) از نسبت نسبت ها به دست می آید که مستقل از واحد است.
با دقت دوباره در مقادیر جدول ۳-۲ می بینیم که این مقادیر محدود به بازه صفر و یک هستند. به هر حال تغییرات مشاهده شده در جدول ۳-۲ ناشی از مازاد ورودی یا کمبود خروجی است. به علاوه این وضعیت در مسائل تجاری و سیاسی- اجتماعی (اقتصادی) که مورد توجه این پایان نامه است، رایج می باشد. به این خاطر است که از رابطه(۱-۴) کمتر استفاده می کنیم. به علاوه این فرمول به حالت یک خروجی، یک ورودی محدود می باشد. تلاش برای توسعه آن به حالت چند ورودی، چند خروجی به مشکلاتی منجر می شود که قبلا در بحث بهره وری جزئی و بهره وری کل توضیح داده شد.
شکل ۳‑۳ : بهبود شعبه A
حالت دو ورودی و یک خروجی
برای رسیدن به حالت چند ورودی، چند خروجی، جدول ۳-۳ را در نظر می گیریم که در آن عملکرد ۹ فروشگاه بزرگ که هر یک دو ورودی و یک خروجی دارند، فهرست شده است. اولین ورودی x1 تعداد کارمندان (برحسب ۱۰ نفر) و دومین ورودی، x2،مساحت فروشگاه (برحسب ۱۰۰۰ متر مربع) است که تنها خروجی، y میزان فروش (برحسب۰ ۰ ۰ ۰ ۰ ۱دلار) می باشد. توجه کنید که میزان فروش معادل ۱ واحد با فرض بازده به مقیاس ثابت در نظر گرفته شده است. نمودار فروشگاه در حالی که نسبت های
به عنوان محور در نظرگرفته شده اند (محورهایی که)، در شکل ۳-۴ ارائه شده است. همان نقاط را می توان در داخل ناحیه محدود به مرز کارا، خط افقی که از C می گذرد و خط عمودی که از E می گذرد، پوشش داد. این ناحیه را مجموعه امکان تولید(PSS) می نامیم. به عبارت دقیق تر آن باید فرض “مجموعه امکان تولید قطعه قطعه خطی است” نامیده شود زیرا تضمینی برای قطعه قطعه خطی بودن مرز این ناحیه یعنی از قطعه هایی مانند پاره خط واصل EوD یا D و C تشکیل شده باشد، وجود ندارد، به این ترتیب فرض می شود نقاط مشاهده شده گواه بر امکان تولید به نرخ های مشخص شده به وسیله مشخصات هر نقطه در این ناحیه می باشند.
جدول ۳‑۳: حالت دو ورودی و یک خروجی
فروشگاه A B C D E F G H I
کارکنان x1 ۴ ۷ ۸ ۴ ۲ ۵ ۶ ۵/۵ ۶
مساحت x2 ۳ ۳ ۱ ۲ ۴ ۲ ۴ ۲/۵ ۲/۵
فروش y ۱ ۱ ۱ ۱ ۱ ۱ ۱ ۱ ۱
کارایی نقاطی که روی مرز کارا قرار ندارند به روش زیر اندازه گیری می شود. برای مثالA کاراست. برای اندازه گیری ناکارایی آن فرض کنید OAخط واصل از مبدأ به A ، مرز کارا را در P قطع کند (شکل۳-۴ را ببینید). آن گاه کارایی A می تواند به صورت زیر ارزیابی شود:
=۰/۸۵۷۱
یعنی ناکارایی A باید به وسیله ترکیبی از D و E ارزیابی شود (زیرانقطه Pروی خط واصل بین این دو نقطه است). Dو E مجموعه مرجع A نامیده می شود. مجموعه مرجع ممکن است از یک فروشگاه به فروشگاه دیگر تغییر کند. برای مثال مجموعه مرجع B شامل نقاط D و C در شکل ۳-۴ است. همچنین می توان مشاهده کرد که بسیاری از فروشگاه ها در اطراف D قرار گرفته اند و می توان گفت که D یک فروشگاه کاراست که “نماینده” می باشد، در حالی که اگر چه C و E کارایند ولی درجمع پاره خط های مرز مشخصات منحصر بفردی دارند که از سایر مشاهدات دور هستند .
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
تحقیق حاضر از نظر نوع کاربردی و با رویکرد کمی و به روش توصیفی-پیمایشی انجام خواهد گرفت. جامعه آماری مورد بررسی، کلیۀ مصرف کنندگان مرغ سبز در استان گیلان هستند.
۱-۹) روش و ابزار گرد آوری اطلاعات
برای گرآوری اطلاعات ابتدا با مراجعه به کتابخانه و بررسی اطلاعات مربوط به پیشینه و ادبیات تحقیق و سپس با استفاده از روش میدانی، برای گردآوری نظر مصرف کنندگان، با استفاده از پرسشنامه عمل خواهد شد. در این پژوهش برای گردآوری اطلاعات اولیه از پرسشنامه استفاده خواهد شد. سوالات پرسشنامه به گونه ای طراحی می شود که پاسخ دهندگان، گزینه ها را بر مبنای طیف لیکرت علامت گذاری کنند و پرسشنامه ها به صورت حضوری بین پاسخ دهندگان توزیع خواهد شد .
۱-۱۰) روش تجزیه تحلیل اطلاعات
در این پژوهش از آزمون تحلیل عاملی و همچنین با توجه به ماهیت فرضیه ها، از روش های آزمون همبستگی و تحلیل رگرسیون استفاده می گردد. از روش های آماری دیگر مورد استفاده در این تحقیق، آزمون فریدمن برای بررسی تفاوت عوامل مؤثر بر انتخاب خرید محصولات ارگانیک می باشد. همچنین برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری Spss و Lisrel استفاده خواهد شد.
۱-۱۱) قلمرو موضوعی، زمانی و مکانی
از لحاظ موضوعی این تحقیق در حوزه بازاریابی است و از آنجایی که محصولات ارگانیک شاخه ای از محصولات سبز هستند بنابراین با مقوله ای از بازاریابی با عنوان بازاریابی سبز روبرو هستیم. قلمرو مکانی این تحقیق کلیه فروشگاه های عرضه کننده مرغ سبز در استان گیلان می باشد که به علت محدود بودن تعداد این فروشگاه ها در استان، محقق به ناچار تقریباً به همۀ آنها مراجعه کرده است.
قلمرو زمانی این تحقیق از زمان آغاز که محقق با مراجعه به منابع کتابخانه ای شروع به انجام کارو سپس با مطالعات میدانی اقدام به جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آن کرد، تا پایان آن ۶ ماه می باشد.
۱-۱۲) جنبه های جدید بودن و نوآوری
مهمترین نوآوری این پژوهش مدل مفهومی آن است که بر گرفته از مدل های گوناگون در زمینه عوامل مؤثر بر انتخاب محصولات ارگانیک می باشد که برای اولین بار بر روی محصول مرغ سبز در استان گیلان انجام گرفته است.
۱-۱۳) تعاریف واژگان
انتخاب مصرف کنندگان[۱]: انتخاب مصرف کنندگان بخشی از فرایند های رفتار مصرف کننده می باشد. بلچ و بلچ[۲] رفتار مصرف کننده را فرایندها و فعالیت های افراد در ارتباط باهم، در هنگام جستجو برای انتخاب، خرید، استفاده، ارزیابی و یا کنار زدن و انتخاب نکردن محصولات و خدماتی که برای بر ﺁوردن نیاز ها و خواسته های خود احتیاج دارند، تعریف می کنند. انتخاب مصرف کنندگان ﺗﺋوری از اقتصاد خرد است که مرتبط با اولویت بندی کالاهای مصرفی، خدمات و هزینه ها، مصرف و در ﺁخر منحنی تقاضاهای مصرف کننده است. اولویت مصرف کنندگان در انتخاب محصولات چیزی است که توسط مصرف کنندگان ترجیح داده شده و به عنوان گزینه اصلی مصرف کننده نام برده می شود.
مصرف کننده سبز[۳]: مصرف کننده سبز، مصرف کننده ای است که علاقه مند به محیط زیست می باشد. علاقه مندی زیست محیطی یک ویژگی شخصیتی است که با گرایش هایی به سمت مساﺋل زیست محیطی مشخص (از قبیل آلودگی هوا و حفاظت حیات وحش)، حمایت از سرمایه گذاری های دولت در جهت حفاظت از محیط زیست، مشارکت داوطلبانه در فعالیت های زیست محیطی و اولویت دادن به خط مشی های زیست محیطی، نمایان می گردد (Guber, 2003). گتزنر و گرابنر-کراتر[۴]، در تحقیق خود جهت تشریح ویژگی های جمعیت شناختی مصرف کنندگان علاقه مند به محیط زیست، نشان دادند که در کل، سن ، سطح درآمد، وضعیت اقتصادی-اجتماعی، جنسیت و سطح تحصیلات، در شکل گیری ایده ها و رفتار های زیست محیطی مصرف کنندگان نقش دارند.
محصول سبز[۵]: محصولی است که ضرر کمتر به محیط زیست وارد آورد و از روش های تعمیر، نوسازی، تولید مجدد، استفاده مجدد، بازیافت و کاهش به دست می آورد و دارای سه ویژگی است (Kamble, 2007):
برای ارضاﺀ نیازهای واقعی بشر طراحی شده باشد؛
برای سلامت بشر ضرر نداشته باشد؛
در تمام دوره عمر خود سبز با شد.
Consumer choice
۲. Belch & Belch, 2007
۳٫ Green Consumer
Getzner & Grabner-Krauter, 2004
۵٫ Green Product
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
بررسی عواملی که بر انتخاب ها مصرف کنندگان نقش دارد، جز وظایف بازاریابی است، حال اگر این انتخاب ها در زمینۀ محصولات سبز باشد، آنگاه با مقولۀ جدیدی از بازاریابی با عنوان بازاریابی سبز سروکار داریم. در حالی که ممکن است برای شروع بحث در بارۀ بازاریابی سبز و شاخه های آن، پرداختن به بازاریابی پایه غیر ضروری به نظر برسد اما ابتدا باید مفهوم بازاریابی مشخص شود تا مفهوم بازاریابی سبز به روشنی درک شود. پایان گرفتن جنگ سرد در دهۀ ۱۹۹۰ به آزاد شدن منافع و فزونی گرفتن نیاز به محصولات سرمایه ای برای ایجاد زیرساخت های مناسب اقتصادی انجامید. دراین دوران اروپای غربی به ایجاد بازار مشترک با ۳۲۴ میلیون مصرف کننده روی آورد و اروپای شرقی به صورت بازاری آماده برای محصولات کشورهای غربی درآمد. از این رو کشور های پیشرفته برای کسب بازار در اروپا، آمریکا و خاور دور با یکدیگر به رقابت پرداختند. این دگرگونی سبب شد تا شرکت ها، رقیبان خود و تحولات بازار را در گستردآ جهانی جدی بگرند، هزینه ها را کنترل کنند و به تحولات تکنولوژیک، نوع مواد مصرفی، ابزار مورد استفاده و روش های مدیریت توجه بیشتری نشان دهند. دراین زمان، استفاده از شیوه ها و فنون بازاریابی مورد توجه قرار گرفت. بررسی ها نشان داده است که ناموفق بودن شرکت ها از توانایی آنها در بهره گیری از فنون بازاریابی ﻧﺸﺄت گرفته است.
۲-۱-۲) تعریف بازاریابی جدید
تعریف های گوناگونی برای بازاریابی بیان شده است، مانند گروهی از فعالیت های تجاری وابسته، پدیده ای بازرگانی، فرایندی اقتصادی، فرایند مبادله یا انتقال مالکیت محصولات، فرایند تعدیل عرضه و تقاضا و بسیاری تعاریف دیگر، هرکدام از این تعاریف بیان کنندۀ گوشه ای از فعالیت های بازاریابی است. ولی تعریف کامل و منطبق بر گرایش بازاریابی جدید نیست. امروزه صاحبنظران، بازاریابی را فرایند ارضای نیازها و خواسته های بشر تعریف می کنند.
بازاریابی اصطلاحی مورد استفاده برای توصیف فعالیت هایی است که در طی مبادلات داوطلبانه، ارزش ایجاد می کند (Kotler et al, 2003). بسیاری از مردم در تعریف بازاریابی آن را پیشبرد فروش و تبلیغات تلقی می کنند. آنها استدلال می کنند که شرکت ها همواره به دنبال فروش چیزی به مشتریان هستند. آنها هنگامی که می شنوند فروش تنها بخش کوچکی از وظایف بازاریابی را تشکیل می دهد، تعجب می کنند. اما، درواقع، حتی اگر هدف نهایی فروش باشد، وظاﺋﻒ دیگری وجود دارند که موجب تحقیق و توسعه فروش می شوند. این وظاﺋﻒ دیگر را می توان به صورت تشخیص نیازهای مشتریان، تولید کالاهای مرغوب و قیمت گذاری عنوان نمود. پیتر دراکر[۱] پدر مدیریت نوین در مورد بازاریابی می گوید که هدف بازاریابی افزایش فروش با تکیه بر آگاهی و شناخت مشتری است که، کالا یا خدمت اراﺋﻪ شده با نیازهای مشتری همخوانی داشته باشد ( کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۷۹ ص۳۴). البته این بدان معنا نیست که فروش و تلاش های پیشبردی فاقد اهمیت و اعتبار است، بلکه مقصود این است که این دو بخش، وظاﺋﻒ بازاریابی را تشکیل می دهند. برای روشن شدن تعریف بازاریابی لازم است که مفاهیم اساسی آن مانند نیاز، خواسته، تقاضا، کالا، مبادله، معامله و بازار مشخص گردد. درواقع، یک زنجیرۀ مفهومی ما را از نیاز به بازار و از آنجا به بازاریابی پیوند می دهد (Kotler & Armstrong, 1990).
۱. Peter Drucker
نیاز ها و خواسته ها[۱]: منشاء و رکن اساسی نظام بازاریابی نیاز ها و خواسته های انسان است. محصول زاییده نیاز ها و خواسته های بشر است. نیاز یک حالت محرومیت احساس شده در فرد است در حالی که خواسته ها طریقی هستند که انسان ها نیاز های خود را برآورده می کنند.
کالا[۲]: هر چیزی که خدمتی ارایه می دهد یا نیازی را برآورده سازد، می توان کالا قلمداد کرد که شامل؛ افراد، مکان ها، سازمان ها و عقاید است.
مبادله: مبادله فرایندی است که طی آن دو یا بیش از دو سازمان یا فرد چیز حائز ارزش را بدهد یا دریافت کند که خود یک بخش درونی بازاریابی است. در واقع، رابطه مبادله را به صورت نقل و انتقال چیزی ارزشمند بین خریدار و فروشنده تعریف می کنن
۲. Needs and desires
۳٫ Commodity
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مدیریت بازاریابی را کوشش آگاهانه برای دست یابی به نتایج مبادله مطلوب با بازارهای مورد نظر دانسته اند. شناخت فلسفه هایی که راهنمای اینگونه تلاش های بازاریابی هستند و آگاهی از ارزش نسبی هریک در رابطه با سازمان و جامعه موضوع مورد بحث ما می باشد. پنج دیدگاه وجود دارد که سازمان های انتفاعی و غیر انتفاعی می توانند در اجرای فعالیت های بازاریابی خود آنها را بررسی و پیگیری می کنند. این دیدگاه ها عبارتند از: تولید، محصول، فروش، بازاریابی و بازاریابی اجتماعی.
گرایش تولید یکی از قدیمی ترین فلسفه ها برای رهنمود دادن به فروشندگان است. گرایش تولید برپایۀ این فرض بنا شده است که مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده و استطاعت خرید آن را داشته باشند؛ بنابراین مدیریت باید فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز کند.
هنوز هم دیدگاه تولید یکی از دیدگاه های مفیدی است که در دو وضع زیر کاربرد دارد. نخستین وضع مربوط به زمانی است که تقاضا برای محصول بیش از عرضه باشد. در اینجا مدیریت باید برای افزایش تولید درصدد یافتن راههایی برآید. دومین وضع مربوط به زمانی است که قیمت تمام شده محصول بسیار بالا باشد و باید برای کاهش آن چاره ای اندیشید. برای مثال، فلسفل هنری فورد[۲] که اولین خودرو را به طور انبوه تولید کرد، این بود که تولید مدل ((تی)) را بالا ببرد و قیمت آن را هرچه بیشتر پایین بیاورد تا افراد بیشتری استطاعت خرید آن ماشین را داشته باشند.
برخی از سازمان های خدماتی، مانند نهادهای دولتی، از این فلسفه پیروی می کنند. اگرچه این نهادها قادرند مشکلات تعداد زیادی ارباب رجوع را برطرف کنند، ولی این نوع مدیریت باعث نارضایتی مراجعه کنندگان می شود. دراین سازمان ها فرض براین است که ارباب رجوع به خدمات اراﺋﻪ شده نیاز دارند. بنابراین برای راضی کردن این افراد به طور بهینه اقدامی صورت نمی گیرد.
یکی دیگر از دیدگاه های عمده ای که دربازاریابی وجود دارد، دیدگاه محصول است. این دیدگاه براین اصل بنا شده است که مصرف کنندگان، محصولاتی که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل را دارند خواهند خرید؛ بنابراین سازمان بایدانرژی خود را به بهبود داﺋم محصول اختصاص دهد.
دیدگاه محصول می تواند به” نزدیک بینی بازاریابی” منتهی گردد. برای مثال، مدیران راه آهن آمریکا چنین می اندیشند که مصرف کنندگان خواستار راه آهن هستند و نه وسیلۀ حمل و نقل، از این رو به چالش بزرگ و روزافزونی که به وسیلۀ خطوط هوایی، اتوبوس، کامیون و خودروشخصی در پیش رویشان قرار داشت توجه نکردند
بسیاری از سازمان ها به دیدگاه فروش توجه می کنند و آن بدین معنی است که اگر سازمان تلاش وسیع و گسترده ای را در امر فروش و افزایش آن انجام ندهد، محصولات شرکت فروش نخواهند رفت. در مرحلۀ عمل، این دیدگاه را درمورد کالای ناخواسته به کار می برند، یعنی کالایی که خریدار به فکر خرید آن نمی افتد، همانند صنعت بیمه. دست اندرکاران صنایع باید بتوانند خریداران احتمالی را شناسایی کنند و محصولات خود را به فروش برسانند.
۳٫ Production trends
۴ . Henry Ford
۱ . Product Trends
۲٫ Sales trends
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مدیریت بازاریابی را کوشش آگاهانه برای دست یابی به نتایج مبادله مطلوب با بازارهای مورد نظر دانسته اند. شناخت فلسفه هایی که راهنمای اینگونه تلاش های بازاریابی هستند و آگاهی از ارزش نسبی هریک در رابطه با سازمان و جامعه موضوع مورد بحث ما می باشد. پنج دیدگاه وجود دارد که سازمان های انتفاعی و غیر انتفاعی می توانند در اجرای فعالیت های بازاریابی خود آنها را بررسی و پیگیری می کنند. این دیدگاه ها عبارتند از: تولید، محصول، فروش، بازاریابی و بازاریابی اجتماعی.
گرایش تولید یکی از قدیمی ترین فلسفه ها برای رهنمود دادن به فروشندگان است. گرایش تولید برپایۀ این فرض بنا شده است که مصرف کنندگان خواهان محصولاتی هستند که در دسترس بوده و استطاعت خرید آن را داشته باشند؛ بنابراین مدیریت باید فعالیت خود را بر بهبود کارایی تولید و توزیع متمرکز کند.
هنوز هم دیدگاه تولید یکی از دیدگاه های مفیدی است که در دو وضع زیر کاربرد دارد. نخستین وضع مربوط به زمانی است که تقاضا برای محصول بیش از عرضه باشد. در اینجا مدیریت باید برای افزایش تولید درصدد یافتن راههایی برآید. دومین وضع مربوط به زمانی است که قیمت تمام شده محصول بسیار بالا باشد و باید برای کاهش آن چاره ای اندیشید. برای مثال، فلسفل هنری فورد[۲] که اولین خودرو را به طور انبوه تولید کرد، این بود که تولید مدل ((تی)) را بالا ببرد و قیمت آن را هرچه بیشتر پایین بیاورد تا افراد بیشتری استطاعت خرید آن ماشین را داشته باشند.
برخی از سازمان های خدماتی، مانند نهادهای دولتی، از این فلسفه پیروی می کنند. اگرچه این نهادها قادرند مشکلات تعداد زیادی ارباب رجوع را برطرف کنند، ولی این نوع مدیریت باعث نارضایتی مراجعه کنندگان می شود. دراین سازمان ها فرض براین است که ارباب رجوع به خدمات اراﺋﻪ شده نیاز دارند. بنابراین برای راضی کردن این افراد به طور بهینه اقدامی صورت نمی گیرد.
۳٫ Production trends
۴ . Henry Ford
عامله[۱]: هر جند که هسته مرکزی بازاریابی، مبادله است، ولی معامله واحد اندازه گیری بازاریابی به شمار می رود و یک معامله شامل داد و ستد فایده بین طرفین است. معامله به صورت تهاتری یا پایاپای، کالا در برابر کالای دیگر، کالا در مقابل خدمت، خدمت در مقابل خدمت صورت می پذیرد.
بازار[۲]: بازار، عبارت است از ″محلی برای مبادلات بالقوه″. اندازه بازار به تعداد افرادی بستگی دارد که : ۱) به محصول مورد نظر علاقه مندند ۲) حاضرند منابع لازم را برای به دست آوردن محصول مبادله کنند. گاهی مفهوم بازار، مبادله های است که الزاماً با پول سرکار ندارند. برای مثال انتخابات سیاسی. به عبارت دیگر بازار از نظر علمی محل تجمع عده ای از متقاضیان و عرضه کنندگان است که دارای نیازهای مشترک بوده و از وسیله مبادله یا پول مشترکی در داد و ستد های خود استفاده می کنند (گیلانی نیا، ۱۳۸۹ ص ۲۶).
۱ . Transaction
۲ . market
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
یکی دیگر از دیدگاه های عمده ای که دربازاریابی وجود دارد، دیدگاه محصول است. این دیدگاه براین اصل بنا شده است که مصرف کنندگان، محصولاتی که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل را دارند خواهند خرید؛ بنابراین سازمان بایدانرژی خود را به بهبود داﺋم محصول اختصاص دهد.
دیدگاه محصول می تواند به” نزدیک بینی بازاریابی” منتهی گردد. برای مثال، مدیران راه آهن آمریکا چنین می اندیشند که مصرف کنندگان خواستار راه آهن هستند و نه وسیلۀ حمل و نقل، از این رو به چالش بزرگ و روزافزونی که به وسیلۀ خطوط هوایی، اتوبوس، کامیون و خودروشخصی در پیش رویشان قرار داشت توجه نکردند
بسیاری از سازمان ها به دیدگاه فروش توجه می کنند و آن بدین معنی است که اگر سازمان تلاش وسیع و گسترده ای را در امر فروش و افزایش آن انجام ندهد، محصولات شرکت فروش نخواهند رفت. در مرحلۀ عمل، این دیدگاه را درمورد کالای ناخواسته به کار می برند، یعنی کالایی که خریدار به فکر خرید آن نمی افتد، همانند صنعت بیمه. دست اندرکاران صنایع باید بتوانند خریداران احتمالی را شناسایی کنند و محصولات خود را به فروش برسانند.
بسیاری از شرکت ها، هنگامی که با مازاد ظرفیت روبرو هستند از دیدگاه فروش استفاده می کنند. هدف آنها فروش چیز هایی است که ساخته اند، نه ساخت چیز هایی که خواست بازار است. در اینجا فروش نقش اساسی را دارد و رضایت مشتری در مرتبۀ دوم است. این دیدگاه بر ایجاد فروش و انجام گرفتن معامله و ایجاد رابطۀ بلند مدت و سودآور با مشتری متکی است.
مقصود از دیدگاه بازاریابی این است که دستیابی به هدف های سازمان در گرو شناخت نیاز و خواسته های بازار مورد نظر و تحویل کالای مورد پسند مشتریان به صورت اثربخش و با بازدهی بالاتر از شرکت های رقیب است. دیدگاه فروش گاهی با دیدگاه بازاریابی جابه جا می شود در دیدگاه فروش، مبنای فعالیت شرکت ها تولید بوده، که این تولید باید از طریق سیاست های تشویقی و ترفیعی به فروش می رفت تا از سود به دست آمده، ادامۀ حیات شرکت ممکن گردد. اما در مفهوم و دیدگاه بازاریابی آغاز و مبنای همۀ فعالیت ها نیاز ها و خواسته های مصرف کنندگان و مشتریان، یا به طور کلی، خریداران است، که از طریق تحقیقات بازاریابی و بررسی شناخت بازار مشخص می شود. هدف نیز کسب سود با ارضای نیاز خریداران و اراﺋﻪ خدمات است.
دیدگاه بازاریابی اجتماعی براین اساس استوار است که هر سازمان باید نخست نیازها، خواسته ها و منافع بازارهای مصرف خود را تعیین کند، سپس در مقایسه با رقبا، نیاز ها و خواسته ها را به صورت کارآمدتر و مؤثرتر تأمین کند به نحوی که بقاﺀ و بهبود رفاه مشتر و جامعه هر دو فراهم گردد. مفهوم بازاریابی اجتماعی از جدیدترین مفاهیم پنج گانۀ فلسفه های بازاریابی است. بنابر شکل (۲-۲)، مفهوم بازاریابی اجتماعی ایجاب می کند که بازاریابان در تعیین سیاست گذاری های بازاریابی بین ملاحضات سه گانه، منافع شرکت، خواسته های مصرف کننده و منافع جامعه تعادل لازم را برقرار کند.
۱ . Product Trends
۲٫ Sales trends
۳ . Marketing trends
۱٫ Social marketing trends
ﻣﺴﺌﻠﺔ قابل بحث در محدودۀ مفهوم بازاریابی اجتماعی این است که در عصر مشکلات زیست محیطی، کمبود منابع، رشد فزایندۀ جمعیت، تورم جهانی و فراموشی خدمات اجتماعی آیا بازاریابی محض کافی است؟
این پرسش اساسی ما را به سمت انواع دیگری از بازاریابی سوق میدهد. همانگونه که ذکر شد، مدیریت بازاریابی به عنوان فرایندی اجتماعی و مدیریتی نگریسته می شود که درﺁن افراد و گروه ها ﺁنچه را که نیاز دارند از طریق ایجاد، اراﺋﻪ و مبادله ارزش محصولات با دیگران به دست می ﺁورند. در این تعریف مفهوم بازاریاب و چشم انداز تعبیه شده است. بازاریاب فعال است و معموﻷ به خاطر پول به دنبال چشم اندازی برای تبادل کالاها و خدمات می باشد(Kotler, 1997). در یک بازار کارا، قیمت های نسبی توسط عرضه و تقاضا تعیین می شوند. با این حال گزارش شده است که برای منابع طبیعی و محصولات حاصل از ﺁن قیمت بازار، هزینه های واقعی منابع در شرایط عرضه و ارزش واقعی منابع در شرایط تقاضا را بازتاب نمی دهد (Singh, 1999). برای مثال اگر قیمت چوب شامل اکسیژنی باشد که به تولید ﺁن کمک می کند، زمانی که چوب نهالی بیش نبود، و قیمت اکسیژن به طور قرار دادی بر اساس فرﺁیند تولید اکسیژن محاسبه شود، دراین صورت قیمت چوب به طور گزافی گران خواهد بود. به طور مشابه، اگر هزینه جمع ﺁوری و به طور کامل متلاشی ساختن کیسه های پلاستیکی که هر روز دور انداخته می شوند محاسه شود، ﺁنها احتماﻷ خیلی گران می شوند. بنابراین، ارزش اسمی این محصولات، بیانگر ارزش واقعی ﺁنها نمی باشد. این امر به طور مشابه برای ﺁنچه که محصول سبز نامیده می شوند صدق می کند، بنابر این بازاریابی این محصولات ما را به سمت بازاریابی سبز سوق می دهد (Kumar Das, 2002).
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
با بروز تغییرات جدید در معادلات جهانی، افزایش رقابت در میان سازمان ها، روند رو به رشد جمعیت، گرم شدن زمین و آلودگی محیط زیست بتدریج مفاهیم نوینی در بازاریابی کالاها و محصولات، وارد ادبیات ساختاری شرکت ها شده اند. از این رو یکی از مهم ترین رویکرد ها، ورای دغدغه های همیشگی سازمان ها، مباحث مربوط به مسوولیت اجتماعی و تعهد سازمان ها در قبال حفظ محیط زیست است. این مهم با گسترش آگاهی مشتریان نسبت به سلامت جسمی و روانی خود و افزایش حساسیت آنان در قبال محیط زیست، نمود بیشتری پیدا کرده است. از این رو مفهوم بازاریابی سبز و اتخاذ سیاست هایی برای جایگاه یابی در اذهان مشتریان، برای مدیران و متولیان صنایع مختلف، به عنوان گامی در جهت دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در میان رقبا مطرح می شود. در سال های اخیر به علت حجم بالای آلودگی های محیطی، که مستقیما ناشی از تولیدات کارخانجات صنعتی است، حساسیت جامعه و مشتریان نسبت به مسائل زیست محیطی افزایش یافته و شرکت ها درصدد بهره گیری از این فرصت هستند. بدین مفهوم که اگر سازمان ها بتوانند نیازها و نگرانی های محیطی مشتریان شان را برطرف کنند، محصولات و کالاهایشان از سوی مشتریان بیشتر مورد استقبال قرار خواهد گرفت. درواقع، نیاز مصرف کنندگان به محصولات دوستدار محیط زیست موجب به وجود آمدن فلسفۀ جدیدی از بازاریابی با عنوان بازاریابی سبز شده است.
تاکنون در زمینۀ بازاریابی سبز تعاریف مختلفی اراﺋﻪ گردیده که جامعترین و بهترین آنها توسط پولنسکی[۲] در سال ۱۹۹۴ اراﺋﻪ شد. وی بیان می کند: “بازاریابی سبز یا محیطی شامل تمام فعالیتهایی است که برای ایجاد و تسهیل مبادلات به منظور ارضای نیازها و خواستههای بشری طراحی میشود به طوری که این ارضاء نیازها و خواستهها با حداقل اثرات مضر و مخرب روی محیط زیست باشند”. نکته مهمی که باید به آن اشاره نمود این است که در بازاریابی سبز باید اظهار شود که کمتر به محیط زیست آسیب میرسد نه اینکه اصلاً به محیط آسیب نمیرسد. شرکت ها فعالیت های سبز را به دلایل مختلفی انجان می دهند. در برخی موارد شرکتها مساﺋل محیط زیستی را با ﺁغوش باز پذیرفته اند، زیرا ﺁنها دریافته اند که موظف اند نسبت به طبیعت ﻣﺴﺋﻮلانه رفتار کنند. در واقع میتوان اظهار داشت که شرکتها از طریق بازاریابی سبز یک مزیت رقابتی را در مقابل شرکتهای غیر مسئول به دست میآورند. نمونههای فراوانی از شرکتهایی وجود دارند که تلاش میکنند تا در مقابل محیط بیشتر مسئولیتپذیر باشند تا بتوانند بهتر نیازهای مصرف کنندگان را ارضا کنند. مثلاً تولید کنندگان تیونا، تکنیک های ماهیگیری را اصلاح کردند چرا که دلواپسی مردم نسبت به تورهای ماهیگیری و در نتیجه مرگ دلفینها بالا رفته بود (Polonsky & Rosenberger 2001).
در بازاریابی سبز، مفاهیم سبز دیگری نیز وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: تولید سبز، برند های سبز، مصرف کنندگان سبز و محصولات سبز.
اصطلاح تولید سبز ابداع شد که منعکس کنندۀ الگوهای جدید تولید باشد که تکنیک ها و استراتژی های سبز مختلفی را به کار می گیرند تا مزیت اقتصادی بیشتری داشته باشند. این استراتژی ها شامل ایجاد محصولات یا سیستم هایی است که مواد و انرژی کمتری را مصرف می کنند، جایگزینی مواد اولیه ( به عنوان مثال: مواد غیر سمی به جای مواد سمی، مواد تجدیدپزیر به جای مواد تجدید ناپذیر)، کاهش ضایعات تولید و تبدیل آنان بار دیگر به مواد اولیه (بازیافت) (Deif, 2011).
Green Marketing
۱. Polonsky, 1994
۲ . Green Production
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
اصطلاح تولید سبز ابداع شد که منعکس کنندۀ الگوهای جدید تولید باشد که تکنیک ها و استراتژی های سبز مختلفی را به کار می گیرند تا مزیت اقتصادی بیشتری داشته باشند. این استراتژی ها شامل ایجاد محصولات یا سیستم هایی است که مواد و انرژی کمتری را مصرف می کنند، جایگزینی مواد اولیه ( به عنوان مثال: مواد غیر سمی به جای مواد سمی، مواد تجدیدپزیر به جای مواد تجدید ناپذیر)، کاهش ضایعات تولید و تبدیل آنان بار دیگر به مواد اولیه (بازیافت) (Deif, 2011).
از میان تمام الگو های تولید قبلی، این شیوۀ تولید یک تکنولوژی جدید است که مورد نیاز بازار می باشد. در واقع آگاهی هایی که در سطح وسیع جهانی نسبت به خطرات محیط زیستی به وجود آمده است، تولید جدیدی را ایجاد کرده است که در جایگاه های مختلف نیازهای گوناگونی برای مشتریان ایجاد کرده اند. به علاوه، تکامل یافتن تکنولوژی سبز و همراهی آن با طراحی محصولات دوستدار محیط زیست، به درک اهداف تولید سبز در زندگی واقعی کمک می کند. هر چند علاقه به تولید سبز در جوامع صنعتی در حال افزایش است، اما فشار ها از طرف دولت ها برای تبدیل شدن به تولید کنندگان سبز نیز در حال افزایش است. اتحادیۀ اروپا، آمریکای جنوبی، آمریکای شمالی، آسیا، تمامی کشور های جهان و حتی سازمان ملل در حال توسعه دادن برنامه های بیشتر، جریمه ها و تشویق های مالیاتی یا تعهداتی برای سبز تر شدن هستند. بنابراین زمانیکه جهانی فکر می کنیم، تکنیک های تولید سبز، بیشتر و بیشتر به جای یک گزینه، در حال تبدیل شدن به یک حکم و دستور هستند .
از آخرین فلسفه هایی که در بازاریابی مورد توجه قرار گرفته و فیلیپ کاتلر، به عنوان پدر علم بازاریابی نوین به آن مفصلاً پرداخته، فلسفه بازاریابی اجتماعی است. بر اساس این فلسفه شرکت ها بایستی منافع مثلثی از ذی نفعان را تامین کنند. این مثلث عبارت است از مشتریان، خود شرکت و جامعه. در واقع این روزها شرکت هایی بسیار موفقند که، منافع اجتماعات انسانی و تمام ذی نفعان را نیز در نظر گیرند که بخشی از این منافع با توجه به پرداختن به مسائل محیط زیست حاصل می شود. برندهایی که ادعای محافظت از محیط زیست داشته و مشتریان با خرید آنها، حساسیت و تعهد خود به محیط زیست را نشان می دهند، برند سبز نامیده می شوند (Polonsky, 1994). تعداد این برندها که برای مشتریان حساس به حفاظت از محیط زیست عرضه می شوند، هر روز بیشتر از گذشته شده و همواره نمونه های جدیدی از آنها متولد می شود. برندهای سبز ضمن افزودن مزیتی منحصر به کالا، تصویر ذهنی و جایگاه کالارا نزد مشتریان ارتقاﺀمی دهند، به همین دلیل بسیاری از شرکت ها در پی مطرح کردن خود به عنوان برند سبز هستند.
مصرف کنندۀ سبز به مصرف کننده ای اطلاق می شود که در رفتار خرید، فعالیت های مرتبط با بازار و همچنین در عادات مصرفی خود نگران محیط زیست هستند و تأثیر رفتارشان را بر محیط طبیعی اطرافشان در نظر می گیرند. البته این نگرانی ها تنها در مورد کالاها نیست، در مصرف کنندگان سبز چگونگی مسافرت کردن و مکانی که برای انجام کار یا گذراندن تعطیلات انتخاب می کنند نیز امکان دارد تحت تأثیر محیط زیست انتخاب گردد. به طور کلی به هر مصرف کننده ای که رفتار های محیط زیست دوستانه از خود نشان می دهد مصرف کنندۀ سبز گفته می شود. استرن[۴] رفتار تأثیر گذار بر محیط زیست را اینگونه تعریف می کند: ” محدوده ای از رفتار که میزان دسترسی به منابع یا انرژی های طبیعی را تغییر داده یا اینکه ساختار و پویایی اکوسیستم یا فضای زیست واقعی را تحت تأثیر قرار می دهد”.
۲ . Green Production
۱. Green Brand
۲٫ Green Consumer
Stern, 2000
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
هدف های اکولوژیکی در طراحی محصولات به کاهش مصرف منابع و آلودگی و افزایش بقای منابع کمیاب منجر می شود. اصطلاح سبز هنگامی به یک محصول اطلاق می شود که عملکرد زیست محیطی و اجتماعی آن در تولید، استفاده و دفع، در مقایسه با سایر کالا های رقیب به طرز قابل توجه ای بهبود یافته باشد (Peattie, 1995). به طور کلی محصولات سبز یا دوستدار محیط زیست به محصولاتی گفته می شود که محیط زیست را آلوده نمی کنند، منابع طبیعی را هدر نمی دهند و یا قابل بازیافت هستند. محصول سبز به حفظ و بهبود محیط طبیعی یا حفظ انرژی و یا منابع و کاهش یا حذف استفاده از مواد سمی، آلودگی و ظایعات کمک می کندChen & Chai, 2010) ). در مبنای کلی می توان آن را محصولی تعریف نمود که زیان های زیست محیطی کمتری ایجاد نماید.
در جدول زیر مهم ترین تعاریف آکادمیکی که از زمان پیدایش مفهوم محصول سبز به عمل آمده تا به امروز تقریباً اراﺋﻪ شده است.
۴٫ Green Product
همچنین با توجه به تحقیقاتی که مطرح ترین محققان در حوزۀ بازاریابی سبز و محصولات سبز انجام داده اند می توانیم معیار هایی که براساس آن یک محصول را سبز قلمداد کرد، در جدول زیر نشان ده
محصولات با بسته بندی های قابل بازیافت یا قابل استفادۀ مجدد، لامپ های کم مصرف، مواد شوینده و پاک کننده هایی که عناصر سازندۀ آنها در محیط زیست تجزیه پذیر می باشند و همچنین محصولات غذایی کشاورزی و دامی نمونه هایی از محصولات سبز هستند.
چگلمیلچ و همکارانش[۱] (۱۹۹۶)، نیز در مطالعات خود کالاهای سبز را به چند طبقه تقسیم نموده اند از جمله، کالاهای سبز عمومی، محصولات کاغذی قابل بازیافت، محصولات غذایی سبز ، محصولات سازگار با محیط زیست، گازهای سازگار با لایه اوزون و محصولاتی که از نظر مصرف انرژی کاراﺋﻰ دارند. در این پژوهش بر روی محصولات غذایی سبز یا همان ارگانیک تمرکز شده است.
۱ . Schlegelmilch et al., 1996
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مصرف کنندۀ سبز به مصرف کننده ای اطلاق می شود که در رفتار خرید، فعالیت های مرتبط با بازار و همچنین در عادات مصرفی خود نگران محیط زیست هستند و تأثیر رفتارشان را بر محیط طبیعی اطرافشان در نظر می گیرند. البته این نگرانی ها تنها در مورد کالاها نیست، در مصرف کنندگان سبز چگونگی مسافرت کردن و مکانی که برای انجام کار یا گذراندن تعطیلات انتخاب می کنند نیز امکان دارد تحت تأثیر محیط زیست انتخاب گردد. به طور کلی به هر مصرف کننده ای که رفتار های محیط زیست دوستانه از خود نشان می دهد مصرف کنندۀ سبز گفته می شود. استرن[۲] رفتار تأثیر گذار بر محیط زیست را اینگونه تعریف می کند: ” محدوده ای از رفتار که میزان دسترسی به منابع یا انرژی های طبیعی را تغییر داده یا اینکه ساختار و پویایی اکوسیستم یا فضای زیست واقعی را تحت تأثیر قرار می دهد”.
رفتار های سبز مصرف کنندگان را می توان به دو دستۀ کلی تقسیم کرد. دستۀ نخست، رفتار های مرتبط با کاهش مصرف منابع انرژی است که آن را رفتارهای کوتاه سازی نامیده اند و دسته دوم، رفتار ها و تصمیمات خریدی را شامل می شود که به آن رفتار های خرید سبز می گویند. رفتار های کوتاه سازی ( مانند استفادۀ کمتر از اتومبیل شخصی، کاهش دمای لوازم گرمایشی و یا کاهش مصرف آب و برق ) به طور معمول احتیاج به صرف هزینۀ اضافی ندارند و اغلب لازمۀ آنها تغییر در عادات مصرف فردی است. ولی رفتار های خرید سبز اغلب در کوتاه مدت، هزینۀ اضافی به دنبال خواهند داشت. خرید کالاهای سبز، عایق کاری منزل با تجهیزات جدید، خرید لامپ های کم مصرف و یا خرید اتومبیل های کم مصرف و دوستدار محیط زیست از جمله رفتار های خرید سبز هستند.
لازمۀ بازاریابی مؤثر محصولات سبز، شناخت بخش های مختلف مصرف کنندگان سبز موجود در بازار است. پژوهشگران از متغیر های جغرافیایی، جمعیت شناختی، روان شناختی و رفتاری متفاوتی برای تقسیم بندی و تعیین نیم رخ مصرف کنندگان سبز استفاده کرده اند. گینزبرگ و بلوم[۳]مصرف کنندگان سبز را بر اساس رفتارهای محیط زیست دوستانه آنها به پنج دستۀ زیر تقسیم کرده است.
سبز های واقعی[۴]: این دسته از مصرف کنندگان سبز دارای ارزش های محیط زیستی قویی هستند وتمایل شدیدی به شرکت در فعالیت ها و تشکل های حامی محیط زیست دارند. این گروه که حدود ۹% از کل مصرف کنندگان سبز را تشکیل می دهند، به شدت از خرید محصولات تولید کنندگانی که به محیط زیست توجه نمی کنند، امتناع می ورزند.
سبز های کم رنگ[۵]: این بخش از مصرف کنندگان سبز که حدود ۶% کل را تشکیل می دهند بر خلاف سبزهای واقعی تمایل زیادی به عضویت در تشکل های حامی محیط زیست ندارند، ولی نسبت به خرید محصولات سبز علاقه نشان می دهند.
سبز های تازه وارد[۶]: سبز های تازه وارد تنها نگران محیط زیست هستند و در عمل کمتر حاضر به پرداخت اضافه قیمت برای محصولات سبز می شوند. این دسته از مصرف کنندگان سبز را که ۳۱% از کل مصرف کنندگان را تشکیل می دهند، می توان با استراتژی های بازاریابی سبز مناسب، آنها را ترغیب به خرید محصولات سبز نمود.
بدبین ها[۷]: سطح دانش زیست محیطی ذر مصرف کنندگان بدبین بسیار پایین است به همین دلیل این گروه که ۱۹% از کل مصرف کنندگان سبز را تشکیل می دهند، معتقدند محصولات سبز از کارایی و کیفیت پایینی برخوردارند و ادعای تولیدکنندگان در رابطه با این محصولات تنها برای افزایش فروش است.
تیره های واقعی[۸]: این گروه از مصرف کنندگان بیشتر درگیر مشکلات روزمرۀ خود هستند و نسبت به مشکلات و مساﺋﻞ محیط زیستی بی توجه می باشند.
در رابطه با شناسایی نیم رخ مصرف کنندگان سبز نیز پژوهش های متعددی در کشور های مختلف انجام گرفته است. در اکثر پژوهش های انجام شده، پژوهشگران به شناسایی ویژگی های جمعیت شناختی مصرف کنندگان سبز پرداخته اند. دیمانتوپولوس و همکارانش[۹] در مرور جامعی، نتایج پژوهش های تجربی که تأثیر متغیر های جمعیت شناختی مختلف را بر دانش، نگرش و رفتار زیست محیطی مصرف کنندگان سبز بررسی کرده بودند را مورد مطالعه قرار داده اند، که بر این اساس مهمترین متغیر های مؤثر عبارت بووده اند از سن، جنسیت، تحصیلات و طبقۀ اجتماعی مصرف کنندگان. بر اساس یافته های پژوهش تحصیلات و طبقۀ اجتماعی رابطۀ مستقیمی با رفتار های سبز از سوی مصرف کنندگان دارد و تحصیلات مهمترین عامل در این چهار عامل می باشد و دو عامل سن و جنسیت بستگی به شرایط و محیط زندگی افراد دارند.
۲٫ Green Consumer
Stern, 2000
۱. Ginsberg & Bloom, 2004
۲٫ Real Greens
۳ .The pale greens
۴٫ The New Greens
۵. Pessimists
۲. The actual dark
۳. Diamantopoulos et al., 2003
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
چندی است که طبقه بندی جدید در ارتباط با محصولات غذایی مرسوم شده است و بر این اساس مواد غذایی تولید شده به دو دسته ارگانیک یا کاملا طبیعی و مواد غذایی غیر ارگانیک تبدیل شده اند. درواقع، حفظ محیط زیست و توجه جهانی به این مسئله موجب شده تا در رشد و گسترش محصولات کشاورزی سیفی و دامی هم دگرگونی های اساسی ایجاد شود. تولید محصولات ارگانیک و جلوگیری از گسترش محصولات غیر ارگانیک به همین منظور است.
ارگانیک مضمونی است که درباره اینکه غذاهای کشاورزی و محصولات فیبری تا قبل از رسیدن بدست مصرف کننده، چگونه پرورش یافته و اداره و نگهداری شده اند، بحث می کند. ارگانیک همچنین مجموعه ای از استانداردهایی برای کشاورزانی است که گیاهان و حیوانات را پرورش می دهند، برای عمل آورندگان و گردانندگان این مواد و محصولات که آنها را به غذا و یا لباس تبدیل می کنند (نصر اصفهانی و میرفندرسکی، ۱۳۸۴). در گذشته نه چندان دور علم و اقتصاد برای تضمین تغذیه خوب و سالم، کشاورزی روتین را به سمت استفاده بیشتر از مواد شیمیایی سوق داده است، در حالی که مسیر ارگانیک همین کار را بدون مداخله مواد شیمیایی انجام می دهد. کشاورزی ارگانیک خالص ترین روش برای به حداقل رساندن مواد شیمیایی موجود در مواد غذایی و تاثیر آنها روی محیط است، اساس این سیستم حفظ مواد مغذی و تعادل خاک است. کشاورزی به روش ارگانیک در واقع مدیریت تولید مناسبی است که باعث تقویت و توسعه سلامت اکوسیستم های محیط زیستی، چرخه های زیستی و فعالیت بیولوژیکی خاک می شود (Wallace, 2002). تعریفی که کمیته استانداردهای ملی ارگانیک وزارت کشاورزی امریکا[۲]، از کشاورزی ارگانیک کرده است عبارت است از: ” کشاورزی ارگانیک، شیوه ای است که تنوع زیستی، سیکلهای بیولوژیکی و کنش بیولوژیکی خاک را توسعه، ترویج و بهبود می دهد.کشاورزی ارگانیک بر پایه استفاده حداقل از نهاده های خارج از مزرعه و متکی بر اقدامات مدیریتی است که تعادل اکولوژیکی را ترمیم، نگهداری و ارتقاء می دهد”.
در مورد محصولات ارگانیک هیچ راز یا جادویی وجود ندارد. محصولات ارگانیک موادی هستند که عاری از هر گونه مواد افزودنی و شیمیایی خارجی مثل سموم، کودها، آفت کش ها، تشعشعات یونیزان و سایر عوامل مضر برای سلامتی انسان هستند و کاملا بطور طبیعی عمل آوری شده اند. دام های ارگانیک باید غذای ارگانیک بخورند و در مرتع ارگانیک چرا کنند. به آنها نباید هورمون رشد داده شود، آنها را نباید با آنتی بیوتیک ها، درمان کرد، نباید به آنها، اٌوره، کود دامی یا محصولات فرعی حیوانی داد. آنها باید در شرایطی متناسب با گونه خود، پرورش یابند که اجازه داشته باشند تا بیرون بروند و اجازه بازی و فعالیت داشته باشند (Macey, 2000).
۲-۳-۱) ویژگی های محصولات ارگانیک
ویژگیهای اولیه محصولات ارگانیک عبارتست از (نیکبخت و پژمان، ۱۳۸۲) :
فرآورده غذایی بایستی دارای استاندارد تعریف شده باشد.
از زمان ورود در مسیرارگانیک تا زمانی که در بشقاب غذا قرار می گیرد بایستی بازرسی، کنترل و تایید شود.
در مورد مواد غذایی حاصل از حیوانات، بایستی بالاترین سطح ایمنی و سلامت حیوان تامین شود.
از داروها، محرکهای رشد، موادغذایی حیوانی و افزودنی های دیگر برای تغذیه حیوانات استفاده نشود.
حداقل۷۰ درصد تغذیه حیوانات بایستی با توجه به استانداردهای ارگانیک باشد.
از کودها و آفت کشهای مصنوعی برای تغذیه محصولات کشاورزی استفاده نشود.
ارگانیسم های اصلاح شده ژنتیکی بکارگرفته نشود.
در ابتدا، محصولات ارگانیک تنها شامل سبزیهای تازه بود و اولین مصرفکنندگانی که از محصولات ارگانیک استفاده میکردند، به دنبال محصولاتی بدون مواد شیمیایی، تازه و در حد امکان دارای کمترین مراحل فرآیند بودند و چون آن ها باید اقلام مورد نیاز خود را مستقیماً از کشاورزان خریداری می کردند، شعار «کشاورز خود را بشناس تا غذای خود را بشناسی» از اولین شعارهایی بود که به منظور ترویج مصرف غذاهای ارگانیک باب شد (Onyango et al., 2007). و اما امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا، محصولات ارگانیک، دیگر لوکس و “خاص” به حساب نمیآیند و در فروشگاهها، انواع محصولات ارگانیک از میوه و
ویژگیهای اولیه محصولات ارگانیک عبارتست از (نیکبخت و پژمان، ۱۳۸۲) :
فرآورده غذایی بایستی دارای استاندارد تعریف شده باشد.
از زمان ورود در مسیرارگانیک تا زمانی که در بشقاب غذا قرار می گیرد بایستی بازرسی، کنترل و تایید شود.
در مورد مواد غذایی حاصل از حیوانات، بایستی بالاترین سطح ایمنی و سلامت حیوان تامین شود.
از داروها، محرکهای رشد، موادغذایی حیوانی و افزودنی های دیگر برای تغذیه حیوانات استفاده نشود.
حداقل۷۰ درصد تغذیه حیوانات بایستی با توجه به استانداردهای ارگانیک باشد.
از کودها و آفت کشهای مصنوعی برای تغذیه محصولات کشاورزی استفاده نشود.
ارگانیسم های اصلاح شده ژنتیکی بکارگرفته نشود.
در ابتدا، محصولات ارگانیک تنها شامل سبزیهای تازه بود و اولین مصرفکنندگانی که از محصولات ارگانیک استفاده میکردند، به دنبال محصولاتی بدون مواد شیمیایی، تازه و در حد امکان دارای کمترین مراحل فرآیند بودند و چون آن ها باید اقلام مورد نیاز خود را مستقیماً از کشاورزان خریداری می کردند، شعار «کشاورز خود را بشناس تا غذای خود را بشناسی» از اولین شعارهایی بود که به منظور ترویج مصرف غذاهای ارگانیک باب شد (Onyango et al., 2007). و اما امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا، محصولات ارگانیک، دیگر لوکس و “خاص” به حساب نمیآیند و در فروشگاهها، انواع محصولات ارگانیک از میوه و سبزی گرفته تا مرغ، تخممرغ و شیر را میتوان با برچسب ارگانیک و تنها اندکی گرانتر از انواع معمولی، خریداری کرد (Aarset et al., 2004).
۲-۳-۲) تمایز محصولات غذایی ارگانیک از غیر ارگانیک
مواد غذایی غیر ارگانیک با داشتن افزودنی ها در افراد حساس آلرژی ایجاد می کنند ولی محصولات ارگانیک به دلیل نداشتن مواد شیمیایی برای زنان باردار و کودکان ایده ال هستند. از طرف دیگر هر روز مصرف کنندگان بیشتری تمایل دارند از مواد غذایی فاقد روغنهای ترانس که در مواد غیر ارگانیک وجود دارند، استفاده کنند (Jafari, 2004). اکثر دست اندر کاران محصولات غیر ارگانیک توافق دارند که میزان مواد شیمیایی باقی مانده روی میوه ها و سبزیجات دارای ریسک ناچیزی برای سلامتی هستند بویژه اگر میوه را قبل از خوردن پوست بگیرند یا خوب بشویند، اما مصرف طولانی مدت مواد ارگانیک نگرانی درباره مواد شیمیایی، داروها، هورمون ها، افزودنی ها و مواد رنگی مصنوعی را کاهش می دهد. هیچ تولیدکننده ای نمیتواند ادعا بکند که فرآورده غذایی تولیدشده ارگانیک است مگر این که در هر مرحله از عمل آوری فرآورده، بازرسی وکنترل صورت بگیرد. به طور کلی تفاوت مواد غذایی ارگانیک و غیر ارگانیک عبارتند از (Magkos et al., 2006):
برای تقویت رشد گیاهان در کشاورزی روتین از کودهای شیمیایی و در کشاورزی ارگانیک از کودهای طبیعی نظیر مدفوع حیوانی و کمپوست[۱] استفاده میشود.
در کشاورزی غیر ارگانیک برای کاهش آفات و بیماری ها از آفت کش ها و قارچ کش ها و در کشاورزی ارگانیک از حشرات و پرندگان مفید بهره می گیرند.
در کشاورزی روتین از آنتی بیوتیکها و هورمون های رشد و در مسیر ارگانیک ازمکانیسمهای چرخش محصول و چریدن استفاده می شود که این امر باعث حفظ مواد مغذی خاک می شود.
۲-۳-۳) محصولات ارگانیک در ایران
در کشور ما ایران که اقتصاد صادراتش در وهله اول به نفت متکی است و جایگاه دوم هرچند با فاصله ای زیاد متعلق به صادرات محصولات کشاورزی است، به راحتی می توان گفت که واژه ارگانیک مفهوم غریب و ناشناخته ای می باشد. از آنجا که کشاورزی ارگانیک در واکنش به نیازهای دنیای معاصر، به یک پدیده جهانی تبدیل شده است و در بازار جهانی کنونی محصولات کشاورزی، فقط محصولات گواهی شده و پاک مجاز به عرضه هستند، بنابراین شاید در آینده نزدیک، محصولات ارگانیک تنها گزینه ممکن حضور محصولات کشاورزی ایران در بازارهای بین المللی باشد (عبدالهی، ۱۳۸۷). به نظر می رسد بقای بخش کشاورزی در ایران به تغییر سامانه های رایج فعلی به سامانه هایی پایدار تر وابسته باشد که ضمن تولید غذای کافی برای جمعیت رو به رشد کشور، منابع طبیعی را نیز حفظ و از آلودگی و زوال بیشتر محیط زیست جلوگیری و سلامت و ایمنی غذایی را تضمین کند. در ایران با توجه به این که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی به طور کامل استقرار نیافته است این فرصت فراهم است تا ازاین وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه ی زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت بالاتر این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد (Jafari et al., 2007).
۱ . compost
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
ویژگیهای اولیه محصولات ارگانیک عبارتست از (نیکبخت و پژمان، ۱۳۸۲) :
فرآورده غذایی بایستی دارای استاندارد تعریف شده باشد.
از زمان ورود در مسیرارگانیک تا زمانی که در بشقاب غذا قرار می گیرد بایستی بازرسی، کنترل و تایید شود.
در مورد مواد غذایی حاصل از حیوانات، بایستی بالاترین سطح ایمنی و سلامت حیوان تامین شود.
از داروها، محرکهای رشد، موادغذایی حیوانی و افزودنی های دیگر برای تغذیه حیوانات استفاده نشود.
حداقل۷۰ درصد تغذیه حیوانات بایستی با توجه به استانداردهای ارگانیک باشد.
از کودها و آفت کشهای مصنوعی برای تغذیه محصولات کشاورزی استفاده نشود.
ارگانیسم های اصلاح شده ژنتیکی بکارگرفته نشود.
در ابتدا، محصولات ارگانیک تنها شامل سبزیهای تازه بود و اولین مصرفکنندگانی که از محصولات ارگانیک استفاده میکردند، به دنبال محصولاتی بدون مواد شیمیایی، تازه و در حد امکان دارای کمترین مراحل فرآیند بودند و چون آن ها باید اقلام مورد نیاز خود را مستقیماً از کشاورزان خریداری می کردند، شعار «کشاورز خود را بشناس تا غذای خود را بشناسی» از اولین شعارهایی بود که به منظور ترویج مصرف غذاهای ارگانیک باب شد (Onyango et al., 2007). و اما امروزه در بسیاری از کشورهای دنیا، محصولات ارگانیک، دیگر لوکس و “خاص” به حساب نمیآیند و در فروشگاهها، انواع محصولات ارگانیک از میوه و سبزی گرفته تا مرغ، تخممرغ و شیر را میتوان با برچسب ارگانیک و تنها اندکی گرانتر از انواع معمولی، خریداری کرد (Aarset et al., 2004).
۲-۳-۲) تمایز محصولات غذایی ارگانیک از غیر ارگانیک
مواد غذایی غیر ارگانیک با داشتن افزودنی ها در افراد حساس آلرژی ایجاد می کنند ولی محصولات ارگانیک به دلیل نداشتن مواد شیمیایی برای زنان باردار و کودکان ایده ال هستند. از طرف دیگر هر روز مصرف کنندگان بیشتری تمایل دارند از مواد غذایی فاقد روغنهای ترانس که در مواد غیر ارگانیک وجود دارند، استفاده کنند (Jafari, 2004). اکثر دست اندر کاران محصولات غیر ارگانیک توافق دارند که میزان مواد شیمیایی باقی مانده روی میوه ها و سبزیجات دارای ریسک ناچیزی برای سلامتی هستند بویژه اگر میوه را قبل از خوردن پوست بگیرند یا خوب بشویند، اما مصرف طولانی مدت مواد ارگانیک نگرانی درباره مواد شیمیایی، داروها، هورمون ها، افزودنی ها و مواد رنگی مصنوعی را کاهش می دهد. هیچ تولیدکننده ای نمیتواند ادعا بکند که فرآورده غذایی تولیدشده ارگانیک است مگر این که در هر مرحله از عمل آوری فرآورده، بازرسی وکنترل صورت بگیرد. به طور کلی تفاوت مواد غذایی ارگانیک و غیر ارگانیک عبارتند از (Magkos et al., 2006):
برای تقویت رشد گیاهان در کشاورزی روتین از کودهای شیمیایی و در کشاورزی ارگانیک از کودهای طبیعی نظیر مدفوع حیوانی و کمپوست[۱] استفاده میشود.
در کشاورزی غیر ارگانیک برای کاهش آفات و بیماری ها از آفت کش ها و قارچ کش ها و در کشاورزی ارگانیک از حشرات و پرندگان مفید بهره می گیرند.
در کشاورزی روتین از آنتی بیوتیکها و هورمون های رشد و در مسیر ارگانیک ازمکانیسمهای چرخش محصول و چریدن استفاده می شود که این امر باعث حفظ مواد مغذی خاک می شود.
۲-۳-۳) محصولات ارگانیک در ایران
در کشور ما ایران که اقتصاد صادراتش در وهله اول به نفت متکی است و جایگاه دوم هرچند با فاصله ای زیاد متعلق به صادرات محصولات کشاورزی است، به راحتی می توان گفت که واژه ارگانیک مفهوم غریب و ناشناخته ای می باشد. از آنجا که کشاورزی ارگانیک در واکنش به نیازهای دنیای معاصر، به یک پدیده جهانی تبدیل شده است و در بازار جهانی کنونی محصولات کشاورزی، فقط محصولات گواهی شده و پاک مجاز به عرضه هستند، بنابراین شاید در آینده نزدیک، محصولات ارگانیک تنها گزینه ممکن حضور محصولات کشاورزی ایران در بازارهای بین المللی باشد (عبدالهی، ۱۳۸۷). به نظر می رسد بقای بخش کشاورزی در ایران به تغییر سامانه های رایج فعلی به سامانه هایی پایدار تر وابسته باشد که ضمن تولید غذای کافی برای جمعیت رو به رشد کشور، منابع طبیعی را نیز حفظ و از آلودگی و زوال بیشتر محیط زیست جلوگیری و سلامت و ایمنی غذایی را تضمین کند. در ایران با توجه به این که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی به طور کامل استقرار نیافته است این فرصت فراهم است تا ازاین وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه ی زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت بالاتر این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد (Jafari et al., 2007).
۱ . compost
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
در کشور ما ایران که اقتصاد صادراتش در وهله اول به نفت متکی است و جایگاه دوم هرچند با فاصله ای زیاد متعلق به صادرات محصولات کشاورزی است، به راحتی می توان گفت که واژه ارگانیک مفهوم غریب و ناشناخته ای می باشد. از آنجا که کشاورزی ارگانیک در واکنش به نیازهای دنیای معاصر، به یک پدیده جهانی تبدیل شده است و در بازار جهانی کنونی محصولات کشاورزی، فقط محصولات گواهی شده و پاک مجاز به عرضه هستند، بنابراین شاید در آینده نزدیک، محصولات ارگانیک تنها گزینه ممکن حضور محصولات کشاورزی ایران در بازارهای بین المللی باشد (عبدالهی، ۱۳۸۷). به نظر می رسد بقای بخش کشاورزی در ایران به تغییر سامانه های رایج فعلی به سامانه هایی پایدار تر وابسته باشد که ضمن تولید غذای کافی برای جمعیت رو به رشد کشور، منابع طبیعی را نیز حفظ و از آلودگی و زوال بیشتر محیط زیست جلوگیری و سلامت و ایمنی غذایی را تضمین کند. در ایران با توجه به این که به لحاظ جغرافیای طبیعی، سیستم کشاورزی به صورت سنتی و پراکنده در روستاها و در قطعات کوچک پا گرفته و کشاورزی صنعتی به طور کامل استقرار نیافته است این فرصت فراهم است تا ازاین وضعیت برای تبدیل کشاورزی سنتی و معمول به ارگانیک بدون مصرف هزینه ی زیاد و تنها با نظارت و هدایت فنی استفاده گردد و از این طریق با توجه به قیمت بالاتر این محصولات و نیز افزایش اشتغال، ارزش افزوده عاید کشور خواهد شد (Jafari et al., 2007).
در ایران هنوز محصول ارگانیک به خوبی شناخته نشده است و بازاریابی محصولات ارگانیک از جمله مشکلات تولید کنندگان است و فرهنگ سازی مصرف این محصولات از سوی نهاد های مختلف کشور ضرورت دارد. رشد آگاهی مصرف کننده از فواید محصولات ارگانیک، موجب گسترش سامانه کشاورزی ارگانیک می شود. بنابراین اگر کشور ما بخواهد در جهت ایجاد و گسترش این سامانه گام بردارد، پیش از هر چیز باید به نگرش مصرف کننده و افزایش آگاهی آنان از محصولات ارگانیک بپردازد (عبدالهی، ۱۳۸۷). در ایران انگیزه ای برای توسعه تولید محصولات ارگانیک ایجاد نشده است و این در حالی است که به تولید کنندگان اروپایی محصولات ارگانیک یارانه تعلق می گیرد؛ ولی در مجموع تولید محصول ارگانیک در ایران در حال توسعه است و از نظر دانش، سرعت رشد و فرهنگ سازی مصرف بعد از ترکیه در جایگاه دوم در منطقه قرار دارد. به عنوان مثال، احمد زواره، رییس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابعطبیعی استان تهران در سال ۱۳۸۶، تولید محصولات ارگانیک را از مهمترین اهداف سازمان تحقیقات کشاورزی استان تهران عنوان کرده بود و در این باره گفته بود: “هماکنون چندین مزرعه در زمینه مرکبات، محصولات باغی و مرغداری تحت پوشش است که تمام محصولات آن ارگانیک است که البته کافی نبودن تأمین منابع مالی، شفاف نبودن آییننامهها و ضوابط همکاری با بخش خصوصی، نارسایی در تأمین نیازهای تحقیقاتی و نبود تعامل مثبت و سازنده بین بخشهای تحقیقاتی و اجرایی از جمله مشکلات این بخش است”. همچنین از مجموع ۸ کشور موجود در D8، ایران تنها کشوری است که دارای پتانسیل تولید مواد ارگانیک و آلی و زیستی در کشور های مذکور است. از مجموعه کشورهای عضو D8، تنها ایران دارای فن آوری تولید محصولات ارگانیک و کود های آلی و زیستی است و می تواند محصولات خود را در کشورهای مذکور عرضه کند. در ضمن ظرفیت های زیادی برای توسعه وجود دارد که با اجرای پروژه ها، برنامه ریزی و حمایت دولت می توان از این ظرفیت ها استفاده بهتری کرد .
