۱۳۹۰)

 

 

بررسی تاثیریادگیری سازمانی بر توانمندسازی کارکنان شهرداری منطقه ۲

 

 

یادگیری سازمانی برتوانمندسازی( احساس شایستگی، احساس معنی داری،احساس موثر بودن، احساس اعتماد) موثر می باشد

 

 

 

 

۱۱

 

 

دعائی و همکاران(۱۳۹۰)

 

 

اثر توانمندسازی بر تمایل به ترک خدمت کارکنان

 

 

توانمندسازی می تواند از طریق اعتماد به مدیران مافوق، هویت یابی سازمانی، عجین شدن شغلی و تحلیل رفتگی، تمایل به ترک خدمت کارکنان را پیش بینی کند و از این میان تحلیل رفتگی متغیر واسط قدرتمندتری برای پیش بینی اثر توانمندسازی بر تمایل به ترک خدمت کارکنان است

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

 

۱۲

 

 

طالب نژاد و همکاران (۱۳۹۰)

 

 

رابطه توانمندسازی روان شناختی و کیفیت زندگی کاری

 

 

بین توانمندسازی روان شناختی و کیفیت زندگی کاری در سطح معناداری۹۹درصدرابطه وجود دارد و از بین ویژگی های جمعیت شناختی نیزفقط وضعیت تاهل باکیفیت زندگی کاری دارای رابطه بوده و جنسیت ، تحصیلات ، سابقه خدمت با کیفیت زندگی کاری فاقد رابطه معنادار می باشد

 

 

 

 

۱۳

 

 

میر طالبی(۱۳۹۰)

 

 

بررسی و ارائه راهکارهای توانمندسازی کارکنان اتحادیه تعاون بر اساس مدل لیتگو

 

 

عوامل مدل لیتگو همراه با مولفه های آن در مجموع ۰/۷۸ درصد بر توانمندسازی با ابعاد آن موثر بوده و شاخص های برازندگی نیز همگی حاکی از برازندگی کامل مدل می باشند

 

 

 

 

۱۴

 

 

شریف زاده و آقا ویردی(۱۳۹۰)

 

 

عوامل موثر بر توانمندسازی نیروی انسانی به منظور تعالی سازمانی؛ مطالعه موردی: گمرک جمهوری اسلامی ایران

 

 

میان عوامل موثر بر توانمندسازی، عوامل فردی و سازمانی بر توانمندسازی روان شناختی کارکنان تاثیرداشته وتوانمندسازی روانشناختی نیزبرتعالی سازمانی موثربوده.علاوه برآن بین عوامل موثرفردی،میان فردی وسازمانی توانمندسازی، توانمند سازی روانشناختی وتعالی سازمانی رابطه معناداروجود دارد

 

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:24:00 ب.ظ ]




بازرگان و همکاران(۱۳۹۱)

 

 

بررسی مقایسه ای آموزش مداوم برای توانمندسازی منابع انسانی در دانشکده های پزشکی و فنی دانشگاه تهران

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

که وضعیت آموزش مداوم از نظر ترکیب و محتوا برای توانمندسازی منابع انسانی در هر دو دانشکده پزشکی و فنی دانشگاه تهران بر اساس یک طیف سه درجه ای( مطلوب، نسبتا مطلوب، نامطلوب) در حد نسبتا مطلوب قرار دارد. هر چند که این وضعیت کمابیش یکسان است اما در دانشکده فنی ازنظراحساس توانمندسازی توسعه یافته تراست.این امر به ویژه در ابعاد احساس هیات علمی نسبت به شایستگی و معنی دار بودن تفاوت معناداری دارد. به عبارتی در ابعاد احساس شایستگی و احساس معناداری وضعیت موجود دانشکده فنی از دانشکده پزشکی بهتر است.رابطه میان نوع رشته( پزشکی و فنی)ومیزان رضایت اعضای هیات علمی از دور های آموزشی برگزار شده وجود ندارد

 

 

 

 

جدول۲-۱۳-۲:خلاصه تحقیقات خارجی انجام شده در خصوص توانمندسازی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> ردیف محقق و سال انجام پژوهش موضوع پژوهش یلفته های پژوهش   میشرا(۱۹۹۸) توصیف چگونگی پاسخ کارمندان به فرآیند کوچک سازی در مورد نقش اعتماد، توانمندسازی، عدالت و طراحی مجدد شغلی کارکنان توانمند شده به موقعیت های دشوار مانند کوچک سازی در مقایسه با کارکنان کمترمی توانند پاسخ بهتری دهند. همچنین سرپرستانی که خود توانمند هستند از نظر زیر دستان نوآورتر و تاثیر گذارتر هستند ۲ نیلسن و پدرسن(۲۰۰۰) پیامدها و محدودیت های توانمندسازی در خدمات مالی تفویض اختیار در تصمیم گیری و خود مختاری افراد اغلب به عنوان یک مرحله قدرتمند و اصلی در تلاش های شرکت هایی نظیر شرکت های ارائه دهنده خدمات مالی برای افزایش رقابت پذیری به حساب می آید ۳ موی و ملینداجی(۲۰۰۳) بررسی رابطه بین توانمندسازی کارمندان با تعهد و اعتماد سازی هر چقدر کارکنان توانمندی بیشتری داشته باشند به همان اندازه از تعهد بیشتری نسبت به سازمان و اعتماد بالاتری در سطح سیستم برخوردار خواهند بود و کارکنانی که در محیط کارشان احساس توانمندی بیشتری دارند بیشتر به این سطوح اعتماد، گرایش بیشتری نشان می دهند ۴ بوگله و سومیج[۳۸](۲۰۰۴) « بررسی روابط بین توانمندسازی معلمان و تعهد سازمانی و حرفه ای و رفتار شهروندی برداشت معلمان از سطح توانمندسازی به معنی داری با احساس تعهد به سازمان و حرفه و نیز رفتار شهروندی مرتبط گردیده است..
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:24:00 ب.ظ ]




روش شناسی تحقیق

 

 

۳-۱ روش تحقیق

 

 

واژهی روش، به معنی دقیق «در پیش گرفتن راهی» و یا معین کردن گامهایی است که برای رسیدن به هدفی، میباید با نظمی خاص برداشت. طبیعت این گامها و اوصاف تفصیلیشان بستگی به هدف مطلوب ونحوه رسیدن به آن دارد. لذا روش علمی بسته به اینکه هدف از علم، تسلط بر طبیعت باشد یا کشف حقیقت، فرق میکند و بر حسب اینکه کدام تئوری را درباره نسبت میان آن اهداف و شرایط اولیه عجز و جهل انسان قبول کنیم، باز فرق میکند. دستیابی به هدفهای علم یا شناخت علمی میسر نخواهد بود، مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد. به عبارت دیگر تحقیق از حیث روش است که اعتبار مییابد نه موضوع تحقیق. روشهای تحقیق به عنوان هدایتگر جستجوهای علمی در جهت دستیابی به حقیقت به شکلهای مختلف دستهبندی میشود. هر کدام از دستهبندیها دربرگیرنده روشهای مختلفی هستند که کاربردها، مزایا ومعایب خاص خود را دارند. پژوهشگر باید توجه داشته باشد که اعتبار دستاوردهای تحقیق به شدت تحت تاثیر اعتبار روشی است که برای تحقیق خود برگزیده است (خاکی، ۱۳۸۴: ۱۹۴).
تحقیق حاضر از نظر نحوه گردآوری دادهها جزء تحقیقات توصیفی میباشد.
تحقیق توصیفی، آن چه راکه هست توصیف وتفسیر میکند وبه شرایط یاروابط موجود،عقاید متداول، فرایندهای جاری، آثارمشهود یاروندهای در حال گسترش توجه دارد. تحقیق توصیفی، شامل جمعآوری اطلاعات برای آزمون فرضیه یا پاسخ به سوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه میشود (خاکی،۱۳۸۴: ۲۱۰). تحقیق توصیفی را میتوان به دستههایی مانند تحقیق پیمایشی، تحقیق همبستگی، اقدام پژوهشی، بررسی موردی، تحقیق پس رویدادی تقسیم میگردد (سرمد ودیگران،۱۳۸۳: ۸۲) که تحقیق حاضر در گروه تحقیقات پیمایشی قرار دارد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۲- جامعه آماری

 

 

عموم افراد وقتی که از جامعه سخن میگویند به مجموعهای از موجودات زنده و معمولا مردم میاندیشند، در حالی که جامعه ممکن است از اشیاء و عناصر بیجان تشکیل شده باشد. بدین ترتیب میتوان جامعه را چنین تعریف کرد:جامعه بزرگترین مجموعه از موجودات است که در یک زمان معین، مطلوب ما قرار میگیرند
جامعه آماری به کل گروه افراد، وقایع یا چیزهایی اشاره دارد که محقق میخواهد به تحقیق درباره آنها بپردازد (سکاران، ۱۳۸۴، ۲۹۴). اگر مقدار متغیری را برای هر یک از عناصر جامعه اندازهگیری کنیم، جامعهی مقادیر آن متغیر را بوجود آوردهایم. از این رو میتوان، جامعه مقادیر متغیر را چنین تعریف کرد: جامعه مقادیر، بزرگترین مجموعه از مقادیر قابل اکتساب متغیرهای تصادفی است که در یک زمان معین، مطلوب ما قرار میگیرد.
محدوده و فضای مطلوب ما جامعه آماری رامعین ومشخص میکند بنابراین تعریف جامعه آماری عبارتست از:تعدادی از عناصر مطلوب موردنظرکه حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند (سرمد و دیگران، ۱۳۸۵: ۶۵). صفت مشخصه، صفتی است که در بین همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع باشد.
جامعه آماری به دو نوع تقسیم میشود: محدود و نامحدود. اگر جامعه مقادیر از تعداد محدود و ثابتی تشکیل شود وپایانپذیر باشد آن را محدود و در غیر این صورت، وقتی که جامعه از یک ردیف بیانتهای مقادیر تشکیل شده باشد، آن را نامحدود گویند.
با این وصف، جامعه آماری این تحقیق، از نوع جامعه آماری نامحدود می باشد.
دراین تحقیق برنظریات کارکنان که درهربخش شاغل هستندودرفرایندتوانمندسازی کارکنان موثر است استناد شده است. لذا جامعه آماری در تحقیق حاضرکارکنان اداره کل آموزش فنی وحرفه ای جمعاً به تعداد۱۹۶نفر می باشد.
۳-۳- نمونه آماری
نمونه برداری فرایند انتخاب کردن تعداد کافی از میان اعضای جامعه آماری است، به طوری که با مطالعه گروه نمونه و فهمیدن خصوصیات یا ویژگی‌های آزمودنی‌های گروه نمونه قادر خواهیم بود این خصوصیات یا ویژگی‌های رابه اعضای جامعه آماری تعمیم دهیم.(سکاران، ۱۳۸۱: ۲۹۶) برای تعیین نمونه مورد نظرازفرمول آماری زیراستفاده گردیدکه درآن سطح اطمینان ۹۵% وخطای برآوردی ۰۵/۰ لحاظ گردیده است(آذر، ۱۳۷۹: ۷۱)
 
که در آن: ۱۹۶N= ،۹۶/۱= ،۰۵/ E= ، ½ P= ، ½ =۱-P
لذا با توجه به فرمول فوق‌الذکر تعداد نمونه۱۳۰نفر انتخاب شد که پرسشنامه بین آنان توزیع و جمع‌آوری می گردد.

 

 

۳-۴- روشها و ابزار گردآوری اطلاعات

 

 

روشهای جمعآوری داده های اطلاعاتی بخش لاینفکی از طرح پژوهش است. پژوهشگر باید با ابزارهایی دادههای لازم را از جامعه آماری جمعآوری نماید و با تحلیل، پردازش و تبدیل آنها به اطلاعات به آزمون فرضیهها بپردازد. برای جمعآوری دادهها به ابزارهای گوناگونی نیاز است. نوع این ابزارها تابع عوامل گوناگونی از جمله ماهیت و روش تحقیق است (خاکی، ۱۳۸۴: ۲۳۹). روشهای گردآوری اطلاعات را بطور کلی میتوان به دو طبقه تقسیم کرد: روشهای کتابخانهای، و روشهای میدانی (حافظ نیا،۱۳۸۳: ۱۶۳).
روشهای کتابخانهای
روشهای کتابخانهای در تمامی تحقیقات علمی مورد استفاده قرار میگیرد. ولی در بعضی از آنها در بخشی از فرایند تحقیق ازاین روش استفاده میشودو در بعضی از آنها موضوع تحقیق از حیث روش، ماهیتاً کتابخانهای است و از آغاز تا انتها متکی بر یافتههای تحقیق کتابخانهای است. در تحقیقاتی که ظاهراً ماهیت کتابخانهای ندارد نیز محققان ناگزیر از کاربرد روشهای کتابخانهای در تحقیق خود هستند. در این گروه تحقیقات اعم از توصیفی، علی، همبستگی، تجربی وغیره، محقق باید ادبیات و سوابق مسأله وموضوع را مطالعه کند. در نتیجه،باید از روش کتابخانهای استفاده کند (همان منبع، ۱۶۴).
اسناد عمده در مطالعات کتابخانهای عبارتند از: کتاب، مقالهها و مجلات، میکروفیلم و میکروفلش، دیسکها و دیسکتهای رایانهای، اسناد اصل، اسناد دولتی، نشریه های رسمی دولتی (همان منبع، ۱۶۹).
در تحقیق حاضر از روشهای کتابخانهای نظیر بررسی کتابهای مختلف، مقالات ومجلات علمی، اینترنت و… استفاده شده است
روشهای میدانی
روشهای میدانی به روشهایی اطلاق میشود که محقق برای گردآوری اطلاعات ناگزیر است به محیط بیرون برود و با مراجعه به افراد یا محیط، و نیز برقراری ارتباطات مستقیم با واحد تحلیل یعنی افراد، اعم از انسان، موسسات، سکونت گاهها، موردها وغیره اطلاعات مورد نظر خود را گردآوری کند. در واقع، او باید ابزار سنجش یا ظروف اطلاعاتی خود را به میدان ببرد وبا پرسشگری، مصاحبه، مشاهده وتصویربرداری آنها را تکمیل نماید وسپس برای استخراج، طبقهبندی، تجزیه وتحلیل به محل کار خود برگردد. روشهای متداول و معروف گردآوری اطلاعات میدانی عبارتند از: پرسشنامه، مصاحبه، مشاهدهای، آزمون، تصویربرداری، ترکیبی (همان منبع، ۱۷۹).
ابزار استفاده شده برای گردآوری اطلاعات میدانی در این پژوهش پرسشنامه میباشد.
پرسشنامه
پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روشی مستقیم برای کسب دادههای تحقیق است. پرسشنامه مجموعهای از سوال است که پاسخ دهنده با ملاحظه آنها پاسخ لازم را ارائه میدهد. این پاسخ، داده مورد نیاز پژوهشگر را تشکیل میدهد. سؤالهای پرسشنامه را نوعی محرک- پاسخ میتوان محسوب کرد. از طریق سؤالهای پرسشنامه میتوان دانش، علایق، نگرش وعقاید فرد را مورد ارزیابی قرار داد، به تجربیات قبلی وی پی برد وبه آنچه در حال حاضر انجام میدهد آگاهی یافت. اصول کلی تنظیم پرسشنامه به شرح زیر میباشد:
سوالهای پرسشنامه باید بر اساس هدفها یا سوالهای تحقیق تنظیم گردد.
پرسشنامه باید پاسخ دهنده را جذب نموده و سوالهای آن برای او جالب باشد.
پرسشنامه باید تا حد امکان کوتاه باشد و دادههای مورد نیاز پژوهشگر را فراهم آورد.
دستورالعمل تکمیل پرسشنامه باید کوتاه بوده وحاوی کلیه اطلاعات مورد نیاز پاسخدهنده، برای کامل کردن پرسشنامه باشد. پرسشنامه باید همراه دستورالعمل تکمیل آن بوده و چگونگی پاسخ دادن به سوالها را برای پاسخ دهنده تشریح کند (سرمد و دیگران، ۱۳۸۳: ۱۴۲-۱۴۱).
در این پژوهش که به دنبال بررسی توانمند سازی کارکنان در اداره کل آموزش فنی وحرفه ای استان تهران میباشد، وبرای جمع آوری بخش عمده اطلاعات مربوط به توانمند سازی از تستهای توانمند سازی اسپرتیزر استفاده شده که مجموع سوالات پرسشنامه ۲۷ سوال که سوالات ۱تا۶ میزان موثر بودن۷-۱۱ احساس انتخاب ۱۲-۱۷ احساس شایستگی و۱۸ تا ۲۲ احساس معنی داری و۲۳تا ۲۷ احساس اعتماد را می سنجد نمره گذاری سوالات از مقیاس پنج گزینه ای لیکرت استفاده شده که عبارتند از کاملاً مخالف ، مخالف،بدون نظر ، موافق وکاملاً موافق
جدول ۳-۱: جدول سوالات متغیرهای پژوهش

 

 

 

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;"> فرضیه
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:23:00 ب.ظ ]




فصل اوّل: کلیات و مفاهیم

 

 

۱-۱٫ مقدّمه

 

 

اصولاً تمام قوا و غرایزی که در وجود انسان نهاده شده است لغو و بیهوده نیست بلکه ناشی از حکمت و مصلحتی مهم برای انسان و ادامه حیات اوست که از جمله این غرایز که در تمام موجودات زنده یافت می شود غریزه جنسی است و از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. بنابراین تحقیر و ناچیز شمردن این غریزه و احیاناً غیر اخلاقی انگاشتن و پست و پلید خواندن این غریزه نه امر درستی است و نه از اهمیت آن می کاهد و نه مجوّزی برای نپرداختن جدّی و همه جانبه به این موضوع بسیار دقیق و اثر گذار هست.
از طرفی نارسایی جنسی بی‏شک اهداف ازدواج را تحت تأثیر قرار می‏دهد و از استحکام روابط خانوادگی می‏کاهد ازاین‏رو نظامهای قانون‏گذاری و شرایع ادیان الهی از کنار این موضوع نادیده‏ نگذشته‏اند و با وضع مقرراتی به تأثیر اختلالات و مشکلات جنسی‏ در روابط زناشویی و زندگی خانوادگی زوجین پرداخته‏اند. اهمیت‏ مشکلات جنسی تا حدی است که قانون‏گذاران نظامهای مختلف گاه‏ در این موارد به فروپاشی زندگی خانوادگی رضایت داده‏اند .یکی از مهمترین حقوق زوجین‏ در زندگی زناشویی، وجود رابطه جنسی و حق جنسی است. برپایه تفاوت میل جنسی زن و مرد، در فقه اسلامی و احادیث شیعی در زمینه ارضای غریزه جنسی حقوق و تکالیف متفاوتی برای زن و شوهر وجود دارد. تبیین وظایف مشترک و مختص جنسی زن و مرد در راستای تفاوت میل جنسی آنان است که به آن اشاره خواهد شد.

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۱-۲٫ بیان مسئله

 

 

در اندیشه دینی و تفکر شیعی غریزه جنسی و میل برگرفته از آن از نیرومندترین امیال انسانی است از این رو در تفکر دینی به ارضای این نیاز از طریق ازدواج تأکید فراوان شده است. بر همین مبنا فقهای گرانقدر با الهام از آیات و روایات، ازدواج را در حالت عادی امری مستحب و برای کسانی که نیاز شدید جنسی دارند واجب می دانند. بدین ترتیب اولین و با اهمیت ترین نهاد اجتماعی، یعنی خانواده شکل می گیرد. این نهاد مقدس، علاوه بر تأمین نیازهای جسمی و روحی و روانی انسان، بستر مناسبی برای تولید نسل و پرورش آن است از این رو مهمتر از تشکیل خانواده داشتن خانواده ای سالم، استوار، پاک، و همسری همراه، همدل و هم درد است. بدون شک یکی از ارکان مهم استحکام یک زندگی مشترک داشتن روابط سالم، معقول و متعادل جنسی می باشد که خلل در این رکن باعث تزلزل سایر ارکان زندگی مشترک می باشد. برقراری و تعادل در زندگی مرهون شناخت احکام وحقوق جنسی و رعایت آن از سوی هریک از زوجین می باشد.
زیرا به اعتراف روان شناسان روابط جنسی همسران و نحوه آن می تواند آثار بسیار مهمی در سلامت روحی روانی زوجین و ایجاد خانواده و جامعه سالم داشته باشد و یا عامل بسیار مؤثری در ایجاد اختلافات روحی روانی و از هم گسیختگی بنای خانواده و به تبع آن جامعه باشد. از این رو در دین مبین اسلام، ارضای جنسی و رضایت مندی آن برای هر دو شریک رابطه جنسی اهمیت فراوانی دارد و به همین دلیل، آموزه های دینی برای تأمین این مهم حقوق مشترک و مختصی را در برقراری روابط جنسی زوجین در نظر گرفته اند.

