موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 خلق تبلیغات تصویری جذاب با هوش مصنوعی
 کاربردهای پوشک گربه و آموزش استفاده صحیح
 درآمدزایی از فروش عکس آنلاین (راهنمای عملی)
 مدیریت احساسات ناخودآگاه در روابط
 کسب درآمد از آرایشگری در منزل (بدون نیاز به اینترنت)
 درآمد از طراحی لوگو (راهکارهای اثربخش)
 تقویت ارتباط در روابط عاشقانه
 رازهای موفقیت برندمنشن (استراتژیهای حرفه‌ای)
 ترمیم رابطه پس از خیانت (راهکارهای کاربردی)
 درمان استرس گربه (شناخت علائم و روش‌های آرام‌سازی)
 تغذیه سگ چاو چاو از تولگی تا بلوغ (نکات حیاتی)
 سوالات کلیدی قبل از ازدواج (معیارهای مهم)
 درآمدزایی از طراحی محصولات چاپی
 تجربه فروش محصولات دست‌ساز آنلاین (نکات طلایی موفقیت)
 راهنمای کامل نگهداری طوطی برزیلی
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (راهنمای انتخاب)
 تولید ویدیو از متن با Pictory
 درآمدزایی از فروش فایل‌های دیجیتال (ترفندهای حرفه‌ای)
 راه‌اندازی فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال (راهنمای موفقیت)
 کسب درآمد با موبایل (روش‌های پولساز)
 افزایش رضایت مشتری (استراتژیهای کاربردی)
 نشانه‌های عشق واقعی در همسر
 رهایی از احساسات تلخ گذشته در رابطه
 آموزش استفاده از Jasper برای تولید محتوا
 درآمدزایی از فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



زبان پارسی دری که آن را اغلب بهطور مطلق و بیهیچ صفت و قیدی، زبان فارسی می‌نامند، از زبان‌های دوره‌ی ایرانی نو است. خاستگاه این زبان به روایتی، شمال شرقی ایران یا خراسان بزرگ است. این زبان پس از تکوین و شکلگیری در این سرزمین از غرب به شهرهای ایران مرکزی، از شرق و جنوب به شبه قارهی هند و از شمال به ماوراءالنّهر، گسترش پیدا کرد. «سرزمین ماوراءالنّهر، یکی از بزرگ‌ترین و درخشانترین مناطق فرهنگی‌ جهان ایرانی و اسلامی، در طول حیات خود، حوادث تلخ و شیرین‌ فراوانی را پشت ‌سرگذاشته است.» (خدایار، ابراهیم ۱۳۸۷٫ صص ۲۷ تا ۴۴)
پس از شکست ساسانیان، ایرانیان به دودسته تقسیم شدند. گروهی با قبول جزیه و خراج، دین، آیین، افتخارات گذشته، فرهنگ و زبان خود را حفظ کردند و گروهی مسلمان شدند. عدهای به عنوان موالی (برده) به سرزمینهای عربی رفتند. بنیامیه آنان را قسمتی از داراییهای خود میدانستند و با آنان همچون برده برخورد میکردند. این امر برای ایرانیان که صاحب حس ملی بودند، دشوار بود. این نوع برخورد که با تحقیر همراه بود، باعث قیام ایرانیان در برابر افکار اعراب شد. نهضت بازگشت به فرهنگ ایرانی پدید آمد و ایرانیان فرهنگ غنی گذشته‌ی خود را به زبان عربی و فارسی دری ترجمه کردند.
در نظامهای سیاسی ایران پس از اسلام، به ویژه تا پایان عصر خوارزمشاهیان، شاعران از جایگاه خاصی برخوردار بودند. «دربارها، بخشی از شکوه خود را مدیون تجمع شاعران بودند و در ازای آن مبالغی از درآمد خود را هم صرف آنان مینمودند.» (خلعتبری و
ناصریراد ۱۳۸۲٫ ص ۶۳)
سلطان محمود به شعرا توجهی خاصی داشت و مجالسی با حضور آنان ترتیب می‌داد. «اجتماع علما و شعرا در دستگاه محمود غزنوی و اشعار و کتبی که به نام او ترتیب یافته نام او را در اطراف عالم معروف کرده ‌است. معروفترین شاعران دربار او عنصری، فرخی، عسجدی، زینتی، کسایی و غضایری رازی بودند. اگرچه فردوسی در زمان او می‌زیست و شاهنامه را به او تقدیم کرد ولی وابستگی به دربار محمود نداشت.» wikipedia.org http://fa.