۲-۳-۴) مرغ سبز چیست؟
مرغ ارگانیک به مرغی گفته می شود که دانه و آبی که می خورد، ارگانیک باشد؛ یعنی از هیچ نوع ماده غیرطبیعی، شیمیایی و افزودنی برای تغذیه و پرورش این مرغ ها استفاده نشود. علاوه بر اینها، چنین مرغی نباید هیچ گونه دارویی از جمله انواع آنتی بیوتیک ها را در طول دوران رشدش دریافت کرده باشد (Kennedy et al., 2004). این نوع مرغ در کشور ما بسیار جوان است. و با عنوان مرغ سبز شناخته می شود. مرغ سبز با مرغ ارگانیک در تمام دنیا یک معنی و مفهوم یکسان دارد ولی در ایران این ۲ مفهوم کمی فرق می کنند. دلیل این امر نیز جدید بودن خود مفهوم ارگانیک در ایران است.
مرغ سبز[۱] در ایران، چند سالی است که چرخۀ تولید آن آغاز شده است. انجمن ارگانیک ایران[۲] در سال ۱۳۹۱ اعلام کرد، این مرغ همان مرغ بدون آنتی بیوتیک است. یعنی این مرغ ها هیچ نوع آنتی بیوتیک و داروهای ضد کوکسی دیوزی مصرف نکرده اند. کوکسی دیوز[۳] نوعی بیماری انگلی طیور است؛ معمولا مرغدارها برای پیشگیری از ابتلای مرغ های خود به این نوع بیماری، داروی کوکسی دیوز که نوعی آنتی بیوتیک است، به مرغ ها می دهند اما همان طور که بیان شد، مرغ های سبز هیچ نوع آنتی بیوتیکی دریافت نمی کنند. سازمان دامپزشکی کشور این مرغ ها را در طول دوره پرورش، ۳ بار آزمایش می کند و اگر در هر ۳ نوبت داروهای نامبرده در بدنشان وجود نداشته باشد، مجوز عرضه به عنوان مرغ سبز را دریافت می کنند. اگر وجود هرگونه آنتی بیوتیک در بدن این مرغ ها به اثبات برسد، دیگر نشان مرغ سبز برای فروش به آنها داده نمی شود و چنین مرغ هایی باید مانند سایر مرغ های معمولی در بازار به فروش برسند.
Green Chiken
۲٫ Iran Organic Associastion
۱. Coccidiosis
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مرغ ارگانیک به مرغی گفته می شود که دانه و آبی که می خورد، ارگانیک باشد؛ یعنی از هیچ نوع ماده غیرطبیعی، شیمیایی و افزودنی برای تغذیه و پرورش این مرغ ها استفاده نشود. علاوه بر اینها، چنین مرغی نباید هیچ گونه دارویی از جمله انواع آنتی بیوتیک ها را در طول دوران رشدش دریافت کرده باشد (Kennedy et al., 2004). این نوع مرغ در کشور ما بسیار جوان است. و با عنوان مرغ سبز شناخته می شود. مرغ سبز با مرغ ارگانیک در تمام دنیا یک معنی و مفهوم یکسان دارد ولی در ایران این ۲ مفهوم کمی فرق می کنند. دلیل این امر نیز جدید بودن خود مفهوم ارگانیک در ایران است.
مرغ سبز[۱] در ایران، چند سالی است که چرخۀ تولید آن آغاز شده است. انجمن ارگانیک ایران[۲] در سال ۱۳۹۱ اعلام کرد، این مرغ همان مرغ بدون آنتی بیوتیک است. یعنی این مرغ ها هیچ نوع آنتی بیوتیک و داروهای ضد کوکسی دیوزی مصرف نکرده اند. کوکسی دیوز[۳] نوعی بیماری انگلی طیور است؛ معمولا مرغدارها برای پیشگیری از ابتلای مرغ های خود به این نوع بیماری، داروی کوکسی دیوز که نوعی آنتی بیوتیک است، به مرغ ها می دهند اما همان طور که بیان شد، مرغ های سبز هیچ نوع آنتی بیوتیکی دریافت نمی کنند. سازمان دامپزشکی کشور این مرغ ها را در طول دوره پرورش، ۳ بار آزمایش می کند و اگر در هر ۳ نوبت داروهای نامبرده در بدنشان وجود نداشته باشد، مجوز عرضه به عنوان مرغ سبز را دریافت می کنند. اگر وجود هرگونه آنتی بیوتیک در بدن این مرغ ها به اثبات برسد، دیگر نشان مرغ سبز برای فروش به آنها داده نمی شود و چنین مرغ هایی باید مانند سایر مرغ های معمولی در بازار به فروش برسند.
۲-۳-۵) مرغ سبز در استان گیلان
استان گیلان بزرگترین تولید کنندۀ مرغ سبز در کشور می باشد. حجم تولیدات استان به اندازه ای است که از سال ۱۳۸۸ با تولید ۸۵۰ تن گوشت مرغ سبز، توانایی صادرات این محصول را دارد. از ۳۶ واحد صنعتی تولید کنندل مرغ در سطح استان گیلان ۲۰ واحد به تولید مرغ بدون آنتی بیوتیک مشغول هستند. دلیل این امر اظهارات دکتر علی بشری معاون مدیرکل دامپزشکی استان گیلان در سال ۱۳۸۹ و مجید غلامی، معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی استان گیلان در سال ۱۳۹۰ است که هر دو عنوان کرده اند که “تولید مرغ سبز استان به شدت در حال افزایش است و حجم این تولیدات نه تنها می تواند پاسخگوی کل کشور باشد بلکه استان گیلان توانایی صادرات این محصول را به دیگر کشورهای جهان به خصوص آمریکا، چین و برزیل که بزرگترین مصرف کنندگان این نوع مرغ هستند دارد”.
۲-۳-۶) مصرف کننده ارگانیک
مصرف کنندگان ارگانیک شاخه ای از مصرف کنندگان سبز هستند. مصرف کنندگان سبز، کسانی هستند که به طور داوطلبانه شیوه هایی از مصرف را بر می گزینند که با محیط زیست سازگار باشد (Peattie, 2001). در واقع مصرف کنندگان سبز تحت شرایط مصرف گرایی اخلاقی قرار میگیرند (Connolly & Prothero, 2008, p. 118). به عبارت دیگر به مصرف کننده ای اطلاق می شود که در رفتار خرید، فعالیت های مرتبط با بازار و همچنین در عادات مصرفی خود نگران محیط زیست هستند و تأثیر رفتارشان را بر محیط طبیعی اطرافشان در نظر می گیرند. مصرف کنندگان ارگانیک علاوه بر تمام ویژگی ها و نگرانی هایی که یک مصرف کننده سبز دارد، یک ویژگی دیگری نیز دارد و آن عبارتست از نگرانی سلامت غذایی خود و خانواده خود. مطالعات متععدی دربارۀ ویژگی های دموگرافیکی مصرف کنندگان ارگانیک انجام گرفته و هنوز هم در حال انجام است. به عنوان مثال جنسیت افراد، درآمدشان، سطح تحصیلاتشان و یا حتی سن آنها نیز به عنوان شاخص هایی هستند که متمایز کننده این نوع از مصرف کنندگان از مصرف کنندگان عادی می باشند (Hofmann, 2006; Zanoli et al., 2004; Davies et al., 1995; Zanoli & Naspetti, 2002). در زمینه جنسیت افراد بسیاری از نظرسنجی ها که انجام شده نشان می دهد که خانم ها نسبت به آقایان تمایل بیشتری به غذاهای ارگانیک دارند (Radman, 2005; Hofmann, 2006; Zanoli et al., 2004). همچنین تحقیق هافمن[۴] در سال ۲۰۰۶ نشان می دهد که زنان فکر می کنند که غذاهای ارگانیک مزه و طعم بهتری دارد. و یا مطالعه دیگری دربارۀ مصرف کنندگان ارگانیک نشان می دهد که خانم ها احساس مسؤلیت بیشتری به سلامت افراد خانواده دارند. بنابراین این امر، خانم ها را به سوی خرید محصولات ارگانیک بیشتری هدایت هدایت میکند در حالیکه آقایان بیشتر براساس ذاﺋﻘﻪ خرید می کنند (Hofmann, 2006). بعضی از مطالعات نتوانستند تفاوت آشکاری را بین گروه های سنی بیابند (Radman, 2005; Zanoli et al., 2004 Davies et al., 1995;). از سوی دیگر تحقیقاتی وجود دارند که این ارتباط در آنان نمایان است (Latacz & Fosters, 1997). برای مثال در انگلستان مشخص شده است که مصرف کنندگان محصولات ارگانیک افراد بین ۴۵-۵۴ سال هستند که غذاهای با سبزیجات بیشتر را نسبت به گروه های سنی دیگر ترجیح می دهند. اگر چه تحقیق مشابه دریافته است که جوانتر ها نسبت به مسن تر ها پول بیشتری را صرف غذاهای ارگانیک می کنند. تحقیق دیگری در انگلستان نشان داد که جوانتر ها و مسن تر ها تمایل کمتری و افراد ۳۰ ساله که فرزند ندارند علاقه و تمایل زیادی به محصولات غذایی ارگانیک دارند (Padel & Foster, 2005). همچنین تحقیقاتی که در سطح اروپا انجام شده نشان دهندۀ این است که، خریداران محصولات ارگانیک عموماً جوانتر از ۴۵ سال هستند (Wier & Calverley, 2002). با این حال در زمینه گروه های سنی همانگونه که ذکر شد نمی توان به صورت دقیق یک گروه را مصرف کنندگان خاص و همیشگی محصولات ارگانیک نام برد. مشتریان داﺋﻤﻰ در بیشتر کشور ها از مشتریان اتفاقی یا کسانی که محصولات ارگانیک را خریداری نمی کنند، تحصیلکرده تر هستند (Radman, 2005; Zanoli et al., 2004; Wier & Calverley, 2002). مصرف کنندگان همیشگی محصولات ارگانیک اطلاعات بیشتری دربارۀ این محصولات دارند. علاوه براین، رابطۀ مثبتی بین دانش نسبت به این محصولات و خرید آنها وجود دارد. از این رو دریاغته اند که مصرف کنندگان تحصیل کرده دانش بهتری نسبت به محصولات ارگانیک دارند.تحقیقات نتایج گوناگونی را دربارۀ متغیر درآمد بدست آورده اند. بعضی از تحقیقات ادعا کرده اند که درآمد تأثیر مثبتی بر مصرف غذاهای ارگانیک دارد (Davies et al., 1995; Latacz & Fosters, 1997; Padel & Foster, 2005; Zanoli et al., 2004 ). ادعای دیگر این است که افرادی که در شهر ها رشد و زندگی کرده اند، بیشتر از افراد روستایی مواد ارگانیک مصرف می کنند (Radman, 2005). تحقیقاتی که در کشور دانمارک انجام شده نیز بر این امر تأکید دارد که مصرف کنندگان ارگانیک بیشتر در شهر های بزرگ و نواحی شهری با موقعیت اقتصادی-اجتماعی بالاتر زندگی می کنند (Zanoli et al., 2004).
Green Chiken
۲٫ Iran Organic Associastion
۱. Coccidiosis
۱٫ Hofmann, 2006
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
افراد دو دسته انتخاب دارند. دسته اول انتخاب های هستند که جنبه مادی ندارند و شخص در طی زندگی خود با آنها روبرو می شود. همانند انتخاب همسر، انتخاب محلی جهت سکونت خود و خانواده و یا انتخاب های سیاسیشان. دسته دوم انتخاب هایی است که جنبه مادی دارد و فرد جهت این انتخاب های منابع مادی پرداخت می کنند. مانند انتخاب کالا، محصولات و یا برندی خاص و انتخاب خدماتی خاص است. بررسی جنبه دوم انتخاب هایی که افراد دارند سبب ایجاد ادبیاتی در بازاریابی شده است که انتخاب مصرف کننده نامیده می شود. دربارۀ انتخاب مصرف کنندگان تاکنون تعریف درست و دقیقی اراﺋﻪ نشده است. تعریفی که من در این زمینه اراﺋﻪ می کنم به صورت زیر است:” انتخاب مصرف کنندگان، پروسه ای از رفتار خرید آنان می باشد که در طی آن تصمیم می گیرند که چه کالا، محصول، خدمات و یا برند خاصی را جهت خرید انتخاب نمایند و این انتخاب و ترجیح آنان معلول عواملی است که مهمترین آن عبارتند از، مطلوبیت و احساس رضایتمندی است که در صورت مصرف کالا یا محصول، خدمات و برند خاص دریافت می کند، ذهنیت قبلی فرد نسبت به آن مولفه و همچنین تأثیر تبلیغات بر وی، که این تبلیغات می تواند طیف وسیعی را از سفارش دوستان و آشنایان تا برخورد فروشنده در بر گیرد”.
همانگونه که ذکر شد انتخاب مصرف کنندگان بخشی از رفتار آنان می باشد. بلچ و بلچ[۲]، رفتار مصرف کننده را فرایندها و فعالیت های افراد در ارتباط باهم، در هنگام جستجو برای انتخاب، خرید، استفاده، ارزیابی و یا کنار زدن و انتخاب نکردن محصولات و خدماتی که برای بر ﺁوردن نیاز ها و خواسته های خود احتیاج دارند، تعریف می کنند. انتخاب مصرف کنندگان ﺗﺋوری از اقتصاد خرد است که مرتبط با اولویت بندی کالاهای مصرفی، خدمات و هزینه ها، مصرف و در ﺁخر منحنی تقاضاهای مصرف کننده است. اولویت مصرف کنندگان در انتخاب محصولات چیزی است که توسط مصرف کنندگان ترجیح داده شده و به عنوان گزینه اصلی مصرف کننده نام برده می شود. بنابراین در بخش بعدی رفتار مصرف کنندگان به طور کامل مورد بررسی قرار می گیرد تا مشخص گردد چه عواملی در انتخاب آنان به طور دقیق نقش دارند.
۲-۵)تحلیل رفتار مصرف کننده
رفتار مصرف کننده[۳] الگویی پیچیده و درکی فلسفی برای تحقیقات بازاریابی است. رفتار مصرف کننده، شامل ایده ها، احساسات، تجارب و فعالیت های مصرف کننده به همراه عوامل اضافی خارجی مانند: تبلیغات، قیمت و قوانین است. بنابراین رفتار مصرف کننده فرایندی پویا می باشد، که علت این پویایی تغیرات دنباله دار ایده ها و ادراکات و فعالیت های مصرف کننده گان به عنوان فرد یا یک گروه می باشد (Solomon, 2006; Blackwell et al., 2001).
ایده اصلی پشت تحقیق از مصرف کنندگان، پرسیدن سؤال درباه دلایل انتخاب و خرید آنان بود، اگر چه محققان بایستی عمیقتر باشند و از مردم درباره اینکه چگونه و در چه شرایطی خرید و یا مصرف می کنند، سؤال بپرسند (Blackwell et al., 2001).
۲-۵-۱) عوامل تأیین کننده آنالیز مصرف کننده
بر طبق نظر پیتر و اولسن[۴]، مصرف کنندگان بایستی با توجه به ۳ عامل تحلیل شوند:
شناخت و تأثیر
رفتار
محیط و رابطه این عوامل با یکدیگر.
هر عامل به تنهایی می تواند بر عوامل دیگر اثر بگذارد و یا می تواند دلیلی برای فهمیدن آن باشد. بنابراین،
زمانیکه برای استراتژی بازاریابی تصمیم گیری می کنیم، تمامی عوامل بایستی بررسی شوند.
۱. Consumer choice
۲. Belch & Belch, 2007
۱ . Consumer Behavior
۲ . Peter & Olson, 2008
تأثیر، نگرانی احساسی فرد نسبت به یک محصول مانند ستودن آن و یا تنفر را بیان می کند، در حالی که شناخت می تواند به عنوان فعّالیت های ذهنی مانند یادگیری، تفسیر و ارزیابی شرح داده شود. وقتی افراد در معرض محرک ها قرار می گیرند، آنان تصویری از کالا ها، مؤقعیّت ها، افراد و یا تجربیاتی در ذهن دارند. هر فرد شیوه خودش در دریافت، درک و بیان محیط اطرافش را دارد. در بعضی درجات این خصوصیات به طور معمول بسته به رفتار و باورهای عمومی می باشند. اثر و شناخت به طور مشتاقانه به یکدیگر متصل هستند، اگر چه اساساً از دو راه مختلف احساسات و تفکر می آیند. در نتیجۀ توضیحات گوناگون از رفتار مصرف کننده، پیتر و اٌلسن این اصطلاح را به صورت “رفتار واضح مشتری” تعریف کرده اند، که به معنی فعَالیت هایی از مشتریان است که می توانند به وسیله شیوه های کمی و کیفی تحلیل و آنالیز شوند
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
عوامل داخلی، همان ویژگی های شخصیتی و درونی فرد هستند که بر رفتار خرید وی تأثیر می گذارند. مصرف کنندگان، در طول زندگی کالاها و خدماتی را که خریداری می کنند، تغییر می دهند. کالاهایی مانند غذا، پوشاک و اسباب منزل به سن ربط دارند و مشتریان به مرور زمان انواع مختلفی از آنان را انتخاب می کنند. نیاز یک فرد به یک محصول بسته به شغل و وضعیَت مالی او تغییر می کند، همچنین جایگاه او در جامعه. شیوه زندگی یک فرد بر فعالیت ها، علایق و عقاید و همچنین انتخاب محصولات اثر می گذارد (Kotler et al., 2005). علاوه بر این، همه افراد جامعه جداگانه یک فرد هستند، از این رو شخصیَت های خاص با ویژگی های مختلف دارند که اغلب با صفاتی مانند: با اعتماد به نفس، مسلط، معاشرتی، خودمختار، دفاعی، سازگار و پرخاشگر به تصویر کشیده می شوند (Blackwell et al., 2001). کاتلر و آرمسترانگ[۱]، عوامل داخلی اثر گذار بر رفتار خرید مصرف کننده را به پنج دسته تقسیم می کنند که آنها عبارتند از: ویژگی های دموگرافیکی مصرف کنندگان، شیوۀ زندگی آنها، انگیزه های آنان، دانش و یادگیریشان و ادراک کسب شده.
دموگرافیک جنبه ها و ویژگی های جمعیتی است، که شامل سن، جنسیت، تحصیلات، درآمد و شغل افراد می باشد (Shimp, 1997). دموگرافیک به طور خاص، قسمت مورد علاقه بازاریابان است، هرچند مهم است که بدانیم چگونه تعداد جمعیَت، گسترش جنسیتی، سن، مؤقعیَت اجتماعی، نرخ تولد و غیره تغییر می کند. برای مثال، افزایش اخیر فعالیت های اقتصادی زنان، آنان را در جایگاه اول در شرکت ها قرار داده است، چرا که زنان خیلی بیشتر از مردان خرید می کنند (Blackwell et al., 2001). بعلاوه، بر گسترش ثروت باید تمرکز کرد همچنان که مشخص کردن قدرت خرید و پتانسیل بازار مشتریان هدف نیز حاﺋز اهمیت است. ساختار خانواده، نرخ ازدواج و طلاق در کشورها، بر عادات مصرفی تأثیر دارد. برای مثال، زوج های دارای فرزند، نگرانی های سلامتی غذایی بیشتری نسبت به افراد مجرد دارند که ترجیح می دهند از تنقلات استفاده کنند. همچنین بچه ها بر تغییر تصمیم خرید والدینشان در هنگام خرید در فروشگاه ها تأثیر دارند (Solomon, 2006). بنابراین در کشورهای با جمعیت جوان، تبلیغات بیشتر مرتبط با کودکان است. عامل مهم دیگر شخصیَت است، که یک مصرف کننده را از تمام جامعه متمایز می کند. شخصیت به عنوان پاسخ سازگار به محرک ها تعریف می شود. داشتن ارزش های شخصی خاص در خیلی از جهات، می تواند ابزار بازاریابی باشد که بعضی افراد را با محصولات و برند های مشخص مرتبط می کند (Chisnall, 1995). بنابر یک تحقیق، افرادی که قهوه ی تلخ را ترجیح می دهند، به نظر می رسد که اجتماعی تر و مهاجم تر از افرادی باشند که قهوه ی سبک و شیری را ترجیح می دهند. در نتیجه این حقیقت، بعضی از کمپانی های تولید کننده قهوه، کافه هایشان را دوباره طراحی کرده اند (Solomon, 2006).
شیوه زندگی، الگوی زندگی فرد است که فعَالیت ها، علایق و نظرات او را بیان می کند. شیوه زندگی از فردی به فرد دیگر متفاوت است. مردمی که از خرده فرهنگ و طبقه اجتماعی یکسانی می آیند و شغل مشابه هم نیز دارند، ممکن است شیوه زندگی متفاوتی داشته باشند. رفتار و حرکات (اعمال) در یک شیوه زندگی، ترکیبی از عادات، راه های متعارف انجام کارها و اقدامات مستدل می باشد (Kotlr et al, 2005). معمولاً شیوه زندگی در نگرش فرد، ارزش ها یا جهان بینی او انعکاس دارد. این امر الگویی کامل از اقدامات و تعاملات فرد در جهان است. همچنین شیوه زندگی تأثیر مهمی بر فعَالیت های روزانه افراد دارد. برای مثال یک زن شاغل نقش های گوناگونی در زندگی روزانه خود دارد و چگونگی ترکیب این نقش ها با یکدیگر شیوه زندگی او را بیان می کند. در عین حال، رفتار خرید در رابطه با شیوه زندگی او، دست خوش تغییر می شود. مطالعه شیوه زندگی مصرف کنندگان یکی از مهمترین بخش های بازاریابی است.
۱ . Armstrong & Kotler, 2007
۲ .Demographic
۱٫ Lifestyle
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
یادگیری به وسیلۀ تجربه به دست می آید و رفتاری تأثیر گذار است. دانشمندان معتقدند که تقریباً تمامی رفتارها بر اثر یادگیری به وجود آمده اند. یادگیری از طریق یک محرک و یک پاسخ ایجاد می شود و رفتار مصرف کننده، مانند نگرش یادگرفته شده و چگونگی یادگیری آن و تجربیاتش برای بازاریابان واقعاً حیاتی است (Solomon, 2006). ﺁگاهی (دانش) به عنوان ویژگی که بر تمام مراحل تصمیم گیری اثر گذار است، شناخته می شود. شرکتها باید آگاهی مصرف کننده گان دربارۀ محصولات را به دقت بررسی کنند. دریافتن عادت خرید مشتریان، مکان هایی که از آن خرید می کنند، هر چند وقت به خرید می روند، چه گروه های کالا مهم هستند و چقدر آنان از محصولات یا برند ها آگاهی دارند، به شرکت ها کمک می کند که در مشتریان ایجاد انگیزه کند و یا رفتار خرید مصرف کنندگان را تقویت کند (Blackwell et al., 2001). به عنوان مثال، فردی مایل است که دوربین دیجیتال بخرد و ایده این رفتار خرید می تواند از یک آگهی یا یک دوست به ذهن فرد بیاید. به محرکی که باعث حرکت فرد به سوی کالا می شود، نشانه گویند که مشخص می کند مشتری چگونه، کجا و کی واکنش نشان می دهد. در آخر مشتری ما، بعد از چندین بار استفاده از برندی خاص، تصمیم به خرید آن می گیرد. در صورتی که مصرف کننده راضی باشد و احتمالاً اگر تصویر مثبتی از نمونه های قبلی کالا در ذهنش باشد دوبار همان برند مشابه را خریداری می کند (Armstrong & Kotler, 2007).
ادراک را می توان اینگونه شرح داد: “چگونه جهان پیرامونمان را می بینیم”. دو نفر ممکن است منوط به محرک های مشابه، تحت شرایط مشابه ای باشند. اما شیوه ای که مردم محرک ها را تشخیص می دهند، سازماندهی و تفسیر می کنند، متفاوت است. ادراک فرایندی مشخصی است که براساس نیاز ها، ارزش ها و انتظارات هر فرد و علاقه مندی هایش شکل می گیرد (Schiffman & Lazar, 1987). فرد با انگیزه، آمادۀ فعالیت و حرکت است. چگونگی فعالیت فرد از درک او از موقعیت تأثیر می گیرد. درک زمانی اتفاق می افتد که اطلاعات به وسیلۀ یکی از ۵ حس ما ( بینایی، شنوایی، بویایی، لامسه و طعم)، تحلیل می شوند. برای مثال، فرد ممکن است کت خاصی را که در ویترین مغازه ای آویزان است به علت ترکیب رنگ هایش دوست نداشته باشد، اما وقتی که آن را پرو می کند، نظرش نسبت به کت عوض می شود و ممکن است آن را بخرد. پردازش محرک های بصری به وسیلۀ رنگ و اندازه تحت تأثیر قرار می گیرد. شدت و موسیقی، جنبه های پر اهمیت جنبۀ شنیداری هستند. درک از سلیقه برای بعضی از محصولات مورد مناقشه است، اگر چه ادراک سلیقۀ افراد می تواند در فرهنگ های مختلف تغییر کند (Hoyer 2004). برای مثال در ایران افراد ترجیح می دند که اکثراً رنگ های تیره و یا حداقل کمی رنگ تیره در ترکیب لباس هایشان باشد، در حالیکه در عربستان سعودی، عراب ترجیح می دهند که تا جایی که ممکن است از رنگ سفید استفاده کنند. افراد بیشتر براساس ادراک خود تا واقعیت عینی عمل می کنند و واکنش نشان می دهند. بنابراین برای بازاریابان، ادراک مصرف کنند گان از آگاهی شان نسبت به واقعیت عینی، مهمتر است. افراد براساس آنچه که به عنوان واقعیت ادراک می کنند تصمیم گیری و عمل می کنند، بنابراین بازاریابان باید کل مفهوم ادراک و عوامل مرتبط با آن را درک کنند و این درک سبب می شود آنها به راحتی دریابند که چه عاملی باعث می شود که مصرف کنندگان یک کالا را نسبت به کالای مشابه بیشتر خریداری می کنند (Kelley, 1950).
انتخاب مصرف کنندگان از محرک های محیط زیستی، براساس تعامل انتظارات و انگیزه های آنها است. مردم معمولاً چیزی را که نیاز دارند و یا می خواهند، درک می کنند و از درک محرک های غیر ضروری یا نامطلوب جلوگیری می کنند (Hornik, 1980). تغییر محرک، بسیار ذهنی است و براساس آن چیزی است که مصرف کننده براساس تصویر تجربۀ قبلی خود در ذهن دارد و همچنین انگیزه ها و منافع فرد در زمان ادراک. وضوح و اصالت محرک ها، نقش اساسی در این تغییر بازی می کند. بنابراین شناخت درک فرد از کالا ها و محصولات و همچنین تصویر ذهنی او از آن کالا که از ادراک وی نشأت می گیرد، باید از سوی شرکت ها و تولیدکنندگان و بازاریابان آنها به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
۱. Learning and Knowledge
۲٫ Consumer Perceptions
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
عوامل خارجی، عواملی هستند که در خارج از محدودۀ شخصی فرد قرار دارند و فرد ناخودآگاه تحت تأثیر آنها قرار می گیرد. کاتلر و آرمسترانگ[۱]، این عوامل را به سه دسته تقسیم می کنند. فرهنگی که مصرف کننده برخوردار است، موقعیت اجتماعی وی و تأثیراتی که عوامل اجتماعی بررفتار خرید مصرف کننده دارند.
فرهنگ یکی از عوامل خارجی اصلی است که تأثیر بزرگی بر رفتار، ایده ها و آرزوهای مصرف کنند دارد. همانطور که در بخش یادگیری و آگاهی به آن اشاره شد، رفتار تقریباً فرایندی یادگیرانه است و فرهنگ بر رفتار ما تسلط دارد، چنانکه همۀ ما در گروه های خاص از جامعه با ویژگی هاط فرهنگی مخصوص به آن رشد می کنیم (Armstrong & Kotler, 2007). فرهنگ چرخه ای از ارزش ها، نُرم ها و سنت ها بین جامعه در طی نسل ها است. محصولی که به بازار می آید و ویژگی های فرهنگی را در بر دارد، انتظار می رود که از سوی بازار هدف به خوبی پذیرفته شود. بعلاوه، یک محصول می تواند به تغییرات آیند در یک فرهنگ اشاره کند، اگرچه به جمعیّت هدف تعلق نداشته باشد. برای مثال، غذاهای آمریکایی آسان و از پیش پخته شده و یا یخ زده برای بعضی فرهنگ ها که تغییر در شیوۀ زندگی خانوادگی را هدف قرار داده اند، مانند اینکه هر دو والدین شاغلند یا کاهش تعداد زنان خانه دار در جمعیّت کشور، بازاریابی شده اند (Solomon et al., 2002). زمانیکه مصرف کنندگان کالایی را خریداری می کنند، انتظار دارند که آن کالا بین نیازها و انتظاراتشان تعادل ایجاد کند، اما این نیازها در فرهنگ های گوناگون، متفاوتند. برای مثال، مییل[۳]، شرکت آلمانی تولید کنندۀ ماشین های الکترونیکی، ماشین لباسشویی را با کارایی بالا اراﺋﻪ کرد که برای ده سال در بازار حضور داشت. آنان نتیجۀ فروش خوبی در اروپا و آسیا با قیمت فروش بالا به دست آوردند، اما زمانیکه آنان تلاش کردند که وارد بازار آمریکای شمالی شوند، نتوانستند آنچنان مشتری بزرگی بدست آورند. تمام اینها به فرهنگ آمریکایی مرتبط است. درحالیکه تمام جامعه بسیج شده و مداوماً در حال تغییر خانه ها هسند، آنان تمایل ندارند که پول زیادی را برای این گونه از ماشین آلات خانگی پرداخت کنند، در عوض ترجیح می دهند که نمونه ای ارزانتر و کمتر کارآمد را خریداری کنند (Blackwell et al., 2001). گرایش بزرگ دیگر در کشور های توسعه یافته، تغییر در عادات غذایی است. بیشتر جوامع شروع به انتخاب رژیم های غذایی سالمتر با توازون در وعده های غذایی مفید کرده اند. این جنبش ((آگاهی سلامتی)) به یکباره حجم وسیعی از غذاهای طبیعی و ارگانیک را به روی قفسه های سوپرمارکت ها آورده است (Peter & Olson, 2008).
فرهنگ می تواند به گروه های مختلفی که خرده فرهنگ نامیده می شوند، تقسیم شود. افرادی که به خُرده فرهنگ های یکسانی تعلق دارند، ارزش ها و مذهب شان مشابه تر است و اکثراً از یک ناحیه و قوم می آیند (Armstrong & Kotler, 2007). گروه های سنی می توانند در یک جامعه خُرده فرهنگ محسوب شوند. برای مثال، زمانیکه بعضی برند ها گروه های سنی نوجوان را هدف قرار داده اند، دیگران می توانند بازارهای بزرگسالان مانند محصولات بهداشتی، دکوراسیون منزل، مسافرت و غیره… را پیشنهاد کنند (Blackwell et al., 2001).
گروه های نژادی در جامعه می توانند عادات مصرفی مختلفی را نشان دهند. برای مثال خُرده فرهنگ آمریکایی های افریقایی تبار یا سیاه پوست، بزرگترین جامعۀ اقلیت در آمریکا است و شرکت ها در حال توسعۀ استرتژی هایشان برای بدست آوردن این گروه ها هستند. به عنوان نمونه، یک شرکت تولید کننده عروسک، عروسک های دختران سیاه پوست را به بازار عرضه کرد که مدل مو، رنگ پوست و ویژگی های چهرۀ مختلفی داشتند تا نشان دهند که تمامی زنان سیاه پوست آمریکایی ظاهری متفاوت از یکدیگر دارند (Peter & Olson, 2008).
۱. Armstrong & Kotler, 2007
۲٫ Cultures and subcultures
۱ . Miele
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مؤقعیت مصرف کنند در جامعه با توجه به میزان درآمد، پیشینه خانوادگی و شغل وی تعیین می شود. میزان پولی که هزینه می شود و چگونگی مصرف آن هر دو در طبقۀ اجتماعی بررسی می شوند. در کشور های اروپایی تلاش می شود که برابری اجتماعی در سطحی خاص بین افراد حفظ شود اما با این حال سلسله مراتب اجتماعی مانند گروه های مصرف کننده با درآمد پایین، متوسط و بالا وجود دارند. افراد بین گروه های مشابه، به نظر می رسد که شیوۀ زندگی، شغل ها و سلایق مشابهی دارند و اغلب آنان با یکدیگر معاشرت می کنند و رفتارشان در بین کلاس های اجتماعی مشابه بر هم تأثیرگذار است (Solomom et al., 2002). رفتار مصرف کننده و مؤقعیت اجتماعی می توانند به به روش های مختلفی به هم مرتبط شوند. برای مثال اغلب مصرف کنندگان ثروتمند، مجلاتی دربارۀ مُد، تکنولوژی، بعضی رشته های خاص ورزشی مانند قایق سواری یا هنر و دکوراسیون را ترجیح می دهند، چرا که این گروه از افراد بیشتر علاقه به این موضوعات دارند و این مجلات نیز به عنوان بخش ویژه در بازار در نظر گرفته می شوند و در فروشگاههایی خاص با قیمت های بالاتر به فروش می رسند (Armstrong & Kotler, 2007). واقعیت دیگر این است که بعضی از برندها به گروه های اجتماعی خاص مرتبط اند، مانند تفات هایی که در میان خریداران و مصرف کنندگان محصولات دو کارخانه اپل[۲] و نوکیا[۳] وجود دارد. طبقات اجتماعی و نیازهایشان به طور مداوم و به سرعت تغییر می کند. به عنوان مثال تبعیضاتی که بین طبقات کارگر و کارمندان در آمریکا و اروپا در گذشته وجود داشت از بین رفته است و امروزه حتی کارگران کارخانجات نیز می توانند تبدیل به افرادی با سبک زندگی مدرن شوند، که این مورد در کشور ما ایران دقیقاً عکس است، به طوری که ما شاهد فاصله طبقاتی و سبک زندگی کاملاً متفاوت میان قشر کارگر و کارمند هستیم. بازاریابان باید از این تغییرات و عوامل ایجاد کننده آن آگاهی داشته باشند و تبعیضات و تفاوت های موجود در گروه های اجتماعی موجود در جامعه را بشناسند و حتی قدرت پیش بینی آن را نیز داشته باشند.
خانواده جمعی از افراد هستند که چیزهای مشترکی با یکدیگر دارند و روابط محکمی بین آنها برقرار است. درواقع خانواده رایج ترین و طبیعی ترین گروه در جامعه است که اکثراً با یکدیگر با اهداف خاص همکاری می کنند. ازدواج اغلب منجر به ایجاد مکان جدیدی برای زندگی می شود و افراد نیاز به خرید کالاهای جدید و خدمات نو پیدا می کنند. شکل دادن یک خانواده یکی از مهمترین عوامل در تغییر رفتار خرید و مصرف یک فرد است (Chisnall, 1995). افراد خانواده نقش های مختلفی مانند مبتکر، تأثیر گذار، تصمیم گیرنده، خریدار و مصرف کننده دارند. تأثیر اعضای خانواده بر طبقه بندی محصولات مختلف، بسته به اندازۀ خانواده، ساختار و سلسله مراتب آن در فرایند تصمیم گیری خرید در حال تغییر است. علاوه بر آن، زنان در جوامع توسعه یافته براساس درآمدشان مورد هدف قرار گرفته اند و وظایف آنان روز به روز در حال تغییر است و همکاری مردان در کارهای منزل با همسرانشان سبب تغییر در رفتار خرید آنها شده است (Blackwell et al., 2001).
گروه دیگری از افراد نیز می توانند به وسیلۀ سهیم بودن در شغل مشابه، عقاید و یا سرگرمی هایشان ایجاد شودند و بر یکدیگر تأثیر متقابل داشته باشند (Chisnall, 1995). گروه مرجع شامل یک یا چند فرد است و این گروه زمانیکه ارزش ها و نگرش های افراد را ارزیابی می کند، به عنوان مرجع در نظر گرفته شده است. گروه های مرجع نه تنها بر ارزش های افراد تأثیر می گذارند، بلکه همچنین می توانند رفتار خرید آنها را می توانند تغییر دهند. به عنوان مثال، برند های ورزشی مانند کانورس، پوما و نایک از ورزشکاران مشهور در تبلیغاتشان استفاده می کنند تا توجه مصرف کنندگان بیشتری را جلب کنند، که این افراد را ستایش می کنند (Peter & Olson, 2008). برای درک بهتر تأثیر گروه های مرجع بر رفتار مصرف کنندگان، ابتدا بازاریاب بایستی ویژگی های گروه را تحلیل کند و دریابد چرا افراد به این گروه ها تعلق و وابستگی دارند، بعد از آن، مدیران برند و تولید کنندگان باید رﺋﺴﺎی این گروه ها را به خوبی بشناسند و آنان نیاز دارند که ایده ها و رفتار آنان را در هنگام تصمیم گیری مورد بررسی و توجه قرار دهند. مشخص است که رهبران به وسیلۀ ایدﺋولوژی هایشان و تواناییهای متمایزشان بر اعضای گروه تدثیر می گذارند (Armstrong & Kotler, 2007).
۱ . Consumer Situation
۲. Apple
۳ . Nokia
۴ . Family and Groups
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
برای انجام تحقیقات علمی و نظامند، چارچوبی علمی و نظری مورد نیاز است که اصطلاحاً مدل مفهومی نامیده میشود، در این پروژه تحقیقاتی بر روی انتخاب مصرف کننده تمرکز شده است. در زمینۀ انتخاب مصرف کنندگان، تاکنون مدل های بسیار کمی اراﺋﻪ شده است. بنابراین برای دست یابی به یک مدل مفهومی و طراحی فرضیات در زمینه انتخاب کالا، ابتدا مهمترین مدلهای رفتار مصرف کننده گان را که از سوی اندیشمندان نامدار در این زمینه مطرح شده اند، مورد بررسی قرار گرفت، سپس جدیدترین مقالات و پژوهش هایی که بر اساس این مدل ها در زمینه رفتار مصرف کنندگان در جهان انجام گرفته است بررسی شد تا مشخص گردد در این پژوهش های چه عواملی از رفتار مصرف کنندگان، در انتخاب کالا جهت خرید و یا تصمیم گیری برای خرید نقش داشته اند. سرانجام با مطالعاتی که بر روی مقالات و مدلهای رفتار مصرف کنندگان انجام گردید، مجموعه ای از عوامل به عنوان، عواملی که بر انتخاب مصرف کنندگان نقش دارند در نظر گرفته شده، که در این تحقیق به عنوان متغییر های ﺗﺄثیر گذار بر انتخاب محصولات ارگانیک در مدل مفهومی تحقیق آمده است.
) مدل رفتار مصرف کنندۀ کاتلر و آرمسترانگ
یکی از مهمترین مدل های رفتار مصرف کنندگان، توسط کاتلر و آرمستراگ[۱] در سال ۲۰۰۷ اراﺋﻪ شد.آنها بیان کرده اند که رفتار مصرف کنندگان شامل ایده ها، احساسات، تجارب و فعالیت های مصرف کنندگان به همراه عوامل اضافی خارجی مانند تبلیغات، قیمت و مقررات است. بنابراین رفتار مصرف کننده فرایندی پویا می باشد، که علت این پویایی تغیرات دنباله دار ایده ها و ادراکات و فعالیت های مصرف کننده گان به عنوان فرد یا یک گروه می باشد. پاسخ مصرف کنندگان به انواع گوناگون استراتژی های بازاریابی، سوال اصلی است که بازاریابان باید به آن پاسخ دهند. کاتلر و آرمسترانگ مدل خود را جهت پاسخ دادن به این سوال اراﺋﻪ کردند.
بلچ و بلچ، این مدل را در سال ۲۰۰۷ اراﺋﻪ کردند. آنها رفتار مصرف کننده را به این صورت تعریف کرده اند: “فرایند ها و فعالیت هایی که افراد زمانیکه در حال جستجو، انتخاب، خرید، استفاده، ارزیابی و یا کنار گذاشتن محصولات و خدمات و همچنین برای برآوردن نیازها و خواسته های خود هستند، به کار می برند”.
۱٫ Belch & Belch, 2007
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
کاتلر و کلر این مدل را در سال ۲۰۰۶ اراﺋﻪ کردند. آنها در این مدل اظهار می کنند که، اطلاعات دربارۀ محصول، یکی از اولین عوامل تصمیم گیری مصرف کننده است و دیگر فرآیند های روانشناسانه مانند انگیزه، ادراک، یادگیری و حافظه نیز تأثیر مهمی بر تصمیم خرید مصرف کننده دارند. سوالات کلیدی رفتار مصرف کننده مانند ( چه کسی، چه چیز، کی، کجا، چگونه و چرا )،توسط بازاریابان به منظور درک واقعیت و تمام سطوح رفتار مصرف کننده استفاده می شوند.
کاتلر و همکارانش، در سال ۲۰۰۵ این مدل را در ارتباط با فرایند رفتار خرید مصرف کنندگان اراﺋﻪ کردند. آنها اظهار کردند که رفتار خرید مصرف کنندگان به وسیلۀ عوامل مختلفی تحت تأثیر قرار دارد که بازاریابان قادر به کنترل تعداد آنها نیستند. مانند: عوامل فرهنگی، اجتماعی، شخصی و روانی. اگر چه این عوامل باید به منظور دست یابی موثر به مصرف کنندگان هدف، مورد بررسی قرار گیرند.شکل زیر مدل رفتار خرید مصرف کنندگان را که باید مورد توجه بازاریابان قرار گیرد نشان می دهد
مدل هاسر به مدل لنز[۲] معروف است. این مدل می گوید که ویژگی های محصول و ادراک از درون وابسته اند، زیرا مصرف کننده قبل از اینکه محصول را از بازار خریداری کند، ویژگی های محصول را می بیند. ویژگی های محصول با فلش به ادراک متصل شده است. ادراک چیزی به غیر از درک محصول نیست. در این فرآیند، مصرف کننده محصول را درک خواهد کرد، بعد از درک محصول، ادراک به ترجیح محصولات مختلف مرتب می شود. در فرآیند ترجیح کالا، مشتری کالایی را ترجیح می دهد و بعد از آن، مشتری کالای خاصی را بر می گزیند که به این امر انتخاب می گویند. آخرین فلش انتخاب را نشان می دهد، اما تمامی این فرآیند بستگی به نشانه های روانی و اجتماعی، در دسترس بودن و قیمت محصول در بازار دارد.
این مدل توسط کیگان، موریاتی و دانکن در سال ۱۹۹۲ اراﺋﻪ شد. آنها می گویند رفتار مصرف کننده عبارتست از بررسی و مطالعۀ چگونگی و چرایی خرید کالاها و خدمات توسط افراد. از نظر آنها عوامل مختلفی در فرآیند تصمیم گیری جهت خرید تأثیر گذار است که، مجموع این عوامل را در مدل خود اراﺋﻪ کرده اند.
۱ . Keegan et al., 1992
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
) مدل انتخاب مصرف کنندۀ هاوکینز و همکارانش[۱] ۱۹۸۹
این مدل یکی از ابتدایی ترین مدل های انتخاب کالا می باشد که توسط هاوکینز، بست و کانی در سال ۱۹۸۹ اراﺋﻪ شد. آنها انتخاب یک کالا توسط مصرف کنندگان را معلول تنها دو عامل آگاهی مصرف کنندگان و ویژگی های دموگرافیکی آنها می دانند. و نقش سایر عوامل را در نظر نمی گیرند. به نظر هاوکینز آگاهی مصرف کنندگان مهمترین عامل در انتخاب محصول توسط آنها است.
۲٫ Hawkins, Best & Coney, 1989
با توجه به جدول (۳-۳) و پس از بررسی هایی که انجام گردید، شش عامل دموگرافیک، انگیزه، عوامل اجتماعی، ادراک، آگاهی و سبک زندگی به عنوان عوامل موثر بر انتخاب مرغ سبز در نظر گرفته شده است که بر این اساس مدل مفهومی تحقیق به صورت شکل زیر می باشد
) پیشینۀ تحقیق
در این قسمت مطالعات داخلی و خارجی مرتبط با پژوهش اراﺋﻪ گردیده است. از لحاظ آکادمیک تحقیقات بسیاری دربارۀ انتخاب مصرف کنندگان، بازاریابی سبز، محصولات سبز و محصولات ارگانیک در جهان و به خصوص کشور های پیشرفته و توسعه یافته انجام گرفته است، اما در کشور ما ایران چندان به این دست از موضوعات توجه خاصی نمی شود. به عبارت دیگر تحقیقات در زمینۀ بازریابی سبز و گرایش های آن سابقه چندانی در کشور ما ندارد و در طی این ۲ یا ۳ سال اخیر روند صعودی خود را آغاز نموده است. حتی فرآیندی که منجر به انتخاب یک کالا توسط مصرف کنندگان می شود نیز چندان مورد توجه قرار نگرفته است و موضوعات کلی نظیر رفتار مصرف کنندگان است که توسط پژوهشگران داخلی مورد توجه قرار می گیرد. بنابراین در بخش پیشیه تحقیق تعداد معدودی تحقیقات داخلی و تعداد بسیار زیادی تحقیقات خارجی وجود داشت که سعی بر آن شد که مهمترین آنها در این بخش ذکر گردد.
۲-۱۰-۱) تحقیقات داخلی انجام شده
آمنه رجبی، حسین شعبان علی فمی و مهتاب پور آتشی[۱]، (۱۳۹۲)
به پژوهشی با عنوان بررسی مولفه های پذیرش کشاورزی ارگانیک از دیدگاه مصرف کنندگان شهر کرج پرداخته اند. جامعه آماری تحقیق را سرپرستان خانوارهای دهگانه ساکن شهر کرج تشکیل داده اند که بر اساس فرمول کوکران ۳۰۶ نفر از آنها به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار تحقیق پرسشنامه ای بوده است که روایی آن براساس نظر جمعی از اساتید گروه کشاورزی و ترویج دانشگاه تهران تأیید گردید و برای تعیین میزان پایایی بخش های مختلف، از ظریب آلفای کرونباخ استفاده گردید. یافته های تحقیق نشان می دهد که میزان دانش و آگاهی افراد در حد متوسط می باشد. علاوه بر آن، نگرش افراد نسبت به محصولات ارگانیک متوسط رو به مساعد می باشد. در نهایت با استفاده از تحلیل عاملی چهار عامل به عنوان عوامل موثر بر پذیرش محصولات ارگانیک شناسایی شد. این عوامل عبارتند از اطلاع رسانی و آموزش، بهبود دسترسی، بهبود ویژگی های محصول و اراﺋﻪ تسهیلات حمایتی که به ترتیب ۶۰/۲۶، ۶۱/۲۳، ۴۱/۹ و ۸۰/۸ درصد واریانس کل (۴۲/۶۸ درصد) را تبیین کردند.
حبیب اله رعنایی کردشولی و احمد اله یاری بوزنجانی[۲]، (۱۳۹۱)
به پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر آمیختۀ بازاریابی سبز بر تصمیم خرید مصرف کنندگان محصولات لبنی شرکت پگاه در شهرستان شیراز پرداخته اند. نمونه ای متشکل از ۳۸۵ نفر از مصرف کنندگان به شیوۀ تصادفی طبقه ای متناسب با حجم هر طبقه، در مناطق نه گانه شهر شیراز انتخاب گردید و بررسی شدند. مدل مفهومی تحقیق بر مبنای مطالعات نظری آمیختۀ بازاریابی سبز و خرید سبز مصرف کنندگان، طراحی و بر مبنای آن پرسشنامه ای طراحی گردیدو داده های مورد نظر جمع آوری شدند. در نهایت با استفاده از مدل ساختاری به بررسی فرضیات تحقیق پرداخته شد و مشخص گردید که، هر یک از ابعاد تبلیغ، توزیع و قیمت آمیخته بازاریابی سبز بر خرید سبز مصرف کننده اثر مثبت و معناداری دارند، درحالیکه محصول سبز بر خرید سبز مصرف کنندگان دارای تأثیر منفی و غیر معنی داری می باشد.
۱. رجبی، آمنه. شعبانعلی فمی، حسین. پور آتشی، مهتاب. (۱۳۹۲). بررسی مولفه های پذیرش محصولات ارگانیک از دیدگاه مصرف کنندگان، فصلنامه علوم و صنایع غذایی، شماره ۳۸، دورۀ دهم.
۲.رعنایی کردشولی، حبیب اله. بوزنجانی، احمد اله یاری. (۱۳۹۱)، بررسی تأثیر آمیخته بازاریابی سبز بر تصمیم خرید سبز مصرف کنندگان، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات نوین، سال دوم، شماره اول.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
به پژوهشی با عنوان ﺗﺄثیر عوامل منتخب بر قصد خرید محصولات سبز پرداخته اند. داده های مورد نیاز پژوهش از طریق توزیع پرسشنامۀ ساختار یافته میان نمونه ای ۴۰۰ نفری از شهروندان قزوین جمع آوری گردیده و با استفاده از تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل و SPSS تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که عواملی همچون برندهای سبز، فعالیت های ارتباطات بازاریابی، نگرش مبنی بر ارتباطات بازاریابی بیشتر، دانش زیست محیطی و اثربخشی ادراک شده مصرف کننده بر قصد خرید او ﺗﺄثیر گذار می باشد.
به پژوهشی با عنوان رابطه میان عوامل روانی، اجتماعی و رفتار مصرف کننده سبز در شهر تهران پرداخته اند. با نمونه آماری ۳۱۶ نفری، ۱۵ فرضیه مورد آزمون قرار گرفت و رابطۀ نگرش های زیست محیطی، هنجار های فردی، اثربخشی مصرف کننده سبز و هنجارهای اجتماعی (بازدارند) با ابعاد رفتاری مصرف کننده سبز ( رفتار خرید مصرف کننده سبز، رفتار حفاظتی نسبت به محیط زیست و پشتیبانی از اقدامات زیست محیطی) ﺗﺄیید شد ولی شواهدی مبنی بر رابطه مستقیم قوی تر میان نگرش های زیست محیطی و ابعاد رفتاری مصرف کننده سبز با درگیری ذهنی بالا نسبت به مصرف کننده سبز با درگیری ذهنی پایین یافته نشده است. بعد از آزمون فرضیه ها، این عوامل و ابعاد رفتاری از نظر اهمیت اولویت بندی شدند.
کریم حمدی، فرهاد غفاری و آرایه افسردگان[۳]، (۱۳۹۰)
به پژوهشی با عنوان بررسی عوامل موثر بر رفتار خرید محصولات سبز در جوانان استان تهران پرداخته اند. از آنجایی که جوانان پتانسیل خوبی برای بازارهای هدف به شمار می روند، جوانان ۱۵ تا ۲۹ سال شهر تهران به عنوان جامعه آماری تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه بر مبنای پرسشنامه انجام گردید و اطلاعات از طریق یک نمونه برآوردی در تعدادی از فروشگاه هاس شهر تهران جمع آوری شد. یافته های پژوهش نشان داده است که محصولات سبز از ﺁگاهی قابل توجه ای در میان مصرف کنندگان جوان تهرانی برخوردار هستند و از میان عوامل ﺗﺄثیرات اجتماعی، نگرش زیست محیطی، نگرانی زیست محیطی، درک اهمیت مشکلات محیط زیست، درک افراد از ﻣﺴﺋولیت اجتماعی، درک اثربخشی رفتار زیست محیطی و نگرانی افراد از برداشت شخصی که بر تمایل خرید سبز در جوانان موثر است چهار عامل ﺗﺄثیرات اجتماعی، نگرش زیست محیطی، درک افراد از ﻣﺴﺋولیت اجتماعی و نگرانی افراد از برداشت شخصی در خرید جوانان بیشترین ﺗﺄثیر را دارند.
به پژهشی با عنوان نقش بازاریابی اخلاقی در رفتار خرید مصرف کنندگان مواد غذایی پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بین آمیخته بازاریابی و رفتار خرید مصرف کنندگان مورد بررسی در این پژوهش، رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین بین عوامل موقعیتی و رفتار خرید مصرف کنندگان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. علاوه برآن نتایج حاکی از آن است که در جامعه آماری مورد بررسی، بین بازاریابی اخلاقی و رفتار خرید مصرف کنندگان مواد غذایی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
به پژوهشی با عنوان بررسی عوامل موثر در انتخاب نوشابه های گازدار پرداخته است. یافته های پژوهش نشان داد مصرف کنندگان نوشابه تحت ﺗﺄثیر عوامل قیمت قرار ندارند، مصرف کنندگان نوشابه تحت ﺗﺄثیر عوامل کیفیتی ﺁن را خریداری می کنند، مصرف کنندگان نوشابه تحت ﺗﺄثیر عوامل مکانی و زمانی توزیع نوشابه ﺁن را خریداری می کنند، مصرف کنندگان نوشابه تحت ﺗﺄثیر عوامل اجتماعی ﺁن را خریداری می کنند، مصرف کنندگان نوشابه تحت ﺗﺄثیر عوامل شخصیتی ﺁن را خریداری می کنند و مصرف کنندگان نوشابه تحت ﺗﺄثیر عوامل روانی ﺁن را خریداری می کنند.
۱. نخعی، آرزو. خیری، بهرام. (۱۳۹۱)، بررسی تأثیر عوامل منتخب بر قصد خرید محصولات سبز، مجله مدیریت بازاریابی، شماره ۱۵٫
محمدیان، محمود. ختاﺋﻰ، امیر. (۱۳۹۰)، رابطه میان عوامل روانی و اجتماعی رفتار مصرف کنندۀ سبز، مجله مدیریت بازرگانی، دوره سوم، شماره ۷٫
۳٫ حمدی، کریم. غفاری، فرهاد. افسردگان، آرایه. (۱۳۹۰). بررسی عوامل موثر بر رفتار خرید محصولات سبز در جوانان، مجله مدیریت بازاریابی، شماره دوازدهم.
۱. ابراهیمی، ابوالقاسم. رودانی، امین. (۱۳۸۸)، نقش بازاریابی اخلاقی در رفتار خرید مصرف کنندگان مواد غذایی، فصلنامه اخلاق در علوم و فن آوری، سال چهارم، شماره های ۱ و ۲٫
۲. میرزایی گرگانی، مسعود، بررسی عوامل موثر در انتخاب نوشابه های گازدار، پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد، رشته مدیریت بازرگانی، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده حسابداری و مدیریت، شهریور ۱۳۷۴٫
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
به پژوهشی با عنوان مدلی از تمایل خرید مشتریان به غذاهای ارگانیک در هندوستان پرداخته اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شیوه زندگی سالم عاملی مهم در نحوه نگرش افراد به غذاهای ارگانیک می باشد. هرچند که دیدگاه افراد به طور مستقیم بر نیت خرید غذاهای ارگانیک اثر می گذارد.
به پژوهشی با عنوان ادراک و نگرش مصرف کنندگان محصولات غذایی ارگانیک در شمال تایلند پرداخته اند. این تحقیق براساس نظرسنجی از ۳۹۰ پاسخ دهنده می باشد. نتایج نشان می دهد که یکی از دلایل خرید محصولات غذایی ارگانیک انتظار محصول سالم تر و سازگارتر با محیط زیست است. خریداران محصولات ارگانیک مسن تر و با سطح تحصیلات بالاتر هستند. بعلاوه اعتماد مصرف کنندگان در اصالت کالاها و همچنین قیمت، مسأله است. اگر چه مهمترین عامل در برابر افزایش سهم بازار از محصولات ارگانیک، سطح اطلاعات مصرف کنندگان می باشد.
به پژوهشی با عنوان عوامل اثر گذار بر انتخاب خرید مشتریان بخش تلفن همراه در پاکستان پرداخته اند. نتایج این پژوهش نشان میدهد که عواملی همچون قیمت، اندازه، شکل، تکنولوژی های جدید و نام تجاری کالا از جمله عوامل اثر گذار بر انتخاب خرید مشتریان می باشند. اگر چه تحقیق نشان می دهد که قیمت مهمترین عامل در بین کل مشتریان است و در بین مشتریان مرد نخستین عامل تکنولوژی های جدید است.
Shijiu Yin, Lihan Wu, Lili Du and Mo Chen[4] (2010)
به پژوهشی با عنوان انگیز خرید مصرف کنندگان غذاهای ارگانیک در چین پرداخته اند. این تحقیق شامل نظرسنجی از ۴۳۲ مصرف کننده از ۳ شهر در چین است. نتایج دلالت بر آن دارند که مصرف کنندگان چینی تمایل به خرید مواد غذایی ارگانیک در آنها شدیداً تحت تأثیر عواملی ماننددرآمد، درجۀ اعتماد به غذاهای ارگانیک، درجۀ قبولی قیمت مواد غذایی ارگانیک و نگرانی مصرف کنندگان از سلامتی شان می باشد. این تمایل تنها به مقدار کمی توسط عواملی مانند سن، سطح تحصیلات و نگرانی در مورد محیط زیست تحت تأثیر قرار می گیرند.
به پژوهشی با عنوان بررسی واکنش های رفتار خرید مصرف کنندگان کزوویی در باره شیر و محصولات لبنی پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عوامل دموگرافیک و همچنین عوامل اجتماعی و اقتصادی مهمترین عوامل ﺗﺄثیر گذار بر رفتار خرید مصرف کنندگان کزوویی هستند. آنها محصولات لبنی با تاریخ انقضاﺀکوتاه تر را به محصولات با انقضاﺀ طولانی تر ترجیح می دهند. همچنین نام تجاری محصول، نوع و اندازه بسته بندی و طعم همگی بر انتخاب مصرف کنندگان اثر گذارند.
به پژوهشی با عنوان نگرش و رفتار مشتریان ترکیه ای در باره غذاهای ارگانیک در آلمان پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سلامتی و حمایت از جنبش ارگانیک پایدار حامی محیط زیست، مهمترین عوامل گرایش مردم به مصرف محصولات ارگانیک هستند. هر چند، قیمت بالا و عدم دسترسی آسان در تمامی بازارها از جمله مشکلات پیشروی مصرف کنندگان محصولات ارگانیک می باشد.
به پژوهشی با عنوان انگیزه مصرف کنندگان در خرید محصولات ارگانیک در ایتالیا پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تفاوت هایی بین گروه های مصرف کننده با توجه به دفعات و تجربه استفاده از محصولات ارگانیک و سطح اطلاعات وجود دارد. گزارش ها و بحث های نتیجه ی ساختار شناسی مصرف کننده در درجات مختلفی از بررسی هستند.
[۱]. Suprapto, B. and Wijay, T. (2012), Model of Consumer’s Buying Intention towards Organic Food, International Conference on Economics, Business and Marketing Management, IPEDR vol.29, IACSIT Press, Singapore.
[۲] . Sangkumchaliang, P. and Huang, W.C. ( 2012), Consumers’ Perceptions and Attitudes of Organic Food Products in Northern Thailand, International Food and Agribusiness Management Review, Vol 15.
[۳]. Saif, N., Razzaq, N., Amad, M and Gul, S. (2012), Factors Affecting Consumers’ Choice of Mobile Phone Selection in Pakistan,European Journal of Business and Management, Vol 4, No.12.
[۴]. Yin, S., Wu, L., Du, L and Chen, M. (2010), Consumers’ purchase intention of organic food
[۵]. Miftari, I. (2009), kosovo consumer buying behavior preferences and demand for milk and dairy products, Master Thesis, Norwegian University of Life Sciences, Department of International Environment and Development Studies.
[۶]. Mutli, N. (2007), Consumer Attitude and Behaviour German toward Organic Food, Master Thesis, University of Hohenheim, Institute for Agricultural Policy and Markets, German
[۷]. Zanoli, R and Naspetti, S. (2002), Consumer motivations in the purchase of organic food, British FoodJournal, Vol. 104 No. 8.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
تحقیقی را می توان علمی دانست که در نتیجه آن پاسخهایی برای سوالهای مورد نظر مطرح شده پیرامون موضوع تحقیق به دست آید. همچنین روش تحقیق به عنوان فرآیندی نظام مند برا ی یافتن پاسخی به پرسش یا راه حلی برای مساله ای قلمداد شده است . روش تحقیق در تعریفی کاملتر عبارت است از مجموعه ای از قواعد ، ابزار و راه حل های نظام یافته برای بررسی واقعیتها، کشف مجهولات و دستیابی به راه حل مشکلات (خاکی، ۱۳۸۸). روش های پژوهش در واقع ابزارهای دستیابی به واقعیت به شمار می روند. در هر تحقیق، محقق تلاش می کند تا مناسب ترین روش را انتخاب نماید و آن روشی است که دقیق تر از سایر روش های دیگر قوانین و واقعیت ها را کشف کرده و روابط موجود بین متغیرها را تبیین کند و بنابراین شناخت واقعیتهای موجود و پی بردن به روابط میان آنا مستلزم انتخاب روش تحقیق مناسب است. در واقع می توان گفت که اثر بخشی یک کار تحقیقی منوط به انتخاب درست روش تحقیقی است که مناسب با آن تحقیق خاص باشد (دلاور، ۱۳۸۰). لذا در این فصل به بررسی چگونگی گردآوری دادهها، تحلیل آنها جهت استفاده از دادههای خام در راستای فرضیه های تحقیق پرداخته می شود. همچنین در این فصل تعریف و تفصیل مفاهیم اساسی همچون روش تحقیق، جامعه آماری، نمونه گیری، اعتبار و روایی و چگونگی آزمون فرضیات ارائه گردیده و مفاهیم اساسی فوق برای تحقیق حاضر بررسی میگردد.
۳-۲) روش تحقیق
بطور کلی روش های تحقیق در علوم رفتاری را می توان با توجّه هدف تحقیق و نحوه گردآوری داده ها تقسیم نمود.
الف) تحقیقات علمی بر اساس هدف تحقیق، به سه دسته به شرح زیر تقسیم می شوند:
۱ ) تحقیقات کاربردی[۱]: هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش هدایت می شوند (سرمد و دیگران ، ۱۳۸۱).
۲ ) تحقیقات بنیادی۲: هدف اساسی این تحقیقات آزمون نظریه ها، تبیین روابط بین پدیده ها و افزودن به دانش موجود در یک زمینه خاص است. تحقیقات بنیادی ، نظریه ها را بررسی کرده، آنها را تأیید، تعدیل یا رد می کند.
۳ ) تحقیق و توسعه[۲]: فرآیندی است که به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرآورده آموزشی (طرحها، روشها و برنامه درسی) انجام می شود.
ب) تحقیقات علمی بر اساس نحوه گرد آوری داده ها ی مورد نیاز را می توان به دو دسته تحقیق توصیفی و تحقیق آزمایشی تقسیم کرد .
۱ ) تحقیق آزمایشی[۳]: به منظور برقراری رابطه علت و معلولی میان دو یا چند متغیر از طرحهای آزمایشی استفاده میشود. برای این منظور، گروههای آزمایشی و گواه، مورد نظر قرار میگیرند و از طریق آنها تفاوتهای میان آزمودنی ها کنترل میشود (سکاران، ۱۳۸۰). ویژگی های این نوع تحقیق آن است که :
متغیر های مستقل دستکاری می شود.