 

 

۱-۳٫ سوال اصلی

 

 

مهمترین حقوق جنسی زوجین از دیدگاه فریقین چیست؟

 

 

۱-۴٫ سؤالات فرعی

 

 

۱- مراد ازحقوق جنسی چیست؟واقسام حقوق جنسی کدام است؟
۲- اقوال فقهای امامیه در مورد حقوق جنسی زوج چیست؟ و مستندات آن کدام است؟
۳- اقوال فقهای امامیه در مورد حقوق جنسی زوجه چیست؟ و مستندات آن کدام است؟
۴- اقوال فقهای اهل سنت در مورد حقوق جنسی زوج چیست؟ و مستندات آن کدام است؟
۵- اقوال فقهای اهل سنت در مورد حقوق جنسی زوجه چیست؟ و مستندات آن کدام است؟
۶- مهمترین نقاط اختلاف واشتراک اقوال فقهای فرقین در مورد حقوق جنسی زوجین چسیت؟

 

 

۱-۵٫ ضرورت تحقیق

 

 

ارضای نیازهای جنسی از کارکردهای اصلی نهاد خانواده در طول تاریخ بوده است وجای انکارنیست که نارضایتی جنسی همسران به هر دلیلی می تواند پیامدهای جبران ناپذیری را بر آرامش فردی و خانوادگی همسران و پرورش فرزندان به همراه داشته باشد. طبق آمار رسمی ارائه شده ازمراجع ذی ربط در مسائل خانواده بیش از ٧٠ % طلاق ها در جامعه، ناشی از عدم ارضاء نیاز جنسی بین همسران است. یکی ازحقوقهای مهمیکه زن وشوهر در برابر یکدیگر حقوق جنسی است که رعایت آن توسط زوجین نقش بسزایی در استحکام خانواده و روابط زناشویی خواهد داشت.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:23:00 ب.ظ ]




۲-۱-۲-۱-۳ عقل

 

 

از نظر عقلا هم دسترسی به استمتاع کامل از جنس مخالف از نیازهای غریزی هر انسان است و زن و شوهر با قبول زوجیت نسبت به رفع نیاز طبیعی و متعارف جنسی یکدیگر متعهدند و این امر از مقومات و ارکان زوجیت به حساب می آید. بر اساس اصل نیاز طبیعی و نیز حکم عقلایی این حکم نسبت به زن و شوهر هردو ساری و جاری است و هیچ طرف نمی تواند مانع استمتاع طرف دیگر شوند. از طرفی عدم ردع این رویۀ متعارف عقلایی از سوی شارع و عدم تشریع راهی متفاوت با زوجیت عقلایی به منزلۀ تایید آن می باشد.البته این امر به استمتاعات ، شامل موارد متعارف است و موارد غیرمتعارف از این حکم مستثنی می باشد.

 

 

۲-۱-۲-۲ اقسام استمتاع

 

 

با عقد ازدواج، مرد حق استمتاع و بهره ورى جنسى از همسر خود پیدا مى‌کند و بر زن واجب است نسبت به هر نوع استمتاعات جنسى از شوهر خود تمکین کند و خویش را در اختیار او قرار دهد؛ مگر آنکه مانعى عقلى یا شرعى وجود داشته باشد. در صورتى که بدون عذر از تمکین سر باز زند، ناشزه به شمار رفته است همچنین براو واجب است از آنچه که موجب تنفر شوهر از وى مى‌گردد، از قبیل خوردن سیر و پیاز و آلودگى بدن یا لباس به کثافتها پرهیز نماید.[۱۲۵]

 

 

۲-۱-۲-۲-۱ استمتاع حلال

 

 

مراد از استمتاع حلال همان معنای عام آن است که استمتاع واجب و مستحب و مکروه را در برمی‌گیرد.[۱۲۶] گاهی استمتاع با شرایطی، واجب می‌شود مانند اینکه نذر یا عهد کرده یا قسم خورده باشد که با حلال خود استمتاع داشته باشد یا مواردی که اگر استمتاع را ترک کند موجب ضرر یا خوف از افتادن به زنا یا حرام دیگر باشد[۱۲۷]. در اسلام نسبت به استمتاع حلال مانند استمتاع از همسر و کنیز‌ ترغیب و تشویق بسیار شده است و آن را با لذت ترین نعمت های دنیا وآخرت معرفی میکند . امام صادق (ع) فرمودند: « ما تَلَذَّذَ النَّاسُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ بِلَذَّهٍ أَکْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّهِ النِّسَاءِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ إِلَى آخِرِ الْآیَهِ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ أَهْلَ الْجَنَّهِ مَا یَتَلَذَّذُونَ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْجَنَّهِ أَشْهَى عِنْدَهُمْ مِنَ النِّکَاحِ لَا طَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ»[۱۲۸] «برای مردم در دنیا وآخرت ، هیچ لذتی بالاتر از همبستری با زنان نیست ؛ واین قول خداست که میفرماید : «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِینَ إِلَى آخِر » ، سپس فرمودند : اهل بهشت به چیزی بیشتر از نکاح، چه از طعام وشراب ، لذت نمی برند».
همچنین در حدیثی پیامبر گرامی اسلام (ص) لذت خود را از دنیا بهره گیری از زنان می داند و می فرماید:« جُعِلَ قُرَّهُ عَیْنِی فِی الصَّلَاهِ وَ لَذَّتِی فِی الدُّنْیَا النِّسَاءَ وَ رَیْحَانَتَیَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صلوات الله علیهما»[۱۲۹] «روشنی چشم من در نماز و لذت من در دنیا ، زنان و گل های من حسن و حسین (ع)می باشد».به هر حال از نظر اسلام استمتاع جنسى نه تنها با معنویت و روحانیت منافات ندارد، بلکه جزء خوى و خلق انبیاست. در حدیثى امام صادق(ع) مى‏فرماید: «مِنْ اخْلاقِ الْانْبِیاءِ حُبُّ النِّساءِ».[۱۳۰] استمتاع جنسی هنگام تمایل هر یک از دو زوج بیشتر مورد تأکید قرار گرفته است و از نظر فیزیکی ،نقطه اوج رابطه جنسی بزرگ ترین لذت و عظیم ترین آرامش در روی زمین است . بسیاری از پزشکان تحقیق کرده اندکه اوج این موقعیت بدن انسان را دوباره زنده و احیاء می کند و سلامتی فیزیکی را بدنبال دارد .چه زمانی عالی تر از این؛ هر دو ی آنها احساس می کنند که خواسته شان ارضاء و برآورده شده است.[۱۳۱]

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۱-۲-۲-۲ استمتاع حرام

 

 

هر نوع استمتاع در حال احرام ، چه از حیث نزدیکى کردن و چه بوسیدن زن و چه لمس کردن و نگاه از روى شهوت[۱۳۲] ، بلکه هر لذّت و تمتعى از زن بردن حرام می باشد.[۱۳۳] همچنین استمتاع روزه‌دار از همسر خود در صورتی که بداند منجرّ به بیرون آمدن منی می‌شود (انزال)، حرام است.[۱۳۴]
استمتاع به نحو آمیزش با زنی که کمتر از ۹ سال دارد[۱۳۵] و زنی که در ایام حیض و نفاس می باشد حرام است ؛ لیکن استمتاع به غیر آمیزش(بوسیدن، لمس کردن و..) در موارد یاد شده جایز است.[۱۳۶] لازم به تذکر است که حق استمتاع در صورت تعارض با دیگر حقوق و تکالیف، مقدّم است. بنابراین، زن بدون اذن شوهر نمی‌تواند کاری انجام دهد که با این حق منافات داشته باشد مثل اجیر شدن برای شیردادن [۱۳۷]، خروج از منزل [۱۳۸]و انجام روزۀ مستحبی[۱۳۹] مگر آن که محذور شرعی از استمتاع وجود داشته باشد .

 

 

۲-۱-۳ حق مضاجعت و مباشرت

 

 

یکى از حقوق زن و شوهر حق همخوابگى و مباشرت است، در این که شوهر چنین حقى دارد شک و تردید و اختلافى نیست[۱۴۰]، و در مورد زن نیز فى الجمله قابل تردید نیست ؛ تا جایی که کسى که چند زن دارد، همخوابگى با یکى از آنها دیگرى را نیز ذى حق مى‌سازد. بنابراین یکی از وظائف مهم مرد، هم‌خوابی به موقع با همسرش می باشد. این موضوع خیلی روشن است که یکی از اهداف مرد و زن از ازدواج دفع شهوت می باشد؛ چون غریزه شهوت هم مانند حس غریزه تشنگی و گرسنگی، سلامتی و حیات آنها را تهدید می کند، زن می تواند هنگام گرسنگی و تشنگی بدون شرم و خجالت نیاز خود را ابراز کند؛ اما در مورد نیاز جنسی ممکن است زن از ابراز آن خجالت بکشد، و در آتش طغیان شهوت بسوزد، ولی دم برنیاورد، در این صورت وظیفه مرد است که مراقبت نیازهای طبیعی زن باشد و به موقع پاسخ دهد تا از طغیان شهوت و یا فاسد شدن او جلوگیری به عمل آید. باید به این نکته بسیار مهم توجه کرد که زندگی امروزی انسانها در هر مورد با زندگی انسانهای گذشته فرق کرده است؛ زیرا در گذشته در اثر مقتضیات اخلاقی و یا عوامل دیگر وسایل تحریک شهوت در جامعه کم بوده و همین امر سبب شده که زن و مرد دیر به دیر متوجه این غریزه باشند ولی امروزه وسایل برانگیختن شهوت در هر جامعه ای زیاد می باشد و یکی از هدفهای تهاجم فرهنگی غرب به انحراف کشانیدن جوانها از همین طریق می باشد. پس زوجین باید کاملاً مواظب باشند تا همخوابی به موقع با زن خود را فراموش نکنند تا غفلت از انجام این وظیفه مهم باعث از هم پاشیدگی کانون گرم خانواده نشود.

 

 

۲-۱-۳-۱ معنای لغوی مضاجعت و مباشرت

 

 

مضاجعت و مباشرت از باب مفاعله اند و لغویین چندین معنا برای آن بیان کرده اند. صاحب المنجد، معنای لغوی مضاجعت را این گونه بیان می دارد: اضجعه؛ به پهلو خواباند، ضاجعه؛ با او هم خواب شد، هم بستر شد، با او خوابید، المضاجع به معنای بسترها و مضجع به معنای بستر است [۱۴۱] و هجر به معنای دوری و هجر در مضاجع، کنایه از عدم همبستری یا آمیزش با زن است. چنانچه خدای متعال می فرماید:« فعظوهن واهجروهن فی المضاجع»[۱۴۲]؛ پس اندرز دهید آن زنان (زنان خودتان) را و ترک کنید آنان را در بسترها. تا وقتی که (ضجع) یضجع ضجعاً ثلاثی مجرد است، به معنای آن خود به خود خوابیدن و پهلو کشیدن است مثلاً گفته می شود: ضجع الرجل ؛ پهلو بر زمین نهاد[۱۴۳]، دراز کشید به پهلو خوابید. ولی وقتی که ضجع به باب مفاعله برده شود معنای آن با کسی دیگر خوابیدن و پهلو کشیدن است و گفته می شود (ضاجع) یضاجع مضاجعۀ: به همراه او خوابید با او در یک بستر خوابید.[۱۴۴]
لغویین معنای لغوی مباشرت را این گونه بیان کرده اند. باشر یباشر مباشرۀً الامر؛ کار را به عهده گرفت، و خودش انجام داد. (باشره) النعیم: نعمتها، او را فراگرفت که گویا پوست بدنش را لمس کرد. باشر المرءه: با آن زن جماع کرد[۱۴۵]؛ صاحب مصباح المنیر می گوید:« وَ (باشَرَ) الرجلُ زوجَتَهُ تمتَّعَ بِبَشَرَتِهَا»[۱۴۶]؛ دهخدا می گوید: مباشرت به معنای جماع کردن ، و … است.[۱۴۷]
مباشرت در معنای مقاربت نیز می آید[۱۴۸]، چنانکه خدای متعال می فرماید: «وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاکِفُونَ فِی الْمَساجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها »[۱۴۹]؛ و در حالى که در مساجد به اعتکاف پرداخته‏اید، با زنان آمیزش نکنید! این، مرزهاى الهى است؛ پس به آن نزدیک نشوید.

 

 

۲-۱-۳-۲ مفهوم فقهی مضاجعت

 

 

مرحوم شهید ثانی در مسالک می فرماید:« المراد بالمضاجعه أن ینام معها على الفراش قریبا منها عاده، معطیا لها وجهه دائما أو أکثریّا، بحیث لا یعدّ هاجرا و إن لم یتلاصق الجسمان أو بعضهما و لا تعتبر المواقعه ».[۱۵۰]معنای مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ طوری که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش همیشه یا بیشتر اوقات طرف آن زن باشد تا اینکه آدم قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد و مواقعه هم شرط نیست[۱۵۱]. محقق سبزواری در کفایه همین توضیح را بدون قید «معطیا لها وجهه دائما أو أکثریّا» پذیرفته است و میفرماید:«و المراد بالمضاجعه الواجبه أن ینام معها فی الفراش قریباً منها عاده بحیث لا یعدّ هاجراً و إن لم یتلاصق الجسمان أو بعضهما»[۱۵۲].
صاحب ریاض در توضیح مضاجعت می فرماید:« أن ینام معها قریباً منها عادهً، معطیاً لها وجهه دائماً أو أکثریّاً، بحیث لا یعدّ هاجراً، و إن لم یتلاصق الجسمان»[۱۵۳]. مرحوم صاحب جواهر هم بدون قید« دائما أو أکثریّا»؛ مضاجعت را اینگونه تفسیر مى‌کند و میفرماید: «بأن ینام قریباً منها على النحو المعتاد معطیاً لها وجهه کذلک فى جمله من اللیل بحیث یعد معاشراً بالمعروف لا هاجراً و ان لم یتلاصق الجسمان».[۱۵۴] با توجه با این تعریفها مفهوم مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش بیشتر اوقات طرف آن زن باشد به حالتی که قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد. بنابراین وظیفه مرد این است که غیر از مباشرتى که هر چهار ماه یک بار واجب است انجام دهد ، لازم است که هر چهار شب یک شب نزد زن بیتوته کند و بخوابد ، بنابر قول مشهور اگرچه زن واحده باشد، بر شوهر لازم است که مضاجعت کند.[۱۵۵]

 

 

۲-۱-۳-۳ ادله مضاجعت

 

 

همانطور که بیان شد مشهور فقهای شیعه به این نظر قائل اند که هر مرد وظیفه دارد هر چهار شب یک شب با همسر خود در بستر بخوابد و حق ندارد در این شب نزد همسر دیگر یا در هر مکان دیگری بخوابد. این حق مطلق بوده و به مجرد ازدواج شروع و هر چهار شب یک بار بطور منظم تکرار می شود. در صورتی که مرد چهار زن دارد همۀ شب هایش در اختیار همسرانش است اما مردی که یک زن دارد هم باید از هر چهار شب یک شب را نزد وی بگذراند و سه شب دیگر در اختیار خودش است.

 

 

۲-۱-۳-۳-۱ قرآن

 

 

الف) آیه هجر «…وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ…»[۱۵۶]. فاضل اصفهانی در کشف اللثام به این آیه استشهاد کرده و فرموده است: (و قد یمکن فهم المضاجعه من قوله تعالى: «وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ»…)[۱۵۷] به این تقریب که اگر زن ناشزه شود زوج به عنوان تنبیه مى‌تواند از او کناره‌گیرى کرده و قهر کند؛ مفهومش این است که اگر ناشزه نباشد باید در کنار او و در مضجع و بستر او باشد و این دلیلی بر مضاجعت است.
مرحوم شیخ انصاری نیز از این آیه این گونه استدلال کرده و فرموده است:(قوله تعالى «..وَ اهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضاجِعِ …» دلّ على جواز الهجر فی المضاجع مع خوف النشوز …- فیدلّ بمفهومه المعتبر هنا اتّفاقا ظاهرا- و إن کان مفهوم الوصف- على عدم جوازه مع عدم خوف النشوز و وجه اعتبار مفهوم الوصف هنا أنّه فی مقام تحدید..)[۱۵۸] در این آیه اذن در مهاجرت و ترک مضجع مخصوص جائى است که خوف نشوز باشد، و فرموده که اگر اطاعت کردند، شما کارى نباید داشته باشید، شیخ مى‌گوید این آیه هر چند مشتمل بر وصف است ولى مفهوم دارد ، البته بسیارى از علماء منکر مفهوم وصف هستند ولی مرحوم شیخ معتقد است که گاهى وصف در مقام تحدید مسأله مى‌آید، که در این صورت مفهوم پیدا مى‌کند، اینجا هم چون در مقام تحدید است، مفهوم دارد و استفاده مى‌شود که اگر خوف نشوز نبود، حق ترک مضاجعت هم نیست. بنابراین با توجه به این آیۀ شریفه که هجر را به عنوان عقوبت و یا تنبیهی در مقابل نشوز در نظر گرفته و فقها هم آن را مرتبه ای از مراتب نهی از منکر تلقی کرده اند، از این نکته می توان نتیجه گرفت که در غیر حال نشوز مرد حق ندارد در بستر به گونه ای از همسرش روی برگرداند که معنای هجر و بی اعتنایی بدهد و به طریق اولی مجاز نیست بستر خود از بستر زن را در حال عادی بدون اجازه زن جدا کند واین همان حق مضاجعت است.
ب) آیه شریفه « وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ »[۱۵۹]. مرحوم فخر المحققین به این آیه استشهاد کرده که ترک مضاجعه با همسر بر خلاف معاشرت به معروف است و در تقریب استدلال می فرماید: (وقوله تعالى «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» المأمور به هنا المعاشره و کونها بالمعروف و لیس هذا الأمر للمره بل هو للتکرار إجماعا…)[۱۶۰] بلا اشکال این امر به معناى وحدت نیست که یک آن معاشرت بالمعروف بشود و امتثال امر بشود، بلکه تکرار لازم است، و از سوى دیگر هم چنین نیست که بگوییم در تمام آنات باید معاشرت بالمعروف داشته باشد، چون اجماع هست که چنین چیزى واجب نیست، پس معاشرت باید به نحو حق القسمى باشد که ذکر شده، یعنى اختصاص یک شب از هر چهار شب.
مرحوم شیخ انصارى نیز به این آیه تمسک کرده و فرموده : (وقوله تعالى «وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ» دل علی وجوب معاشره النساء فی الجمله، و لا یصدق عرفا بمجرّد الإنفاق و لا بانضمام وطئها فی کلّ أربعه أشهر مرّه واحده بأقلّ ما یوجب الغسل، فدلّ على وجوب شی‌ء آخر یوجب صدق المعاشره، و لیس غیر المضاجعه بالإجماع، فتعیّن وجوبها)[۱۶۱]. همانطوریکه مرحوم شیخ می فرماید ، این نکته قابل انکار نیست که در چهار ماه یک مرتبه مباشرت به مقدارى که غسل واجب مى‌شود، لازم است، ولى با این قطعاً معاشرت بالمعروف امتثال نمى‌شود، حتى نفقه هم براى صدق این مفهوم کفایت نمى‌کند، پس باید زائد بر آن مباشرت چیز دیگرى واجب باشد، که بالاجماع غیر از مضاجعت نمى‌تواند واجب باشد، پس حق المضاجعه هم واجب است.

 

 

۲-۱-۳-۳-۲ روایات

 

 

الف) «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَهً وَ شَرَطَ لَهَا إِنْ تَزَوَّجَ عَلَیْهَا امْرَأَهً أَوْ هَجَرَهَا أَوِ اتَّخَذَ عَلَیْهَا سُرِّیَّهً فَهِیَ طَالِقٌ فَقَضَى فِی ذَلِکَ أَنَّ شَرْطَ اللَّهِ قَبْلَ شَرْطِکُمْ فَإِنْ شَاءَ وَفَى لَهَا بِالشَّرْطِ وَ إِنْ شَاءَ أَمْسَکَهَا وَ اتَّخَذَ عَلَیْهَا وَ نَکَحَ عَلَیْهَا‌» [۱۶۲] دلالت این روایت بر مطلب چنین است؛ چون مرد گفته بود که اگر من ازدواج دیگرى کردم یا کنیزى خریدم و تملک پیدا کردم یا ترک مضاجعت کردم، «هى طالق» تو طالق و رها باشى و حضرت در جواب مى‌گویند آزاد است، مى‌تواند رها کند و مى‌تواند رها نکند، زن بگیرد و یا کنیز بگیرد، اما از اینکه او را ترک کند یا مضاجعت را ترک کند، اسم نمى‌برند، «هَجَرَها» ندارند، و از اینجا معلوم مى‌شود که حق ترک مضاجعت ندارد، یعنى چون ترک مضاجعت ذاتاً جایز نیست، شرط بکند و یا شرط نکند نمى‌تواند ترک مضاجعت کند، و شرط هیچ اثرى ندارد، ولى دو فعل دیگر یعنى تزوج و تسرى چون ذاتاً اشکالى نداشت و شرط جلوى آنها را مى‌گرفت، حضرت مى‌فرمایند این شرطش بیخود است، ولى‌ راجع به هجرها اصلًا صحبت نمى‌کنند، با این بیان مى‌توانیم بگوئیم زن حق المضاجعه دارد.[۱۶۳]
بیان دیگر آن است که عبارت «شرط الله قبل شرطکم»، راجع به ترک المهاجره هم مى‌خواهد بگوید شرط الله باید در نظر گرفته شود، اما نه به خاطر شرط، بلکه به دلیل دستور شارع مضاجعت را باید انجام دهد و ترک مهاجرت از نظر حکم شرعى جایز نیست، و لو همان مطلبى را که شارع لازم مى‌داند خود شخص هم شرط کرده، ولى شرط الله فوق شرطکم، یعنى آن که مؤثر است نفس شرط الله است، بود و نبود شرط شما یکسان است، این هم ممکن است مراد باشد. على اى تقدیر، ظاهر این است که مراد از اختیارى که شارع مى‌گوید، در دو چیز است، یکى ازدواج ثانى، و یکى هم کنیز گرفتن است، اما هجر و ترک المضاجعه جایز نیست.
ب) روایت دعائم که به این امر تصریح کرده است: « رُوِّینَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ص عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ لِلرَّجُلِ أَنْ یَتَزَوَّجَ أَرْبَعاً فَإِنْ لَمْ یَتَزَوَّجْ غَیْرَ وَاحِدَهٍ فَعَلَیْهِ‌ أَنْ یَبِیتَ عِنْدَهَا لَیْلَهً مِنْ أَرْبَعِ لَیَالٍ »[۱۶۴] در این روایت امیرالمومنین (ع) می فرماید : مرد می تواند چهار زن بگیرد ، پس اگر جز یک زن نگرفته است باید که یک شب از چهار شب را نزد وی بماند و میتواند در سه شب باقی مانده هرگونه که دوست دارد عمل کند. این روایت نظریه مشهور یعنی لزوم قسم و مضاجعت را در صورت داشتن یک همسر ثابت می کند که به این امر تصریح شده است.
ج) «عن زراره قال سئل أبو جعفر علیه السلام عن الجاریه یشترط علیها عند عقده النکاح أن یأتیها ما شاء أو بین کل جمعه أو أسبوع أو شهر یوماً و من النفقه کذا و کذا، قال علیه السلام فلیس ذلک الشرط بشى‌ء من تزوج امرأه فلها ما للمرأه من النفقه و القسمه و لکنه اذا تزوج امرأه فخافت منه نشوزاً أو خافت أن یتزوج علیها أو یطلقها فصالحته من حقها على شى‌ء من نفقتها أو قسمتها فان ذلک جائز لا بأس به».[۱۶۵] در این روایت مرد با زن شرط مى‌کند که ماهى یک مرتبه یا هفته‌اى یک مرتبه نزد تو مى‌آیم، با زن شرط مى‌کند که شرط را هم موافقت مى‌کند که قهراً معنایش این است که ترک حق المضاجعه را شرط مى‌کند، ماهیانه باشد، هفته‌اى باشد، «ما شاء» هر وقتى که دلم خواست بیایم، نفقه هم هر مقدارى که خودم دلم خواست بدهم، که امام مى‌فرماید نفقه همان مقدارى است که شرع تعیین کرده و با شرط نمى‌شود آن را تغییر داد، حق القسم هم همان چهار شب یک مرتبه است . مرحوم شیخ انصاری به این روایت استدلال کرده است.[۱۶۶]

 

 

۲-۱-۳-۴ ادله مباشرت

 

 

همانطور که اشاره شد مباشرت به معنای عمل زناشویی و نزدیکی کردن است و چون نخستین منظور و مقصود از ازدواج، تولید نسل و تکثیر آن می باشد مباشرت و نزدیکی حق زوجین است ، بنابراین عمل مزبور وظیفه ایست که به عهده هر یک از زوجین گذاشته شده و موظفند با قواعد و آداب مخصوص با آن، عمل زناشویی را انجام دهند به قسمی که به هیچ وجه از ناحیه طرفین یا یکی از آن دو استنکافی در بین نباشد چه آنکه اگر یکی از آن دو در این مورد امتناع نموده و استنکاف ورزد اصل معنی حقیقی زناشویی را نقض نموده و نتیجه حاصله از آن را که عبارت تکثیر و تولید نسل باشد زیر پا گذاشته است.[۱۶۷] در قرآن کریم آیه ای وجود دارد که دلالت می کند مباشرت از حق متقابل زن است نه حق اختصاصی مرد، چنانچه خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: … وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوف‏…[۱۶۸]؛ و براى آنان (زنان)، همانند وظایفى که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‏اى قرار داده شده است‏.