 

 گذری بر سیر تاریخ زبان فارسی دری (منسوب به دربار)

 

زبان دری در دورهی سامانیان به عنوان زبان شعر و دربار انتخاب میشود. امیران سامانی با حمایت از زبان فارسی، باعث نفوذ و گسترش آن شدند. در دورهی سامانیان آثار و منظومههای بسیاری به این زبان پدید آمد، که جز شاهنامهی فردوسی، قسمتهایی از دیگر آثار از میان رفت و تنها بیتها و قطعههای پراکندهای از آنها در کتابهای تاریخ، تذکرهها و لغتنامههای فارسی باقیماندهاست. غزنویان نیز مانند سامانیان برای گسترش شعر فارسی کوشیدند. آنان به شعر ستایشی و قالب قصیده، علاقهی زیادی داشتند. با حضور شاعران نامآوری چون عنصری، فرخی سیستانی و منوچهری، قصیدهسرایی در دربار غزنه رونق یافت. با گسترش قلمرو غزنویان، دامنهی شعر فارسی نیز از خراسان به ری و طبرستان کشیده شد. با ورود سلجوقیان به فلات ایران، شعر فارسی در اصفهان، همدان، جبال، آذربایجان و آسیای صغیر ریشه دواند. در عصر سلجوقیان، اصفهان از نیمهی دوم قرن پنجم هجری قمری، به پایتختی برگزیدهشد. شاعران و قصیده سرایان از خراسان و جاهای دیگر به این شهر آمدند. معزینیشابوری، ملکالشعرای دربار سلجوقی شد. در قرن ششم، اصفهان با حضور انبوهی از شاعران به رهبری جمالالدّینعبدالرّزاق اصفهانی کانون گرم شعر و ادب فارسی شد. در آذربایجان، اسدی طوسی و قطرانتبریزی زمینه را برای ظهور سرایندگان بزرگی چون
نظامیگنجوی و خاقانیشروانی فراهم کردند. سلجوقیان بیشترین تلاش را نسبت به
حکومتهای قبل از خود برای زبان فارسی انجام دادهاند. وسعت قلمرو سلجوقیان تا آذربایجان و آسیای صغیر باعث شد، زبان فارسی در میان مردم این نواحی ریشه بدواند و شاعرانی که در قرن هفتم از حملهی مغول گریختند و به این سرزمین پناه آوردند، از حیث ارتباط با مردم این مناطق مشکلی نداشتهباشند.

 

اوضاع اجتماعی و ادبی ایران در دوره‌ی غزنویان 

 

سلطان محمود غزنوی، مردی با سیاست، شجاع و در عین حال متعصب، سختگیر و ثروتاندوز بود. در دربار او حدود چهارصد شاعر توانا وجود داشت. محمود آگاهی چندانی از صنایع و لطایف ادبی نداشت، تظاهر به شعردوستی و جمعآوری شاعران را در دربار،
وسیلهی تفاخر و مباهات خویش میدانست. فرخیسیستانی، عنصریبلخی، ابوالفرجرونی، مسعودسعد سلمان و سناییغزنوی، از شاعران برجستهی این دوره بهشمارمیروند. ابوالقاسم حسن بن احمد عنصری بلخی، یکی از چهرههای سرشناس ادب فارسی و مدیحه سرای قرن پنجم است. او به واسطهی امیرنصر، برادر سلطان محمود به دربار راه یافت و پس از کسب محبوبیت نزد پادشاه، به لقب ملکالشعرایی رسید. وی از مدح و ستایش محمود ثروت فراوانی به دست آورد، که آرزوی شاعران دیگر، در تمام قرون شد. او در بیشتر جنگها با سلطان همراه بود. بنابر میل وی شعر سروده و او را مدح کردهاست. محمود علاوه بر شعر و شاعرپروری مشغلههایی دیگری چون حمله به هند با عنوان جهاد، ثروتاندوزی و آبادانی غزنه را نیز دارد. «شهر غزنه را در ایران خاوری آن روز پایتخت قرار داده، در عمران و آبادانیاش کوشیده و آن را به مرکز تجمع ادیبان و دانشمندان زمان تبدیل کردهبود. قلمرو سلطان محمود محدود به ایران خاوری بود و در مرکز و غرب ایران از ری آن طرفتر نرفت. با اینکه ، زبان نیاکان سلطان محمود پارسی نبود (محمود از ترکان غز بود)، با حمایت از شعرایی که در دربار او گردآمدهبودند، عملا به شعر و ادب پارسی خدمت بسیاری کرد. بیشتر شهرت سلطان محمود به دلیل مدح همین شاعران و ادیبان از او بوده است.»(http://socialgroup.persianblog.ir. اشارهای به کارهای محمود غزنوی به مناسبت سالگرد مرگ او)