سایر متغیر ها به جز متغیر وابسته ثابت نگاه داشته و کنترل می شوند.
تأثیر های متغیر مستقل بر متغیر وابسته مشاهده می شود.
۲ ) تحقیق توصیفی (غیر آزمایشی)[۴] : شامل مجموعه روش هایی است که هدف آنها توصیف نمودن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفاً برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرآیند تصمیم گیری باشد. از این رو هدف هر مطالعه توصیفی عبارت است از تشریح جنبه هایی از پدیده های مورد نظر پژوهشگر و با دیدگاهی فردی، سازمانی، صنعتی و نظایر آن. تحقیقات توصیفی را می توان به دسته های زیر تقسیم کرد:
برای بررسی توزیع ویژگی های یک جامعه آماری روش پیمایشی به کار می رود. تحقیق پیمایشی را به سه دسته تقسیم می کنند : ۱- روش مقطعی[۱۰]، ۲- روش طولی[۱۱] ۳- روش دلفی[۱۲].
روش مقطعی به منظور گردآوری داده ها دربارۀ یک یا چند صفت در یک مقطع از زمان از طریق نمونه گیری انجام می شود. این گونه پژوهش به توصیف جامعه بر اساس یک یا چند متغیر می پردازد (سرمد و دیگران، ۱۳۸۱). بدیهی است برای موضوع خاص، تنها یک روش تحقیق وجود ندارد. با توجه به موضوع مورد مطالعه روش یا روشهای تحقیق متناسب با آن را محقق باید به کار گیرد، و چه بسا در بسیاری از مطالعات، استفاده از چندین روش تحقیق مختلف مناسب باشد. روش تحقیق به کار برده شده از لحاظ هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات، از آن جهت که تصویری از وضعیت موجود ارائه میدهد تحقیق توصیفی است که از شاخه روشهای پیمایشی می باشد. پژوهشگر در اینگونه تحقیقات سعی می کند تا ” آنچه هست ” را بدون هیچ گونه دخالتی یا استنتاج ذهنی گزارش دهد و نتایج عینی از موقعیت بگیرد (نادری و سیف نراقی، ۱۳۷۳). بعضی از مشخصات تحقیقات توصیفی عبارتند از :
۱٫ Applied Research
۲. Fundamental Research
۱٫ Research & Development
۲٫ University research
۳٫ Descriptive research
۴٫ Survey research
۵٫ Correlation research
۶٫ Action research
۷. Case study
۸. Factiva research
۱٫ Cross-sectional
۲٫ Longitudinal approach
۳.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
نمونه آماری تعداد محدودی از جامعه آماری هستند که بیان کننده ویژگی های اصلی جامعه می باشند. موضوع مهم این است که هرگز نباید آن را کوچک شمرد. انتخاب نمون های بزرگتر از حد نیاز برای حصول نتایج مورد نظر سبب اتلاف منابع میشود، درحالیکه نمونه های خیلی کوچک اغلب، پژوهشگر را به نتایجی سوق میدهد که فاقد استفاده عملیاتی است (آذر و مومنی، ۱۳۸۰). همانگونه که ذکر شد، جامعه آماری تحقیق، کلیه مصرف کنندگان و افرادی می باشد که برای انتخاب و خرید مرغ سبز وارد فروشگاه های عرضه کننده ﺁن در استان گیلان می شوند. برای آنکه گروه نمونه معرف جامعه آماری باشد، نمونه گیری از در فروشگاه و یا داخل نمایندگی های عرضه کننده مرغ سبز در سراسر استان گیلان انجام گرفته است. برای اطمینان از معرف بودن گروه نمونه به تعداد حجم نمونه و روش نمونه گیری توجه شده است. برای نیل به این هدف نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، از فروشگاه های عرضه کننده مرغ سبز در سطح استان انتخاب شده است. با توجه به اینکه درباره تعداد جامعه و شاخص های اندازه گیری آن اطلاعات دقیق در دسترس نیست، بنابراین برای برآورد حجم نمونه از فرمول برآورد نسبتی با سطح اطمینان ۹۵% و خطای حدی ۰۵/۰ و بیشینه واریانس با مقدار ۵/۰ استفاده شده است. با توجه به شاخص های اشاره شده حجم نمونه به تعداد ۳۸۴ نفر برآورد می شود. فرمول انتخاب حجم نمونه و شاخص های لحاظ شده آن به صورت زیر است:
Z: مقدار متغیر استاندارد شده در واحد متناظر با سطح اطمینان
P: برآورد صفت مشهود متغیر در جامعه
q: برآورد مشهود نبودن صفت متغیر در جامعه
: مقدار اشتباده مجاز در اندازه گیری مشاهدات متغیر در جامعه
بر همین اساس تعداد ۴۰۰ پرسشنامه در فاصله زمانی یک ماه به دو صورت توزیع گردید. دسته اول پرسشنامه ها توسط خود محقق با حضور در فروشگاه ها و نمایندگی های عرضه کننده مرغ سبز و درخواست از افراد و بازدید کنندگان از فروشگاه ها، جهت همکاری در تکمیل آن جمع آوری شد و دسته دوم به علت بزرگی وسعت استان گیلان از افراد و آشنایان ساکن در مناطق مختلف استان و همچنین حضور محقق در شهرها و درخواست از دارندگان فروشگاه ها و نمایندگی های عرضه جهت همکاری در تکمیل فرآیند تحقیق، از طریق درخواست آنها از مشتریانشان جهت تکمیل پرسشنامه جمع آوری شد که در نهایت از مجموع این دو روش ۳۸۹ پرسشنامه دریافت و جمع آوری شد و از این تعداد ۳۷۸ پرسشنامه معتبر استخراج شد.
۳-۷) ابزار سنجش و متغیر های تحقیق
ابزار سنجش وسایلی هستند که محقق به کمک آنها قادر است اطلاعات مورد نیاز خود را گردآوری، ثبت و کمّی نماید. انواع ابزارهای گردآوری عبارتند از :
پرسشنامه یکی از ابزارهای رایج تحقیق و روشی مستقیم برای کسب داده های تحقیق است. پرسشنامه، مجموعه سوالات مکتوبی است که حول متغیر های یک ﻣﺴﺄلۀ تحقیق تنظیم شده، ساخته می شود که به شکل حضوری یا غیر حضوری، مستقیم یا غیر مستقیم توسط پاسخگو تکمیل می شود. در تنظیم پرسشنامه اصول کلی زیر باید رعایت شود (سرمد و دیگران، ۱۳۸۱):
سوالات پرسشنامه باید بر اساس اهداف و یا سوال های تحقیق تنظیم گردد.
پرسشنامه باید پاسخ دهنده را جذب نموده و سوالات آن برای او جالب باشد.
پرسشنامه باید تا حد امکان کوتاه باشد و داده های مورد نیاز پژوهشگر را فراهم آورد.
دستورالعمل تکمیل پرسشنامه باید کوتاه بوده و حاوی کلیۀ اطلاعات مورد نیاز پاسخ دهنده برای کامل کردن پرسشنامه باشد.
منابع مورد استفاده در تهیۀ پرسشنامه:
مطالعات نظری انجام شده، که در این بخش از مقالات و پایان نامه های ثبت شده در وبسایت های Emerald، Wiley و Taylor & Francis استفاده شده است.
استفاده از نظرات استاد راهنمای محترم در ساخت و تنظیم و اولویت بندی سوالات.
مقیاس های اندازه گیری واحد هایی هستند که برای سنجش کیفیت ها در ابزار های گردآوری اطلاعات به کار می روند. مقیاس های اندازه گیری عبارتند از:
مقیاس های اسمی صورت دو ارزشی و چند ارزشی دارند و پایین ترین سطح دقت را دارا می باشند و به وسیله آنها فقط می توان بود یا نبود صفتی را سنجید.
با مقیاس های ترتیبی می توان علاوه بر تشخیص وجود یا عدم وجود صفت، نسبت به سنجش و شدت و ضعف آن نیز اقدام کرد. البته نمی توان فواصل بین درجات را نیز مشخص کرد.
مقیاس های فاصله ای ضمن برخورداری از همۀ خصوصیات مقیاس های ترتیبی، فواصل بین دو عدد در این مقیاس مشخص است.
مقیاس های نسبی همان مقیاس های فاصله ای است با این تفاوت که دارای نقطۀ صفر مطلق است و به عنوان مبدأ سنجش مورد استفاده قرار می گیرد (حافظ نیا، ۱۳۸۲).
۱٫ Questionnaire
۲٫ Observation
۳٫ Interview
Nominal scale
۲٫ Ordinal scale
۳٫ Interval scale
۴٫ Relative scale
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
هنگامی که کار تحقیق به پایان می رسد و محقق به یافته هایی دست می یابد، ادلین پرسش که از او به عمل می آید، درباره اعتبار و قابلیت اعتماد به یافته هایش است. اعتبار به صحت و درستی اندازه گیری محقق و قابلیت اعتماد، به ثبات و پایداری یافته های او اشاره دارد. بنابراین پژوهشگر باید خود را برای پاسخگودد به این دو سؤال مهم آماده کند (خاکی ، ۱۳۸۸) .
درستی اندازه گیری اش چه قدر است ؟
حال که اندازه گیری دقیق و درست انجام شده نتایج انجام شده تا چه میزان دوام خواهد شد ؟ و اصولاً اگر تحقیق یا تحقیق های مکرر درباره همان فرضیه ها و هدف ها انجام شود، آیا نتایج حاصله مشابه با یافته های محقق خواهد بود ؟ اعتبار در اندازه گیری را روایی و قابلیت اعتماد را پایایی اندازه گیری می نامند.
۳-۸-۱) اعتبار و رورایی
اعتبار[۱] به معنای صحیح و درست بودن است. مقصود از اعتبار آن است که وسیله اندازه گیری، بتواند خصیصه و ویژگی مورد نظر را اندازه بگیرد. اهمیت اعتبار ار آن جهت است که اندازه گیری های نامناسب و ناکافی می تواند هر پژوهش علمی را بی ارزش و ناروا سازد (خاکی ، ۱۳۸۸). درتحقیق حاضر اقداماتی برای افزایش میزان اعتبار و روایی پرسشنامه انجام شد که خلاصه آنها به شرح زیر است:
ابتدا مطالعات زیادی از طریق مطالعه کتابها، پایان نامه ها و مقالات به عمل آمد تا بطورکامل مفاهیم و متغیرهای مهم مورد استفاده در تحقیق و چگونگی اندازه گیری آنها روشن گردد تا بتوانیم سوالات مناسبی برای بررسی فرضیات طراحی نماییم؛
بعد از طراحی سوالات برای اندازه گیری هر متغیر، پرسشنامه ابتدایی دراختیار اساتید راهنما و مشاور قرارگرفت تا اصلاح و تایید شود؛
درنهایت پرسشنامه نهایی طراحی و توزیع گردید.
برای محاسبه روایی شیوه های مختلفی وجود دارد از آن جمله می توان به اجرای دوباره (روش باز آزمایی)، روش موازی (همتا) ، روش تصنیف (دو نیمه کردن) ، روش کورد ریچاردسون و ضریب آلفای کرونباخ اشاره کرد.
۳-۸-۲) پایایی
مقصود از پایایی[۲] ابزار اندازه گیری، آن است که اگر خصیصه مورد سنجش را با همان وسیله (یا وسیله مشابه و قابل مقایسه) تحت شرایط مشابه، دوباره اندازه گیری کنیم، نتایج تا چه حد مشابه، دقیق و قابل اعتماد است. وسیله ای متغبر است که بتوان آنرا در موارد متعدد به کار برد و در همه موارد نیز نتایج یکسانی تولید کند، اگر روش های اندازه گیری فاقد اعتبار کافی باشد اجرای پژوهش تجربی بی معنا خواهد بود (آذر ، الوانی و دانایی فرد ، ۱۳۸۶). در این پژوهش، برای به دست آوردن پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ[۳] استفاده شده است. این روش برای محاسبۀ هماهنگی درونی ابزار اندازه گیری از جمله پرسشنامه یا آزمون هایی که خصیصه های مختلف را اندازه گیری می کند به کار می رود .
۱. Validity
۱٫ Reliability
۲٫ Coefficient Cronbach Alpha
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
ضریب همبستگی پیرسون که به نام های ضریب همبستگی گشتاوری و یا ضریب همبستگی مرتبه ی صفر نیز نامیده می شود، توسط سرکارل پیرسون معرفی شده است. این ضریب به منظور تعیین میزان رابطه، نوع و جهت رابطه ی بین دو متغیر فاصله ای یا نسبی و یا یک متغیر فاصله ای و یک متغیر نسبی به کار برده می شود. چندین روش محاسباتی معادل می توان برای محاسبه ی این ضریب تعریف نمود.
الف) روش محاسبه با استفاده از اعداد خام:
=
در این رابطه cov(x,y) کواریانس دو متغییر، سیگمای x انحراف معیار متغیر xو سیگمای y انحراف معیار متغیر y را نشان می دهد.
ب) روش محاسبه از طریق نرم های استاندارد شده:
با تعریف = و = که در آن و به ترتیب انحراف معیار متغیر های x و y می باشند، داریم:
r =
ضریب همبستگی پیرسون بین -۱ و ۱ تغییر می کند. اگر r=1 بیانگر رابطه ی مستقیم کامل بین دو متغیر است، رایطه ی مستقیم یا مثبت به این معناست که اگر یکی از متغیرها افزایش (کاهش) یابد، دیگری نیز افزایش (کاهش) می یابد. مانند رابطه ی بین میزان ساعات مطالعه در روز و معدل محصلین.
r = -1، نیز وجود یک رابطه ی معکوس کامل بین دو متغیر را نشان می دهد. رابطه ی معکوس یا منفی نشان می دهد که اگر یک متغیر افزایش یابد متغیردیگر کاهش می یابد و بالعکس. زمانی که ضریب همبستگی برابر صفر است نشان می دهد که بین دو متغیر رابطه ی خطی وجود ندارد.
۳-۹-۴) رگرسیون چندگانه
گاهی دو یا چند متغیر تأثیر عمده ای روی متغیر وابسته دارند. در این وضعیت از رگرسیون چندگانه جهت پیش بینی متغییر وابسته استفاده می شود. در رگرسیون چند گانه فرض خطی بودن متغیر ها برقرار می باشد و بر همین اساس معادله رگرسون چندگانه با سه متغیر وابسته به شکل زیر تعریف می شود (نصیری، ۱۳۸۸) :
=
۳-۹-۵) آزمون تحلیل فریدمن
آزمون رتبه فریدمن، یک آزمون رتبه ای برای K نمونه همبسته است. این داده ها از مجموعه ای مرکب از K مشاهده برای یک نمونه N نفری تشکیل شده اند. این داده ها از آزمایشهای بسیاری بدست می آیند که در آنها آزمون هایی تحت چند موقعیت آزمایش مختلف آزمون شده اند.
آزمون پارامتری متناظر با این روش، تحلیل واریانس برای طبقه بندی داده ها است که در آن مشاهده های دو گروه از افراد، تحت بیش از دو موقعیت بدست می آیند. هرگاه دلیلی برای این اعتقاد وجود داشته باشد که مفروضات زیربنایی تحلیل واریانس به وسیلۀ داده ها برآورد نمی شود، روش آزمون رتبه ای فریدمن می تواند مناسب باشد.
مراحل این آزمون عبارتند از:
تعیین فرضیات آزمون
H0: با هم برابر است رتبه سطوح مختلف یک متغیر
H1: حداقل رتبه یک زوج از سطوح مختلف یک متغیر تفاوت دارند
محاسبۀ آمارۀ آزمون
در ابتدا به هر گروه رتبه ای داده می شود، سپس رتبه ها را با هم جمع می کنند. هرگاه این مجموعه به طور معناداری از یکدیگر متفاوت باشند می توان ابن فرضیه را که آنها از یک جامعه هستند رد کرد.
اگر N سطر و K ستون فرض شود، توزیع صفر شامل توجه به K آرایه از رتبه ها در سطر است. این آرایه ها به صورت هم احتمال فرض می شوند. با توجه به n سطر اعداد آرایه های هم احتمال ممکن از رتبه ها( ) است برای هر کدام از آرایه ها شاخص آماری S را می توان محاسبه کرد:
S =
در این فرمول مجموعذ رتبه ها برای ستون i ام، R میانگین مجموع رتبه ها و S مجموع مجذورات مجموعه های رتبه ها نسبت به میانگین رتبه ها است. هرگاه نمونه ها از یک جامعه باشند، انتظار می رود که ها برابر باشند و ارزش S نیز کوچک باشد. حداقل در سطح نظریه برای هر N و R یک توزیع فراوانی را می توان براساس( ) ارزش S تنظیم کرد. این توضیح را می توان برای ارزشیابی ارزشهای خاص S بکار برد. هرگاه احتمال مربوط به یک ارزش خاص S کوچک باشد، فرضیه های صفر رد می شود و برای ارزشهای کم K و Nتوزیع های دقیق S مشخص شده اند. برای ارزشهایی که خارج از ارزشهای S جدول قرار می گیرند، متداول است که از یک شاخص آماری که تابعی از S است استفاده شود. این شاخص آماری از فرمول زیر بدست می آید :
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
طبقه بندی و تجزیه و تحلیل درست دادهها و استفاده صحیح از تکنیکهای آماری به تبع استفاده از روشهای مناسب پژوهش در نهایت منجر به دستیابی به نتایج قابل اتکا خواهد شد. پس از آنکه محقق دادهها را گردآوری، استخراج و طبقه بندی نمود و جدول توزیع فراوانی و نسبتهای توزیع را تهیه کرد باید مرحله جدیدی از فرایند تحقیق که به تجزیه و تحلیل دادهها معروف است، آغاز شود. درمرحله تجزیه و تحلیل، نکته مهم این است که محقق باید اطلاعات و دادهها را در مسیر هدف، پاسخگویی به سؤال یا سؤالات تحقیق و نیز ارزیابی فرضیههای خود جهت داده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. (حافظ نیا، ۱۳۸۲ : ۱۰۲)
در این فصل تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده صورت خواهد گرفت و با استفاده از تکنیکهای آماری توصیفی و استنباطی نتایج حاصل ارائه میگردد. از شاخصهای آمار توصیفی مانند فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار برای بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات مربوط به ویژگیهای عمومی پاسخگویان استفاده شده است. فرضیههای تحقیق نیز با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون آزمون خواهد شد. از تکنیک مدلیابی معدلات ساختاری نیز برای بررسی مدل کلی تحقیق استفاده میگردد.
۴-۲) ویژگیهای عمومی پاسخدهندگان
جهت توصیف ویژگیهای عمومی پاسخ دهندگان از شاخصهای آمار توصیفی استفاده شده است. فراوانی پاسخدهندگان براساس جنسیت، سن، میزان تحصیلات، درآمد، تأهل و سابقه کاری مورد بررسی قرار گرفته است همچنین وضعیت خرید آنان نیز بررسی شد و نمودارهای مربوط ترسیم شده است.
۴-۲-۱) جنسیت
تعداد ۲۱۱ نفر یعنی ۸۲/۵۵ درصد پاسخ دهندگان مرد بودهاند. تعداد ۱۶۷ نفر یعنی حدود ۴۵ درصد پاسخدهندگان نیز زن بودهاند.
سن
تعداد ۷۹ نفر از پاسخ دهندگان کمتر از ۱۸ سال دارند. ۸۶ نفر در بازه سنی ۱۹ تا ۲۸ و ۵۶ نفر در بازه سنی ۲۹ تا ۳۸ سال قرار دارند. بیشترین فراوانی مربوط به بازه سنی ۳۹ تا ۴۸ سال است که با ۹۴ نفر حدود یک چهارم درصد حجم نمونه را تشکیل میدهند. تعداد ۶۳ نفر از افراد نیز بالای ۴۸ سال هستند
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
تنها تعداد ۷۹ نفر از افراد دارای مدرک تحصیلی زیردیپلم و ۸۹ نفر دیپلم دارند که حدوداً ۴۵ درصد حجم نمونه است. تعداد ۷۵ نفر از پاسخدهندگان نیز مدرک تحصیلی کاردانی دارند. افراد دارای مدرک تحصیلی کارشناسی شامل ۹۸ نفر میباشد و بیش از ۲۵درصد حجم نمونه را تشکیل میدهند. افرادی که مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و یا بالاتر دارند با ۳۷ حدود۱۰ درصد حجم نمونه را تشکیل میدهند.
شغل
تعداد ۱۱۰ نفر دانش آموز یا دانشجو میباشند که تقریباً ۳۰ درصد حجم نمونه میباشند.افراد کارمند نیز ۸۲ نفر بوده و۲۱درصد حجم نمونه را به خود اختصاص دادهاند. کارگران نیز با رقمی مشابه ۷۹ نفر بوده و بیست درصد نمونه را تشکیل میدهند. تعداد۱۰۷ نفر نیز مشاغل آزاد داشته یا خانهدار هستند.
وضعیت درآمد
تعداد ۱۴۲ نفر از پاسخ دهندگان کمتر از پانصدهزار تومان در ماه درآمد دارند که بیشترین حجم نمونه است. ۱۱۱ نفر در بازه ۵۰۰ تا یک میلیون تومان و ۷۶ نفر یک تا یک و نیم میلیون تومان درآمد دارند. یعنی تقریباً پنجاه درصد نمونه بین ۵۰۰ تا یک میلیون و پانصد هزارتومان درآمد درآمد دارند. تعداد ۴۹ نفر از افراد نیز بالاتر از یک و نیم میلیون تومان درآمد دارند
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
بطور کلی از تکنیک مدلیابی معادلات ساختاری و بکمک نرمافزار SPSSو LISRELفرضیههای تحقیق مورد آزمون قرار گرفته اند. برای نیل به این منظور نخست تحلیل عامل تائیدی برای پرسشنامه صورت گرفته است. سپس آزمون نرمال بودن دادهها انجام شده است. در نهایت نیز آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه مربوط به فرضیه اصلی و پژوهش های جانبی تحقیق اجرا شده است.
۴-۳-۱) تحلیل عاملی تأییدی
برای تهیه یک مقیاس معتبر میتوان از روش تحلیل عامل[۱] برای غربال آیتمها و انتخاب آیتمهای اصلی استفاده نمود. پس از ایجاد مجموعه متغیرهای مقدماتی در تحلیل عامل به وسیله چرخش[۲] مجموعه نهائی متغیرها جهت ساخت مقیاس استخراج میگردد. در این مطالعه از ابزار پرسشنامه برای گردآوری دادهها استفاده شده است. بنابراین با استفاده از تحلیل عاملی تائیدی ساختار کلی پرسشنامه تحقیق مورد روائی سنجی محتوائی قرار گرفته است.
تحلیل عامل با ایجاد ماتریس همبستگی، نشان میدهد که متغیرها به صورت خوشههائی گرد هم آمدهاند بطویکه متغیرهای هر خوشه با هم همبسته بوده و با خوشههای دیگر همبسته نمیباشند. این خوشهها همان ابعاد موضوع مورد بررسی هستند. متغیرهای هر خوشه نیز آیتمهای سنجش آن بعد است. متغیرهائی که هیچ همبستگی با متغیرهای دیگر ندارند باید حذف شوند زیرا متغیرهای مورد تحلیل باید همبستگی معقولی با برخی متغیرهای دیگر تحلیل داشته باشند. (دواس، ۱۹۹۱) قبل از اقدام به استفاده از روش تحلیل عامل باید معنی داری متغیرها جهت تحلیل عامل سنجش شود. یکی از روشهای سنجش معنیداری متغیرها جهت تحلیل عاملی محاسبه آماره [۳]KMO (شاخص ارزیابی کفایت نمونه) است. چنانچه مقدار این آماره بیش از ۷/۰ باشد همبستگیهای موجود برای تحلیل عامل بسیار مناسب است. چنانچه بین ۵/۰ و ۷/۰ باشد باید دقت زیادی بخرج داد و اگر کمتر از ۵/۰ باشد برای تحلیل عاملی مناسب نیست. (دواس، ۱۹۹۱)
[۳]. Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy
برای تحلیل عاملی تأییدی بارعاملی استاندارد و آماره t محاسبه شده است. بطور کلی قاعده زیر حاکم است:
قدرت رابطه بین عامل (متغیر پنهان) و متغیر قابل مشاهده بوسیله بار عاملی نشان داده میشود. بار عاملی مقداری بین صفر و یک است. اگر بار عاملی کمتر از ۳/۰ باشد رابطه ضعیف درنظر گرفته شده و از آن صرفنظر میشود. بارعاملی بین ۳/۰ تا ۶/۰ قابل قبول است و اگر بزرگتر از ۶/۰ باشد خیلی مطلوب است.
زمانیکه همبستگی متغیرها شناسائی گردید باید آزمون معناداری صورت گیرد. جهت بررسی معنادار بودن رابطه بین متغیرها از آماره آزمون t یا همان t-value استفاده میشود. چون معناداری در سطح خطای ۰۵/۰ بررسی میشود بنابراین اگر میزان بارهای عاملی مشاهده شده با آزمون t-value از ۹۶/۱ کوچکتر محاسبه شود، رابطه معنادار نیست (کلاین، ۱۹۹۴).
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
این مرحله اولین قسمت فرآیند تصمیمگیری سرمایهگذاری است و شامل ارزشیابی و تجزیه و تحلیل اوراق بهادار به صورت جداگانه است که به آن تجزیه و تحلیل اوراق بهادار گفته میشود. تجزیه و تحلیل گران حرفهای اوراق بهادار، معمولاً توسط مؤسسات سرمایهگذاری به کار گرفته میشوند. البته میلیونها نفر به صورت غیرحرفهای در خصوص سرمایهگذاری انفرادی به تجزیه و تحلیل میپردازند. ارزشیابی اوراق بهادار کار وقتگیر و دشواری است. برای این کار ابتدا باید ویژگیهای اوراق بهادار مختلف و عوامل تأثیرگذار بر آنها را شناسایی کرد. در مرحلۀ بعد به منظور برآورد و تخمین قیمت یا ارزش این اوراق بهادار باید یک مدل ارزشیابی را به کار گرفت. ارزش اوراق بهادار تابعی است از بازدههای مورد انتظار آتی اوراق بهادار و ریسک آن. هر یک از این دو پارامتر (بازده مورد انتظار و ریسک) باید برآورده شده، سپس با هم در مدل آورده شود. فرآیند ارزشیابی اوراق قرضه معمولاًُ آسانتر است برای اینکه بازده آن مشخص است و ریسک آن را میتوان از طریق دادهها و اطلاعات موجود برآورد کرد. با این حال این به آن معنا نیست که تمامی مسائل مربوط به تجزیه و تحلیل اوراق قرضه به آسانی قابل حل است. نرخ بهره اولین عاملی است که بر قیمت اوراق قرضه تأثیر میگذارد، با این حال کسی نمیتواند به طور ثابت تغییرات این نرخ را پیشبینی کند. فرآیند ارزشیابی سهام عادی پیچیدهتر از اوراق قرضه است. برای این که در این حالت سرمایهگذار با کل اقتصاد، صنعت مربوطه و شرکت خاص سرو کار دارد. در فرآیند ارزشیابی سهام عادی هم بازده مورد انتظار و هم ریسک آن باید برآورده شود.
۲-۱-۵-۲ مدیریت پرتفوی
دومین جزء مهم فرآیند تصمیمگیری مدیریت پرتفوی است. بعد از اینکه اوراق بهادار مورد ارزشیابی قرار گرفتند بایستی یک پرتفوی (مجموعه سرمایهگذاری) انتخاب شود. مفاهیم مربوط به چرایی و چگونگی ایجاد پرتفوی شناخته شدهاست. بسیاری از کارهایی که در این زمینه صورت میگیرد در اشکال ریاضی و آمار هستند. ریاضیات و آمار نقش مهمی در مطالعات سرمایهگذار ایفا میکنند. یک سرمایهگذار موفق و هوشیار همیشه به دنبال اصلاح پرتفوی خود است. این کار باعث مطرح شدن سؤالات مهمی میشود. اگر سرمایهگذار یک استراتژی فعالانهای را در پیش بگیرد در آن زمان بحث کارایی بازار مطرح میشود. اگر قیمتها به سرعت و به طور کامل منعکس کنندۀ اطلاعات باشد در آن حالت سرمایهگذاران باید در خصوص نحوۀ تأثیر آن بر تصمیمات خرید و فروش بررسیهای لازم را انجام دهند. حتی اگر سرمایه گذاران یک استراتژی منفعلانهای را در پیش بگیرند باز هم باید در خصوص سؤالاتی از قبیل مالیاتها، هزینۀ انتقال، نگهداری سطح مطلوب ریسک و سایر موارد، بررسیهای لازم را انجام دهند. سرانجام این که همۀ سرمایه گذاران تمایل دارند بدانند چگونه پرتفوی خود را به نحو احسن مدیریت کنند (جونز، ۱۳۹۱، ۲۰-۲۱).
۲-۱-۶ مدل مارکویتز
در سال ۱۹۵۰ هری مارکویتز مدل اساسی پرتفوی را ارائه کرد که مبنایی برای تئوری مدرن پرتفوی قرار گرفت. قبل از مارکویتز سرمایهگذاران با مفاهیم ریسک و بازده آشنا بودند. اگرچه آن ها با مفهوم ریسک آشنا بودند ولی معمولاً نمیتوانستند آن را اندازهگیری کنند. سرمایهگذاران از قبل میدانستند که ایجاد تنوع مناسبت است و نباید همۀ تخممرغهایشان را در یک سبد بگذارند. با این حال، مارکویتز اولین کسی بود که مفهوم پرتفوی و ایجاد تنوع را به صورت روش علمی بیان کرد. او به صورت کمی نشان داد که چرا و چگونه تنوع سازی پرتفوی میتواند باهث کاهش ریسک پرتفوی (مجموعه سرمایهگذاری) یک سرمایهگذار شود. چرا ایجاد تنوع در سرمایهگذاری برای سرمایهگذاران مهم است؟ میتوان گفت که قانون شماره یک مدیریت پرتفوی ایجاد تنوع است. از آنجا که سرمایهگذاران نسبت به آینده مطمئن نیستند باید برای کاهش ریسک دست به ایجاد تنوع در سرمایهگذاری خود بزنند. به عبارت دیگر تشکیل یک پرتفوی متنوع، میزان ریسک را تا حد زیادی کاهش میدهد. به عنوان مثال در بحران اقتصادی سال ۱۹۸۷ آمریکا، فقط کم تر از ۵ درصد صندوقهای مشترک سرمایهگذاری (که اقدام به تشکیل پرتفوی می کردند) با ضرر و زیان مواجه شدند. مارکویتز درصدد برآمد تا روشها و ایدههای موجود را در قالب یک چارچوب رسمی سازماندهی کرده و به این سؤال اساسی پاسخ دهد: آیا ریسک پرتفوی با مجموع ریسک اوراق بهادار منفرد که روی هم پرتفوی را تشکیل می دهند برابر است؟ مارکویتز با ارائۀ روش اندازهگیری ریسک پرتفوی به محاسبۀ ریسک و بازده مورد انتظار پرتفوی پرداخت. مدل او بر مبنای بازده مورد انتظار و ویژگیهای ریسک اوراق بهادار که چارچوب تئوریکی برای تجزیه و تحلیل گزینه
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
در سال ۱۹۵۰ هری مارکویتز مدل اساسی پرتفوی را ارائه کرد که مبنایی برای تئوری مدرن پرتفوی قرار گرفت. قبل از مارکویتز سرمایهگذاران با مفاهیم ریسک و بازده آشنا بودند. اگرچه آن ها با مفهوم ریسک آشنا بودند ولی معمولاً نمیتوانستند آن را اندازهگیری کنند. سرمایهگذاران از قبل میدانستند که ایجاد تنوع مناسبت است و نباید همۀ تخممرغهایشان را در یک سبد بگذارند. با این حال، مارکویتز اولین کسی بود که مفهوم پرتفوی و ایجاد تنوع را به صورت روش علمی بیان کرد. او به صورت کمی نشان داد که چرا و چگونه تنوع سازی پرتفوی میتواند باهث کاهش ریسک پرتفوی (مجموعه سرمایهگذاری) یک سرمایهگذار شود. چرا ایجاد تنوع در سرمایهگذاری برای سرمایهگذاران مهم است؟ میتوان گفت که قانون شماره یک مدیریت پرتفوی ایجاد تنوع است. از آنجا که سرمایهگذاران نسبت به آینده مطمئن نیستند باید برای کاهش ریسک دست به ایجاد تنوع در سرمایهگذاری خود بزنند. به عبارت دیگر تشکیل یک پرتفوی متنوع، میزان ریسک را تا حد زیادی کاهش میدهد. به عنوان مثال در بحران اقتصادی سال ۱۹۸۷ آمریکا، فقط کم تر از ۵ درصد صندوقهای مشترک سرمایهگذاری (که اقدام به تشکیل پرتفوی می کردند) با ضرر و زیان مواجه شدند. مارکویتز درصدد برآمد تا روشها و ایدههای موجود را در قالب یک چارچوب رسمی سازماندهی کرده و به این سؤال اساسی پاسخ دهد: آیا ریسک پرتفوی با مجموع ریسک اوراق بهادار منفرد که روی هم پرتفوی را تشکیل می دهند برابر است؟ مارکویتز با ارائۀ روش اندازهگیری ریسک پرتفوی به محاسبۀ ریسک و بازده مورد انتظار پرتفوی پرداخت. مدل او بر مبنای بازده مورد انتظار و ویژگیهای ریسک اوراق بهادار که چارچوب تئوریکی برای تجزیه و تحلیل گزینههای ریسک و بازده است، استوار شدهاست. مارکویتز همچنین مفهوم پرتفوی کارا را مطرح کرد. پرتفوی کارا به معنای ترکیب مطلوب اوراق بهادار به نحوی است که ریسک آن پرتفوی در ازای نرخ بازده معین به حداقل رسیده باشد. سرمایهگذاران میتوانند از طریق مشخص کردن نرخ بازده مورد انتظار پرتفوی و حداقل کردن ریسک پرتفوی در این سطح بازده، پرتفوی کارا را مشخص میکنند. سرمایهگذاران منطقی به دنبال پرتفویهای کارا هستند زیرا اینگونه پرتفویها باعث حداکثر شدن بازده مورد انتظار برای سطح معینی از ریسک، یا حداقل ریسک برای بازده مورد انتظار معینی میشود. با توجه به اهمیت این موارد، به چگونگی برآورد ریسک و بازده پرتفوی خواهیم پرداخت. برای تعیین یک پرتفوی کارا، لازم است بازده مورد انتظار و انحراف معیار بازده برای هر پرتفوی را مشخص کنیم. به همین منظور و برای محاسبۀ بازده مورد انتظار و انحراف معیار آن باید از مدل مارکویتز استفاده کنیم. مفروضات اساسی مارکویتز، مبنای مدل او را شکل میدهد. طبق مفروضات مارکویتز، سرمایهگذاران بازده را مطلوب دانسته و از ریسک گریزان هستند، به علاوه در تصمیمگیری منطقی عمل میکنند و تصمیمگیریهایی اتخاذ می کنند که باعث حداکثر کردن بازده مطلوب آنها میشود. بنابراین مطلوبیت سرمایهگذاران، تابعی است از بازده مورد انتظار و ریسک، که این دو عامل، پارامترهای اساسی تصمیمات مربوط به سرمایهگذاری هستند. در این مدل برای محاسبۀ بازده مورد انتظار و ریسک آن، معادلههایی ارائه شدهاست. پرتفویی که تشکیل میشود در طول چندین دوره نگهداری میشود. تئوری پرتفوی با وقایع مربوط به آینده و وقایع مورد انتظار در آینده سرو کار دارد. در صورتی که اگر بخواهیم تصمیمی را در خصوص پرتفوی و برای آینده اتخاذ کنیم باید از مقادیر مربوط به آینده استفاده کنیم. از طرف دیگر اگر بخواهیم عملکرد پرتفوی را برای دورههای قبل ارزیابی کنیم از مقادیر واقعی ریسک و بازده که مربوط به وقایع گذشته است استفاده میکنیم. تجزیه و تحلیل مارکویتز با به کارگیری مجموعهای از ورودیها باعث شناسایی پرتفوی کارا میشود، این ورودیها عبارتند از:
بازده مورد انتظار، E® ، برای هر اوراق بهاداری که مدنظر است.
انحراف معیار بازده ها، SD®، به عنوان معیار ریسک هر یک از اوراق بهادار.
کوواریانس میان نرخ بازده اوراق بهادار (جونز، ۱۳۹۱، ۱۵۶-۱۵۷)
این روش برای اولین بار توسط هری مارکویتز به بازار سرمایه معرفی شد که این تحقیق توانست برای این دانشمند بزرگ در رشته ی اقتصاد جایزۀ نوبل را به ارمغان بیاورد. اعتقاد اثبات شده در این روش بر بهینه سازی ریسک و بازده از طریق چندگونه سازی سهام استوار گردیده است. در این روش به اثبات رسیده که تقسیم سرمایه به سهام مختلف و بررسی چگونگی ارتباط بین آنان میتوان بدون تعدیل بازده، ریسک را کاهش داد. به تعبیری دیگر مارکویتز معتقد است که بازده سبد سهام برابر بازده وزنی تک تک سهام می باشد اما ریسک سبد الزاماً برابر ریسک وزنی آحاد سهام داخل سبد نبوده و این موضوع ارتباط کاملی با همبستگی یا عدم همبستگی بازده سهام تک شرکتهای درون سبد با یکدیگر دارد. بر این اساس اگر به طور اتفاقی تعداد ۱۰ سهام را از بازار انتخاب کنیم، مطمئناً ریسک این سبد از ریسک تک سهم های بازار کمتر خواهد بود. بر طبق تئوری مارکویتز بازده یک سبد سهام برابر میانگین وزنی تک تک سهام داخل سبد است. اما این موضوع در خصوص ریسک سهام یک سبد صادق نیست. اگر بتوانیم سبد سهامی تشکیل دهیم که بین تک تک سهمهای موجود در سبد کمترین ضریب همبستگی حاکم باشد در آن صورت میتوانیم مطمئن باشیم که ریسک سبد به طور یقین کمتر از وزن ریسک تک تک سهام تشکیل دهندۀ آن خواهد بود. برای بررسی دقیق این موضوع کوواریانس بین سهمهای یک سبد به صورت دو به دو محاسبه خواهند شد و ترکیبی به نظر مناسبتر خواهد رسید که تعداد کوواریانسهای منفی و مثبت آن دارای رابطهای منطقی باشند. در این مدل درصد تخصیص اجزای سرمایه به هر سهم دارای تأثیرات قابل توجهی خواهد بود. باور اینکه انتخاب تعداد سهام از صنایع مختلف الزاماً میتواند ما را به یک حاشیۀ امنیتی مناسب برساند، به طور قطع و الزام، قابل اتکا نخواهد بود، چه بسیار از سهمهایی که در صنایع مختلف قرار دارند اما اگر نمودار بازده آنان را با یکدیگر مورد مقایسه قرار دهیم شباهت های بسیاری در بین این دو قابل تشخیص خواهد بود و اگر این دو سهم را در قالب ریاضی نیز مورد مقایسه قرار دهیم خواهیم دید که دارای کوواریانس بسیار قوی با یکدیگر میباشند (شهدایی، ۱۳۸۸، ۸).
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
نظریۀ مدرن پرتفوی بر مبنای کارا بودن بازار بنا شده است. کسب اطلاعات دربارۀ بازار هزینه بر است و غیرممکن است که کلیۀ اطلاعات دربارۀ هر سهم را بدست آورد. بنابراین قیمتها به خوبی نمیتوانند منعکس کنندۀ اطلاعات باشند و بازار نمیتواند کارا باشد. بنابراین شناسایی سهامهایی که قیمتی پایینتر از ارزش ذاتیشان دارند بسیار مهم است.
انتقاد دیگر، بار محاسباتی ایجاد شده توسط کاربرد معادلۀ درجه دوم و ماتریس کوواریانس می باشد. این بار محاسباتی باعث مشکلات چالش برانگیزی در کاربرد آن در زندگی واقعی به علت تعداد زیاد سهامها می شود و به این علت است که سرمایه گذاران ترجیح میدهند از قواعد ساده به جای مدل های نظریۀ مدرن پرتفوی استفاده کنند.
انتقاد دیگر این است که نظریۀ مدرن پرتفوی ترجیحات سرمایهگذاران را نادیده میگیرد. علاوه بر این اغلب دیده شدهاست که در بهینه سازی پرتفوی، سرمایهگذاران، پرتفویهایی که زیر مرز کارای مارکویتز قرار دارند را انتخاب کردهاند. که این پدیده اینگونه میتواند توضیح داده شود که در حقیقت تمام اطلاعات مرتبط برای تصمیمات سرمایهگذاری منحصراً مربوط به ریسک و بازده نیست. بنابراین برخی معیارهای اضافی باید به معیار کلاسیک ریسک- بازده اضافه شود (Yunusoglu, Selim, 2013).
۲-۲ بخش دوم: سیستمهای خبره
ریشه اصلی سیستمهای خبره یا سیستمهای مبتنی بر دانش به حوزۀ مطالعاتی به نام هوش مصنوعی (AI) برمیگردد. AI به عنوان یک حوزۀ تحقیقی و مطالعاتی از سال ۱۹۴۰ آغاز به کار کرد. در طی ۶۰ سال بعد از ظهور AI، موفقیتها و شکستهای زیادی در رابطه با این علم ایجاد شدهاست. هوش مصنوعی قابلیتی است برای انجام وظایف و فعالیتهای رایانه که همانند انسان نیاز به دانش، دقت، استدلال، آموزش، فهم و قابلیتهای ادراکی دارد (Darlington, 2000, 2).
تحقیق درباره AI در دهۀ ۱۹۴۰ شروع شد، زمانی که اولین نسل رایانهها در مؤسسات تحقیقاتی به کار گرفته شدند. اساس منطق ماشینی مبتنی بر علم ریاضیات بوده است. در سال ۱۹۵۶، جان ماکارتی واژۀ هوش مصنوعی را در کنفرانسی در دانشکدۀ دارتموس آمریکا برای اولین بار به کار برد (الهی، رجب زاده، ۱۳۸۲، ۳). از پیامدهای توجه به هوش مصنوعی، حل مسائل عمومی از این طریق، ظهور KBS و سیستمهای خبرۀ تجاری بوده است.
از نقایص مدلهای موجود قبل از ظهور سیستمهای مبتنی بر دانش این بود که با افزایش اندازۀ مسائل، فضای جستجوی آنها به صورت نمایی افزایش مییافت. با خاص نمودن مسائل و تمرکز بر دانش خاصی که با مسأله کاملاً مرتبط است، می توان فضای جستجو را محدودتر نمود. بنابراین واقعیت تازهای در تحقیق در دهه ۱۹۷۰ آشکار شد که در انتظارش بودند و واترمن در آن اظهار داشت که: برای ایجاد یک برنامۀ هوشمند، آن برنامه باید با کیفیت بالا به نحوی که دانش خاصی در حوزۀ آن مسأله و مرتبط با آن باشد، طراحی گردد. لنا و گاتها این مورد را به نام اصل دانش نامیدند. آنها چنین اظهار داشتند:
“اگر یک برنامه بخواهد یک کار پیچیده را انجام دهد، باید پیرامون آن موضوع اطلاعات زیادی کسب کرده باشد. در صورت عدم وجود دانش دربارۀ مسأله، جستجو و استدلال هم وجود ندارد و این برای حل مسأله کافی نیست.”
اولین فعالیتهای سیستم مبتنی بر دانش در حوزههای زندگی واقعی نظیر تشخیص بیماریهای عفونی و پیشبینی منابع طبیعی معدنی در نواحی مختلف جغرافیایی بود. این فعالیتهای ابتدایی برای این بود که ببینند آیا این دیدگاهها در عمل قابل دسترسی هستند یا خیر. در این زمینه اولین سیستم طراحی شده سیستم DENDRAL بود. ادوارد فیگناوم این سیستم را برای ارزیابی و تشخیص ساختارهای شیمیایی مولکولهای ناشناخته مورد استفاده قرار داد. از آنجایی که این سیستمها نیاز به خدمات یک فرد متخصص داشتند به نام سیستمهای خبره شناخته شدند. آنها همچنین سیستمهای مبتنی بر دانش یا سیستمهای دانش نیز نامیده شدند، زیرا که در حوزۀ مشخصی از دانش مرتبط با آن حوزه مورد استفاده قرا میگرفتند و شاخۀ جدیدی از علم نسبتاً پیچیده و جدید هوش مصنوعی هستند که دانش و روش های استنتاجی را به کار میبرند. در جدول ۲-۱ میتوان برخی سیستمهای خبرۀ تجربی را مشاهده کرد.
بسیاری از سیستمهای خبرۀ ساخته شده در سال ۱۹۷۰ اساساً به صورت آزمایشی طراحی گردیده و محدود به تحقیقات دانشگاهی میشدند. در دهه ۱۹۸۰ انتقال تحقیقات آزمایشگاهی سیستمهای خبره به سیستمهای تجاری آن آغاز شد. در این میان XCON اولین سیستم بود. DEC نیز که در اوائل دهه ۱۹۸۰ ساخته شد یک سیستم موفق بود که صرفهجویی مالی زیاد و نرخ بازده زیادی در کوتاه مدت را برای شرکت داشت. جدول ۲-۲ تعدادی از فعالیت های سیستم های خبرۀ تجاری را نشان میدهد.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
یک سیستم خبره، سیستم اطلاعاتی مبتنی بر دانشی است که دانش خود را دربارۀ حوزۀ کاربری خاص و پیچیدهای به کار میگیرد تا به عنوان مشاوری خبره برای کاربران نهایی عمل کند. سیستمهای خبره از طریق ایجاد استنباطهای انسان مانند، دربارۀ دانش موجود در یک پایگاه دانش خاص به پرسشهای حوزهای بسیار خاص از مسائل پاسخ میدهند. همچنین آنها باید قادر باشند استدلال و نتیجهگیری خود را برای کاربر توضیح دهند (اُبراین، ۱۳۸۶، ۳۱۶).
سیستم خبره یک سیستم رایانهای است که با استفاده از دانش، حقایق و روشهای استدلالی، مسائلی را حل میکند که نیاز به توانایی افراد خبره دارند (Martin, Oxman,1988,43).
سیستم خبره یک نرم افزار رایانهای برای تصمیمگیری است که حتی فراتر از مهارت انسان در حوزههای خاص و ظریف به یک سطح عملکردی و مقایسهای دسترسی مییابد (Trippi, Turban, xii)
سیستم خبره به سیستم یا برنامه رایانهای گفته میشود که با به کارگیری یک یا چند تکنیک هوش مصنوعی قادر به انجام فعالیتهایی است که به طور سنتی توسط دانش و مهارت انسان خبره انجام می گیرند (الهی، رجب زاده، ۱۳۸۲،۱۲)
۲-۲-۲ مزایای سیستمهای خبره
مزایای سیستمهای خبره میتواند هم برای سازمان و هم برای کارکنانی که داخل سازمان کار میکنند، مطرح شوند. این مزیتها به شرح زیر هستند:
۲-۲-۲-۱ مزایای سازمانی
حفظ دانش: دانش این سیستمها دائمی است، برخلاف انسان که ممکن است استخدام یا بازنشسته شود و یا مسائل دیگری برای وی اتفاق بیفتد.
توزیع دانش: دانش میتواند از طریق سیستمهای طراحی شده به سایتهای دیگر در هر جای دنیا با استفاده از شبکه یا کپی برداری سیستم خبره روی یک سخت افزار مجزا، انتقال یابند.
آموزش: سیستمهای خبره توانایی شرح و تبیین یک مسأله را دارند. استفادهکنندگان سیستم می توانند زنجیره استدلال تصمیمات اتخاذ شده را بفهمند و درک بهتری از حوزۀ مسأله داشته باشند.
تأثیر رقابتی: سیستمهای خبره به یک سازمان اغلب توانایی رقابت میدهند. به طوریکه بتواند سرعت عکس العمل و پاسخ خود را افزایش دهد و دقت تصمیمات خود را بالاتر برد.
کاهش هزینه: به اشتراک گذاشتن رایانهها هزینه زیادی ندارد و منابع مهمی مصرف نمیکند (بجز هزینههای انرژی و نگهداری) و نیز هزینه ایجاد تخصص برای استفاده کننده رایانه پایین است.
افزایش بهرهوری و میزان تولید: سیستمهای خبره از انسان سریعتر عمل میکنند. برای مثال سیستم خبره XCON به شرکت DEC کمک نمود تا تولیدات رایانههای کوچک خود را بر طبق سفارش مشتریان به چهار برابر افزایش دهد. با کمک این نرم افزار، DEC تولید سفارشی انبوه را در برنامهریزی تولید خود به کار برده است.
افزایش کیفیت محصولات: سیستمهای خبره قادر به افزایش کیفیت سازمانهای تولیدی هستند. برای مثال سیستم خبره XCON میزان محصولات معیوب سفارشی را از ۳۵ به ۲ درصد کاهش داده است.
حل مشکل کمیابی تخصص: در بسیاری موارد متخصصان یا در حال بازنشسته شدن و یا ترک شغل خود هستند و یا اصلاً حوزۀ جغرافیایی کار این متخصصان آنقدر زیاد است که امکان در دسترس بودن و یا استفادۀ مناسب از آنها وجود ندارد.
انجام کار و فعالیتها در محیطهای کاری خطرناک: در بسیاری از کارها ضرورت وجود دارد که نیروی انسانی در محیطهای خطرناک کار کند. سیستمهای خبره با استفاده از اطلاعاتی از حس گرهای قرار داده شده در این محیطها، تصمیمگیریها و کارها را انجام میدهد و ضرورتی برای ورود انسان به این محیطها که ممکن است عوامل خاص جوی مثل گرما، رطوبت و غبارهای سمی در آنها باشد وجود ندارد.
قابلیت اعتماد: سیستمهای خبره قابلیت اعتماد بالایی دارند. این سیستمها معمولاً خسته یا بیمار نمیشوند، اعتصاب نمیکنند، مشاجره و بحث نمیکنند و معمولاً در حل یک مسئله به جزئیات میپردازند.
افزایش توانایی سیستمهای رایانهای: ترکیب سیستمهای خبره با دیگر سیستمهای هوش مصنوعی موجب افزایش کارایی این سیستمها، کار سریعتر و تولید نتایج با کیفیت بالاتر میشود.
توانایی تصمیمگیری و کار با اطلاعات ناقص و نامعین: سیستمهای خبره مانند انسان توانایی پرورش پردازش دادههای نامعین را دارند. کاربر میتواند به بعضی سؤالات پاسخ ” نمیدانم” یا مطمئن نیستم” را بدهد.
حذف نیاز برای بعضی تجهیزات گران قیمت: در بسیاری موارد، نیروی انسانی برای کنترل و نظارت متکی به وسائل و ابزار گران است. استفاده از سیستمهای خبره موجب می شود که این وظایف سریعتر و بهتر انجام شوند.
انعطاف پذیری: سیستمهای خبره توانایی انعطافپذیری در سازمانهای تولیدی و خدماتی را دارند. برای مثال در DEC دیده شد که سفارشات میتوانند با توجه به نیاز مشتریان صورت گیرند. بدون وجود نرم افزار سیستم خبره، DEC نمیتوانست درخواست های مشتریان را پاسخ گوید.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
سیستمهای خبره، به منزله شاخهای از هوش مصنوعی در نظر گرفته میشوند. زیرا روش حل مسائل در آن ها بر اساس ابتکار (سعی و خطا) است. این روش رسیدن به جواب، با روش الگوریتمی متفاوت است. الگوریتم، روش مرحله به مرحله برای رسیدن به جواب است؛ برای مثال، فرایند کاری حقوق و دستمزد کارکنان در یک شرکت، که از یک روش الگوریتمی استفاده میکند، شامل وارد کردن ورودیها، مانند ساعات کاری کارکنان، نرخ اضافه کاری و غیره است که خروجی آن فهرست پرداخت حقوق کارکنان است. گامهای این روش شامل پردازش دادههای بررسی شده برای تولید اطلاعات است. در بیش تر مسائل و فرآیند ها از روش الگوریتمی استفاده میشود. روش جستجوی ابتکاری، از طرف دیگر، یک مسأله را با سعی و با توجه به هدف از قبل تعیین شده حل میکند. مثال خرابی رایانه که بیان گردید، مثالی از روش جستجوی ابتکاری است. مثالهای بیشمار دیگری وجود دارند که بسیاری از آنها در زندگی روزمره اتفاق میافتند؛ برای مثال رانندۀ یک وسیله نقلیه که به دنبال جایی برای پارک وسیلۀ خود میگردد از روش الگوریتمی استفاده نمیکند.
۲-۲-۶ مدل کلی سیستمهای خبره
سیستم خبره شامل دو عنصر مهم میباشد:
الف) موتور استنتاج: برنامهای است که با تجزیه و تحلیل قواعد و دانش ذخیره شده در مخزن دانش نتایج منطقی را ارائه مینماید. هوش سیستم خبره (یعنی مکانیزمی که به ترکیب این دانش با اطلاعاتی که بدست میآورد میپردازد) موتور استنتاج نامیده میشود. دو روش استنتاج در سیستمهای خبره وجود دارد: زنجیرۀ روبه جلو و زنجیرۀ رو به عقب. زنجیرۀ رو به عقب استنتاجی است که از واقعیت ها به سمت نتایج پیش می رود درحالیکه استنتاجی که از سمت فرضیه ها به عقب، یعنی واقعیت ها حرکت می کند زنجیرۀ رو به عقب نامیده می شود.
ب) پایگاه دانش: پایگاه دانش سیستم خبره عبارت است از (۱) حقایقی دربارۀ یک حوزۀ خاص مورد نظر و (۲) فرآیندهای اکتشافی (قواعد سرانگشتی) که رویههای استدلال یک فرد خبره را دربارۀ یک موضوع بیان میکنند. روشهای بسیاری برای ارائۀ این دانش در سیستمهای خبره وجود دارد. مثالهای آن عبارتند از روشهای ارائۀ دانش مبتنی بر قاعده، مبتنی بر چارچوب، مبتنی بر شیء و مبتنی بر مورد (اُبراین، ۱۳۸۶، ۳۱۷). از تخصص و دانش افراد خبره جهت ساخت پایگاه دانش استفاده می شود. دانش میتواند به صورت قواعد (Rules) و یا موردها (Case) در پایگاه دانش ذخیره شود. یکی از مهمترین مسائلی که در ارتباط با طراحی سیستمهای خبره وجود دارد فرآیند ایجاد پایگاه دانش از طریق کسب دانش از افراد خبره میباشد.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
واسط کاربری: مکانیزمی که کاربر و خبره با هم ارتباط برقرار مینمایند.
امکان تبیین: استنتاج سیستم را به کاربر توضیح میدهد.
حافظه: پایگاه دادهای از واقعیتها که توسط قواعد به کار میرود.
موتور استنتاج: استنتاج هایی با تصمیمگیری در مورد اینکه چه قواعدی توسط واقعیتها ارضاء میشوند را ایجاد میکند ، قواعد ارضاء شده را اولویتبندی میکند و قواعد دارای بالاترین اولویت را اجرا میکند.
لیست کارها: لیست اولویتبندی شده از قواعدی که توسط موتور استنتاج ایجاد شده و الگوهایش توسط واقعیتهای حافظه ارضاء شدهاند.
امکان اخذ دانش: راهی اتوماتیک برای کاربر برای وارد کردن دانش در سیستم به جای داشتن مهندس دانش که دانش را کدگذاری مینماید (Giarratano, Riley, 1989, 32).
شکل ۲-۳ ساختار یک سیستم خبره مبتنی بر قاعده)Giarratano, 1998)
۲-۲-۸ کاربردهای سیستم خبره
در ابتدا کاربر نهایی از طریق تعامل با سیستم رایانهای مسئلۀ خود را جهت مشورتگیری از سیستم خبره تشریح مینماید. سیستم خبره سؤالاتی را از کاربر نهایی میپرسد، پایگاه دانش خود را برای حقایق و قوانین و سایر دانش ها جستجو نموده، فرآیند استدلال خود را طبق درخواست توضیح میدهد و دربارۀ موضوع مورد بررسی توصیۀ کارشناسی شده به کاربر میدهد. سیستمهای خبره برای انواع بسیار متفاوتی از کاربردها استفاده میشوند و انتظار میرود تنوع کاربردها همچنان ادامه پیدا کند. شش دستۀ عمدۀ فعالیتهای سیستم خبره با مثالهایی خاص از کاربردهای حقیقی سیستم خبره در جدول زیر نشان داده شده است (اُبراین، ۱۳۸۶، ۳۲۰).
استفاده از قواعد برای بازنمایی دانش
تفاوت سیستمهای خبره با دیگر برنامههای متداول این است که سیستمهای خبره، خلاف برنامههای متداول که پردازش اطلاعات را انجام میدهند، به پردازش دانش میپردازند. دانش در یک برنامه رایانه ای به شکل قواعد مشخص شده است. آنها نحوۀ جستجو را ذخیره کردهاند که کارشناس خبره را هدایت میکنند. به طور کلی قواعد در سیستمهای خبره به صورت زیر بیان میشوند.
اگر شرایط
آنگاه عملگرها (اقدامات)
فعالیتها اجرا میشوند، اگر شرایط فراهم شده باشد. قواعد ایجاد شده در این موارد، به نام پایگاه دانش نامیده میشوند. بیشتر سیستمهای خبره با استفاده از قواعد توسعه پیدا میکنند و به همین دلیل، سیستم های مبتنی بر قاعده[۱] نامیده میشوند. ولی همه سیستمهای خبره با توجه به این قواعد توسعه پیدا نمی کنند و لذا شیوههای دیگر بازنمایی، نظیر چارچوبهای[۲] شبکههای معنیشناسی[۳] یا منطق ممکن است به کار روند.
تفاوت سیستمهای خبره با دیگر برنامههای متداول این است که سیستمهای خبره، خلاف برنامههای متداول که پردازش اطلاعات را انجام میدهند، به پردازش دانش میپردازند. دانش در یک برنامه رایانه ای به شکل قواعد مشخص شده است. آنها نحوۀ جستجو را ذخیره کردهاند که کارشناس خبره را هدایت میکنند. به طور کلی قواعد در سیستمهای خبره به صورت زیر بیان میشوند.
اگر شرایط
آنگاه عملگرها (اقدامات)
فعالیتها اجرا میشوند، اگر شرایط فراهم شده باشد. قواعد ایجاد شده در این موارد، به نام پایگاه دانش نامیده میشوند. بیشتر سیستمهای خبره با استفاده از قواعد توسعه پیدا میکنند و به همین دلیل، سیستم های مبتنی بر قاعده[۱] نامیده میشوند. ولی همه سیستمهای خبره با توجه به این قواعد توسعه پیدا نمی کنند و لذا شیوههای دیگر بازنمایی، نظیر چارچوبهای[۲] شبکههای معنیشناسی[۳] یا منطق ممکن است به کار روند.
به طور کلی یک سیستم فازی، هر سیستم مبتنی بر منطق فازی میباشد که در آن منطق فازی میتواند به عنوان مبنایی برای نمایش فرمهای مختلف دانش و یا در مدلسازی تاثیرات متقابل و روابط بین متغیرهای سیستم به کار رود. سیستم های فازی به عنوان ابزار مهمی برای مدلسازی سیستمهای پیچیده میباشند که به خاطر پیچیدگی یا غیر دقیق بودن اینگونه سیستمها ابزارهای معمولی کارایی ندارند. برای گنجاندن عدم قطعیت و ماهیت طبیعی تجرید در روش تصمیمگیری انسان در سیستمهای هوشمند، سیستمهای خبره فازی روش کارا و دقیقتری را پیشنهاد میکنند. زیرا این روش سعی دارد که تقریب، عدم قطعیت و شرایط مرزی کیفی را از طریق مجموعههای فازی با توابع عضویت مربوطه به نمایش گذارد. سیستمی با چنین قابلیت انعطاف پذیری، توابعی که به اصطلاحات انسان یعنی قوانین زبانشناختی اگر- آنگاه نزدیک میباشند را پیاده سازی و ارزیابی میکند. این عمل با استفاده از منطق فازی که از پشتوانۀ محکم و محرز ریاضی برخوردار است صورت میگیرد. این موضوع ثابت شده است که سیستمهای خبرۀ فازی سیستم هایی قابل اعتماد و مقاوم و پیاده سازی آنها به راحتی انجام پذیر است (Rogers, Li, 1993).
ضرورت اصلی در طراحی یک سیستم خبرۀ فازی این است که نخست باید به جمع آوری دانش در مورد مسألۀ مورد نظر پرداخت و از طریق کد کردن دانش جمع آوری شده به صورت قانون اگر- آنگاه، پایگاه قانون ایجاد نمود. پایگاه دانش یک سیستم فازی مبتنی بر قانون از دو قسمت پایگاه داده و پایگاه قواعد تشکیل شده است. پایگاه داده شامل تعاریفی مانند ضریب مقیاسی و پارامترهای توابع عضویت مجموعه های فازی میباشد که این توابع معانی مربوط به اصطلاحات زبانشناختی را مشخص میکنند. در پایگاه قواعد، قواعد فازی جمع آوری میشوند. یک طرح کلی از یک سیستم خبرۀ فازی در شکل ۲-۳ نشان داده شده است.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
بررسی نرمافزارهای مورد استفاده برای طراحی سیستم خبره
برنامههای کامپیوتری جهت سیستمهای خبره به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
زبان ها (Languages)
برنامههای کاربردی (Tools)
پوستهها (Shells)
زبانها: یک مترجم دستورات است که به نحو بخصوصی نوشته شده است. یک زبان سیستم خبره همچنین موتور استنتاج برای اجرای بیانیههای زبان فراهم میکند. بسته به کاربرد، موتور استنتاج ممکن است زنجیره رو به جلو، زنجیره رو به عقب و یا هر دو را فراهم کند (Giarratano, Riley, 1989,22). برخی از زبانهای برنامه نویسی که برای طراحی سیستمهای خبره به کار می روند شامل C، Prolog، JAVA، C++ میباشند. Prolog به خاطر استفاده از زنجیرۀ رو به عقب، دارای مزایای بسیاری برای سیستمهای تشخیصی میباشد. این زبان برای طراحی سیستمهای خبره با شل[۱] و برنامههای کمکی به کار میرود.
Tools: یک زبان به علاوه برنامههای سودمند مرتبط برای تسهیل توسعه، اشکال زدایی و تحویل برنامه های کاربردی. برنامههای سودمند میتوانند شامل ویرایشگران متنی و گرافیکی، اشکال زداها، مدیریت فایل و حتی مولدان کد باشند (همان منبع، ۲۲)
Shells: یک Tool با مقصود خاص که برای انواع قطعی کاربردها طراحی شدهاست که در آن کاربر باید فقط پایگاه دانش را عرضه کند. مثال کلاسیک آن EMYCIN Shell است (همان منبع، ۲۳). برخی از پوستهها که جهت طراحی سیستم خبره بهکار میروند عبارتند از: Nexpert، Knowledgepro، VP- Expert، GURU و ….. .
۲-۲-۱۲ مقایسه سیستمهای خبره و سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری
سیستمهای پشتیبان تصمیمگیری (DSS)[2] شاخهای از علم تحقیق در عملیات هستند که به دلیل نیاز به فنون کمی کردن مسائل پیچیدۀ مدیریت ایجاد شدهاند.
بیش تر موفقیت تحقیق در عملیات در سه دهه اخیر به دلیل نگرشهای سنتی این علم بوده است که نیاز به محاسبات زیاد و پیچیده داشتهاند. DSS کاربرد تحقیق در عملیات در پشتیبانی از فرآیندهای تصمیم گیری مدیریتی را شامل میشود. خصوصیات اصلی DSS به شرح زیر است:
دسترسی سریع مدیریت به اطلاعاتی که در فرآیند تصمیمگیری مورد نیاز هستند.
تلفیق فنون تحقیق در عملیات با استفاده از نرم افزار پردازش اطلاعات را موجب میشود.
