|
|
|
- Park, C.W., Jun, S.Y., and Shocker, A.D. (1996), Composite Branding Alliances: An Investigation of Extension and Feedback Effects, Journal of Marketing Research, Vol 22, pp 453-366.
- Pelsmaeker, Sara De, Gellynck, Xavier, Schouteten, Joachim, (2013), The consumption of flavored milk among a children population. The influence of beliefs and the association of brands with emotions, Appetite, Vol. 71, No.3, PP. 279–۲۸۶٫
- performance: The role of brand loyalty”, Journal of Marketing, 65, 81–۹۳٫
- Perrier, R. (1997), Brand Valuation, 3rd Ed, Premier Books, London.
- Pierre ,Valette , (2010), The impact of brand personality and sales promotions on brand equity, Journal of Business Research, Vol. 64, pp.24–۲۸٫
- Rooney, J. A., (1995), Branding: a trend for today and tomorrow, Journal of Product and Brand Management,Vol.4 , No.4, Pp 48-55.
- Shimp, T. A., Madden, T. J. , (1988), Consumer-object relations: A conceptual framework based analogously on Sternberg’s triangular theory of love, In: Houston M.J. (ed.), Advances in consumer research, Provo, UT: Association for Consumer Research, Vol. 15,pp. 163-168.
- Soderlund, Magnus, (1998), Customer Satisfaction and its consequences on customer Behavior Revisited, International journal of service Industry Management, Vol. 9 ,No. 2., pp.19-32.
- Solomon, Micheal, (1999), Consumer Behaviour, prentice Hall, 1999, p:155.
- Sternberg, R.J., (1986), A triangular theory of love, Psychological Review,No.12, pp.119-135.
- Thomson, M., MacInnis, D. J., Park, C. W. , (2005), The ties that bind: Measuring the strength of consumers’ emotional attachments to brands. Journal of Consumer Psychology, Vol.15, No.1, pp. 77-91.
- Trout, Jack, (1969), Positioning”, Industrial Marketing, Vol:54, No.6.
- Unal, Hatice, AydÕn, Sevtap, (2013), An Investigation on the Evaluation of the Factors Affecting Brand Love , Social and Behavioral Sciences, No. 92 ,pp. 76 – ۸۵٫
- Vazquez-Carrasco, R. & Foxall, G. R. , (2006), Influence of personality traits of satisfaction, perception of relational benefits, and loyalty in a personal service context, Journal of Retailing & Consumer Services, Vol.13, No.3, pp.205-219.
- Wang, X., Yang, Z., (2008), Does country-of-origin matter in the relationship between brand personality and purchase intention in emerging economies? International Marketing Review , Vol.25, No.4, pp. 458.
- Westbrook, R. A., (1987), Product/consumption-based affective responses and post purchase processes. Journal of Marketing Research,Vol. 24, pp.258–۲۷۰٫
- Whang, Y.-O., Allen, J., Sahoury, N. & Zhang, H. , ( 2004), Falling in Love with a Product: The Structure of a Romantic Consumer-Product Relationship. Advances in Consumer Research, 31 (1), 320-327.
- Relationship. Advances in Consumer Research Vol.31, No.1, pp. 320-327.
- Williams L. Wilke, ( 2000), Consumer Behaviors, John wiley & Sons inc, Pp:2-14
- Wirtz, Jochen. Chew, patricia, (2002), The Effects of Incentives, Deal proneness, Satisfaction and Tie strength on word-of-Mouth Behavior«, International Journal of service Industry Management, Vol. 13 No. 2.
- Zaichkowsky, J. , (1986), Conceptualizing Involvement, Journal of Advertising Research, Vol.15, pp.4-14.
پیوست ها ضمائم ضمیمه شماره ۱: پرسشنامه تحقیق دانشکده پردیس بین المللی ارس گروه مدیریت دانش آموز گرامی؛ با سلام پرسشنامه حاضر مربوط به تحقیق پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع ” بررسی تاثیر عوامل محبوبیت برند بر وفاداری مشتری وتبلیغات دهان به دهان, شواهدی از برندهای بیسکویت در ایران”, می باشد. انتخاب شما جهت پاسخگویی به سوالات تصادفی بوده و اطلاعات پرسشنامه نزد پژوهشگر محفوظ خواهد ماند. همکاری شما در جهت پاسخگویی کامل به سوالات، به محقق در یافتن نتایج بهتر کمک فراوانی خواهد نمود. از همکاری شما سپاسگزارم.