 

پراکندگی شاعران بر اساس قرن و زادبوم:

 

در کار پیشرو زادبوم یک صدونودوهشت شاعر فارسی زبان از ابتدا تا پایان قرن ششم مورد بررسی قرارگرفت، که زادبوم صدوهفتاد و یک شاعر مشخص است. آنان در سه حوزه‌ی جغرافیایی و زمانی بررسی میشوند.
الف)- حوزهی جغرافیایی در قرن چهارم:
حوزهی جغرافیایی در قرن چهارم، قلمرو سامانیان، دیلمیان و صفاریان است. شصت و هفت شاعر در این مناطق زندگی میکنند. شهرهای بخارا، بلخ و مرو (نزدیک ۳۶٪ شاعران، هر شهر با هشت شاعر)، شهرهای سمرقند و هرات (نزدیک ۱۵٪ شعرا، هر شهر با پنج شاعر)، منطقهی سیستان و شهرهای توس، سرخس و نیشابور(نزدیک ۱۸٪ شعرا، هر شهر با سه شاعر)، شهرهای بسطام، ری، ولوالج بدخشان و بست (نزدیک۱۲٪ شعرا، هر شهر با دو شاعر)، شهرهای باخرز، بوزگان، قاین، ابیورد و ترمذ (نزدیک ۸٪ شعرا، هر شهر با یک شاعر) و بقیّهی شهرهای ماوراﺀالنّهر چهار شاعر (نزدیک ۶٪ شعرا) داشتهاند.
در مجموع نزدیک ۳۴٪ از صد و نود و هشت شاعر در این قرن زندگی میکنند. شاعران این قرن مهاجرت نکردهاند و در زادگاههای خود به سربردهاند.
ب)- حوزهی جغرافیایی در قرن پنجم:
حوزهی جغرافیایی شعرا در قرن پنجم، قلمرو سامانیان، دیلمیان، غزنویان و سلجوقیان است و سی و نه شاعر در این مناطق زندگی میکنند. از این تعداد، چهار شاعر مهاجرت کردهاند. اسدی از توس به نخجوان، جوهریزرگر از بخارا به اصفهان، فرخی از سیستان به غزنین و حسن غزنوی به علت کدورت از غزنین به غرب مهاجرت میکند. مهاجرت شاعران به نواحی عراق عجم و آسیایصغیر از این قرن شروع شد. علاوه بر قلمرو شاعران در قرن چهارم، شهرهای لاهور، دامغان، نسا، اصفهان، ساوه، همدان و طبرستان به جغرافیای شعر فارسی اضافه شدند. در این قرن، غزنین (نزدیک ۱۳٪ شعرا، با پنج شاعر)، شهرهای لاهور، گرگان، نیشابور و سیستان (نزدیک ۱۵٪ شعرا، هر شهر با سه شاعر)، شهرهای مرو، توس، سمرقند و بلخ (نزدیک ۵/۲۰٪ شعرا، هر شهر با دو شاعر)، شهرهای باخرز، ساوه، هرات، همدان، خوارزم، اصفهان، دامغان، بخارا، ری، تبریز، ماوراﺀالنّهر، طالقان خراسان، طبرستان و نسا هر شهر با یک شاعر (نزدیک ۳۶٪ شعرا) دارند.
در مجموع نزدیک ۷/۱۹٪ از صد و نود و هشت شاعر در این قرن زندگی می کنند و حدود ۵/۱۰٪ شاعران این قرن از زادگاه خود مهاجرت کردهاند.
پ)- حوزهی جغرافیایی در قرن ششم:
حوزهی جغرافیایی شعرا در قرن ششم، قلمرو دیلمیان، غزنویان دوم، سلجوقیان،
خوارزمشاهیان، پادشاهان محلی سلسلهجبال و عراق عجم است. هفتاد شاعر در این مناطق زندگی میکنند. چون در قرن پنجم حکومت سلجوقیان از مرزهای شرقی تا آسیای صغیر پیش رفتهبود، شاعران زیادی در قرن ششم و هفتم به این مناطق مهاجرت کردند. در این قرن شهرهای سمرقند و ری (نزدیک ۱۷٪ شعرا، هر شهر با شش شاعر)، شهرهای نیشابو و اصفهان (نزدیک ۲۸/۱۴٪ شعرا، هر شهر با پنج شاعر)، شهرهای مرو، هرات، ولوالج و غزنین (نزدیک ۲۳٪ شعرا، هر شهر با چهار شاعر)، شهرهای گنجه و بخارا (نزدیک ۵/۸٪ شعرا، هر شهر با سه شاعر)، شهرهای باخرز، قزوین، شروان، سرخس، فاریاب بلخ و شیراز (نزدیک ۱۷٪ شعرا، هر شهر با دو شاعر)، شهرهای ترمذ، ابیورد، کرمان، نسا، فرغانه، گرگان، کاشمر، خواف، استرآباد، تبریز، بیلقان، جوین، همدان و ماوراﺀالنّهر(نزدیک ۲۰٪ شعرا هر شهر یک شاعر) دارند.