توانایی مدیران تصمیمگیرنده را گسترش میدهد و با این کار تأثیر فرآیند تصمیم گیری مدیریت را بهبود میبخشد.
به مدیریت کمک میکند تا به مسائل ساختار نایافته بپردازد (یعنی مسائلی که به تنهایی با فنون ساختار یافته تحقیق در عملیات قابل حل نیستند).
۲-۲-۱۳ تفاوت بین DSS و سیستمهای خبره
بسیاری از افراد در تشخیص رابطۀ بین DSS و سیستمهای خبره دچار سردرگمی میشوند. DSS به تصمیمگیرندگان در پردازش دادهها و استفاده از فنون تحقیق در عملیات کمک میکند ولی سیستمهای خبره خودشان تصمیم گیرندهاند. در عمل سیستمهای خبره به منظور اهداف مشاورهای مورد استفاده قرار میگیرند. یعنی تصمیمگیرندگان در کار سیستم های خبره در حد کنترل کننده، تنها نقش ارائه مشاوره به سیستم جهت تصدیق و تأیید و یا دادن دستورالعمل اثر خاص را دارد.
خصوصیات دیگر که DSS و سیستم های خبره را از هم جدا می کنند به شرح زیر می باشند:
جواب های بدست آمده از سیستم های خبره در مسائل ریاضی بهینه سازی (تحقیق در عملیات) به کار نمی روند، ولی جواب های DSS برای حل اینگونه مسائل به کار گرفته می شوند.
سیستم های خبره در مورد مسائلی به کار گرفته می شوند که بیان اهداف و مأموریتهای آن ها در قالب اعداد و ارقام (کمی) امکان پذیر نیست.
به خاطر توانایی استدلال سیستمهای خبره، این سیستم ها برای گزینههای استنتاجی به عنوان بخشی از فرآیند راه حل مؤثر به کار گرفته میشوند که ممکن است شامل سناریوهای چه- اگر[۳] باشد.
DSS اغلب به فرد تصمیمگیرنده با ارائه تجزیه و تحلیلهای کمی و کیفی کمک میکند درحالیکه سیستم خبره سعی در جایگزینی با تخصص انسان یا خود متخصص دارد. تفاوت بین این دو در جدول بیان شده است.
گرایش بلندمدت: تحلیل بنیادی برای سرمایهگذاریهای بلندمدت که مبتنی بر گرایش و روند بلندمدت میباشند مفید است. توانایی تشخیص و پیشبینی روندهای اقتصادی، دموگرافی (ساختار جمعیتی)، تکنولوژی و یا روند مصرف میتواند برای سرمایهگذار در تعیین و انتخاب صنایع خوب و یا شرکتها مفید باشد.
تشخیص و تعیین ارزش: به نظر میرسد که تحلیل بنیادی برای شناسایی شرکتهایی که از ارزش خوبی برخوردارند، کمک میکند. تحلیل بنیادی کمک میکند به کشف و شناسایی شرکت هایی با دارایی های با ارزش، ترازنامۀ قوی، سود پایدار و قدرت دوام و تداوم.
فهم تجارت: یکی از مشهودترین پاداش تحلیل بنیادی اما غیر محسوس ، درک کامل از تجارت و داد و ستد است. بعد از تلاش، جستجو و تحلیل، یک سرمایه گذار با درآمدهای کلیدی و عوامل محرک و مؤثر بر سود و منافعی که پشت یک شرکت قرار دارند آشنا خواهد شد. درآمدها و انتظارات منافع آتی می تواند عامل قوی از قیمت دارایی باشند. درک خوب از بازار میتواند به سرمایه گذار کمک کند که از شرکتهایی که تمایل به سقوط و افت دارند دوری کند. درنتیجه درک تجارت، در تحلیل بنیادی به سرمایه گذاران اجازه میدهد که درک خودشان را از محرک ارزش کلیدی در یک شرکت و یا شرکتها در یک صنعت توسعه دهند. قیمت سهام به سختی به وسیلۀ گروه صنایع منعکس میشود. اما با مطالعه در گروهها، سرمایهگذار وضعیت بهتری در انتخاب صنایع دارد.
شناسایی جایگاه شرکت در گروه: سهامها در یک گروه حرکت میکنند. بر اساس تجارت یک شرکت، سرمایه گذاران بهتر موقعیت خودشان را برای طبقه بندی سهام در گروههای وابسته به آنها تعیین میکنند (رفیعی امام، ۱۳۸۷، ۱۲۴).
۲-۳-۱-۲ نقاط ضعف تحلیل بنیادی
محدودیت زمان: تحلیلهای بنیادی ممکن است بینش و آگاهی بسیار خوبی را ارائه دهند، اما میتوانند به طور فوق العادهای زمان بر باشند. مدلهای زمان بر اغلب ارزیابی ضد و نقیضی از قیمت جاری در بازار سهام دارند. همچنین بیشتر سرمایه گذاران انفرادی وقت و دانش کافی برای ارزشیابی کامل شرکت ها را ندارند. تحلیل گران بنیادی بر اساس آمارهای ارائه شدۀ شرکتها تصمیم میگیرند. اگر شرکتی آمار و ارقام دقیقی ارائه نکند پیشبینیها تحقق نخواهد یافت. اگر شرکتی میزان درآمدش را به طور دقیق و درست به شما اعلام نکند تحلیل بنیادی در اینجا به تنهایی نتیجه بخش نخواهد بود و شما نیازمند حسابداری ماهر و با تجربه هستید تا حقایق را برایتان آشکار کند.
مشکل دیگر تحلیل بنیادی این است که استنباطهای شما از میزان درآمد آینده مبتنی بر حدس و گمان است نه بر اساس واقعیت و لذا امکان اثبات آن وجود ندارد.
تحلیل بنیادی سهام شرکتها عوامل روانشناختی تأثیرگذار بر قیمت سهام را در نظر نمیگیرد.
۲-۳-۱-۳ برخی از شاخصهای بنیادی مورد استفاده در این پژوهش عبارتند از:
۲-۳-۱-۳-۱ شاخص
اولین بار که شاخص (نسبت قیمت به درآمد) در نشریات مالی دنیا در سال ۱۹۷۲ میلادی مطرح شد کمتر کسی پیشبینی میکرد که این شاخص چه کاربردهای فراوانی میتواند در بازار اوراق بهادار داشته باشد. یکی از سادهترین و کاربردیترین شاخصها برای نشان دادن عملکرد بازار بورس اوراق بهادار در قیاس با بازارهای یک منطقه و یا عملکرد یک شرکت در قیاس با دیگر شرکتها در بازار بورس، شاخص است.
“نسبت قیمت به درآمد” که از تقسیم آخرین قیمت هر سهم (price) بر آخرین درآمد برآورده شده هر سهم (Earnings Per Share) به دست میآید به عنوان یک شاخص معتبر در ردیف شاخصهای بورس تهران قرار گرفتهاست. مبنای محاسبه برای کل بورس تهران از تقسیم ارزش کل بازار بر جمع سود قبل از کسر مالیات برآوردی شرکتهای پذیرفته شده به دست میآید. چنانچه شرکتی درآمد هر سهم خود را برای سال جاری برآورد و گزارش نکرده باشد، کماکان EPS سال قبل در محاسبه منظور می شود. ضمناً شرکتهایی که زیانده میباشند در محاسبات مربوط به نسبت دخالت داده نمیشوند. بدیهی است در این صورت ارزش جاری شرکتهای فوق نیز از ارزش بازار کم میشوند.
مهمترین نکته در مورد نسبت سهام این است که میتوانید به سرعت و به آسانی سهام شرکتها را با یکدیگر و یا صنایع و گروههای دیگر مقایسه کنید. بسیاری از سرمایهگذاران بر اساس این نسبت اقدام به خرید سهام شرکتها میکنند. برای مثال سرمایهگذاران ارزشی به دنبال شرکتهای ممتازی هستند که سهامشان را به قیمت مناسب به فروش میرسانند و خرید سهام با نسبت پایینتر را ترجیح میدهند. از سوی دیگر سرمایهگذاران در سهام پر رشد، طرفدار سهام با نسبت بالا هستند زیرا به اعتقاد آنان درآمد شرکت نیز در آینده افزایش خواهد یافت.
با این همه، خرید سهام بر مبنای پیشبینی درآمد آیندۀ شرکت برای بسیاری از سرمایهگذاران نتیجه معکوسی به بار آورده، چون گاهی اوقات پیشبینی درآمد آیندۀ شرکت به دلیل خوش بینی تحلیلگران بیش از حد برآورد می شود. با این حال امروزه سوء برداشتهای زیادی نسبت به رایج شده، در واقع نمیتوان به دلیل پایین بودن نسبت یک سهم، اقدام به خرید آن سهام کرده و به دلیل بالا بودن نسبت قیمت به درآمد یک سهم از خرید آن سهم چشم پوشید (گرچه ریسک این کار بیشتر است). به طور کلی میتوان از نسبت برای تعیین ارزش هر سهم در مقایسه با همردهها و کل بازار بهره گرفت. استفاده از نسبت یکی از الگوهای رایج و ساده تعیین ارزش هر سهم است که با ضرب سود مورد انتظار (EPS) با آن، ارزش هر سهم به دست میآید. استفاده از صنعت حدود تقریبی قیمت انتظاری سهم را بهتر مشخص مینماید. نکته قابل توجه این است که اگر بخواهیم شرکتها را براساس شاخص شان با یکدیگر مقایسه کنیم، این مقایسه فقط محدود به شرکتهایی میشود که در یک گروه یا صنعت خاص قرار دارند. درواقع دو شرکت کاملاً متفاوت را برای ارزشگذاری بهتر آنها نمیتوان با هم مقایسه کرد. از لحاظ نظری، یک سهم به ما میگوید که سرمایهگذاران چند ریال حاضرند به ازای هر ریال سود یک شرکت پرداخت کنند. به عبارت دیگر اگر یک سهم ۱۵ باشد به این معنی است که سرمایه گذاران حاضرند ۱۵ ریال برای هر ریال از سود این سهم بپردازند. از این رو به آن ضریب سهام نیز گفته میشود. حال اگر شرکتی در حال رشد باشد، انتظارات و خوش بینی بازار و سهامداران از آینده رشد آن شرکت را نوید میدهد. افزایش و رشد زمانی رخ میدهد که انتظارات رشد در عایدات سالانه شرکت مورد نظر وجود داشته باشد و در چنین شرایطی سهام شرکت نیز در حال افزایش میباشد. در چنین شرایطی سهام مورد نظر در ازای سود پایین و نسبت بالا میباشند. به عبارت دیگر اگر شرکتی بالاتر از میانگین بازار یا صنعت باشد بدین معنی است که بازار در ماهها و سالهای آینده انتظارات زیادی از سهام شرکت دارد و باید سودهای فزایندهای ایجاد کند و تا زمانی که انتظارات مثبت در خصوص رشد و عایدی شرکت وجود دارد شاخص رشد میکند تا این که به سطح آستانۀ خود برسد. از این مقطع به بعد که انتظارات رشد فزاینده به اتمام میرسد و درواقع یک رشد معمول و متداولی برای عایدات شرکت پیش بینی میشود. هرساله با افزایش سود و تعدیلات مثبت EPS شرکت نه تنها شاخص افزایش نمی یابد بلکه روند نزولی را نیز طی میکند و درنهایت به سطحی میرسد که بازده معقول و متداولی را برای سهام شرکت ارائه میدهد. در چنین شرایطی قیمت سهام شرکت نیز در محدوده مشخص و معینی نوسان خواهد داشت و دیگر مانند حالت قبلی، روند رو به رشدی را تجربه نمیکند مگر این که مجدداً در سال های آتی شرایط تغییر کرده و عوض شود. علی رغم سادگی محاسبه شاخص ، تفاسیر مختلف و گوناگونی از این شاخص می توان ارائه کرد. تعیین اندازه و روند این شاخص بیشتر به تجربه و نوع بینش تحلیلگر از شرکت و صنعت مربوطه بستگی دارد. همچنین برای بررسی و مقایسۀ قدرت سهام می توان از نسبت شاخص شرکت به شاخص کل بازار یا صنعت مربوطه استفاده کرد (رفیعی امام،۱۳۸۷،۹۹-۱۰۱).
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
پیادهسازی فناوری RFID در مبارزه با قاچاق کالا از بعد فنی تا چه میزان امکانپذیر است؟
پیادهسازی فناوری RFID در مبارزه با قاچاق کالا از بعد مالی و اقتصادی تا چه میزان امکانپذیر است؟
پیادهسازی فناوری RFID در مبارزه با قاچاق کالا از بعد نیروی انسانی تا چه میزان امکانپذیر است؟
۱-۷-روش پژوهش
پژوهش حاضر از نظر نوع توصیفی -پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است، که هدف از آن توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است. به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد علمی دانش ، هدایت میشود(سرمد و دیگران ۱۳۸۱،ص ۷۹).
در روش توصیفی هدف پژوهش توصیف جز به جز یک موقعیت یا یک رشته شرایط است. هدف از این پژوهش، پاسخگویی به پرسشهایی مانند”چقدر” است. روش پیمایشی روشی برای به دستآوردن اطلاعاتی درباره دیدگاهها، باورها، نظرات، رفتارهای اعضای یک جامعه آماری از راه انجام پژوهش است. (خاکی ،۱۳۸۲، ص ۲۱۱).
۱-۸- قلمرو زمانی پژوهش
این پژوهش از نظر زمانی مقطعی است و نیمه دوم سال ۱۳۹۱ را در برمیگیرد.
۱-۹- قلمرو مکانی پژوهش
قلمرو مکانی این تحقیق بخش مبارزه با قاچاق کالای وزارت صنعت، معدن و تجارت و شرکت خدمات انفورماتیک راهبر میباشد.
۱-۱۰- قلمرو موضوعی پژوهش
قلمرو موضوعی پژوهش متمرکز بر بررسی امکانسنجی پیادهسازی فناوری RFID در مبارزه با قاچاق کالا است.
۱-۱۱- جامعه آماری و روش نمونهگیری
جامعه آماری این تحقیق تمامی کارشناسان وزارت صنعت، معدن وتجارت و شرکت خدمات انفورماتیک راهبر است و واحد تحلیل آماری نیز کارشناسان خبره در زمینه مبارزه با قاچاق کالا میباشند. در پژوهش حاضر تمامی جامعه مورد بررسی قرار گرفته است.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
به منظور آشنایی با فناوری RFID و همچنین امکانسنجی و قاچاق کالا، لازم است مروری تئوریک به مباحث مطرح در این مقوله صورت گیرد. در این فصل ابتدا اشارهای به فناوری RFID خواهد شد سپس این فناوری با بارکدهای دوبعدی مقایسه خواهد شد. در بخشهای بعدی به ترتیب به بررسی تاریخچه این فناوری، مزایای استفاده از این فناوری در بنادر به عنوان مهمترین مبادی ورودی کالاهای وارداتی به کشور، همچنین فرایند و ابعاد امکانسنجی و قاچاق کالا پرداخته میشود. در انتها نیز مروری بر پژوهشهای قبلی در این زمینه انجام میگیرد.
۲-۲-شناسایی از طریق امواج رادیویی[۱] : بررسی ادبیات موضوع و تاریخچه
پیشینه فناوری شناسایی از طریق امواج رادیویی به ارتش آلمان در سال ۱۳۴۰ و کشف فارادی[۲] محقق انگلیسی در سال ۱۸۶۴ مبنی بر اینکه نور و امواج رادیویی هر دو اشکالی از انرژی مغناطیس میباشند، باز میگردد (توفیقی،۱۳۸۵).
در همان سال یک فیزیکدان اسکاتلندی به نام ماکسول [۳] تئوری را پیرامون حرکت الکتریسیته و انرژی مغناطیسی در امواج متقاطع و با سرعت مساوی نور منتشر کرد.
در سال ۱۸۸۷ فیزیکدان آلمانی به نام هانریش رادولف هرتز [۴] ثابت کرد امواج متقاطع بلندی وجود دارند که میتوانند در سرعت نورحرکت نموده و منعکس میشوند، این انعکاس و قطبی شدن همچون نور است. در سال ۱۹۰۶ ایمست [۵]موفق به اثبات وجود امواج پیوسته و ارسال سیگنالهای رادیویی گردید، که این موفقیت شروع ارتباطات رادیویی مدرن بود. در اوایل قرن بیستم و خصوصا در کشاکش جنگ جهانی دوم تولد رادار در آزمایشگاههای علمی به خصوص توسط متفقین به عنوان تکنیکی برای تعیین اهداف،پیگیری و توسعه یافت.
در سال ۱۹۴۶ لئون ترمین ابزاری را برای دولت اتحادیه جماهیر شوروی اختراع کرد که قادر بود امواج رادیویی ایجاد شده ناشی از هرگونه وقایع و حوادث را در قالب صوت به محل مورد نظر انتقال دهد. این امواج صوتی با با به حرکت در آوردن دیافراگمی که به یک دستگاه مرتعشکننده متصل بود، بازتاب امواج رادیویی را به زبان قابل فهم ترجمه میکرد. این وسیله به عنوان نخستین دستگاه مبتنی بر ساختار رادیوشناسه شمرده میشود. ولی برخی منابع معتقد میباشند که این فناوری از سال ۱۹۲۰ در بین کارشناسان رواج داشته و در دهه ۱۹۶۰ تکمیل شده است که مقدمات شکوفایی RFID به وسیله همیلتون [۶] با تئوری الکترومغناطیس بوجود آمد (مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹).
سنسورها و نقاط کنترلی نیز بعد از سال ۱۹۶۰ پدید آمدند. دهه ۹۰، دورانی با اهمیت در سیر پیشرفت و شکوفایی RFID به شمار میآید. در این دهه برای اولین بار قابلیت پروتکلی چندگانه برای دریافت عوارض پدید آمد. ابزار فوق برای اولین بار در جهان، در سال ۱۹۹۱ در ایالت اوکلاهامای آمریکا و برای کنترل سرعت و اخذ عوارض وسایل نقلیه در نقاط متعدد بزرگراههای آن ایالت نصب گردید. بعد از آن در سال ۱۹۹۲ در منطقه هاستون نیز قرائتگرهای مربوط جهت ایجاد یک سیستم یکپارچه با همسایه جنوبی (اوکلاهاما) نصب شد. در اروپا نیز کاربردهای متعددی از تکنولوژی RFID در صنعت و اقتصاد ایجاد گردید. در این دهه این سیستم جهت کنترل استارت تعداد زیادی از خودروها مورد استفاده قرار گرفت. این سیستم با کاربریهایی چون کارتهای بازی، توزیع سوخت، اطلاعات وسایل نقلیه و … کاربری گسترده یافت. توسعه این فناوری در شرکت های بزرگی همچون بوش [۷]، الکاتل[۸] ، سیجیای[۹] و … ادامه یافت. در این دهه برخی از کاربردهای RFID از قبیل پرداخت عوارض و راههای ارتباطی، در کشورهای دیگری چون استرالیا، چین، برزیل، هنگ کنگ و … گسترش یافت. در سالهای اخیر نیز این تکنولوژی در بسیاری از عرصههای اقتصادی و صنعتی حاضر بوده، پیشرفتهای شگرفی خصوصا در ساخت پردازشگرهای خودکار و وسایل ارتباطی پدید آمده است.
به این علت که فناوری RFID اخیرا گسترش و رواج قابل ملاحظهای یافته است. بسیاری از افراد تصور می کنند که این تکنولوژی جدید و نو است در حالی که RFID از حدود سال ۱۹۷۰ وجود داشته است اما به دلیل قیمت بالای این وسیله تا سالهای اخیر در مصارف تجاری کاربرد زیادی نداشته است. طبق بررسیهای انجام شده مفهوم RFID به دهه ۱۹۴۰ برمیگردد که در زمان جنگ جهانی دوم با کشف فناوری تقریبا مشابهی به نام دوست شناخته شده [۱۰] مطرح گردیده است. دوست شناخته شده روشی برای متمایزسازی هواپیماهای جنگی دشمن و نیروهای خودی بود که توسط نیروی هوایی بریتانیا کشف و استفاده شد. و دوست شناخته شده مکانیزمی شبیه به RFID دارد.
یک تکنولوژی مشابه دیگر در سال ۱۹۴۵ توسط لئون ترمین [۱۱] کشف شد که یک وسیله جاسوسی بود و اطلاعات صوتی را با استفاده از امواج رادیویی انتقال میداد . در سال ۱۹۵۰ اولین تجارب فناوری رادیوشناسه، تجارب آزمایشگاهی بود. در سال ۱۹۶۰ پژوهشهای بنیادی پیرامون بکارگیری فرستندهگیرندههای یک بیتی برای کنترل کالا از طریق رادیویی آغاز شد . در سال ۱۹۷۰ نظارت بر حیوانات از طریق سامانههای RFID عملی شد.در سال ۱۹۷۳ تعداد ۳۷۱۳۱۴۸ مجوز کالا صادر شد که از فناوری RFID استفاده می کردند و جد RFID لقب گرفتند که دارای حافظه ۱۶ بیتی بودند. این مجوزها برای گمرک نیویورک صادر شده بودند. در سال ۱۹۷۶ در فرودگاه نیویورک مورد استفاده قرار گرفت و طی سالهای ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ ساخت سیستم رادیوشناسه برای برچسبهای غیرفعال آغاز شد. در سال ۱۹۷۸ در آزمایشگاه لوسآلاموس طراحی و مورد استفاده قرار گرفت. در سال ۱۹۸۰ ورود RFID در کنترل ایاب و ذهاب خودروها و کارکنان شرکتها در نروژ آغاز شد. طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ کاربرد رادیوشناسه برای جمعآوری عوارض خودروها شروع شد. در سال ۱۹۹۰ ورود RFID برای امنیت اسکیبازان و همچنین در پرداختهای الکترونیکی نیز به کارگرفته شد. در سال ۱۹۹۸ یک پرفسور بریتانیایی آن را بر روی انسان آزمایش کرد که موفقیتآمیز بود.
در این پژوهش برای جمعآوری اطلاعات مربوط به پاسخگویی به سوالات به طور عمده از روش میدانی استفاده شده است و همچنین در تدوین سوالات پژوهش و شاخصها از روشهای کتابخانهای (مطالعه کتابها، مقالات، مجلات، طرحهای پژوهشی و بانکهای اطلاعاتی اینترنتی) استفاده شده است.
جهت کسب اطلاعات مورد نظر از جامعه آماری و با هدف پاسخگویی به سوالات پژوهش از تکنیکها و ابزارهای مختلفی مانند پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده استفاده میشود، که پژوهش حاضر پرسشنامه و مصاحبه را برای جمعآوری اطلاعات مورد استفاده قرار داده است.
۱-۱۳- روش تحلیل دادهها
به طور کلی در تحلیل دادهها یک بعد کمی وجود دارد که از طریق محاسبات آماری خاص صورت میپذیرد و یک بعد کیفی آن که تحلیلها، استدلالات و استنتاجهایی است که بر اساس نتایج محاسبات آمار صورت میپذیرد تا بتوان در نهایت به جامعه تعمیم داد. در این پژوهش بر حسب نوع اطلاعات و هدف مورد نظر از آمار توصیفی استفاده میشود.
آمارتوصیفی: شامل محاسبه شاخصهای گرایش مرکزی و پراکندگی اعم از جداول فراوانی، میانگینها، نسبتها، درصد تغییرات و همچنین رسم نمودارهای هر یک از سوالات است.
۱-۱۴- شرح واژهها و اصطلاحات به کار رفته در پژوهش
۱-۱۴-۱-سیستم شناسایی از طریق فرکانسهای رادیویی
تعریف نظری: به سیستمی گفته میشود که در آن یک وسیله الکتریکی با استفاده از فرکانسهای رادیویی یا امواج الکترومغناطیسی با شناسهای که به یک کالا الصاق شده است ارتباط برقرار کند(سبحان منش و مقدسی، ۱۳۸۸) فناوری RFID به سرعت به یک فناوری کلیدی و موثر در عرصه صنعت و خدمات امروزی تبدیل شده است. تا آنجا که این فناوری به عنوان انقلابی در عرصه شناسایی اجسام شناخته میشود. این تکنولوژی شناخت اتوماتیک و بدون تماس با اشیا را با استفاده از امواج رادیویی، بدون نیاز به دید متقابل (اسکن از فاصله نزدیک و روبرو) برای انتقال اطلاعات مربوط ممکن میسازد(Ralf Drauz,2006).
تعریف عملیاتی:RFID مخفف سه واژه Radio Frequency Identification به معنای تشخیص با استفاده از فرکانس رادیویی است. شناسایی اجسام توسط فناوری RFID با استفاده از یک سری تگ نصب شده بر روی آنها و کدهای شناسایی از راه دور ذخیره و بازیافت میشود. تگهای مزبور اشیا کوچکی در اشکال مختلف هستند که قابلیت اتصال با جاگذاری در اجسام را داشته و در داخل خود دارای تراشه الکترونیکی و آنتن جهت دریافت یا ارسال امواج رادیویی به فرستنده و گیرنده RFID میباشند.
۱-۱۴-۲- قاچاق
قاچاق به کالاهایی اطلاق میشود که صاحبان آن می خواهند به طور مخفیانه و با عناوین تقلبی، کالای خود را بدون پرداخت عوارض گمرکی از گمرک خارج نمایند(بیابانی و سلطانی، ۸۶)
۱-۱۴-۳- امکانسنجی
امکانسنجی، به طور کلی به معنای بررسی و تجزیه و تحلیل شانس موفقیت یک پروژه یا کسبوکار است. به عبارت دیگر، هدف از مطالعات امکانسنجی تعیین میزان امکانپذیری و اجرایی بودن یک پروژه و ثمربخشی آن است.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
با همگانی شدن سیستمهای کامپیوتری و بکارگیری آنها در عرصه حاضر ، پردازش اطلاعات و استخراج نتایج مورد نیاز با سرعت بسیار بالا انجام میشود. گردآوری و وارد کردن دادهها به کامپیوتر، پردازش و نمایش نتایج با سرعت و دقت زیاد و توسط ماشین انجام میشوند. در حالی که مراحل گردآوری اطلاعات و وارد کردن دادهها به کامپیوتر که اصلیترین مراحل هستند، هنوز هم به نیروی انسانی متکی بوده و دقت و سرعت کاربر، عاملی تعیینکننده است. در واقع از دیدگاه بهرهوری کل سیستم، مراحل گردآوری اطلاعات و وارد کردن دادهها به کامپیوتر، گلوگاه سیستم خواهند بود، چرا که کاربر هیچگاه نخواهد توانست همگام با سرعت کامپیوتر، دادهها را گردآوری و وارد سیستم نماید و درصد بالای خطای در این مرحله عملا درصد خطای موجود در خروجی مجموعه را افزایش میدهد.
بنابراین ضرورت جایگزینی ماشین به جای انسان در این مراحل نیز اجتنابناپذیر است. وظیفه این جایگزینی را تکنولوژی شناسایی خودکار بر عهده دارند. شناسایی خودکار با جایگزین کردن تکنولوژی پیشرفته ماشین به جای انسان، عمل تشخیص دادهها، گردآوری آنها و ورود به کامپیوتر را از اختیار کاربر خارج ساخته و خود عهده دار این وظیفه خطیر میشود. این جایگزینی سبب رفع گلوگاههای سیستم و افزایش شدید بهرهوری کل مجموعه خواهد شد.
در واقع سیستم شناسایی[۱]به سیستمی اطلاق میشود که قادر به خواندن و تشخیص اطلاعات افراد یا کالاها و امثال آن باشد و به مجموعهای از فناوریها که از آنان برای شناسایی اشیا، انسان و حیوانات توسط ماشین استفاده میگردد شناسایی خودکار[۲] گفته میشود.(,۲۰۰۵ Charlie& et al).
به طور کلی شناسایی خودکار و گردآوری دادهها، روشی است که طی آن تجهیزات، خواه سختافزاری ویا نرمافزاری قادر به خواندن و تشخیص دادهها بدون کمک گرفتن از یک فرد هستند. هدف اکثر سیستمهای شناسایی خودکار، افزایش کارایی، کاهش خطای ورود اطلاعات و مانند اینها است که تاکنون نیز فناوریهای مختلفی مانند سامانههای بارکد، سیستم اثر انگشت، سیستم شناسایی با استفاده از قرنیه چشم، صدا، تشخیص کاراکترهای نوری، خواننده نشانگر نوری، سیستم تشخیص با استفاده از فرکانس رادیویی و مانند اینها به منظور شناسایی خودکار طراحی و پیادهسازی شده است که همگی نمونههایی از سیستمهای شناسایی هستند(روهینا ، ۱۳۷۸).
اجزای اصلی سیستمهای مبتنی بر RFID و نحوه عملکرد آن:
اجزای تشکیلدهنده سیستمهای مبتنی بر RFID شامل برچسب یا شناسه [۱]، داده خوان [۲]، زیرسیستم[۳] پردازش داده است.
۲-۵-۱- تگ یا برچسب یا شناسه
برچسبها وسیله شناسایی متصل شده به کالا، شی یا فرد هستند که ما میخواهیم آن را ردیابی کنیم. هر برچسب شامل دو قسمت اصلی تراشه جهت حفظ و تامین حافظه و آنتن جهت ارسال اطلاعات است. برای شناسایی هر شی یا شخص در سیگنالهای رادیوشناسه، نیازمند به نصب یک برچسب بر روی آن میباشیم. در مرحله نخست زیرلایه از جنس PVC، یا کاغذ و یا موادی نظیر آن در نظر گرفته میشود و سپس آنتن از جنس رسانا ( جهت برقراری ارتباط رادیویی با دستگاههای خواننده) بر روی آن قرار میگیرد. در مرحله بعد تراشه از جنس نیمههادی به آنتن جوش داده میشوند و دست آخر به وسیله یک لایه محافظتی پوشیده میشود که معمولا برای گریز از گزند رطوبت و آسیبهای متداول از لفاف پلاستیکی در ساخت آن استفاده شده است (مدیری، شیرافکن ، ۱۳۸۹).
۲-۵-۱-۱- فرکانسهای تگ
چهار باند فرکانسی اصلی برای برچسبهای RFID وجود دارد:
*فرکانس پایین: این نوع تگها در فرکانس ۱۲۰ تا ۱۴۰ کیلو هرتز عمل میکنند و عموما غیرفعال بوده ، از میدان نزدیک القا مغناطیسی[۸] استفاده میکنند( مقدسی ، سبحان منش ، ۱۳۸۸). در این بازه سرعت خواندن اطلاعات قرائتگر پایین بوده، دارای برد کمی بوده ( در حدود ۳/. متر) و بیشتر برای کاربردهایی مانند ردیابی حیوانات، کنترل دستی و …. استفاده میشود ( مدیری ، شیرافکن ، ۱۳۸۹).
تگهای فرکانس پایین در مواردی مثل آب، چوب، آلومینیوم قابل نفوذ بوده و در کاربردهای عمومی مانند شناسایی حیوانات [۹]، امنیت خودروها [۱۰]، سیستم اعلام متجاوز (هشداردهنده) و امور بازرگانی استفاده میشوند ( مقدسی ، سبحان منش ، ۱۳۸۸).
*فرکانس بالا : بازه فرکانسی بین ۵۵۳/۱۳ تا ۵۶۷/۱۳مگا هرتز است. در این بازه سرعت خواندن اطلاعات برچسب توسط برچسب خوان متوسط بوده و عموما غیرفعال بوده، از القا مغناطیسی برای انتقال اطلاعات استفاده میکنند (مدیری ، شیرافکن، ۱۳۸۹). تگهای فرکانس بالا در مواردی مثل آب، چوب، آلومینیوم به خوبی عمل کرده، نرخ انتقال داده آنها در مقایسه با تگ فرکانس پایین بیشتر و ارزانتر است. دامنه خواندن این تگها بین ۱ تا ۳۶ اینچ (۱ متر) است. تگهای فرکانس بالا معمولا در راهکارهایی مثل قفسههای هوشمند[۱۱]، کارتهای هوشمند[۱۲]، مدیریت کتابخانهها، بار مسافران و مانند اینها کاربری دارند و همچنین گستردهترین کاربری را در جهان هم اکنون دارا هستند (مقدسی ، سبحان منش ، ۱۳۸۸).
*فرکانس بسیار بالا: بازه فرکانسی آن بسته به استانداردهای موجود در هر کشور متفاوت است(مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹) به طور مثال در آمریکا نوع فعال آن معمولا در فرکانسهای ۴۳۳ مگا هرتز و نوع غیرفعال آن در فرکانسهای ۸۶۰ تا ۹۶۰ مگا هرتز عمل میکنند. به طور کلی تگهای غیرفعال فرکانسهای بسیار بالا در موادی مثل فلزات و آب کارایی ندارند. این تگها در فواصل بیشتر از ۳۶ اینچ (۱ متر) به خوبی عمل کرده و تا فاصله حدود ۱۰ متر این کارایی را حفظ میکنند(مقدسی، سبحان منش، ۱۳۸۸).
بهرهگیری از امواج رادیویی بعد دیگری از شناسایی خودکار است. اساس این ایده بر ارسال سیگنال به شی و دریافت بازتاب توسط گیرنده استوار است. در این روش، امواج رادیویی در مسیر عبور شی ارسال میگردد. گیرنده بسیار کوچکی متشکل از یک میکروچیپ و ارسالکننده علائم که به شی متصل شده (تگ)، این علائم را دریافت و سپس کد موجود در حافظه خود را به فرستنده اصلی (دادهخوان) ارسال میدارد. با دریافت توسط فرستنده اصلی، عمل شناسایی صورت میگیرد.
برخلاف تصور اکثریت مردم که تصور میکنند فناوری RFID یک فناوری جدید و نو است، باید اذعان داشت که سابقه RFID از دهه ۱۹۳۰ قابل پیگیری است. به عبارتی، RFID یا فناوری شناسایی از طریق امواج رادیویی یکی از قدیمیترین و پرکاربردترین تکنولوژیها بوده و با استفاده از پیشرفتهای نوین ایجاد شده خود را تبدیل به سیستمی بیرقیب نموده است. RFID دادهها را توسط ابزارهای ویژه خود، به صورت خودکار استخراج و با استفاده از ابزار مناسب انتقال داده، در زمان و مکان مورد انتظار در اختیار ما قرار میدهد. اکنون فناوری RFID با کاربردهای متنوعی که به دنیای کنونی ارائه نموده است، در زمینههای مختلف به کار گرفته میشود(Gao,2009).
۲-۴-مقایسه سیستمهای شناسایی مبتنی بر بارکد و سیستمهای شناسایی مبتنی بر RFID
بارکد یکی از سریعترین و دقیقترین روشهای ورود اطلاعات به سیستم است . آمار نشان داده است که در ورود اطلاعات با استفاده از صفحه کلید توسط انسان در بهترین حالت با ورود ۳۰۰ کاراکتر تقریبا یک کاراکتر نادرست وارد سیستم میگردد. تمامی این خصوصیات باعث میگردد که کارایی بارکد در زمینههای مختلف افزایش یابد (,۲۰۰۹ Karygiannis&et al).
یکی از مهمترین ویژگیهای سیستمهای مبتنی بر بارکد این است که دستگاههای خواننده بارکدها در صورتی عمل میکنند که برچسب در مسیر خط مستقیم دید[۱] آنها قرار گیرد، در حالی که در سیستمهای شناسایی مبتنی بر فناوری RFID، برای خواندهشدن تگ نیازی به قرار گرفتن در مسیر دید قرائتگر وجود ندارد. به دلیل ماهیت امواج الکترومغناطیسی، تگها حتی در فواصل چندین متری از قرائتگر نیز شناسایی میشوند. تگهای RFIDمیتوانند از فاصله بسیار دورتری نسبت به بارکد خوانده شوند.
در مقابل بارکدها، برچسب های RFIDمیتوانند محاسبات تراشهای را ارئه نمایند بنابراین از پروتکلهای نهایی برای تثبیت و تصدیق پشتیبانی میکنند و برای حریم خصوصی مناسب است ( Langheinrich, 2009). یکی دیگر از مزیتهای سیستمهای RFID نسبت به بارکد آن است که امکان شناسایی چندین تگ به طور هم زمان وجود دارد در صورتی که دستگاههای بارکد خوان این مزیت را ندارند. خواندن اطلاعات از طریق امواج رادیویی، با سرعت بسیار بالاتری نسبت به سیستمهای شناسایی میتنی بر بارکد صورت میگیرد . به عبارتی خواندن اطلاعات از بارکد بسیار زمانبرتر است.
از طرف دیگر، از آن جایی که بایستی بارکد برای خوانده شدن در مسیر دید مستقیم دستگاه بارکدخوان قرار گیرد، باید حتما برچسبهای بارکد بر روی سطح خارجی کالا نصب شود. در نتیجه خیلی سریع آسیبدیده و غیر قابل استفاده میشود. در حالی که می توان برچسبهای RFID، را در داخل پوشش پلاستیکی قرار داد و حتی میتوان آنها را در داخل محصول فرو کرده که این خود، دوام آنها و امکان استفاده مجدد از آنها را فراهم سازد. تگهایی که بر روی بدنه خودرو نصب میشوند نیز میتوانند توسط پوشش پلاستیکی محافظت شوند. بنابراین تگها کمتر در معرض دید و آسیبدیدگی قرار دارند.
*برچسب هوشمند[۱]: بسیار نازک، مسطح و قابل انعطاف است و معمولا از کاغذ و یا پلاستیک بسیار نازک ساخته شده و توسط چاپگرهای مخصوص RFID ایجاد میشوند (شریف زاده ، اعتمادی ، ۱۳۸۷).
*بلیط[۲]: این نوع تگ بسیار نازک، مسطح و قابلانعطاف است و معمولا بر روی کاغذ بدون قابلیت چسبندگی چاپ میشود.
*کارت[۳]: نوعی تگ مسطح و نازک است که روی یک نوع پلاستیک محکم به منظور افزایش طول عمر بیشتر آن ایجاد میشود.
*مهره شیشه[۴]: تگ بسیار کوچکی است که درون کپسول شیشهای به شکل مهره قرار دارد و اغلب به منظور شناسایی حیوانات (تزریق در زیر پوست) مورد استفاده قرار میگیرد.
*یکپارچه[۵]: به تگی گفته میشود که در درون کالا و یا یک شی تعبیه میگردد. برای مثال به شکل قالب خود کالا درمیآید.
*مچ بند[۶]: این نوع تگ در یک پلاستیک به شکل مچ بند قرار میگیرد.
*دکمه ای[۷]: تگهای کوچکی هستند که در یک پلاستیک بسیار سخت و محکم و ضد ضربه تزریق میشوند و معمولا شبیه به دکمه لباس هستند.
*جعبه ای[۸]: این گونه تگها معمولا درون یک جعبه پلاستیکی قرار میگیرند و اغلب برای تگهای فعال که نیاز به باطری و تعبیه انواع حسگرها دارند، کاربرد دارند.(مقدسی، سبحان منش، ۱۳۸۸)
*عریان[۹]: برچسبی عریان است که فقط دارای تراشه آنتن و بستر است.
*نهفتنی[۱۰]: برچسب عریانی است که با استفاده از چسبی که در پشت آن است می تواند به طور دائم در جایی مانند دیواره درونی یک حلقه تایر خودرو قرار گیرد.
*فشاری[۱۱]: در محیط های مجهز به شناساگر استفاده میشود و همانند برچسب هوشمند است.
*ورقهای[۱۲]: در پوششی از کاغذ یا پلاستیک قرار داده میشود و مستقیما روی شی الصاق میشود. کاغذ یا پلاستیک به کار رفته در این برچسبها باید در برابر تابش ماورا بنفش مقاوم باشد.
*آویزی: نوعی از برچسبهای ورقهای هستند که با یک آویز به اشیا متصل میشوند. از این برچسبها معمولا برای برچسبهای ساکن استفاده میشود (مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹).
تگها براساس نحوه تامین برق مصرفی به سه دسته اصلی تقسیم میشوند:
*تگهای فعال[۱]: اینگونه برچسبها دارای باطری بوده و خود دارای توانایی ایجاد فرکانس رادیویی است و به طور مداوم فعال است (در مواردی امکان زمانبندی فعالیت برچسب نیز وجود دارد و یا برچسب خود در هنگام نیاز عمل میکند که نوع نیمهفعال است) و در حال ارسال اطلاعات به قرائتگر است و حافظه بیشتری نسبت به نوع غیرفعال دارند(مدیری ، شیرافکن ، ۱۳۸۹).
* تگهای نیمهفعال[۲]: این برچسبها دارای باطری هستند و با دریافت نیروی فعالکننده از قرائتگر، باطری را به کار میاندازند و اطلاعات درون تراشه را ارسال میکنند(مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹). این نوع تگها با توجه به دارا بودن منبع تغذیه انرژی، معمولا دارای حافظه زیاد و توانایی پردازش اطلاعات پیچیدهتر هستند. تگهای فعال و نیمهفعال برای ردیابی در مسافتهای طولانی، بسیار مناسب میباشند. با توجه به گران بودن این گونه تگها، معمولا استفاده از آنها برای کالاهای ارزان قیمت مقرون به صرفه نیست(مقدسی، سبحان منش ، ۱۳۸۸)
*تگهای غیرفعال: این برچسب که کاربرد گستردهای دارد، نیروی لازم برای فعال کردن مدار تراشه را توسط آنتن خود از امواج الکترومغناطیسی تولید شده توسط قرائتگر، دریافت میکند ( با زیاد شدن فاصله این انرژی به شدت کاهش مییابد) سپس تراشه امواجی را که باید برگشت داده شود، توسط آنتن خودش برای آنتن قرائتگر ارسال میدارد و قرائتگر هم آنها را به پایگاه داده انتقال می دهد، جهت فروشگاهها از این برچسب استفاده میشود ( مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹). با توجه به اینکه این تگها برای برقراری ارتباط و تامین انرژی مورد نیاز، کاملا به انرژی الکترومغناطیسی دستگاه دادهخوان وابسته هستند، مسافت خوانده شدن و نوشتن اطلاعات برای آنها کاملا محدود شده است(مقدسی ، سبحان نژاد ، ۱۳۸۸).
جدول ۲-۲- معایب و مزایای برخی از انواع تگهای RFID ( مدیری، شیرافکن،۱۳۸۹)
پل ارتباطی بین سیگنالهای فرستاده شده از آنتنها و سیستم نرمافزاری کامپیوتری، دستگاهی است به نام قرائتگر یا دادهخوان. وظیفه این دستگاه پردازش سیگنالهای خروجی از آنتن و تبدیل آنها به کد قابل تحلیل برای کامپیوتر است. این دستگاهها بین آنتن و کامپیوتر نصب میشوند و برای سیستمهای مختلف فرکانسی متفاوت است. معمولا هر قرائتگر یک پورت ورودی سیگنال دارد و یک پورت خروجی به کامپیوتر دارد. همانطور که از نام آن مشخص است، این دستگاه امکان خواندن اطلاعات و نوشتن (ثبت اطلاعات) را دارد. این بدین معنی است که در صورت استفاده از برچسبهای فعال که دارای حافظه برای ذخیرهسازی اطلاعات باشند، این امر توسط دستگاه قرائتگر انجام میشود( مدیری ، شیرافکن، ۱۳۸۹).
این دستگاههای داده خوان که به صورت های ثابت[۲] دستی[۳] وکارتی[۴] عرضه میشوند، وظیفه خواندن، ثبت، نگهداری و ارسال اطلاعات از برچسبها به سرور اطلاعاتی را دارند.
دادهخوان از دو قسمت اصلی گیرنده و فرستنده تشکیل شده است که در بخش گیرنده، تقویتکننده، سیگنال دریافتی تگ را از طریق آنتن دستگاه دادهخوان دریافت کرده، برای پردازش آماده میکند و تفکیکگر سیگنال دریافتی را به داده تبدیل میکند. در واحد کنترلر پردازنده عملیات پردازش داده انجام شده و مدیریت ارتباط به وسیله شبکه خارجی موجود اجرا میشود.
در قسمت فرستنده، نوسانساز سیگنال موج حاصل را برای تلفیقگر و سیگنال مرجع را برای مدار تفکیکگر تهیه میکند. تلفیقگر اطلاعاتی را به سیگنال ارسالی تگ، اضافه میکند. در این مرحله تقویتکننده برق با تقویت سیگنال ارسالی، آن را به آنتن دستگاه میفرستد و نهایتا آنتن سیگنال مورد نظر را به سوی تگ انتشار میدهد( مقدسی ، سبحان نژاد ، ۱۳۸۸).
۲-۵-۳- نرمافزار مدیریت اطلاعات و بانک اطلاعاتی یا زیر سیستم پردازش داده یا میانافزار[۵]
از دیگر اجزای سیستمهای RFID، پایگاه داده و نرمافزار آن است. این قسمت از سیستم که اغلب به صورت یک رایانه نمایش داده میشود، یک کامپیوتر شخصی و یا ایستگاه کاری است که بر روی آن بانک اطلاعاتی و نرمافزاری کنترلی اجرا شده است. جهت پشتیبانی اطلاعاتی از برچسبهای RFID، نیاز به محلی برای ذخیره و بازیابی اطلاعات است. این محل توسط نرمافزارها و پردازشگرها و برقراری ارتباط با دستگاههای برچسب خوان به استخراج و تبدیل اطلاعات گیرندهها میپردازد.
بدین ترتیب پس از خواندن کد الکترونیکی محصول توسط قرائتگر و ارتباط با پایگاه داده، امکان به دستآوردن حجم عظیمی از اطلاعات مربوط به آن محصول فراهم میآید( مقدسی، سبحان نژاد، ۱۳۸۸). این نرمافزار دارای قابلیت ارتباط بین دادههای خوانده شده از روی برچسبها و بانک اطلاعاتی سیستم ردیابی است. نرمافزار فوق برای هرسیستم کاری به طور مجزا نوشته خواهد شد و به صورت بسته نرمافزاری و در حالت کلی قابل ارائه نیست. بنابراین با توجه به نیازهای سیستم و اطلاعات تحت ردیابی و نیز بانک اطلاعاتی موجود، نرمافزار مورد نیاز برای هر شرکت طراحی خواهد شد.
وظیفه آنتن دریافت و ارسال امواج در سامانه ردیابی RFID است. بر اساس نوع کاربرد ، انواع آنتنها می توانند مورد استفاده قرار گیرند. در چنین سامانههایی، آنتن بر اساس مشخصاتی از قبیل زاویه دید (یا زاویه راس) و بهره طبقهبندی میشوند. از آن جایی که آنتن از اجزای غیرفعال[۱] سامانههای RFID هستند، هیچ گونه تنظیمی نیاز ندارند و تعمیر و نگهداری آنها نیز به راحتی قابل انجام است (رستمی، عیسایی،پور رضا، ۱۳۸۶).
۲-۶- چگونگی عملکرد
شناسه کالا بر روی برچسب ذخیرهشده به هنگام نیاز قرائتگر با ارسال امواجی که از طریق آنتن ساطع میشوند، برچسب را شناسایی کرده و اطلاعات مربوطه به نرمافزار کاربردی انتقال مییابد و در آنجا بسته به نیاز، گزارشات لازم از سیستم استخراج میگردد.
۱-قرائتگر با ارسال سیگنال برچسب را فعال میکند.
۲-آنتن موجود در برچسب ، سیگنال را دریافت میکند.
۳-برچسب اطلاعات موجود در تراشه را به قرائتگر ارسال میکند.
۴-قرائتگر اطلاعات دریافتی را به نرمافزار ارسال میکند.
برچسب و یا دستگاه فرستنده خودکار، شامل یک مدار الکترونیکی است که به شی مورد نظر که لازم است دارای یک کد شناسایی باشد متصل میگردد. زمانی که برچسب نزدیک و یا در محدوده قرائتگر قرار میگیرد، میدان مغناطیسی تولیدشده توسط قرائتگر، باعث فعال شدن برچسب میگردد. در ادامه برچسب به طور پیوسته اقدام به ارسال داده از طریق پالسهای رادیویی مینماید. در نهایت داده توسط قرائتگر دریافت و توسط نرمافزارهای مربوطه نظیر برنامههای [۲]ERP یا SCMS[3] پردازش میگردد (مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹)
هدف اصلی از راهاندازی یک سیستم RFID دریافت اطلاعات موردنظر از یک شی در حال حرکت است که به وسیلهی دستگاههای دادهخوان خوانده میشود. این اطلاعات میتواند در مورد هویت یک شخص، کالا و یا شی خاص ، محل استقرار آن و یا بسیاری اطلاعات دیگر از جمله قیمت، رنگ، تاریخ تولید، تاریخ انقضا و مانند اینها باشد ( شریف زاده، اعتمادی، ۱۳۸۷)(شکل ۲-۱).
با توجه به اینکه بنادر از مهمترین راههای ورود کالا به کشور هستند و درصد قاچاق کالا از بنادر نسبت به سایر مبادی ورودی بیشتر است در اینجا به تحلیل کارایی RFID در بنادر میپردازیم. یکی از شاخصهایی که امروزه مورد توجه سازمان بنادر و کشتیرانی است موضوع کارایی و بهرهوری است (کسایی، نظر، کهندل، ۱۳۸۶) با مطالعه متون دریافتیم که کارایی در بنادر مشتمل بر شش شاخص عمده است که در زیر به توضیح آنها پرداخته شده است (رنجبر شیرازی و دیگران، ۱۳۹۱).
۲-۷-۱-اطلاعات
یکی از عمده فواید بهرهگیری از RFID در بنادر رویکرد ایجاد یک سیستم آماری است که باعث یکپارچگی در گردآوری دادهها و اطلاعات مورد نیاز همواره بنادر کشور برای ارائه آمار ، تحلیل و بهرهگیری از این تحلیلها در جهت رفع مشکلات و کمبودها میشود. برخی اطلاعات معتبر نظیر تعرفههای بندری و یا خدمات و یا برنامه زمانبندی تخلیه و بارگیری یک کشتی کانتینربر، مستقیما قابل استفاده است. ولی برخی اطلاعات مانند دادههای هواشناسی تنها زمانی مفید و معتبر است که در ابتدا توسط کارشناسان متخصص استفاده و پس از بررسی و آنالیز دادههای اولیه، نتایج استخراج و در اختیار عموم علاقهمندان جهت استفاده قرار گیرند. در بطن دانش همواره آنالیز و نتیجهگیری نهفته است در حالی که اطلاعات در بهترین وضعیت استنتاج استقرایی را به دنبال خواهند داشت. بنابراین حداقل از لحاظ فلسفی، شایسته و منطقی است که ظهور جوامع متنی بر دانش را در مقابل جوامع اطلاعاتی، ترویج نمود( شیر اوژن، ۱۳۸۶).
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
تکنولوژی RFID را میتوان برای ایجاد رویتپذیری اطلاعات زنجیره عرضه نقطه به نقطه با فعال کردن عرضهکننده، تولیدکنندگان، ارائهکنندگان تدارکات و خردهفروشان برای ردیابی و پیگیری اطلاعات سطح اقلامی از طریق زنجیره عرضه در هر زمان و مکانی استفاده کرد. رویتپذیری اطلاعات برای واکنش سریع به سیستمها و واکنش بدون پاسخ سریع به سیستمها و واکنش و پاسخ سریع به تغییرات بازار و قطع زمانهای اجرا ، ضروری است(Zhu & et al,2011).
کاهش هزینه بازرسی
استفاده از این فناوری به دلیل داشتن سنسورهای مخصوص باعث کاهش هزینهها اعم از نیاز به ایستادن فردی برای بازرسی و کاهش هزینههای ناشی از آن و … خواهد شد.
۲-۷-۳-حوزه میانراهها
مکانیابی
اکثر مردم درباره سیستمهای شناسایی با کمک فرکانس رادیویی به صورت تگهای شناسایی با کمک فرکانس رادیویی متصل به اشیای متحرک فکر میکنند که اطلاعاتی را درباره یک شی به یک قرائتگر ارائه میکنند که یک موقعیت مشخص دارد. به هر حال، شما میتوانید درباره مشکل شناسایی مکان به طور معکوس فکر کنید. اگر تگهای RFID، مکان مشخص و ثابتی داشته باشند، موقعیت قرائتگر را می توان از تگهایی که آن را میبیند تعیین نمود. این مسئله در برخی از شرایط، مفید است. مثلا شرکت International Paperاز یک آرایه تگ شناسایی با کمک فرکانس رادیویی استفاده میکندکه در کف انبار در ارتباط با قرائتگرهای RFID در جرثقیل میباشند بنابراین این سیستم میتواند تعیین کند که یک جرثقیل در انباری مبتنی بر تگ RFIDاست. این مسئله به سیستمهای خود مکانیابی و ترکیببندی بسط مییابد که می تواند از ارائه تگ برای تعیین این مسئله استفاده کند که یک آنتن در کجا راه اندازی شود و با استفاده از آنتن هوشمند، میدان تنظیم شود. این تکنولوژی را میتوان در کاربردهای مکانیابی استفاده کرد. مثلا یک موزه میتواند از تگهای ثابت فناوری مذکور، در ارتباط با یک کارتخوان آن فناوری استفاده کند که بدین معنی است که مشتری و اربابرجوع، یک دستگاه گردش رادیویی برای تعیین این که کدام برنامه صوتی موزه اجرا شود با خود حمل میکند (Woods,2005).
ردیابی
۱-سرعت ردیابی
۲-کاهش هزینه ردیابی
توجیهی برای RFID با توجه به فراخوانی محصول در سطح تولید کالاهای مصرفی این است که این تگها میتوانند به دقت در سطح کالاها از طریق مراکز توزیع، در جایگاهها و در جابجاییهایی از طریق فروشگاهها ردیابی شوند. این ردیابی قوی، مدیریت ساده مشخصه کالاها را در بخش فراخوانی فعال میسازد.
اولین توضیح این است که با ردیابی بهتر کالاها در طول زنجیره عرضه، تنگناها، قابل رویت میشوند بنابراین آنها میتوانند نشان داده شوند و ضایعات را میتوان کاهش داد. این مسئله، قابل ستایش است. برخی از شرکتهای کالاهای مصرفی به مدیریت ردیابی کالاها نگاهی انداختهاند. بسیاری از این پروژهها با مقررات ردیابی در آمریکا هدایت میشوند. مشکل این نمونه در آمریکا این است که مشکلات قابلیت ردیابی کالاها برای اکثر تولیدکنندگان، سیستمهای مجتمع ضعیفی را به همراه دارد که نمیتوانند اطلاعات کالاها را در چندین سیستم تلفیق نمایند ولی RFID به حل این مشکل کمک میکند(Woods,2005).
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
در جایگاهی که کشور ما به لحاظ موقعیت ژئوپلیتیکی از آن برخوردار است و با توجه به برخورداری شمال و جنوب کشور از سواحل در خور توجه و در نتیجه وجود بنادر مهم و فعال در این مناطق میطلبد که با یک برنامهریزی اصولی و یکپارچه هر چه بیشتر فعالیتهای بنادر را مبتنی بر فناوری اطلاعات نموده تا بتوان از مزایای حاصل از آن بیشترین سود را برده و هزینههای فرصت از دست رفته را نیز هر چه بیشتر کاهش داد.
طراحی مسیر بهینه برای جابجاییها
تسهیلات جایگاهی به عنوان تسهیلاتی برای ورود و خروج پالتها عمل میکنند. آن چه که آنها را متفاوت میکند، سرعت و سادگی نسبی جابجاییها در تسهیلات است. جرثقیلها خیلی سریع حرکت میکنند و معمولا تنها یک یا دو جابجایی و حرکت برای یک پالت دارند. این کار، آنها را متفاوت از انبارداری سنتی میکند که معمولا چندینبار ، یک پالت را اندازه و کنترل میکنندو پالتها را تقسیم میکنند یا آنها را ترکیب مینمایند. لذا طراحی مسیر بهینه برای جابجاییها دارای اهمیت زیادی است(Woods,2005).
ساماندهی روند پروژه
امروزه از جمله فاکتورهای مهم در جذب سرمایهگذاری و موقعیت در بازاریابی، کاهش ریسک، ایمنی و سرعت گردش فعالیتها است که با بهرهگیری از فنآوری اطلاعات می توان به این اهداف نائل شده و گام مهمی در نوعی از بازار و نوعی به خصوص از آن که به بازار ویروسی معروف است و حاکی از دهان به دهان گشتن امتیازات بین مشتریان است نائل گردید. در بین برخورداری از تجربه سایر بنادر پیشرو میتواند راهگشا باشد.
۲-۷-۵-حوزه امنیت
کاربردهای امنیتی وجود دارند که تگهای RFID را می توان برای مشخص کردن پرسنل و انجام کنترل های دستیابی استفاده نمود ولی در بسیاری از موارد ،کارتهای هوشمند ، برتری دارند. بازرسیهای امنیتی، بخشی از برنامه امنیتی در فرودگاهها می باشند. مثلا، در یک فرودگاه، گروههای حراست مسئول اسکن بارکدها در مکانهای خاص پیرامون ورودی فرودگاه میباشند. به هر حال، مشخص میشود که پاسداریهای امنیتی، بارکدها را تکرار میکنند و از مکان مرکزی اسکن را انجام میدهند و سیستم تایید و شناسایی را از بین میبرند. تگهای RFID که تکثیر آنها مشکلتر از بارکدها میباشند، جایگزینی با ارزش برای بارکدها در این وضعیت می باشند(Woods,2005).
توانایی جلوگیری از جعل و خطا
همانطور که کانتینرها در کشور و دنیا حرکت میکنند، دزدی کانتینر، یک مشکل جدی و در حال رشد است. مثلا در آمریکا، تخمین زده میشود که هزینه سالانه دزدی بار و دیگر دزدیها از ۳ دلار تا ۱۰ میلیارد دلار در سال است.
تکنولوژی موجود از مهر و موم های الکترونیکی برای امنیت بار استفاده می کند. مهر و موم الکترونیکی مرکب از یک تگ فعال و مکانیسمی است که می تواند شناسایی کند که آیا در کانتینر بدون مجوز تضمین درستی بار باز شده است یا نه. همانطور که این تگها را می توان به بخش رمزی بار حتی در داخل بار چسباند، این فناوری شبکهبندی شده می تواند مشخص کند که بار در محدوده قرائتگر حرکت میکند یا نه. حتی اگر دزد، بار را از طریق سوراخ کردن در یک کانتینر بدزدد. علاوه بر این، وقتی هزاران محصول دارای برچسب شدند، پارهشدن تمام برچسبها و دزدی بار، غیر قابل قبول است (Yuan، Huang، ۲۰۰۸). وقتی کالاهای جعلی وارد زنجیره عرضه میشوند، تولیدکنندگان میتوانند آنها را بررسی و نظارت کنند. به هر حال، روشهای تولیدکنندگان برای ردیابی کالاهای دزدی و جعلی، مجرمین را شناسایی میکند و کارهایی انجام میشوند تا قابلیتهای این فناوری را برای اثرگذاری بر این مشکلات تعیین کنند.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مزیت ابتدایی شناسایی با کمک امواج رادیویی در کاربرد ترمینال بندر این است که یک تکنولوژی گردآوری داده خودکار است. یعنی، مداخله متدی یا کارمندی مورد نیاز نیست. علاوه بر این، دقت شناسایی آن، بالا است و تطبیقپذیری محیطی قوی دارد. بنابراین میتواند کار شناسایی را در وضعیتهای مختلف انجام دهد (Yufang & et al,2011).
گردآوری اطلاعات دقیق
RFID معمولا به فروشندگان، دادههای لازم درباره موجودی فروشگاه را میدهد تا بتوانند از این مدل پیروی کنند. این مسئله را میتوان بدون مرتبکردن برای تگبندی سطح اقلام انجام داد. برای فرایندهایی که به شمارش دارایی ها و اقلام نیاز دارند، RFID، ویژگیهایی را ارائه میکند که بارکدگذاری نمیتواند هماهنگ و تنظیم نماید. مثلا شمارش بارها و محمولههای پلاستیکی قابل برگشت در مرکز توزیع، یک کاربرد مناسب از تگهای شناسایی با کمک فرکانس رادیویی است. هیچ کسی پشت مرکز توزیع برای شمارش یا اسکن بارهای پلاستیکی قابل برگشت نمیایستد. مشخص کردن هزینه شمارش آنها یک به یک، گران است. به هر حال، تگهای شناسایی با کمک امواج رادیویی میتوانندکل داراییها را یکبار شمارش کنند و از هزینههای کارگر جلوگیری نمایند و این باعث افزایش کارایی میشود(Woods,2005).
۲-۷-۲-بازرسی
امروزه بیش از ۲۰ میلیون کانتینر بار در دنیا هر روزه حرکت میکند. کانتینرهای بار، ۹۰% از مبادلات جهانی را انتقال میدهند و بیش از ۱۰ میلیون کانتینر بار، هر ساله وارد بندرهای آمریکا میشوند. به هر حال، برخی از گزارشات بیان کردهاند که تنها ۵ درصد را میتوان با قابلیتهای امروزی بازرسی کرد ، از وقایع ۱۱ سپتامبر مقررات دولتی مختلف، اقدامات و حکمهایی برای بارهای کانتینرها پدیدار شدند که عبارتند از: سیستمهای هدفمندی خودکار[۱]، مشارکت بازرگانی گمرکی علیه تروریسم[۲]، اقدامات امنیت کانتینر[۳]، و خطوط مبادله هوشمند و ایمن[۴]. که هر یک از این اقدامات به نوعی بر کارایی بنادر اثر خواهد گذاشت(Kim & et al,2008).
کنترل ورود و خروج
ورود و خروج کامیونها و قفسهها به محوطه بارگیری میتواند تنگنایی برای بهرهوری و بازده خروج باشد. تگهای RFID در واحدای برق و تریلرها، باعث تسریع این فاین میشوند و این تکنولوژی به طور گسترده، پذیرفته میشود که قراردادهای مناسب کار را بتوان با استفاده از این تکنولوژی انجام داد (Woods,2005).
شناسایی
یکی از چالشهای ثابت در زنجیره عرضه امروزی، حفظ دقت و صحت بارنامه و مشخص کردن وسیله نقلیه است. اغلب بارنامه شامل مقادیر اشتباه محصول یا حتی نوع اشتباه است. همان طور ردیابی کانتینر دارای RFID، دادههای بارنامه را در یک تگ فعال کدگشایی میکند، این فناوری شبکهبندی شده میتواند به طور خودکار بارنامه الکترونیکی و شناسه وسیله نقلیه را به ممیز از طریق اینترنت در پس فایروال شناسایی، رمزگذاری و سایر معیارهای امنیتی ارسال نماید(,۲۰۰۸ &Yuan Huang).
بهبود رویتپذیری
تکنولوژی RFID را میتوان برای ایجاد رویتپذیری اطلاعات زنجیره عرضه نقطه به نقطه با فعال کردن عرضهکننده، تولیدکنندگان، ارائهکنندگان تدارکات و خردهفروشان برای ردیابی و پیگیری اطلاعات سطح اقلامی از طریق زنجیره عرضه در هر زمان و مکانی استفاده کرد. رویتپذیری اطلاعات
مدیریت ریسک، یک مدیریت مهم و ضروری محسوب میشود که تصمیمگیری دقیقی را بر اساس میزان ریسک و خطر میسر میسازد و در اکثر نفاط دنیا توسط پرسنل اجرایی فناوری اطلاعات مورد بهرهبرداری قرار میگیرد. در بنادر خطراتی همچون دستبرد، خرابی، صدمات جانی و … وجود دارد، بنابراین با داشتن چنین فناوری میتوان از بسیاری از خطرات جلوگیری کرد که فوایدی همچون : افزایش کارایی، موثر بودن، تسهیلات و روانسازی، کاهش هزینه، سرعت عمل و کاهش زمان انجام عملیات خواهد داشت (شیراوژن ،۱۳۸۶).
افزایش امنیت اتوماسیون
تجهیزات ادارهکننده مواد و تجهیزات اتوماسیون برای سالهای زیادی از این فناوری استفاده کردند زیرا میتوانند دادههایی را بدون تجمع سیستمهای مورد نیاز در برگیرند. نصب یک قرائتگر این فناوری در برخی شرایط میتواند سادهتر از تجهیزات پیچیده بارکد باشد که می تواند در ارائه نصبها در فضای اداره و کنترل مواد، مفید باشد و سیستم امنیتی را در اتوماسیون به ارمغان بیاورد.