- لطفا جنسیت خود را مشخص نمایید:
دختر پسر
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
[شنبه 1399-09-22] [ 12:22:00 ق.ظ ]
|
|
- تحلیل طبقه و قشر در ایران در این آثار چه دستهبندی هایی قابل شناسایی است ؟
اهداف پژوهش و ضرورت آن: جامعه ایران، جامعهای است که در دو قرن اخیر تحولات اجتماعی بسیاری را از سر گذرانده است . یکی از ویژگیهای بارز جامعه ایران این است که از قومیت ها، مذاهب و طبقات و اقشار اجتماعی مختلفی ترکیب یافته است. تلاش برای درک صورت بندیهای اجتماعی و طبقات و اقشار مختلفی که در جامعه ایران شکل گرفته است، همواره مورد توجه افراد مختلف قرار گرفته است. در سالهای اخیر تو
| دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است. |
جه بیشتری به مسئلهی صورت بندی های اجتماعی و روند تکوین طبقات و اقشار مختلف در ایران شده است. نظرات فراوانی در این زمینه مطرح شدهاند. بعضی از این نظریهها حاکی از تکوین طبقه به مفهوم مارکسیستی آن در ایران هستند و بعضی دیگر وجود یک قشربندی اجتماعی به معنای وبری را برای جامعه ایران متصور هستند. همچنین دستهای دیگر از این نظریات یک نظریه ترکیبی مبتنی بر ترکیب نظریات مارکس و وبر را برای جامعه ایران مناسب میدانند. با توجه به وجود این نظریات متعدد و گاه متضاد، انجام یک تحقیق علمی و به دور از پیش داوری در مورد تکوین طبقات و اقشار مختلف در جامعه ایران ضرورت مییابد. یک گام مهم در انجام تحقیقات علمی در این زمینه، بررسی نظریات مطرح شده در این زمینه و سنخشناسی این نظریات است، تا بتوانیم به درک روشنی از مناسبات اجتماعی در ایران دست پیدا کنیم. فرضیه پژوهش:
- سنخ شناسی نظریات مربوط به مفهوم طبقه در ایران، حوزهها ی گستردهای از دستهبندی از طبقه تا قشر را در بر میگیرد.
از مهمترین نظراتی که در مورد تکوین طبقات در ایران مطرح شده و در این تحقیق مورد توجه قرار میگیرد، نظریات یرواند آبراهامیان، همایون کاتوزیان، احمد اشرف، فرهاد نعمانی، احمد سیف، عباس ولی، حسین ادیبی، احسان طبری، خلیل ملکی، علی شریعتی، جان فوران، جیمز بیل، آن لمبتون، علیرضا ازغندی، ابراهیم انصاری میباشند. تحقیقات داخلی:
- علی اکبر اکبری(۱۳۵۷)در کتاب “علل ضعف تاریخی بورژوازی ایران” عواملی چون هجوم اقوام وحشی خارجی و جنگ و غارتهای عشایر داخلی و هجوم غرب متمدن را به عنوان اساسی ترین عوامل عقب ماندگی اقتصادی و اجتماعی و ضعف و ناتوانی بورژوازی ایران مطرح کرده است. وی طبقه و گروه اجتماعی را به عنوان یک واقعیت عینی مبتنی بر واقعیت های اقتصادی و اجتماعی میداند که بر اساس آن تمامی جهات زندگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فکری یک طبقه و همه مردم جامعه قابل تبیین است. طبقه مولود روابط تولیدی است که از ارتباط و وحدت روابط تولیدی و نیروهای تولیدی شیوه تولیدی مشخص میشود. بر این اساس به بررسی وضع نیروها و قشربندی اجتماعی در دوره قاجاریه بر مبنای نقد کتاب ” جامعهشناسی روستایی” اثر خسرو خسروی میپردازد. همچنین به وجود نظام فئودالی در ایران اشاره دارد که با وجود تلاش غرب برای توسعه و حاکمیت سرمایهداری همچنان موقعیت خود را حفظ میکند و ادامه مییابد.
- احمد سیف (۱۳۵۷) در کتاب” درباره فئودالیسم ایران پیش از مشروطه” به نقد کتاب “گزارشی کوتاه از تحولات فکری و اجتماعی در جامعه فئودالی ایران ” نوشته محمد فشاهی پرداخته است و دیدگاههای محمد فشاهی را در مورد وجود نوعی فئودالیسم در ایران را نقد کرده است. ولی خود نویسنده در متن کتاب هیچ دیدگاه روشنی در مورد شیوههای تولید ایران بیان نمیکند.