 

 

۲-۱-۳-۴-۱ قرآن

 

 

الف)آیه شریفه: « نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُم وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُم‏ »[۱۶۹]. «زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان که بخواهید، مى‏توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید». مستفاد از این آیه شریفه این می شود که هر نوع رابطه جنسی و مباشرت با زن جایز است. البته این را هم باید بدانیم که آوردن جمله: (زنان شما کشتزار شمایند) قبل از بیان (فاتوا حرثکم) و نیز تعبیر از زنان براى بار دوم به (کشتزار) خالى از این دلالت نیست، که مراد توسعه و آزادى دادن در عمل زناشویى است، یا از نظر مکان و یا از نظر زمان البته مکانى که زنان انتخاب کنند، نه آنجایى که مردان از زنان انتخاب کنند.[۱۷۰]
ب) آیۀ مباشرت: «أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیامِ الرَّفَثُ إِلى‏ نِسائِکُمْ هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن‏ »[۱۷۱] آمیزش با زنان در ماه رمضان بطور کلى حرام بوده است[۱۷۲] و آیه شریفه نه تنها آنرا نسخ نموده بلکه انجام آنرا در طول شب نیز جائز شمرده است بنابراین آیه بر جواز آمیزش با همسر در شب ماه رمضان و عدم جواز آن در حال روزه دلالت دارد. گذشته از این در جمله «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ» حکمت اباحه ذکر شده و بیان اینستکه آمیزش با همسران یک سنّت طبیعى است. از این آیه می توان جواز آمیزش در غیر شبهای رمضان را استفاده نمود.
ج) آیه شریفه: «وَ الَّذینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ * إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومینَ»[۱۷۳] این آیات درباره صفات مومنان آمده ومی فرماید: (مومنین کسانی هستند) که دامان خود را (از آلوده‏شدن به بى‏عفتى) حفظ مى‏کنند و تنها آمیزش جنسى با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره‏گیرى از آنان ملامت نمى‏شوند. از جمله صفات فاضله اهل ایمان و تقوى آنستکه از هر گونه مباشرت و همزیستى خوددارى مى‏نمایند و نیروى احتراز از بکار بردن نیروى و غریزه جنسى را در خود تقویت مى‏نمایند جز در باره بانوانى که با آنها عقد زوجیت و همسرى بسته و با یکدیگر پیمان منعقد نموده مباشرت و زناشوئى با آنان مانعى ندارد این آیه صریحا حکم مباشرت و زناشوئى با زوجه چه بعقد دائم و یا بعقد منقطع و همچنین بانوان و کنیزانى که مالک تصرف در آنان میباشد را اعلام میکند و از طرفی هر که در باره مباشرت و زناشوئى غیر این قسم برآید مجرم و گناهکار معرفى میشود.
روشن است که یکی از مهمترین نیازهایی که زن و شوهر باید مرتفع سازند نیاز جنسی است. بویژه آن که شریعت اسلام رفع این نیاز را منحصرا در رابطۀ زناشویی مجاز دانسته و این وظیفه را بر عهده زن و شوهر گذارده است تا نیاز طبیعی همسر خود را به نحو کامل برطرف کنند.

 

 

۲-۱-۳-۴-۲ روایات



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:22:00 ب.ظ ]




برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲-۱-۲ آماده سازی زن در مواقعه

 

 

اسلام به مردان تأکید می کند که در برآوردن نیازهای جنسی زنان صبور باشند و عجله ای برای آمیزش جنسی نداشته باشند. در روایات اسلامی در کیفیت انجام روابط جنسی زن و مرد با عناوین گوناگونی سخن رفته است که به دور از شتابزدگی و با صبر و حوصله و با انجام ملاعبه و بازی و شوخی طرفین خود را برای عمل جنسی مهیا و آماده سازند، مردان باید بدانند که زنان تنها به انجام عمل جنسی صرف نیاز ندارند بلکه از نظر روحی و تمایلات جنسی نیز باید اشباع شوند، مرد قبل از عمل جنسی با بازی و شوخی زن را برای عمل جنسی آماده و مهیا سازد. ‌بسیاری از مردان بدون توجه به این نکته عاطفی و روانی عملاً با زن، رفتاری انجام می دهند که عملاًَ خودمحوری آنها را نشان داده و می رساند که آنها فقط به فکر خود می باشند. آنان زن را در رسیدن به لذت جنسی یاری نمی دهند، بلکه شخصیت او را تنزل می دهند؛ و عملاً او را در حدّ یک وسیله و ابزار پایین می آورند، زن در این گونه موارد به ارضای کامل دست پیدا نمی کند. بنابراین وظیفه مرد، آماده کردن زن از لحاظ جنسی می باشد تا زن کاملاً ارضا شود.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:( إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْتِیَ أَهْلَهُ فَلَا یُعْجِلْهَا)[۲۱۲]‌ هرگاه مردی بخواهد با زنش همبستر شود نباید در انجام این کار شتاب و عجله کند. برای اینکه اگر این کار با شتاب و عجله صورت بگیرد زن کاملاً ارضاء نمی شود و آمادگی کامل برای عمل زناشویی ندارد، در نتیجه موضوع سردمزاجی پیش می آید که نتیجه آن بداخلاقی ها و ناسازگاری هاست؛ پس برای از بین بردن آن باید زن را برای عمل جنسی تشویق کرد.
امام صادق (ع) می فرماید: فَإِذَا أَتَى أَحَدُکُمْ أَهْلَهُ- فَلْیَکُنْ بَیْنَهُمَا مُدَاعَبَهٌ فَإِنَّهُ أَطْیَبُ لِلْأَمْرِ[۲۱۳] هرگاه یکی از شما اراده کرد با همسرش همبستر گردد باید قبل از آن با همسرش ملاعبه داشته باشد. یعنی با او به بازی کردن و شوخی های مناسب و نشاط‌آور بپردازد، تا زن آمادگی پیدا کند و از این کار لذت برد و این کار، عمل جنسی را پاکیزه تر و لذت بخش تر می کند، همچنین این کار آمادگی زن را در وصول به اوج لذت فراهم می کند، و رضایت خاطر وی را جلب می کند، و این اشتباه است که مرد وقتی خودش آماده بود تصور کند که زنش نیز آماده است. زن را باید از نظر روحی و جسمی آماده کرد؛ آمادگی روحی و جسمی در موضوع مباشرت و آمیزش جنسی فوق العاده حساس و مورد سفارش پیشوایان دین می باشد. از این جهت مرد و زن لازم است با رعایت مسایل زناشویی یکدیگر را اشباع نمایند.[۲۱۴] پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید:(إِذَا جَامَعَ أَحَدُکُمْ فَلَا یَأْتِیهِنَّ کَمَا یَأْتِی الطَّیْرُ- لِیَمْکُثْ وَ لْیَلْبَثْ)[۲۱۵] هنگام آمیزش همانند پرندگان آمیزش نکنید بلکه مکث و درنگ نمایید. ملاعبه و بازی کنید تا زن خوب آماده شود و از این کار لذت ببرد و اشباع گردد. لذا حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: (ثَلَاثَهٌ مِنَ الْجَفَاءِ- أَنْ یَصْحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَلَا یَسْأَلَهُ عَنِ اسْمِهِ وَ کُنْیَتِهِ- وَ أَنْ یُدْعَى الرَّجُلُ إِلَى طَعَامٍ فَلَا یُجِیبَ- أَوْ یُجِیبَ فَلَا یَأْکُلَ- وَ مُوَاقَعَهُ الرَّجُلِ أَهْلَهُ قَبْلَ الْمُلَاعَبَهِ)[۲۱۶] سه چیزاز جفاء شمرده می شود:‌ مصاحبت مردی با مرد دیگر که از اسم و کنیه او پرسیده نشود و مردی که غذا به او تعارف شود و او نپذیرد، و مردی که قبل از آمیزش با همسرش بازی نکند. مرد و زن باید به لحاظ جنسی اشباع شوند. مردان بیشترین لذت را در زمان آمیزش جنسی دارند، اما زنان زمانی بیشترین شادی را حس می کنند که در آغوش گرفته شوند و بوسیده شوند.[۲۱۷] مرد محبت می کند برای روابط جنسی، زن روابط جنسی برقرار می کند برای محبت.
با توجه به اینکه، زنان در هنگام تحریک جنسی، سطوح بالاتری از لذت را تجربه می کنند، در برخی از روایات به آن اشاره شده است و بیان فرموده اند که شهوت و حیای زن از مرد بیشتر است. از امیرالمومنین(ع) نقل شده است که فرمودند: (خَلَقَ اللَّهُ الشَّهْوَهَ عَشَرَهَ أَجْزَاءٍ فَجَعَلَ تِسْعَهَ أَجْزَاءٍ فِی النِّسَاءِ وَ جُزْءاً وَاحِداً فِی الرِّجَالِ وَ لَوْ لَا مَا جَعَلَ اللَّهُ فِیهِنَّ مِنَ الْحَیَاءِ عَلَى قَدْرِ أَجْزَاءِ الشَّهْوَهِ لَکَانَ لِکُلِّ رَجُلٍ تِسْعُ نِسْوَهٍ مُتَعَلِّقَاتٍ به)[۲۱۸] خداوند میل جنسی را ده جزء آفرید و ُنه قسمت از آن را به زنان و یک قسمت را به مردان إعطا کرد، اگر نبود که خداوند حیا را به اندازه شهوت عطا کرده بود هر مردی ُنه زن وابسته به خود داشت. در روایتی دیگر از امام صادق(ع) آمده است که ? إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَرْأَهِ صَبْرَ عَشَرَهِ رِجَالٍ فَإِذَا هَاجَتْ کَانَتْ لَهَا قُوَّهُ شَهْوَهِ عَشَرَهِ رِجَالٍ )[۲۱۹] خداوند برای زن صبر و خودداری ده مرد را قرارداده است، پس زمانی که زن تهییج شود برای او نیروی شهوانی ده مرد خواهد بود. این روایات بیانگر این مطلب است که شهوت زنان از مردان بیشتر است و تفاوت کیفی شهوت میان زن ومرد وجود دارد . بنابراین مرد موظف است که قبل از آمیزش با زن ملاعبه و شوخی کند تا او از این کار لذت ببرد و نیاز جنسی او برطرف گردد؛ کوتاهی و بی توجهی به این مسأله منشأ بسیاری از اختلافات و موجب پیدایش کینه و دشمنی میان زن و شوهر می شود. پس بر مرد و زن است که برای دوری از طلاق و جدایی و اختلاف و انحراف نیاز یکدیگر را اشباع کنند و آن را برطرف سازند. اگر این نیازها برطرف گردید و زن و شوهر اشباع گردیدند دیگر از اختلافات و جدایی ها خبری نیست و محبت بین آنها زیاد می گردد پس بر زن لازم است که هر وقت خود را بر شوهر عرضه کند؛ مگر اینکه عذر شرعی داشته باشد و بر مرد لازم است که قبل از آمیزش ملاعبه و بازی را فراموش نکند تا زن آمادگی کامل را پیدا کند.

 

 

۲-۲-۱-۳ مواقعه از غیر محلّ توالد و تناسل (وطی در دبر)

 

 

آمیزش با زن از دبر نه از قُبُل که محلّ عادی زناشوئی و طریق توالد و تناسل است، مسئله ای اختلافی است؛ بعضی از فقهاء شیعه آن را حرام می دانند[۲۲۰] و بعضی از آنان برای این عمل کراهت شدیده قائل هستند. البته این قول مختص به شیعه نیست واهل سنت هم اختلاف دارند.[۲۲۱] اما فقهای شیعه بنابر مشهور، آمیزش با زوجه و هر زنى که آمیزش با او از قُبُل جایز است، مانند کنیز، از دبر را نیز جایز دانسته اند(با رضایت زن )؛ لیکن با کراهت شدید.[۲۲۲] مرحوم سیّد در عروه قائل به جواز است و می‌گوید: مرد می‌تواند ارضای غریزۀ جنسی کنداز این طریق ولی کراهت شدیده دارد و ترک آن بهتر مخصوصا اگر زن رضایت نداشته باشد.[۲۲۳]

 

 

دراین مساله دو دسته روایات داریم. یک دسته روایت داریم که نصّ در جواز است و بعضی از روایات ظهور در حرمت دارد و آن ظهور در حرمت را به واسطۀ این نصّ حمل بر کراهت کرده اندو لذا فتوا به جواز داده اند لکن با کراهت شدید. از جمله روایاتی که دلالت بر جواز دارد این روایت است. (عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الرَّجُلِ یَأْتِی الْمَرْأَهَ فِی دُبُرِهَا قَالَ لَا بَأْسَ إِذَا رَضِیَتْ)[۲۲۴] ابن أبی یعفورازامام صادق(ع) سؤال می‌کند که استفادۀ جنسی از راه غیر متعارف از زن جایز است یا نه؟ آقا می‌‌فرمایند که جایز است ، اگر راضی باشد. طبق این حدیث اگر زن بر این کار راضی باشد حلال است وگرنه جایز نیست. از جمله روایاتی که دلالت بر حرمت دارد این روایت است.( قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَحَاشُّ النِّسَاءِ عَلَى أُمَّتِی حَرَامٌ‌)[۲۲۵] رسول خدا (ص) فرمودند: آمیزش نمودن با زنان از محلّی که غائط و فضولات خارج میشود، بر اُمّت من حرام است.
نتیجه ای که می توان از این بحث گرفت این است که ، روایاتی که می‌گوید حلال است با این روایاتی که می‌گوید حلال است، جمع عُرفی دارد. جمع عرفی همین است که صاحب جواهر و صاحب عروه و محشین بر عروه گفتند این کار حلال است اما مکروه است و کراهتش هم شدید است.[۲۲۶]

 

 

۲-۲-۲ حق مضاجعت

 

 

یکی دیگر از حقوق زن بر مرد آن است که از هر چهار شب یک شب نزد زن بیتوته کند و بخوابد که به آن مضاجعت گویند. بنابراین وظیفه مرد این است که غیر از مباشرتى که هر چهار ماه یک بار واجب است انجام دهد ، لازم است که هر چهار شب یک شب نزد زن بخوابد ، بنابر قول مشهور اگرچه زن واحده باشد، بر شوهر لازم است که مضاجعت کند.[۲۲۷] همانطور که قبلا هم اشاره شد معنای مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ طوری که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش همیشه یا بیشتر اوقات طرف آن زن باشد تا اینکه آدم قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد. همچنین در مضاجعت ، مواقعه هم شرط نیست.[۲۲۸] اگر مردى دختر باکره‌اى را عقد کند و ازدواج کند وبه خانه آورد تا هفت شب باید نزد او بماند و اگر ثیّبه و بیوه باشد این حق به سه شب تقلیل مى‌یابد[۲۲۹].از آنجایی که مفهوم فقهی مضاجعت و ادله آن قبلا بیان شد دیگر نیازی به تکرار آن نمی باشد.

 

 

۲-۲-۳ حق قَسم

 

 

قسم (بفتح قاف) مصدر و بمعنى قسمت کردن و بخش نمودن چیزى میباشد، و اگر بکسر قاف خوانده شود، اسم و بمعنى حظ و نصیب است.[۲۳۰] قَسم در اصطلاح فقهاء عبارت است از: العدل بین الزوجات فی البیتوته.[۲۳۱] یعنی رعایت عدالت در تقسیم کردن شب ها توسط شوهر، بین زنان که شوهر ملزم به آن است. قَسم در اصطلاح حقوقیین ، عبارت از تکلیف شوهر بگذراندن شب نزد زن دائمۀ خود می باشد.[۲۳۲] فقهاى امامیه تکلیف شوهر را در قَسم چنین بیان نموده‌اند[۲۳۳] که هرگاه مرد یک زن دائمه دارد، باید از هر چهار شب یک شب نزد او بماند و سه شب دیگر آزاد است که هر جا می خواهد بخوابد و هرگاه داراى دو زن دائمه باشد، دو شب برای این دو زن هست و دو شب دیگر برای خودش است و اگر سه زن دائمه دارد ، سه شب برای این زنها است و یک شب برای خودش است و اگر چهار زن دارد، هر شب باید نزد یک زن باشد و دیگر وقت آزاد برای او نمی ماند.

 

 

۲-۲-۳-۱ ادله حق قَسم

 

 

۲-۲-۳-۱-۱ قرآن

 

 

– آیه شریفه (وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ کَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ یَجْعَلَ اللَّهُ فیهِ خَیْراً کَثیرا)[۲۳۴] و با آنان(زنان)بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها، (بجهتى) کراهت داشتید، (فوراً تصمیم به جدایى نگیرید!) چه بسا چیزى خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانى در آن قرار مى‏دهد. جمله(وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) دستور معاشرت شایسته و رفتار انسانى مناسب با زنان را صادر مى‏کند و معروف یعنی هر چیزی که به عنوان حق برای زن تعیین شده است را شامل می شود. بنابراین اگر کسی زن دائمه دارد یا دارای زنهای متعدد است ولی بین آنها شبها را درست تقسیم نکند و به عدالت رفتار نکند، خلاف معاشرت بالمعروف عمل کرده است.
– آیه شریفه (وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَهِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیما)[۲۳۵] شما هرگز نمى‏توانید (از نظر محبّت قلبى) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولى تمایل خود را بکلّى متوجّه یک طرف نسازید که دیگرى را بصورت زنى که شوهرش را از دست داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگارى پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.
از جمله(فَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ) می توان این گونه استدلال کرد که آیه می فرماید: شما به یکى از این زن‌ها تمایل خیلى کامل نشان ندهید و در نتیجه آن زن دیگرى را که رغبتى به او نشان ندادید، بلا تکلیف گذاشته باشید که معلوم نباشد شوهر دارد یا ندارد . در بیان فلسفه این نهى از میل کامل، مى‌گوید اگر میل کامل به یک طرف بکنید، طرف دیگر یک زن بلاتکلیف مى‌شود، چرا که او نمى‌تواند با دیگرى ازدواج کند و شوهرش هم توجه به او ندارد و توجهش به یک طرف است، از این استفاده مى‌شود که کالمعلقه بودن زن مبغوض شرع است، و اگر قرار باشد که حق قسم و مضاجعت نباشد و فقط به مباشرت چهار ماه یک مرتبه و آن هم به مقدارى که غسل واجب است، اکتفاء بشود، این مثل شخصى است که اصلًا شوهر ندارد، و مصداق براى «تذروها کالمعلقه» مى‌شود که منهى است[۲۳۶]، بنابراین، حق قسم ثابت می شود.
– آیه شریفه(وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا)[۲۳۷] و اگر مى‏ترسید که (بهنگام ازدواج با دختران یتیم،) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشى کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر مى‏ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا از زنانى که مالک آنهائید استفاده کنید، این کار، از ظلم و ستم بهتر جلوگیرى مى‏کند.
بزرگان و اقویاى عرب دختران پدر مرده را با هر چه که داشتند مى‏گرفتند و اموال آنها را با اموال خود مخلوط نموده و مى‏خوردند و در این عمل نه تنها رعایت عدالت را نمى‏کردند بلکه گاه مى‏شد که بعد از تمام شدن اموالشان خود آنان را طلاق مى‏دادند و گرسنه و برهنه رهاشان مى‏کردند در حالى که آن یتیمها نه خانه‏اى داشتند که در آن سکنى گزینند و نه رزقى که از آن ارتزاق نمایند و نه همسرى که از عرض آنان حمایت کند، و نه کسى که رغبت به ازدواج با آنان نماید تا بدینوسیله مخارجشان را تکفل کند[۲۳۸] اینجا است که قرآن کریم مى‌فرماید: اگر مى‌ترسید که دربارۀ یتیمان عدالت را رعایت نکنید، سراغ غیر یتیمان بروید و از غیر یتامى دو یا سه یا چهار زن بگیرید. در این آیه صریحا مسئله رعایت عدالت را در باره ازدواج با دختران یتیم ذکر کرده است.[۲۳۹] در زمان جاهلیّت تعداد زوجات نامحدود بود و بعد از اسلام محدود شد و اجازۀ چهار زوجۀ دائمى داده شد ولى به شرط این که عدالت رعایت شود و اگر نتواند رعایت کند واجب است یک زن بگیرد، و وقتى مقدّمه واجب شود دلیل بر وجوب ذى المقدّمه است؛ در اینجا مقدّمتا مى‌گوید اگر مى‌ترسید عدالت رعایت نشود یک زن واجب است. بنابراین عدالت واجب است و این همان معنای حق قسم است که ما به دنبال آن بودیم.