در مجموع نزدیک ۵/۳۵ ٪ از صد و نود و هشت شاعر در این قرن زندگی میکنند و حدود ۱۳٪ شاعران این قرن از زادگاه خود مهاجرت کردهاند. بیشتر مهاجرتها به نواحی مرکزی و غربی ایران است. اشهرینیشابوری و ظهیرفاریابی به تبریز، شرفالدّینحسام به ری، نجمالدّین دایه به غرب و بغداد، معین به عراق عجم و هند، سیفالدّین باخرزی به بخارا، رضیالدّین نیشابوری به سمرقند، سیف اسفرنگی به خوارزم و بخارا و ضیایخجندی از شیراز به خجند مهاجرت کردهاند.

 

شاعران و دربار

 

از تعداد صد و نود و هشت شاعر مورد بررسی، هفت امیر شاعر داریم. چهل شاعر به دربار سامانیان تعلق دارند. بیست و نه شاعر به دربار غزنویان رفتوآمد میکنند. چهل شاعر، سلجوقیان و سیزده شاعر خوارزمشاهیان را ستایش کردهاند. بیست و سه شاعر حکمان محلی را ستودهاند و بیست و یک شاعر به هیچ درباری تعلق ندارند. عده ای نیز مشخص نیست که به کدام دربار تعلق داشتهاند.

 

فرهنگ نویسی در ایران:

 

«فرهنگنویسی در ایران را می‌توان تا دوره ساسانیان پیگرفت. فرهنگ‌نویسی عصر ایران اسلامی را به سه دوره تقسیم میشود: دورهی اول از آغاز اسلام تا سدهی هشتم هجری که اکثر- یا تمامی- فرهنگ‌ها ‌در حوزهی ادبیات بوده‌اند؛ دورهی دوم از سدهی هشتم تا سدهی سیزدهم است. یکی از اهداف فرهنگ‌نویسی در این دوره، به‌خصوص بعد از حملهی مغول، حفظ هویت ایرانی است . دورهیسوم، از سدهی سیزدهم تا امروز است که فرهنگها بر مبنای اصول علمی تهیه و تألیف شدهاند.»(مرادی، نورالله ۱۳۹۲٫ چکیده) فرهنگها در ادبیات همواره یکی از ابزارهایی بوده‌اند، که انسان را به شناخت بسیاری از ناشناخته‌ها یاری کرده‌اند. زیرشاخهی علم زبانشناسی به شمارمیآیند و از مهمترین منابع ادبی هستند. تا قبل از قرن اخیر بیشتر فرهنگها عمومی هستند. اهل فن در دورهی معاصر فرهنگهای بسیاری در
زمینههای تخصصی؛ مثل: فرهنگ اصطلاحات تصوف، فرهنگ گیاهان دارویی و … نوشتهاند. در مورد زادبوم شاعران فرهنگ تخصصی خاصی که به صورت الفبایی اطلاعاتی در مورد شاعران ارائه کند وجود ندارد. در این زمینه مرحوم خیامپور ، فرهنگ سخنوران را نوشتهاند که تنها نام شاعر آمده است. پژوهشگران حوزهی تاریخادبیات برای بررسی و شناخت هر شاعر، باید تذکرهها و کتابهای تاریخادبیات را مطالعه و منابع مناسب را پیدا کند. در پایاننامهی پیشرو توضیحات مختصری دربارهی شاعران فارسیزبان تا پایان قرن ششم آمدهاست. در پایان هر مدخل، کتابها و تارنماهایی برای شناخت بهتر، به عنوان منبع به خواننده معرفی می‌شود.