- حسین ادیبی(۱۳۵۸) در کتاب” طبقات متوسط جدید در ایران”، به ظهور و گسترش طبقهی متوسط جدید اشاره میکند. به اعتقاد او این طبقه که بیشتر آنها را بوروکرات ها تشکیل میدهند، محصول رشد و پیشرفت آموزش و پرورش در نتیجهی گسترش بورژوازی هستند.
- فرهاد نعمانی(۱۳۵۸) در کتاب “تکامل فئودالیسم در ایران”، بیان میکند که در دوران ساسانیان روابط بردهداری بتدریج در ایران از میان رفت و سپس روابط فئودالی جایگزین آن شد و در طول دورانهای مختلف، دچار فراز و نشیبهای مختلف شد و در آغاز قرن دوازدهم هجری قمری، جامعه فئودالی وارد مرحله تلاشی و انحطاط گردید. نعمانی وجود شیوه تولید آسیایی در ایران که بر سازمان خاص آبیاری متکی است، را نفی میکند.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- جایگاه افراد در سطح ایدئولوژیک : ۱) افراد به کار یدی مشغول هستند ۲) افراد به کار فردی مشغول هستند.
- جایگاه افراد در سطح سیاسی : ۱) افراد اعمال سرکوب میکنند ۲) افراد تحت نظارت سرکوبگرانه قرار دارند .
- آگاهی طبقاتی : ۱) طبقه در خود ۲) طبقه در خود ( زمانی که “طبقه در خود” برای رسیدن به منافع طبقاتی خود متشکل می شود ، تبدیل به “طبقه برای خود” میشود. )
- کنترل بر وسایل فیزیکی تولید.
- کنترل بر پول و سرمایه ها.
در دیدگاههای مارکسیستی و نئومارکسیستی طبقه به عنوان عامل اصلی قشربندی اجتماعی مطرح می شود و بر عامل اقتصاد و رابطه با وسایل تولید ( مالکیت وسایل تولید) تاکید میشود. رویکرد سوم: ریشه در اندیشههای وبر دارد و مانند دو رویکرد اول تأکید بر منابع اقتصادی به عنوان اصل اساسی ایجاد نابرابری ندارد . برای وبر همانند مارکس، مالکیت نقش تعیین کنندهای در توزیع امکانات عرضه شده به فرد یا طبقه ایفاء میکند. با وصف این، او به این بعد اقتصادی دو بعد دیگر اضافه کرد : قدرت و حیثیت. در نگاه او مالکیت و قدرت و حیثیت با وجود وابستگی متقابلشان سه بنیان متمایزند که بر روی آنها نظام قشربندی در هر جامعهای سامان مییابد. (تامین : ۱۰) اندیشمندان غیرمارکسیست معتقدند که در جوامع امروزی نمیتوان به آسانی افراد را در دو طبقه سرمایه دار و طبقه کارگر جای داد. بلکه موقعیتهای طبقاتی حد واسط این دو به سرعت در حال افزایش هستند. دارندرف معتقد است که در جوامع امروزی طبقات تنها به دو طبقه بورژوازی و پرولتاریا محدود نمیباشند بلکه طبقه دیگری به نام طبقه متوسط مابین این دو وجود دارد. وی همچنین اعتقاد دارد که بر اساس سطوح مهارت و فرصتهای زندگی و حیثیت تمایزاتی در درون خود طبقه کارگر شکل میگیرد. در واقع از نظر وی نه مالکیت خصوصی وسایل تولید بلکه توزیع نابرابر اقتدار است که منجر به تضاد و نابرابری در جامعه میشود. ( گرب : ۱۵۷) همچنین گیدنز نظام طبقاتی دو قطبی را که شامل بورژوازی و پرولتاریاست تنها برای جوامع سرمایهداری انتزاعی مناسب میداند و معتقد است که سه عامل دارائی، آموزش یا مهارت و نیروی کار یدی بنیان اصلی ساختار طبقاتی را تشکیل میدهند. و بر همین اساس سه طبقه را نام میبرد. طبقه بالا که بر دارائیها کنترل دارد، طبقه میانی که دارای تحصیلات و مهارت