 

 

۲-۲-۳-۱-۲ روایات

 

 

– در این مساله تعداد روایات بسیار زیاد است که فقط به چند روایت اشاره می شود.[۲۴۰] (عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الرَّجُلِ یَکُونُ لَهُ الْمَرْأَتَانِ وَ إِحْدَاهُمَا أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْأُخْرَى أَ لَهُ أَنْ یُفَضِّلَهَا بِشَیْ‌ءٍ قَالَ نَعَمْ لَهُ أَنْ یَأْتِیَهَا ثَلَاثَ لَیَالٍ وَ الْأُخْرَى لَیْلَهً لِأَنَّ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ أَرْبَعَ نِسْوَهٍ فَلَیْلَتَیْهِ یَجْعَلُهُمَا حَیْثُ شَاءَ قُلْتُ فَیَکُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَهُ فَیَتَزَوَّجُ جَارِیَهً بِکْراً قَالَ فَلْیُفَضِّلْهَا حِینَ یَدْخُلُ بِهَا بِثَلَاثِ لَیَالٍ وَ لِلرَّجُلِ أَنْ یُفَضِّلَ نِسَاءَهُ بَعْضَهُنَّ عَلَى بَعْضٍ مَا لَمْ یَکُنَّ أَرْبَعاً)[۲۴۱] حسن بن زیاد گوید: از امام صادق(ع) درباره مردی که دو زن دارد و یکی از آن دو نزد وی محبوبتر از دیگری است پرسیدم ، آیا او می تواند او را به گونه ای برتری دهد ، حضرت فرمود: آری می تواند سه شب نزد او برود و یک شب نزد دیگری ، چون مرد حق دارد که چهار زن بگیرد لذا دو شب را هرکجا که بخواهد قرار می دهد. گفتم: مرد زنی دارد و با یک دختر باکره ازدواج می کند؟ حضرت فرمود: زمانی که نزد دختر باکره می رود سه شب نزد او بماند و مرد می تواند برخی از زنانش را بر برخی فضیلت دهد البته تا زمانیکه چهار زن نداشته باشد. درست است که این روایت درباره تفاضل زنی بر زن دیگر است اما این در صورتی است که حق زن را رعایت کرده ویک شب نزد زن مانده و زمان متعلق به خودش را به خانه زن دوم رفته است.
– (عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ یَکُونُ عِنْدَهُ امْرَأَتَانِ إِحْدَاهُمَا أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْأُخْرَى أَ لَهُ أَنْ یُفَضِّلَ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى قَالَ نَعَمْ یُفَضِّلُ بَعْضَهُنَّ عَلَى بَعْضٍ مَا لَمْ یَکُنَّ أَرْبَعاً)[۲۴۲] حلبی می‌گوید: از امام صادق (ع) درباره مردی که دو زن دارد یکی از آن دو نزد وی محبوب تر از دیگری است پرسیدم، آیا می تواند یکی را بر دیگری فضیلت دهد. حضرت فرمود: آری برخی را بر برخی فضیلت دهد ، مادامیکه چهار زن نیستند. همانطور که واضح است کسی که دو زن دارد دو شب را اختصاص به آنها می دهد و دو شب دیگر برای خودش است که می تواند به برخی از زنهایش اختصاص دهد ولی اگر چهار زن گرفت دیگر وقتی برای خودش باقی نمی ماند، و این همان حق قسم است که ما به دنبال آن بودیم.
– (عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ص عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ لِلرَّجُلِ أَنْ یَتَزَوَّجَ أَرْبَعاً فَإِنْ لَمْ یَتَزَوَّجْ غَیْرَ وَاحِدَهٍ فَعَلَیْهِ‌ أَنْ یَبِیتَ عِنْدَهَا لَیْلَهً مِنْ أَرْبَعِ لَیَالٍ)[۲۴۳] در این روایت امیرالمومنین (ع) می فرماید : مرد می تواند چهار زن بگیرد ، پس اگر جز یک زن نگرفته است باید که یک شب از چهار شب را نزد وی بماند و میتواند در سه شب باقی مانده هرگونه که دوست دارد عمل کند. این روایت لزوم قَسم و مضاجعت را در صورت داشتن یک همسر ثابت می کند که به این امر تصریح شده است.
– (روی عن جعفرالصادق(علیه السلام) عن آبائه (علیهم السلام) ان النبی (صلى اللَّه علیه و آله) کان یقسم بین نسائه فی مرضه. فیطاف به بینهنّ)[۲۴۴] پیامبر(ص) در زمان بیماری اش باز شبها را میان زنانش تقسیم میکرد لذا او را میان زنانش می گرداندند و هر شب منزل زنی بود.
– (روی عن علی (علیه السلام) انه کان له امرأتان، فکان إذا کان یوم واحده لا یتوضأ فی بیت الاخرى)[۲۴۵]روایت شده است که حضرت امیرالمومنین(ع) در آن روزى که متعلق به یکى از دو همسرش بود، حتى وضوى خود را در خانه دیگرى نمى‏گرفت.

 

 

۲-۲-۳-۱-۳ تأسّی به پیامبر(ص)

 

 

این دلیل را مرحوم فخرالمحققین در ایضاح[۲۴۶] و مرحوم شهید ثانی در مسالک[۲۴۷] آورده اند به این بیان که لازم است که ما از پیامبر(ص) تأسّی کنیم چون حضرت حتی در زمان بیماری اش باز شبها را میان زنانش تقسیم میکرد لذا او را میان زنانش می گرداندند و هر شب منزل زنی بود. البته به این دلیل اشکال شده است که عمل پیامبر (ص) در مورد حق القسم عمل استحبابى بوده ، به دلیل آیه شریفه(تُرْجی‏ مَنْ تَشاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوی إِلَیْکَ مَنْ تَشاء)[۲۴۸] ایشان در بیتوته مختار بوده‌اند، چون آیه خطاب به پیامبر(ص) مى‌فرماید: مى‌توانى بعضى را تأخیر بیاندازى و بعضى را‌ جلو بیندازى و این از اختصاصات پیامبر(ص) بوده ، بنابراین نمى‌شود به سیره ایشان استدلال کرد.[۲۴۹]

 

 

۲-۲-۳-۱-۴ اجماع

 

 

خلافی بر این مطلب نیست[۲۵۰] و همه فقهاء تصریح کرده اندو ادعای اجماع شده است[۲۵۱] که اگر شخصی زنان متعدد دارد باید شبها را بین آنها تقسیم کند و عدالت را رعایت کند ، اما عده ای از فقهاء معتقدند که حق قسم فقط در زمان چندزنی ایجاد می‌شود و در صورت تک‌همسری قَسم واجب نیست.[۲۵۲] لذا مرحوم محقق حلی این نظریه را اَشبَه (سازگارتر) با اصول مذهب ذکر کرده[۲۵۳]، اگرچه ایشان هم برای کسی که یک زن دارد می گوید باید یک شب را از چهارشب به او اختصاص بدهد.[۲۵۴] مرحوم امام خمینی هم در تحریرالوسیله همین نظریه را قوی‌تر ذکر می‌کند و حق قسم را برای مردی که فقط یک زن دارد نمی‌پذیرد ومی فرماید: «کسی که یک همسر دارد آن همسر حق شبخوابی و همخوابی در همه شبها را ندارد، بلکه بنابر اقوی در چهار شب یکبار هم حق ندارد، تنها حقی که دارد این است که از او دوری نکند بطوریکه معلوم نباشد او شوهر دارد یا شوهرش طلاقش داده این مقدار لازم است».[۲۵۵] لازم به تذکر است که این نظر خلاف مشهور فقهاء و خلاف معاشرت به معروف است لذا بسیاری از فقهاء در زوجه واحده هم حق قسم را لازم می دانند.

 

 

۲-۲-۳-۲ مضاجعت در قَسم

 

 

یکی از بحثهایی که فقهاء به آن اشاره کرده اند این است که آیا در قَسم لازم است مرد با همسر خود در یک رختخواب بخوابد و مضاجعت کند یا فقط لازم است در منزلی که به زن اختصاص دارد بیتوته کند. با این که لزوم خوابیدن در یک بستر در روایتی تصریح نشده است، متاخرین مسأله مضاجعت را به اتفاق لازم دانسته اند. محقق، علامه، شهیدین از این جمله اند. ظاهرا پیش از محقق این مساله مورد توجه فقها قرار نداشته است. مرحوم محقق حلی می فرماید: و الواجب المضاجعه لا المواقعه، و یختصّ الوجوب باللیل دون النهار[۲۵۶]. مرحوم علامه در تحریر می فرماید: الواجب فی القسمه الکون عندهنّ و المضاجعه لهنّ.[۲۵۷] مرحوم فاضل آبی در کشف الرموز می نویسد: و الواجب المضاجعه لا المواقعه، و یختصّ الوجوب باللیل دون النهار[۲۵۸]. مرحوم صاحب التنقیح الرائع[۲۵۹]، مرحوم صاحب المهذب البارع[۲۶۰]، مرحوم مجلسی دوّم[۲۶۱]، مرحوم شهید اول[۲۶۲] ، مرحوم کاشف الغطاء[۲۶۳] ، هم به این عبارت تصریح کرده اند.
مرحوم صاحب ریاض می نویسد: و الواجب فی البیتوته هو المضاجعه خاصّه، و هی: أن ینام معها قریباً منها عادهً، معطیاً لها وجهه دائماً أو أکثریّاً، بحیث لا یعدّ هاجراً، و إن لم یتلاصق الجسمان[۲۶۴] ایشان هم مثل فقهاء قبل مضاجعه را واجب می دانند به طوریکه مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ طوری که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش همیشه یا بیشتر اوقات طرف آن زن باشد تا اینکه آدم قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها با هم نچسبد. مرحوم صاحب جواهرهم می فرماید: الواجب فی القسمه المضاجعه بأن ینام قریبا منها على النحو المعتاد[۲۶۵] یعنی واجب در قَسم مضاجعت است به طوریکه نزدیک زن بخوابد. بسیاری از فقهاء دیگر نیز به وجوب مضاجعت در قَسم تصریح کرده اند.[۲۶۶] بنابراین در قَسم واجب است که مضاجعت کند ولی مواقعه لازم نیست همانطور که قبلا اشاره شد.
نکته دیگر اینکه مشهور فقهاء تصریح کرده اند که زوج پس از عروسى، چنانچه زن باکره باشد باید هفت شب نزد او بگذراند و اگر ثیبه است سه شب باید نزد او بماند.[۲۶۷]

 

 

۲-۲-۳-۳ موارد سقوط حق قَسم

 

 

در بعضی موارد حق قَسم ساقط شده و قضاء ندارد. مرحوم سبزوارى در مهذب الاحکام ، اجمالا مسأله را اجماعى مى‌دانند.[۲۶۸] حال به این موارد به صورت مختصر اشاره می گردد.

 

 

۲-۲-۳-۳-۱زوجه ناشزه

 

 

فقهاء نشوز را به عصیان و عدم اطاعت زن و عدم قیام او به حقوق شوهر بخصوص در امر تمکین معنی کرده اند که در فصل اول اشاره شد . زنی که ناشزه شود چون تمکین نمى‌کند، حقّ نفقه ندارد و به طریق اولى حقّ قَسم هم ندارد. مرحوم صاحب جواهر می فرماید در حکم این مسأله ، مخالفی وجود ندارد[۲۶۹] و دلیل خود را اینگونه ذکر می کنند: «وذلک لأن القسمه من جمله حقوق الزوجیه، وهی بمنزله النفقه التی تسقط بالصغر والنشوز»[۲۷۰] ایشان می فرماید: قسمت یکی از حقوق بین زن و مرد هست و مثل نفقه است که مرد باید به زن بدهد و همانطور که نفقه به زن صغیره و ناشزه تعلق نمی گیرد، قسمت هم به آنها تعلق نمی گیرد و قضاء هم ندارد.
بنابراین یکی از جاهایی که حق قَسم ساقط می شود و قضاء هم ندارد جایی است که زن ناشزه شود.[۲۷۱]




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:22:00 ب.ظ ]




زوجه صغیره، نفقه، مواقعه و حق القَسم ندارد، چون اصل در همۀ حقوق عدم است، یعنى تا حق ثابت نشود، اصل عدم حق است و این یک اصل عقلایى در باب حقوق است که تا حقّى ثابت نشود مطالبۀ حق جایز نیست.[۲۷۲] مرحوم صاحب جواهر در دلیل سقوط این حق می فرماید: (أما الصغیره القابله للاستمتاع الملتذه به فلا دلیل علیه، لاندراجها فی اسم الزوجه)[۲۷۳] اگر زوجه صغیره، غیر قابل استمتاع بود، مندرج در عنوان زوجه نیست‌، یعنی مى‌فرماید شمول ادله بر زوجه صغیره مورد تردید است. قدر متیقن در مقام تخاطب، کبیره است، پس صغیره موضوع اصل برائت واقع مى‌شود و نتیجه مى‌گیریم که زوجه صغیره، حق القَسم ندارد.
از فقهاء سلف نیز مرحوم شیخ طوسی قائل است که اگر زوجه صغیره به حد استمتاع نرسد حق قَسم ندارد، ایشان در مبسوط می فرماید: (و کذلک الصغیره التی لم تبلغ حد الاستمتاع لا قسم لها)[۲۷۴] ، البته صغیره مستعمل در کلمات بزرگان همان صغیره شرعى است که حدّ آن نه سالگى است لذا مرحوم شهید ثانى در شرح لمعه تصریح به این نموده است و فرموده: (و لا قسمه للصغیره‌ التى لم تبلغ التسع)[۲۷۵] بنابراین به تصریح فقهاء زوجه صغیره هم حق قَسم ندارد.[۲۷۶]

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

۲-۲-۳-۳-۳ مجنونۀ مطبقه‌(دائمى)

 

 

یکی دیگر ازمواردی که حق القسم آنها ساقط است و اکثریت فقهاء متذکر شده اند، زوجه مجنونه مطبقه است، از اینکه فقهاء مجنونه را به مطبقه بودن، قید زده‌اند فهمیده مى‌شود که مجنونه، اقسام مختلفى دارد که نوعا، حق القسم آنها ساقط نیست . تقیید مجنونه به مطبقه (دائمی)، به خاطر خروج مجنونه ادواری است که بعضی وقتها مجنونه است و بعضی وقتها مجنونه نیست که این فرد در زمانی که مجنونه نیست، حق قسمت دارد و اگر مجنونه بود، ملحق به مجنونه مطبقه می شود و قضاء ندارد. مرحوم صاحب جواهر دلیل عدم قضاء و قسمت مجنونه مطبقه را اینگونه ذکر می کنند: «فقد علل بأنها لا عقل لها یدعوها إلى الأنس بالزوج والتمتع به»[۲۷۷] ایشان می فرمایند: دلیل اینکه مجنونه مطبقه حق قسمت ندارد، این است که برای او فرقی ندارد که شوهر نزد او باشد یا نباشد، در حالی که قسمت به خاطر این است که انس بین زن و مرد بیشتر شود. از این تعبیر جواهر استفاده می شود اگر در مجنونه مطبقه هم انس وجود داشته باشد و خطری هم برای شوهر نداشته باشد، حق قسمت دارد.

 

 

۲-۲-۳-۳-۴ مسافرت زوجه به غیر اذن زوج

 

 

زنی که به غیر اذن شوهرش مسافرت رفته نیز شامل مواردی است که حق قَسم ندارد. مرحوم شیخ طوسی در مبسوط می فرماید:(إذا سافرت بغیر إذنه فإنه لا نفقه لها، و لا قسم، لأنها ناشزه عاصیه، و لیس لها النفقه و لا القسم)[۲۷۸] اگر زنی به غیر اذن شوهرش مسافرت رود، نه نفقه دارد و نه حق قَسم، زیرا عصیان کرده و ناشزه است و در ناشزه نفقه و قسمت، واجب نیست.
مرحوم محقق حلی در شرایع می فرماید:(لا قسمه … و لا الناشزه و لا المسافره بغیر إذنه‌)[۲۷۹] ایشان با این تعبیر، مسافره را در مقابل ناشزه قرار داده است و از آن معلوم مى‌شود که مسافره، موضوع جداگانه‌اى ، براى حکم به سقوط حق القسم است ، نه آنکه مصداقى از ناشزه باشد. همچنین از کلام مرحوم محقق استفاده مى‌شود که زوجه مسافره بدون اذن زوج، هر چند ناشزه به او اطلاق نمى‌شود، ولى چون بدون اذن زوج، مسافرت نموده است حق القسم او ساقط است ولی حرفی از ساقط بودن نفقه نزده است.
مسافرت زوجه بدون اذن زوج در بعضى موارد جایز است و آن وقتى است که مسافرت زوجه هر چند واجب شرعى نیست، ولى این مسافرت، ضرورت عرفى دارد یا بدون آن، حرج عارض مى‌گردد که در این صورت، از آنجا که زوجه، ناشزه نمى‌گردد حق النفقه وجود دارد.[۲۸۰] ولی مسافرت زوجه (خواه جایز باشد و خواه حرام) اگر بدون اذن زوج بود، سبب سقوط حق القسم مى‌گردد.[۲۸۱]

 

 

۲-۲-۳-۳-۵ سقوط حق القَسم در سفر‌

 

 

اصل حق القسم در سفر ساقط است و این مسافرت زوج ، لازم نیست که به حد ضرورت باشد. پس اگر زوج در سفر، هیچ کدام از زوجه‌ها را همراه خود نبرد اشکالى ندارد و هیچ تردیدى در آن نیست و سیره قطعیه هم بر همین منوال است که اشخاص، هیچ وقت، ملزم به همراه بردن زوجه یا اجازه از زوجه براى مسافرت نبوده‌اند و الا اگر چنین نبود، حداقل یک روایت و نقلى در این مورد باید به ما مى‌رسید، در حالى که هیچ روایتى در این مورد وجود ندارد. بنا براین حق القسم در مسافرت ساقط است[۲۸۲] ولى اگر زوج، زوجه‌اش را همراه خود برد، در این صورت در شرایط فعلى که به حسب نوع امکنه و نوع اشخاص، امکان مضاجعت وجود دارد دلیلى بر سقوط حق القسم نیست.

 

 

۲-۲-۳-۴ حق قسم در عقد موقت

 

 

حق القَسمى که بحث شد مخصوص زوجه دائمه است و متمتعّه حق قسم ندارد و فرقى نیست که متمّتعه واحد باشد یا متعدّد.[۲۸۳] البته بسیارى از علماء متعرّض این مسئله نشده اند که شاید به خاطر وضوحش باشد، حتّى مرحوم صاحب جواهر هم که غالب فروع را مطرح مى کند ظاهراً متعرّض این مسئله نشده است، ولى بعضى مانند مرحوم ابن ادریس در سرائر، مرحوم علاّمه در قواعد و مرحوم فاضل هندی در کشف اللثام که شرح قواعد علاّمه است این مسئله را مطرح کرده اند[۲۸۴]. مرحوم ابن ادریس می فرماید:(و لا یلزم العدل بینهن(متمتّعات) فی المبیت)[۲۸۵] متمعات حق قَسم ندارند. مرحوم علامه در قواعد می فرماید:(و إنّما تستحقّ الزوجه بعقد الدوام، سواء کانت حرّه أو أمه، مسلمه أو کتابیّه و لا قسمه بملک الیمین و إن کنّ مستولدات، و لا المتمتّع بها)[۲۸۶] قسمت مخصوص عقد دائم است و شامل عقد انقطاعی و کنیز اگر چه مستولده باشد، نمی شود. مرحوم حضرت امام در تحریر الوسیله[۲۸۷] ، مرحوم آیت الله خوئی در منهاج الصالحین[۲۸۸] و آیت الله سیستانی[۲۸۹] و دیگر فقهاء[۲۹۰] هم به این عبارت تصریح کرده اند که برای عقد موقت، قسمت واجب نیست.

 

 

فصل سوم : اقوال وادله فقهای اهل سنّت در مورد حقوق جنسی زوجین

 

 

اسلام با کسانی که بخواهند خود را برای همیشه اَخته کنند و شهوت جنسی را در خود از بین ببرند به شدت برخورد نموده و با کسانیکه می خواستند از ازدواج کناره گیری کنند مورد نکوهش قرار داده است. در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده که فرمود:« إنی لأخشاکم لله وأتقاکم له لکنی أصوم وأفطر وأصلی وأرقد وأتزوج النساء فمن رغب عن سنتی فلیس منی »[۲۹۱] من به خدا از شما بیمناک ترم و تقوای الهی را رعایت می کنم و نماز میخوانم و گاه روزه میگیرم و افطار می کنم، و با زنان ازدواج می کنم ، بنابراین هرکس از سنت من روی گردان باشد از من نیست. همانطور که قبلا هم اشاره شد اسلام پاسخ دادن به غریزه جنسی را جزء حقوق و و ظایف هر یک از زوجین می داند، حال در این فصل به مهمترین حقوق جنسی زوجین از دیدگاه فقهای اهل سنّت اشاره می کنیم .