 

بررسی واژهی فرهنگ و زادبوم از منظر فرهنگنویسان :

 

واژهی فرهنگ درکتابهای لغت به معانی گوناگونی چون ادب کردن، حد و اندازه و… تا معنای کتاب لغت آمدهاست. در فرهنگ دکترمعین و فرهنگ بزرگ سخن از دکترحسن انوری به فرهنگهای اختصاصی اشاره شده است. این مطلب بیانگر آن است که در این زمینه کارهای زیادی باید انجام شود.
برای شناخت بهتر فرهنگ زادبوم معانی این دو واژه را در چند فرهنگ لغت مورد مطالعه قرار میدهیم.
الف)- فرهنگ:
با کاف فارسی بر وزن فرهنج، کتاب لغت فارسی است (برهان قاطع ذیل«فرهنگ»). کتابی که در آن واژههای یک زبان را همراه با معنی آنها به همان زبان یا زبان دیگری میآید و نیز کتابی که واژههای مربوط به دانش یا موضوع خاص شرح شدهباشد. (فرهنگ بزرگ سخن، ذیل«فرهنگ»). کتاب لغت است (عمید، ذیل«فرهنگ»). کتابی که شامل لغات یک یا چند زبان و شرح آنهاست (معین، ذیل«فرهنگ»).
ب)- زادبوم:
محمول بر قلب؛ یعنی وطن و زمینی که در آن متولد شوند و در گلستان آمده: «آن را که بر مراد جهان نیست دسترس، در زادبوم خویش غریب است و ناشناس» (دهخدا، ذیل«زادبوم»). به معنای زادگاه است (فرهنگ سخن، ذیل«زادبوم»). محل تولد، جایی که شخص در آن زاییده شده و مأوا گرفته (عمید، ذیل«زادبوم»). اسم مرکب به معنای زادگاه است (معین، ذیل«زادبوم»).
آغاجی (آغجی) رجوع شود به: ابوالحسن علی بن الیاس

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
[شنبه 1399-09-22] [ 01:53:00 ق.ظ ]




از شعرای دانشمند قرن چهارم و معاصر با رودکی است. در عصر خود از مشاهیر زبان فارسی بودهاست. عوفی او را حکیم مینامد. در تاریخ یمینی نام او با رودکی آمدهاست. با شمسالمعالی قابوس (متوفی؛ ۴۰۳ ه . ق) و صاحب بن عباد (متوفی؛ ۳۸۵ ه . ق) همعصر است و از ایشان مستمری سالیانه داشته است، که برای او میفرستادهاند.
نخستین شاعری است که افکار فلسفی را با خیالات شعری آمیخت. بعدها این شیوه پیروان زیادی پیدا کرد. ادیب صابر شعر خویش را با او میسنجد و منوچهری او را در فراخوان به شنیدن شعر عنصری دعوت میکند.
ابوبکر خوارزمی قصیدهای در مرثیهی او گفته و چون ابوبکر خوارزمی در سال (۳۸۳ ه. ق) فوت کردهاست، خسروی سرخسی باید قبل از (۳۸۳ ه. ق) وفات یافتهباشد.
از اوست:

 

 

 

 

 

 

 

 

مرده است زمی، ابر بر اوی است مسیحا   بیمار جهان، باد صبا داروی بیمار
تا ابر مسیحا شد، بلبل همه انجیل   بر خواند و بر کوه پدید آید زنّاز