های بالاست و طبقه کارگر یا طبقه پایین که فقط نیروی کار خود را برای فروش دارد. ( همان : ۲۰۵) لوید وارنر نیز در تبیین قشربندی بر تصور ذهنی افراد از یکدیگر به عنوان عامل اصلی در تبیین قشربندی اجتماعی استفاده میکند. از نظر وی معیارهایی چون اصل و نسب، تمکن ،میزان تحصیل و درآمد در تعیین پایگاه اجتماعی افراد سهم بیشتری دارند . مهم ترین فاکتورهایی که برای تبیین قشربندی از سوی اندیشمندان با رویکرد دوم یا غیر مارکسیستی ارائه شده است، به این ترتیب است:
- عضویت یا وابستگی به احزاب (قدرت سیاسی)
- داشتن تحصیلات و مدارک رسمی
yle="box-sizing: inherit; width: 1044.8px;" width="531">
| برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
الف) خاندان پهلوی با ۶۳ شاهپور، شاهدخت و منسوبین؛ ب )خانواده های اشراف که مدت ها پیش از اصلاحات ارضی دهه ۱۳۴۰ به شهرها و فعالیت های شهری رو کرده بودند ؛ ج ) اشراف بازرگان که با تشکیل مجتمع های کشت و صنعت، بانک ها، شرکت های بازرگانی و مؤسسات صنعتی از قید اصلاحات ارضی رستند ؛ د) حدود ۲۰۰ سیاستمدار سابقه دار، کارمندان عالی رتبه و افسران ارشد ارتش؛ ه ) بازرگانان قدیم ؛ و ) پنج شش نفری بازرگانان جدید. این خانوادههای ثروتمند نه تنها مالک بسیاری از شرکت های بازرگانی عمده بلکه صاحب حدود ۸۵ % از مؤسسات بزرگ خصوصی فعال در بانکداری، تولیدات صنعتی، بازرگانی خارجی، بیمه و شهرسازی بودند. ( همان : ۳۹۵)
- طبقه متوسط متمول: این طبقه با تعداد نزدیک به یک ملیون خانواده شامل سه گروه بسیار نزدیک به هم بودند. گروه نخست که هسته اصلی این طبقه را تشکیل میداد، جامعه بازاریان با حدود نیم ملیون تاجر، مغازه دار، کاسب و صنعتگر بود. گروه دوم را بازرگانان مرفه شهری با سرمایه گذاری خارج از بازارها تشکیل میشد. گروه سوم حدود ۹۰۰۰۰ روحانی – حدود ۵۰ آیت الله ، ۵۰۰۰۰ حجت السلام ، ۱۰۰۰۰ طلبه و تعداد نامعینی ملایان محل، مدرسان مکتب خانه، مدرسان حوزه ها، پیشنمازها و نوحه خوان ها را شامل بود. اگر چه گروههای دوم و سوم به معنی دقیق کلمه بازاری نبودند، علائق محکم خانوادگی و مالی آنان را به گروه اول پیوند میداد. ( همان ، ۳۹۶)
- طبقه متوسط حقوق بگیر: برنامه های توسعه دهه ۱۳۴۰ شمار طبقه متوسط حقوق بگیر را کمتر از ۳۱۰۰۰۰ نفر در سال ۱۳۳۵ به بیش از ۶۳۰۰۰۰ نفر در سال ۱۳۵۶ رساند. در سال ۱۳۵۶ جمعاً ۳۰۴۴۰۴ نفر کارمند ، ۲۰۸۴۲۱ نفر معلم و مدیر مدرسه و۶۱۰۶۶ نفر مهندس مدیر و کارمند دولت وجود داشت. ( همان ، ۳۱۷ )
- طبقه کارگر: از تعداد مزد بگیران شامل در بخش های مختلف صنعتی آمار دقیقی در دست نیست. اما حدس قریب به یقین نشان میدهد که طبقه کارگر در دوره بین سال های ۱۳۴۲ و ۱۳۵۶ پنج برابر افزایش یافت. در مرکز این طبقه، حدود ۸۸۰۰۰۰ کارگر صنعتی جدید، بالغ بر ۳۰۰۰۰ کارگر صنعت ؛۲۰۰۰۰ کارگر صنایع الکتریکی، گاز و نیروگاهها؛ ۳۰۰۰۰ کارگر شیلات و صنایع چوب؛ ۵۰۰۰۰ معدنچی؛ ۱۵۰۰۰۰ کارگر راه آهن، کارگر بارانداز، راننده کامیون و دیگر کارگران حمل ونقل مدرن، ۶۰۰۰۰۰ کارگر کارگاهها و کارخانه هایی با بیش از ۱۰ نفر جای داشتند .