 

 

۳-۱ حقوق جنسی زوج

 

 

۳-۱-۱ حق الطاعه (حق تمکین)

 

 

یکی از مهمترین حقوقی که زوج بر زوجه دارد و در منابع اهل سنّت هم آمده است این است که واجب است که به نیازهای جنسی شوهر پاسخ دهد و از او تمکین کند. همانطور که قبلا هم اشاره شد مراد از تمکین، در بحث حقوق جنسی زوجین، تمکین خاص است که در اصطلاح شرعی وحقوقی به معنای اطاعت درانجام وظایف زناشویی است. ودرمقابل آن نشوز قرار دارد. اهل سنّت نیز تمکین به معنای خاص را پذیرفته اند که زن روابط جنسی با شوهر را به طور متعارف بپذیرد و جز درمواردی که مانع موجهی داشته باشد از برقراری رابطه جنسی امتناع نورزد.

 

 

۳-۱-۱-۱ ادله حق الطاعه (حق تمکین)

 

 

ادله ای که می توان بر لزوم حق تمکین زوجه در منابع اهل سنّت اقامه کرد به این شرح است:
۳-۱-۱-۱-۱ قرآن
– آیه شریفه: (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏)[۲۹۲] مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایى که خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است.
زمخشری در تفسیر کشاف می گوید: قوامون على النساء (یقومون علیهن آمرین ناهین کما یقوم الولاه على الرعایا)[۲۹۳] مرد باید مسئول امر ونهی در زندگی و سمت فرمان دهی زندگی را عهده دار باشد. همچنین در تفسیر طبری از قول ابن عباس آمده است که (ما یجب على المرأه یعنی: أمراء علیها أن تطیعه فیما أمرها الله به من طاعته، و طاعته أن تکون محسنه إلى أهله حافظه لماله و فضله علیها بنفقته و سعیه)[۲۹۴] یعنی انجام دادن آنچه که بر مرد واجب است به این مبنا که مرد حاکم بر زن است و در آن چه خدا امر کرده، باید از مرد اطاعت کند ومحافظ مالش باشد. همچنین او برتری مرد را در تلاش و پرداخت نفقه می داند.
آنچه که از این آیه استفاده می شود، منظور از برتری سلطه مطلقه نسیت بلکه حدود این سلطه در اختیار طلاق ، اطاعت در فراش و خارج نشدن زن بدون اذن شوهر از خانه است. بنابراین با توجه به این آیه شریفه زوج حق الطاعه دارد و بر زوجه لازم است که از او اطاعت و تمکین کند.
– آیه شریفه: (أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیامِ الرَّفَثُ إِلى‏ نِسائِکُمْ هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتابَ عَلَیْکُمْ وَ عَفا عَنْکُمْ فَالْآنَ بَاشِرُوهُن‏)[۲۹۵] براى شما در شبهاى ماه رمضان مباشرت با زنانتان حلال شد، که آنها جامه عفاف شما و شما نیز لباس عفّت آنها هستید. و خدا دانست که شما (در کار مباشرت زنان به نافرمانى و اطاعت شهوت نفس) خود را به ورطه گناه مى‏افکنید لذا از حکم حرمت درگذشت و گناه شما را بخشید، از اکنون (در شب رمضان) رواست که با زنهاى خود (به حلال) مباشرت کنید.
در ماه رمضان بعد از نماز عشاء، نزدیکی با زن و خوردن طعام بر مسلمانان حرام بود، تا شب بعد، در این میان جمعى از مسلمانان بر خلاف دستور طعام خوردند، و با زنان آمیختند، یکى از ایشان عمر بن خطاب بود،[۲۹۶] لا جرم نزد رسول خدا ص شکایت بردند، و به دنبالش این آیه نازل شد که در شبهاى ماه رمضان مباشرت با زنانتان حلال است. سیوطی می نویسد که آیه شریفه می فرماید:( کُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَکُمْ یعنى تجامعون النساء و تأکلون و تشربون بعد العشاء فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ یعنى جامعوهن)[۲۹۷] شما به خود خیانت مى‏کردید یعنی کارِ ممنوع را انجام مى‏دادید که مجامعت با زنان و خوردن وآشامیدن بود. پس خداوند شما را بخشید، اکنون با آنها آمیزش کنید. این آیه شرفه صریحاً اعلام میکند که در شبهای ماه رمضان مباشرت با زنانتان بر شما حلال است و این همان چیزی است که از راه تمکین بدست می آید ، پس زن وظیفه دارد در مقابل شوهر خود تمکین کند.
– آیه شریفه: (یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحیضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِی الْمَحیضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى یَطْهُرْنَ فَإِذا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ )[۲۹۸] و از تو، در باره خون حیض سؤال مى‏کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‏اى است از این رو در حالت قاعدگى، از آنان کناره‏گیرى کنید! و با آنها نزدیکى ننماید، تا پاک شوند! و هنگامى که پاک شدند، از طریقى که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‏کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.
یهود نسبت به زنان در حال حیض بسیار سخت گیری می کردند و در دوری از آن افراط و مبالغه می نمودند. در جاهلیت نیز زنان حائض را از خود دور می کردند، و با آنان غذا نمی خوردند و یکجا نمی نشستند وحتی در یک منزل زندگی نمی کردند و مثل یهود سخت گیری می کردند.[۲۹۹] عده ای از مسلمانان از پیامبر(ص) در مورد این مساله سوال کردند این آیه نازل شد وفرمود: در حالت حیض با آنان نزدیکی نکنید تا پاک شوند، وقتی پاک شدند از طریقى که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید. عده ای از مردم چنین فهمیدند که معنای(نزدیکی نکنید) این است که با زنان در حال حیض یکجا سکونت نکنید، ولی پیامبر فرمود:(إنما أمرتکم أن تعتزلوا مجامعتهن إذا حضن، و لم آمرکم بإخراجهن من البیوت کفعل الأعاجم)[۳۰۰] همانا من به شما دستور دادم که از مجامعت با زنان حائض دوری کنید و نگفتم که آنان را از منزلشان بیرون کنید، همان کاری که عجم آن را انجام می دهد.
در پیوند زناشویی، مباشرت وسیله است، نه هدف. هدف تولید نسل و امتداد حیات است و سرانجام پیوستن همه آن چیزها به خداست.[۳۰۱] بنابراین همخوابی در وقت پاکی ، لذّت طبیعی را تحقق می بخشد و هدف فطری نیز تحقق می پذیرد و این همان چیزی است که مرد براثر حق تمکین به آن می رسد.

 

 

۳-۱-۱-۱-۲ حدیث

 

 

– قال رسول الله (ص):(وَالَّذِى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لاَ تُؤَدِّى الْمَرْأَهُ حَقَّ رَبِّهَا حَتَّى تُؤَدِّىَ حَقَّ زَوْجِهَا وَلَوْ سَأَلَهَا نَفْسَهَا وَهِىَ عَلَى قَتَبٍ لَمْ تَمْنَعْهُ)[۳۰۲] پیامبر (ص) می فرماید: سوگند به کسی که جانم در دست اوست ، زن تا حق همسرش را ادا نکند، حق پروردگارش را ادا نکرده است، حتی اگر بر پشت شتر از زنش در خواست همخوابگی کند نباید با او مخالفت ورزد. با توجه به این حدیث اگر در خواست مرد در چنین حالتی هم قابل رد کردن نباشد در بقیه حالت ها هرگز نباید رد شود. پس اگر مرد زنش را به همخوابگی فراخواند اما او خودداری کند ، تا سپیده دم ملائکه بر او لعنت می کند، چون پیامبر(ص) فرمود:(إِذَا بَاتَتِ الْمَرْأَهُ مُهَاجِرَهً فِرَاشَ زَوْجِهَا لَعَنَتْهَا الْمَلاَئِکَهُ حَتَّى تَرْجِعَ)[۳۰۳] هرگاه زن دور از بستر شوهرش شب را به روز برساند ملائکه بر او لعنت می فرستد تا زمانیکه به سوی شوهرش بر می گردد.
– قال رسول الله (ص):( لو أمرت شیئا أن یسجد لشیء لأمرت المرأه أن تسجد لزوجها والذی نفسی بیده لا تؤدی المرأه حق ربها حتى تؤدی حق زوجها حتى لو سألها نفسها وهی على قتب لم تمنعه)[۳۰۴] ‌اگرکسی را به سجده‌کردن به‌کسی غیرازخدا دستورمی‌دادم‌، به زن می‌گفتم که برای شوهرش سجده‌کند، ‌ولی سجده برای غیراز خدا جایز نیست سوگند به کسی که جانم در دست اوست ، زن تا حق همسرش را ادا نکند، حق خداوند را ادا نکرده است، حتی اگر بر پشت شتر از زنش در خواست مباشرت کند نباید با او مخالفت ورزد. این حدیث نیز مانند حدیث قبل است و حاکم نیشابوری آن را صحیح می داند.[۳۰۵] بنابراین هرگاه مردی زنش را برای مباشرت فراخواند، بدون درنگ باید پاسخ مثبت بدهد.
– قال النبی (ص): (إن حق الزوج على زوجته إذا أرادها على نفسها وهی على ظهر بعیره لا تمنعه ومن حق الزوج على الزوجه أن لا تعطی من بیتها إلا بإذنه وإن فعلت کان الإثم علیها والأجر لغیرها ومن حق الزوج على الزوجه أن لا تخرج من بیته إلا بإذنه فإن فعلت ذلک لعنتها الملائکه حتى ترجع أو تتوب)[۳۰۶] پیامبر گرامی (ص) فرمودند: همانا حق شوهر بر همسرش آنست‌ که زمانیکه اراده کرد، زن خویش را دراختیارشوهربگذارد حتی اگربرروی شتر باشد، هم چنین نباید چیزی از مال او ببخشد مگر با اجازه او، اگر بدون اجازه شوهر چیزی از مال او بخشید، اجر و پاداشش برای شوهر وگناهش برای زن است و نباید بدون اجازه شوهر از خانه‌اش بیرون رود. اگرچنین‌کرد خداوند وفرشتگان غضب بروی نفرین‌کنند تا برگردد یا اینکه توبه کند.
– قال رسول الله(ص): (إذا الرجل دعا زوجته لحاجته فلتأته وإن کانت على التنور)[۳۰۷] «هرگاه مرد همسرش را برای نیازش فرا خواند، باید نزد او برود اگرچه بر تنور(مشغول پخت و پز) باشد.
بنا براین بر زوجه واجب است زمانیکه زوج اراده کرد، خود را دراختیارشوهربگذارد[۳۰۸] و از شوهر تمکین و اطاعت کند ، البته در صورتی که عذر شرعی نداشته باشد،بنابراین در صورتیکه بدون عذر تمکین نکند، مورد خشم خدا و فرشتگان قرار میگرید زیرا رسول خدا(ص) فرمود: (إذا دعا أحدکم امرأته إلى فراشه فأبت أن تجئ، لعنتها الملائکه حتى تصبح)[۳۰۹] ‌هرگاه مردی زنش را بررختخواب خویش خواند و زن ازرفتن امتناع ورزد ، فرشتگان تا صبح آن زن را نفرین می‌کنند.

 

 

۳-۱-۲ حق استمتاع

 

 

یکی دیگر از حقوق زوج این است که حق بهره وری جنسی یا حق استمتاع از همسر خود را پیدا می‏کند[۳۱۰] طبق نظر علمای اهل سنّت بر زن واجب است که چنانچه زوج اراده کرد که از زوجه خود استمتاع کند ، فورا باید زوجه پاسخ بدهد. نووی می گوید:(أن الزوج له حق الاستمتاع بها فی کل الأیام وحقه فیه واجب على الفور)[۳۱۱]. ابن حجر عسقلانی می گوید:( للزوج حق الاستمتاع بها فی کل وقت وحقه واجب على الفور)[۳۱۲] ، شبیه همین عبارت را شوکانی در نیل الاوطار آورده و می گوید:( أن للزوج حق الاستمتاع بها فی کل وقت وحقه واجب على الفور).[۳۱۳] بنابراین زوج حق استمتاع دارد و مباح است که از زوجه هر گونه لذت جنسی، اعم از نگاه کردن به جمیع بدن زوجه ، لمس کردن[۳۱۴]، بوسیدن، آمیزش و غیره را ببرد؛ از این رو، بر زن روا نیست بدون اجازه شوهر، خود را به کارهایی مشغول سازد که منافات با این حق داشته باشد. ابن حزم می گوید:( فإن امتنعت لغیر عذر فهی ملعونه)[۳۱۵] اگر زن بودن عذر امتناع کند ، ملعون است.

 

 

۳-۱-۳-۱ ادله حق استمتاع

 

 

ادله حق استمتاع در واقع همان ادله ای حق تمکین است ، همانطور که بیان شد، زوجه باید در مقابل شوهر تمکین کند، براین مبنا اجازه هرگونه استمتاع و بهره ورى جنسى را بر شوهر داده و این همان حق استمتاع است. حال به صورت مختصر به این ادله اشاره میگردد.

 

 

۳-۱-۳-۱-۱ قرآن



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:21:00 ب.ظ ]




دین مبین اسلام پاسخ دادن به غریزه جنسی را جزء حقوق و و ظایف هر یک از زوجین می داند، همانطور که برای زوج حقوق و وظایفی را اسلام مشخص کرده ، برای زن نیز مسلّماً حقوقی را در نظر گرفته که وی موظف است آن را بشناسد و رعایت کند. در این بخش به مهمترین حقوق جنسی زن که فقهای عامه متذکر شده اند، اشاره می شود.

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۲-۱ حق مواقعه

 

 

یکی از حقوق جنسی زوجه حق مواقعه است. اسلام همانطور که به قوای شهوانی مرد و ارضای او توجه داشته از طرفی هم حقّ غریزی و فطری زن را در ارتباط با استمتاع و لذت جویی زن به فراموشی نسپرده است. بر این مبنا این حق زن است که شوهرش نیاز جنسی او را برآورده کند، تا برای ارضای این تمایل دچار اعمال نامشروع نگردد. قبلا هم گذشت وجود رابطه جنسی یکی از حقوق متقابل زوجین‏ است. همانطور که زن می‏بایست نسبت به انجام این رابطه‏ تمکین نماید، مرد نیز نمی‏تواند از این‏ رابطه سرباز زند و بنابر نظر فقهای عامه اگر مرد عذری نداشته باشد در هر چهار ماه یک مرتبه واجب است که با همسرش مجامعت کند. همچنین در صورتی که عدم وجود رابطه موجب حرج و دشواری یا به گناه افتادن همسر باشد، می‏بایست در کمتر از این مدت‏ نیز روابط زناشویی را برقرار نماید.

 

 

۳-۲-۱-۱ ادله حق مواقعه

 

 

مواقعه و مباشرت یکی از اهداف زناشویی است. پس اقدام به عمل زناشویی از نظر شرعی و اخلاقی در راستای حفظ حرمت و عفت همسر در حد توان بر مرد لازم است. حال ابتدا به ادله ای که می توان بر این حق استدلال کرد و بعد به اقوال فقهای عامه اشاره می کنیم.

 

 

۳-۲-۱-۱-۱ قرآن

 

 

– آیه شریفه:( فَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَه)[۳۷۴] چنان نباشد که یکى از زنها بطور کلى مورد اعراض شما واقع گشته، مثل زنى بشود که اصلا شوهر ندارد. امام جصاص می گوید: بر زوج لازم است که با زوجه اش مجامعت کند، طبق همین آیه شریفه و زن را رها نکند که مثل زنان بی شوهر باشد.[۳۷۵]
– آیه شریفه ( لِلَّذینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَهِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ )[۳۷۶] کسانى که زنان خود را «ایلاء» مى‏نمایند [سوگند یاد مى‏کنند که با آنها، آمیزش جنسى ننمایند،] حق دارند چهار ماه انتظار بکشند، اگر (در این فرصت،) بازگشت کنند، (چیزى بر آنها نیست زیرا) خداوند، آمرزنده و مهربان است. آیه شریفه برای نزدیکی نکردن با زن حدی را معین نموده است و زوج حق ندارد از آن حد تجاوز کند و آن چهار ماه است که در این مدت از او با زخواست نمی شود. این چهار ماه مهلت براى این است که وضع خویش را با همسر خود روشن کنند و زن را از این نابسامانى، نجات دهند. بعد از چهار ماه یا طلاق دهد یا رجوع کند. سیوطی در تفسیرش مطلبی را از ابن عمر نقل کرده و می گوید:(ابْن عمر قَالَ الإِیلاء الَّذِی سمى الله لَا یحل لأحد بعد الْأَجَل إِلَّا أَن یمسک بِالْمَعْرُوفِ أَو یعزم الطَّلَاق کَمَا أمره الله)[۳۷۷] ابن عمر گفت: پس از سپری شدن مدت مذکور برای هیچ کسی حلال نیست مگر اینکه به خوبی زنش را نگه دارد و یا تصمیم بگیرد که او را طلاق دهد، همچنانکه خداوند عزوجل امر کرده است. بنابراین معلوم مى‌شود که تأخیر بیش از چهار ماه جایز نیست و بعد از این مدت باید به زنش رجوع کند یا طلاق بدهد. بنابراین وطی واجب است والا رجوع یا طلاق معنا ندارد.

 

 

۳-۲-۱-۱-۲ سنّت

 

 

– قال رسول الله (ص): (یا عبد الله ألم أخبر أنک تصوم النهار وتقوم اللیل قلت بلى یا رسول الله قال فلا تفعل صم وأفطر وقم ونم فإن لجسدک علیک حقا وإن لعینک علیک حقا وإن لزوجک علیک حقا)[۳۷۸] این روایت در حق مباشرت ذکر شد، در این بحث هم می توان از این روایت این گونه استدلال کرد که زوج حق ندارد تمام اوقات خود را به عبادت و روزه گرفتن اختصاص دهد و زوجه خود را فراموش کند. زیرا همانطور که در این حدیث آمده همسر هم حقی دارد که زوج موظف است آن را رعایت کند از جمله مباشرت با زن که باید در هر چهار ماه انجام بگیرد. همانطور که ابن حجر عسقلانی در شرح حدیث می گوید:( لا ینبغی له أن یجهد بنفسه فی العباده حتى یضعف عن القیام بحقها من جماع)[۳۷۹] سزاوار نیست بر مرد که نفس خودش را توسط عبادت به زحمت بیندازد و نتواند حق همسرش را ازجمله آمیزش ادا کند.
– محمد بن معن الغفاری قال : أتت امرأه إلى عمر بن الخطاب رضی الله عنه فقالت : یا أمیر المؤمنین إن زوجی یصوم النهار ویقوم اللیل وأنا أکره أن أشکوه وهو یعمل بطاعه الله عزوجل فقال لها : نعم الزوج زوجک فجعلت تکرر علیه القول وهو یکرر علیها الجواب فقال له کعب الأسدی : یا أمیر المؤمنین هذه المرأه تشکو زوجها فی مباعدته إیاها عن فراشه فقال عمر : کما فهمت کلامها فأقض بینهما فقال کعب : علی بزوجها فأتی به فقال له : إن امرأتک هذه تشکوک قال : أفی طعام أم شراب قال لا فقالت المرأه : یا أیها القاضی الحکیم رشده ألهى خلیلی عن فراشی مسجده زهده فی مضجعی تعبده فأقض القضا کعب ولا تردده نهاره ولیله ما یرقده فلست فی أمر النساء أحمده فقال زوجها : زهدنی فی فرشها وفی الحجل إنی أمرؤ أذهلنی ما قد نزل فی سوره النحل وفی السبع الطول وفی کتاب الله تخویف جلل فقال کعب : إن لها علیک حقا یا رجل نصیبها فی أربع لمن عقل فأعطها ذاک ودع عنک العلل ثم قال : إن الله عزوجل قد أحل لک من النساء مثنى وثلاث ورباع فلک ثلاثه أیام ولیالیهن تعبد فیهن ربک فقال عمر والله ما أدری من أی أمریک أعجب أمن فهمک أمرهما أم من حکمک بینهما اذهب فقد ولیتک قضاء البصره[۳۸۰] محمدبن معن غفاری گوید: زنی به نزد عمر بن‌‌خطاب آمد وگفت: ای‌امیر‌مؤمنان، شوهرم به روز روزه و در شب مشغول نماز شب است و من دوست ندارم از وی شکایت کنم، چون مشغول طاعت خدا است، عمر گفت: بهترین شوهران، شوهر شما است، و چندین بار این را تکرار کردند. در این میان کعب اسدی وارد شد و گفت: ای‌امیر مؤمنان، این زن از دوری جستن شوهرش از مقاربت با او به تو شکایت می‌کند. عمرگفت‌: همانگونه ‌که مقصود وی را فهمیده‌ای‌، در بین آنان داوری‌کن‌. کعب‌گفت‌: شوهراین زن را پیش من حاضرکنید، او را حاضرکردند. کعب به وی‌گفت‌: زنت از تو شکایت دارد. اوگفت‌: این شکایت در باره خوراک و آشامیدنی است‌؟ ‌گفت‌: نخیر. آنگاه زن به سخن آمد و این اشعار را گفت:«ای‌قاضی حکیم و دانا و رشید ـ نماز، دوستم را از من به خود مشغول کرده است. عبادت او، او را از آمیزش با من منزوی کرده است ـ ای‌کعب، تو قضاوت کن و آن را رد ننما.روز و شب، او به خواب توجهی ندارد ـ به همین سبب در امر آمیزش او را ستایش نمی‌کنم». سپس شوهرش این ابیات را سرود:«مرا از زنان و آمیزش با آنان واداشته است ـ آنچه نازل شده و مرا به خود مشغول نموده است. در سوره نحل و هفت‌سوره طولانی دیگر ـ و در قرآن که در آن تهدیدی بس بزرگ آمده است». در این میان کعب اشعار زیر را گفت: «بی‌گمان آن زن بر تو حق دارد ای مرد ـ سهم او در هر چهار شب یک شب است برای آن‌کس که بفهمد». سپس گفت: خداوند دو زن، و سه زن، و چهار زن را حلال کرده است و سه شبانه‌روز برای تو است تا در آن عبادت کنی و یک شبانه‌روز برای همسرت. عمر گفت: به خدا سوگند نمی‌دانم به کدام یک از دو امر شما خوشحال بشوم؟ از فهمیدن مشکل ایشان، یا از داوری میان آنان؟ برو، و قضاوت بصره را به تو واگذار کردم. طبق این قضیه که در منابع اهل سنت آمده ، زوجه نمی تواند همیشه در حال عبادت باشد، بلکه واجب است که یک شب از چهار شب را به زن اختصاص دهد و با او مباشرت کند.