۲-۷-۶-حوزه مدیریت محوطه و بارگیری
به هر حال، وقتی چندین مجرا و کشتی به طور همزمان به بندر میرسند، کامیونهای زیادی برای رسیدن به آنجا در نظر گرفته شدهاند. این مسئله فشار زیادی را به کار بنادر وارد میکند و نه تنها باعث ازدحام ترافیک میشود بلکه باعث تصادفات زیادی میشود در حالی که این فناوری در محوطههای کامیون ها در ورود و خروج وسایل نقلیه استفاده میشود و این کاربردها، RFID. را با سیگنالهای الکترونیکی برای هدایت رانندگان در کل محوطه ترکیب میکنند. در برخی از محوطهها تریلرها میتوانند عوض شوند با ردیابی دقیق تر تریلرها سودمندتر است. برخی از آزمایشها از تگهای فعال این تکنولوژی در تریلرها استفاده کردهاند تا موقعیت آنها را در محوطه ردیابی کنند.
کاهش متوسط زمان پاسخگویی به مشتری
نمونه دیگری از مسئله اطمینان در دریافت محصولات در انبار است. امروزه، متصدیان انبار، اضافه کاری میکنند زیرا آنها بایدکالاهایی را که از کامیونها در ۲۴ ساعت دریافت کردهاند را شمارش و مشخص نمایند. این مسئله باعث اوج های زمانبندی میشود که با مدیریت زمانبندی رسیدن کامیونها با استفاده از این سیستم هم زمان تخلیه کشتی کوتاه میشود و هم زمان پاسخگویی به مشتری.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مجموعه دادههای دقیق و کامل و استفاده بهتر از زمان کارمندان، علاوه بر این، معیارهای امنیتی را میتوان از طریق استفاده از طریق امواج رادیویی تقویت کرد( Mullen, n.d).
۲-۸-۲-مزیتهای غیرمستقیم:
احتمال و امکان شناسایی خودکار و ردیابی اقلام ، کاهش زیاد هزینهها و زمان مورد نیاز برای مدیریت موجودی را ایجاد میکنند. به طور خلاصه کاربردهای ساخته شده پیرامون این تکنولوژی میتوانند مزایای استراتژیکی و عملیاتی را برای سازمانهای استفادهکننده ارائه کنند(,۲۰۰۹ charupa) کنترل فرایندهای غیرقابل رویت و امنیت و یکپارچگی نیز از مزایای جانبی این تکنولوژی به شمار میآید( مدیری، شیرافکن، ۱۳۸۹).
افزایش دقت در پیشبینی
مدیریت و کاهش موجودی
قابلیت ردیابی
همکاری
انبارداری و توزیع
مدیریت دارایی
مدیریت رابطه با مشتری (,۲۰۰۹ Charupa)
۲-۹-مشکلات و چالشهای شناسایی از طریق امواج رادیویی
ممکن است چالشهای موجود، مبارزهای در برابر رواج عمومی و کاربرد قابلقبول و جهانی بارکد باشد. شرکتهای زیادی از این تکنولوژی راضی هستند و تغییرات در سازمان برای راهاندازی سیستمهای RFID سخت و مشکل است مثلا راهاندازی RFID در فروشگاهها. هزینههای سرمایهگذاری بالا هستند و فوتو فنها به تخصص در مسائل تکنیکی نیاز دارند. این سنجش به رویارویی با وفاداری و صداقت، همکاری و بازخورد از سوی عرضهکنندگان، شخص ثالث و مشتریان نیاز دارد.
۲-۹-۱-تطابق تکنولوژی
یک مانع اصلی تنظیم یا تجمع تکنولوژی جدید برای تعویض سیستم قدیمی برحسب سیستمهای تجاری انبار دادهها است. تنطیمات معینی در تطابق فناوری اطلاعات باید سازماندهی شوند تا تمام بازیگران را در زنجیره عرضه متناسب سازد و به موجودی واقعی نزدیک شود.
۲-۹-۲-هزینههای سرمایهگذاری
مانع دیگر ، نیاز برای ثبت یا اعمال برای کدهای شناسایی است . در ایالات متحده ، یک دفتر ثبت برای ثبت کد محصول الکترونیکی [۱] مورد نیاز است این هزینه برابر با ۲۰۰۰۰۰ دلار است. هزینههای RFID ، مسئله اصلی است و هزینههای پیادهسازی به سرعت بالا میرود.
۲-۹-۳-چالشهای مرسوم و کلی
برای کاربران ابتدایی اروپایی، مشکلات زنجیره عرضه با قابلیت دسترسی درون قفسهای در فروشگاهها، گزارشات خدمات ضعیف به مشتریان از شرکتهای تولیدی و تدارکاتی و میزان بالای موجودی در انبارها وجود داشت. با افزایش کلیسازی در فرایندها، استخدام افراد خارجی و تدارکات، نیاز برای ایجاد رقابت در یک زنجیره عرضه، عامل تعیینکننده برای استفاده از تکنولوژی RFIDاست.
۲-۹-۳-مسائل زیستمحیطی
عامل دیگر کندکننده آمادگی این است که تگهایی با هزینه پایین در سطح مطلوبی کارا نیستند و بیان میکنند که خطاهایی در خواندنهای اشتباه و یا عدمخواندن وجود دارد. مسائل زیستمحیطی نظیر تداخلهای رادیویی مسئله دیگری است. برخی از تراشهها را نمیتوان در محصولات استفاده نمود خصوصا برای مواد غذایی به علت مشخصههای زیست محیطی نظیر محیط سرد. تداخل امواج رادیویی نظیر فلز یا سیالات، یک مشکل است و شرکتهای زیادی از این مواد در مرحله تولید خود استفاده میکنند.
موانع مربوط به این تکنولوژی در حالتهای تجاری و مقیاسهای کلی وجود دارند. چون RFID نوعی سرمایهگذاری است. ارزیابیهایی برای اطمینان از این مسئله مورد نیاز است که سهامداران و مشتریان به خوبی مطلع شوند و با تکنولوژی آشنا شوند. آشکاری و شفافیت در کارهای تجاری برای کمک به اهداف، اساسی است.
۲-۹-۵-مسائل مشتری
چالشهای موجود در RFID شامل مسائل مشتری میباشند چون تگها را میتوان به محض دزدی در فروشگاه ، نظارت و بررسی نمود. علی رغم استانداردهای قانونی و اخلاقی ایجاد شده در آمریکا و اروپا ، این مسئله هنوز دارای اهمیت است چون خطوط به طور دقیق نشانداده نشدهاند. عرضهکنندگان خواهان پیادهسازی تگ در بستهبندیها میباشند در حالی که مشتریان نگران ریسکهای نظارت با مصرف محصول میباشند.
اثر اجتماعی واکنشهای مشتریان باعث شده است تا سهامداران پیادهسازی این تکنولوژی را به علت نظرات مشتریان کنسل کنند. بهترین روش برای مبارزه با این مسئله، کوشش و تلاش برای آموزش مشتریان است. بنابراین تگها میتوانند تنها برای چندین فوت دورتر قابل خواندن باشند و آنها نمیتوانند در همه جا قابل ردیابی باشند(Charupa,2009).
۲-۹-۶-قیمت بالا
با وجود پیشرفتهای علمی و فنی صورت گرفته، قیمت برچسبهای غیرفعال در تعداد بالا درحدود ۳۵ تا ۴۵ سنت و در تعداد پایین حدود ۸۰ سنت و در مورد برچسبهای فعال حدود ۸۵ سنت است. متاسفانه این قیمتها حدود ۵ تا ۱۰ سنت بالاتر از آستانه مقرون به صرفه بودن این برچسبها برای کاربردهای مختلف هستند.
۲-۹-۷-تداخل
تداخل به دو صورت اتفاق میافتد:
تداخل قرائتگرها : زمانی اتفاق میافتد که سیگنالهای ارسال شده از چند دستگاه قرائتگر تداخل پیدا میکنند.
تداخل برچسبها: زمانی اتفاق میافتد که تعداد برچسب های بسیار زیادی در فضای کوچکی وجود داشته باشند.
۲-۹-۸-مسئله ایمنی
اکثر برچسهای رادیوشناسه حتی پس از خرید و خروج از فروشگاه فعال هستند. در نتیجه اطلاعات آنها میتواند توسط دستگاههای قرائتگر خوانده شود. بنابراین احتمال سرقت کالاها افزایش مییابد. علاوه بر این بسیاری از سازمانها به هنگام خرید مشتری اطلاعاتی را درباره مشتری ( از جمله شماره کارت اعتباری ، آدرس، نام و…) به برچسب رادیوشناسه کالاها منتقل میکنند تا لیستی از مشخصات مشتریان خود داشته باشند، که این امر اطلاعات محرمانه مشتریان را به خطر میاندازد. موضوع امنیت زمانی بیشتر به چشم میخورد که به کاربردهای رادیوشناسه در پزشکی توجه کنید.
۲-۹-۹-مشکلات اجتماعی
بر اثر پیشرفتهای اخیر تکنولوژی در بسیاری از مناطق دنیا از جمله فرانسه، هلند، نروژ و … فناوری رادیوشناسه برای تشخیص هویت افراد استفاده میشود. این امر به عقیده بسیاری از افراد نامطلوب است زیرا شخصیت اجتماعی و انسانی آنها را زیر سوال میبرد و سبب میشود که به انسانها به چشم یک ربات نگریسته شود.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
تا سال ۲۰۱۴، کارمندان با ابزارهایی مجهز میشوند که وظایف را تعیین میکنند و به مدیریت فرایندهای کاری مبتنی بر تخصیص بهینه کار ارسال میشوند که باید انجام شوند و موقعیت واقعی فروشگاه را در نظر بگیرند. امروزه نیروی کار و ابزارهای مدیریت کار استفاده میشوند ولی آنها فاقد کنترلهای عملیاتی میباشند که RFID ارائه میکند (Woods,2005 ). اطلاعات ایجاد شده با RFID زیادی وجود دارند که بدون کمک ترکیب برنامهریزی منبع کاری [۱] و سیستم مدیریت انبار [۲] بلااستفاده است. انتظار میرود که بارکد و RFID در آینده قبل از منسوخشدن تکنولوژی بارکد با هم وجود داشته باشند.
موج جدیدی از کارتخوانها شامل کارتخوانهای چند فرکانسی و یا کارتخوانهای سریع الانتقال میباشند که میتوانند با مشخصههای تولیدکنندگان بسیاری، سازگار باشند. شرکتهای زیادی تمایل به سرمایهگذاری در منابع مهم به علت مزایای این تکنولوژی دارند. در آینده زنجیرههای عرضه، در اتوماسیون تولید، کنترل منطقی و تدارکات، کاربردهای تجارت الکترونیکی، تولید انبوه، تقابل بیسیم، ردیابی کالاهای مشتری و پخش و انتشار تگها پیرامون دنیا تقویت میشوند(Charupa,2009). به نظر می رسد رادیوشناسه یکی از بازیگران اصلی در آینده جهان باشد و وضعیت جهان را تا حد بسیار زیادی دچار تحول کند.
۲-۱۱-رادیوشناسه در ایران
رادیوشناسه ابتدا همراه با سیستمهای کنترل ورودی و خروجی کارکنان به بازار ایران راهیافت و در حال حاضر شرکتهای خودروسازی به این تکنولوژی روی آوردهاند. ایرانخودرو هماکنون برای مدیریت پارکینگ خودروهای خود از این سیستم استفاده میکند.
تعداد بالای ماشین و ابعاد وسیع محل پارکینگ، شناسایی و یافتن یک ماشین را با مشکل مواجه میسازد. ولی این سیستم جدید کمک میکند که با استفاده از دستگاه، محل دقیق ماشین شناسایی شود. از دیگر نقاط شروع تکنولوژی رادیوشناسه در ایران حملو نقل دریایی است که توسط وزارت بازرگانی انجام شد. در چارچوب این پروژه تگهای ۴/۲ گیگا هرتزی روی تمام کانتینرها نصب میشود.
صدا و سیما نیز برای مدیریت انبارهای خود و کنترل ورودی و خروجی تجهیزات سازمان، تمرکز ویژهای روی این پروژه دارد. به طور طبیعی همانطور که در کشورهای دیگر دیده میشود. پروژههای دیگری از جمله اتوبوسرانی و مترو نیز ظاهرا توجه ویژهای به رادیوشناسه پیدا کردهاند. ولی صنعت بستهبندی در ایران هنوز به این تکنولوژی روی خوش نشان نداده است. گو این که در جهان نیز هنوز این تکنولوژی برای صنعت بستهبندی در ابتدای راه است. به گفته کارشناسان همه انتظار دارند پس از این که شرکت وال مارت که بزرگترین مجموعه فروشگاههای زنجیرهای در آمریکا را در اختیار دارد، تمام تولیدات خود را به این تگها مجهز کند، قیمت تگها کاهش پیدا کرده و دیگران از جمله ایران نیز به آن رو بیاورند. کشور ما از نظر کاربرد تگهای رادیوشناسه در آغاز راه است، ولی شرکتهای نرمافزاری و فناوری اطلاعات با هوشیاری این روند را زیر نظر دارند و خود را برای ابفای نقش در این زمینه آماده میکنند. از آنجا که کاربردهای غیربستهبندی شانس بیشتری دارند، توجه به این شرکتها بیشتر متوجه امور لجستیکی سازمانهای بزرگ است و صنعت بستهبندی به دنبال آنها حرکت میکند. بنابراین چاپخانهداران با تاخیر به این حرکت میپیوندند، هرچند که در برخی کشورها چاپخانهها درگیر مراحل تولید تگهای رادیوشناسه شدهاند، کشور ما آمادگی به کارگیری این تکنولوژی را دارد و پس از استانداردسازی و ایجاد برخی زیرساختهای ضروری و نیز ارزان شدن نسبی سیستمهای رادیوشناسه انتظار میرود طی دو، سه سال آینده با شتاب چشمگیری به تولید و کاربرد تگهای رادیوشناسه روی بیاورند. چاپکاران نیز چه مستقیم در پروژههای رادیوشناسه دخالت کنند و چه برکنار بمانند. همچنان بازار تگهای معمولی را در اختیار خواهد داشت. زیرا به هر حال تگهای قابل دیدن که برای تزیین و اطلاعرسانی روی بستهبندیها و محصولات مختلف نصب میشوند ، کاربرد خود را کموبیش حفظ خواهند کرد( مدیری ، شیرافکن ، ۱۳۸۹).
رادیوشناسه ابتدا همراه با سیستمهای کنترل ورودی و خروجی کارکنان به بازار ایران راهیافت و در حال حاضر شرکتهای خودروسازی به این تکنولوژی روی آوردهاند. ایرانخودرو هماکنون برای مدیریت پارکینگ خودروهای خود از این سیستم استفاده میکند.
تعداد بالای ماشین و ابعاد وسیع محل پارکینگ، شناسایی و یافتن یک ماشین را با مشکل مواجه میسازد. ولی این سیستم جدید کمک میکند که با استفاده از دستگاه، محل دقیق ماشین شناسایی شود. از دیگر نقاط شروع تکنولوژی رادیوشناسه در ایران حملو نقل دریایی است که توسط وزارت بازرگانی انجام شد. در چارچوب این پروژه تگهای ۴/۲ گیگا هرتزی روی تمام کانتینرها نصب میشود.
صدا و سیما نیز برای مدیریت انبارهای خود و کنترل ورودی و خروجی تجهیزات سازمان، تمرکز ویژهای روی این پروژه دارد. به طور طبیعی همانطور که در کشورهای دیگر دیده میشود. پروژههای دیگری از جمله اتوبوسرانی و مترو نیز ظاهرا توجه ویژهای به رادیوشناسه پیدا کردهاند. ولی صنعت بستهبندی در ایران هنوز به این تکنولوژی روی خوش نشان نداده است. گو این که در جهان نیز هنوز این تکنولوژی برای صنعت بستهبندی در ابتدای راه است. به گفته کارشناسان همه انتظار دارند پس از این که شرکت وال مارت که بزرگترین مجموعه فروشگاههای زنجیرهای در آمریکا را در اختیار دارد، تمام تولیدات خود را به این تگها مجهز کند، قیمت تگها کاهش پیدا کرده و دیگران از جمله ایران نیز به آن رو بیاورند. کشور ما از نظر کاربرد تگهای رادیوشناسه در آغاز راه است، ولی شرکتهای نرمافزاری و فناوری اطلاعات با هوشیاری این روند را زیر نظر دارند و خود را برای ابفای نقش در این زمینه آماده میکنند. از آنجا که کاربردهای غیربستهبندی شانس بیشتری دارند، توجه به این شرکتها بیشتر متوجه امور لجستیکی سازمانهای بزرگ است و صنعت بستهبندی به دنبال آنها حرکت میکند. بنابراین چاپخانهداران با تاخیر به این حرکت میپیوندند، هرچند که در برخی کشورها چاپخانهها درگیر مراحل تولید تگهای رادیوشناسه شدهاند، کشور ما آمادگی به کارگیری این تکنولوژی را دارد و پس از استانداردسازی و ایجاد برخی زیرساختهای ضروری و نیز ارزان شدن نسبی سیستمهای رادیوشناسه انتظار میرود طی دو، سه سال آینده با شتاب چشمگیری به تولید و کاربرد تگهای رادیوشناسه روی بیاورند. چاپکاران نیز چه مستقیم در پروژههای رادیوشناسه دخالت کنند و چه برکنار بمانند. همچنان بازار تگهای معمولی را در اختیار خواهد داشت. زیرا به هر حال تگهای قابل دیدن که برای تزیین و اطلاعرسانی روی بستهبندیها و محصولات مختلف نصب میشوند ، کاربرد خود را کموبیش حفظ خواهند کرد( مدیری ، شیرافکن ، ۱۳۸۹).
کاربردها
صنعت خردهفروشی – کالاهای بستهبندی شده مشتری
عملیات قفسه هوشمند
صنعت خردهفروشی- لباس
استفاده شده در اتاق پرو
صنعت غذا و رستوران
در صنعت مراقبت از سلامت
صنعت گردش و گردشگری
کاربردهای کتابخانهای
دانشگاه نوادا لاس وگاس
لگولند
ردیابی دام
مدیریت برگرداندن و جعل در تولید دارو
سیستمهای پرداخت بدون تماس مبتنی بر RFID
تگبندی پول
در شرکتهای حملو نقل و تدارکات شخص ثالث
در فضای حملونقل نیز از فعالیت و بررسی RFID استفاده میشود. با این وجود بسیاری از کاربردها ناتمام باقی مانده است.
مدیریت اسکلهها و جایگاهها
مدیریت محوطه محفظهها و صندوقها
بازرسی ورود و خروج به محوطه بارگیری
قابلیت دید در حین حمل پیوسته و پشت سرهم
امنیت محفظه
مدیریت سوخت
ردیابی ماشینهای ریلی
۱۶-کاربردهای نظامی و ارتشی
عملیات توزیع و انبارداری سازمان یافته
عملیات توزیع و انبارداری سازمان نیافته
ردیابی محفظه و قفسه
۱۷-در خودرو
صنعت خودرو سالهاست که با RFID کار میکند و استفاده از RFID را در بخشهای مختلف و کاربردهای وسایل نقلیه ارزیابی کرده است از جمله:
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
مدیریت زنجیرهتامین به صورت همه فعالیتهای مدیریتی مرتبط با جریان مواد از تامینکنندگان یک سازمان به مشتریان آن سازمان توصیف میشود که هدف اصلی آن بیشینهسازی رضایت مشتری در پایینترین هزینه ممکن است (Bose & Pal, 2005)، فناوری شناسایی خودکار همانند RFID بر تمام جنبههای مدیریت زنجیرهتامین اثر میگذارد، به ارتقای مدیری تقاضا، سفارشیسازی و تهیه مجدد کالای کاهش یافته در موجودی کمک کرده در حالی که هزینههای توزیع و موجودی را کاهش میدهد و همچنین مدلهای جعلی و تقلبی از کالاهای با نام نشان تجاری را کاهش میدهد. برچسب زدن بر هر کالا در یک زنجیرهتامین در ارسال محصول صحیح به مقصد صحیح و در زمان صحیح، کاهش هزینه عملیات و حملونقل و به حداقل رساندن زمانهای تحویل در توزیع کمک میکند. با وجود اینکه موانع زیادی وجود دارد طرح RFIDبزرگ است و این فناوری کشش قابل توجهی را در طول ۳ تا ۵ سال آینده به دست خواهد آورد و در طول ۵ تا ۱۰ سال آینده از آن به صورت گسترده استفاده خواهد شد. بکارگیری فناوری RFID منجر به کارایی بیشتر در عملیات و مدیریت زنجیرهتامین خواهد شد. در عوض استدلال میشود که RFID به دلیل ارتباط و پاسخگویی بهتر به مشتریان و کارایی در عملکرد مالی از طریق سرمایهگذاری کاهش یافته، بایستی منجر به بازدهی بیشتر که به معنای ایجاد ارزش در بازاریابی است، شود (Bose & Pal, 2005).
تولیدکنندگان، خردهفروشان، تامینکنندگان لجستیک و موسسات دولتی در حال استفاده بیسابقه از فناوری RFID برای ردیابی، مصون ساختن و ادارهکردن کالاها از زمانی که آنها مواد خام هستند تا انتهای چرخه محصول میباشند. تولیدکنندگان به صورت بخصوصی میتوانند از RFID بهرهمند شوند چرا که این فناوری میتواند فرایندهای داخلی را کاراتر کند و پاسخگویی زنجیرهتامین را ارتقا دهد – به عنوان مثال، بر اساس نتایج مطالعهای که توسط موسسه تحقیقاتی AMR صورت گرفت، مشخص شد که پذیرندگان اولیه RFID در صنعت محصولات مصرفی هزینههای زنجیرهتامین را بین ۳ تا ۵ درصد کاهش دادهاند و درآمدشان بین ۴ تا ۷ درصد به دلیل قابلیت دید مضاعفی که RFID فراهم میکند رشد کرد( گزارشات تحقیقاتی AMR، ۲۰۰۴).
در حالی که آنجلز (۲۰۰۵) بیان می کند که RFID متعهد به بستن شکافهای اطلاعاتی در زنجیرهتامین است کی، کین و مکینتاش پا را فراتر نهاده و معتقدند که فناوری RFID آزادیهای فرایند را ارائه میکند، که آن قابلیتی برای افزودن ارزش در طول کل زنجیرهتامین و روابط کسب وکار با ایجاد قابلیت تحرک اطلاعات، افراد و فعالیتهای کسب و کار است. به صورت خلاصه اطلاعات اجازه شفافیت کامل در طول زنجیرهتامین را میدهد، مسیر حیاتی که که از بازاریابی به مشتری سوق داده میشود. این نکته را باید متذکر شد که در کنار الزامات مالی که RFID ایجاد میکند، سازمان با سرازیر شدن حجم عظیمی از دادهها مواجه میشود که برای موفقیت، این دادهها باید به اطلاعات و در نهایت دانش تبدیل شوند. در واقع فناوری RFID میرود که در داخل مدیریت زنجیرهتامین کوهی از دادهها درباره موقعیت پالتها، جعبهها و کارتنها ایجاد کند. این فناوری میرود که اقیانوسی از اطلاعات درباره اینکه یک کالا در چه زمان و مکانی تولید، انتخاب و حمل میشود، تولید کند. این فناوری میرود که رودخانهای از اعداد را ایجاد کند، که مجبور خواهند بود ذخیره شوند، به صورت بلادرنگ انتقال داده شوند و در مدیریت انبار و موارد دیگر تقسیم شوند.
لازم به ذکر است که مهمترین نکته از دیدگاه استراتژی کسبوکار، کاربرد RFID و قدرت آن برای شکلدهی مجدد استراتژی کسبوکار از آنجایی که در مقابل بهبود ساده استراتژی وظیفهای قرار میگیرد، است. به عبارت دیگر این به معنای آن است که نه تنها کارها را بهتر انجام میدهد بلکه همچنین به صورت متفاوت انجام میدهد.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
امکانسنجی، به طور کلی به معنای بررسی و تجزیه و تحلیل شانس موفقیت یک پروژه یا کسبوکار است. به عبارت دیگر، هدف از مطالعات امکانسنجی تعیین میزان امکانپذیری و اجرایی بودن یک پروژه و ثمربخشی آن است این مطالعات معمولا توسط شخص ثالثی خارج از مجموعه سرمایهگذاران و شرکای پروژه یا کسبوکار صورت میگیرد، زیرا در مواجهه با فرصتهای سرمایهگذاری، بسیاری از سرمایهداران یا علاقهمندان به سرمایهگذاری ممکن است به شکلی خوشبینانه ، فقط روی مزیتها یا نقاط مثبت متمرکز شوند. انجام مطالعات امکانسنجی، به ویژه با بهرهگیری از مشاور خارج از سازمان یا سیستم سرمایهگذار(شخص ثالث) این امکان را فراهم میآورد که تمام جوانب مثبت و منفی پروژه یا موقعیت سرمایهگذاری سنجیده شود. به عبارت دیگر، تمامی عوامل موثر بر پروژه به دقت مورد بررسی و کالبد شکافی قرار گرفته، نقاط قوت و ضعف مترتب بر آن بازنگریسته و در نهایت توجیهپذیری سرمایهگذاری، برآورد میگردد. با عنایت به نکات مذکور، میتوان گفت که مطالعات امکانسنجی، فرآیندی کنترل شده برای مشخص نمودن همزمان مشکلات و مزایای اجرای یک پروژه یا ورود به یک موقعیت سرمایهگذاری است و همراه با توصیف کامل شرایط و برآورد عواید و هزینههای انجام آن صورت میگیرد. این مطالعات در حکم گام نخست در فرآیند تصمیمگیری سرمایهگذاران یا مدیران به حساب میآید. این بدان معنا است که این مطالعات باید در بدو امر با صورت مسالهای به نام پیشنهاد سرمایهگذاری یا اجرای پروژه انجام شود. از همین منظر، مطالعات امکانسنجی باید به نحوی انجام شود که به منزله ابزار تحلیلی، در برگیرنده محدودیتها، توصیههایی برای بهبود و پیشنهادهای عملی در راستای پیشبرد امور باشد. در فرآیند امکانسنجی عوامل متعددی وجود دارد و دستهبندیهای مختلفی از این عوامل صورت گرفته است از قبیل: عاملهای اقتصادی ، فنی، نیروی انسانی، عملیاتی، زمانی، قانونی، قراردادی و سیاسی. اما ویژگیهای هر پروژه تعیین میکند که کدام عاملها مهمتر هستند.
قبل از اینکه اقدام به ایجاد و پیادهسازی سیستم RFID شود باید امکانپذیر بودن آن بررسی شود. یعنی اطمینان داشته باشیم که پروژه در محیطهای فنی، اقتصادی و مالی و نیروی انسانی میتواند فعالیت کند. امکانپذیری فنی در رابطه با در دسترس بودن سختافزارها، نرمافزارها و آگاهی از چگونگی توسعه سیستم برای جوابگویی به نیاز کاربران را شامل میشود. به عنوان مثال اگر از تجهیزات فنی کاری بخواهیم که تجهیزات قابلیت انجام آن را نداشته باشند و یا اگر افراد نتوانند برای تجهیزات خود نرمافزار مورد نیاز بخرند یا اجاره کنند با شرایط عدم امکانپذیری فنی مواجه هستیم. امکانپذیری اقتصادی و مالی اشاره دارد به قابل قبول بودن هزینه توسعه سیستم، از نظر قوانین عمومی هزینه توسعه سیستم و بکارگیری آن باید از سودی که می توان از طریق توسعه سیستم به دست آورد بیشتر نباشد. امکانپذیری نیروی انسانی در رابطه با تاثیر افراد بر روی سیستم و بالعکس و تاثیر شیوههای نوین فناوری بر روی افرادی که قرار است با سیستم کار کنند، بحث میکند.
۲-۱۳-۱- بعد فنی
امکانسنجی فنی بر پایه طراحی کلی نیازهای سیستم در شرایط نهاده، فرآیند، محصول، حوزهها، برنامهها و شیوههای عملکرد صورت میگیرد. این امر میتواند در غالب اصطلاحاتی مانند حجم دادهها، منحنیها، فراوانی به روزرسانی و غیره کیفیتسنجی شود و به منظور ارزیابی اینکه آیا سیستم جدید میتواند به اندازه کافی اهداف مورد نظر را فراهم آورد یا خیر کیفیتسنجی شود. علاوه بر این امکانسنجی فنی بدین منظور انجام میگیرد تا مشخص شود که شرکت مورد نظر آیا از نظر سختافزاری، نرمافزاری، تخصص، توانایی مسئولیت رسیدگی و اتمام پروژه را دارا است یا خیر. استفاده از فناوری RFID در یک کشور به طرز قابل توجهی به سطح آمادگی فنی شامل عواملی نظیر زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری بستگی دارد. همچنین امکانسنجی فنی بیانکننده سنجش این موضوع است که یک سیستم پیشنهاد شده تا چه حدی به خوبی میتواند مشکلات را طی کند و از فرصتهای تعریف شده و شناسایی شده هنگام تعریف هدف بهره میبرد و چگونه نیازهای شناسایی شده در مرحله بررسی نیازهای توسعه سیستم را جبران میکند.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
سرمایهگذاری در فناوری اطلاعات هزینه زیادی دارد و مدیران موسسات در خصوص بازگشت این سرمایه نگران هستند. کاهش هزینهها در دنیای اقتصاد وسیله مهم و موثری برای ضمانت حیات و دوام سیستم به خصوص سیستمهای دولتی است. برای حل مسائل و مشکلات اقتصادی یا باید هزینهها را کاهش داد یا درآمدها را افزایش. تحلیل اقتصادی بیشترین روش به کار رفته جهت ارزیابی تأثیر سیستم جدید است. معمولترین آنالیز شناختهشده به روش تجزیه و تحلیل هزینه/فایده معروف است و روش کار بدین صورت است که در آن سود و صرفهجوییهایی که از یک سیستم معین انتظار میرود را مشخص میکنند و آن را با هزینهها مقایسه میکنند. اگر سود بر هزینهها چیرگی داشت آن وقت تصمیم به طراحی و پیادهسازی سیستم گرفته میشود. یک مؤسس پیش از اقدام به هر عملی باید به درستی هزینه را در مقابل سود بسنجد. مشخص کردن فاکتورهای سود و هزینه بسیار مهم هستند که میتوانند بدین صورت طبقهبندی شوند: ۱- هزینههای توسعه و ایجاد ۲- هزینههای عملیاتی. این تجزیه و تحلیل هزینهها در سیستم ایجاد میشود و مزایا خارج از سیستم قابل اشتقاق است. مطالعه بر پایه زمان: این روش بر مبنای زمان مورد نیاز برای رسیدن به بازگشت سرمایه گذاشته شدهاست. ارزش آتی یک پروژه نیز یکی از عوامل بررسی است.
۲-۱۳-۳- بعد نیروی انسانی
متغیر نیروی انسانی از ارزش فوقالعاده ای در راهاندازی سیستم برخوردار است. متغیر نیروی انسانی قادر به ایجاد تغییر در سرمایه مادی و همچنین سایر سرمایهها است به همین دلیل است که گردآوری نیروی انسانی بر اساس اصل لیاقت و شایستگی از مهمترین اصول جذب نیروی انسانی مورد نیاز سیستم است. نظام بهسازی در واقع مدیر را وا میدارد تا ضمن ارزیابی کارکنان نیازهای آموزشی را با توجه به اهداف سیستم شناسایی نموده و در راستای آموزش کارکنان و پرورش مدیران، نیروی انسانی را مهیا سازد که دارای بینش و بصیرت عمیقتر ، دانش و معرفت بالاتر و توان و مهارت بیشتری باشند. بدیهی است که اگر سه ابزار مهم رهبری و سرپرستی، ایجاد انگیزش و ارتباطات مناسب بین کارکنان سیستم و برقراری نظم در درون سیستم به شیوه ای صحیح بکار گرفته شود، می تواند شوق به انجام وظای در کارکنان ، کاهش تعارضات ، حسن تفاهم ، اعتماد متقابل ، نظم و هماهنگی و کار بهتر را در پیداشته باشد( عباسی ، ۱۳۸۰ ) در مورد پیادهسازی فناوری RFID باید مقاومت افرادی را که به طور مستقیم با این فناوری کار میکنند را در نظر داشت. ابتدا کارکنان مبادی ورودی که مسئول کنترل کالاهای وارداتی هستند. همچنین شرکتهای واردکننده که به دلیل هزینههای بالاتر و … در برابر این فناوری مقاومت میکنند. استراتژیها و سیاستهای دولت به تنهایی برای تشویق استفاده از فناوری RFID در کشور کافی نیست . اگر مردم و سازمانها به سطحی از آگاهی و اعتماد و درک مزایای این فناوری دست یابند، این فناوری در نهایت به یک واقعیت تبدیل خواهد شد.
متن فوق تکه ای از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
دولت الکترونیک استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بهمنظور توزیع خدمات دولتی به صورت مستقیم و ۲۴ ساعته به مردم میباشد(هولدن[۸] ، ۲۰۰۳).
۱-۷-۲- تعریف عملیاتی واژه ها
استفاده از دولت الکترونیک
در این پژوهش امتیازی که پاسخگو از گویههای ۱ تا ۷ پرسشنامه میزان استفاده از دولت الکترونیک بهدست میآورد، نشانگر میزانی است که او از خدمات دولت الکترونیک بهره میبرد. بالاترین امتیاز ۳۵ و پایینترین امتیاز ۷ میباشد و هر چه امتیازی که پاسخگو بهدست میآورد بالاتر باشد، میزان استفاده او از دولت الکترونیک بیشتر است.
اعتماد عمومی
در این پژوهش امتیازی که پاسخگو از گویههای ۱ تا ۲۸ پرسشنامه اعتماد عمومی بهدست میآورد، نشانگر میزان اعتماد عمومی نسبت به خدمات دولت الکترونیک میباشد. بالاترین امتیاز ۱۴۰و پایینترین امتیاز ۲۸ میباشد و هر چه امتیازی که پاسخگو بهدست میآورد بالاتر باشد، میزان اعتماد او به دولت بیشتر است.
اطمینان
در این پژوهش امتیازی که پاسخگو از گویههای۱ تا ۱۳پرسشنامه اعتماد عمومی بهدست میآورد، نشانگر میزان اطمینان نسبت به دولت میباشد. بالاترین امتیاز۶۵ و پایینترین امتیاز۱۳ میباشد و هرچه امتیازی که پاسخگو بهدست میآورد بالاتر باشد، میزان اطمینان نسبت به خدمات دولتی بیشتر است.
درستکاری
در این پژوهش امتیازی که پاسخگو از گویههای ۱۴ تا ۲۱ پرسشنامه اعتماد عمومی بدست میآورد، نشانگر میزان حس درستکاری نسبت به خدمات الکترونیک میباشد. بالاترین امتیاز ۴۰و پایینترین امتیاز ۸ میباشد و هر چه امتیازی که پاسخگو بهدست میآورد بالاتر باشد، میزان حس درستکاری نسبت به خدمات دولتی و دولت بیشتر است.
خطرپذیری
در این پژوهش امتیازی که پاسخگو از گویههای ۲۲ تا ۲۸ پرسشنامه اعتماد عمومی بدست میآورد، نشانگر میزان حس خطرپذیری نسبت به خدمات الکترونیک میباشد. بالاترین امتیاز ۳۵و پایینترین امتیاز ۷ میباشد و هر چه امتیازی که پاسخگو بهدست میآورد بالاتر باشد، میزان حس خطرپذیری نسبت به دولت بیشتر است.
یکی از مهمترین مسائلی که جوامع امروزی با آن مواجهاند مسأله اعتماد عمومی است. مقوله اعتماد عمومی در تمامی اعصار و قرون یکی از مهمترین موضوعات مهم حیات بشری بوده است و با گذشت زمان بر اهمیت آن افزوده شده است. دولتها میکوشند تا اعتماد شهروندان را به خود جلب کنند، زیرا با کاهش اعتماد عمومی احتمال مشارکت عامه مردم در فرایندهای سیاسی کاهش مییابد و کنارهگیری شهروندان از حمایت دولت مشروعیت حاکمیت مردمسالار را با مشکل مواجه میکند(عالی و همکاران، ۱۳۹۰).دولت الکترونیک به فعالیتهای دولتی که بر مبنای ارتباطات الکترونیکی بین همهی سطوح دولت، شهروندان و بخش تجاری صورت میگیرد، میباشد که بخش تجاری شامل تهیه و تدارک محصولات و خدمات، ارائه و دریافت سفارشات، فراهم کردن و کسب اطلاعات و تکمیل تراکنشهای مالی میباشد(فانگ[۱]، ۲۰۰۲). در این فصل نخست منابع نظری مربوط به دولت الکترونیک و سپس اعتماد عمومی و رابطه آن با دولت الکترونیک و در نهایت تحقیقات انجام شده مربوط و نزدیک به مسأله تحقیق بیان میگردند.
بخش اول
۲-۲-دولت الکترونیک
دولت الکترونیک بسیاری از قوانین را نقض میکند، شامل جدایی دیجیتال(کمبود دسترسی یکسان به کامپیوتر، یا به دلیل کمبود منابع مالی و یا به دلیل نداشتن مهارتهای لازم)، دسترسی عموم به اطلاعات دولت، رساندن خدمات و امنیت اطلاعات راهحلهای دولت الکترونیک عمدتاً در رابطه با تلاش برای ارتقاء مدیریت و تأثیر بیشتر منابع فناوری اطلاعات دولت هستند) (برای کمک به سیاستگذاران برای شناخت قوانین دولت الکترونیک که مربوط به نقش آنها در زمینههای مختلف است، این گزارش بخشها و مراحل رشد قوانین اصلی دولت الکترونیک را شناسایی و تعریف میکند. این گزارش بخشها و مراحل رشد و قوانین اصلی دولت الکترونیک را شناسایی و تعریف میکند. این گزارش همچنین بعضی از موقعیتها و چالشهای مرتبط با دولت الکترونیک به طور کلی توضیح میدهد. بعضی از کارشناسان دولت الکترونیک را مثل اعمال خاص مانند مراجعه به یک دکه برای دریافت درخواست کار یا داوطلب شدن برای دریافت خدمات اجتماعی از یک وب سایت تعریف میکنند. دیگر کارشناسان دولت الکترونیک را عموماً به عنوان اتوماتیک کردن سیستم رساندن خدمات تعریف میکنند. در حالیکه دیدگاهها بسیار متفاوتاند، یک شرکت، گروه گارتنر، دولت الکترونیک را به صورت ارتقاء دائم ارائه خدمات، شرکت در انتخابات و حکومت با انتقال روابط داخلی و خارجی از طریق تکنولوژی، اینترنت و رسانههای جدید خلاصه میکند(جفری[۲]، ۲۰۰۳).
به خاطر دلایل مختلف فنی، اقتصادی و سیاسی قوانین دولت الکترونیک برای رسیدن به ظرفیت کال خود نیازمند زمان هستتند. در نتیجه شخص میتواند پروژههای دولت الکترونیک را به ۴ مرحله از تکامل تقسیم کند: ایجاد، تعامل، انتقال و تبدیل شدن. هر مرحله نمایانگر توانایی رشد کردهای برای دادن اطلاعات و خدمات به عنوان تعامل انتقال آنلاین است. درنهایت هواداران و منتقدان دولت الکترونیک متوجه میشوند که تعداد زیادی موقعیت و چالش عملی کردن تصمیمات دولت الکترونیک وجود دارد. بعضی از فرصتهای نهفته شامل خدمات جدید، افزایش دخالت شهروندان در دولت و ایجاد ساختار پیشرفته اطلاعاتی میشود. بعضی از چالشهای نهفته شامل امنیت اطلاعات و حفظ حریم شخصی، مشکلات در دسترسی به کامپیوتر و مدیریت میشود. به همین دلیل، دولت الکترونیک میتواند بهعنوان یک پروسه یا راهی برای رسیدن به یک هدف در نظر گرفته شود تا خود یک هدف. دولت الکترونیک هنوز در مراحل اولیه تشکیل قرار دارد و قول ارتقاء همراه با پیشرفت تکنولوژی و پذیرفته شدن توسط مردم را میدهد. حقیقت دولت الکترونیک و کاربردهای بخشبندی آن ممکن است گاهی اوقات قربانی نبود درک دقیقی از معنی و اهمیت آن شود(ویلیام، ۲۰۰۱).
قوانین دولت الکترونیک میتوانند اشارهای به فدرالیزم داشته باشند، یکی از نشانههای سیستم حکومت فدرالی تأکید بر تقسیم عمودی قدرت است. در مقابل قوانین دولت الکترونیک از تکنولوژی اطلاعاتی استفاده میکند که بر مدل افقی یا شبکهای ارتباط و تعامل تأکید دارد. در حالیکه دولت الکترونیک برای این طراحی شده تا موانع بین آژانسهای مختلف را جدا کند میتواند همچنین اثری مشابه بر مرزهای حکومت فدرال گذارد. اگر چه دولت الکترونیک شامل دامنهی بزرگی از فعالیتها و کارکنان میشود، سه بخش مختلف را میتوان شناسایی کرد. اینها شامل دولت به دولت(G2G)[3]، دولت به تجارت (G2B)[4] و دولت به شهروندان (G2C)[5] میشوند. هر کدام از این بخشها نمایندهی تلفیقی متفاوت از نیروهای انگیزهساز و تصمیماتاند. به هر حال، بعضی اهداف شامل ارتقاء بازدهی، اطمینان و کیفیت خدمات برای گروههای شهری میشود(جفری، ۲۰۰۳).
۲-۲-۱- دولت الکترونیک چیست؟
دولت الکترونیک برای افراد مختلف معانی مختلفی دارد. در حالیکه دیدگاهها نسبت به دولت الکترونیک بسیار متفاوت است بعضی از زمینههای مشترک را میتوان در طبیعتش پیدا کرد. دولت الکترونیک شامل استفاده از فناوری اطلاعات به خصوص اینترنت برای ارتقاء ارائه خدمات دولت به شهروندان، تجارت و دیگر نهادهای حکومتی است. این کار پتانسیل این را دارد که دولت فدرال را با شهروندانش به طور مستقیم مرتبط کند به صورتی که باعث بوجود آمدن موقعیتهای جدید همچنین چالشهای جدید شود. دولت الکترونیک این امکان را به مردم میدهد که بتوانند ۲۴ ساعته و ۷ روز هفته از خدمات دولت فدرال استفاده کنند. بعضی از کارشناسان دولت الکترونیک عقیده دارند که ارائه خدمات میتواند بهتر قابل اعتمادتر وکمهزینهتر شود. گروه گارتنر دولت الکترونیک را اینگونه توصیف میکند. مارک فورمن مدیر بخش IT در اداره مدیریت و بودجه(OMB)[6]دولت الکترونیک را به عنوان استفاده از تکنولوژی اینترنت و پروتوکلها برای انتقال کیفیت خدمات و تأثیرگذاری آنها توصیف میکند(بار[۷]، ۲۰۰۱).
دولت الکترونیک به خودی خود پروسهایست که در مراحل اولیه پیشرفت خود قرار دارد. اقدامات اولیه در قوانین دولت الکترونیک روی ارائه دسترسی پیشرفت به اطلاعات و خدمات ساده تأکید دارد. اگر چه تمامی تأثیرات دولت الکترونیک هنوز به طور وسیعی ناشناخته باقی مانده، رشد پرسرعت در کشمکش و منابع اختصاص داده شده به دولت الکترونیک میتواند این تغییرات را خوشایندتر کند(جفری، ۲۰۰۳).
هر چند که دولت الکترونیک شامل رنج وسیعی از فعالیتها و دستاندرکاران است اما میتوان سه بخش مشخص و متمایز را برای آن تعریف کرد. که عبارتند از دولت نسبت به دولت (G2G)، دولت نسبت به تجارت (G2B) و دولت نسبت به شهروندان (G2C). هر چند که اقداماتG2E)[1]( از نوع فعالیتهای درون سازمانی هستند اما میتوان آنها را به عنوان زیرمجموعهای از بخش (G2G) نیز در نظر گرفت. در ادامه به طور اختصاصی به مقوله (G2E) پرداخته خواهد شد(ویلیام[۲]، ۲۰۰۱).
۲-۲-۲-۱- دولت نسبت به دولت (G2G)
بخش (G2G) نشاندهنده بدنه اصلی دولت الکترونیک است. بعضی کارشناسان پیشنهاد میکنند که دولتها (شامل دولتهای فدرالی، محلی و منطقهای) باید قبل از انجام معاملات الکترونیک بین شهروندان سیستمها و پروسههای خود را ارتقاء دهند و به این ترتیب تجارتها نیز با موفقیت انجام میشوند.(G2G)شامل اشتراکگذاری دادهها و انجام معاملات الکترونیک بین شخصیتهای دولتی است. که این معاملات شامل معاملات داخل و خارج سازمانی در سطح فدرالی و همچنین معاملات بین سطوح فدرال، ایالتی و محلی میباشد(رابرت و همکاران[۳]، ۲۰۰۰).
۲-۲-۲-۲- نیروهای محرک در پس بخش((G2G
تعدادی محرک وجود دارند که محرک تصمیمات (G2G) دولت الکترونیک هستند. یکی از آنها شامل قانونگذاری میباشد. انواع مختلفی از قوانین و فرآیندها هستند که حرف عملی کردن قوانین دولت الکترونیک میشوند. برای مثال قانون کاهش کادر دفتری (PRA)[4] باعث کاهش جمعآوری اطلاعات و نیاز به گزارش کار دولت فدرال و همچنین باعث ارتقاء جهت دهی اطلاعات مربوط به فعالیت مدیریتی دولت میشود. «قانون امنیت کامپیوتر» از سازمانهای فدرالی میخواهد تا استراتژی امنیتی را تهیه کنند و به مؤسسه ملی استاندارد و تکنولوژی (NIST)[5] مسئولیت ساخت برنامههای امنیت کامپیوتری برای دولت را میدهد. قانون کلینگر – کوهن، در بین قوانین دیگر یک افسر اطلاعات خارجه (CIO)[6]را در هر دفتر اجرایی قرار داد و روشهای تهیه فناوری اطلاعات را از حالت متمرکز خارج کرده و به آن شکل نظامند داد و مسئولیتهای مربوطه به سرمایهگذاری و برنامهریزی در حوزه فناوری اطلاعات را برعهده سازمان مدیریت و برنامه و بودجه (OMB) قرار داد. لایحه حذف کاغذبازی از دولت (GPEA)[7]، سازمان مدیریت و برنامه (OMB) را ملزم به ایفای نقش رهبری در دست یافتن و تحقق فناوری لازم جهت جایگزین کردن اسناد الکترونیکی به جای اسناد کاغذی میکند. این لایحه همچنین سازمان مدیریت و برنامه را مکلف به ایجاد روشها و زمینههایی جهت کاربرد و پذیرش امضای الکترونیکی از سوی شاخههای اجرایی دولت فدرال (مرکزی) میکند(جفری، ۲۰۰۳).
محرک ثانویه که موجب برانگیخته شدن ابتکار عمل دولت به دولت (G2G) میشود، علاقه به ارتقاء کارآمدی و بهرهوری است. یکی از فواید راههای سرمایهگذاری در حوزه فناوری اطلاعات که اغلب حامیان آن به آن اقرار میکنند صرفهجویی در هزینههاست که از طریق افزایش سرعت انجام معاملات، کاهش پرسنل لازم، و ارتقاء ثبات در نتایج بدست آمده، حاصل میشود. چون تلاش در جهت کسب رشد بودجه در دولت مرکزی افزایش یافته است، بنابراین این خود نشان از بکارگیری فناوری اطلاعات جهت نظامند کردن روشها و کاهش هزینه دارد. در ارتباط با مسأله ارتقاء کارآمدی و بهرهوری، سومین نیروی محرک، افزایش توجه به ارتقاء مدیریت فناوری اطلاعات دولت فدرال و منابع عمومی میباشد. تلاشهای بهعمل آمده جهت شناسایی و بکارگیری بهترین روشها برآمده از بخشها و حوزههای عمومی و خصوصی به توسعه دولت الکترونیک کمک کرده است. دولتهای محلی و ایالتی در اغلب موارد بهعنوان مدلهایی از دولت الکترونیک بهشمار میروند و این امر بهخاطر ارائه خدمات آنها به شهروندانشان است. این دولتها همچنین بهعنوان اهداف دولت به دولت (G2G) محسوب میشوند که این امر بهخاطر قداست جغرافیایی، سیاسی آنها به شهروندانشان میباشد. افزایش وابستگی روزافزون به فناوری اطلاعات و نیاز به بروز کردن و سرمایهگذاری در پروژههای دراز مدت فناوری اطلاعات از قبیل (FAA)[8] و (IRS)[9] بر اهمیت مدیریت صحیح فناوری اطلاعات تأکید کرده و موفقیت چنین پروژههایی را تضمین میکند(ویلیام[۱۰] ، ۲۰۰۰).
بهعنوان بخشی از بازنگری در استراتژیهای مدیریت فناوری اطلاعات، سیاستگذاران رویکردهای مختلفی را جهت تعیین ساختار دولت مدنظر قرار دادهاند. در این متن، دولت الکترونیک اغلب بهعنوان یک راهحل مطرح میشود.
علاوه بر شناسایی ابتکار عملهای دولت الکترونیک براساس بخشهایش چنین پروژههایی قابل طبقهبندی براساس سطوح و مراحل توسعه و تکامل نیز هستند. گرچه ابتکار عملها و بخشهای مختلف دولت الکترونیک هر یک سعی در انجام اهداف متفاوتی دارند، عدهای معتقدند یکی از مهمترین اهداف دولت الکترونیک درک کاملی از قابلیتهای فنآوری موجود جهت تغییر دولت از دولتی نهاد محور، با کارهای محدود به دولتی شهروند محور با قابلیت ارائه خدمات دولتی به شهروندان میباشد. اما به دلایل فنی، اقتصادی و سیاسی، مدت زمان زیادی طول خواهد کشید تا این بخشها به ظرفیتهای کامل خود دست پیدا کنند. به این دلیل، عدهای از ناظران از یک طرح کلی برای طبقهبندی مراحل تکامل پروژههای دولت الکترونیک استفاده میکنند. این طرح براساس ویژگیهای فنآوری اطلاعات است که از آن برای ارائه خدمات بصورت الکترونیکی استفاده میکنند. براساس این طرح، چهارمرحله حضور- تعامل- معامله- دگرگونی برای تکامل دولت الکترونیک مورد بحث قرار میگیرد(بام و همکاران[۱] ، ۲۰۰۰).
حضور : مرحله اول میباشد. در این مرحله جایگاهی برای ارائه اطلاعات در آینده بوجود میآید. این مرحله کمهزینهترین و سادهترین مرحله ورود به دولت الکترونیک است اما کمترین گزینهها را برای شهروندان ارائه میکند. نمونه بارز آن وب سایتی است که فهرستی از اطلاعات مربوط به یک ارگان مانند ساعات کار، آدرس پستی، و شماره تلفنهای شرکت را ارائه کرده اما فاقد قابلیتهای تعاملی است و این یعنی نمود و بروز منفعلانه اطلاعات. بعضی از ناظران چنین سایتهایی را نرمافزار بروشوری(Brochureware) میگویند که بیانگر این حقیقت است که آنها معادل الکترونیکی بروشور کاغذی هستند(جفری، ۲۰۰۳).
تعامل: مرحله دوم تعامل است. گرچه بخشهای تعاملی و وبمحور دولت ارائه کننده قابلیتهای پیشرفتهای هستند. تلاشهای صورت گرفته در این گروهها هنوز محدود به توانایی آنها به نظاممند و اتوماتیک کردن کارهای دولت میشود. تعاملات نسبتاً ساده و حول محور اطلاعات هستند. هدف این بخش کمک به ارباب رجوعان است تا از مراجعه به دفاتر دولتی خودداری و اجتناب کنند و شامل آموزشهایی برای کسب اطلاعات هستند، نحوهی گرفتن فرمها، میلکردن آنها به نهادها و ارگانها و ارتباطات از طریق پست الکترونیکی از سایر موارد این قسمت است(بام و همکاران ، ۲۰۰۰).
مبادله: سومین مرحله از مراحل توسعه دولت الکترونیک میباشد. این بخش پیچیدهتر از مرحله تأمین اطلاعات ساده است و خود متشکل از سه نوع فعالیت در ارتباط با دولت الکترونیک است. این فعالیتها به کاربران این امکان را میدهند که در هر ساعت از شبانهروز کارهای خود را بهصورت الکترونیکی انجام دهد مانند تجدید مدارک، پرداخت مالیات و قبوض و … این مرحله با این حال از جریان آزاد اطلاعاتی نیز بهره میبرد(جفری، ۲۰۰۳).
تغییر: عالیترین مرتبه از تکامل دولت الکترونیک مرحله تغییر و تحول است. ابتکار عمل در این سطح شامل بکار بردن تمام ظرفیتهای فنآوری اطلاعات برای تغییر عمل کردهای دولت از حیث اجرا و سازماندهی میباشد. این قابلیتها در برگیرنده قابلیتهای مدیریتی روابط مشتری میباشند که لازمه مقابله با مشکلات و نیازهاست. مثالها و نمونههایی بسیار محدودی از این بخش در دسترس است. این بخش جریان آزاد اطلاعات را تسریع میبخشد و همچنین تسریع در تصمیمات گروهی بین دولتهای فدرال، ایالتی محلی(بام و همکاران ، ۲۰۰۰).
۲-۲-۴- راهکارهای دولت الکترونیکی
در هر یک از این وجوه ، دولت الکترونیکی باید کمک رسان و اهرمی برای ارتقای سطح خدمات باشد. به همین دلیل در کلیه فعالیتهایی که در این راستا صورت میگیرد، باید راهکارهای زیر در نظر گرفته شود:
ساده سازی نحوه ارائه خدمات به مشتریان و تسهیل دسترسی به آنها.
بهبود کارآیی و اثربخشی دولت از طریق حذف لایه ها و سطوح مدیریتی.
تسهیل دسترسی مشتریان به اطلاعات از این طریق که مشتری مداری جایگزین بوروکراسی اداری شود .
بهبود وضعیت پاسخگویی به مشتریان و تضمین پاسخگویی در خصوص نیازهای آنان.
ساده سازی فرآیندهای کسب و کار مؤسسات، کاهش هزینهها از طریق یکپارچه سازی و حذف سیستمهای زاید.
ایجاد بینش نتیجه گرایی در دولت.
افزایش میزان خلاقیت از طریق به کارگیری روند بخش خصوصی در امور دولتی در این بحث، مشتری میتواند هر یک از مردم ، بخش خصوصی و یا حتی دیگر سازمانهای دولتی باشد(رضایی و داوری ۱۳۸۳).
این بخش از آن بهعلت توجه و علاقه زیاد ظرفیتهای تجاری و بخشهای تجاری به کاهش هزینهها از طریق افزایش رقابت میباشد. بخش دولت به تجارت (G2B) در بر گیرنده فروش کالاهای مازاد دولتی به عموم مردم و همچنین تهیه و تدارک کالاها و خدمات است. گرچه تمامی کارها و وظایف در این قسمت مستقیماً متکی به کاربرد فناوری اطلاعات نیست، در چندین روش و متد متفاوت تهیه کالا فناوری اطلاعات کاربرد دارد: عقد قراردادهای عمل کرد محور روشی است که در آن پرداخت دستمزد پیمانکاران براساس اهداف واقعی و نتایج حاصله از شغل آنها صورت میپذیرد. قراردادهای سهم در صرفهجویی[۱]قراردادهایی هستند که در آن پیمانکاران پیشاپیش هزینههای یک پروژه مانند نصب یک سیستم کامپیوتری را پرداخت کرده و حقوق خود را براساس صرفهجوییهای بهعمل آمده از راهاندازی این سیستم میگیرند. (مناقصه، مزایدههای) حراجهای معکوس، از دیگر روی، متکی به کاربرد فناوری اطلاعات هستند و یحتمل بهعنوان روشی برای خرید محصولات بکار میروند، محصولاتی که استاندارد بوده و کیفیت آنها بهسادگی مورد سنجش و ارزیابی قرار میگیرد مانند وسایل اداری، این مزایدهها که از طریق اینترنت انجام میشوند شرکتها را مترصد بهدست آوردن فرصتی مناسب برای عقد یک قرارداد دولتی قرار میدهند. هدف این مزایدهها یا مناقصههای معکوس کاهش قیمتها تا زیر قیمت بازار میباشد. بهخاطر تأکید بر هزینهها، این مناقصهها بهتر است در مواردی انجام شوند که کیفیت و عملکرد به سادگی قابل ارزیابی و سنجش باشند(گریگ[۲] ، ۲۰۰۱).
۲-۲-۲-۴- نیروهای محرک بخش (G2B)
در این بخش دو نیروی محرک وجود دارد. عامل یا نیروی اول جامعه تجاری است. در بسیاری از صنایع، کاربرد ابزارهای الکترونیکی برای انجام فعالیتهای متفاوت نظیر تهیه و تولید، فروش محصولات امری عادی است. مثلاً صنایع خودروسازی در پاییز سال ۲۰۰۰ سامانه الکترونیکی مبادلاتی با عنوان کوینست ابداع کردند. این سامانه فضایی مجازی را در اختیار خودرو سازان و قطعهسازان قرار میدهد تا با آن به خرید و فروش کالاهای خود پرداخته، اطلاعات مورد نیاز خود را به اشتراک گذاشته و در تولید محصولات جدیدشان با هم همکاری داشته باشند. علاوه بر این صنعت نرمافزار دائماً در حال تولید محصولاتی است که بر انجام فعالیتهای تجاری بصورت آنلاین متمرکزند. بسیاری از شرکتها تمایل دارند روشهای کاهش هزینههای تجاری خود با دولتهای فدرال، ایالتی و محلی را بسط و توسعه دهند. عامل مهم ثانوی در ایجاد تمایل به بخش(G2B) افزایش تقاضای سیاستگذاران به کاهش هزینهها و ارائه روشهای کارآمدتر میباشد. بسیاری از ابتکار عملهای (G2B) برای نظامند کردن و ارتقا ثبات کار پرسنل میباشد. اما مخالفتهایی صورت میگیرد و درباره اینکه آیا این تلاشهای صورت گرفته به متمرکز کردن یا تمرکززدایی تولیدات نهادهای و ارگانها میانجامد. تا تصویب قانون کوهن- کلینگر[۳] در سال ۱۹۹۶ تصمیمات اخذ شده برای تهیه و تدارک محصولات و خدمات فناوری اطلاعات عموماً متمرکز بودند، همراه نهاد خدمات عمومی (GSA) که نقش مهمی را ایفا میکرد. در میان شرایط این قانون، قانون کوهن- کلینگر از بسیاری از تصمیمات نهادها و ارگانها تمرکززدایی بهعمل آورد. بسیاری معتقدند که این تمرکززدایی این امکان را به نهادها و ارگانها میدهد که بر روی پروژههای خود کنترل بیشتری داشته باشند و زمان بین سفارش یک محصول و تحویل آن را کاهش دهند. در مقابل، عدهای دیگر به ترویج روش متمرکز کردن میپردازند بر مبنای اینکه این روش باعث کاهش هزینههاست از طرف تجمیع خرید محصولات مشابه از چندین شرکت و ارتقاء مسئولیتپذیری از طریق محدود کردن تعداد افراد دخیل در توافقات خرید(سالدارینی[۴]، ۲۰۰۰).
۲-۲-۲-۵- دولت نسبت به شهروند (G2C)
سومین بخش از دولت الکترونیک، دولت به شهروندان میباشد (G2C)، این بخش جهت تسهیل رابطه دولت و شهروندان طراحی شده است که به عقیده ناظران مهمترین هدف دولت الکترونیک میباشد. تلاش این بخش انجام کارهایی از قبیل تجدید مدارک و پرداخت مالیات در کمترین زمان ممکن است. همچنین تلاش این بخش در جهت ارتقاء دسترسی عموم مردم به اطلاعات از طریق بکارگیری ابزاری مانند وب سایتها و کیوسکها میباشد. یکی دیگر از ویژگیهای این بخش تلاش در جهت کاستن از تصدیگری دولت و طبیعت فرآیند محور کارهای دولتی میباشد. بعضی از حامیان دولت الکترونیک بر این نظر معتقدند که یکی از اهداف مهم این بخش بوجود آوردن فروشگاههای مجازی میباشد که در آنها کلیه شهروندان بتوانند امور متنوع زندگی خود را انجام دهند، خصوصاً اموری که در ارتباط با نهادهای دولتی میباشند، بدون اینکه مجبور شوند شخصاً با این نهادها و ارگانها در ارتباط باشند. رشد و ارتقاء (G2C) موجب تسهیل رابطه شهروندان با شهروندان شده و مشارکت آنان را در امور دولتی افزایش میدهد. این مشارکت با ایجاد فرصتهایی جهت فائق آمدن بر محدودیتهای زمانی و جغرافیایی میسر است(هاسون[۵]، ۲۰۰۰).
۲-۲-۲-۶- نیروهای محرک بخش (G2C)
یکی از این محرکها تقاضای شهروندان است مخصوصاً جوانانی که به انجام کارهای الکترونیکی در حوزههای دیگر زندگی خود خود گرفتهاند(مانند: بانکداری) بعضی از ناظران انتظار دارند که تقاضای شهروندان از دولت الکترونیک ظرف ۱۰ سال آینده بشدت افزایش پیدا کند درست مانند جوانانی که بههمراه کامپیوترهای شخصی خود و اینترنت در حال رشد و نمو هستند. اما مطالعاتی که بیانگر مشارکت پایین جوانان در امور سیاسی است. نشان میدهد که این مشارکت شهروندان ممکن است سالها به تأخیر بیافتد. تقاضای شهروندان با فشارهای زمانه رابطهی مستقیم دارند. با افزایش تقاضای شهروندان جهت کاهش زمان آنها بدنبال راههایی جهت کاهش مدت زمان ایستادن در صف و انجام کارهای اجرایی خود هستند. یکی از راههای آن انجام کارهای روزمره دولتی است مانند تجدید مدارک، درخواست مجوز کردن به صورت آنلاین(جفری، ۲۰۰۳).
یکی از الزامات اساسی برای ورود دولت به عصر دیجیتال آن است که فناوری ارتباطی و اطلاعاتی جدید جانشین جریان مکاتبات بین هرم دولت و دریافت کنندگان خطمشی و مشتریان خدمات دولتی شود. همکاری گسترده بین دولت و مشتریان نه تنها مسألهای مربوط به مراوده الکترونیکی است بلکه هدف کیفیت بیشتر و قابل اعتماد بودن خدمات است. تمام دولت ها در تلاش هستند تا خود را برای اقتصاد دیجیتالی و جامعه اطلاعاتی آماده کنند. طبق نظریه «کارو» برای تحقق دولت الکترونیکی در جامعه اقدامات زیر ضروری است:
رهبری جامعه از بالای هرم
ایجاد بینش سازمانی
تعهد به تأمین منابع
حمایت واقعی از تغییر و تحول
اجرای سریع(صفری و همکاران، ۱۳۸۲).
۲-۲-۵-۱- مراحل پیاده سازی دولت الکترونیکی
کشورهایی که امر پیاده سازی دولت الکترونیکی را شروع کردهاند ، بنا به تجربه، مراحل ضروری این کار را از قرار زیر دانستهاند :
اطلاع رسانی: اطلاعات مورد نیاز در اختیار مشتریان و کاربران قرار داده میشود. مانند اطلاعات لازم برای کسب مجوز شکار یا صدور گواهینامه رانندگی
ارتباط یک طرفه: فرمهای الکترونیکی، مشخصترین وجه این مرحله است. سازمانها، فرم ها را به صورتهای مختلف در اختیار متقاضیان قرار میدهند، اما کاربران پس از گرفتن فرمها باید به روش سنتی برای پرکردن و ارسال آنها اقدام کنند .
ارتباط دوسویه: کاربران میتوانند نه تنها فرمها را دریافت کنند، بلکه به صورت آنلاین آنها را هم پر کرده و ارسال کنند. البته در این مرحله، برخی عملیات مانند تعاملات مالی یا تعیین هویت متقاضی هنوز به روش سنتی صورت میگیرد .