وی همچنین مهاجران تهی دست و آواره از روستا، ولگردان بی طبقه را هم به این طبقه اضافه میکند. (همان :۳۹۸ ) آبراهامیان به وجود اختلافات در جامعه ایران اشاره دارد. این اختلاف طبقاتی به صورت تضاد میان بازاریان و تروثمندان و اختلاف در آداب و رسوم طبقات مختلف خود را نشان میدهد. اختلافات طبقاتی همواره به صورت فخرفروشی های اجتماعی نمایان میشد که حتی سیاحان دوره ملکه ویکتوریا، مانند موریه، نیز از این موضوع درشگفت میشدند. او مینویسد: “شرح آداب و معاشرت در ایران عبارت است از جزئیات بی پایان و بیاهمیت. البته این جزئیات چنان جا افتاده اند، چنان از دوران جوانی به آسانی مورد قبول افراد واقع میشوند و چنان تاثیر نیرومندی در سلسله مراتب اجتماعی دارند که هیچ شخصی، حتی فردی متوسط نمیتواند موقعیت اجتماعی ویژه خود را نادیده بگیرد و از رعایت آداب و رسوم مربوط طفره رود.” (همان:۴۴) این اختلافات اجتماعی در مواردی به تضاد طبقاتی میانجامید. شمیم مینویسد که در کوچه و خیابان، بچههای بازاریان، فرزندان ثروتمندان را به دلیل پوشیدن لباسهای شیک سخت اذیت و آزار میکردند. ارفع الدوله، نجیب زادهی لقبدار، در شرح حال خود نقل میکند که خانوادههای اشرافی در نسبت به امور تجاری چنان نفرت داشتند که فرزندان خود را حتی از فکر کردن دربارهی مشاغل تجاری بازمیداشتند. اندور مینویسد که بازاریان علاقهای به زیاده ستانی از فقرا نداشتند ولی در معامله با ثروتمندان تلاش بسیاری میکردند تا آنها را فریب دهند. (همان : ۴۵) گرچه ایران سدهی نوزدهم طبقات پنهان، عینی و اقتصادی- اجتماعی داشت، وجه غالب پیوندهای گروهی، شکل گیری طبقات آشکار ذهنی و سیاسی- اجتماعی را به تاخیر انداخت. (آبراهامیان ، ۱۳۸۱ :۴۴ ) از نظر آبراهامیان پیوندهای گروهی و قبیلهای در جامعه ی ایران در اوایل سده نوزدهم بسیار قوی تر از طبقات اقتصادی عمل کردهاند و عملاً میتوان گفت که طبقات اقتصادی در سایهی پیوندهای گروهی و قبیلهای و فرقهای به حاشیه رانده شدهاند. آبراهامیان از نمونههای مثال میآورد که پیوندهای گروهی بر پیوندهای طبقاتی غلبه کرده اند . پیوندهای گروهی – به ویژه پیوندهایی که بر اصل و نسب قبیلهای، فرقه های مذهبی، سازمان های محلی و عواطف فامیلی مبتنی بود – موجب تقویت گروههای عمودی ( سلسله مراتبی ) و تضعیف طبقات افقی ( غیر سلسله مراتبی ) میشد و بدین ترتیب از تبدیل منافع و علایق اقتصادی پنهان به نیروهای سیاسی آشکار جلوگیری میکرد. در ایران اوایل سدهی نوزدهم افراد بسیاری که شیوهی زندگی مشابه داشتند، در شیوه ی تولید دارای موقعیت همسان بودند و روابط یکسانی با نهادهای اداری داشتند، طبقات اجتماعی- اقتصادی را تشکیل میدادند. ولی چون این افراد پیوندهای قومی و گروهی داشتند، در غلبه بر موانع محلی موفق نبودند و علائق و منافع فرامحلی و ملی نداشتند، طبقات سیاسی– اجتماعی تشکیل نمیدادند. همین نبود طبقات قدرتمند، پیامدهای سیاسی گستردهای داشت؛ زیرا تا زمانی که نیروهای ملی و فرا محلی در برابر دولت مرکزی وجود نداشت، به بیان سدهی نوزدهمی، شاهان قاجار میتوانستند به شیوهی مستبدان شرقی برجامعه حکمرانی کنند. (همان :۴۷) مهمترین نکات در اندیشه وی به این ترتیب است:
- عوامل اقتصادی و اجتماعی را ملاک تعیین طبقه قرار داده است.
- اعتقاد دارد که به دلیل تنوع ها و اختلافات قومی و قبیلهای فراوان در جامعه ایران، تنها” طبقه در خود “وجود دارد و “طبقه برای خود “شکل نگرفته است .
- وی اعتقاد دارد که پیوندهای قومی و قبیلهای در جامعه ایران بسیار قوی تر از پیوندهای طبقاتی عمل کرده اند.