 

 

۳-۲-۱-۲ اقوال فقهاء

 

 

امام احمد گفته : اگرمردی به مسافرت رفت وزنش را با خود نبرد و بدون عذر مراجعت نکرد، تنها شش ماه می‌تواند مراجعت نکند، پس از آن بوی نوشته می‌شودکه برگردد ، وی می گوید:(فإن أبى أن یرجع فرق الحاکم بینهما)[۳۸۱] اگربرنگشت‌،حاکم بین زن و شوهرجدائی می‌اندازد و زن را طلا‌ق می‌دهد.
ابن قدامه حنبلی درالمغنی می گوید:( والوطء واجب على الرجل إذا لم یکن له عذر وبه قال مالک…وقال الشافعی لا یجب علیه لأنه حق له فلا یجب علیه کسائر حقوقه)[۳۸۲] وطی بر مرد واجب است اگر برای او عذری نباشد و این قول را مالک هم گفته ولی شافعی گفته واجب نیست چون وطی حق مرد است لذا مثل سایر حقوق بر او واجب نیست.
ابن جزی مالکی در قوانین الفقهیه می گوید:( الجماع واجب على الرجل للمرأه إذا انتفى العذر)[۳۸۳] بر مرد اقدام به آمیزش با همسرش واجب است هرگاه عذر قابل قبول نداشته باشد.
علاءالدین کاسانی از علمای حنفی می گوید:(وللزوجه أن تطالب زوجها بالوطء لأن حله لها حقها کما أن حلها له حقه وإذا طالبته یجب على الزوج)[۳۸۴] و برای زوجه است که از زوج خود بخواهد تا با او جماع کند، چون همانطور که حلال بودن آمیزش زن، برای مرد حق است، برای زن هم حق است، و هرگاه مطالبه کرد بر زوج واجب است.
ابن حزم‌ می گوید: (فرض على الرجل أن یجامع امرأته التی هی زوجته وأدنى ذلک مره فی کل طهر إن قدر على ذلک وإلا فهو عاص لله تعالى برهان ذلک قول الله عز وجل فإذا تطهرن فأتوهن من حیث أمرکم الله)[۳۸۵] برمرد فرض و واجب است‌که با همسرخود جماع نماید و همبسترگردد، حداقل در هر بار طهرکه از قاعدگی پاک می‌گردد، یک بار با وی آمیزش نماید، اگر قدرت آن را داشته باشد، در غیر این صورت مرتکب عصیان و نافرمانی خداوند شده است‌. چون خداوند می‌فرماید: «فإذا تطهرن فأتوهن من حیث أمرکم الله» ‌چون زنانتان از قاعدگی پاک شدند، آنگونه که خداوند بشما اجازه داده است با آنان نزدیکی و آمیزش ‌کنید. جمهور علماء نیز همچون ابن حزم‌گفته‌اند، اگر مرد عذری نداشته باشد، این عمل در مدت طهر یک بار بر وی واجب است‌.[۳۸۶]
ابن تیمیه می گوید: « ویجب على الزوج وطء امرأته بقدر کفایتها ما لم ینهک بدنه أو تشغله عن معیشته»[۳۸۷] بر زوج مجامعت با همسرش واجب است به قدر کفایت زن ، به طوریکه بدن دچار سستی و ضعف نشود یا از معیشت و کار باز نماند. امام غزالی از علمای شافعیه‌ گفته است:(وینبغی أن یأتیها فی کل أربع لیال مره فهو أعدل إذ عدد النساء أربعه فجاز التأخیر إلى هذا الحد نعم ینبغی أن یزید أو ینقص بحسب حاجتها فی التحصین فإن تحصینها واجب علیه)[۳۸۸] شایسته است‌که هر چهار روز یک بارمرد با همسرخود آمیزش نماید و این ‌کار بعدالت نزدیکتر است‌، چون تعداد زنان مجاز شرعی چهار تا است پس تا این اندازه تاخیرروا است‌. البته این مقدار بر حسب نیاز زن به خویشتن داری ‌کم و زیاد می‌شود و بر مرد واجب است‌که نیاز جنسی زن را تامین‌کند. خلاصه کلام در این بحث این است که حنفیه، مالکیه وطی را در صورتیکه عذری نداشته باشد، واجب می داند، امام احمد حنبل هم رای مالک را دارد و وطی را حق زن و مرد می داند. فقط شافعیه می گوید : وطی حق مرد است ولی بر او واجب نیست.

 

 

۳-۲-۱-۳ مواقعه از غیر محلّ توالد و تناسل (وطی در دبر)

 

 

همانطور که قبلاً اشاره شد اکثر فقهای عامه وطی از دبر را جایز نمی دانند. ابن قدامه می گوید:( ولا یجوز وطؤها فی الحیض ولا فی الدبر)[۳۸۹] وطی زن در حال حیض و از پشت(دبر) جایز نیست. همچنین وی در کتاب المغنی ضمن حلال ندانستند این عمل، اسم چند نفر را ذکر می کند که این عمل را جایز می دانستند.[۳۹۰] ابن یوسف شیرازی در المهذب هم بر همین رأی است و می گوید:(ولا یجوز وطئها فی الدبر لما روى خزیمه بن ثابت )[۳۹۱]. ابن تیمیه از بزرگان اهل سنت هم می گوید:(وطء المرأه فی دبرها حرام بالکتاب والسنه، وهو قول جماهیر السلف والخلف، بل هو اللوطیه الصغرى… ومن وطئها فی الدبر وطاوعته، عزرا جمیعا، فإن لم ینتهیا وإلا فرق بینهما، کما یفرق بین الرجل الفاجر ومن یفجر به)[۳۹۲] وطی زن از پشت حرام است، به دلیل کتاب و سنّت و این قول جمهور علمای سلف می باشد، بلکه این عمل نوعی لواط کوچک است. هرکس از پشت با زنش نزدیکی‌کند، اگر زنش از او اطاعت ‌کند و بدین عمل تن در دهد هر دو مورد تعزیر شرعی قرار می‌گیرند و اگر زن اطاعت نکند باید این زن و شوهر از هم جدا شوند همانگونه‌ که دو نفر فاجر که مرتکب ‌گناه می‌شوند از هم جدا ‌می‌شوند. حنابله گفته اند هرکس این عمل را انجام بدهد تعزیر می شود و اگر متنبه نشوند بین آنها جدایی انداخته می شود.[۳۹۳]
هرچند اشاره خواهد شد که عده ای از بزرگان عامه این عمل را حرام نمی دانستند. حال به صورت اختصار ادله فقهای عامه را در این مسأله بیان می کنیم. فقهای عامه با استدلال به قرآن و حدیث وطی از دبر را خلاف فطرت می دانند و می گویند اسلام ما را از این عمل نهی کرده است . استدلال آنها از قرآن به این آیه شریفه است.
– « نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُم وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُم‏ »[۳۹۴] زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند پس هر زمان که بخواهید، مى‏توانید با آنها آمیزش کنید. و (سعى نمائید از این فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نیکى براى خود، از پیش بفرستید. سُیوطی و ابن کثیر در تفسیر خود آورده‌اند که: أحمدبن حنبل و عبد بن حمید و تِرمِذی و نَسائی و أبویَعلَی و ابن جَریر و… از ابن عبّاس روایت کرده‌اند که گفت:«جآءَ عُمَرُ إلَی رَسولِ اللَهِ صَلَّی اللَهُ عَلَیْهِ [وَ ءَالِهِ ] وَ سَلَّمَ فَقالَ: یَا رَسولَ اللَهِ! هَلَکْتُ! قالَ: وَ مَا أَهْلَکَکَ؟! قالَ: حَوَّلْتُ رَحْلی اللَیْلَهَ. فَلَمْ یَرُدَّ عَلَیْهِ شَیْئًا، فَأوْحَی اللَهُ إلَی رَسولِهِ هَذِهِ اﻵیَهَ: نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّی شِئْتُمْ. یَقولُ: أقْبِلْ وَ أدْبِرْ وَ اتَّقِ الدُّبُرَ وَ الْحَیْضَهَ»[۳۹۵] عمر به نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمد و گفت: ای رسول خدا، من هلاک شدم رسول خدا فرمود: چه چیز باعث هلاکتت شد!. عمر گفت: من زن خود را دیشب در رختخواب واژگون نمودم! پیامبر هیچ پاسخی به او نداد، تا خداوند به پیغمبرش این آیه را وحی فرستاد: زنهای شما محلّ کشت و زرع اولاد شما هستند، بنابراین در محلّ کشت و زرع خود به هر کیفیّتی که میخواهید بروید. خدا میفرماید: میخواهی با زنان از جلو و روبرو، و میخواهی با ایشان از پشت سر، ولی در محلّ کشت و زرع که محلّ زناشوئی است مجامعت کن! واز دو چیز پرهیز کن: یکی از مجامعتشان در دبر یعنی از پشت که محلّ توالد و تناسل نیست، و دیگری در حال حیض و عادت ماهیانه. با توجه به این آیه اهل سنت وطی از دبر را حرام می دانند. همچنین احادیث زیادی در این مسأله نقل کرده اند که به چند نمونه اشاره می کنیم.
– ابن‌حبان و نسایی و ابن ماجه در روایتی از پیامبر گرامی (ص) نقل کرده اند که فرمود:( لا ینظر الله إلى رجل أتى امرأه فی دبرها)[۳۹۶] خداوند به مردی که از راه عقب با زنش مجامعت می‌کند، نظر نخواهد کرد.
– نسایی و احمد و ابی داوود از پیامبر(ص) روایت کرده‌اند که فرمود:( ملعون من أتى امرأته فی دبرها)[۳۹۷] کسی که با زنان از راه عقب (دُبُر) نزدیکی کند ملعون است.
– أبی داوود و ابن ماجه و ترمذی و دارمی روایت کرده اند که پیامبر (ص) فرمود:( من أتى حائضا أو امرأه فی دبرها أو کاهنا فصدقه بما یقول فقد کفر بما أنزل الله على محمد)[۳۹۸] کسی که با زن حائض نزدیکی کند یا از راه عقب با زنش مجامعت کند و یا نزد کاهنی رود و گفته او را تصدیق کند، به راستی به آنچه بر محمد(ص) نازل شده، کافر گشته است.
– خزیمه بن ثابت رویت کرده : أن رجلا سأل النبی صلى الله علیه وسلم عن إتیان النساء فی أدبارهن أو إتیان الرجل امرأته فی دبرها فقال النبی صلى الله علیه وسلم حلال فلما ولى الرجل دعاه أو أمر به فدعى فقال کیف قلت فی أی الخربتین أو فی أی الخرزتین أو فی أی الخصفتین أمن دبرها فی قبلها فنعم أمن دبرها فی دبرها فلا فإن الله لا یستحیی من الحق لا تأتوا النساء فی أدبارهن [۳۹۹]. مردی از رسول الله(ص) درباره مجامعت با زنان از عقب پرسید یا اینکه گفت آیا شوهر می‌تواند با زنش از راه عقب نزدیکی کند؟ پیامبر (ص) به وی فرمودند: «آری حلال و جائز است. چون آن شخص آهنگ رفتن نمود، پیامبر (ص) دستور دادند که برگردانیدش، سپس فرمودند: چه گفتی، آیا منظورت این بود که در کدام سمت (عقب یا جلو) مجامعت نماید؟ اگر مقصودت این بود که در پشت قرار گرفته و از طریق معمول (فرج) مجامعت نماید، صحیح است، ولی اگر بخواهد در پشت قرار گرفته و از راه عقب نزدیکی نماید درست نیست، همانا خداوند از بیان حق حیا نمی‌کند، با زنان از راه عقب نزدیکی ننمایید.
بعد از بیان احادیث این نکته هم قابل تأمل است که عده ای از صحابه این عمل را حرام نمی دانستند. از جمله: عبدالله بن عمر و مالک بن انس و ابی سعید خدری، که به جواز آن فتوا داده اند و به همین آیه که گذشت تمسک جسته اند.[۴۰۰] سیوطی در الدر المنثور از دارقطنى و او با ذکر سند از نافع روایت کرده که روزى ابن عمر به من گفت: اى نافع این قرآن را نگه دار، و گوش بده تا بخوانم، و از حفظ خواند تا رسید به آیه:« نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ» در اینجا به من گفت: اى نافع مى‏دانى در باره چه کسى نازل شده؟ گفتم: نه، گفت: در باره مردى از انصار که با زنش از عقب او وطى کرده بود، و در بین مردم عملى زشت تلقى شده بود، خدا این آیه را فرستاد، گفتم: یعنى مى‏خواهى بگویى از عقب در جلو همسرش قرار داده بود گفت نه رسما در عقب او.[۴۰۱] همچنین ابن سلیمان جوزجانی نقل کرده که گفت من از انس بن مالک در مورد این مسئله پرسیدم در جواب گفت همین الآن از این عمل غسل کرده ام.[۴۰۲] ابن عبدالحکم نقل کرده که شافعی با محمد بن حسن در این مسئله مناظره کرد و شافعی در پی اثبات این مطلب بود.[۴۰۳]

 

 

۳-۲-۲ حق مبیت(همخوابی)

 

 

مبیت مشتق از واژه «بیّت» به معنای کاری است که در شب انجام می شود.[۴۰۴] در اصطلاح به سپری کردن شب نزد زوجه گفته می شود.[۴۰۵] مبیت عنوانی معادل همخوابی یا مضاجعت است که اکثر فقهای اهل سنّت این حق را برای زوجه تلقی نموده اند. بر این مبنا بر مرد لازم است که از هر چهار شب یک شب نزد زن خود بیتوته کند و بخوابد. ابن قدامه حنبلی می گوید: « إذا کانت له امرأه لزمه المبیت عندها لیله من کل أربع لیال ما لم یکن عذر»[۴۰۶] چنانچه مردی تنها یک زن داشته باشد، لازم است که یک شب از چهار شب را نزد او بیتوته کند و بخوابد اگر عذری نداشته باشد. ابن تیمیه هم می گوید:( یجب على الرجل المبیت عند امرأته لیله من أربع)[۴۰۷] بر مرد واجب است که یک شب از چهار شب را نزد همسرش بیتوته کند و بخوابد. حنفیه هم همین رأی را دارند و می گویند: تقسیم شب بر مرد واجب است، چون همخوابی حق زوجه بوده و بر عهده زوج می باشد.[۴۰۸] مالکیه و شافعیه مبیت را حق زوجه نمی دانند. مالکیه می گوید:( من له زوجه واحده لا یجب مبیته معها)[۴۰۹] کسی که یک زن داشته باشد بیتوته با همسرش بر او واجب نیست. شافعیه هم بر همین رأی هستند و می گویند همخوابی حق زوجه نیست، لذا مبیت بر زوج مستحب است نه واجب.[۴۱۰] برای این حق می توان به این آیه شریفه استدلال نمود که می فرماید:« وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ »[۴۱۱] به نیکی با زنانتان معاشرت کنید. زمخشری در کشاف و فخررازی در تفسیر کبیر و سیوطی در تفسیر جلالین می گویند: از موارد معاشرت به معروف نفقه دادن و مبیت نزد زن می باشد.[۴۱۲]

 

 

۳-۲-۳ حق قَسم

 

 

قسم (بفتح قاف) مصدر و بمعنى قسمت کردن و بخش نمودن چیزى میباشد.[۴۱۳] قَسم در اصطلاح عبارت است از: التسویه بین المنکوحات ویسمى العدل بینهن.[۴۱۴] رعایت مساوات و عدالت در بین زنان . یا به عبارت دیگر: العدل بین الزوجات فی البیتوته.[۴۱۵] یعنی رعایت عدالت در قسمت کردن شبها میان زنان. خداوند تعدد زوجات و چند همسری را مباح‌کرده است (البته تا چهار زن) و مراعات عدالت و مساوات بین زنان را در خوراک و پوشاک و مسکن و بیتوته و شب ماندن پیش هریک را واجب‌کرده است. بر این مبنا فقهای عامه اجماع دارند[۴۱۶] که مراعات عدالت و مساوات بین زنان واجب است. پس اگر مرد بیشتر از یک زن اختیار کند، واجب است که بین آنها به عدالت رفتار کند. در این حق فرقی بین بکر یا بیوه، اولی یا آخری، مسلمان یا کتابی، سالم یا مریض، پیر یا جوان، اولی یا آخری نیست، زیرا رابطه زوجیت در همه آنها یکی است.[۴۱۷]

 

 

۳-۲-۳-۱ ادله حق قَسم

 

 

۳-۲-۳-۱-۱ قرآن

 

 

– آیه شریفه:(فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَهً)[۴۱۸] اگر مى‏ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید. با توجه به این آیه شریفه خداوند شرط تعدد زوجات را عدالت قرار داده است و اگر کسی نمی تواند عدالت را بین زنان خود رعایت کند، تنها یک زن باید بگیرد.[۴۱۹]
– آیه شریفه: (وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ)[۴۲۰] و با آنان(زنان)بطور شایسته رفتار کنید. جمله(وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) طبق این آیه شریفه بر مرد لازم است که با همسر خود معاشرت و رفتار شایسته داشته باشد. این معاشرت نسبت به زوجه در قول وفعل و نفقه و مبیت است.[۴۲۱] بنابراین اگر کسی دارای زنهای متعدد است ولی بین آنها شبها را درست تقسیم نکند و به عدالت رفتار نکند، خلاف معاشرت بالمعروف عمل کرده است.
– آیه شریفه (وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَهِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیما)[۴۲۲] شما هرگز نمى‏توانید (از نظر محبّت قلبى) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولى تمایل خود را بکلّى متوجّه یک طرف نسازید که دیگرى را بصورت زنى که شوهرش را از دست داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگارى پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است. طبق این آیه شریفه ، عدالت در رفتار وعدالت در نفقه و عدالت در همخوابگی به موقع و عدالت در همه حقوق زناشوئی حتی در لبخند زدن و سخن نیکو گفتن ، چیزهائی است که خداوند در این آیه خواسته است.[۴۲۳]

 

 

۳-۲-۳-۱-۲ سنّت

 

 

– قال رسول اللّه (ص): من کانت له امرأتان یمیل مع إحداهما على الأخرى جاء یوم القیامه و أحد شقیه ساقط.[۴۲۴] هر کس دو زن داشته باشد و بین آنها عدالت برقرار نکند، روز قیامت در حالی به پیشگاه خداوند حاضر می‌شود که یکی از پهلوهایش ساقط (افتاده) است. جصاص می گوید: هذا الخبر یدل أیضا على وجوب القسم بینهما بالعدل.[۴۲۵] این حدیث دلالت بر وجوب قَسم و عدالت بین زنان می کند.
– پیامبر (ص)در جواب سوالی که پرسیدند حق زن بر ما چیست‌؟ فرمود: أن تطعمها إذ طعمت وتکسوها إذا اکتسیت أو اکتسبت ولا تضرب الوجه ولا تقبح ولا تهجر إلا فی البیت.[۴۲۶] ‌حق زن بر شما آنست‌که هرگاه خود خوراک خوردی بوی نیزخوراک بدهی و هرگاه لباس پوشیدی به وی نیزلباس بپوشانی و برچهره وصورت اوسیلی نزنی واورا زشت وقبیح نسازی واورا ترک نکنی مگر در خانه‌ات. با توجه به این حدیث اگر کسی بیشتر از یک زن هم داشته باشد باید تمام موارد ذکر شده در این حدیث را برای زنان دیگرش هم رعایت کند و الا حق آنها را بجا نیاورده است.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:21:00 ب.ظ ]