تراکنشها و تعاملات: تمامی فرآیندها و عملیات از ابتدا تا انتها با توجه به امکانات به صورت الکترونیکی انجام میشود. دراین مرحله تمامی وجوه دولت الکترونیکی باید پیاده شده باشد(یعقوبی ، ۱۳۸۸) .
۲-۲-۶- مشکلات دولت الکترونیکی
دولت الکترونیکی با وجود مفهومی ساده، مشکلات زیادی برای دولتها دارد. مشکل اصلی در روش طراحی نیست بلکه ارائه خدمات به روش مناسب، معضل اول دولتهاست. دولتها باید بهعنوان یک مجموعه، قادر باشند اطلاعات دیجیتالی را به خوبی دریافت کنند و زمینههای فنی لازم را برای ارتباطات واحدهای مختلف کشوری با همدیگر، و همکاری بخش خصوصی و دولتی فراهم سازند. مشکل دیگری که وجود دارد، فرهنگ و ذهنیت مردم است. تغییر ذهنیت و فرهنگ سنتی در مورد استفاده از خدمات، هزینه زیادی خواهد داشت. فراهم کردن فضای مناسب، دورنگه داشتن آن از استفادههای نامناسب، و فقدان تخصص لازم در انجام تغییرات سریع در فناوری اطلاعات از مشکلات دیگر به حساب میآید(ریاحی، ۱۳۸۲) .
دومین معضل اساسی دولتها، ایجاد روشهای قانونی مناسب برای تجارت الکترونیکی است، چون دنیا در حال حاضر به طرف اقتصاد جهانی دیجیتال حرکت میکند. با این وضعیت، هرگونه مغایرت قانونی در تجارت های بینالمللی بیشتر نمود پیدا میکند. در این مسیر، دولتها با مشکل مربوط به مالیات بر تجارت الکترونیکی و نحوه کنترل آن ،امضای الکترونیکی قراردادهای تجاری و کنترل بر برنامههای رمزنویسی قوی موجه هستند(نایب زاده، ۱۳۸۸) .
سومین معضل اساسی دولتها که به نوعی یک مشکل بالقوه به حساب میآید، نیازمندی روزافزون به دموکراسی و عدم استفاده دمکراتیک از سیستمهای دیجیتالی است. با افزایش اقتصاد دیجیتالی، فناوری از دیدگاه دموکراتیکی ، خنثی یا از آن به غلط استفاده میشود و در نتیجه تنوع را از بین برده و مردم را تشویق میکند تا بر اساس روشهای جدید جهانی تعامل کنند(ریاحی، ۱۳۸۲) .
فرصتها: از یک طرف حامیان دولت الکترونیک معتقدند که بخشهای این دولت فرصتهای بیشماری را جهت ارتقاء دولت و حکومت بوجود آورده است. همانطور که در قسمتهای بالا بحث شد، نیروهای محرک بسیاری در ایجاد حرکت در بخشهای دولت الکترونیک نقش دارند. اما حامیان دولت الکترونیک معتدند که نتایج گستردهای از این بخش حاصل میشوند(برین[۱]، ۲۰۰۰).
خدمات جدید و ارتقایافته: فرصت دیگری که توسط حامیان دولت الکترونیک گسترش یافته است ارتقاء کیفیت، دامنه و دسترسی به خدمات است. بسیاری از ناظران میگویند، علاوه بر کاریابی و بازده، کیفیت خدمات از طریق مبادلات سریع ارتقاء مییابد و همچنین از طریق پروسههای بهتر تکامل دولت الکترونیک خدمات جدید وافری را بوجود میآورد(جفری، ۲۰۰۳).
کارایی (بازده): آنچه که از بسیاری از پروژههای مرتبط با فناوری ارتباطات انتظار میرود کارایی یا بازده آنهاست. در پروژههای دولت الکترونیک، کارایی میتواند فرمهای گوناگونی به خود بگیرد. بسیاری از پروژهها تلاش میکنند میزان خطا را کاهش دهند و ثبات در نتایج بدستآمده را ارتقاء و بهبود بخشند. هدف از بازدهی در بسیاری از پروژههای دولت الکترونیک کاهش هزینهها و کاهش فرایندهای سازمانی با مهندسی کردن و نظامندکردن روشهاست. بسیاری از حامیان دولت الکترونیک معتقدند کاهش زمان صرف شده در کارهای تکراری به کارمندان دولت فدرال این امکان را میدهد تا به مهارتهایی جدید دست پیدا کرده و در کارشان پیشرفت کنند(برین، ۲۰۰۰).
افزایش مشارکت شهروندان: یک راه، ارتباط مردم نقاط دور دست با یکدیگر میباشد در نتیجه آنها میتوانند اطلاعات را به سادگی فرستاده و دریافت کنند. راه دوم که بسیاری از ناظران آن را پیشنهاد میکنند افزایش مشارکت جوانان در امور دولتی است. بسیاری از حامیان معتقدند که نسل آینده که با اینترنت و ارتباطات دیجیتال در زندگی روزمره خود بزرگ شدهاند در صورتی که ابزار مورد نیازشان همان ابزار مورد کاربردشان در فعالیتهای حرفهای و شخصی باشند نسلی فعالی در فعالیتهای دولت الکترونیک خواهند بود. دولت الکترونیک با فراهم کردن فرصتهایی برای افراد با سلایق، نظرات و دغدغههای یکسان زمینه تعاملات شهروندان با شهروندان (C2C) را فراهم و تقویت میکند(جفری، ۲۰۰۳).
توسعه اطلاعات ملی فراساختاری: این بخش موسوم به(NII)[2]میباشد. در سنوات [۳] (Y2K)دغدغهای روزافزون درباره محافظت و مراقبت از (NII) وجود داشت. بهعنوان بخشی از تلاشهای صورت گرفته جهت رفع مشکلات (Y2K) رئیس جمهور. کلینتن دستوری را به شرح زیر اعلام کرد. «براساس این دستور گروههایی در دولت فدرال تشکیل خواهند شد جهت توسعه برنامههایی برای حفاظت از اطلاعات فراساختاری». این برنامهها نیاز به گفتگو بین دولت و بخش خصوصی دارند تا برنامه توسعه اطلاعات ملی- فراساختاری توسعه پیدا کند(برین، ۲۰۰۰).
چالشها: از سوی دیگر، علیرغم فرصتهای احتمالی برای بهبود دولت الکترونیک، چالشهای نیز است که احتمالاً مانع از محقق شدن این فواید میشوند. بعضی از این چالشها، مانند تفاوت در دسترسی به کامپیوتر (شکاف دیجیتال- فقدان دسترسی به کامپیوتر و …) شرایطی هستند که به مشکلات بزرگتر مرتبط میشوند. مشکلات دیگر ناشی از تلاش در جهت الحاق فنآوری اطلاعات به دولت میباشد(برین، ۲۰۰۰). چالشهای مهم عبارتند از :
امنیت شبکه: شاید یکی از مهمترین چالشهای دولت الکترونیک امنیت شبکه باشد. در یک سری بررسیهای بهعمل آمده از سال ۱۹۹۹، دفتر محاسبات (GAO)[4] مکرراً گزارش داده است که بزرگترین نهادهای فدرال نتوانستهاند به خوبی از سیستمهای خود در برابر حملات کامپیوتری محافظت کنند. GAO)) 6 حوزه یا نقطه ضعف را در این گزارش برشمرده است: مدیریت برنامههای امنیتی نحوه کنترل، تغییرات و توسعه نرمافزار، عدم انجام وظایف، سیستمهای کنترل و تداوم سرویسها برای دولت الکترونیک، تداوم خدمات امری بحرانی است نه از جهت دسترسی و ارائه خدمات، بلکه برای ایجاد اعتماد به نفس شهروندان و اعتماد آنها، اما خطر کلاهبرداری و استفاده نادرست از اطلاعات همچنان دو دغدغه مهم محسوب میشوند(جفری، ۲۰۰۳).
تفاوت در دسترس به کامپیوتر: چالش دیگر دولت الکترونیک تفاوت در دسترسی به کامپیوتر است. این چالش در برگیرنده دو ایراد و اشکال است. اول شکاف دیجیتالی و دوم دسترسی معلولین به فضای مجازی در مورد شکاف دیجیتالی، در حال حاضر خواه بهخاطر فقدان مسائل مالی یا عدم مهارت لازم همه شهروندان امکان دسترسی یکسان به کامپیوتر و فضای مجازی را ندارند(برین، ۲۰۰۰). در حالیکه استمرار کامپیوترهای مجهز به اینترنت در مدارس و کتابخانههای عمومی به حل این مشکل کمک میکند، این تلاشها همچنان استمرار دارد. بعضی از ناظران معتقدند که بسیاری از اعمالی که دولت انجام میدهد در برگیرنده ارتباطات مردمی است. مردمی که حداقل دسترسی به فضای مجازی و اینترنت را دارند: فقرا، افراد مسن، افراد کمسواد، حامیان افراد ناتوان معتقدند که کامپیوترها موانع جدیدی را برای شهروندانی مانند نابینایان و افراد کمتوان جسمی ایجاد میکنند چون این افراد باید هزینههای گزافی را برای نرمافزار و سختافزار کامپیوترهای شخصی خود پرداخت کنند. همچنین این ابزار باید به گونهای طراحی شوند که امکان دسترسی معلولین را به فضای مجازی فراهم کنند(جفری، ۲۰۰۳).
مدیریت فنآوری اطلاعات دولتی و تأمین هزینهها: چالشی چند لایه بر سر توسعه دولت الکترونیک وجود دارد و آن عبارت است از مدیریت فنآوری اطلاعات و تأمین هزینههای آن این چالش شامل مشکلاتی مانند جذب نیروی انسانی، نگهداری سیستمها، تأسیس سازمان [۵]CIO فدرال، و همکاری بین دولتهای محلی، ایالتی و فدرال. در حالیکه دولت الکترونیک فرصتهای را برای توسعه مهارتهای کارمندان فدرال فراهم میکند، همچنین بر سردوراهی استخدام و حفظ کارگران مجرب در حوزه فنآوری اطلاعات قرار دارد. حقوق کم و عدم تأمین منافع دست دولت را در جذب و بهکارگیری نیروی ماهر بسته است. مشکل دیگر تأمین منابع مالی لازم برای اجرای پروژههای دولت الکترونیک ایالتی و محلی است. بعضی از ناظران معتقدند که دولت در استفاده از منابع مالی برای اجرای ۲ و بیشتر از دو پروژه محدودیت دارد. اما برداشتن این محدودیتها از منابع مالی ایالتی و فدرالی نگرانیهای را درباره فدرالیسم ایجاد میکند (والش[۶]، ۲۰۰۱).
امور شخصی: در ارتباط با امنیت شبکه، امور شخصی چالشی بزرگ برای پذیرش دولت الکترونیک میباشد. نگرانی درباره استفاده از فایلهای متنی که اطلاعات را بین ارگانها به اشتراک میگذارند و مسدود کردن یا استفاده نادرست از اطلاعات شخصی غالباً موضوع مناقشه برانگیز بوده است. براساس گزارش(GAO)در سپتامبر ۲۰۰۰ پیرامون حفاظت از فضای شخصی افراد در سایتهای فدرال، تقریباً یک سوم از ارگانها و نهادها اطلاعات شخصی به اشتراک گذاشته شدهای دارند با شرکت و نهادهای دیگر(جفری، ۲۰۰۳).
حکومت الکترونیک ورای حوزه دولت الکترونیک است. درحالیکه دولت الکترونیک صرفاً به عنوان ارائهی خدمات و اطلاعات دولتی به عموم با استفاده از ابزارهای الکترونیکی تعریف و شناخته میشود، اما حکومت الکترونیک به شهروندان امکان مشارکت مستقیم و بیواسطه در فعالیت های سیاسی را میدهد که این امکان ورای دولت است و شامل دموکراسی الکترونیک، انتخابات الکترونیک ومشارکت آنلاین در فعالیتهای سیاسی نیز می باشد. بنابراین مفهوم حکومت الکترونیک به طور گسترده عملکرد دولت، مشارکت شهروندان، احزاب و سازمانهای سیاسی، و عملکرد مجلس و قوه قضائیه را نیز تحت پوشش قرار میدهد(جفری، ۲۰۰۳).
حکومت الکترونیک فقط مربوط به ایمیل و وب سایت دولت نمیشود، فقط درباره ارائه خدمات از طریق اینترنت نیست، فقط به دسترسی دیجیتالی به اطلاعات دولت یا پرداختهای الکترونیکی اطلاق نمیشود. بلکه حکومت الکترونیک باعث تغییرچگونگی و نحوه ارتباط شهروندان با دولتها میشود به همان اندازهای که نحوه ارتباط شهروندان با یکدیگر راتغییر میدهد. حکومت الکترونیک به شهروندان اجازه میدهد تا با دولت ارتباط برقرارکنند، درسیاستگذاریهای دولت مشارکت کنند و شهروندان خود نیز با هم ارتباط برقرارکرده و در پروسههای سیاسی دموکراتیک نیزمشارکت نمایند. در واقع درمعنای گسترده، حکومت الکترونیک مفاهیم گستردهتری نسبت به دولت الکترونیک دارد. درک معنای دولت الکترونیک نیز کمک میکند تا بتوان بین دو مفهوم دولتالکترونیک و حکومتالکترونیک تمییز قائل شد. دولت الکترونیک در واقع به استفاده آژانسهای دولتی از فناوریهای اطلاعات اطلاق میشود فناوریهایی ازجمله شبکههای وب، اینترنت و ارتباطات ازطریق تلفن همراه که در واقع باعث تغییر نحوه روابط با شهروندان، مشاغل، و سایرقسمتهای دولت میشود(بلکهریس[۱]، ۲۰۰۰).
۲-۲-۹- مدل مثلث ارتباطی بین دولت ،تجارت و شهروندان
فانگ (۲۰۰۲) با توجه به تعاریف ارائه شده برای دولت الکترونیک یک مدل مثلثی از ارتباط بین دولت، بخش تجارت و شهروندان به صورت ذیل ارائه کرده است:
جنبه تأکیدی دولت الکترونیک برمشارکت دولت الکترونیک است. پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین دولت مرکزی ودولت های محلی را تعریف میکند؛ پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین سازمانها و بخشها یا آژانسها را تعریف میکند؛ پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین دولت وکارمندان را تعریف میکنند؛ پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین قوهی مقننه و قوهی مجریه را تعریف میکنند.
جنبه تأکیدی تجارت الکترونیک برمشارکت دولت الکترونیک است. پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین دولتها و بازارها را تعریف می کنند؛ پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین دولتها و بخش خصوصی را تعریف میکنند.
جنبه تمرکز و تأکیدی شهروندان الکترونیک برمشارکت دولت الکترونیک است. پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین دولتها و شهروندان را تعریف میکنند؛ پروسه ها و ساختارهایی که رابطه بین ارائهی خدمات دولتی و نیازهای شهروندان را تعریف میکنند؛ و پروسهها و ساختارهایی که رابطه بین کشورها و سازمان های بینالمللی را تعریف میکنند. شکل(۲-۱) نمایانگر رابطه بین دولت الکترونیک، تجارتالکترونیک و شهروندانالکترونیک در زمینه ظهورمفهوم “جامعه دانشی”جهانی سازی و حق حاکمیت میباشد(فانگ، ۲۰۰۲).
شهروند الکترونیک
تجارت الکترونیک
دولت الکترونیک
جامعه مدنی
جهانی سازی
حق مالکیت
مبادلات داوطلبانه یا غیر داوطلبانه
شکل(۲-۱) مدل مثلث ارتباطی بین دولت الکترونیک ،تجارت شهروندان(فانگ ، ۲۰۰۲)
۲-۲-۱۰- گسترش دولت الکترونیک
همانند تغییرات مهیجی که درتجارت الکترونیک و مبادلات الکترونیک صورت گرفت، انقلاب دولت الکترونیک نیز پتاسیل شکل دهی مجدد بخش عمومی ودولتی و بازسازی رابطه بین شهروندان و دولت را دارد. در بررسی جهانی اداره سازمان ملل متحده آمریکایی استاندارد عمومی[۲](۲۰۰۰)،یا پنج مقوله برای ارزیابی یک سنجش جهانی، پنج دسته و گروه برای سنجش میزان پیشرفت دولت الکترونیک دریک کشورشناسایی شدهاند. میزان پیشرفت دولت الکترونیک در یک کشور را میتوان براساس مقولههای ذیل شناسایی کرد:
وجودیک وب نوظهور: یک کشور ممکن است یک و یا چند وب سایت رسمی دولتی و ملی داشته باشد که اطلاعات آماری را دراختیار کاربر قرار داده و این وب سایتها به عنوان ابراز روابط عمومی به کار میروند.
وجودشبکه ارتقاء یافته وب: همینطور که اطلاعات توسط کاربران که گزینههای بیشتری برای دسترسی به اطلاعات دارند دینامیک و پویاتر میشوند، تعدادصفحات وب دولت نیز افزایش مییابد.
وجود شبکه وب تعاملی: تبادلات رسمیتری بین یک کاربر و تأمینکننده خدمات دولتی رخ میدهد؛ بهطور مثال فرمها را میتوان دانلود کرد با نرم افزارهایی بهصورت آنلاین در دسترس قرار میگیرند.
وجود شبکه وب تراکنشی: سرویس دستری آسان کاربران بوسیلهی نیازهایشان با انجام آنلاین تراکنشهای رسمی مانند پرداخت مالیات؛ وهزینه ثبت ، اولویت بندی میشود.
وجود شبکه وب کاملا مجتمع: ادغام و یکپارچگی کامل همهی خدمات الکترونیکی دولت از طریق یک پرتال خرید تک استاپ(اداره سازمان ملل متحده آمریکایی استاندارد عمومی، ۲۰۰۰).
دولت مرکزی
G2G &G2E
غیر انتفاعی
دولت محلی
شهروندان
تجارت
G2N & N2G
G2G
G2C & C2G
G2C & C2G
شکل(۲-۲)تصویریک سیستم نموداری گسترده برای مدل های دولت الکترونیک(فانگ، ۲۰۰۲)
۲-۲-۱۱- مشخصه ها و ویژگی های انواع دولت الکترونیک
جدول(۲-۱) ویژگی انواع دولت الکترونیک (فانگ، ۲۰۰۲)
مورد
اطلاعات
ارتباط آنلاین
تراکنش
G2Cو C2G
درخواست اطلاعات ازیک کارخانه یا یک شهرونددرباره مالیات، مجوزهای تجارت و کسب وکار، دفاترثبت،قوانین، برنامههای سیاسی،مسئولیتهای اجرایی و غیره.
درخواست اطلاعات و بحث درباره پیشرفتهای مدیریتی و اجرایی و محصولات بابرقراری ارتباط با سیاستمداران ، مقامات و غیره.
ارائه آنلاین خدمات و ارسال نتایج با انتخابات الکترونیک، فراهم آوردن یک راه حل به صورت آنلاین و مشارکت آنلاین و غیره.
G2BوB2G
در خواستهای اطلاعات ازیک کارخانه یایک شهرونددرباره مالیات، مجوزهای کسب وکار، دفاترثبت، قوانین، برنامههای تجاری، روی تجارت، مسئولیتهای اجرایی و مدیریتی و غیره.
درخواست اطلاعات و بحث دربارهی پیشرفت های اجرایی و مدیریتی برای تجارت و محصولات بابرقراری ارتباط با سیاستمداران،مقامات و غیره.
ارائه آنلاین خدمات و ارسال نتایج با تراکنش الکترونیک مربوط به حسابداری، حسابرسی الکترونیکی،تدارکات الکترونیکی، خریدالکترونیک و غیره.
G2C
مبادله اطلاعات میان مقامات مختلف و میان سطوح مختلف سیاسی،توجه کردن به قوانین و مقررات اجرایی، ایجاد خط مشی،دادهها،پروژه هایابرنامه ها،اطلاعات زمینهای برای اتخاذ تصمیمات و غیره.
اطلاعات بین مقامات مختلف که درسطوح و ردههای مختلف هستند مبادله میشود بابحث مجامع باداشتن ارتباط درهنگام مذاکرات و اتخاذتصمیمات باداشتن تعامل با توجه به قوانین ومقررات اجرایی،پروژهها یا برنامهها و غیره.
جریان کاربین سازمانی ومبادله داده ها،مبادله خط مشی و راه حل به صورت آنلاین مدیریت اطلاعات و دانش و غیره.
N2GوG2N
تبادل اطلاعات با توجه به قوانین اجرایی،خطمشی اجرایی، دادهها، دفاترثبت، قوانین، برنامههای سیاسی، اطلاعات زمینهای برای اتخاذ و تصمیمات و غیره.
اطلاعات بین سازمانها و آژانسهای مختلف مبادله میشودبا بحث جامع،داشتن ارتباط در مذاکرات واتخاذ تصمیمات باتعامل با توجه به قوانین مقررات اجرایی.
جریان کارفراسازمانی،ومبادلهی خطمشی و راه حل ،دادهها، مدیریت دانش و اطلاعات و غیره.
G2E
تبادل اطلاعات با توجه به کارهاو عملکرد،خط مشی کارکنان،دادهها و توجه به مدیریت شغلی ورشدوگسترش کارمندان دولتی و غیره.
اطلاعات بین بخشها و افراد مختلف مبادله می شودبابحث جامعبابرقراری ارتباط مذاکرات واتخاذتصمیماتباتعامل باتوجه به کارها وعملکرد وغیره.
جریان کاربین فردی،وتبادل خط مشی پرسنل و راهحل،دادهها،مدیریت اطلاعات و دانش،مشارکت آنلاین و غیره.
۲-۲-۱۲- خلاصه ای از ابتکارات جهانی دولت الکترونیک
برای دولتهای الکترونیک در سرتاسرجهان، انقلاب دیجیتالی فرصتهای جدید و بیسابقهای برای ارتقاء مجازی همهی انواع و روشهای ارائهی خدمات عمومی پیشنهاد میدهد. ازاروپا تا آسیا تا آمریکای جنوبی و حتی تاآفریقا، کشورها از روش جدیدتری برای تجارت و دادوستد با شهروندانشان استفاده میکنند و استفاده از اینترنت در سرتاسرجهان به یک صنعت رو به رشد جهت ارائه اطلاعات و خدمات دولتی تبدیل شده است(فانگ ، ۲۰۰۲).
جدول(۲-۲) خلاصه ای از ابتکارات جهانی دولت الکترونیک(فانگ ، ۲۰۰۲).
کشور
ابتکارات دولت الکترونیک
استرالیا
تعهدات خاصی صورت گرفت تا:
-همهی خدمات مفیدومشترک المنافع به صورت الکترونیکی و از طریق اینترنت ارائه شوند.
-مرکز اطلاعات دولتی ازطریق “ادارهی مربوط به دولت آنلاین”تأسیس شود به عنوان مهمترین مرکز دسترسی به اطلاعات مربوط به خدمات دولتی.
-راهاندازی سیستم پرداخت الکترونیک به عنوان روشی برای پرداخت مشترک المنافع.
-راهاندازی اینترانت گسترده دولتی به منظور برقراری یک ارتباط آنلاین مطمئن و امن.
اتریش
دولت خوددست به اقدام زده و خودرا شریک و سهیم در صنعت خصوصی می داند بهخصوص در جریان پروسه انتقال از یک جامعه خدماتی پست صنعتی به یک جامعه اطلاعاتی؛سیستم های بازیابی اطلاعات؛EDI؛[۳] سیستم آنلاین تعاملی.
کانادا
دولت الکترونیک بحت تأثیر اصول و قواعد ذیل قرارگرفته است:
-پاسخگویی به خواسته عموم برای داشتن یک دولت بهتر که بیشتر در دسترس است.
-شفافسازی نقشها و مسئولیتها شامل، زمینه های دخالت، زمینههای عدم مشارکت و دخالت، زمینههای انتقال
-رسیدن به یک دولت مقرون به صرفه
-اطمینان از اینکه منابع به بالاترین اولویتها اختصاص یافتهاند.
چین
پروژه دولت آنلاین ،پنج جنبه را تحت پوشش قرارمی دادکه عبارتنداز:
-اولین اقدام معرفی و شناساندن نقشهای آنلاین دولت است، درواقع آگهی و اعلان این نقشها، وظایف، ساختارسازمانی، پروسهای اجرایی و قوانین و مقررات دولتها و بخشهای دولتی از طریق اینترنت میباشد.
-ثانیا، اسناد دولتی، آرشیوها و پایگاههای داده به صورت آنلاین منتشرو اعلان شدند.
-ثالثا، فعالیتهای روزانه بخش های دولتی به صورت آنلاین منتشرشدند که بهعنوان کانال باز فعالیتهای اجرایی تلقی می شود.
-اقدام چهارم، حکومت واجرای آنلاین با استفاده از یک مرکز الکترونیک فایلها و اسناد میباشد تامیزان کارآمدی حکومت افزایش یابد.
-تجارت آنلاین نیزآخرین گزینه ایست که باید به صورت آنلاین گسترش یابد.
دانمارک
دولت الکترونیک برپایه اصول ذیل استوار است:
-جامعه اطلاعاتی برای همه -تحقیق اینترنت پهن باندبرای مؤسسات تحقیقاتی.
-تحقیق دهکده جهانی تحقیق -استفاده از انتشارات آنلاین
-کاربردIT در شهرداری ها -بایگانی الکترونیکی
-کاربردITدرشرکت های دانمارکی -انقلاب قابل انتقال
-کاربردITدرآموزش وپرورش -حکومت الکترونیک و نقش ای قانونی.
-IT وطرح غیرفعال عمل و اقدام
فنلاند
دولت الکترونیک مواردزیررا گسترش می دهد:
-اشتراک گذاری داده ها بین دفاترثبت ملی. -دورکاری با استفاده ازکارت هوشمند.
-ارسال پیام از طریق ایمیل. -استفاده از کیوسک و اینترنت.
-EDI برای بعضی کاربری ها. -خدمات و سرویسهای یک.
-تجارت الکترونیک. -ارتباطات ومستندات به طورافزایش الکترونیک میشوند.
فرانسه
-IT”وضعیت خاص ومحدودی”که داشته راپس ازشناخته شده به عنوان ابزاری ضروری برای مدرنیزه کردن وارتقاء مدیریت دولت،ازدست داده است.
هنگ کنگ
-دولت”۲۰۰۰استراتژی دیجیتالی قرن۲۱″ خودرا منتشرکرد که نشان ازتعهد قاطع دولت دارد که بهطورمثال منجربه انطباق تجارت الکترونیک می شود هم در عقد قراردادهای تجاری داخلی و در ارائهی خدمات دولتی به مشاغل و هم به منظور برقراری ارتباط درهرمکان و هرزمان.
برآن است که ازجمله کشورهایی باشدکه فعالانه ازتکنولوژی الکترونیک بهمنظورفراهم آوردن یک زندگی بهتربرای مردم،استفاده می کند. به این منظوردولت موظف است که دو اقدام زیر را انجام دهد:
-ایجاد فضایی که همگان
-بخش خصوصی،افرادوعموم مردم
-بتوانند بیشترین استفاده را از تکنولوژی الکترونیک ببرند.
-سرمایهگذاری برروی تکنولوژی الکترونیک به منظور ارتقاءروش و شیوهای که دولت به نیوزیلندیها خدمات رسانی می کند.
سنگاپور
ابتکار “سنگاپوریک”یکی از اولین اقدامات اجرایی ومهم در زمینه نرم افزارها و شبکه های پهن باد در دنیا بود. این برنامه در واقع یک ابتکار ملی بود که سطح جدیدی از تعاملات نرم افزارها و خدمات چندرسانهای در منزل،مشاغل و مدارس سنگاپور را بوجود آورد.
چهارچوب نظری تحقیق بنیان و اساسی است که تمام پژوهش ها برآن استوار است. این چهارچوب شبکه ای است منطقی، توصیفی بر روابط وجود میان متغیرهایی که در پی فرایندهایی چون مصاحبه ، مشاهده، و بررسی پیشینه شناسایی شده اند (سکاران،۱۳۸۵).
برای پاسخ به این سوال، از مدلی که نشات گرفته از توقعات مشتریان و مزایای استفاده از اتوماسیون اداری است، کمک گرفته شده است (شکل ۱-۱). در مدل فوق خدمات اتوماسیون (شامل ابعاد: راحتی، مدیریت صف، شخصی سازی، پاسخگویی، ایمنی) متغیر مستقل و رضایت مشتریان متغیر وابسته می باشند.
شکل ۱-۲ مدل نظری تحقیق
منبع : برگرفته از مدل الحواری (۲۰۱۱)
۱-۶) فرضیهها :
فرضیه های تحقیق حاضر به صورت زیر می باشد:
فرضیه ۱ : راحتی بوجود آمده بوسیله اتوماسیون اداری در سازمان تامین اجتماعی بر رضایت مشتریان موثر است.
فرضیه ۲ : مدیریت صف بوجود آمده بوسیله اتوماسیون اداری در سازمان تامین اجتماعی بر رضایت مشتریان شده اس موثر است.
فرضیه ۳ : شخصی سازی بوجود آمده بوسیله اتوماسیون اداری در سازمان تامین اجتماعی بر رضایت مشتریان موثر است.
فرضیه ۴ : پاسخگویی بوجود آمده بوسیله اتوماسیون اداری در سازمان تامین اجتماعی بر رضایت مشتریان موثر است.
فرضیه ۵ : ایمنی بوجود آمده بوسیله اتوماسیون اداری در سازمان تامین اجتماعی بر رضایت مشتریان موثر است.
۱-۷) تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها (روش اندازه گیری متغیرها):
تعاریف مفهومی متغیرهای تحقیق در زیرآمده است:
اتوماسیون اداری: بر این مسئله دلالت دارد که سازمان اداری و در نتیجه ساختار سازمانی را می توان با استفاده از تکنولوژی های موجود و با توجه به اهداف و وظایف مربوط به آن و نیز تواناییهای نیروی انسانی مورد نیاز آن مورد بازنگری قرار داد (رهنورد، ۱۳۸۱؛ ۷۴). مولفه های اتوماسیون اداری نیز به صورت زیرند (Al-Hawari, 2011):
راحتی: به دسترس بودن خدمات مختلف، درستی انجام کار و زمان انجام عملیات اشاره دارد.
مدیریت صف: به زمان مورد نیاز جهت دریافت خدمات اشاره دارد.
شخصی سازی: به میزان خدمات تخصصی برای رفع نیاز مشتریان اشاره دارد.
پاسخگویی: اشاره به توانایی خدمات اتوماتیک در پاسخ به مشکلات و سوالات مشتریان دارد.
ایمنی: اشاره به توانایی خدمات اتوماتیک در ایجاد محیطی ایمن است که مشتریان از آن خدمت دریافت می کنند.
رضایت مشتری: رضایت مندی مشتری احساس یا نگرش یک مشتری نسبت به یک محصول یا خدمت بعد از استفاده از آن است (Jamal & Naser, 2003).
در جدول ۱-۱ و ۱-۲ به ترتیب تعاریف عملیاتی متغیرهای تحقیق آورده شده است.
جدول ۱-۱) تعریف عملیاتی متغیر خدمات اتوماسیون
متغیر
ابعاد
گویه
منبع
خدمات
اتوماسیون
راحتی
۱٫ تمامی نیازهای بیمه ای شما بوسیله خدمات الکترونیک فراهم شده بوسیله شعبه برطرف می شوند.
۲٫ استفاده از خدمات الکترونیک شعبه آسان است.
۳٫ خدمات الکترونیک بیمه ای ۲۴ ساعته فراهم هستند.
الحواری (۲۰۱۱)
مدیریت صف
۱٫ خدمات الکترونیک شعبه محیطی دوستانه را برای مشتریان در صف انتظار فراهم کرده.
۲٫ خدمات الکترونیک زمان انتظار مشتری در صف را مشخص کرده است.
شخصی سازی
۱٫ نیازهای شخصی من بوسیله خدمات الکترونیک فراهم شده توسط شعبه برطرف شدند.
۲٫ خدمات الکترونیک شعب خدمات و اطلاعاتی را که شما نیلز دارید فراهم نموده اند.
پاسخگویی
۱٫ شعبه به سرعت پاسخ های آنلاین را فراهم می کند.
۲٫ در وب سایت شعبه فرم های الکترونیک شکایت موجود است.
ایمنی
۱٫ خدمات الکترونیک ارائه شده از سوی شعبه قابل اطمینان هستند.
۲٫ شما از روند دریافت خدمت کاملا آگاه هستید.
جدول ۱-۲) تعریف عملیاتی متغیر رضایت مشتریان
متغیر
شاخص ارزیابی
منبع
رضایت مشتریان
رضایت کلی شما در خصوص:
۱٫ خدمات ارائه شده
۲٫ کارمندان
۳٫ محیط فیزیکی
۴٫ فرایند دریافت خدمت
الحواری و وارد (۲۰۰۶)
۱-۸) قلمرو تحقیق:
قلمرو موضوعی: قلمرو موضوعی تحقیق فوق مربوط به حوزه کیفیت ارائه خدمات است که در آن به اثر اتوماسیون بر رضایت مشتریان پرداخته می شود.
قلمرو مکانی: این تحقیق در سازمان تامین اجتماعی استان گیلان انجام شد.
قلمرو زمانی: قلمرو زمانی تحقیق فوق مربوط به نیم سال تحصیلی ۱۳۹۳-۹۴ می باشد.
یافتن تعریفی مشخص سیستم های اتوماسیون اداری تعریف مشخصی ندارند بلکه تعریف آنها منحصربه تعیین دیدگاههای کاربر است و این خود بدین معنی است که سیستم های اتوماسیون اداری دارای تعاریف بی شماری است ( ۲۰۰۱Green, ). در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم.
اتوماسیون اداری ، مشتمل بر تمام سیستمهای الکترونیک رسمی و غیررسمی بوده که به بر قراری ارتباط اطلاعات بین اشخاص در داخل و خارج موسسه و بالعکس مربوط می شود ( ۲۰۰۵ ، Zwass).
اتوماسیون عبارت است از : «تکنولوژی که با دو ابزار اساسی در ارتباط است : ۱- مکاترونیک ۲- کامپیوتر و در تولید محصولات و یا ارائه خدمات بکار گرفته می شود».
اتوماسیون بطور مرسوم به دو دسته اساسی تقسیم می شود:
اتوماسیون کارخانهای
اتوماسیون خدمات
از جهت ماهیت نیز اتوماسیون به سه دسته اصلی تقسیم می شود:
۱- اتوماسیون ثابت، ۲- اتوماسیون برنامه پذیر و۳- اتوماسیون منعطف
اتوماسیون ثابت متشکل از دسته ای از ابزار های خود کار سازی محیط کاری در جهت اهداف مشخص و با یک طراحی مهندسی از پیش سفارش شده است . این نوع از اتوماسیون سخت نیز نامیده می شود ، در ارتباطی تنگاتنگ با تلاش برای یجاد «کارایی حداکثر» قرار داشته و از انعطاف آنچنانی در مقابل تغییرات اساسی در مجموعه کاری بر خوردار نیست. اتوماسیون ثابت یا سخت تنها زمانی قابل کاربرد اصولی است که طراحی مجموعه کاری از ثبات بر خوردار بوده و محصولات و خدمات مجموعه نیز دارای چرخه عمر طولانی تری باشند.(Kumar, 2002) .
اتوماسیون برنامه پذیر: حاوی یک برنامه قابل کنترل به عنوان برنامه پشتیبان نهایی در مجموعه است که در آن قابلیت سازگاری مجدد با پاره ای از تغییرات از پیش دسته بندی شده وجود درد . در این نوع از اتوماسیون الگو های معینی برای تغییرات متناسب با محیط وجود دارد که از آنها درطراحی برنامه کنترلی مزبور استفاده میشود.
اتوماسیون منعطف: حاصل ایجاد حداکثر تغییر در فناوری برای ایجاد بیشترین کارایی در ارائه محصول و خدمات است در کمترین زمان ممکن در یک سیستم اتوماسیون منعطف ، اجزاء بسیاری در سیستم فعلی تغییر می یابند تا امکان ارائه محصول مطلوب فراهم شود. به همین ترتیب در انوماسیون منعطف امکان زمانبدی منعطفتر برنامه های تولید و ارائه خدمات ، به تناسب برنامه ریزیهای رقابتی برای شرکتهای بزرگ در بازار متحول امروز دارند ، آنها قادرند بیشترین میزان ادغام فعالیتهای هماهنگ را برای ایجاد حداکثر سازگاری با شرایط موجود صورت دهند .(Kumar, 2002)
اتوماسیون غیر کار آمد مسلماً اتوماسیون ساده فرایند های غیر کارای فعلی ، بسیار بسیار نا کار آمد خواهد بود . چنین عملی ناقض اهمیت بالای بکر گیری تکنولوژی در ایجاد کارایی بیشتر و نیز بدست آوردن منافع بیشتر سازمانی خواهد بود . فرایند های مورد تجدید نظر قرار گرفته ، باید سر آغازی برای باز تعریف رفتارها و ارزشها در مجموعه دولتی و نیز اهداف و معیار های ارزیابی آن باشند .( infoemation society commission, 2003 ).
۲-۱-۱ مزایا و معایب اتوماسیون اداری
مهمترین شرط کاربرد و استفاده از اتوماسیون در اکثر سازمانها ، صرف نظر از موارد استفاده دیگر آن مربوط ، به لزوم سرعت و دقت و صحت در کار آنها است . به خاطر توسعه دامنه عملیات سازمان است که این امر احتیاج به گسترش مجاری ارتباطات با سرعت بیشتر است و اتوماسیون اداری موجب می گردد که مجاری ارتباطی کوتاه و ارتباطات لازم به سهولت در اختیار مدیران قرار گیرد (پارکینسون، و رستوم جی، ۱۳۸۶، ص ۴۳). به طور کلی ، مزایای کاربرد سیستم های اتوماسیون اداری به دو دسته مزایای مستقیم و غیر مستقیم تقسیم میشود.
مزایای مستقیم
افزایش محصول یا بازده و صرفه جویی در وقت یا نیروی کار این مزایا که قابل اندازه گیری بوده و ممکن است تاثیر مستقیم و کوتاه مدت بر جریان نقدینگی داشته باشد عبارتند از :
الف ) کنترل بهتر بر کار ، به خاطر تقسیم کمتر نیروی کار ؛
ب)تبدیل اطلاعات از شکلی به شکلی دیگر کمتر صورت می گیرد ، مانند نوشتن روی نوار که پس از آن روی کاغذ تایپ می شود ؛
ج) فعالیتهای غیر مولد مانند بایگانی ، نگهداری سوابق و به هنگام رسانی کمتر می شود ؛
د) سازماندهی غیر مولد مانند بایگانی ، نگهداری سوابق و به هنگام رسانی کمتر می شود (پارکینسون، و رستوم جی، ۱۳۸۶، ص ۴۳).
مزایای غیر مستقیم
این مزایا غیر کمی هستند و ممکن است ازطریق سودآوری و رشد در بلند مدت سازمان را غنی سازند ،
الف ) وابستگی کمتر به ادارات دیگر برای تهیه کپی ، چاپ و امور مشابه دیگر ؛
ب) نیاز کمتر به تشریفات و کنترل جهت نظارت بر جریان کار بین ادارات .
ج) به دلیل افزایش اثر بخشی کارکنان در انجام کار های خاص ، رضایت شغلی آنها افزایش می یابد ؛
د) به دلیل ارائه بهتر اطلاعات و خدمات به موقع ، ضرایت مشتریان بیشتر می شود ؛
ه ) رقایت بیشتر سازمانها از طریق استفاده از منابع اطلاعاتی و قابلیت برای عکس العمل نسبت به فشار ها و فرصتها (پارکینسون، و رستوم جی، ۱۳۸۶، ص ۴۳).
معایب سیستم اتوماسیون اداری
اما کاربرد سیستم های اتوماسیون اداری معایبی را نیز در بر دارد که عبارتند از : از ایجاد تغییرات در محیط انسانی ، نادیده گرفته شدن برخی از روابط اجتماعی و انسانی در کار ها و به صورت مکانیزه درآمدن فعالیتها، پیچیده شدن و سختی کار با سیستم ها ، بروز اخلاق توجیه اشتباهات صورت گرفته و نسبت دادن آنها به سیستم، مشکلات جسمانی کارکنان در کار با رایانه ، نپذیرفتن سیستم های مکانیزه توسط مدیران یا کارکنان ، کم شدن امنیت اطلاعات هم از نظر دسترسی و هم از نظر تخریب (پارکینسون، و رستوم جی، ۱۳۸۶، ص ۴۳).
انواع کاربرد ها یا زیر سیستم های اتوماسیون اداری :
از دیدگاههای متعددی به انواع کاربرد های اتوماسیون اداری پرداخته شده است که در این جا به دو نمونه از انها می پردازیم.
در یک دیدگاه انواع دستگاههای مکانیزه اداری اصلی عبارتند از :
در زمینه کسب و اطلاعات و کپی کردن آنها : واژه ها ، پردازها ، ماشینهای کپی هوشمند ، سند خوانها، سیستم های صوتی دیجیتالی ، حروف چینی نوری .
در زمینه ذخیره سازی اطلاعات : کشور های بایگانی الکترونیک ، زیر نگاشته ها ( میکرو گراف )
در زمینه ارتباطات : سیستم تلفن رایانه ، پست الکترونیک ، ارسال فاکس ، کنفرانس از راه دور (صرفی زاده ، ص ۲۴۱:۱۳۸۰).
۲-۱-۲ ارگونومی در مکانیزاسسیون اداری
پیشرفت فناوری در قرن گذشته و بویژه از جنگ جهانی دوم به بعد در رشد اقتصادی و پیشرفت اجتماعی جهان صنعتی اثر چشمگیر داشته است . بی تردید پیشرفت فناوری علاوه بر ارتقای سطح زندگی بشر در کاهش شدید بسیاری از منابع حوادث ، آسیبها و تنشهای کاری ، نقش برجسته ای داشته است . با یان حال ، ناوری پیشرفته به همراه خود منابع جدیدی از آسیب و تنش ناشی از کار آورده است و بایستی در نظر داشته باشیم که ما به شرطی می توانیم عملکرد را بهینه کرده و به بهره وری بیشتر و تامین بهداشت و سلامت کارکنان برسیم که اصول ارگونومی را در طراحی ، عرصه و استفاده از فناوری منظور کنیم ( مک لوید،۱۳۸۷، ص ۱۲۳).
اصطلاح ارگونومی، مطالعه عواملی را شامل می شود که راحتی ، ارضا ء و کارایی افرادی را که با سیستم ها و وسایل تولید ، کار می نمایند ، تشریح می کند . وقتی کارکنان در وضعیتی تحت فشار قرار گیرند و برای مدت مدیدی به صفحه مانیتور نگاه کنند ، اغلب آنها دچار سردرد ، کمر درد و چشم درد و … می شوند با در نظر گرفتن بسیاری از مسائل ایمنی و بهداشتی در سخت و تولید و عرضه وسایل اتوماسیون اداری در واقع ما در نظر گرفته ایم که کارکنان دفتری قسمت مهمی از داراییهای سازمان هستند و اگر خسته و تحت تاثیر باشند ، نمی توانند به بهترین وجه کار کرده و کارایی سیستم و فراهم ساختن اطلاعات لازم جهت پشتیبانی مدیران با مشکل مواجه می شود ( همان منبع،۱۳۸۷، ص ۱۲۳).
از طرف دیگر ، می توان اتوماسیون اداری فراتر از اضافه کردن سیستم های نرم افزاری جدید است و بایستی مسائل مربوط به تغییر و مقاومت در برابر تغییر را هم مد نظر داشت ، یک تحقیق پیمایشی انجام شده در سوئد نشان داده است که هر تغییر روانی – اجتماعی در محیط کاری ، همانند رایانه ی شدن ، سیستم نرواندوکرین بدن را فعال کرده و موجب واکنشهای فیزیولوژیکی روانی او می شود که فرد را برای مبارزه یا فرار تحریک می کند و در واقع فرد با مکانیزاسیون که نوعی تغییر محسوب می شود مقاومت می کند . و مدیران و سایر طراحان و مسئولان ذیربط باستی با کاربرد تکنیک های غلبه بر مقاومت که مهمترین آنها مشارکت و آموزش کاربران است ، بر این مقاومت غلبه کرده و یا میزان آن را کاهش دهند ( همان منبع،۱۳۸۷، ص ۱۲۴).
۲-۱-۳ بکار گیری تکنولوژی در اتوماسیون اداری
در تکنولوژی پیشرفته اطلاعاتی موضوعی به نام جریان کار خودکار۱ وجود دارد که افراد می توانند با استفاده از این نرم افزار اسناد و مدارک ( مثل فاکتور خرید و فروش، چک یا سفارش مشتری )رد و بدل نمایند و آنها را جهت اقدم و پردازش به محل ها مربوطه بفرستند . برای مثال ، می توان با استفاده از کامپیوتر یک سند هزینه تهیه کرد که مدیر مربوطه می تواند آن را کنترل کند و از طریق پست الکترونیکی به اطلاعات کارکنان ذیربط برساند . با استفاده از این سیستم می تواند بدون دخالت دست انسان تمام امور را انجام داد . شرکت های کوچک هم می توانند با استفاده از این سیستم کار های خود را انجام دهند .
چنین پرسشی برای مدیریت سازمان ها مطرح است . « چگونه می توان از این توان بسیار بالای محاسباتی استفاده کرد ؟ » همانند مورد بالا ، تکنولوژی اطلاعاتی پیشرفته می تواند به گونه ای عمل کند که محیط خارجی سازمان و اطلاعات مربوط به آن بر روی یک صفحه ، در جلوی چشمان مدیریت عالی اجرایی نقش ببندد. حال این پرسش مطرح است که آیا مدیریت سازمان باید از این توان قدرت بالا برای هر چه بیشتر متمرکز نمودن امور یا اعمال کنترل شدید تر بر سازمان استفاده کند ، یا اینکه باید به اعضای سازمان اطلاعات لازم را بدهد که با استقلال بیشتری کار کنند ؟ تکنولوژی پیشرفته اطلاعاتی می تواند همه نوع اطلاعات درباره مشتریان ، بازار ، نوع خدمات و کارایی واحد یا سازمان به کارکنان بدهد و بعضی از سازمان ها در جهت تشدید سلسله مراتب اداری ، متمرکز نمودن فرایند تصمیم گیری و یکنواخت کردن کار ها ، از این تکنولوژی جدید استفاده می کنند . ولی در بیشتر موارد سازمان ها تکنولوژی مزبور را در جهت غیر متمرکز نمودن سازمان به کار می برد . و اثرات آن در فرایند های مدیریت و طراحی سازمان ها قابل مشاهده است ( دفت ، ۱۳۹۰ ) .
سیستم های جامع اتوماسیون اداری ، به نقشی حساس در ادارات مدرن دست یافته اند . واژه پردازها جای ماشین های تحریر را گرفته اند و کاربرگهای الکترونیکی ، دفاتر کل را بی استفاده کرده اند .
برنامه های پایگاه اطلاعاتی اوراق حجیم اطلاعات کاغذی را حذف کرده و برنامه های نگهداری اطلاعات شخصی ، جایگزین پرونده های حجیم و کاغذی و اطلاعات کارکنان شده اند ( ۲۰۰۱Green, ).
یک مجموعه کار آمد از نرم افزار های اتوماسیون اداری در قالب یک نرم افزار جامع می تواند مشتمل بر نرم افزار های ذیل باشد :
واژه پردازها
برنامه های صفحه گسترده
برنامه های پایگاه اطلاعاتی
برنامه های انتشار دسکتاپ
برنامه های مدیریت پروژه
برنامه های ارائه علمی در قالب اسلاید
برنامه های مدیریت فایلهای کامپیوتری
برنامه های مرتبط با پست الکترونیکی
جستجو گرهای وب
برنامه های انتشار دهنده اینترنتی
برنامه های مدیریت پرونده های شخصی
برنامه های مدیریت سیستم مالی
برنامه های نگهداری طلاعات پرسنلی ( ۲۰۰۱، Green )
۲-۱-۵ اداره مجازی ( Virtual office )
گفتیم که امروزه MIS از مفهوم اولیه خود گسترش پیدا کرده کلاً به صورت کاربرد رایانه در زمینه تجارت و موسسات در آمد است . اولین پدیده ای که ورود این نگرش به موسسه در بر خواهد داشت اتوماسیون خواهد بود که در نهایت منجر به دفتر مجازی می شود . اولین اتوماسیون داری(Office) در فعالیتهای دفتری و منشی گری بکار برده می شد . بعد ها نیاز های ارتباطی مدیران و دیگر به کاربرندگان دانش تشخیص داده شد . در سالهای اخیر ، دامنه کار اداری از مکانهای ثابت به موقعیتهای از راه دور گسترش یافته است که پیوند در این نوع ادارات ازطریق ارتباطات داده ها صورت می گیرد . موقعیتها ی از راه دور که شامل خانه ، اتاقهای متصل ، خودرو ها و هر مکان دیگری که کارکنان اداره ممکن است باشند ، اداره مجازی نامیده می شود ، اداره مجازی برای شرکتها مزایایی چون کاهش هزینه امکانات و تجهیزات یک شبکه رسمی ارتباطی ، کاهش توقف کاری و یک نوع کمک اجتماعی را دارد . البته در برابر این مزایا اشکالاتی هم در بر دارد . اشکالات عمدتاً شامل کارکنان می شوند به طوریکه آنها احساس عدم تعمق به شرکت ، ترس از دست رفتن شغل ، وجدان کاری کمتر ، و تنش خانوادگی خواهند داشت . که البته شرکتها می توانند حلقه ارتباط خود را با کارکنان ازطریق تماسهای تلفنی مدوم ، بکار بردن کنفرانس های تلفنی ، ملاقات های منظم همیشگی ، حفظ کرده و با این کار اشکالات را کاهش دهند . هدف اصلی اتوماسیون اداری بدون توجه به اینکه چه کسی آن را بکار می برد . افزایش بهره وری می باشد . اولین کاربرد اتوماسیون اداری واژه پرداز بود که روشی استاندارد تولید اسناد چاپی مانند نامه ها ، یاد داشتها و گزارشها بود . نامه الکترونیکی و نامه صوتی ، راهکار هایی بودند که ارتباط تلفنی را به چالش طلبیدند . در هر دو مورد فوق ، جعبه پستی کاربران در حافظه رایانه قرار دارد . تقویم الکترونیکی شخص را در شرکت برای دسترسی به تقویتهای ملاقات دیگران برای ملاقات و جلسه با آنان یاری می کند . کنفرانس از راه دور از دیگر امکانات اداره مجازی می باشد . سه نوع کنفرانس از راه دور وجود دارند : کنفرانس ویدئویی دو عنصر صوت و تصویر را با هم ترکیب می کند . کنفرانس رایانه ای مشابه نامه الکترونیکی می باشد به جز اینکه شرکت کنندگان و موضوعات آنها خیلی محدود تر هستند. فاکس یک دستگاه یک برنامه با ارزش برای اتوماسیون اداری است ولی عمومیت آن از بوجود آمدن یک اداره بدون کاغذ جلوگیری می کند . ویدئوتکست . مواد متنی و گرافیکی را از طریق حافظه رایانه قابل دسترس میسازد . سیستم های تصویری مدرن بر محدودیتهای کاغذ و ذخیره میکروفرم، با به کار بردن OCR و فن آوریهای دیسک فشرده غلبه کرده است . نشر رومیزی برنامه کاربردی در اتوماسیون ادارات می باشد کهپ توانایی تولید ارتباطات چاپی یا تصویری حرفه ای و تخصصی را دارد . اتوماسیون اداری می تواند با ارائه پیوند های ارتباطی به حل مشکل کمک نماید . ترکیب اتوماسیون اداری برای یک مدیر بر اساس خصوصیات سازمان ، سلیقه های شخصی و منابع دسترسی شکل می گیرد . بعضی برنامه های کاربردی اتوماسیون اداری ، جایگزین هایی برای روشهای ارتباطی سنتی هستند در حالی که دیگر برنامه ها فرصتهای جدیدی را ارائه می دهند ( مک لوید،۱۳۸۷، ص ۳۹۴- ۳۹۳ ).
۲-۱-۶ نمونه کاربرد های سیستم اتوماسیون اداری
۲-۱-۶-۱ سیستم اطلاعاتی اتوماسیون اداری ( OAS )
مثالهای فروش :کار برگهای الکترونیکی برای تجزیه تحلیل قیمتهای مختلف ، واژه پردازها برای تهیه اسناد مناقصه و قرار داد های فروش.
مثالهای تولید : کاربرگهای الکترونیکی برای تجزیه تجلیل یک برنامه تولید ، واژه پردازها برای نوشتن راهنما و توضیحات کاربا دستگاهها یا نگهداری آنها .
مثالهای مالی : کاربرگهای الکترونیکی برای مقایسه چندین منبع وام و تسهیلات پولی ، واژه پردازها برای نوشتن توضیحات و روالهای مالی جدید ( مک لوید،۱۳۸۷، ص ۴۰۱).
مثالهای فروش : فاکس و پست الکترونیکی برای تماس مشتری ، کنفرانسهای ویدئویی برای ارائه اقلام جدید فروش و توضیحات و ترغیب بازار ، سستم مدیریت جریان کار برای ایجاد اطمینان از اینکه تمام مراحل فروش انجام شده است ، هماهنگ کردن تمام مراحل کار در فرایند های پیچیده فروش .
مثالهای تولید : پست الکترونیکی برای ارتباط و توضیحات رفع مشکلات کار با دستگاههای جدید ، کنفراسنهای ویدئوئی برای هماهنگی تولید با برنامه های فروش ،سیستم مدیریت جریان کار برای ایجاد اطمینان از اینکه تغییرات تولید پس از تصویب و مجوز های لازم بوده است .
مثالهای مالی : پست الکترونیکی و فکس برای ارتباط با بانک درباره وام و تسهیلات مالی ، کنفرانسهای ویدئویی برای تشریح اثرات مالی روی سرمایه گذاریها ، تبادل آخرین وضعیت و اطلاعات در ارتباط با دعاوی حقوقی ( مک لوید،۱۳۸۷، ص ۴۰۲).
مثالهای فروش : گزارش هفتگی فروش بر اساس مناطق فروش ، مقایسه پیش بینی فروش و فروش واقعی ، تفکیک اقلام و مناطق فروش ، دسترسی دلخواه به داده های فروش به تفکیک محصول و مناطق فروش .
مثالهای تولید : گزارش هفتگی تولید بر اساس محصول و عملیات تولید ، تعیین خرید های برنامه ریزی شده بر اساس برنامه تولید ، دسترسی دلخواه به اطلاعات تولید به تفکیک محصول و عملیات تولید .
مثالهای مالی : گزارش صورتحسابها و دریافتها ، برنامه های مالی ماهیانه ، دسترسی به اطلاعات برنامه های مالی سازمان بر اساس جزئیات دلخواه ( مک لوید،۱۳۸۷، ص ۴۰۲).
۲-۱-۶-۵ سیستمهای مطالعاتی کمک به تصمیم گیری ( DSS )
مثالهای فروش : مدلسازی برای بررسی راه حلهای جدید فروش ، مدلسازی دده های بازار یابی برای تجزیه تحلیل فروش
مثالهای تولید : مدلسازی برای تعیین الویت عملیاتی یا تعمیراتی دستگاهها بر اساس شرایط جاری ، مدلسازی داده های تولید برای تجزیه تحلیل نتایج تولید .
مثالهای مالی : تجزیه و تحلیل رفتار مشتریها در مقابل اطلاعیه بدهی و صورتحسابها ، بانک اطلاعاتی سهام و مدلسازی برای تصمیم به خرید یا فروش سهام( مک لوید،۱۳۸۷، ص ۴۰۳).
۲-۱-۶-۶ سیستمهای اطلاعاتی جامع و یکپارچه (ES )
مثالهای فروش : کمک به برنامه فروش برای اطمینان از وجود ظرفیت کافی برای پشتیبانی از برنامه های فروش .
مثالهای تولید : کمک به مدیران برای برنامه ریزی تعمیرات بر اساس کمترین توقف فروش .
مثالهای مالی : کمک به حوزه مالی برای رد یابی هزینه های تولید و مشاهده آثار سفارشات خرید ( مک لوید،۱۳۸۷، ص ۴۰۳).
۲-۱-۷ سیستمهای اطلاعاتی اتوماسیون اداری ( OAS )
سیستمهای اتوماسیون اداری یا او . ای . اس پردازش اطلاعات روزانه مرتبط با فعالیتهای و وظائف اداری و زیر ساختهای سازمانی را بر عهده دارند . در این سیستمها از ابزار ها و نرم افزار های عمومی مختلف از جمله واژه پرداز ها مانند MSWord ، کاربرگهای الکترونیکی مانند MSExcel , Quattropropro نمایش اسلاید ها
مانند powerPoint و بانکهای اطلاعاتی شخصی مانند MSAccess استفاده می شود . از امکانات دیگری از قبیل پست الکترونیکی ، فاکس و امثال انها در سیستمهای اتوماسیون اداری برای بر قراری ارتباطات و انجام امکانات و ارسال پیامها هم استفاده می شود این ابزار ها در سیستم ارتباطات الکترونیکی دسته بندی شده اند و در سیستمهای اتوماسیون اداری به انها پرداخته نمی شود ( زرگر ، ۱۳۸۳، ص ۳۱ ).
شاید رایج ترین سیستمهای اطلاعاتی ، همین سیستمهای اتوماسیون اداری باشند که در اکثر سازمانها از آنها استفاده می شود . اما نکته مهم در این موضوع عدم سازگاری بسیاری از نرم افزار های مشابه در برخی از سازمانهاست . یکی از وظایف مهم توسعه فن آوری طلاعات در سازمانها ، استاندارد سازی فرمتهای کاری و سازگاری برخی از ابزار های سیستمهای اتوماسیون اداری مطابق محیط ارتیاطی داخل و خارج سازمانهاست .
برخی سازمانها از نرم افزار های ویژه اتوماسیون اداری به طور یکپارچه و هوشمند استفاده می کنند تا وظایف گردش و تولید اسناد و مکاتبات و تصمیم گیریها به اضافه عملیات دبیرخانه نیز به طور سیستماتیک و اتومات انجام گیرد . برخی دیگر از سازمانها به طور پراکنده و اغلب بدون ارتباط شبکه ای و غیر سیستماتیک از ابزار های مستقل سیستمهای اتوماسیون اداری استفاده می کنند . شرکت نرم افزاری مایکروسافت ، یک مجموعه سازگار و عالی از این نوع نرم افزار ها را به نام مجموعه Office تولید و مدام کارایی آنها را توسعه می دهد . با توجه به امکانات نصب شبکه ای مجموعه Office به راحتی می توان بسیاری از خدمات اتوماسیون اداری را در انها طراحی و پشتیبانی نمود ( همان منبع ، ۱۳۸۳، ص ۳۱ )
نگاه عامه ، بسیاری فناوری اطلاعات را برابر با این مفهوم می دانند . اتوماسیون اداری ، کاربرد فناوری رایانه و ارتباط به منظور تسهیل امور اداری در سازمان به منظور ارتقاء کارایی آنهاست . استفاده از رایانه جهت تهیه اسناد ، نگهداری و باز یافت آنها و نیز ارسال داده به بخشهای مختلف سازمان و خارج از آن اثرات چشمگیری را به همراه داشته است . ایده دفاتر بدون کاغذ و نتایج مفید حاصل از آن تنها ازطریق به کار گیری سیستمهای اتوماسیون اداری تحقق می یابد ( همان منبع ، ۱۳۸۳، ص ۳۱ ).
با پیدایش سیستمهای پست الکتروننیکی ، کارکنان اداری برای یکدیگر پیام نیز ارسال می کنند. در ضمن از آنجایی که کارکنان اداری می توانند از فایلهای مشترک استفاده کنند ، تابلو های اعلانات الکترونیکی نیز ایجاد شده است . این فایلها پست الکترونیکی هستند که مردم می توانند پیامهای عمومی خود را بر روی آنها قرار دهند . این امکانات بسیار جالب توجه هستند ، به طوری که با پیشرفت فناوری می توان نمودار هایی با کیفیت عالی در این پیام ها قرار داد . به علاوه با پیدایش هزینه مکاتبات کاهش یافته ، به طوری که مدرک حاوی متن ، تصویر و نمودار را با قیمت ارزان می توان ازطریق خطوط تلفن انتقال داد . به موازات این پیشرفتها فناوری رایانه ی ، سیستمهای صوتی اداری را نیز ارتقاء بخشیده است . تلفنهای اداری به سیستمهای اختصاصی مبادله خیلی پیچده مرتبط می شوند ( همان منبع ، ۱۳۸۳، ص ۳۲ ).
این فصل به بررسی پیشینه تحقیق وپیشینه روشهای حل می پردازد. از آن جا که مدل مطرح شده در این پایان نامه یک مدل طراحی یکپارچه شبکه زنجیره تامین (مستقیم و معکوس) می باشد، و بطور کلی طراحی شبکه شامل تعیین مکان تسهیلات، نقش و ظرفیت آن ها و تخصیص آن ها به بازارهای مختلف می باشد؛لذا در این راستا ابتدا مدل های مکان یابی در یک تقسیم بندی ساده دسته بندی می شوند و مدل های پایه مکان یابی که در فصول آتی از آن ها استفاده می شود، مورد مطالعه قرار می گیرند. در ادامه فصل دوم پس از اشاره مختصر به مفاهیم زنجیره تامین مستقیم، معکوس و یکپارچه، مدل های طراحی شبکه در ادبیات به دقت بررسی می شوند. در گام بعدی به مرور معدود تحقیق های موجود در زمینه مدل های طراحی شبکه یکپارچه که به تعیین ظرفیت و همچنین زمان(پویایی شبکه) توجه نموده اند، پرداخته می شود. سپس به بررسی طراحی شبکه واثرات زیست محیطی وهمچنین مزیت های رقابتی این شبکه می پردازیم. در نهایت، ادبیات موجود مختصراً نقد می گردند و نتیجه گیری حاصل می شود.
۲-۲- مسائل پویا در مقابل مسائل ایستا
مکانیابی تسهیلات یک مسئله تصمیمگیری مهم است چراکه دربرگیرنده الزامات بلندمدت برای مکانیابی تسهیلات استقرار یافته میباشند؛ زیرا این تسهیلات را نمیتوان به راحتی و یا بدون هزینه گزاف تغییر داد.
بطور کلی تصمیمات مکانیابی تسهیلات به تعیین تعداد تسهیلات (مکان تسهیلات به لحاظ جغرافیایی) ظرفیت تسهیلات و تخصیص تقاضا برای تسهیلات بطوریکه تقاضای یک محصول یا خدمت برآورد شود، میپردازد. معمولاً با درنظرگرفتن هزینهها (یا سودها) ی مربوط به برآوردن کل تقاضای بازار و هزینههای استقرار (یا عملیات) تجهیزات، این تصمیمات اتخاذ میشود. اکثریت مدلهای سنتی مکانیابی تسهیلات که در ادبیات وجود دارد بر این فرض استوار است که بسیاری از پارامترهای مسئله (مانند تقاضاها و هزینهها) معمولاً با افق زمانی برنامهریزی سازگارند. چنین مدلهای مکانیابی تسهیلات زمان را نادیده گرفتهاند، یعنی ایستا هستند.
بهعبارت دیگر مادامی که فاکتورها و پارامترها ثابت هستند و طی زمان تغییر نمیکنند، این مدلها قادرند به خوبی عمل کنند و برای بسیاری از مسائل این موضوع قابل قبول است (کانل وخوماوالا[۱]،۱۹۹۷).
اما در عمل در بسیاری از مسائل جهان واقعی و نمونههای واقعی، تغییرات در یک دوره زمانی میتواند حائز اهمیت باشد. تسهیلاتی نظیر مدارس، بیمارستانها، کارخانهها، مراکز توزیع، انبارها و غیره که باتوجه به هزینههای مربوط به سرمایه غالباً طی چندین سال عملیاتی میشوند. در نتیجه ممکن است مواردی وجود داشته باشد که پارامترهای مربوطه در تصمیم مکانیابی در گذر زمان تغییر یابند یا تحویل شوند. تقاضاها (مثلاً کمیت و مکان) هزینهها (مثلاً عملیات و حمل و نقل) و ظرفیت موردنیاز(مثلاً قابل دسترس بودن در هر زمان معین) مثالهایی از این پارامترها هستند.