- در بررسی صورت بندی های اجتماعی ” استبداد شرقی” را مناسب جامعه ایران میداند.
همان طور که در ابتدای بحث مربوط به دیدگاه آبراهامیان در مورد طبقه مطرح شد، دیدگاههای وی به دیدگاههای ای.پی . تامپسونِ نئومارکسیست نزدیک تر است . آبراهامیان مانند تامپسون سعی دارد طبقه را دربطن جریانات تاریخی ببیند .
صورتبندی اجتماعی :فرهاد نعمانی در کتاب تکامل فئودالیسم در ایران به بررسی صورت بندی اجتماعی سیاسی در ایران میپردازد. از نظر وی در ایران نظام بردهداری جای خود را به نظام فئودالی داده است. در اواخر دوره اشکانیان و اوایل دوره ساسانیان برده داری در غرب سرزمین ایران از میان برداشته شد و به تدریج مالکیتهای فئودالی زمین مشخص گردید. در اواخر قرن چهارم میلادی نیز خصایص عمده جامعه عهد ساسانی بارزتر گشت و مرحله نخست جامعه فئودالی ایران تکوین یافت. ( نعمانی ،۱۳۵۸ :۲۰۲ ) از نظر وی در عهد ساسانیان روابط ارضی مبتنی بر فئودالیسم تکامل یافت. البته جریان تکامل آن در دوره های بعدی بخصوص در دوران حمله اعراب و مغول دچارافت و خیزهایی شد. پس ازانقراض حکومت ساسانیان جریان تکامل بعدی فئودالیسم و نیروهای عامل در تولید سست تر شد .چرا که فتوحات اعراب برده داری را که در ایران رو به تلاشی کامل بود، تقویت نمود. و اشکال غیر متکامل و ناقص مالکیت آب و زمین ، یعنی مالکیت فئودالی دولت را گسترش داد. (همان : ۲۹۶ ) پس از پیروزی عباسیان و قشرهای اعیان و دهقانان ایرانی که از ایشان پشتیبانی کرده بودند، گرایش به سوی فئودالیسم در ایران شدیدتر شد. با این همه در این دوره نیز عده کثیری برده وجود داشتند که در کنار تولیدکنندگان نظام فئودالی به کار گرفته میشدند. (همان :۲۹۷) وی همچنین فصلی را به بررسی شیوه تولید آسیایی و وجود آن در ایران اختصاص داده است . وی ابتدا مهم ترین ویژگی های شیوه تولید آسیایی را بیان میکند:
- مهم ترین خصیصه شیوه تولید آسیایی فقدان مالکیت خصوصی است: مالکیت یا دولتی و یا اشتراکی است.
- کشاورزی به سبب عوامل جغرافیایی و آب و هوایی در تمامی جوامع شرقی بدون وجود موسسات عظیم آبیاری امکان پذیر نیست. چنین موسساتی متضمن وجود قدرتی مرکزی است تا این موسسات را بسازد و آب آنها را توزیع کند و آن ها را تعمیر و نگهداری کند. و آن قشر دیوان سالاری که این قدرت را اعمال میکند، و به سبب تخصص و تسلط بر این موسسات بخش بزرگی از مازاد اجتماعی تولید را به خود اختصاص میدهد، ” استبداد شرقی” را پدید میآورد. ( نعمانی : ۴۲۷ )
بعد از برشمردن خصوصیات شیوه تولید آسیایی، وی با ارائه مستنداتی سعی در رد وجود این شیوه تولید در ایران دارد. بنا بر نظر وی در ایران به خصوص در دوره ساسانیان مالکیت خصوصی وجود داشته است. و حتی در دوره اعراب و پس از آن مالکیت خصوصی همواره اهمیت زیادی داشته است . درواقع طی قرنهای هشتم و یازدهم هجری قمری اکثر اراضی ایران در اختیار فئودالهای کوچک و بزرگ قرار داشته است، و نه در دست دولت و جماعت های روستایی. بدیهی است چنین شرایطی با مالکیت ارضی شیوه تولید آسیایی مطابقت ندارد. ( نعمانی : ۴۳۰ ) و همچنین در مورد مسئله آبیاری به این موارد اشاره میکند:
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
| برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید. |
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
- علاوه بر معیار شغل، هر طبقه از سبک زندگی خاص خود برخوردار است که آن را از بقیه طبقات متمایز میکند. این بحث شبیه بحث سرمایه فرهنگی و اجتماعی بوردیو است.