. بحر العلوم، محمدبن محمد تقى، بلغه الفقیه، ج۱ص۱۳، منشورات مکتبه الصادق، تهران ، چهارم، ۱۴۰۳ ه ق ؛ یزدى، سید محمد کاظم طباطبایى، حاشیه المکاسب (للیزدی)، ج۱ص۵۵، مؤسسه اسماعیلیان، قم ، اول، ۱۴۱۰ ه‍ ق ؛ سبزوارى، سید عبد الأعلى، مهذّب الأحکام (للسبزواری)، ج۳ص۳۸۷، مؤسسه المنار ، دفتر حضرت آیه الله، قم ، چهارم، ۱۴۱۳ ه‍ ق ؛ نائینى، میرزا محمد حسین غروى، منیه الطالب فی حاشیه المکاسب، ج۱ص۴۱، المکتبه المحمدیه، تهران، ایران، اول، ۱۳۷۳ ه‍ ق ↑
. مامقانى، ملاعبدالله بن محمدحسن، نهایه المقال فی تکمله غایه الآمال، ص۳، مجمع الذخائر الإسلامیه، قم ، اول، ۱۳۵۰ ه‍ ق ؛ خوانسارى، سید احمد بن یوسف، جامع المدارک فی شرح مختصر النافع، ج۳،ص۳۴۸، مؤسسه اسماعیلیان، قم ، دوم، ۱۴۰۵ ه‍ ق ؛ اراکى، محمد على، کتاب البیع (للأراکی)، ج۱،ص۱۰، مؤسسه در راه حق، قم ، اول، ۱۴۱۵ ه‍ ق ↑
. خویى، سید ابو القاسم موسوى، مصباح الفقاهه (المکاسب)، ج۱،ص۱۴۳-۱۴۴،بی تا ↑
. خراسانى، آخوند محمد کاظم بن حسین، حاشیه المکاسب (للآخوند)، ص۴، وزارت فرهنگ و ارشاد ، تهران، اول، ۱۴۰۶ ه‍ ق ↑
. خمینى، سید روح اللّه موسوى، کتاب البیع ، ج۱ص۴۰-۴۵، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، تهران ، اول، ه‍ ق ↑
. خویى، سید ابو القاسم موسوى، مبانی العروه الوثقى، ج۲ص۳۸۴-۳۸۷، منشورات مدرسه دار العلم، لطفى، قم ، اول، ۱۴۰۹ه‍ ق ↑
. نهج البلاغه ،خطبه ۲۱۵ ↑
. مطهرى، مرتضى، یادداشت‌هاى استاد مطهرى، ج ۳، ص ۲۷۳ ، تهران، انتشارات صدرا، چاپ دوم، ۱۳۸۱ ↑
. نهج البلاغه، خطبه ۲۷ ↑
. کاتوزیان ، ناصر، مقدمه علم حقوق و مطالعه در نظام حقوقی ایران، سهامی انتشار ،تهران، چاپ۷۶، ۱۳۸۹ش ↑
. امامی ، سیدحسن، حقوق مدنی ج۴ص۵، انتشارات اسلامیه، چاپ شانزدهم،۱۳۷۷ش ↑
. دهخدا،علی‌اکبر، لغت نامه دهخدا، ذیل واژه «جنس، جنسی، جنسیت»،ج۵ص۷۸۷۶، پیشین ↑
. آریان پور کاشانی، منوچهر ، فرهنگ آریان پور، ص ۵۹۰، جهان رایانه ،تهران، ۱۳۷۷ش ↑
. اوحدی، بهنام، تمایلات و رفتارهای جنسی طبیعی و غیرطبیعی انسان،ص۴۰،انتشارات صادق هدایت، اصفهان، ۱۳۸۴ ↑
. کجباف، محمد‌باقر، روان شناسی رفتار جنسی،ص۱۲-۱۳، نشر روان، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۸۷ ↑
. دهخدا، پیشین، ذیل واژه «جنس، جنسی، جنسیت» ↑
. آریان پور کاشانی، پیشین ص۵۹۰ ↑
. شادی‌طلب، ژاله ، توسعه و چالشهای زنان ایران، ص ۹۸، نشر قطره، تهران،۱۳۸۱ش ↑
. گولومبوک ،سوزان ، رابین فی‌وش، رشد جنسیت، ترجمه: مهرناز شهرآرای، ص ۱۰-۱۲، ققنوس، تهران، چاپ سوم، ۱۳۸۴ ↑
. دهخدا، پیشین ج۱۱ص۱۶۶۸۶ ↑
. جمشیدی، اسدالله، زن در فرهنگ و اندیشه اسلامی،ص۱۷۴،موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ، قم، چاپ ۱، ۱۳۸۲ش ↑
. شعاری نژاد، علی اکبر، فرهنگ علوم رفتاری، ص ۳۷۹، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۵ش ↑
. فیض کاشانی، ملا محسن، المحجه البیضاء،ج۵ص۱۷۶،قم موسسه النشرالاسلامی،۱۳۸۳ق ↑
. ذاریات/۴۹ وَ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ …و از هر چیزی جفت خلق کردیم باشد شاید شما متذکر شوید.
روم/۲۱ وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً …؛ و یکی از آیات او این است که برای شما از خود شما همسرانی خلق کرد ↑
. روم/۲۱: وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون‏؛ و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند ↑
. مومنون/۵-۶؛ نساء/۳؛ معارج/۲۹-۳۰: وَالَّذیِِنَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حََافِظُونَ إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُمَلُومین؛ [مؤمنان] کسانى هستند که دامان خود را جز با همسران و کنیزان (که در حکم همسرند آمیزش ندارند)، چرا که در بهره‏گیرى از اینها مورد سرزنش نخواهند بود! ↑
. آل عمران/۱۴: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ…؛ محبّت امور مادى، از زنان و …در نظر مردم جلوه داده شده است. ↑
. حدید/۲۷: … وَ رَهْبانِیَّهً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ؛ …رهبانیّتى را که ابداع کرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بودیم. ↑
. نور/۳۳: وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ…؛ و کسانى که امکانى براى ازدواج نمى‏یابند، باید پاکدامنى پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز گرداند؛ نور/۶۰٫ ↑
. قائمی امیری ،علی ، مجموعه بحثها در زمینه خانواده و تربیت کودک، ص ۳۲۱، تهران، نشر امیری، ۱۳۶۴ش ↑
. مطهری،مرتضی ، اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب، چاپ شانزدهم، انتشارات صدرا، ۱۳۸۱ش ↑
. حرعاملی، ترجمه،کتاب جهاد النفس، ترجمه: شیخ علی صحت، ص ۱۱۵،تهران، انتشارات ناس، ۱۳۶۶ش ↑
. حافظ ثابت، اصول و روشهای تربیت جنسی در اسلام، ص ۲۱، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۲ش ↑
. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی،ج۵ص۳۲۰، باب حب النساء، دارالکتب الاسلامیه، تهران،چاپ چهارم،۱۴۰۷ق ↑
. ابن بابویه(شیخ صدوق)،ثواب الاعمال وعقاب الاعمال،ترجمه: غفاری، علی اکبر،ص۹۴،کتاب فروشی صدوق،تهران، بی تا ↑
. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ترجمه: بهشتی، احمد، ج ۷، ص ۱۵۵-۱۵۶؛ و نیز ر.ک: معزی ملایری، اسماعیل، جامع احادیث شیعه، ج ۲۵، ص ۵۵٫ ↑
. کلینی، الکافی،ج۵ ص ۴۹۴، همان ↑
. فیض کاشانی، ملا محسن،الحقایق فی محاسن الاخلاق،ص۶۳،بیروت دارالکتاب العربی،۱۳۹۹ ↑

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:20:00 ب.ظ ]




برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. کشورهای خواهان حفظ قدرت ، نه ایجاد تغییر

 

 

    1. کشورهایی باهدف کسب قدرت بالفعل ازطریق واژگونی وضع موجود ، سیاست امپریالیستی

 

 

    1. کشورهای باهدف کسب پرستیژ .

 

 

هالستی هم سیاست را عرصه تامین امنیت ازطریق کسب قدرت می داند.
ژاک هونتزینگر : هدف سیاست ملی حفظ وحراست ازکشوراست. حفظ موجودیت وتامین بقا وتضمین تسلط برسرنوشت خویش.
جوزف فرانکل : دولت نهاد تامین کننده ارزش ها ازطریق قدرت است .
ارزش ها را می توان به دو دسته پیشنی وپسینی تقسیم کرد ، برای مسلمانان نوگرا پیشینی اصل است وپسینی ضرورت  نباید پسینی با پیشینی درتضاد باشد.
ازلحاظ مصداقی ، ارزش های مطلوب درسیاست به دوعرصه مصلحت عمومی در داخل ، ومنافع ملی درخارج  تقسیم می شود. درداخل امنیت وآزادی بالاترین هدف است. استقلال جهت حرکت را مشخص می کند و وابستگی متقابل به آن معنا می بخشد . رهایی از وابستگی یکی ازاهداف تاسیس دولت است. برای دستیابی به این اهداف باید استراتژی وتاکتیک داشت.
استراتژی بلند دامنه هرکشور این است که به طور مداوم موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد. گاه ممکن است درظاهر تاکتیک با استراتژی همسو نباشد. به ظاهر نباید استناد کرد به هدف باید اندیشید.
دردیدگاه سکولاری هگل “قدرت حق است” در دیدگاه رهبانی دنیا محل گذر است ومحل اعتنا نیست. دید اصول گرای اسلامی خلیفه الهی اصلی دارد وضرورتی ، توان وقدرت ضرورت است اما نه به قیمت ازدست رفتن ارزش اصیل کمال.
رهبانی می گوید باید با نفس مبازره کرد ، اصولگرای دینی نفس را سه قسمت می کند ، اماره (غریزه) که باید با کمک لوامه(عقل) تربیت شود تا زمینه دستیابی به مطمئنه(عشق) شود. سکولار (مانند لئو اشتراوس) می گوید: کل ارزش به معنویت مادی تقلیل می باید.

 

 

۱-۲- بیان مسأله اساسی تحقیق

 

 

در پی انقلاب تکنولوژیک که به صورت پیدایش تلفن همراه، ماهواره ها، رسانه ها، کامپیوترهای پیشرفته، اینترنت و علوم و فنون جدید اطلاعاتی نمایان شد. روابط انسانی دستخوش تغییرات بنیادی قرار گرفتبه اعتقاد فرانک وبستر” جهان امروز به لحاظ تجربه کردن اطلاعات بی سابقه است و ما در دوره انتقالی به سر می بریم که در آینده به تغییرات عمیقی در زندگی مان ختم خواهد شد” ( ۲۰۰۱٫۱webster- ). روند تکاملی کمی و کیفی تلویزیون، ماهواره، اینترنت و… باعث شده است به عصر اعداد و ارقام کامپیوتری قدم بگذاریم که از عصر صنعت گرایی و سرمایه گذاری دولتمحور متمایز است ( کاستلز ۱۳۸۰: ۲۹۸: ج۲). در این تکامل جهشی که انقلاب اطلاعات نام دارد، شاهد مهندسی خرد و کلان تحولات به وسیله سیستم های الکترونیک و اطلاعات هستیم.
ترکیبی از کامپیوترها، ماهواره ها، تلفن، رادیو، تلویزیون و سایر وسایل الکترونیکی که ابزار ارتباطات و اطلاعات هستند، تکنولوژی اطلاعات را تشکیل می دهند که موجب عمل و عکس العمل مناسب تر و کاراتر امور می شوند. تکنولوژی اطلاعات باعث بروز مشاغل جدید، صنایع نوین و خلاقیت های پی در پی در کشور های توسعه یافته شده و نیز تغییراتی در روش زندگی انسان ها به وجود می آورد(همان).
تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات به یکدیگر وابسته اند. بدون تکنولوژی اطلاعات ارتباط در سطح بین المللی و بین افراد غیر ممکن خواهد بود. در سطح جهانی، اطلاعات از طریق رادیو، تلویزیون، روزنامه، ماهواره، کامپیوتر، اینترنت و … قابل مبادله است و با استفاده از این وسایل برقراری اطلاعات آسان تر می شود.
تحول در ارتباطات و رسانه های نوین و افزایش اطلاعات موجب ظهور بازیگران جدیدی در جهان معاصر گردیده است، از طرفی کارکرد ابزارهای ارتباطی که در گذشته ابزاری ساده برای انتقال معانی و پیام بود، پیچیده گردیده و کل حیات انسان را متاثر ساخته است. ارتباطات منشأ تحولات عظیم در عرصه قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی در جهان گردیده اند.
ارتباطات در روابط بین الملل نیز جزء لاینفک می باشد. زمانی ارتباطات بین الملی موثر است که ارتباطات بین المللی به مذاکرات بین المللی، مذاکرات بین المللی به همکاری بین المللی و همکاری بین المللی به همگرایی بین المللی منجر شود. از آن جا که همگرایی مرحله نهایی فرآیند همکاری است، فرآیند ارتباطی باید ذاتاً متضمن رابطه متقابل یا بازخوران بین واحدهای تشکیل دهنده یک نظام بین المللی باشد[۱]. رویکرد ارتباطات با وام گرفتن از ایده های لیبرالیسم و بهره گیری از مفهوم ارتباطات، سه اثر مهم بر روابط بین الملل دارد: اول آنکه رویکرد ارتباطات دیگر به قدرت به عنوان متغیر اساسی در تبیین پدیده های سیاسی نمی نگرد. بلکه از این منظر، جوهره سیاست به وجود هماهنگی مطمئنی بین تلاش ها و انتظارات انسان ها برای دست یابی به اهداف جامعه می پردازد.
ثانیا روی ماهیت تجربی مفاهیم تأکید زیادی می شود و سعی بر این است تا تمام مفاهیم از طریق سنجش و نگاشت، عملیاتی شوند. نظریه پردازان ارتباطات همه انواع ارتباطات را به طور برابر برجسته می کنند و هر آنچه را که آمار اجازه اندازه گیری بدهد اندازه می گیرند. در همین زمینه، یکی از مزیت های کار «کارل دویچ» به عنوان نظریه پرداز اصلی رویکرد ارتباطات در روابط بین الملل، شاخص سازی برای همکاری بین المللی است. وی در کتاب «فرانسه، آلمان و اتحاد غرب» (۱۹۶۷) برای تعیین گستره و سطح همکاری به بررسی پنج دسته شواهد می پردازد: مصاحبه های نخبگان، نظرسنجی های عمومی، تحلیل محتوای مطبوعات، بررسی پیشنهادات مربوط به کنترل تسلیحات، و «آمار انبوهه»[۲] رفتارهای بالفعل.[۳]
دیگر آنکه رویکرد ارتباطات به هیچ یک از سطوح تحلیل محدود نمی شود. به عنوان مثال، «کاب»[۴] و «الدر»[۵] بر اساس رویکرد ارتباطات، مدلی را برای مطالعه همکاری بین المللی ارائه می کنند. این مدل میان «عوامل زمینه ای»[۶] مختلف از یک سو، و ایجاد مناسبت های رفتاری متقابل بین دو ملت (از طریق مبادلات و تعاملات آن ها) و آن گاه سطوح همکاری بین المللی از سوی دیگر پیوند برقرار می کند. این مدل در هر دو بافت جهانی و منطقه ای مورد آزمون تجربی قرار گرفته است.[۷]
تلاش‌های نظری بسیاری برای توضیح منظم و قانون مند همکاری در روابط بین‌الملل صورت گرفته است. اما هیچ نظریه عمومی واحدی در زمینه همکاری بین المللی وجود ندارد که مورد پذیرش همه اندیشمندان و سیاست گذاران باشد. هر کسی به فراخور چارچوب نظری، جهان‌بینی، ارزش‌ها، گفتمان و تلقی و تصور متفاوتی که از واقعیت جامعه و روابط بین‌الملل دارد، به این موضوع می نگرد. هر یک از نظریه‌ها بر اساس اصول و مفروضه‌های خاص خود، که نشأت گرفته از هستی شناسی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی متفاوتی است، تصویر متمایزی از همکاری ترسیم می کند.
یکی از مباحث اصلی پست مدرنیسم در روابط بین الملل که با مبحث همکاری ارتباط می یابد، رابطه بین هویت و دیگربودگی است. پست مدرنیسم هویت را امری برساخته می داند که با شکل دادن به مرزهای مصنوعی قوام می یابد. در ورای این مرزها، دیگربودگی سرکوب می شود. پست مدرنیست ها تلاش دارند تا نشان دهند که هویت خودی از طریق اعمال دیگران شکل می گیرد. در رویکرد پست‌مدرن بر نقش زبان در شکل‌گیری هویت تأکید می شود.[۸] بازنمایی و آن چه می توان «عرصه سیاست بازنمایی»[۹] نامید نیز موردتوجه پست مدرنیست ها در روابط بین الملل است. در جهانی که تعدادی از انسان ها روابط بین الملل را مستقیماً تجربه می کنند و اکثراً از طریق رسانه ها با آن ارتباط برقرار می نمایند، ساخته شدن معنا از طریق دست کاری کلمات و نشانه ها باید مدنظر قرار گیرد. بر همین اساس تلاش پست مدرنیست ها در بررسی نقش نمادها، متون و تصویرسازی ها می تواند در مبحث همکاری مورد استفاده قرار گیرد.[۱۰]
روابط بین الملل آن قدر پیچیده است که نمی توان با اکتفا به یک نظریه و یک مکتب فکری آن را فهمید و برای حل مسائل و چاره اندیشی ها به آن بسنده کرد. دنیای پیچیده نیازمند تفکر پیچیده و جامع نگری است و این به معنای ضرورت بهره گیری از همه نظریه ها برای فهم روابط بین الملل و موضوع همکاری بین المللی است. بنابراین، بهتر است که ما به جای اتخاذ یک رهیافت واحد برای تفسیر سیاست جهانی، آرایش متفاوتی به ایده‌های رقیب در تفسیر سیاست جهانی بدهیم. رقابت میان نظریه ها، به آشکار شدن نقاط قوت و ضعف آن ها کمک می ‌کند و محرکی برای اصلاح و تکامل آن ها خواهد شد. اما باید در انتخاب و ترکیب نظریه ها خلاقیت داشته باشیم و از طرد یکی و انتخاب دیگری اجتناب کنیم. هدف و سعی ما باید این باشد که تنوع تحقیقاتی معاصر را تشویق کنیم و تنوع را مزیت بدانیم نه عیب و نقص.
تاثیر رسانه ها یا و سایل ارتباط جمعی بر کلیه شئون زندگی فردی و اجتماعی انسان ها در سطح جهان مساله ای نیست که بر کسی پوشیده باشد. تاثیر این ابزارها بر ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی جوامع از جمله مسایل مهمی است که همواره مورد توجه اندیشمندان، محققین، دولتمردان و مردم بوده است.
ارتباط نه فقط از طریق رسانه ها، بلکه مبادله و گردش انسان ها، کالا و انواع پیام ها به نوعی سازمان جهانی بدل شده است. غالبا واژه انگلیسی Globalization ( جهانی شدن) برای توصیف این مرحله از بین النللی شدن مبادله ها از رهگذر توسعه ارتباطات، به کار می رود.
عطف به مباحث فوق و اهمیت تکنولوژی های ارتباطی، می توان گفت که عرصه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی در نتیجه تحولات فوق دستخوش تحولات بنیادینی شده اند. آنچه در این پژوهش بیشتر از همه مورد تاکید است اثرات تحولات تکنولوژی فوق بر قلمرو روابط بین الملل است. بدیهی است که تاثیر گذاری تکنولوژی های جدید ارتباطی بر قلمرو بین المللی بسیار گسترده می باشد. در علوم ارتباطات، مطالعه و بررسی نقش تکنولوژی های جدید ارتباطات در روابط بین الملل امری حایز اهمیت است. به نظر می رسد در نتیجه تنوع و تعدد تکنولوژی های ارتباطی – اطلاعاتی جدید قلمرو بین المللی دستخوش تغییر شده اند. این تحول در مناسبات مربوط به قدرت و حاکمیت از یک طرف و جامعه و مردم از طرف دیگر تاثیرات شگرف بر عرصه عمومی داشته است. پژوهش حاضر نیز در پاسخ به این سوال شکل خواهد گرفت که چه نسبتی را می توان میان تکنولوژی های نوین ارتباطات و حوزه روابط بین الملل برقرار نمود؟ تکنولوژی های جدید ارتباطاتیی چه تاثیری بر حوزه روابط بین الملل دارد؟ در این پژوهش، تلاش می شود تا چگونگی و نقش تکنولوژیهای نوین ارتباطات و همراه سازی از طریق مدیریت فن آوری ارتباطات و رسانه های نوین را در روابط بین الملل با رویکرد پست مدرنیسم مورد بررسی قرار گیرد.

 

 

۱-۳- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

 

 

در روند پرشتاب توسعه جهانی، تکنولوژی ارتباطی با سرعتی غیر قابل تصور پیشرفت نموده و چهره جهان را دگرگون کرده است. گستره و ژرفای این دگرگونی به حدی است که جامعه نوینی در حال پیدایش و شکل گیری و دوره جدیدی در حیات بشر آغاز کرده است. عنصر شاخص و تاثیرگذار بر این روند تحول و دگرگونیف تکنولوژی است که در عرصه رسانه ها هر روز جلوه تازه تر و بدیع تری پیدا می کنند. رسانه ها وسیله انتقال پیام و اطلاعاتند و به کمک تکنولوژی، تمام سطح اجتماعی را در همه سرزمین ها، تحت سیطره قرار می دخند. بر خلاف گذشته، تکنولوژی های ارتباطات صرفا در اختیار متخصصین نیست و در زندگی روزمره مردم معمولی، در زمره نیازهای ضروری در آمده است و بر تمام ابعاد زندگی جوامع تاثیرگذار بوده است و مرزها را درنوردیده.
اگر چه هنوز دهکده جهانی مارشال مک لوهان کاملا جایگزین دولت – ملت نشده است، اما دهکده های امروزی چنان به هم مرتبط شده اند که دنیای وستفالیا به عنوان مبنای روابط بین الملل، کمتر و کمتر قابل شناسایی است. فضایی که در آن، پیشبرد سیاست خارجی بیش از پیش به میزان تاثیرگذاری تاکتیکهای خبری و رسانه ای وابسته شده است. چنان که هر قدر این تاکتیکها و پوشش خبری پر قدرت تر و تاثیر گذارتر طراحی و منتشر شوند، چرخ های سیاست خارجی و روندهای دیپلماتیک روان تر می چرخند.
چرا که در سایه ارتباطات جهانی نوین، از یک سو بازی نرم افزاری به عنوان بخشی از دگرگونی های جدید ارتباطات بین الملل موجب شده است تا گفتمان، تصویرسازی و اقناع دیگران، در تعاملات مربوط به روابط خارجی جایگاهی نوین یابند و از سوی دیگر رسانه های نوین، گستره سیاست خارجی را به تحریریه روزنامه ها، شبکه های اینترنتی، تلویزیونها و رادیوهای جهانی کشانده اند.
از این دیدگاه، تحقیق حاضر بر آن است تا دریابد « نقش تاثیرات رسانه های نوین ارتباطاتی نسبت به روابط بین الملل با رویکرد پست مدرنیسم » چگونه است.
در طول تحقیق، فرضیه هایی جانبی نیز به محک تخصص متخصصان گذاشته خواهد شد. در این پژوهش همچنین به بررسی تاثیرات تکنولوژیهای نوین ارتباطات و اطلاعات بر فرایندهای روابط بین الملل، تاثیرات رسانه های نوین بر اهداف و مقاصد روابط خارجی و نیز بررسی ظرفیتهای رسانه های نوین و فناوریهای نوین ارتباطات و اطلاعات در خدمت فرایندهای بین المللی و نتایج و پیامدهای حاصل از بهره برداری از فن آوریهای نوین در سازمانهای بین المللی؛ در قالب پرسشهای اصلی تحقیق پرداخته است.

 

 

۱-۴- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:20:00 ب.ظ ]




۱-۸-۵- روش‌ها و ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها:

 

 

پردازش آماری داده ها در محیط نرم افزاری SPSS انجام می شود.