بنابراین مدلهای ایستای مکانیابی تسهیلات دیگر تحت شرایط فوقالذکر که کاربردی ندارند برای این میباشد که تصمیم مکانیابی که در یک دوره بسیار مطلوب است ممکن است در دوره دیگر مطلوب باشد یا نباشد(اربانی وفرهانی،۲۰۱۲) .
این مدلها با مدلهای ایستای مکانیابی تسهیلات که در آن ؛زمان وجود ندارد فرق دارند. در حوزه مسائل مکانیابی تسهیلات پویا هزینه و زمان دو معیار اصلی هستند که بر تصمیم، تصمیمگیران برای تعیین مکانیابی بهینه در بلندمدت اثر میگذارد. در واقع هدف مدلهای مکانیابی تسهیلات پویا حداقلسازی هزینه مکانیابی مجموعهای از تسهیلات بعلاوه در مورد زمان، تعیین افتتاح یا تعطیلی هر تسهیلات در هر مکانی طی این افق زمانی مشخص شده را امکانپذیر میسازد (اربانی وفرهانی ،۲۰۱۲واون وداسکین[۲]،۱۹۹۸).
مدلهای مکانیابی تسهیلات پویا را کورنت و همکاران[۳] در دو مقوله فرعی تعریف کردهاند:
مدلهایتلویحاًپویاومدلهایصریحاًپویا. مدلهای تلویحاً پویا براساس این مفهوم که فرض میشود در آن کلیه تسهیلات طی یک دوره زمانی افتتاح میشوند و سپس در کل افق برنامهریزی بازمیمانند. این مدلها پویا هستند برای اینکه برخی از پارامترهای مسئله طی زمان تغییر میکند.
در مدلهای صریحاً پویا، تسهیلات طی افق زمانی افتتاح خواهند شد (یا ممکن است بسته شوند) یک تصمیم برای افتتاح یا بستن تسهیلات در هر زمان و مکان مشخص به تغییرات پارامترها طی زمان مربوط میشود (اربانی وفرهانی ،۲۰۱۲ودایس وهمکاران[۴] ،۱۹۹۸).
همانطور که قبلاً ذکر شد میتوان نتیجه گرفت که برای بسیاری از صحنههای مکانیابی تسهیلات واقعگرایانه در شرایطی که تغییرات اساسی میتواند طی یک افق زمانی طولانی در کاربردهای استراتژیک کار و کسب رخ دهد ، مدلهای ایستا ناقص است.
در نتیجه باید چندین دوره برنامه ریزی را برای نشان دادن ملاحظات پس از زمانبندی مناسب برای تصمیمهای مکانیابی بهینه بویژه برای افزایش یا کاهش ظرفیت تسهیلات جهت پرداخت به کمیتهای متغیر عرضه و تقاضا بکار برد. مدلهای پویا این ظرفیت را ارائه میکنند.
مسئله مکانیابی تسهیلات پیوسته قدیمیترین مسئله مکانیابی تسهیلات است که به نمایش هندسی منجر میشود (هاماچرونایسکل[۱]،۱۹۹۸). این مسئله مکانیابی در سطح هموار که به تسهیلات اجازه میدهد در حوزه منطقه برنامه ریزی (یافضای تحت نظر) مکانیابی شود، مجموعه مکانهای قابل قبول سطح همواره یا منطقهای از آن سطح هموار ،است.
معروفترین مدل عمومی برای حل مسئله مکانیابی تسهیلات که با استفاده از برنامهریزی پویا مدلی است که بوسیله وارساکسی (۱۹۷۳) گسترش داده شده است[۲].
او یک فرمول چند دورهای عمومی مسئله وبر را ارائه نمود[۳]. این مسئله با استفاده از وزنهای مثبت نابرابر به نقاط ثابت تعمیم داده شده و در نتیجه این هدف به حداقلسازی مجموع فواصل اقلیدسی وزنیدار بدل میشود، در ادامه چندین تعمیم و نیز کاربردهای دیگر از مسئله وبر بهبود یافته مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد[۴].
در مسئله مکانیابی تسهیلات پیوسته، مختصات محاسبه و برای امکانات p حداقل نمودن مجموع فواصل بین امکانات و مقاصد در نظر گرفته میشود.
مسئله وبر نیازبه تعیین مختصات یک مرکز داردبه طوریکه مجموع وزنی فاصله تسهیلات به هر مقصد k ÎK را به حداقل برساند.
مدل مکانیابی پیوسته وبر در صفحه اقلیدسی دوبعدی (R2) به شرح زیر میباشد:
۱٫۲
که در آن:
k : وزن مثبت (تقاضا) که توزیعکننده برای ارسال در ارتباط با مقصد k ÎK هزینه مینمایند.
:این تساوی فاصله اقلیدسی بین یک تسهیلاتی که مکانیابی شده در و مقصد k ÎK که در (ak , bk) قرار گرفته است.
A(ak , bk)
تسهیلات
B(x,y)
شکل( ۲-۱) یک نمونه شماتیک مؤلفههایی برای تسهیلات استفاده شده در تساوی فاصله اقلیدسی برای هر نقطه تقاضا kدرصفحه R2
فاصله اقلیدسی
نقطه تقاضا
شکل ۲- ۱- مثالی از فاصله اقلیدسی
یک نسخه ساده از مدل وبر بهصورت ذیل است:
۲٫۲
استفاده از نماد مشابه، یک نسخه توسعه یافته بهعنوان پویا (یا چند دورهای) مسئله وبردر یک افق برنامهریزی در دورههای زمانی t ÎT برابر است با:
۳٫۲
که در آن:
: هزینه متغیر حمل و نقل ازیک تسهیلات در نقطه (xt , yt) در دوره t ÎT به مقصد t k ÎK در دوره t ÎT
CFt: هزینه ثابت درحال حرکت یک تسهیلات در شروع دوره t ÎT
dt , t-1 : فاصله درحال حرکت یک تسهیلات در شروع دوره t ÎT
۲-۳-۲- مسائلگسستهشبکهمکانیابیتسهیلات
در مقابل با مسائل مکانیابی تسهیلات پیوسته که میتواند در هرنقطه از فضا تسهیلات قرار گرفته باشند؛ مسائل مکانیابی تسهیلات گسسته یک مجموعه عملی محدود از سایتهایی است که در آن برای قرار دادن یک تسهیل میباشد.
در اکثر برنامههای کاربردی جهان واقعی، مسئله مکانیابی تسهیلات گسسته مناسبتر است چراکه گاهی اوقات محل مطلوب بدست آمده از مدل پیوسته احتمالاً غیرممکن است. بعنوان مثال یک کارخانه تولیدی در دریا یا دریاچه واقع گردد(هارنمامی وهمکاران[۵]،۲۰۰۹).
مسئله مکانیابی تسهیلات شبکه با یک مدل مکانیابی که در آن تعدادی از نقاط تقاضا در یک شبکه زیربنایی وجود دارد، مربوط می شود. بهعنوان مثال، تأمینکنندگان، کارخانههای تولیدی انبارها، مراکز حمل و نقل هوایی و دریایی، بنادر، شبکههای خردهفروشی، مشتریان و غیره که برخی از آنها از تسهیلات اصلی این شبکه هستند. فاصله بین تجهیزات با کوتاهترین مسیر و از طریق شبکه محاسبه می شود. این نقاط بهطور معمول بر گرههای شبکه واقعاند و به تسهیلات و تجهیزات که در گرههای دیگر شبکه قرار دارند خدمت میرسانند. اگر تسهیلات را در طول کمان از شبکه قراردهیم، یک مرکز با هزینه کمتر قابل تصور است (کارنت وهمکاران[۶]،۲۰۰۱).
این مثال برای محل ایستگاههای آتشنشانی و محل قرار گرفتن آمبولانس ها که در آن فاصله تسهیلات تا مشتری را بایستی به حداقل رسانده شود کاربرد دارد(ملاونووک وهمکاران[۷]،۲۰۰۳).
۲-۳-۲-۱- مسئله p ـ میانه
مسئله کلاسیک مکانیابی تسهیلات شبکه، به نام مسئله p ـ میانه (متوسط) برای اولین بار توسط حکیمی (۵و۱۹۶۴)معرفی شد. مسئله p ـ میانه مسئله یافتن مکان تسهیلات p ÎP است به طوریکه مجموعه فاصله وزندارشبکه (و یا هزینههای توزیع) بین هر نقطه تقاضا و نزدیکترین تسهیلات p ÎP به حداقل رسیده است.
در مسئله مکانیابی شبکه پویا (چند دورهای) تسهیلات p ÎP هر P = {1 , … , P} و سپس |P| = P و در نتیجه lÎL باید در میان مکانهای ممکن برای خدمت به نقاط تقاضا k Î Kبرای بیش از یک افق زمانی برنامهریزی ÎT t است. این مسئله p ـ میانه هنگامی که L زیرمجموعهای از L Í K,و K که امکانات و تجهیزات را میتوان تنها در گرههای واقع بر آن باشند که این مسئله را مسئله رأسی[۸] می نامند.
بصورت استاندارد،فرمول مدل مکانیابی شبکه پویا(یاچند دوره ای)بصورت ذیل است.
۴٫۲
به شرط محدویت های ۵٫۲ تا ۸٫۲
۵٫۲
۶٫۲
۴٫۲
تابع تمام وزن تقاضا فاصله بین مشتری و تسهیلات را به حداقل می رساند بطور مثال هزینههای توزیع از تسهیلات به مراکز تقاضا.
۵٫۲
محدودیت وضعیتی است که دقیقاً امکانات واقع در P در دوره ÎT t می باشد در حالیکه از
۶٫۲
محدودیت اطمینان حاصل میشود که هر گره تقاضا k Î K به فقط یک مکان تسهیل lÎL در هر دوره ÎT t اختصاص دارد.
۷٫۲
۸٫۲
۷٫۲
۸٫۲
محدودیتهای گره تقاضا فقط به سایتهایی که در آن تسهیلات در دوره ÎT t واقع شده محدود میگردد. محدودیتهای شرایط دودویی برای متغیرهای مسئله است.
۲-۳-۲-۲- مسئله مکانیابی تسهیلات بدون ـ محدودیت ظرفیت (نامحدود)
مسئله مکانیابی تسهیلات بدون محدودیت ظرفیت (نامحدود) بعنوان مسئله مکانیابی تسهیلات ساده که در آن نقاط گسسته نشان داده شده هر دو مکان تسهیلات بالقوه و منطقه حضور مشتریان در شبکه شناخته شده است(ورتر[۹]،۲۰۱۱). این مسئله یکی از مهمترین و گستردهترین مسئلهها در ادبیات موضوع مکانیابی تسهیلات گسسته میباشد.
از آنجا که فرض بر این است که امکانات هیچ محدودیت ظرفیت در تولید ، یاذخیره کالا ندارند پس توسط هریک از تسهیلات حمل میگردد. بنابراین سودآوری به اختصاص کل تقاضا هر مشتری به بیش از یک نقطه را تأمین نمیکند.
بسیاری از کارخانهها راهحل تک منبعی (تک تسهیلی) را که بهطور قابل توجهی مدیریت زنجیره تأمین آن سادهتر است؛ ترجیح میدهند (علی زاده،۲۰۰۹).
مسئله p ـ میانه در بخش ۲-۳-۲-۱ ممکن است برای حالات و محل خاص مناسب نباشد. فرض بر این است هریک از مکانهای بالقوه که دارای هزینههای ثابت برای همان مکان تسهیل باشد. بعلاوه فرض می کنیم که یک تعدادی از امکانات پیش از این ایجاد شده است.
مسئله مکانیابی تسهیلات بدون محدودیت ظرفیت (نامحدود) آزادسازی شرط بالا است. در این مسئله یک تعداد از تسهیلات برای پاسخگویی به تقاضای کل در حالی در نظرگرفته می شود که مجموع تمام هزینههای ثابت و متغیر به حداقل برسد (ایسلت وساندبلوم[۱۰]،۲۰۰۴وکانت وهمکاران،۲۰۰۱). این مسئله بهطور کلی ازمدل برنامهریزی خطی (MIP) استفاده میکند که با مسئله p ـ میانه متفاوت است. هرچند هر دو مسئله را میتوان مدل بهینهسازی گسسته اعلام کرد ولی مسئله p ـ میانه به وضوح ساختار مجموعهای از مکان تسهیلات بالقوه و متریک را در نظر میگیرد در حالیکه مسئله MIP فقط با استفاده از پارامترهای ورودی بدون پرداختن به آن ازجمله پارامترها استفاده مینمایند(کلوزه ودرکسل[۱۱]،۲۰۰۴).
تعدادی از محققان بر آزادسازی مسئله مکانیابی تسهیلات بدون ظرفیت محدود (با ظرفیت نامحدود) و همچنین توسعه مدلها و راهحل هایی برای مسئله پویا؛ متمرکز شدهاند. اولین کار روی این مسئله توسط وارساکسی[۱۲] (۱۹۷۳) انجام شده است.
[۸] . اگر امکانات را بتوان بر روی یک شاخه قرار داد بعنوان مثال در یک مسیر اتصال دو گره، مسئله برمیگردد به مسئله p ـ مرکز، برای اطلاعات بیشتر بخش II فصل I,D.R.2001 Sule را ملاحظه نمایید.
با بررسی موضوع پژوهش حاضردر پایگاههای اطلاعاتی پایاننامهها و مقالات داخل کشور، مشاهده گردید که پژوهشی تحت این عنوان درکشور و بویژه درشهرستان بوشهرصورت نگرفته است و این پژوهش، اولین تحقیق در شهرستان بوشهر است. لذا پژوهش فوق از این نظر که اولین پژوهشی در خصوص موضوع حاضر در ایران و بویژه در شهرستان بوشهر صورت میگیرد، یک پژوهش جدید میباشد و میتواند پایهای برای انجام پژوهشهای مشابه گردد. همچنین شناسایی انتظارات مشتریان بیمه ایران؛ بر اساس بررسیهایی که انجام دادیم هیچ بیمه یا مؤسسه خدماتی انتظارات مشتریان را به صورت مشخص بیان نکرده بود در نتیجه بر آن شدیم که انتظارات را شناسایی کنیم.
محدودیتهای پژوهش
مشکلات ناشی از چندین مرحله توزیع پرسشنامه در میان مشتریان و مسئولان شرکت بیمه.
عدم تمایل و عدم همکاری مشتریان در پاسخگویی به پرسشنامه.
تعریف واژگان و اصطلاحات تخصصی
بیمه[۱]: به معنی عقدی است که به موجب آن یکطرف تعهد میکند در ازای پرداخت وجه یا وجوهی از طرف دیگر، در صورت وقوع یا بروز حادثه، خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی را بپردازد. متعهد را بیمهگر[۲] ، طرف تعهد را بیمهگذار، وجهی را که بیمهگذار میپردازد حق بیمه[۳] و آنچه بیمه میشود را موضوع بیمه مینامند.
زیاندیده: کلیه زیاندیدگان ناشی از وسایل نقلیه موتوری زمینی اعم از زیان جانی و مالی، خواه اشخاص حقیقی یا اشخاص حقوقی (شرکتها) باشند شخص ثالث نامیده میشوند.
خسارت مالی: عبارت است از خسارتهای وارده به کلیه اموال منقول و غیر منقول متعلق (تحت مالکیت).
اشخاص ثالث: هر زیاندیدهای که آسیب ببیند چه جانی و چه مالی شخص ثالث است به استثناء راننده مسئول حادثه که شخص ثالث محسوب نمیشود.
خسارت جانی: منحصراً مربوط به آسیب جانی و صدمات وارده به جسم آدمی است نه موجودات دیگر بلکه فقط انسان.
خسارت سرنشین: بیمه نامه سرنشین مخصوص راننده است. (تبصره۶ ماده۱ قانون بیمه اجباری شخص ثالث)
رضایتمندی: احساسی که اشخاص زیاندیده در اثر برآورده شدن خواستهها و انتظارتشان از سوی بیمه ایران بدست میآورد.
اصل غرامت[۴]: به موجب اصل غرامت که بر بیمههای اشیاء و مسئولیت حاکم است خسارت پرداختی توسط بیمهگر حداکثر به میزان خسارت واقعی وارده به مورد بیمه در اثر وقوع خطر بیمه شده است.
یک سازمان برای حداکثر بهرهبرداری از فرصتها و اجتناب از تهدیدها باید کار خود را از محیط بازاریابی آغاز کند. محیط بازاریابی از نیروها و بازیگرانی تشکیل میشود که توانایی سازمان را برای انجام مبادلات نافع با مشتریان هدف تحت تأثیر قرار میدهند. تمرکز بر نیازهای مشتریان، عامل اصلی فلسفه بازاریابی است. امروزه بسیاری از شرکتها و سازمانهای خدماتی، مفاهیم جدید بازاریابی را پذیرفتهاند و طبق آن عمل میکنند. آنها متوجه شدهاند که تمرکز بر نیازهای مشتریان به معنی توجه به کیفیت و ارائه خدمت به مشتریان است، بنابراین هر سازمانی تلاش میکند که مشتریگرا باشد. برتری یافتن در ارائه خدمات به مشتری، مستلزم داشتن تعهد کامل به مشتری است. یکی از عمده راههایی که شرکتها میتوانند خدمات خود را از سایر شرکتهای رقیب متمایز کنند این است که به صورت مستمر، خدماتی با کیفیت برتر نسبت به سایر رقبا ارائه کنند. بر طبق یافتههای پژوهشی که در مرکز هنلی[۱] در سال ۱۹۹۷ صورت گرفته است، هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید میتواند ۵ برابر بیشتر از هزینه نگهداری مشتری فعلی باشد و نیز بازگشت سرمایه در بازاریابی برای مشتریان موجود، میتواند ۳ تا ۷ برابر بیشتر از مشتریان آینده باشد (هاپسون و همکاران، ۱۳۸۱).
یکی از رسالتها یا مأموریتهای اصلی هر سازمان بازرگانی، تأمین نیاز خاصی از مشتریان یا بازار هدف آن سازمان از طریق عرضه کالا یا خدمت خاصی به آنان است.این تأمین رضایت، منجر به وفاداری مشتریان نسبت به کالا یا خدمت سازمان میشود و نهایتا تداوم فعالیت و حیات سازمان را تأمین میکند (روستا و همکاران، ۱۳۸۱).
تمایل به ارائه با کیفیت کالا و خدمات، نقش مهمی در صنایع خدماتی از جمله بیمه ایفاء میکند، زیرا کیفیت خدمات برای بقا و سودآوری چنین سازمانهایی حیاتی است و یک استراتژی سودآور برای سازمان است. امروزه، رضایت مشتری و کیفیت خدمات، مسائلی حیاتی در اغلب صنایع خدماتی به شمار میروند (استافورد و همکاران، ۱۹۹۸). در شرکتهای بازرگانی و خدماتی فعال در بازارهای رقابتی، مشتری مداری[۲] پایه و اساس حرکت و بقای سازمانها است؛ به عبارت دیگر، تمامی راههای حفظ و بقای یک سازمان و بنگاه اقتصادی، به حفظ و ارتقای وفاداری به مشتریان و مطمئن ساختن آنان از امکان دستیابیشان به خدمات مورد نظرشان در کوتاهترین زمان ممکن و با بهترین کیفیت ختم میشود. این موضوع در بخش پرداخت خسارت[۳] به بیمهگذاران در شرکتهای بیمه اهمیت بسیار زیادی دارد.
بدیهی است شرکتهای بیمه برای تداوم فعالیت خود باید به پرداخت خسارت اقدام کنند و شانه خالی کردن و طفره رفتن شرکت بیمه برای پرداخت و تسویه منصفانه خسارتها باعث ایجاد روابط نامطلوب بین آن شرکت و مردم میشود. شرکت بیمهای که مرتبا خسارتهای واقعی و درست را کم پرداخت میکند خیلی زود، مشتریان خود را از دست میدهد (صالحی، ۱۳۷۷). محصول بیمه از آن نوع کالاهای فیزیکی نیست که ماهیت و کیفیت محصول در زمان معامله قابل لمس باشد، بلکه یک محصول تعهدی است؛ یعنی فروش تأمین اطمینان پرداخت خسارت در آینده در مقابل تعهد بیمهگذار در زمان حال به پرداخت حق بیمه (آسوده، ۱۳۸۷).
این فصل به مفاهیم بازاریابی و خدمات، همچنین مباحث بیمه بویژه مبحث خسارت، انتظارات مشتریان از صنعت بیمه، ابعاد کیفیت خدمات و … میپردازد. و در پایان پژوهشهای انجام شده در این زمینه بررسی شده و چارچوب پژوهش ارائه میشود.
مفهوم بازاریابی
بازاریابی، نقش مهمی را در موقعیتهای مختلف ایفا میکند. بازاریابی در مؤسسات غیر انتفاعی نظیر دانشگاهها، مکانها مانند کلیساها و موزهها، افکار و عقاید اشخاص مانند انتخابات کاربرد دارد (بیردن و همکاران، ۲۰۰۱). بازاریابی، عامل اصلی موفقیت حرفهای است. واژه بازاریابی به معنی فروختن نیست بلکه به معنای تأمین نیازهای مشتری است. شرکتهای مدرن با رقابت فزایندهای رو به رو هستند و موفقیت از آن شرکتهایی خواهد بود که بتوانند به بهترین نحو ممکن، خواستههای مشتری را درک و بالاترین منفعت را برای مشتریان هدف خود تأمین کنند.
هدف بازاریابی، درک مشتریان به نحوی است که کالا یا خدمت ارائه شده، دقیقا مناسب آنها باشد و کالا یا خدمت بتواند، خود را به فروش برساند. این مسئله، بدان معنا نیست که فروش و تبلیغات فاقد اهمیتاند، بلکه این دو فقط بخشی از ترکیب بزرگتر بازاریابیاند؛ ترکیبی که شامل مجموعهای از ابزارهای بازاریابی است که برای تأثیر بر محیط بازار با هم تلفیق میشوند و به کار میروند. بازاریابی به عنوان فرآیندی مدیریتی_ اجتماعی تعریف میشود که به وسیله آن، افراد و گروهها از طریق تولید و مبادله کالا با یکدیگر به امر تأمین نیازها و خواستههای خود اقدام میکنند (کاتلر و آرمسترانگ، ۲۰۰۰).
نیازها، خواستهها و انتظارات بیمهگذاران
بشر برای ادامه حیات خود، نیاز به غذا، هوا، مسکن، امنیت و … دارد. تأمین بیمه یکی از نیازها و خوستههای بشر است که زائیده ریسکها و خطرات به شمار میرود. عبارت تأمین و بیمه چیزی است که قادر به ارضای یک نیاز انسانی است. نیاز، بیان کننده حالت محرومیت احساس شده در فرد است. این محرومیت در انسان، شوقی برای برطرف کردن آن به وجود میآورد (روستا و همکاران، ۱۳۸۱).
شرکتهای بیمه، محصولی تولید میکنند که میتوان آن را تأمین، یا اطمینان خاطر نسبت به مخاطرات نام نهاد. تعاون و همیاری گروهی در کمک به جبران خسارت ناشی از وقایع ناخواسته، ابتداییترین پاسخی است که به این نیاز داده میشود. این نیاز، بیشتر جنبه حیاتی دارد و به موازات پیشرفت جوامع و افزایش خطرات زندگی رو به گسترش است.
رابطهای بین یک نیاز و خواسته و درجات مختلف ارضای فرد وجود دارد؛ بدین معنی که هرچه محصول با تمایل مصرف کننده (بیمهشده) بیشتر مطابقت داشته باشد، تولیدکننده (شرکتهای بیمه) موفقتر خواهد بود. مثلا اگر پرداخت خسارت که محصول تولیدی شرکتهای بیمه است را با یک دایره نمایش دهیم و خواستهها و نیازهای افراد را هم با دایره دیگر، توانایی محصول بیمه در تأمین خواستهها از طریق بخشی که دایره محصول (تأمین و پرداخت خسارت)، دایره خواسته را میپوشاند نشان داده میشود:
شکل ۲-۱: تعامل محصول با شرکت (جوزف و همکاران، ۲۰۰۳)
بنابراین هرچه پرداخت خسارت با انتظار بیمهگذار بیشتر مطابقت داشته باشد، شرکت بیمه موفقتر خواهد بود. شرکتهای بیمه باید این سخن اقتصاددان فرانسوی “ژان باتیست سه” را آویزه گوش خود کنند که میگوید: “عرضه، تقاضای خود را به وجود میآورد”، پس شرکتهای بیمه، پیشاپیش قصور و تقصیرها را منوجه بخش تقاضا و نبود فرهنگ بیمه نکنند و خود را تبرئه ننمایند (Joseph M, 2003).
بازاریابی را میتوان به دو دسته بازاریابی کالاها و بازاریابی خدمات طبقهبندی کرد. خدمات را میتوان، فعالیت یا منفعتی نا ملموس دانست که یک طرف به طرف دیگر عرضه میکند و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد. تولید خدمات حتی میتواند به کالای فیزیکی وابسته باشد. خدمات عبارت است از وظایف ناملموسی که نیازهای استفادهکنندگان مصرفی یا تجاری را تأمین میکند (ناصحیفر، ۱۳۸۵).
تعریف خدمات بسیار دشوار است. در واقع، شاید بهتر باشد که خدمات و تولید را در دو انتهای زنجیره فرض کنیم؛ زیرا بیشتر وضعیتها، ترکیبی از هر دو این حالتها است.
سازمانی، خدماتی به شمار میآید که بخش عمده کارش مبتنی بر هزینهها، تصورات و دلایل مصرفکننده برای انتخاب باشد. خدمات صرف، نامرئی هستند. آنها حاصل انتقال مالکیت چیزی نیستند. خدمات میتوانند یک فرآورده ملموس را در دسترس قرار دهند یا به ارزش چنین کالایی بیفزایند (مانند قرارداد نگهداری) اما خود خدمت، ناملموس باقی خواهد ماند. افزون بر این، تماس با بازار در ارائه یک خدمت به گروه خاصی از حرفههای مشتریگرا محدود نمیشود. پژوهشها نشان میدهند که فقط ۱۰% کارکنان شرکت تولیدات صنعتی بر مشتری، اثر مستقیم میگذارند؛ حال آنکه این میزان در یک شرکت خدماتی به ۹۰% و حتی ۱۰۰% میرسد. به طور خلاصه، پنج ویژگی مهم را میتوان برشمرد که خدمات را از فعالیتهای غیرخدماتی متمایز میکنند. این ویژگیها عبارتند از :
زودگذری[۱]: خدمات موقت و زودگذراند و در زمان بسیار کوتاه مصرف میشوند. خدمات، هیچگونه عنصر ماندنی و با دوامی ندارند و فقط ممکن است در حافظه افراد باقی بمانند.
فردمداری: خدمات عمدتا به وسیله فرد یا افرادی ارائه میشوند؛ بنابراین، خدمت جدای از شخص عرضهکننده آن نمیتواند وجود داشته باشد. در عرضه خدمت، ویژگیهای شخصیتی و رفتار فرد عرضهکننده در معرض قضاوت مشتری یا مصرفکننده قرار میگیرد و بخش عمدهای از ادراکات وی نسبت به آن خدمت را تشکیل میدهد.
غیر قابل ذخیره بودن[۲]: خدمات در نهایت فقط به صورت رو در رو[۳] با مصرفکننده و در زمان مصرف شکل میگیرند. خدمات، قابلیت ذخیره سازی ندارند؛ لذا نمیتوان حجم خاصی از آنها را برای مصرف آینده تولید و انبار کرد.
منحصر بفرد بودن[۴]: اساسا یک خدمت، قابلیت عرضه به صورت یکنواخت و یکسان را ندارد. بنابراین، اعمال استانداردهایی مثل کنترل کیفیت در مورد خدمات، بسیار مشکلتر از فعالیتهای غیر خدماتی (مانند تولید کالا) است.
تأثیر پذیری از مصرفکنندگان[۵]: در فعالیتهای خدماتی، مصرفکننده میتواند بر جلب مشتری یا مصرفکننده دیگر تأثیر داشته باشد؛ این نوع تأثیرگذاری به صورت کاملا مستقیم و در زمان ارائه خدمت میتواند انجام گیرد (بیرانوند، ۱۳۸۲).
خدمات را میتوان، فعالیت یا منفعتی ناملموس تعریف کرد که یکطرف به طرف دیگر عرضه میکند و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد. تولید خدمات حتی میتواند به کالای فیزیکی وابسته باشد (ناصحیفر، ۱۳۸۵). هر خدمتی با آمیخته بازاریابی خاص آن خدمت عرضه میشود. عرضهکنندهای ممکن است این آمیخته را به گونهای ترکیب کند که بتواند از عوامل ملموس[۶] استفاده بیشتری کند تا ویژگی موقتی و زودگذری آن را کاهش دهد. به عنوان مثال، یک شرکت هواپیمایی ممکن است هدیهای به مسافران خود بدهد و یا یک رستوران ممکن است لیستی از غذا را در اختیار مراجعین قرار دهد. اما در چنین صورتی باز هم ویژگی اساسی و طبیعی خدمات یعنی ناملموس بودن[۷] یا نامرئی بودن[۸] همچنان به قوت خود باقی است و برای مدیریت چنین فعالیتهای خدماتی، در نظر گرفتن پنج ویژگی عنوان شده از اهمیتی حیاتی برخوردار است.
بیمه به مثابه خدمت
برای اینکه نقش بازاریابی در سازمانهای خدماتی و بیمهای بیشتر روشن شود لازم است به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که آیا بیمه خدمت است یا خیر؟
همانگونه که ذکر شد، پنج ویژگی مهم، خدمات را از فعالیتهای غیر خدماتی متمایز میکند. در بررسی این پنج عامل در ارتباط با بیمه، شایان اهمیت است که به نکته دیگری اشاره شود: در تکاپو برای تعریف اینکه آیا فعالیت شما خدماتی هست یا خیر، لازم است در نظر بگیرید که آیا این خدمت برای شما مزیت رقابتی[۹] ایجاد میکند یا خیر؟ به عیارت دیگر، آیا این خدمت، بخش مهمی از هزینه، تصورات یا انتخاب مصرفکننده را تشکیل میدهد؟ یا اینکه این خدمت به نیازها و انتظارات مصرفکننده به نحو مناسب پاسخ میدهد؟
برای این منظور، ویژگیهای ذکر شده را در مورد بیمه و فعالیتهای یک مؤسسه بیمهای مرور میکنیم؟
زودگذری: بیمه، نوعی فعالیت خدماتی است که میتواند در طول یک دوره زمانی طولانی دوام داشته باشد. این خصوصیت از اهمیت زیادی برخوردار است و باعث بعضی از تفاوتها بین بیمه و دیگر خدمات میشود. اما با این وجود، این خصوصیت، شباهتهای اساسی بیمه با خدمات دیگر را دستخوش تغییر نمیکند. مثلا پرداخت خسارت توسط یک شرکت بیمه، صرفنظر از ارزش مادی که ایجاد میکند در مقایسه با کالاهای ملموس، هیچگونه عنصر بادوام و ماندنی ندارد که بتواند برای مدتی باقی بماند. علاوه بر این در بسیاری از اوقات، نیاز فرد به بیمه، با تهیه و خرید یک بیمهنامه تأمین میشود.
فردمداری: با توجه به اینکه در برقراری روابط بیمهای، وجود اعتماد، بسیار ضروری است، از اینرو در بیمه، افراد و شخصیت، نگرش و رفتار آنها بسیار مهمتر از فعالیتهای خدماتی دیگر است. به طوری که میتواند بیشترین نقش را در برقراری روابط نامناسب بیمهای داشته باشد.
غیر قابل ذخیره بودن: این ویژگی تقریبا در مورد کل سیستم بیمه مصداق دارد و نه تنها به خرید اولیه بیمه مربوط میشود بلکه با تمام روابطی که بعدا نیز ممکن است به وجود آید ارتباط پیدا میکند. آنچه که در مورد بیمه میتواند نگهداری و حفظ شود _ مثلا مدارک مربوط به سر رسید بیمهنامههای عمر_ به عنوان چیزهای که قابل ذخیره کردن هستند، قلمداد نمیشوند.
منحصر بهفرد بودن: این ویژگی ممکن است درباره بیمه تا حدودی متفاوت باشد. در رشتههایی از بیمه که ارائه خدمات به نوعی شبیه خط تولید انبوه است و میتوان حالت یکنواختی برای آن قائل شد، مانند بیمه اتومبیل، شاید تا حدودی استانداردپذیر باشد. اما حتی در چنین حالتی نیز به میزان زیادی، ویژگی منحصربفرد بودن خدمت به ویژه در زمان خسارت وجود خواهد داشت.
تأثیرپذیری از مصرفکنندگان: این ویژگی نیز ممکن است درباره بیمه تا اندازهای با خدمات دیگر متفاوت باشد. اما همانگونه که بعدا تشریح خواهد شد، ادراکات و پیشذهنیهای مصرفکننده، عامل مهمی در خرید بیمه نامه و یا تداوم یک قرارداد بیمهای محسوب میشود.
آمیخته بازاریابی خدمات شامل تمامی متغیرهایی است که سازمان میتواند در ارتباط با بازار هدف و نیز برای ارضای تقاضای بازار، آن را کنترل کند. زمانی که گروه خاص مشتریان (بازار) مشخص شده و مورد تحلیلی قرار گرفته باشند، سازمان میتواند بطور مستقیم فعالیتهای خود را در جهت برطرف کردن نیازهای بازار بشکلی سودمند آغاز کند.
مدیران بازار هنگام بحث درباره استراتژیهایی که را برای بازاریابی کالاهای ساخته شده بکار میرود، معمولا به چهار عنصر استراتژیک؛ یعنی محصول، قیمت، کانالهای توزیع و روشهای پیشبرد فروش اشاره میکنند. لاولاک و رایت معتقدند علاوه بر چهار عنصر مذکور، عناصر استراتژیک دیگری نیز در زمینه خدمات میتوانند مورد توجه قرار گیرند. برای رسیدن به این منظور، ایشان الگوی آمیخته بازاریابی خدمات[۱] متشکل از هشت متغیر تصمیمگیری را مطرح ساختند (لاولاک و رایت، ۱۳۸۵). همچنین صاحبنظران دیگری بهنامهای “مک مانوس” و ” باتم”[۲] الگویی متشکل از هفت متغیر را مطرح نمودند (Bottem, 1999 & Mc Manus).
محصول: لاولاک و رایت معتقدند که مدیران باید باتوجه به منافع مورد انتظار مشتریان و نیز عملکرد کالاهای رقبا، ویژگیهای محصول اصلی) اعم از کالا یا خدمات (و مجموعه اضافی خدمات آن را مشخص کنند .بنابراین، تمام اجزای عملکرد یک خدمت که برای مشتریان ارزش ایجاد میکند، عنصر کالا نامیده میشود.
«باتن و مک مانوس» نیز معتقدند عامل محصول از آمیخته بازاریابی در خدمات به نوع و میزان خدماتی اشاره میکند که در محدوده خاصی از فعالیت خدماتی عرضه میشود . این عامل به هماهنگی خدمات با ابزار هدف توجه دارد و تقاضای بازار و موقعیت رقابتی کیفیت خدمات عرضه شده را تعیین میکند.
قیمتوسایرهزینهها: قیمت عبارتست از هزینههای مختلفی که مشتریان برای استفاده از منافع یک محصول) خدمت( متحمل میشوندو شامل هزینه مالی و سایر هزینههای غیرمالی نظیر زمان، تلاش فکری، فیزیکی و نیز تجارب احساسی منفی میباشند.
مکان) موقعیتوتوزیع(: از نظر «لاولاک و رایت» فاکتور زمان و مکان نیز مطرح شده است که برای ارائه عنصر محصول به مشتریان، باید درمورد مکان و زمان ارائه آن تصمیمگیری شود. و این کار ممکن است باتوجه به نوع خدمت ارائه شده، به کانال توزیع فیزیکی یا الکترونیکی) یاهردو( نیاز داشته باشد. مؤسسات ممکن است خدمات خود را مستقیما و یا از طریق سازمانهای واسطه ارائه دهند.
از نظر «باتن و مک مانوس» آمریکا، انگلیس و سوئیس در سطح کلان به لحاظ فعالیتهای خدماتی در ردیف کشورهایی هستند که بالاترین رتبه بینالمللی را دارند. موقعیت جغرافیایی نقش مهمی را در بخش خدمات ایفا میکنند. برای مثال؛ توان سنگاپور در تعمیر کشتی از موقعیت جغرافیایی این کشور در خطوط کشتی رانی بین کشورهای خاورمیانه و ژاپن تبعیت میکند. موقعیت جغرافیایی سوئیس در دو سوی مسیر تجارت اروپا ایجاد کننده موقعیت برای آن کشور در مورد بعضی از خدمات وابسته به تجارت است. شرایط زمانی نیز همانند موقعیت کشور است. موقعیت لندن بین امریکا و آسیا به وضعیت قانونی این شهر بهعنوان مرکز تجاری و مالی کمک کرده است.
ارتقاوتشویق ) یاارتقاوآموزش(: در مقابل عنصر ارتقا و تشویق، لاولاک و رایت ارتقا و آموزش را مطرح کردهاند و توضیح میدهند که هیچ برنامه بازاریابی بدون یک برنامه ارتباطی مؤثر که ارتقا و آموزش را فراهم کند، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در بازاریابی خدمات، بخش عمدهای از ارتباطات، خصوصا ارتباطات با مشتریان جدید، طبیعت آموختنی دارد. ممکن است ضرورت داشتهباشد شرکت به آنها آموزش دهد که خدمات چه منافعی برای آنها بههمراه دارد، کجا و چه زمانی میتوان آنها را بهدست آورد و چگونه در فرآیندهای خدمات شرکت نمود . ارتباطات را میتوان از طریق افرادی چون عاملین فروش و مربیان و یا از طریق رسانههایی چون تلویزیون، رادیو، روزنامهها، مجلات، تابلوهای تبلیغاتی، بروشورها و شبکه اینترنت ارائه نمود.
عواملفیزیکی :به نظر لاولاک و رایت، نمای ساختمانها، چشم اندازها، اتومبیلها، مبلمان داخلی، تجهیزات، کارکنان سازمان، علائم، مطالب نوشتهشده و دیگر نشانههای قابل رویت همگی شواهد محسوسی هستندکه کیفیت خدمات یک سازمان را نشان میدهند.
افراد: لاولاک و رایت این مضمون را با نام دیگری مطرح کردهاند. آنان به جای واژه مشارکت، واژه افراد را انتخاب کرده و معتقدند بسیاری از خدمات به تعامل شخصی مستقیم بین مشتریان و کارکنان مؤسسه بستگی دارد مثلا اصلاح در آرایشگاه و یا خوردن غذا در رستوران. طبیعت این روابط بر ادراک مشتری در مورد کیفیت خدمات تأثیر خواهد داشت. قضاوتی که مشتریان در مورد کیفیت خدمات ارائه شده انجام میدهند، اغلب اوقات به تشخیص آنها در مورد فرد ارائه کننده خدمت مربوط میشود. مؤسسات خدماتی موفق، تلاشهای قابل توجهی را جهت استخدام، آموزش و انگیزش کل کارکنان خود به کار میگیرند و نه صرفا کارکنانی که در تماس مستقیم با مشتریان هستند.
روی سخن باتن و مک مانوس با افرادی است که در ارائه خدمات نقشی را ایفا میکنند. این افراد، شامل کارکنان و سایر مشتریان میشوند. نگرش و طرز برخورد کارکنان بدون تردید میتواند در توفیق ارائه خدمات مؤثر باشد. رفتار کارکنان در امور خدمات باید به شکل جدی با مشتریان منطبق شود و در برخوردهای آنان مورد توجه قرار گیرد.
فرآیند: به نظر لاولاک و رایت،” فرآیند ” نقش مهمی در بازاریابی خدمات دارد. به نظر آنان، ایجاد و ارائه عناصر کالا به مشتریان، مستلزم طراحی و اجرای فرآیند مناسب میباشد. فرآیند، نمایانگر روش و شکلی است که سیستمهای ارائهکننده خدمات، کار خود را بر مبنای آن انجام میدهند.
بهنظر باتن و مکمانوس، هدف عمده بازاریابی مشخص کردن نیازها و کمبودهای مربوط به بازار است، بهگونهای که ممکن است خدمات برای برطرف کردن نیازها طراحی شوند. این هدف به ترتیب شامل طراحی فرآیند خدمات و چگونگی عرضه آن است. در نهایت، این مسئله نشان میدهد که چگونه برای فراهم کردن خدماتی منسجم و با کیفیت برای مشتری، همه عوامل آمیخته بازاریابی هماهنگ و منظم شده است. بیتوجهی به فرآیند خدمات به از بین رفتن کیفیت خدمات منجر میشود . از کارمندان بخش فروش که بایستی بیشتر کار کنند )کارهایی نظیر نظارت بر موجودی، کار دفتری، نگهداری از قیمت فروش و بسیاری وظایف عملیاتی دیگر)، نمیتوان توقع عکسالعملی دوستانه و غیرمنفعل نسبت به مشتریان داشت. البته سیستم کاری نه تنها پاداشی در مقابل چنین کاری نمیدهد، بلکه اصولا اجازه انجام چنین کاری را نیز به کارمندان نخواهد داد. سرعت عمل، بدون اخلال در کیفیت، معیار اصلی در موفقیت است.
بهرهوری و کیفیت: علاوه بر عناصر هفتگانه قبلی، لاولاک و رایت عنصر دیگری به نام بهرهوری و کیفیت را مطرح کردهاند. بهنظر آنان بهرهوری و کیفیت دوروی یک سکه است. هیچ مؤسسه خدماتی نمیتواند این دو عنصر را جدای از هم درنظر بگیرد. برای بهرهوری بیشتر باید هزینهها تحت کنترل باشد و مدیریت با هوشیاری عمل نماید و بیجهت نسبت به کاهش هزینههایی که موجب ناراحتی و عدم رضایت مشتریان و یا کارکنان میشود، اقدام نکند. کیفیت خدمات، چنانچه مشتریان آنرا تعریف میکنند، برای تنوعبخشی در کالا و ایجاد وفاداری در مشتریان بسیار حائز اهمیت است. باید توجه داشت که سرمایهگذاری جهت بهبود کیفیت، بدون درک مناسبی از تناسب بین افزایش درآمدها و هزینهها، ممکن است سودآوری یک مؤسسه را به خطر اندازد (عاملی،(۱۳۸۴٫
به طور کلی اجرای اصل حسن نیت در رسیدگی به خسارت شامل موارد زیر است (آموزگار، ۱۳۸۶):
– بیان منصفانه و درست حقایق به بیمه گذار
-پاسخگویی به موقع به بیمهگذار
– هشدار به موقع درباره مغایرتها در هنگام رسیدگی به خسارت
مهمترین فعالیت و اعمال شناخته شده درست و منع شده در بیمه های تجاری وجود دارد که آنها به شرح زیر است:
۱ . بیان نادرست حقایق یا شرایط بیمهنامه
۲ . قصور در شناسایی و برخورد منطقی به هنگام مواجهه با خسارت.
قصور در پذیرش و اعمال استاندادرهای معقول در رسیدگی سریع به خسارتها
۴ . امتناع از پرداخت خسارت بدون بازدید و بررسی خسارت واقع شده بر اساس اطلاعات موجود
۵ . کوتاهی در تأیید یا رد پوشش در یک محدوده زمانی نامشخص
۶ . کوتاهی در تأیید یا رد خسارت در یک محدوده زمانی نامشخص
۷ . کوتاهی در تسویه سریع و منصفانه خسارت، پس از محرز شدن تعهدات
۸ .پرداخت خسارت کم و ناگزیر شدن بیمه گذار برای مراجعه به مقامات قضایی برای ریکاوری کسری خسارت دریافت نشده
وظیفهبررسیخسارت
یکی از وظایف مهم و فوری شرکت پس از وقوع خسارت، بررسی درست خسارت برای تعیین تحت پوشش بودن آن بر اساس شرایط بیمهنامه است و در صورتی که بیمهگذار اطلاعات مهم و اساسی مورد درخواست بیمهگر را پس از وقوع خسارت فراهم و ارائه ننماید، شرکت هیچ وظیفهای برای بررسی خسارت تحت پوشش نخواهد داشت. شرکت ملزم به بررسی صحت اطلاعات و مسائل شناخته شده و محرز درخصوص خسارت نمیباشد ولی در جاییکه اطلاعات ارائه شده برای تعیین تحت پوشش بودن یا رد خسارت کافی نباشد، ممکن است از بیمهگذار اطلاعات بیشتری را درخواست نماید.
شرکت پس از دست آوردن اطلاعات، مدت زمان معین و منطقی را برای بررسی تحت پوشش بودن یا رد خسارت خواهد داشت به نحوی که فعالیت و تأخیر آن نباید موجب زیان بیمهگذار شود Marrote, 2006)).
سوء نیت
۲-۹-۱- سوء نیت در رد پوشش بیمهای
رد پوشش بیمهای، حتی اگر به اشتباه نیز رخ دهد، منجر به شکلگیری و موضوع سوء نیت در انکار پوشش بیمهای نخواهد شد. چرا که بیمهگذاران معتقدند که پوششهای بیمهای دروغ نمیگویند.
اگر موضوع به صورت منصفانه قابل بحث باشد ، پوشش بیمهای توسط شرکت هیچگاه از روی سوء نیت تلقی نخواهد شد. بیمهگذار برای به کرسی نشاندن حرف خود و اثبات وجود پوشش بیمهای باید برای رد پوششهای بیمه نامه نبود مبنا و دلیل منطقی ارائه نماید.
۲-۹-۲- سوء نیت در رسیدگی و تسویه خسارت
در قرارداد بیمه هر دو طرف قرارداد، یعنی بیمهگر و بیمهگذار ملزم به رعایت اصل حسن نیت و رفتار صادقانه میباشند. به هرحال شرکت برای رسیدگی به خسارات متخصصانی دارد و به وسیله دفاع از منافع بیمهگذاران کسب درآمد میکند. چندین مشخصه و ویژگی برای تشخیص این که آیا شرکت در مواجهه با بیمهگذار خود و مذاکرات و رفتار خود برای تسویه و پرداخت خسارت با سوء نیت برخورد کرده است وجود دارد. شناسایی سوء نیت شرکت در رسیدگی به خسارت ممکن است منجر به زیانهای کیفری و معنوی برای شرکت شود. این مشخصهها به شرح ذیل میباشند:
۱ . تعداد شاکیان و خسارتهای مورد ادعا؛
۲ . آیا شرکت به سرعت و دقت حادثه و خسارت را مورد بازدید و بررسی قرار داده است؛
۳ . آیا شرکت توصیه وکیل مدافع انتخاب شده را رد کرده است؛
۴ . کوتاهی شرکت در مطلع نمودن بیمهگذاران برای مذاکره و تسویه حساب؛
میزان ریسکهای مالی یا سایر ریسکهایی که در صورت عدم تسویه خسارت توسط شرکت بیمهگذار با آنها مواجه خواهد شد؛
۶ . آیا شرکت اطلاعات دقیق و کاملی را به بیمهگذار ارائه کرده است؛
۷ . آیا شرکت بیمهگذار را ملزم به مشارکت در تسویه خسارت نموده است.
طرح دعوا بر علیه بیمهگر ممکن است در نتیجه امتناع غیرمنطقی بیمهگر از تسویه خسارت با توجه به شرایط و محدودیتهای بیمهنامه باشد به هر حال یافتن سوء نیت بیمهگر در رسیدگی به خسارت نیاز به اثبات دارد (آموزگار، ۱۳۸۶).
عصر حاضر با ویژگیهایی همچون فراوانی عرضه، گسترش رقابت، تحولات فناوری، جهانی شدن و… همراه است که بعضی ثمرات آن برای مشتریان انفجار انتخاب، افزایش قدرت چانهزنی و دستیابی به ارزش بیشتر است (سایت شاهراه بیمه، ۱۳۸۹) .
در ارتباط تعاملی بین صنعت به معنای مجموعهای از رقبا که در یک بازار هدف تعریف شده با هم رقابت میکنند و بازار به معنای مجموعهای از مشتریان بالفعل و بالقوه بنگاههای اقتصادی آنچه به ظاهر داد و ستد میشود، کالا یا خدمتی است که بنگاه به مشتریان خود میدهد و در مقابل، پول یا شبه پول میگیرد، اما در حقیقت مشتریان، کالا یا خدمت نمیخرند، بلکه ارزش را از بنگاههای اقتصادی دریافت میکنند. در دنیای رقابتی امروز شرکتهایی موفق هستند که بتوانند ارزشهای بیشتری برای مشتریان به وجود آورند و بنا به گفته سرجیو زیمن دلایل بیشتری به مشتریان ارائه کنند تا آنها را به خرید و ایجاد رابطه بلندمدت با شرکت ترغیب سازند.
مشتریان امروزه خواهان عرضه فرآورده با کیفیت برتر، خدمات بیشتر، سرعت بالاتر، همخوان و متناسب با نیازهای خود، قیمت مناسبتر و تضمین کارآمد هستند، لذا بنگاه باید بررسی کند که ضمن سودآوری، کدامیک از خواستهای گوناگون مشتریان را میتواند برآورده کند. شرکتهایی که فلسفه بازاریابی را پذیرفتهاند، یعنی مشتری و جامعه را مدنظر داشته و محور عملیات قرار دادهاند، در تلاش برای به وجود آوردن و افزایش مداوم ارزش مشتری هستند.
عوامل متعددی در ارتقای ارزش مشتری موثر هستند؛ مثل کیفیت، خدمات، سرعت
و … یکی از عوامل بودجهای در تولیدات محصول، رضایت مشتری است که با ارزش دریافتی از سوی مشتری ارتباط دارد. مشتریان ارزشهایی را که از شرکتهای مختلف میتوانند دریافت کنند با هم مقایسه کرده، شرکتی را انتخاب میکنند که بنا به نظر آنها، ارزش بیشتری به ایشان ارائه کند.
شاید به ظاهر، مشتریان نتوانند فرآیند مقایسهای فوق را به زبان بیاورند ولی حتما این مقایسه در ذهن آنها صورت میگیرد و وقتی تصمیم به خرید از محصول شرکت یا مغازه خاصی میگیرند، به این نتیجه رسیدهاند که ارزش آن نسبت به سایر محصولات موجود بالاتر است. ۲-۱۱- منافع دریافتی از سوی مشتری
مشتریان در مقابل پرداخت هزینه، فایدههایی دریافت میکنند که عبارتند از:
۲-۱۱-۱- فایده اصلی؛
همان چیزی است که دلیل اصلی مشتری را برای خرید شامل میشود. برای مثال دلیل اصلی مشتریان برای خرید عینک، دید بهتر است و همینطور دلیل اصلی برای خرید پالتوی زمستانه گرم شدن و … میباشد.
در اثر سرعت تحولات فناوری و گسترش ارتباطات و امکان الگوبرداری، میزان شباهت کالاها به یکدیگر هر روز بیش تر و از این نظر، فاصله بین رقبا در طبقه خاصی از مشتریان هر روز کمتر میشود.
۲-۱۱-۲- فایده جانبی؛
منظور سایر منافع و فوایدی است که به همراه خرید یک محصول نصیب مشتری میشود. برای مثال با خرید عینک مشتری منافع دیگری نظیر نشکن بودن شیشه، سبکی، زیبایی و… و با خرید پالتوی زمستانه، منافع دیگری همچون راحتی، شیک بودن و… را تعقیب میکند. یکی از مهمترین فایدههای جانبی که امروزه برای مشتریان حائز اهمیت است، خدمات حمایتی است که نصیب مشتری میشود. منظور خدمات قبل، حین و پس از فروش است. به همین دلیل شرکتها در فکر افزایش گارانتی و مدت زمان پشتیبانی از محصولات خود نزد مشتریان هستند.
۲-۱۱-۳- ارتباطات؛
در هر فرآیند ارتباطی، دو طرف قرار دارند. در ارتباطات بازار یک طرف شرکتها و طرف دیگر مشتریان هستند. شرکتها موقعی که بخواهند با مشتریان ارتباط برقرار کنند این فرآیند را با بهرهگیری از ابزارهای ترویج همچون تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم انجام میدهند. البته خود محصول هم با بسته بندی، رنگ و… در برقراری ارتباط از سوی شرکت با مشتری نقش دارد.
اما مشتریان امروزه خواهان جهت دیگر ارتباطات هستند؛ یعنی زمانی که خود تمایل داشته باشند با شرکت تماس بگیرند و مشکلات و اعتراضات و پیشنهادشان را بیان کنند. به همین دلیل است که شرکتهای موفق در برقراری این ارتباط نیز سرمایهگذاری میکنند، نظیر ایجاد واحد ارتباط با مشتریان، اندازه گیری رضایت مشتریان، برقراری سیستم تلفن رایگان برای تماس مشتری و… میباشد.
در دنیای پیچیده رقابتی از هر فرصتی برای برقراری ارتباط دوسویه باید استفاده کرد. اگر میخواهید با مشتریانتان رابطه بلندمدت داشته باشید باید به سراغ آنها بروید و از آنها بخواهید با شما تماس بگیرند و صدای آنها را بشنوید.
نشنیدن صدای مشتری هزینههای زیادی را به شرکت تحمیل خواهد کرد، نظیر از دست دادن مشتریان، پرورش مشتریان ناراضی و خرابکار و کاهش سهم بازار و… میباشد.
۲-۱۱-۴- انتظارات مشتری؛
مشتری قبل از خرید محصول انتظاراتی دارد که بر مبنای تصویر ذهنی او شکل گرفته و تصویر ذهنی را تجربه قبلی مشتری از خرید، تجربه کسانی که با مشتری نزدیک هستند (همکاران ، بستگان ، دوستان و…) و تبلیغات شرکت شکل میدهند.
۲-۱۱-۵- مشتری راضی – ناراضی – خشنود؛
اگر میزان انتظارات قبل از خرید، با فایدهای که نصیب مشتری میشود برابر باشد، مشتری راضی است و در این صورت رضایت خود را به ۵نفر اعلام میکند. اگر میزان انتظارات، کمتر از فایده کسب شده باشد، مشتری به درجه خشنودی و شعف میرسد.
در این حالت مشتری علاوه بر این که به شرکت وفادار میشود، مبلغ مجانی شرکت هم خواهد شد، اما اگر میزان انتظار بیشتر از فایده باشد، مشتری ناراضی است و در چنین حالت حداقل نارضایتی خود را به ۱۱ نفر اعلام میکند. نکته جالب این است که اگر نارضایتی مشتری از سوی بنگاه درست مدیریت و پاسخگویی شود و بتوانیم مشتری ناراضی را به مشتری راضی تبدیل کنیم ، درجه وفاداری او به شرکت بیش از مشتری است که از ابتدا راضی بوده است.
تمام اجزای یک شرکت باید به عنوان یک سیستم مشتریگرا عمل کنند تا بتوانند خدمات بیشتری به مشتری ارائه دهند و در مقابل پاداش بیشتری بگیرند. نقص در هر قسمت از سیستم، سبب لطمه زدن به نظام ارائه خدمت مطلوب به مشتری میگردد و مشتری در مقابل سیستم قضاوت میکند، نه در مقابل تک تک اجزای آن (حسنزاده، ۱۳۷۷).
هر پژوهش در رابطه با هر موضوعی که صورت می گیرد در پی دستیابی به اهدافی می باشد، در این پژوهش نیز ما به دنبال اهداف زیر می باشیم:
شناسایی عوامل موثر بر نسبت مالیات به هزینه های دولت و روش های بهبود این شاخص
تشخیص میزان نقش رشد مخارج دولت در ناکارایی شاخص مالیات به هزینه های دولت
تعیین راه کارهای قانونی و کاربردی جهت مرتبط نمودن میزان رشد هزینه های دولت با رشد درآمدهای مالیاتی
۱-۵ سوالات تحقیق:
سوال های اساسی که در این پژوهش به دنبال پاسخگویی برای آن ها می باشیم عبارتند از:
آیا پایین بودن نسبت T/G به دلیل رشد بالاتر مخارج دولت نسبت به رشد مالیات هاست؟
عوامل موثر بر نسبت مالیات به هزینه های دولت چیست؟
آیا نرخ بیکاری بر نسبت T/G تاثیر دارد؟
آیا تولید ناخالص داخلی بر نسبت T/G تاثیر دارد؟
چه راه کارهای قانونی و کاربردی جهت بهبود شاخص مالیات به هزینه های دولت وجود دارد؟
۱-۶ فرضیه های تحقیق:
۱- رابطه منفی و معناداری بین مخارج دولت و نسبت T/G وجود دارد.
۲- رابطه منفی و معناداری بین نرخ بیکاری و نسبت T/G وجود دارد.
۳- رابطه مثبت و معناداری بین تولید ناخالص داخلی و نسبت T/G وجود دارد.
۱-۷ روش شناسی تحقیق:
پژوهش حاضر از نظر نحوه انجام توصیفی- استقرایی میباشد به صورتی که در فصول ۱ تا ۳ از روش توصیفی و در فصلهای ۴ و ۵ از روش استقرایی از آمارهای سری زمانی برای بدست آوردن ارتباط بین مخارج دولت و نسبت مالیات استفاده میگردد.
در این مطالعه از روش رگرسیون چند متغیره برای بررسی رابطه بلند مدت و کوتاه مدت مخارج دولت و مالیات استفاده می کنیم.در صورتی که آمارها مانا باشند؛در ابتدا به بررسی مانایی این آمارها پرداخته و در صورتی که آمارها مانا نباشند از روش هم انباشتگی (cointegration) استفاده میشود و رابطه بلند مدت این متغیرها بررسی میگردد.
روش گردآوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و اسنادی و به کمک پایگاه های اطلاعاتی مانند مرکز آمار ایران،آمار سری زمانی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و آمارهای اطلاعاتی سازمان امور مالیاتی کشور انجام میشود.
۱-۸ تعریف واژگان کلیدی و متغیرهای تحقیق:
مالیات(Tax):
مبلغی که دولت از اشخاص و شرکتها وموسسات بر طبق قانون برای تقویت عمومی حکومت و تامین مخارج عمومی می گیرد.افزون بر خصلت اجباری بودن،یک خصوصیت بارز دیگر مالیات این است که رابطه صحیح دو طرفه یا متناسبی میان میزان مالیات و ارزش خدمات عمومی که مالیات دهندگان از آن برخوردار می شوند،وجود ندارد.
هزینه های دولت(Government cost):
بودجه مالی که دولت با توجه به وظایف و برنامه های از پیش تعیین شده خود،آن را خرج امور جاری کشور می نماید.
شاخص (Index):
کمیتی است که نماینده چند متغیر همگن و وسیله ای برای اندازه گیری و مقایسه پدیده هایی است که دارای ماهیت و خاصیت مشخصی هستند که بر مبنای آن می توان تغییرات ایجاد شده در متغیرهای معینی را در طول یک دوره بررسی کرد.
شاخص مالیات به هزینه های دولت (Tax index to government cost):
یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی عمکلرد نظامهای مالیاتی کشورهاست که از تقسیم میزان درآمدهای مالیاتی در طول یک دوره معین به مخارج و هزینه های دولت بدست می آید.
اقتصادسنجی(Econometrics):
کاربرد آمار و روش های ریاضی در ارزیابی و آزمون نظریه های اقتصادی.مقیاس های اقتصادی است که به منظور آزمایش و توسعه نظریات اقتصادی به کار برده می شوند.شاخه ای از علم اقتصاد است که در آن داده های اقتصادی به طرزی پیوسته و مبتنی بر قاعده به کمک ماشین حساب تجزیه و تحلیل می شوند.
از زمانی که دولت ها نقش موثری را در اقتصاد بر عهده گرفتند، مالیات ها نقش مهمی در تجزیه و تحلیل اقتصاد و به ویژه ساختار آن ایفا می کنند. بحث تامین هزینه های دولت از طریق مالیات ها از جمله مواردی است که مطالعات زیادی در مورد آن انجام گرفته است.
یکی از راه های کسب درآمدهای دولت، درآمدهای مالیاتی می باشد. درآمدهای مالیاتی سهم کمتری نسبت به درآمدهای نفتی از درآمدهای دولت را در بر می گیرند. لذا لازم است برای ارتقای درآمد مالیاتی که در نهایت منجر به افزایش درآمد دولت خواهد شد، تدابیر و سیاست های مناسبی اندیشیده شود. اولین گام آن است که اطلاعات کافی در خصوص توان اقتصادی جامعه برای تجهیز منابع جهت مالیات گیری به دست آوریم و این همان تعریف ظرفیت مالیاتی است. از این رو برای دست یافتن به این مهم، لازم است تا عوامل موثر بر ظرفیت مالیاتی شناسایی گردد. عوامل موثر بر تجهیز منابع مالیاتی را می توان به دو گروه عوامل موثر بر توان افراد برای پرداخت مالیات و عوامل موثر بر توان دولت جهت گردآوری مالیات تقسیم بندی نمود. براساس مطالعات و تحقیقات زیادی که ازسوی محققین و صاحب نظران مالیاتی به عمل آمده است، چند عامل به عنوان موثر ترین عوامل بر دو گروه فوق شناسایی گردیده است. سهم ارزش افزوده بخش های مختلف اقتصادی داخل کشور، درآمد سرانه، شرایط اقتصادی و سیاسی و باز بودن اقتصاد برتوان اقتصادی افراد موثرند.در حالیکه وضع قوانین مناسب مالیاتی، هزینه های اخذ مالیات و سهولت دستیابی به پایه های مالیاتی بر توان دولت نسبت به گردآوری مالیات موثر است. برای تفهیم بهتر مطالب به بررسی عوامل موثر بر توان افراد در پرداخت مالیات می پردازیم:
۱- سهم ارزش افزوده بخش های مختلف داخلی اقتصاد:
فعالیت بخش های مختلف اقتصاد از جمله صنعت، کشاورزی و خدماتی در تعیین ظرفیت مالیاتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مطابق با مطالعات افزایش و رشد تولیدات هر کدام از این بخش ها باعث افزایش ظرفیت های مالیاتی خواهد شد.
اما به دلایلی وضع مالیات بر بخش کشاورزی با محدودیت هایی مواجه است،از آن جا که در کشورهای در حال توسعه بخش کشاورزی از بخش های آسیب پذیر است. همچنین دولت تنها عرضه کننده مواد اولیه بخش کشاورزی نظیر برق، آب، کود شیمیایی می باشد و جهت افزایش رفاه جامعه و حمایت از بخش کشاورزی مجبور به اعطای سوبسید و اجرای معافیت های مالیاتی می باشد. لذا ماخذ تعلق مالیاتی به نحو قابل ملاحظه ای محدود می شود (منجذب، ۱۳۸۴، ۲۱-۲۰).
۲- درآمد سرانه:
یکی از عواملی که به عنوان شاخص توسعه یافتگی کشورها بیان می گردد، شاخص درآمد سرانه است. هر چه درآمد سرانه در کشوری بالاتر باشد،ظرفیت مالیاتی بیشتر است چون سهم کمتری از درآمد کل برای تامین حداقل معیشت به کار رفته و مازاد بیشتری برای مالیات باقی می ماند. «بنابر تئوری انتظار می رود، در آمد سرانه و ظرفیت مالیاتی دارای ارتباط مثبت باشند». (پیشین، ۲۰-۱۹)
۳- شرایط اقتصادی و سیاسی:
در شرایط اقتصادی یعنی در دوره های مربوط به رونق و رکود اقتصادی ظرفیت مالیاتی تحت تاثیر قرار می گیرد. چرا که در دوره های رکود بسیاری از بنگاه ها تعطیل و بسیاری از کارگران اخراج می شوند. سهم وصولی مالیاتی ناشی از پرداخت مالیات شرکت ها و بنگاه ها کاسته می شود. در دوره های رونق که فعالیت های اقتصادی نیز بهبود می یابد،وصول های مالیاتی رو به افزایش میرود. همچنین شرایط سیاسی نیز بر ظرفیت مالیاتی متاثر است. زیرا مثلا در شرایط تحریم و یا جنگ یا فقدان امنیت توان تولیدی جامعه کاهش یافته، سرمایه گذاری ها نیز کاهش و در نتیجه ظرفیت مالیاتی نیز پایین می آید.