- با در نظر گرفتن معیار بالا شریعتی به این نتیجه میرسد که درایران طبقه کارگر نداریم بلکه گروه کارگر داریم. زیرا هنوز در سطح جامعه گسترش پیدا نکرده و سبک خاص زندگی خود را ندارد. و به آگاهی طبقاتی دست پیدا نکرده است .
ساختار طبقاتی در خاور میانه اسلامی : جیمز بیل در تحلیل طبقاتی و دیالکتیک های نوسازی در خاورمیانه به بررسی ساختار طبقاتی در خاورمیانه اسلامی میپردازد. وی طرحی را که مطابق با طرح لنسکی است قابل کاربرد در کشورهای خاورمیانه اسلامی میداند. در واقع وی دولت اسلامی و فرهنگ منطبق بر آن را به عنوان زیربنا در نظر گرفته است که براساس آن طبقات و گروههای مختلف در جامعه شکل میگیرند. شکل زیر بیانگر نموداری از ساختار طبقاتی جوامع اسلامی است. این نمودار منطبق با طرحی است که توسط گرهارد لنسکی ارائه شده و شکل توسعه یافته تصویر هرمی از جامعه است. این نمودار ضمن آنکه توزیع قدرت را نشان میدهد، این احساس که طبقات چیزی بیش از لایههای رویهم انباشته شده نیستند را کنار میزند. لنسکی اظهار میدارد که این نمودار متداخل بیانگر آن است که ساختار طبقاتی متشکل از یک سری قشرهای مجزا ومنفک از یکدیگر به مفهوم زمین شناختی نیست. این نمودار شکاف عظیمی را که طبقات بالا و پایین را از یکدیگر جدا میسازد را نیز روشن میکند . ( بیل : ۱۳۷۳ ) به طور کلی طبقه حاکم سنتی را میتوان به شش مولفه تقسیم نمود: ۱) حاکم ( سلطان، شاه، شیخ ) ۲) خانوادههای حاکم ۳) اشراف عشایر ۴)زمینداران بومی ۵) علمای بلند پایه حامی نظام ۶) نخبگان نظامی. همانگونه که نمودار نشان میدهد نخبگان اقتصادی درونزا و نخبگان بهره گیر و اجارهدار فاقد زمین اخیراً جزو طبقه بالا شدهاند. همچنین گروهی از صاحبان صنایع و تجار خارجی هستند که با دیگر گروههای طبقه بالا ترکیب شده و طبقه حاکم بومی را تقویت و حمایت میکنند. ( همان : ۱۱۰ ) طبقات متوسط سنتی عبارتند از : طبقات دیوان سالار ، بورژوازی و روحانیت. در دو دهه اخیر شاهد پیدایش طبقه متوسط متخصص بوده ایم که اعضایش موقعیت قدرت خود را مرهون مهارت ها و استعدادهایی میدانند که به خاطر برخورداری از آموزش مدرن از آن بهره مند شدهاند. و طبقات پایین جامعه که از دهقانان، کوچروان و کارگران تشکیل شده است. ( همان ) در ادامه بحث جیمز بیل روی تعامل گروهی در خاورمیانه به عنوان عاملی تأکید میکند که روابط طبقاتی را تحت تأثیر خود قرار داده است. وی همچون بسیاری از متفکران دیگر به وجود نزاعهای گروهی و قبیلهای به عنوان عامل نیرومندی که شکاف های طبقاتی را تحت تأثیرخود قرار میدهند، اشاره دارد. تاریخ الگوهای ائتلاف و ستیز که ویژگی گروههای قبیلهای و مذهبی در خاورمیانه است، داستانی چرخهای و دورهای است، چون فرقهها و طوایف مختلف به طور مستمر در رابطه با یکدیگر ( قدرت را ) به دست آورده از دست میدهند. این انعطاف پویا که ویژگی تعامل گروهی در خاورمیانه است، بازتاب عمیقی روی ساختار طبقاتی دارد. برای نمونه پیوند های گروهی در حال انتقال و تعادل، بشدت روابط طبقاتی که با آن پیوند دارند را تحت نفوذ قرار میدهند. ( همان: ۱۱۲ ) ساختار طبقاتی در جامعه ایرانی: جیمز بیل در کتابی با عنوان “سیاست های ایران : گروهها، طبقات و نوگرائی” به بررسی ساختار طبقاتی در جامعه ایرانی میپردازد. وی ساختار طبقاتی جامعه ایرانی تا قرن بیستم رامشخص میکند و از طبقات زیر نام میبرد: طبقه حاکم، طبقه متوسط بوروکرات، طبقه متوسط بورژوا، طبقه متوسط دبیران، طبقه کارگر سنتی، طبقه دهقانان و طبقه چادر نشین. بر اینها در قرن بیستم دو طبقه دیگر نیز میافزاید: طبقه کارگر جدید و طبقه متوسط حرفهمند و آزاد . ( ادیبی : ۶۹ ) جیمزبیل در مورد ظهور طبقه متوسط جدید در ایران بحث میکند و بر توانایی های بوروکراتیک این طبقه تاکید دارد .