 

 

فصل دوم

 

 

ادبیات تحقیق

 

 

۲-۱- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی

 

 

روابط بین الملل: به معنای عام کلمه رشته گسترده ای است که مشتمل بر انواع روابط سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، بازرگانی و غیره می شود. روابط بین الملل در واقع مطالعه این است که کشورها در صحنه بین الملل در خصوص مسائل مختلف چگونه عمل می کنند. آلن بیرد در فرهنگ علوم اجتماعی در خصوص روابط بین الملل معتقد است تمامی روابطی که در ان سوی مرزها برقرار شود و مستقیما یا به طور غیر مستقیم دارای ماهیت و یا آثار و نتایج سیاسی هستند، اساس روابط بین المللی را دفاع از منافع ملی و یا افراد یک ملت دانستند (غلامرضا علی بابائی-۱۳۷۵)[۱۱]
تکنولوژی های ارتباطی: تکنولوژی در فرهنگ لغت به معنای تکنیک، فن، فن آورد می باشد. اما از نظر کاربردی مفهومی است وسیع، شامل تکنیک های ساخت، تولید و روش ها و ابزارها که جهت تسلط بر محیط طبیعی و انسانی به کار می آید.
از تعاریف پست مدرنی که برای تکنولوژی از نظر کاربردی آورده اند عبارت است از” سیستم منسجمی از اطلاعات و ابزار مورد احتیاج برای تولید مورد نظر”. از این منظر تکنولوژی، پشتیبانی اطلاعات و ابزاری کل سیستم تولید است اطلاعات در تعریف فوق در برگیرنده مقوله هایی چون علم، تجربه، داده، مهارت، نرم افزار، مدیریت اشکال مختلف سازماندهی، نقشه و مدارک فنی است. این تعبیر و نگرش اطلاعات منحصر یا محدود به قلمرو صنعت کامپیوتر نیست.
اطلاعات: وسیله ای برای رشد دانش و خرد، تصمیم گیری و مدیریت تحقیق و توسعه، تولید و صنعت، آموزش و پرورش، تالیف و ترجمه، ویرایش و … تعریف کرده اند. از برخی نظرگاهها اطلاعات عبارت است از دانش مضبوط سازماندهی شده که جهت تحقیقات علمی بکار می رود.
تکنولوژی ارتباطی: روش ها و ابزارهایی هستند که منجر به تولید امکانات می شوند. بنابراین تکنولوژی اطلاعاتی روش های تولید و ذخیره، جمع آوری، سازماندهی و اشاعه
پست مدرنیسم: کلمه مدرن از واژه لاتین به معنای « از هم اکنون » می باشد. پست مدرنیسم یعنی پدیرفتن چیزی فراتر از اکنون. پست مدرنیسم واژه یا به بیان دقیقتر، مجموعه عقاید پیچیده ای است که به عنوان حیطه‌‌‌‌ای از مطالعات آکادمیکی از اواسط دهه ۸۰ پدیدار گشته ‌‌‌است. و در قالب واژه هایی چون فرانوین گرایی، فراتجدد گرایی، پسانوین گرایی و فرا صنعتی نیز مطرح گردیده است. ( عباس زاده، ۱۳۸۶، ص ۵). توصیف پست مدرنیسم دشوار به نظر می‌‌‌‌رسد، زیرا مفهومی است که در انواع گسترده‌‌‌‌‌ای از دیسیپلین‌‌‌‌ها و حیطه‌‌‌‌های مطالعاتی از قبیل هنر، معماری، موسیقی، فیلم، ادبیات، جامعه‌‌‌شناسی، ارتباطات، مد، تکنولوژی و … نمایان شده‌‌‌است. (کلاجز ، ترجمه حامی‌‌‌احمدی ).
پست مدرنیسم و روابط بین الملل: تقریباً همه کسانی که به بحث درباره پست مدرنیسم می پردازند، به دشواری یا ناممکن بودن ارائه تعریفی از آن اعتقاد دارند. به بیان «پورتر»[۱۲]پست مدرنیسم بیشتر بر اساس نفی مدرنیسم تعریف می شود تا انسجام درونی خود آن. از سوی دیگر پست مدرنیسم مبتنی بر زبانی کم و بیش مغلق و پیچیده است. مطالعه آثار این مکتب مستلزم آشنایی با طیف وسیعی از ادبیات از جمله فلسفه، نقد ادبی، زیبایی شناسی و … است.( حمیرا مشیرزاده)[۱۳]
پست مدرنیست‌ها در عرصه روابط بین‌الملل ادعا کرده‌اند که قرائت مخالفی را در این رشته مطرح می کنند. به نظر آن ها مفهوم پایه‌ای حاکمیت و دولت‌های ملی دارای حاکمیت مرکزی نظریه مدرن روابط بین‌الملل است که اساس آن فروریخته و قطعیت و شمول خود را از دست داده است. در قرائت جدید آن ها، چیزی که در گذشته در متن بود می‌تواند به حاشیه رانده شوند و آن مفاهیم و موضوعاتی که حاشیه‌ای تلقی می‌شدند، می‌توانند در متن مطالعات بین‌المللی قرار گیرند.
«واسکوئز» در ارزیابی تأثیرات پست مدرنیسم بر حوزه مطالعاتی روابط بین الملل به پنج بعد مهم از این اندیشه اشاره می کند:
۱- نفی این ایده که مدرنیسم پایان تاریخ است؛
۲- انتخابی بودن و برساخته بودن هر آن چه هست؛
۳- نقش باورها و رفتارها به عنوان خالق واقعیت ها؛
۴- رها نبودن تحقیق علمی از ارزش ها و نقش زبان و چارچوب های مفهومی در خلق شیوه های زندگی؛
۵- قائل شدن فرآیند هویت یابی و برساخته شدن هویت به عنوان شکلی از قدرت(همان).[۱۴]
کاربرد بنیادی پست مدرنیسم: به زعم « موراوسکی » (۱۹۹۶)، کاربرد بنیادی پست مدرنیسم چنین است:
نخست آنکه، پست مدرنیسم به شرح چگونگی ظهور اشکال جدید فرهنگ و سازمان‌های اجتماعی _ اقتصادی، تقریبا از سالهای پایانی جنگ جهانی دوم می‌پردازد که همراه با رشد صنایع ، ظهور فرهنگ‌های مختلف، ارتباطات و انقلاب در فرهنگ‌ها بوده است. دوم اینکه پست مدرنیسم نماینده رده‌ای از تفکر هنری در نیمه دوم قرن بیستم بوده است. نقطه ارجاع اینگونه از پست مدرنیسم همانا اشکال متنوع مدرنیسم است که در نیمه اول قرن بیستم در عرصه هنر اروپا پدیدار شد. سوم آنکه پست مدرنیسم نماینده نوعی خاص از نوشتن و تأملات فلسفی است،‌ نوشتن و تأملی که معمولا نه انحصارا حوزه نخست یا دوم را به عنوان هدف و موضوع خود انتخاب می‌کند. البته رده‌بندی گونه‌های پست مدرنیسم به این، فقط برای سهولت کار انجام می‌پذیرد، به لحاظ اینکه این سه حیطه به یکدیگر سخت پیوسته است. (خندقی ، ۱۳۸۶).

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

۲-۲- روابط بین الملل[۱۵]

 

 

مجموعه اقدامات و کنش‌های متقابل واحدهای حکومتی و نهادهای غیر دولتی و همچنین روندهای سیاسی میان ملت‌ها را روابط بین‌الملل می‌گویند.( جمالی، ، ۱۳۸۵،ص۲۰۸٫)
نظریه‌پردازی درباره روابط بین‌الملل را می‌توان تا یونان و هند باستان و سپس در قرون وسطی و دوران مدرن(از رنسانس تا دوران روشنگری و بعد از آن) دنبال کرد. البته عده‌ای که روابط بین‌الملل را بر اساس روابط میان واحدهای ملی تعریف می‌کنند، این پدیده و مطالعه آن‌را به جهان “وستغالیایی”؛ یعنی از سال ۱۶۴۸ به‌بعد نسبت می‌دهند.
پایه‌های اساسی روابط بین‌الملل، بعد از پیدایش سیستم کشوری در اروپا در قرن هفدهم و بعد از قرارداد ۱۶۴۸ وستغالیا ریخته شد و با انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ تکامل یافت.( محکی، ۱۳۸۰،ص۱۹۰٫)
پدیده روابط بین‌الملل در دهه سوم قرن بیستم، ابتدا به‌عنوان یک رشته دانشگاهی در دانشگاه‌های آمریکا مثل هاروارد و کلمبیا و بعد از جنگ جهانی دوم شکل مشخص‌تری به‌خود گرفت. دانشمندان این رشته چهارچوب‌های مفهومی متفاوت خود را براساس مبانی فرانظری مختلف ارائه کردند. از اواخر دهه ۱۹۳۰، وجود تعارض در دیدگاه‌های نظری در این حوزه مورد توجه قرار گرفت و به یکی از مشخصه‌های پایدار رشته روابط بین‌الملل تبدیل شد.( مشیرزاده، ۱۳۸۵،صص۱و۲٫)
برخی صاحب‌نظران، که تحت تأثیر متفکران علوم سیاسی و حقوق‌دانها قرار دارند، معتقدند که عناصر نظریه‌پردازی در این رشته، در آثار حقوق‌دانانی چون«گروسیوس»«پوفندرف» و محققانی همچون«اراسموس»،«سالی»،«ماکیاولی»،«هیوم»«روسو»ویادداشت‌های سیاستمدارانی مثل «بیسمارک» یافت می‌شوند.( قوام، ۱۳۸۴،ص۴٫)
این‌گونه از روابط(بین‌الملل) تا قبل از جنگ جهانی اول، اغلب بر کادر اروپایی استوار بوده و قدرت‌های تعیین‌کننده جامعه بین‌المللی، دولت‌های بزرگ اروپایی بودند و عمده‌ترین مسائل آن عصر مثل«مستعمرات»،«جنگ و صلح»،«بلوک‌بندی و اتحادیه‌‌سازی»، «حل و فصل بحران‌ها» و «اقتصاد بین‌الملل»بستگی به اراده آنان داشت، اما بعد از جنگ جهانی اول زوال این ساختار آغاز شد و طی دو دهه، اروپا از دور خارج شد و نظم نوین دیگری بر جامعه بین‌الملل حکمفرما شد.( جمالی، همان؛ ص۱۷٫)
تفاوت روابط بین‌الملل، سیاست بین‌الملل و سیاست خارجی در این است که روابط بین‌الملل مجموعه اقدامات حکومت‌ها در عرصه بین‌الملل و فعالیت‌های شرکت‌ها و مؤسسات غیردولتی را شامل می‌شود؛ اما سیاست‌ بین‌الملل، به رفتار دولت‌ها و عکس‌العمل یا پاسخ دولت‌های دیگر اشاره دارد و در واقع تنها به عملکرد دولت‌ها محدود است و این در حالی است که سیاست خارجی، دربرگیرنده تصمیم‌های یک دولت در عرصه روابط خارجی است.( جمالی، همان ص۲۱۰٫)

 

 

۲-۳- الگوهای مطالعه روابط بین‌الملل

 

 

چهار الگوی کلیدی و مهم در حوزه‌ی مطالعه روابط بین‌الملل به‌چشم می‌خورد:

 

 

 

    1. سنت لیبرالیسم انگلوساکسون؛ این الگو که مرحله‌ی آرمان‌گرای مطالعات روابط بین‌الملل است، بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم آغاز شد و تقریباً یک دهه ادامه داشت. مرحله‌ی ایده ‌آلیستی در مطالعات روابط بین‌الملل که در تفکر روشنفکرانه “وودر و ویلسون” در پیدایش جامعه ملل و دیوان بین‌المللی دادگستری تجسّم یافت، نظریه مردم‌سالارانه دموکراتیک غربی را عامل صلح و صورت‌های استبدادی و نظام‌های دیکتاتور را عامل جنگ می‌داند. این مرحله نسبت به‌معادله پدیده روابط بین‌الملل، رهیافتی تاریخی و قانونی دارد.

 

 

    1. الگوی مارکس و لنین؛ این ره‌یافت به تبیین قدرت سیاسی، علل جنگ و مناقشه و کل پدیده روابط بین‌الملل، برحسب نیروهای اقتصادی زیربنایی پرداخت. اساس این الگو را جبر اقتصادی و هسته‌ی اصلی آن‌را اقتصاد سیاسی تشکیل می‌دهد. نظریه اقتصاد سیاسی، قدرت سیاسی را عامل جنگ و مناقشه معرفی کرده و کل پدیده روابط بین‌الملل را پدیده‌ای اقتصادی می‌داند.

 

 

  1. سنت واقع‌گرا(معطوف به قدرت)؛ این سنّت، حاصل مستقیم جنگ جهانی دوم بود؛ که می‌کوشید با نقد آرمان‌گرایی و آرمان‌شهرگرایی دهه‌های قبل از خود، میان آرزو و واقعیت، مرز روشنی بکشد، درواقع قدرت را به‌عنوان هسته اصلی در کانون اندیشه خود قرار می‌دهد. معتقدین به این نظریه، با تمایز قائل شدن میان سیاست داخلی و بین‌المللی(خارجی)، دولت‌های ملّی و تصمیم‌گیران آن‌ها را مهم‌ترین بازیگران روابط بین‌الملل انگاشتند و روابط بین‌المللی را به‌منزله تلاشی برای کسب قدرت در نظر گرفتند.



 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:19:00 ب.ظ ]




این نظریه که درصدد تبیین کاهش کارآیی قدرت نظامی در روابط بین‌الملل و گسترش همکاری بین دولت‌ها برای رسیدن به دنیایی باثبات بود، ریشه در طرز تفکر بین‌الملل‌گرایانه یا انترناسیونالیستی داشت؛ که بر مبنای آن، امور دنیا به‌طور عینی در جهت جهانی شدن است و این جریان عینی در روندهای سیاسی به‌شکل همکاری بین دولت‌ها منعکس می‌شود و در عین حال جریانی مثبت و در راستای صلح و رفاه بیشتر جهانی است. تئوری وابستگی متقابل بر این نکته اساسی مبتنی است، که در سیستم بین‌المللی معاصر، مسائل اقتصادی و رفاهی، جایگزین مسائل سیاسی و امنیّتی شده و از این‌رو زور و خشونت نمی‌تواند کارآیی مناسب در روابط اقتصادی بین دولت‌ها داشته باشد؛ بلکه برعکس، مذاکره و چانه‌زنی و ارتباطات متقابل می‌تواند، منافع اقتصادی و تکنولوژیکی طرفین را تأمین کند.( مشیرزاده، حمیرا؛ ص۵۱- ۴۶)

 

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

 

۲-۶-۲- نظریه بازی‌ها

 

 

براساس این نظریه عرصه روابط میان دولت‌ها مانند صفحه شطرنج است و دولت‌ها و دولتمردان به‌مثابه بازیگرانی هستند، که در مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند و برد و باخت در این‌بازی، بستگی به مهارت، حدس نزدیک به‌واقع، اطلاعات و … دارد. این نظریه درصدد است تا با بیان استراتژی و سیاست‌های مختلف در یک شرایط مشخصی، منطقی‌ترین و عقلانی‌ترین سنجش را انجام دهد.

 

 

۲-۶-۳- هم‌گرایی

 

 

این تئوری درصدد تبیین هم‌گرایی به‌ویژه هم‌گرایی منطقه‌ای در اروپاست. این تئوری، ضمن تجربه و تحلیل پدیده‌گرایی(هم‌گرایی به‌معنای وحدت و ادغام نهادهای ملی در مراکز فراملی، که پدیده‌ای رایج در اروپای بعد از جنگ جهانی دوم بوده) چگونگی توسعه و گسترش آن‌را در سطح بین‌الملل نشان می‌دهد.( جمالی، همان، صص۲۳۳-۲۲۱-۲۱۵٫)

 

 

۲-۶-۴- نظریه ارتباطات دویچ

 

 

نظریه ارتباطات کارل دویچ برآنست که شاخصه همه اجتماعات، وجود حجم چشم‌گیری از مبادلات میان اشخاص است. وی جوهره مردم را وجود ارتباطات دانسته و معتقد است، علاوه‌بر ارتباطات اجتماعی، تبادلات اقتصادی نیز مردم را به‌هم پیوند می‌دهد.( مشیرزاده، همان، ص ۴۱٫)

 

 

۲-۶-۵- وابستگی

 

 

این نظریه در حوزه اقتصاد سیاسی بین‌الملل مطرح است و درصدد است ساختار قدرت، وابستگی پیچیده میان بازیگران بین‌المللی را تجزیه و تحلیل کند و ضمن رد نظریه نوسازی، نظر مارکس(که معتقد بود سرمایه‌داری در همه‌جا ممکن است توسعه یابد) را به چالش طلبید. براساس این تحلیل وابستگی، وضعیّتی است، که از خارج، به دولت‌های جهان سوم تحمیل می‌شود و علّت توسعه‌نیافتگی این کشورها، وابستگی ساختاری آن‌ها در درون نظام سرمایه‌ داری است. بنابراین در چهارچوب این نظریه، فرایند پیرامونی‌شدن جنوب، در نظام سرمایه ‌داری جهان، تحت کنترل کارگزاران شمال و همکاری نخبگان جنوب است؛ که طی آن توسعه و توسعه‌نیافتگی، فرایند تجمّع سرمایه به‌شمار می‌رود.( قوام،همان،صص۱۱۴-۱۱۳٫)

 

 

۲-۷- رهیافت های اصلی در ارتباطات بین الملل:

 

 

۱- رهیافت انسان گرایانه –آرمان گرایانه: در این رهیافت هدف اصلی و اساسی « صلح » و گفتگو می باشد تا با افکار یکدیگر آشنا شویم و آدمی برای دستیابی به صلح و رسیدن به اساس آدمیت ، بایستی ارتباط با انسانهای دیگر را در دستور کار خود داشته باشد تا آداب و فرهنگ بیاموزد اساس این رویکرد روابط بین ملتها و دولت ها می باشد
۲-رهیافت تبلیغاتی : اساس و مبنای این رویکرد تبلیغات است آنهم یکسویه و برای قبولاندن به مخاطب و تسخیر افکار دیگری یعنی ارتباطات بین الملل را برابر با تبلیغات بین الملل میدانند ابزارهایی مثل رادیو – تلویزیون – مطبوعات و … زمینه را برای تفوق سیاسی و نظامی فراهم میکند مثل اقداماتی که در جریان جنگ خلیج فارس (حمله آمریکا به عراق رخ داد)
۳-  رهیافت اقتصادی : در این رویکرد ، رسانه ها در ارتباطات بین الملل ، باعث
کسب درآمد می شود و اقتصاد اطلاعاتی سودآور وسایل ارتباط جمعی به دو گونه در اقتصاد نقش دارند :
–  اطلاعات بعنوان کالا ، دارای ارزش اقتصادی می شود
– اطلاعات زمینه تبلیغ و بازاریابی عصر فروش کالا می شود
اقتصاد اطلاعاتی بدون نیاز به ماده اصلی تولید می شود و از روشهای سنتی تولید گذر کرده است و تنها به یک فضا نیاز دارد
۴- رهیافت سیاسی-خبری : نقش وسایل ارتباط جمعی در روابط بین الملل ، انتقال اخبار است گرچه اصل انتقال خبر بیطرفانه است ولی تبعات و نتایج آن بار سیاسی ، اقتصادی دارد در عرصه بین الملل ، برقراری ارتباط به اشکال مختلف اتفاق می افتد بازیگران اصلی در این چرخه ارتباطی سازمانهای بین المللی ، دولتها و اشخاص می باشند .

 

 

۲-۸- نقد رهیافتهای ارتباط بین المللی:

 

 

بر هریک از این  رهیافت ها نقدهای  وارد است  که به شرح ذیل به آناشاره میشود:
۱- دستیابی به انتقال عینی اطلاعات وارزشها در رهیافت آرمانی ، انسانی ممکن است وعینیت فرد بی دوام وذهنی است .
۲-پیگیری خردمندانه خیرانسانی که آرمانگرایی خواستارآن است انتظاری غیرواقعگرایانه ازانسانهاست
۳- نو آئینی سیاسی به عدم اعتماد نسبت به رسانه های بین المللی منجرشد ه است که هدفش فریبکارانه می باشد .

 

 

۲-۹- ارتباط سیاسی بین المللی:

 

 

جریان سیاسی اطلاعات یکی ازسنتی ترین شکلهای ارتباط بین المللی است . یکی از پیامدهای این ارتباط گرایش بیشتربه توده مردم است که دانشمندان آنرا سیاستمداری عمومی ، نامیده اند که ازمهمترین ویژگی آن اهمیت دادن به آراء عمومی بوده است .
راهبرد عمده ارتباط سیاسی بین المللی دردهه های نخستین ، بهره جویی بی شرمانه ازآوازه گری( پروپاگاندا )  بود .
ویژگیهای درونی آوازه گری ( پروپاگاندا ) عبارت است ازدانش روانشناختی سرزمینی فرد وهدفش به تنها جستجوی تعالی  فرد بلکه حاضربه خدمت ساختن اوست .
بطورکلی ۳ گونه نظریه ارتباطی ، زیربنای پژوهش درروابط بین الملل را تشکیل می دهد :
۱- نظریه های ریاضی
۲- نظریه های اجتماعی وروانی
۳- نظریه های زبان شناختی
ارتباط وتضاد میان فرهنگی :
یکی از ویژگیهای عصرمااین است که ملتهای بیش از پیش به ساختارهای سیاسی واقتصادی توجه کرده اند. تجربه ویتنام وانقلاب اسلامی ایران دردهه ۱۹۷۰ تنها دونمونه هیجان آوراز تضاد سیاسی وایدئولوژیک میان ابرقدرتها ازسویی وکشورهای کوچکتر ازسوی دیگر بود .
به علت آنکه قدرتهای بزرگ درحفظ نظام بین المللی سهم زیادی دارند وچون باید موضعی را درراضی نگهداشتن نخبگان سیاسی اقتصادی ونظامی داخلی نگهدارنده با این نظام موجود به هرگونه تغییرات انقلابی وبنیادی درساختار ارتباطی بین المللی کمتر علاقه مند هستند . این جریان ارتباطات واطلاعات بین المللی حاضر را میتوان بدین شرح اعلام کرد :
۱- ارتباط نخبگان داخلی اجتماعی شدن ومجادله سیاست .




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:19:00 ب.ظ ]
1 3 4