۴- باز بودن اقتصاد:
باز بودن اقتصاد به مسئله تجارت خارجی اقتصادی مربوط می شود و از عوامل مهمی است که در مطالعات متعدد صاحب نظران مالیاتی در جهت برآورد ظرفیت مالیاتی مورد توجه قرار گرفته است. در کشورهایی که به لحاظ سیستم مالیاتی با مشکل مواجه هستند از حقوق گمرکی وارداتی بیشتری به کارمی گیرند و جالب آن که وارداتشان،مواد اولیه ای از سوی بخش های دولتی می باشد که در بیشتر موارد معاف از مالیات هستند وحال آن که در کشورهای دارای سیستم مالیاتی کارا عکس آنچه را که در سیستم مالیاتی ضعیف وجود دارد، شاهدیم.
۵- عوامل متاثر بر توان دولت در گردآوری مالیات:
متاسفانه دولت در کشورهای دارای نظام مالیاتی ناکارا در جهت اخذ مالیات با مشکلات و کاستیهایی روبرو است. وضع قوانین نامناسب مالیاتی، عدم کفایت تجهیزات و امکانات، نداشتن مهارت کافی کارمندان و مشکلات در جمع آوری اطلاعات، مباحث مربوط به فرار مالیاتی وهزینه های سنگین در اخذ مالیات و گستردگی پایه های مالیاتی و عوامل دیگر دولت را در مواجه با جمع آوری مالیات با مشکل مواجه می کند. در نتیجه وصول های مالیات از آنچه که باید باشد متفاوت می شود.
از زمانی که دولت ها نقش موثری را در اقتصاد بر عهده گرفتند، مالیات ها نقش مهمی در تجزیه و تحلیل اقتصاد و به ویژه ساختار آن ایفا می کنند. بحث تامین هزینه های دولت از طریق مالیات ها از جمله مواردی است که مطالعات زیادی در مورد آن انجام گرفته است.
مالیات ها سابقه ای طولانی و شاید به قدمت دولت ها دارند. از قدیم الایام دولت ها به انحاء گوناگون اقدام به اخذ مالیات می کردند. مقدار و نوع این مالیات ها با توجه به شرایط وصلاحدید حاکم جامعه تعیین می شود. حاکم و رئیس دولت می توانست به صلاحدید خود مالیات را محدود کند و یا گسترش دهد وحتی به خاطر مخارج غیر ضروری و سبک سرانه تا حد غیر قابل تحمل افزایش دهد. بدین ترتیب مالیات ها زمانی باعث رونق اقتصادی و گاهی از عوامل سقوط یک تمدن بزرگ بوده اند. ویل دورانت مالیات های گزاف را یکی از عوامل سقوط امپراطوری روم شرقی می داند. «علل اصلی انحطاط امپراطوری روم شرقی در وجود مردم آن، در مبارزه طبقاتی، در افول تجارت، در خود کامگی بروکراسی، درمالیات گزاف ونرمش ناپذیرودر جنگ های توان فرسایش بود» (ویل دورانت، ۳۹۶، ۱۳۶۷).
در ایران باستان نیز مالیات ها وضع مشابهی داشتند. یعنی در زمانی مالیات ها معقول و در زمان دیگر سنگین و طاقت فرسا بود. در زمان کورش و کمبوجیه مالیات معینی وجود نداشت و مردمان تابع،هدایایی می داند. اما بعد از این دو دوره، در عهد هخامنشی دولت مالیات وضع کرد.نوشته اند که پارسی ها داریوش را از آن جهت که در هر کار چانه می زند تاجر می خواندند(پیرنیا، ۱۳۸۶، ۱۴۷۰).
۲-۲ بررسی نظریه های پیرامون موضوع تحقیق
بحث دولت ومالیات بهینه در چارچوب تئوری های اقتصاد بخش عمومی و مالیه عمومی مطرح می باشد. در تئوری های مالی عمومی واقتصاد بخش عمومی قدیم معمولا دولت موجودی خیر خواه و مالیات ستانی وظیفه مردم تلقی می شد. فرض می شد دولت مالیات را برای رفاه عموم هزینه می کند (۱۹۲۰، pigou). در تئوری های جدید نوعی بازنگری نسبت به ماهیت دولت صورت گرفت به این صورت که تجربه نشان می داد در مواردی دولت با وجود اخذ مالیات، وضع رفاه را نه تنها بهتر نمی کند، که گاهی بدتر نیز می کند. برخی مطالعات نشان دادند که بایستی یک سری ابعاد نهادی در کنار دولت و مالیات مورد توجه قرار گیرد تا مقامات دولت وظیفه رسمی خود نسبت به شهروندان را بهبود بخشند (۱۹۶۷، Buchanan). نات و ویکسل اقتصاد دانان برجسته سوئدی که از طلایه داران برجسته مالیه عمومی در قرن بیستم هستند که هشدارهای اولیه را در ارتباط با دولت و مالیات داده بودند. ویکسل اساسا یک خطای اقتصاد دانان را این می دانست که تنها به بحث رفتار بنگاه حساس اند ولی به رفتار دولت توجهی ندارند (۱۹۸۶، Wickcell). بعدها بوکانان و دیگران تکیه بیش از حد اقتصاد دانان بر تخصیص منابع و عدم توجه آنها به امور نهادی را مورد پرسش جدی قرار دادند که به دنبال آن مطالعات انتخاب اجتماعی شکل گرفت که میزان قابل توجهی از پایه های تئوریک دولت بهینه را شکل می دهد(۱۹۹۰، Buchanan).
اولین بررسی انجام شده در مورد رشد هزینه های دولت مربوط به آدلف واگنر(Adolf Wagner ،۱۹۱۷-۱۸۳۵) اقتصاد دان سیاسی آلمان است. یافته های وی نشان می دهد که با فرایند صنعتی شدن سیستم اقتصادی و پیچیده شدن عملکرد عوامل تشکیل دهنده ی بازار، گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت در مناطق شهری وجود قراردادها و قوانین تجاری و در نتیجه تشیکلات اداری و قضایی برای رسیدگی و نظارت به موارد فوق ضرورت یافته است لذا، دخالت دولت در مسائل اقتصادی لازم و همین امر موجب افزایش رشد هزینه های دولت شده است. در تحلیل فوق علت اصلی رشد مخارج دولت، تبدیل جامعه از حالت، «سنتی» به «صنعتی» است. دراین زمینه متغیری هایی مانند نیروی کار استخدام شده در بخش صنعت، نسبت مشارکت زنان در بازار کار، رشد جمعیت و هرم سنی آن و درجه ی شهرنشینی، معیارهای ارزیابی قانون واگنر هستند. به عبارت دیگر، براساس تجزیه و تحلیل فوق، رابطه بین مخارج دولت ومتغیرهای فوق مثبت است. از نظر واگنر خدماتی مانند تعلیم و تربیت، فرهنگ وبهداشت ورفاه از کشش در آمدی بالایی برخوردارند. با رشد در آمد سرانه در اقتصاد، اندازه ی نسبی بخش عمومی نیز افزایش پیدا می کند (۲۰۰۳، Bose).
ماسگریو (۱۹۶۹) همانند واگنر بر نقش متغیر دولت در فرایند توسعه ی اقتصادی تاکید داشت. او بر خلاف واگنر، در آمد سرانه را ملاک توسعه ی اقتصادی قلمداد می کرد از نظر ماسگریو در مراحل توسعه ی اقتصادی، سهم اجزاء ترکیب مخارج دولتی (سرمایه ای، مصرفی، انتقالی) تغییر می کند. او با طبقه بندی مخارج دولتی در سه گروه مخارج مصرفی، مخارج سرمایه گذاری و مخارج انتقالی معتقد است. نیروهایی که باعث صنعتی شدن یا توسعه ی اقتصاد می گردند، ممکن است باعث گسترش یا تجدید این مخارج شوند. ماسگریو تغییرات عوامل اقتصادی، دمکراسی، تکنولوژی، فرهنگی، اجتماعی وسیاسی را از عوامل موثر بر افزایش هزینه های دولتی بیان می کند.(Musgrave)
نظریه ی پیکاک وایزمن (۱۹۶۱) به «تئوری چرخ دنده ای رشد مخارج دولت»، معروف است. در این نظریه، فرض بر این است که شرایط بحرانی زودگذر، باعث افزایش مخارج دولت می شود واین مخارج در سطحی بالاتر از سطح مخارج قبل از بحران باقی می ماند (Peakak Viseman).
براساس نظریه ی بامول(Baumol) که به الگوی اسکاندیناوی تورم معروف است و بامول آن را با یک نوع بیماری تلقی می کند، بهره وری در بخش دولتی به مراتب کمتر از بخش خصوصی است، در حالی که افزایش دستمزد در بخش دولتی و خصوصی، شبیه به هم است و همین امر باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات دولتی می شود و در نتیجه سهم اسمی مخارج دولتی در کل تولید ناخالص ملی افزایش می یابد. یکی از وجوه تمایز میان نظام های مختلف اقتصادی، نقش دولت در آن نظام ها است. در نظام سرمایه داری نقش دولت در حداقل خود می باشد و اندازه ی متغیرهای اقتصادی اساساً توسط نیروهای غیر متمرکز و به طور عمده عرضه و تقاضا تعیین می شود. در طرف مقابل، نقش دولت در نظام سوسیالیستی بسیار گسترده می باشد و نهادهای دولتی بخش مهمی از وسایل تولید را کنترل می کنند. در این میان، نظام ها و مکاتب دیگری نیز وجود دارد که در اینجا به تفکیک و به طور خلاصه به بررسی آنها پرداخته می شود.
آدام اسمیت (۱۷۷۶)، بینانگذار مکتب کلاسیک، لازمه ی تحقق فرایند منظم و خود افزای رشد و توسعه ی اقتصادی در سرمایه داری را وجود رقابت آزاد، آزادی کسب وکار و دخالت نکردن دولت درامور اقتصادی بخش خصوصی می داند. به طور کلی اسمیت و طرفداران نظام اقتصادی سرمایه داری لیبرال، سه وظیفه ی برقراری امنیت خارجی، امنیت داخلی وتولید کالاهای عمومی را برای دولت قایل بودند. در این دیدگاه بهترین دولت، دولتی است که حداقل دخالت را در امور دارد.نیروهای بازار آزاد و رقابتی، تولید، مبادله و توزیع را هدایت و راهنمایی خواهند نمود و اقتصاد به گونه ای عمل می نماید که همواره خود را اصلاح می کند و به سمت اشتغال کامل بدون دخالت دولت تمایل دارد. دراین دیدگاه، دولت ترجیح های انفرادی را محترم شمرده،زمانی دخالت می کند که تامین بهترین تخصیص منابع از طریق نظام بازار امکان نداشته باشد و سیستم بازار از بهینه ی پارتو فاصله گرفته و دچار شکست شده باشد.
جان استوارت میل (۱۸۴۸) نسبت به اسمیت، بخش عمومی را از دید وسیع تری مورد تحلیل قرار می دهد. او هم مثل آدام اسمیت، به آزادی اقتصادی به عنوان یک اصل مهم اعتقاد دارد، اما در برخی موارد محدود کردن فردی و اقتصادی را مجاز می شمارد، او با توجیه هزینه های دولت در زمینه ی جلب رضایت و اعتماد عمومی، به بیان این موضوع می پردازد که ممکن است برخی از افراد قادر به درک مطلوبیت حاصل از بعضی از خدمات دولتی مثل تعلیم و تربیت برای کودکان، جلوگیری از قراردادهای مضر برای جامعه و وضع قانون کار نباشد، اما آن خدمات ضروری هستند. با بررسی سیر تاریخی این مکتب، مشخص می شود که تعدیل هایی در آن صورت گرفته است و در هر زمان متناسب با شرایط، وظایف دولت افزونتر گردیده است.
کینز در سال ۱۹۳۶، با انتشار کتاب نظریه ی عمومی اشتغال بهره و پول بعد از ناکامی کلاسیک ها ظهور کرد. کینر نظریه ی آنها را مبنی بر گرایش طبیعی فعالیت های اقتصادی به سوی اشتغال کامل مورد حمله قرار می دهد و معتقد است که تنظیم سطح تولید و در آمد ملی و اشتغال، مستلزم مداخله ی دولت و شرکت دولت درامور اقتصادی بخش خصوصی است. اینجاست که دولت با اعمال سیاست های پولی ومالی باید مشکل و در نتیجه کمبود تولید و ضعف بالقوه خرید، بیکاری و مصرف نارسا،تقاضای موثر را مرتفع سازد و در نتیجه اقتصاد را به اشتغال کامل بدون وجود تورم هدایت کند. کینز معتقد است که اقتصاد رقابتی سرمایه داری باید به اقتصاد مختلط تبدیل شود و در آن، بخش دولتی و بخش بانکی باید به بخش خصوصی در ایجاد تعادل اشتغال کمک نمایند. در واقع، اجتماعی شدن سرمایهگذاری و جایگزین شدن تقاضاهای بخش دولتی به جای تقاضا های خصوصی، متمایز بودن نفع عموم ازمنافع فردی، ربط ارگانیسم های جمعی برای رهبری اقتصادی، فلسفه اقتصاد کنیز را شامل می دهد. اقتصاد دانان کینزی بر این اعتقادند که برای مقابله با رکود و بحران، دولت باید عرضه ی پول را زیاد کند تا با کاهش نرخ بهره، سرمایه گذاری افزایش یابد همچنین معتقدند برای جلوگیری از تورم نیز دولت باید عکس سیاست های بالا را اعمال کند. کینزین های جدید که اساس تحلیل های آنها قراردادهای کارگری، چسبندگی دستمزدها و قیمت ها می باشد، نیز وظیفه ی تنظیم اقتصاد را بر عهده دولت گذاشته اند تا با اعمال سیاست هایش با سرعتی بیشتر از بخش خصوصی در برابر تنش های تصادفی به مدیریت تقاضا بپردازد، زیرا آنها به شکل گیری انتظارات به صورت عقلانی اعتقاد دارند.
اقتصاددانی همچون فریدمن اینگونه استدلال میکند که افزایش مالیات باعث بالا رفتن هزینه های دولت میشود.به گفته اومشکل ما این نیست که مالیات کافی نداریم بلکه مشکل،بالابودن میزان هزینه هاست.
دراین زمینه نظرات مشابهی توسط بوکانن و واگنر در بررسی رابطه بین این دو متغیر به صورت دو شیوه مشابه بیان شده است.طبق نظر آنان کسری بالا خود عامل افزایش هزینههای دولتی است. (چهارمحالی و خدایی،۱۳۸۳)
هوور و شفرین(۱۹۹۲)براساس فرضیه درآمد- مخارج معتقد است که دولت ها مخارج خود را با سطح درآمدهای خود تطبیق میدهند. براساس این اعتقاد سنتی که در دهه هشتاد رایج بود و مورد قبول بسیاری از سیاست گذاران اقتصادی قرار داشت، چنین سیاستی الزاماً به کاهش کسری بودجه منجر خواهد شد، زیرا کنترل سطح درآمدها رشد مخارج دولت را نیز محدود خواهد کرد.
اما به عقیده فریدمن، اگر تغییر در درآمدهای دولت به تغییر در مخارج دولت منجر شود، افزایش درآمد به کاهش کسری بودجه منجر نخواهد شد. بحث فریدمن این است که دولت برای کاهش کسری بودجه باید مالیات ها را کاهش دهد،زیرا کنترل سطح مالیات ها رشد مخارج دولت رانیزمحدود خواهد کرد.
براساس نظریه بوکانن و واگنر، محدود کردن مالیات ها به افزایش کسری بودجه منجر خواهد شد. آنها چنین تحلیل می کنند که کاهش مالیاتها، مخارج دولت را افزایش خواهد داد،زیرا اگرچه دولت مالیاتها را کاهش داده است، اما از روش های دیگری مانند قرض کردن از بازارهای مالی یا بانک مرکزی، برای تأمین مالی مخارج خود استفاده خواهد کرد. نتیجه چنین سیاستی، نرخ های بهره بالاتر، جانشین کردن بخش دولتی به جای بخش خصوصی و افزایش تورم خواهد بود.(صمدی و زارع حقیقی، ۱۳۹۱)
مردم به دلیل توهم مالی و تنها با در نظر گرفتن این مطلب که مالیات قیمت کالاهای عمومی است، با کاهش مالیات ها مقدار تقاضایشان را برای کالاهای عمومی افزایش می دهند و در نتیجه، مخارج دولت افزایش خواهد یافت. هرگاه دولت مالیاتها را افزایش دهد، مردم درمی یابند که قیمت کالاهای عمومی افزایش یافته است، در نتیجه، تقاضا برای کالاهای عمومی کاهش و مخارج دولت نیز کاهش می یابد .(یانگ و هال،۲۰۰۸)
عده ای براساس فرضیه مخارج- درآمد، معتقدند که دولت در ابتدا هزینه میکند و سپس تصمیم میگیرد که چگونه این هزینه ها را در صورت لزوم از طریق افزایش مالیات ها تأمین کند. افرادی مانند پیکاک و وایزمن این نظریه را تأیید و چنین تحلیل می کنند که موقعیت های خاص مانند بحران های سیاسی یا اقتصادی و نوسانات نفتی که به افزایش مخارج دولت منجر خواهند شد، در نهایت، دولت را ناگزیر به افزایش مالیات ها خواهند ساخت.
ماسگریو، ملتزر و ریچارد برطبق فرضیه همزمانی تصمیم مالی بیان میکنند؛دولت تصمیمات مربوط به درآمدها و مخارج خود را به صورت هم زمان اتخاذ میکند و یک رابطه علی دوطرفه بین درآمدها و مخارج دولت وجود دارد. در این حالت میزان مطلوب درآمدها و مخارج دولت از برابری منافع نهایی و هزینه های نهایی برنامه های دولت مشخص می شود.(اسلان و تاسدمیر، ۲۰۰۹)
هرگاه هزینه ها به شکل کامل بوسیله مالیات مستقیم جبران شود،مردم بایستی هزینه های خودشان را کاهش دهند و اگر از طریق مالیات های غیر مستقیم تامین شود،قیمت ها (به شکل تورم و نرخ بهره)افزایش می یابد و اندازه دولت (هزینه های دولت)رشد پیدا میکند.که این امر سبب بی ثباتی اقتصاد گشته و همچنین موجباتی را فراهم میکند که اندازه دولت،رشد بیشتری می نماید.
با توجه به اینکه شاخصه اصلی یک نظام مالیاتی کارا، بالا بودن سهم درآمدهای مالیاتی از تولید ناخالص داخلیست، لذا سیستم مالیاتی بایستی طوری عمل کند که در جهت گسترش پایه مالیاتی حرکت نماید و این امر نیز از طریق حذف معافیت های مالیاتی و وصول به موقع درآمدهای مالیاتی بوسیله کوتاه نمودن دوره های مالیاتی محقق میشود.(پورمقیم و موسوی،۱۳۸۴،۲۶)
دانیل لاندائو (۱۹۸۶) در مقاله خود تحت عنوان (( دولت و رشد اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته))، رابطه بین ترکیب های مختلفی از مخارج دولتی ورشد اقتصادی را با استفاده از داده های ۶۵ کشور در حال توسعه جهان در دوره ۸۰-۱۹۶۰ مورد بررسی قرار می دهد.
لاندائو با استفاده از روش حداقل مربعات معمولی به نتایج زیر دست می یابد:
۱- مخارج مصرفی دولت (بدون مخارج مربوط به دفاع و آموزش) اثر معنی داری بر کاهش رشد اقتصادی داشته است.
۲- مخارج سرمایه ای (یا عمرانی) دولت اثر مثبت و ضعیفی بر رشد اقتصادی نشان می دهد.
۳- هزینه های دفاعی و آموزش اثر مثبت قابل توجهی بر نرخ رشد اقتصادی داشته اند.
مطالعه دایموند:
دایموند (۱۹۸۹) در مطالعه خود تحت عنوان «مخارج دولت و رشد اقتصادی» با مبنا قرار دادن چارچوب حسابداری رشد دنیسون، نرخ رشد تولید سرانه را به عنوان متغیر وابسته توسط متغیرهایی همچون مخارج دولت، سرمایه گذاری خصوصی و میزان افزایش در نیروی کار توضیح می دهد. دایموند مخارج دولتی را چه به صورت کلی و چه به تفکیک اجزا مخارج جاری وعمرانی شامل بخش های زیربنایی (شامل مخارج مربوط انرژی، راه ها، حمل ونقل و ارتباطات)، خدمات و تولیدی (شامل کشاورزی، ماهیگیری، دامپروری، صنعت و معدن و…)؛ اجتماعی (شامل مخارج مربوط بهداشت، آموزش، مسکن وخدمات رفاهی) با استفاده از داده های مربوط به ۱۰۲ کشور (۷۹ کشور در حال توسعه و۲۳ کشور پیشرفته) برای دوره ۸۰-۱۹۶۰ (به صورت مجزا برای تک تک کشورها) برآورد و نتایج آن را به شرح زیر گزارش می کند:
۱- مخارج کلی دولت اثر مهمی بر رشد اقتصادی ندارد.
۲- مخارج سرمایه ای مربوط به خدمات اجتماعی در کوتاه مدت اثر معنی داری بر رشد اقتصادی دارد، در حالیکه مخارج عمرانی زیر بنایی تاثیر کمتری داشته و همچنین مخارج مصرفی تاثیر منفی بر رشد اقتصادی دارد.
۳- در کشورهای توسعه یافته رابطه سهم نسبی مخارج دولتی از تولید ناخالص داخلی با رشد اقتصادی منفی و در سطح بالایی معنی دار است اما برای کشورهای درحال توسعه نتایج متفاوت می باشد.
مطالعه کاشین:
کاشین (۱۹۹۴) در مطالعه خود تحت عنوان «مخارج دولت، مالیات ها و رشد اقتصادی» با استفاده از یک مدل رشد درونزا به بررسی تاثیر مخارج دولت، پرداخت های انتقالی و مالیات ها بر رشد اقتصادی ۲۳ کشور توسعه یافته در طول دوره زمانی ۸۸-۱۹۷۱ می پردازد.
کاشین نتایج حاصل از برآورد مدل را به صورت زیر ابراز می دارد:
۱- مخارج دولت تاثیر مثبت ومعنی داری بر رشد اقتصادی دارد.
۲- مالیات ها تاثیر منفی و معنی داری بر رشد اقتصادی دارد.
۳- سوبسیدهای پرداختی دولت تاثیر مثبت و معنی داری بر رشد اقتصادی دارد.
تنزی و داودی(۲۰۰۰) پژوهشی تحت عنوان”بررسی اثرفساد بر رشد اقتصادی و مالیه عمومی” را با استفاده از تکنیک داده های تابلویی و اطلاعات آماری ۹۰ کشور با دو زیرمجموعه کشورهای توسعه یافته و کشورهای درحال توسعه طی سالهای (۱۹۹۷-۱۹۸۰) انجام داده اند که نتایج به شرح ذیل می باشد:
۱- فساد تأثیر منفی و معناداری برکل درآمدهای مالیاتی بجا میگذارد اما این نتیجه شامل درآمدهای غیر مالیاتی نمیشود.
۲- اثر منفی فساد بر مالیات های مستقیم شدیدتر از مالیات های غیرمستقیم می باشد.
۳- کشورهایی که تمایل برپرداخت مالیات برارزش افزوده دارند ازسطح فساد کمتری برخوردارند.
گالی (۲۰۰۳) پژوهشی تحت عنوان” بررسی رابطه ی مخارج دولتی بر رشد اقتصادی” انجام داده است که نتایج به شرح ذیل می باشد:
۱- اگر تامین مالی مخارج دولت از طریق استقراض صورت گیرد،رابطه مخارج دولتی و رشد اقتصادی منفی است.
۲- اگر تامین مالی مخارج دولت از طریق مالیات صورت گیرد،رابطه مخارج دولتی و رشد اقتصادی مثبت است.
یوآرا و فلورینا (۲۰۰۶) به مطالعه ای با عنوان “رابطه علی و معلولی بین درآمدها و مخارج دولت در رومانی” پرداختند که نتایج به شرح ذیل می باشد:
۱- فرضیه همزمانی مالی بین درآمدها و مخارج را مورد حمایت قرار میدهد، یعنی درآمدهای دولت علیت گرنجر مخارج آن است و برعکس.
۲- تصمیمات عمومی تنها به وسیله کاهش هزینه ها قابل اجرا نخواهد شد و کاهش مخارج دولت کاهش درآمدهای دولتی را به بار خواهد آورد.
هونگ هو و یوهانگ (۲۰۰۹) به پژوهشی با عنوان “مالیات به هزینه، هزینه به مالیات یا همزمانی مالی: یک تحلیل تابلویی از داده های واقعی چین” پرداختند که نتایج به شرح ذیل می باشد:
۱- در کوتاه مدت هیچ نوع رابطه علیت معناداری بین درآمدها و هزینه های دولت وجود ندارد.
۲- در بلندمدت یک رابطه بلند مدت دو طرفه بین درآمدها و هزینه های دولت وجود دارد که فرضیه همزمانی مالی را برای چین مورد حمایت قرار میدهد.
کارهارت[۱] (۱۹۹۷) از مومنتوم ارائه شده توسط جگادیش و تیتمن[۲] (۱۹۹۳) برای ساختن یک الگوی چهار عاملی استفاده کرد. او عامل مومنتوم یک ساله را (که از طریق مرتب سازی سهام شرکتها براساس مومنتوم و تفاضل بین پرتفلیو متشکل از ۳۰% بالایی و ۳۰% پایینی به دست میآید و به صورت [۳]WML نشان داده میشود) به الگوی سه عاملی فاما و فرنچ اضافه نمود و از الگوی به دست آمده برای توضیح بازده صندوقهای سرمایهگذاری مشترک طی سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۹۳ استفاده کرد. الگوی چهار عاملی کارهارت به صورت زیر است:
که در آن E(WML) صرف مورد انتظار از عامل مومنتوم، و W معیار ریسک مرتبط با عامل مومنتوم، MP صرف بازده بازار و سایر نمادها همانند قبل هستند.
کارهارت (۱۹۹۷) بیان میدارد که الگوی چهار عاملی وی به میزان قابل توجهی خطای قیمتگذاری CAPM و الگوی سه عاملی فاما و فرنچ را کاهش میدهد. وی با استفاده از مطالعه کارهارت و همکاران[۴] (۱۹۹۶) خطای قیمتگذاری را با تشکیل ۲۷ پرتفلیو بر مبنای ارزش بازار سهام، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و مومنتوم برآورد کرد .از آنجایی که الگوی سه عاملی فاما و فرنچ، هم فاکتور اندازه و هم ارزش دفتری به ارزش بازار را شامل میشود، میانگین خطای قیمتگذاری کمتری نسبت به CAPM داشت. همچنین، میزان خطای الگوی سه عاملی فاما و فرنچ برای پورتفوهای متشکل از سهام بازنده یک سال گذشته منفی و برای پورتفوهای متشکل از سهام برنده یک سال گذشته مثبت بود. در مقابل، الگوی چهار عاملی کارهارت به طور قابل ملاحظهای میانگین خطای قیمتگذاری را هم نسبت به CAPM و هم الگوی سه عاملی فاما و فرنچ کاهش داد. به منظور مقایسه، میانگین مطلق خطاها برای CAPM، الگوی سه عاملی فاما و فرنچ و الگوی چهار عاملی کارهارت به ترتیب ۳۵/۰ درصد، ۳۱/۰ درصد و ۱۴/۰ درصد برای هر ماه میباشد. به علاوه، الگوی چهار عاملی کارهارت تقریباً تمام خطاهای قیمتگذاری را حذف نمود. یافتههای کارهارت نشان داد که الگوی چهار عاملی وی قدرت توضیحی بیشتری برای پورتفوهای تشکیل داده شده فراهم میکند (کارهارت، (۱۹۹۷
۲-۳٫ متغیرهای مستقل در پژوهش
۲-۳-۱٫ اندازه
تاثیر اندازه بر سودآوری میتواند به دلایل زیر باشد:
شرکتهای بزرگتر از نظر بازار سرمایه از اعتبار بیشتری برخوردار هستند و در مقایسه با شرکتهای کوچکتر دسترسی آسانتری به وجه خارجی با بهره پایینتر دارند و از راههای بیشتری میتوانند اقدام به تامین مالی کنند.
در سازمانهای بزرگ به دلیل عینی بودن دستورالعملها، رویهها و روشهای سازمانی، واحدهای تخصصی مانند واحد بودجه و واحد کنترل کیفیت به شکل رسمی و مستقل ایجاد میگردند. در این سازمانها ایجاد نظم و کنترلهای اداری و سازمانی به نحو مناسبتری صورت میگیرد و مسئولیتها به خوبی تقسیم میشوند. در کنار این تقسیم کار، ایجاد واحدهای آموزشی نیز باعث افزایش مهارت و تخصص در بخشها و نیروی انسانی میشود.
شرکتهای بزرگ توان و مقاومت بیشتری در مقابل سیاستهای سایر شرکتهای رقیب دارند و میتوانند قدرت نفوذ بیشتری بر بازار اعمال کنند و رقبا را مغلوب سیاستهای خود نمایند.
تاثیر اندازه بر سودآوری میتواند به دلایل زیر باشد:
شرکتهای بزرگتر از نظر بازار سرمایه از اعتبار بیشتری برخوردار هستند و در مقایسه با شرکتهای کوچکتر دسترسی آسانتری به وجه خارجی با بهره پایینتر دارند و از راههای بیشتری میتوانند اقدام به تامین مالی کنند.
در سازمانهای بزرگ به دلیل عینی بودن دستورالعملها، رویهها و روشهای سازمانی، واحدهای تخصصی مانند واحد بودجه و واحد کنترل کیفیت به شکل رسمی و مستقل ایجاد میگردند. در این سازمانها ایجاد نظم و کنترلهای اداری و سازمانی به نحو مناسبتری صورت میگیرد و مسئولیتها به خوبی تقسیم میشوند. در کنار این تقسیم کار، ایجاد واحدهای آموزشی نیز باعث افزایش مهارت و تخصص در بخشها و نیروی انسانی میشود.
شرکتهای بزرگ توان و مقاومت بیشتری در مقابل سیاستهای سایر شرکتهای رقیب دارند و میتوانند قدرت نفوذ بیشتری بر بازار اعمال کنند و رقبا را مغلوب سیاستهای خود نمایند.
غالبا بزرگ بودن شرکتها موجب میشود که اعمال مدیریت با هزینه بهتر صورت گیرد و هزینهها کاهش یابند.
با سرمایهگذاری در شرکتهای بزرگ و پیشرو، میتوان ریسک تجاری را به میزان قابل توجهی کاهش داد (آقابیگی,۱۳۸۵).
معیارهایی که برای اندازه شرکت میتوان در نظر گرفت عبارتند از:
میزان دارایی
تعداد پرسنل
میزان فروش
ارزش بازار سهام شرکت
۲-۳-۲٫ نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار
ارزش دفتری بر مبنای بهای تمام شده تاریخی است و هیچگونه انعکاس یا بازتابی از دورنمای موردانتظار شرکت در آن لحاظ نگردیده است. برعکس ارزش بازار سهام منعکس کننده این دورنماست. اگر دورنمای آینده شرکت نشاندهنده رشدی بیش از رشد متوسط باشد، ارزش دفتری کوچکتر از ارزش بازار خواهد بود.
شرکتهایی که نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایینتری دارند، احتمالاً ریسک بیشتری هم خواهند داشت، زیرا با یک شوک در بازار مقدار ارزش بازار مساوی و یا نزدیک به ارزش دفتری خواهد شد. نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایینتر ریسک بیشتری را به همراه دارد و ریسک بیشتر مستلزم بازده بیشتر است.
از دیدگاه دیگر هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد میتواند نشانگر این موضوع باشد که مدت زمان زیادی از تأسیس شرکت گذشته و از آنجاییکه اکثر قریب به اتفاق شرکتها به علت مسائل مالیاتی نمیخواهند داراییهای خود را تجدید ارزیابی نمایند، لذا این موضوع باعث تفاوت فاحش بین ارزش دفتری و ارزش بازار میشود. شرکت پس از گذشت سالیان زیاد شهرت کسب میکند. این حسن شهرت در دفاتر مالی ثبت نمیشود ولی در ارزش بازار، خودش را نشان میدهد و باعث تفاوت ارزش دفتری با ارزش بازار سهام میشود. پس هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد محتملاً شرکت قدرت مالی بیشتر و ریسک کمتری دارد. پس بالطبع بازده کمتری هم خواهد داشت.
از دیدگاهی دیگر، هرچقدر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام کمتر باشد، نشاندهنده سهام رشدی است
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
ارزش دفتری بر مبنای بهای تمام شده تاریخی است و هیچگونه انعکاس یا بازتابی از دورنمای موردانتظار شرکت در آن لحاظ نگردیده است. برعکس ارزش بازار سهام منعکس کننده این دورنماست. اگر دورنمای آینده شرکت نشاندهنده رشدی بیش از رشد متوسط باشد، ارزش دفتری کوچکتر از ارزش بازار خواهد بود.
شرکتهایی که نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایینتری دارند، احتمالاً ریسک بیشتری هم خواهند داشت، زیرا با یک شوک در بازار مقدار ارزش بازار مساوی و یا نزدیک به ارزش دفتری خواهد شد. نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار پایینتر ریسک بیشتری را به همراه دارد و ریسک بیشتر مستلزم بازده بیشتر است.
از دیدگاه دیگر هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد میتواند نشانگر این موضوع باشد که مدت زمان زیادی از تأسیس شرکت گذشته و از آنجاییکه اکثر قریب به اتفاق شرکتها به علت مسائل مالیاتی نمیخواهند داراییهای خود را تجدید ارزیابی نمایند، لذا این موضوع باعث تفاوت فاحش بین ارزش دفتری و ارزش بازار میشود. شرکت پس از گذشت سالیان زیاد شهرت کسب میکند. این حسن شهرت در دفاتر مالی ثبت نمیشود ولی در ارزش بازار، خودش را نشان میدهد و باعث تفاوت ارزش دفتری با ارزش بازار سهام میشود. پس هر چقدر این نسبت کوچکتر باشد محتملاً شرکت قدرت مالی بیشتر و ریسک کمتری دارد. پس بالطبع بازده کمتری هم خواهد داشت.
از دیدگاهی دیگر، هرچقدر نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام کمتر باشد، نشاندهنده سهام رشدی است و هر چقدر مقدار آن نسبت بیشتر باشد، بیانگر سهام ارزشی است.
۲-۳-۳٫ عوامل رفتاری
مروری بر مالی رفتاری
در ادبیات مالی دو دیدگاه اصلی در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار وجود دارد. تحلیل بنیادی[۱] که شامل تجزیه و تحلیل صورت های مالی، نقاط قوت و ضعف و کیفیت مدیریت شرکت و رقبای آن و بازارها میباشد. تحلیل تکنیکال[۲] که در بر دارنده همه اطلاعاتی است که پیش از این در قیمت سهام منعکس شدهاند و ما اثر آنها را به صورت تغییرات در نمودار قیمت سهام میبینیم.
شاخه دیگری که مالی رفتاری[۳] نامیده میشود در سالهای اخیر به عنوان دیدگاه سوم تجزیه و تحلیل سرمایهگذاری مطرح شده است. این دیدگاه از روانشناسی برای توضیح آن دسته از رفتارهای سرمایه گذاران استفاده میکند که نمیتوان با تئوریهای سنتی مالی و اقتصادی توضیح داد.
مالی رفتاری به معنای مطالعه رفتار سرمایهگذاری با استفاده از این عقیده است که سرمایهگذاران ممکن است به صورت غیر عقلایی عمل نمایند. در حالی که اقتصاد سنتی بر اساس تئوری مطلوبیت فرض می کند سرمایهگذاران به صورت عقلایی عمل می کنند، اما در مالی رفتاری فرض بر این است که سرمایهگذاران می توانند رفتار غیر عقلایی داشته باشند و براساس آن عمل نمایند. معمولا در بازار ها رفتارهای احساسی بیش از حد متعارف نیز به چشم می خورد. سرمایهگذاران از طریق نیروهای غیر منطقی متعددی از قبیل اعتماد بیش از حد[۴]، پشیمان گریزی[۵]، زیان گریزی[۶] و مواردی از این قبیل برانگیخته میشوند.(تهرانی و نوربخش، ۱۳۸۹)
در ادبیات مالی دو دیدگاه اصلی در تجزیه و تحلیل اوراق بهادار وجود دارد. تحلیل بنیادی[۱] که شامل تجزیه و تحلیل صورت های مالی، نقاط قوت و ضعف و کیفیت مدیریت شرکت و رقبای آن و بازارها میباشد. تحلیل تکنیکال[۲] که در بر دارنده همه اطلاعاتی است که پیش از این در قیمت سهام منعکس شدهاند و ما اثر آنها را به صورت تغییرات در نمودار قیمت سهام میبینیم.
شاخه دیگری که مالی رفتاری[۳] نامیده میشود در سالهای اخیر به عنوان دیدگاه سوم تجزیه و تحلیل سرمایهگذاری مطرح شده است. این دیدگاه از روانشناسی برای توضیح آن دسته از رفتارهای سرمایه گذاران استفاده میکند که نمیتوان با تئوریهای سنتی مالی و اقتصادی توضیح داد.
مالی رفتاری به معنای مطالعه رفتار سرمایهگذاری با استفاده از این عقیده است که سرمایهگذاران ممکن است به صورت غیر عقلایی عمل نمایند. در حالی که اقتصاد سنتی بر اساس تئوری مطلوبیت فرض می کند سرمایهگذاران به صورت عقلایی عمل می کنند، اما در مالی رفتاری فرض بر این است که سرمایهگذاران می توانند رفتار غیر عقلایی داشته باشند و براساس آن عمل نمایند. معمولا در بازار ها رفتارهای احساسی بیش از حد متعارف نیز به چشم می خورد. سرمایهگذاران از طریق نیروهای غیر منطقی متعددی از قبیل اعتماد بیش از حد[۴]، پشیمان گریزی[۵]، زیان گریزی[۶] و مواردی از این قبیل برانگیخته میشوند.(تهرانی و نوربخش، ۱۳۸۹)
فرد سرمایهگذار، یک جزء کوچک از کل بازار میباشد. یعنی عقلاییسازی، روانشناسی و رفتار سرمایهگذاری یک فرد سرمایهگذار به طور مستقیم به تفکر، احساس و اعمال همه سرمایهگذاران مرتبط است. واضح است که مجموعه سرمایهگذاران باعث شکلگیری بازار میشود. در حقیقت انسانها تنها عوامل علت و معلول بازار هستند. در بازار چیزی وجود ندارد که ناشی از رفتار انسانی نباشد.
تاریخ بازارها می تواند به عنوان مجموعه ای پیچیده از بازپیدایی خطاهای انسانی دیده شود. می دانیم که بازار بر حسب عادت واکنش بیش از حد یا کمتر از حد نشان می دهد. مالی رفتاری توضیحی جایگزین برای برخی ناهنجاری های بازار ارائه میکند. این دیدگاه چگونگی تصمیمگیری افراد مختلف را در نظر میگیرد. دلایل گوناگونی برای رفتار غیر عقلایی در بازار وجود دارد. یکی از این عوامل، پردازش نادرست اطلاعات توسط سرمایهگذاران میباشد. این اتفاق میتواند منجر به توزیع نادرست بازدههای آتی شود. توزیع نادرست نیز باعث بوجود آمدن فرصتهای آربیتراژ میشود. حتی زمانی که توزیع بازدهها نیز به نحو مناسبی صورت گرفته باشد باز هم سرمایهگذاران میتوانند تصمیمهای غیر بهینه بگیرند. در نتیجه آربیتراژ محدود بوده و فقدان فرصتهای آربیتراژ الزاما بر کارایی بازار دلالت ندارد.
برخی مباحث اصلی در مالی رفتاری، مربوط به چرایی ایجاد خطاهای سیستماتیک توسط سرمایهگذاران و مدیران (همچنین قرض دهندگان و قرض گیرندگان) میباشد. مالی رفتاری نشان میدهد که این خطاها بر قیمتها و بازدهها تاثیر میگذارند. همچنین نشان میدهند که چرا مدیران شرکت و دیگر نهادها به علاوه دیگر بازیگران مالی، باید به دنبال کسب منفعت از ناکاریی بازار باشند.
نگرش سرمایه گذاران
نگرش سرمایهگذاران اشاره به دیدگاه خوشبینانه یا بدبینانه سرمایهگذاران نسبت به وضعیت فعلی و آتی یک سهم و بازار دارد. در سرمایهگذاری نگرش سرمایه گذاران عاملی مهم در قیمت سهام بازار، علی الخصوص در کوتاه مدت است.
تعریفی دیگر که برای نگرش سرمایهگذاران بیان میدارند عبارتست از میل به سفته بازی، بر اساس این تعریف نگرش سرمایهگذاران به تقاضا برای سرمایهگذاریهای سفتهبازانه جهت میدهد. بنابراین باعث اثر مقطعی در بازار میشود.
یکی از خلاف قاعدههای تکنیکی که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است، استراتژی مومنتوم میباشد. مومنتوم مفهومی در علم فیزیک است که بیان می دارد یک جسم در حال حرکت گرایش دارد که همچنان در حرکت باقی بماند، مگر اینکه نیرویی از خارج بر آن وارد شود. به عبارت دیگر، مصداق این قانون در بازار این است که یک روند قیمتی تا زمانی که یک نیروی خارجی جلوی آن را بگیرد، تمایل دارد که همچنان به مسیر قبلی خود ادامه دهد. این استراتژی شامل سرمایهگذاری در جهت بازار میباشد و ادعا مینماید که بازدهی مثبت و یا منفی گذشته تا دوره مشخصی در آینده نیز همچنان تداوم خواهد داشت. مومنتوم در یک انتهای پیوستار قرار میگیرد و از خود همبستگی مثبت در بازدهی داراییها در میانمدت حکایت میکند. (فدایینژاد و صادقی,۱۳۸۵).
مومنتوم استراتژی سرمایهگذاری سادهای است که بر اسان آن، برندههای گذشته خریداری و بازندههای گذشته به صورت استقراضی در بازار فروخته میشوند. ایده اصلی که پشت این استراتژی قرار دارد این است که برندهها و بازندهها الگوی تاریخی بازده خود را در دورههای آینده نیز حفظ میکنند و بر این اساس، خرید برندهها و فروش استقراضی بازندهها باید بازدههای بالاتر از میانگین ایجاد کند. همانگونه که فرضیه بازار کارا تصریح میکند، کسب سود از روندهای تاریخی با استفاده از یک استراتژی ساده و بدون هزینه همانند استراتژی معاملاتی مومنتوم، باید غیرممکن باشد.
مومنتوم خود شامل انواع مختلفی می باشد: دسته اول” مومنتوم عایدی”[۱] است که استدلال می کند سهامی که اخیرا موفق بوده اند، در آینده نزدیک نیز در همان جهت عمل خواهند کرد. به عبارتی سهامی که تعدیل مثبت داشته اند، در آینده نزدیک نیز بازدهی خوبی خواهند داشت. یکی دیگر از انواع مومنتوم، “مومنتوم صنعت”[۲] می باشد که ادعا می کند که صنایعی که در گذشته نزدیک عملکرد و بازدهی خوبی (بدی) داشته اند، در آینده نیز این بازدهی را ارائه خواهند کرد.
نوع دیگر آن” مومنتوم قیمت”[۳]است که در آن سهامی که بر مبنای شاخص قدرت نسبی، نسبت به بقیه عملکرد بهتری داشته اند انتخاب می شوند و در دوره مشخصی از زمان نگهداری می گردند. (فدایی نژاد و صادقی ، ۱۳۸۵)
۲-۴٫ ریسک شرکت
۲-۴-۱٫ مفهوم و تعریف ریسک
سرمایهگذاران به هنگام اخذ تصمیمات سرمایهگذاری به طور همزمان ریسک و بازده حاصل از گزینههای مختلف را مدنظر قرار میدهند. ریسک جزء جدا نشدنی بازده است و نمیتوان در مورد بازده سرمایهگذاری بدون توجه به ریسک مرتبط با آن صحبت کرد. به بیانی دیگر، ریسک صفت بازده است و نمیتوان هیچ موصوفی را صرف نظر از صفتش تشریح کرد.
اگر ریسک و بازده دارایی با عنوان متغیر مد نظر قرار گیرد، تفاوت عمدهای بین آنها قابل تشخیص است. بازده متغیر کمی و ریسک متغیر کیفی است. بدیهی است که شناسایی، تجزیه و تحلیل و اندازهگیری متغیرهای کمی به مراتب سادهتر از متغیرهای کیفی است. اندازهگیری یک کیفیت و بیان آن در قالب یک کمیت، کاری بس دشوار و مستلزم دقت و تلاشی وصف ناپذیر است. به همین دلیل است که هنوز هم تلاش جهت کمیسازی ریسک و جستجو برای ارایه مدلهای دقیقتر و منطقیتر ادامه دارد (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸).
سرمایهگذاران به هنگام اخذ تصمیمات سرمایهگذاری به طور همزمان ریسک و بازده حاصل از گزینههای مختلف را مدنظر قرار میدهند. ریسک جزء جدا نشدنی بازده است و نمیتوان در مورد بازده سرمایهگذاری بدون توجه به ریسک مرتبط با آن صحبت کرد. به بیانی دیگر، ریسک صفت بازده است و نمیتوان هیچ موصوفی را صرف نظر از صفتش تشریح کرد.
اگر ریسک و بازده دارایی با عنوان متغیر مد نظر قرار گیرد، تفاوت عمدهای بین آنها قابل تشخیص است. بازده متغیر کمی و ریسک متغیر کیفی است. بدیهی است که شناسایی، تجزیه و تحلیل و اندازهگیری متغیرهای کمی به مراتب سادهتر از متغیرهای کیفی است. اندازهگیری یک کیفیت و بیان آن در قالب یک کمیت، کاری بس دشوار و مستلزم دقت و تلاشی وصف ناپذیر است. به همین دلیل است که هنوز هم تلاش جهت کمیسازی ریسک و جستجو برای ارایه مدلهای دقیقتر و منطقیتر ادامه دارد (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸).
دیدگاهها و تعاریف مختلفی در مورد ریسک وجود دارد. با این وجود میتوان ادعا کرد در تمام تعاریف، موقعیتهای توأم با ریسک، سه عامل مشترک دارد:
عمل یا اقدام بیش از یک نتیجه به بار میآورد.
تا زمان معلوم شدن نتایج، از حصول هیچ یک از آنها آگاهی قطعی در دست نیست.
حداقل یکی از نتایج ممکن الوقوع، پیامد های نسبتاً نامطلوبی به همراه دارد (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸).
به طور خلاصه میتوان گفت، ریسک سرمایهگذاری، احتمال وقوع بازده واقعی، به غیر آنچه که انتظار میرود، است. لذا، هر اندازه تغییرپذیری نتایج بیشتر باشد، سرمایهگذاری ریسکدارتر خواهد بود (راعی و پویانفر، ۱۳۸۷)
۲-۴-۲٫ انواع ریسک
عوامل تشکیلدهنده ریسک را که باعث تغییر در قیمت سهم در بازار میشوند، میتوان به صورت زیر دستهبندی نمود:
ریسک سیاسی: ریسک سیاسی یا کشور عبارت است از کاهش ارزش سرمایه، که به دلیل تغییرات در سیاستها و نظامهای سیاستگذاری یک کشور رخ میدهد. این ریسک به انتظارات سرمایهگذار نسبت به آینده سیاسی کشور بستگی دارد. بنابراین تغییراتی که در قیمت رخ میدهد از کنترل شرکت منتشرکننده سهام خارج است. یک جنگ ناگهانی یا پایان یافتن آن، انتخاب رئیس جمهور جدید یا فوت ناگهانی رئیس جمهور، خروج ناگهانی مقدار هنگفتی طلا از بازار و امثال اینها از جمله رخدادهایی هستند که پیامدهای روانی بسیار زیادی بر بازار سهام دارند.
ریسک تجاری: تغییراتی که در قدرت سوددهی شرکت رخ میدهد، میتواند موجب زیان سرمایهای یا کاهش بازده سالانه سرمایهگذاری شود. ریسک تجاری را ناتوانی یک شرکت در پایداری صحنه رقابت یا در حفظ نرخ رشد و یا ثبات میزان سوددهی در کوتاهمدت یا بلندمدت، میتوان تعریف کرد. در چنین حالتی، میزان سود تقسیمی شرکت کاهش مییابد و این رخداد بر بازدهی و تغییرپذیری بازدهی سالانه، آثار نامطلوبی میگذارد.
ریسک نوسان نرخ بهره: بسیاری از سرمایهگذاران، خرید اوراق بهادار با بازدهی ثابت یا اوراق قرضههای معتبر را راه حلی برای رهایی از ریسک میدانند. ولی باید یادآور شد که این نوع اوراق بهادار دارای ریسک نرخ بهره هستند.
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
نوسانپذیری به عنوان مقیاسی به منظور اندازهگیری پراکندگی بازدههای متعلق به یک سهم منفرد یا یک شاخص بازار تعریف میشود. نوسانپذیری همچنین میتواند با استفاده از انحراف معیار یا واریانس میان بازدههای همان سهم یا شاخص بازار محاسبه گردد. به طور کلی هر چه نوسانپذیری بالاتر باشد، سهام مورد نظر ریسک بالاتری در بردارد. نوسانپذیری یک ابزار مالی براساس بازدههای تاریخی را یک نوسانپذیری تاریخی مینامند. در ادامه به معرفی سنجههای نوسانپذیری پرداخته میشود:
دامنه تغییرات
طبق تعریف تفاضل کوچکترین و بزرگترین مقدار از صفت متغیر مورد مطالعه را دامنه یا طول فاصله تغییرات گویند و آن را با R نشان میدهند.
R =
شاخص مزبور مشخصه پراکندگی صفت متغیر را به خوبی نمایان نمیکند، چرا که از مجموعه مشاهدات، تنها به دو عدد بزرگترین و کوچکترین اکتفا کرده و عملا مجموعهای از اطلاعات را نادیده گرفته است. این شاخص برای محاسبه نوسانهای نرخ بازدهی داراییهای مالی نیز معیار مناسبی نمیباشد، چراکه بازار مالی گاهی با رکود و گاهی با رونق مواجه است و در صورت انتخاب یک دوره زمانی که در آن یکی از دورههای رکود یا رونق نیز وجود داشته باشد، عدد محاسبه شده برای ریسک عدد قابل اتکایی نیز نخواهد بود و عملا سایر نرخهای بازدهی را به حساب نمیآورد (راعی و سعیدی، ۱۳۸۳).
متوسط قدر مطلق انحرافات
دامنه تغییرات تعریفی بسیار تقریبی از پراکندگی بدست میدهد، چرا که تنها به دو عضو از مجموعه مشاهدات توجه دارد. بنابراین سنجه دیگری لازم است که علاوه بر احتساب پراکندگی، کلیه مشاهدات را شامل میشود. بدین منظور ابتدا انحراف تک تک مشاهدات از میانگین حسابی محاسبه میشود:
= –
سپس برای اینکه مشخصه مورد نظر تمامی مشاهدات را در برگیرد، حاصل جمع کلیه انحرافات انفرادی محاسبه میشود. البته، به علت این که مجموعه اعداد منفی و مثبت در این حاصل جمع قرینهاند و یکدیگر را خنثی میکنند، خواهیم داشت:
به همین منظور از علامت قدرمطلق استفاده میشود تا پراکندگی، مستقل از علامت ظاهر شود. در آخرین مرحله نیز میانگین حسابی قدرمطلق انحرافها محاسبه میشود. سنجه بدست آمده متوسط قدر مطلق انحرافات نامیده میشود:
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
در محاسبه واریانس برای جلوگیری از صفر شدن حاصل جمع انحرافات مشاهدات از میانگین، از مجذور انحرافات استفاده میشود. در عین حال، برای مقایسه مشاهدات با مشخصه پراکندگی، باید هر دو کمیت از یک درجه باشند (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸). همچنین معیار اندازهگیری مناسب برای ریسک باید به نحوی بتواند هم احتمال نتایج نامساعد گوناگون و هم بزرگی این نتایج را اندازهگیری کند. معیار ریسک به جای اندازهگیری احتمال شماری از نتایج مختلف، باید میزان تفاوت یا انحراف نتایج واقعی از مقادیر مورد انتظار را محاسبه کند. انحراف معیار ابزاری است که این کار را انجام میدهد، چون انحراف معیار تخمینی از انحراف نرخ بازدهی واقعی از نرخ بازده مورد انتظار است (شریعت پناهی و جعفری، ۱۳۸۸).
براین اساس، از واریانس جذر گرفته میشود و انحراف معیار بدست میآید:
بنابراین، معیار مناسبتر محاسبه ریسک براساس تعریف آماری، انحراف معیار میباشد (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸).
پرسشی که در مورد انحراف معیار به عنوان وسیلهای برای اندازهگیری ریسک ایجاد میشود این موضوع است که چرا در اندازهگیری ریسک باید وقایع مساعد (نرخهای بازدهی بیشتر از نرخ بازدهی مورد انتظار) نیز در نظر گرفته شود؟ چرا فقط نرخهای بازدهی کمتر از نرخهای بازدهی مورد انتظار را در نظر نمیگیریم؟ چرا از ابزاری استفاده نمیشود که در آن این موضوع نیز در نظر گرفته شود؟ به هر حال، اگر توزیع احتمال متقارن باشد، مانند توزیع نرمال، نتایج یکسان خواهد بود. چرا؟ چون سمت چپ توزیع متقارن تصویر آیینهای سمت راست آن است. از این رو، در صورتی که نرخهای بازدهی دارای توزیع نرمال باشد، فهرست رتبهبندی سبدهای سرمایهگذاری بر مبنای ریسک نامطلوب با فهرست رتبهبندی سبدهای سرمایهگذاری بر مبنای انحراف معیار مغایرتی نخواهد داشت (شریعت پناهی و جعفری،۱۳۸۸).
تحقیقات تجربی فیشر و لوری نشان داده است، توزیع احتمالات تاریخی نرخ بازدهی از نوع توزیع نرمال میباشد. در عین حال تحقیقات زیادی نیز وجود دارد که نرمال بودن توزیع بازدهی را رد کرده است. اولین تحقیق توسط یوجین فاما در سال ۱۹۶۸ انجام گرفت و نهایتا نتیجه آخرین تحقیقات نیز بر نرمال بودن توزیع بازدهی نظارت دارد. بنابر عقیده فاما، آنچه ساخته دست بشر باشد، از توزیع نرمال برخوردار نیست، چرا که تصادفی بودن آن مبهم است. در مقابل آنچه ساخته طبیعت است و به عبارتی بشر در ایجاد آن دخالت ندارد، دارای توزیع نرمال است. نتایج این تحقیقات نشان میدهد، توزیع بازدهی از توزیع نرمال کشیدهتر است و دارای چولگی نیز میباشد. چولگی نیز در بازارهای مالی مختلف متفاوت است، به گونهای که در برخی بازارها، چولگی راست و در برخی چولگی چپ وجود دارد (راعی و سعیدی,۱۳۸۳)
نهایتا، پیش فرض استفاده از واریانس و انحراف معیار، وجود توزیع نرمال برای صفت متغیر است، چرا که در این توزیع، انحراف معیار به عنوان شاخص پراکندگی تعریف میشود (رادپور و عبده تبریزی,۱۳۸۸) در واقع، انحراف معیار بین مقادیر بالا و پایین میانگین تفاوتی قائل نیست و با هر دو این مقادیر به عنوان انحراف از معیار رفتار میکند. چنانچه توزیع بازدهی تقریبا متقارن باشد. انحراف معیار، معیار مناسبی برای ریسک بازدهی داراییها میباشد (بوده، کان و مارکوس ،۱۹۹۶) اما در صورتی که متغیر تصادفی از توزیع نرمال و یا دست کم توزیع متقارن برخوردار نباشد، انحراف معیار شاخص مناسب پراکندگی نخواهد بود (رادپور و عبده تبریزی،۱۳۸۸) از این رو، نیمواریانس و نیمانحراف معیار نیز به عنوان شاخصهای نوسانپذیری مطرح گردیدهاند.
متن فوق بخش هایی از این پایان نامه بود
برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:
شاخص دیگری که برای محاسبه پراکندگی صفت متغیر به کار میرود، عبارت است از نیمواریانس که برای انحرافات نامطلوب به کار میرود. به عبارت دیگر اگر ریسک را احتمال زیان معرفی کنیم، آنگاه تغییرات مطلوبی (یعنی افزایش نرخ بازدهی دارایی مالی) به عنوان ریسک محسوب نمیشود و فقط آن دسته از مشاهداتی که کمتر از میانگین نرخ بازدهی میباشند، به عنوان ریسک محسوب میشوند (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸):
=
= بازدهی دارایی در خلال مدت T
K = تعداد مشاهدات
= Eامید ریاضی نرخ بازدهی
نیم انحراف معیار
مشابه انحراف معیار که جذر واریانس میباشد، نیمانحراف معیار نیز جذر نیمواریانس میباشد (رادپور و عبده تبریزی، ۱۳۸۸):
SSV =
شایان ذکر است، در صورتی که توزیع بازدهی نرمال باشد، استفاده از انحراف معیار و نیمانحراف معیار و نیز واریانس و نیمواریانس نتیجه یکسانی خواهد داشت. به بیان دیگر استفاده از نیم واریانس و نیم انحراف معیار زمانی توصیه میشود که توزیع بازدهی نرمال نباشد.
۲-۵٫ پیشینه تحقیق
در این قسمت ابتدا تحقیقات انجام شده در خارج از کشور و سپس تحقیقات انجام شده در رابطه با بازار سرمایه ایران آورده شده است.
۲-۵-۱٫ تحقیقات انجام شده در رابطه با مدل سه عاملی فاما و فرنچ
تحقیقات زیادی در رابطه با عوامل توضیحدهنده بازده انجام گرفته است. در این میان عوامل مربوط به مدل سه عاملی فاما و فرنچ (ارزش بازار شرکت و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار)- به دلیل توضیحدهندگی بهتر بازده سهام – از مقبولیت نسبی بیشتری برخوردار شده است. این مدل در بازارهای زیادی مورد بررسی قرار گرفته است. در این قسمت، برخی از تحقیقات داخلی و خارجی انجام شده در رابطه با این مدل تشریح میگردد.
فاما و فرنچ در سال ۱۹۹۳ به آزمون مدل خود پرداختند. جامعه آماری آنها شامل کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس NYSE، AMEX و NASDAQ از سال ۱۹۶۳ لغایت ۱۹۹۰ بود. آنها در پژوهش خود پرتفلیوها را براساس ارزش وزنی رتبهبندی و سپس متغیرهای مدل را محاسبه نمودند و با استفاده از رگرسیون سری زمانی به آزمون متغیرها پرداختند. آنها به این نتیجه رسیدند که بین اندازه و میانگین بازده سهام رابطه معکوس و بین نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و میانگین بازده سهام رابطه مستقیم وجود دارد. نتایج مطالعه آنها نشان میدهد که از دو بعد مطرح شده در تحلیل رگرسیون (معنیدار بودن شیب و بالا بودن از یک طرف و عرض از مبدا در رگرسیون از طرف دیگر)، سه عامل ریسک سهام به خوبی میتوانند بازده را تبیین کنند.
در مطالعه بینالمللی که با بررسی دادههای ماهانه از ۲۰ کشور مختلف طی سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۷ انجام گرفت، روونهورست[۱] (۱۹۹۹) رابطه مثبت و مستقیم ارزش بازار،
تحقیقات انجام شده در رابطه با مدل چهار عاملی کارهارت
تحقیقات زیادی اعتبار الگوی چهار عاملی کارهارت را مورد بررسی قرار دادهاند که برای نمونه میتوان به اوبرین و همکاران[۱] (۲۰۱۰)و هاپینت و جانسون[۲] (۲۰۱۱) اشاره نمود. در اغلب این تحقیقات، برتری الگوی چهار عاملی کارهارت به اثبات رسیده است. برای مثال، اوبرین و همکاران (۲۰۱۰) به بررسی اثر اندازه، ارزش دفتری به ارزش بازار، و مومنتوم بر روی بازده سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس استرالیا طی سالهای ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۵ پرداختند. نتایج این تحقیق نشان میدهد هر چهار عامل در توضیح بازده نقش ایفا میکنند، ولی رابطه متقابل نیز بین اندازه و مومنتوم و همچنین، بین اندازه و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار وجود دارد. آنها دریافتند که صرف اندازه در پورتفوهای بازنده قویتر است و صرف ارزش به طور کلی محدود به پورتفوهای حاوی سهام کوچک میباشد. همچنین، صرف مومنتوم برای پورتفوهای حاوی سهام بزرگ و متوسط مشهود است، ولی در پورتفوهای حاوی سهام کوچک، سهام بازنده به طور معناداری نسبت به سهام برنده عملکرد بهتری دارد. این محققان زمانی که این روابط متقابل را با رگرسیون چند متغیره کنترل کردند، به رابطه منفی بین اندازه و بازده و همچنین، رابطه مثبت بین ارزش دفتری به ارزش بازار و مومنتوم با بازده رسیدند که همگی از لحاظ آماری معنیدار بودند.
هاپینت و جانسون (۲۰۱۱) الگوی چهار عاملی دیگری شامل عامل بازار، عامل سرمایهگذاری، عام سودآوری، و عامل نقدشوندگی) طراحی کردند که از اضافه نمودن عمل نقدشوندگی به الگوی سه عاملی چن و همکاران (۲۰۱۰) حاصل گردید. آنها در این مطالعه به مقایسه این الگو با الگوی چهارعاملی کارهارت پرداختند. این محققان بیان داشتند زمانی که عامل مومنتوم به الگوی سه عاملی فاما و فرنچ (۱۹۹۳) اضافه شد، به طور معنیداری عملکرد الگو بهبود یافت. در عوض، اثر اضافه کردن عامل نقدشوندگی به عنوان عامل چهارم به الگوی سه عاملی فاما و فرنچ (۱۹۹۳) بی معنی و نزدیک به صفر بود. همچنین، آرتمن و همکاران[۳] (۲۰۰۹) در آلمان، کاسیماتیس[۴] (۲۰۰۸) در استرالیا، امان و استینر [۵](۲۰۰۸) در سوئیس، و الهر و همکاران[۶] (۲۰۰۴) در کانادا شواهدی در حمایت از الگوی چهار عاملی کارهارت ارائه کردند.
۲-۵-۳٫ تحقیات انجام شده درباره نگرش سرمایه گذاران
مطالعات تجربی خارج از کشور
بر پایه فرضیه بازار کارا، سرمایهگذاران رفتاری عقلایی دارند به این معنی که همه اطلاعات موجود و در دسترس را پردازش کرده و به دنبال حداکثر ساختن مطلوبیت انتظاری هستند.در مطالعاتی که در ابتدا در رابطه با مالی رفتاری انجام دادند به این نتیجه رسیدند که تغییرات قیمت سهام به تغییرات سیستماتیک در ارزش بنیادی شرکت مربوط است و رفتار احساسی سرمایهگذاران تاثیری بر بازده بازار سهام ندارد. تاثیر این مطلب تا بدانجا پیش می رود که حتی اگر بعضی سرمایهگذاران تحت تاثیر احساسات خود دست به معاملات نابخردانه بزنند و در روند طبیعی عرضه و تقاضا شوک تداخل ایجاد نمایند، دیگر سرمایهگذاران و آربیتراژگران منطقی، اثر این شوک ها را خنثی می کنند. بنابراین قیمت سهام در سطح بنیادی باقی میماند. در ادامه مطالعاتی درباره گرایش احساسی سرمایه گذاران انجام شد. کیم و ها (۲۰۱۰) نگرش سرمایهگذاران را حاشیه میزان خوشبینی و بدبینی سهامداران نسبت به یک سهام میدانند.