وی از نظریه مانفرد هالپرن برای چهارجوب نظری کار خود استفاده میکند. طبقه جدید متشکل از افرادی است که موقعیت قدرتی آنها متکی بر استخدام حاصل از مهارت و استعدادی است که به مدد آموزش مدرن به دست آوردهاند. این طبقه، طبقه متوسط غیربورژوایی است که اعضای آن به جای تکیه بر ثروت ، پیوندهای خانوادگی و مالکیت، از طریق عملکرد، انجام کارهای برجسته و خدماتی که ارائه میدهند با دیگر طبقات و آن نظام پیوند یافتهاند. اعضای این طبقه در مشاغل حرفهای، فنی، فرهنگی، فکری، و اداری مشغول به کارند و به طور کلی طبقهی متوسط حقوق بگیر محسوب میشوند. (بیل ، ۱۳۸۷ : ۹۷ ) نظریه هالپرن مستقیماً به طبقه متوسط جدید مربوط می شود که بحث اصلی و رئوس کلی آن در زیر بطور خلاصه ارئه میشود:
- طبقه متوسط جدید یک طبقه اجتماعی در خود است که اخیراً ظاهر شده است .
- طبقه متوسط جدید یک طبقه متجانس نیست بلکه اعضاء آن از گروهای اجتماعی مختلفی منشاء گرفته اند .
- طبقه متوسط جدید با تمام نامتجانس بودنش یک نیروی مستقل در نو کردن جامعه به شمار رفته و قدرت سیاسی را در جامعه اعمال میکند.
در میان اعضاء طبقه متوسط جدید ستیز و رقابت وجود دارد. ولی اعضاء این ط
| برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید. |
بقه از این موضوع آگاهند و همین هشیاری و آگاهی موجب حفط همبستگی آنها میشود.
- طبقه متوسط جدید به دو سطح بالا و پایین تقسیم میشود. در کشورهای درحال توسعه گروه بالای این طبقه با دستیابی به قدرت سیاسی جامعه را نو میکند.
- در کشورهای درحال توسعه، طبقه متوسط جدید نیروی اصلی انقلابی را تشکیل میدهد.
- در جامعههای در حال توسعه بین توده مردم و طبقه حاکم تضاد و ستیز طبقاتی وجود ندارد. بلکه این تضادبین طبقه متوسط جدید و طبقه حاکم در جریان است.
- در کشورهای خاورمیانه، ارتش عمدهترین و اصلیترین وسیله برای قبضه قدرت سیاسی و تاسیس نظم نوین بشمار میرود.
- هالپرن در بحث هایش نتیجه میگیرد که اگر طبقه متوسط جدید در قبضهی قدرت سیاسی شکست بخورد، بدبختی و مصیبت دامنگیر این کشورها خواهد شد .
- سرانجام هالپرن با قاطعیت اظهارنظر میکند که طبقه متوسط جدید در اغلب کشورهای خاورمیانه و افریقای شمالی به استثنای کشورهای کمتر توسعه یافته و کم نفوذ بر سریر قدرت نشسته است .( ادیبی ، ۱۳۵۸ : ۴۴ -۴۵ )
مهمترین نکاتی که در اندیشه وی وجود دارند:
- جیمز بیل ساختار طبقاتی مبتنی بر طرح لنسکی را برای کشورهای خاور میانه اسلامی مناسب میداند. در این طرح تأکید میشود که طبقات لایههای رویهم انباشته نیستند.
- در بررسی طبقه بالا، از نخبگان نظامی و نخبگان اقتصادی و علمای بلند پایه نام میبرد که میتوان آن را به طرح میلز در مورد طبقات حاکم نزدیک دانست.
- در بررسی ساختار طبقاتی جامعه ایران وی با استفاده از نظریه هالپرن به بررسی ظهور و رشد طبقه متوسط در ایران میپردازد.
موضوعات: بدون موضوع
لینک ثابت
|
|
|
|
|