منابع:
فروزانفر، بدیعالزمان، سخن و سخنوران، ص ۳۷/ صفا، ذبیحالله، گنج سخن، جلد اول، ص ۶۰/ ادارهچیگیلانی، احمد، شاعران همعصر رودکی، ص ۲۲۶/ صفا، ذبیحالله، تاریخادبیات در ایران، جلد اول، ص ۴۳۳/ ریپکا، یان، تاریخادبیات در ایران، جلد اول، ص۲۷۸
 
ابوحامد (ابوطالب) محمّد بن ابیبکر ابراهیم فریدالدّین
در زمان سلطان سنجر، در ششم شعبان ۵۳۰ ه. ق در شادیاخ نیشابور به دنیا آمد. طبق نظر محققان نام پدر او محمّد بن ابراهیم بن اسحاق میباشد و مزار پدرش با نام «پیر زروند» در کدکن، در ولایت رخ از ولایات دوازدهگانهی نیشابور قدیم واقع است. ابتدا شغل عطاری را که از پدر به ارث بردهبود، ادامه داد. بعد بر اثر تغییر حالت در سلک صوفیان و عارفان درآمد و در خدمت مجدالدّین بغدادی از شاگردان نجمالدّینکبری به کسب مقامات پرداخت. مجدالدّینبغدادی و رکنالدّیناکاف اسرار تصوف را به او آموختند. با رکنالدّین اکاف به زیارت مکه مشرف شد و از دست نجمالدّین کبری خرقه پوشید. بعد از سفرهایی که کرد، در زادگاه خود رحل اقامت افکند.
استفاده ازتمثیلات گوناگون و آوردن حکایات مختلف، هنگام طرح یک موضوع، قصد او را برای مردم عادی روشن و آشکار میسازد. متقدمین او را شیخالاولیا و عرفای متأخر، وی را سلیمان ثانی میدانند.
آثار عطار:۱- دیوان، ۲- منطقالطیر(نفیسترین تألیف اوست)، ۳- خسرونامه، ۴- خیاطنامه، ۵- اسرارنامه، ۶- مصیبتنامه، ۷- الهینامه، ۸- رباعیات (مختارنامه)، ۹- تذکرهالأولیا
و تحت تأثیرخاورشناسان آثاری به او نسبت دادهاند، که درست نسیت. این آثار عبارتاند از: نزهتنامه، جوهرذات (جوهرنامه)، هیلاجنامه (آبحیات)، منصورنامه، لسانالغیب، بلبلنامه، بیسرنامه، وصلتنامه، مظهرالغرایب، مثنوی پندنامه، وصیتنامه و گل و هرمز.
وفات او: پس از یک عمر طولانی (حدود ۱۱۴ سال)، در قتل عام نیشابور به سال ۶۲۷ ه. ق به دست سپاهیان مغول کشتهشد. آرامگاه وی امروزه در امامزاده محروق نیشابور، کنار قبر حکیم عمر خیام واقع است.
از اوست:

 

 

 

 

 

 

گم شدم درخود چنان کز خویش ناپیدا شدم   شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم
سایهای بودم ز اول بر زمین افتاده خوار
 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
 [ 01:52:00 ق.ظ ]




در عشق از بس که خروش آوردیم

 

 

دریای سپهر را به جوش آوردیم

 

 

آری که خروش ما به تو در نگرفت

 

 

رفتیم و زبانهای خموش آوردیم

 

منابع:
مدرس، میرزامحمدعلی، ریحانهالادب، جلد ششم، ص ۲۱۰/ صبا، محمد مظفر حسین، تذکرهی روز روشن، ص ۵۳۸/ سمرقندی، دولتشاه، تذکرۃالشعرا، ص ۶۰/ رازی، امیناحمد، هفتاقلیم، جلد سوم، ص ۳۵۲/ ایمان، رحمعلیخان، تذکرهی منتخباللطایف، ص ۳۹۶
ادیب صابر: رجوع شود به: شهابالدّین صابر بن اسماعیل ترمذی
ارزقیهروی: رجوع شود به: ابوبکر زینالدّین بن اسمعیل ورّاقهروی
اسدیتوسی: رجوع شود به: ابونصر علی بن احمد اسدیتوسی
استادالائمه: لقب، رجوع شود به: رضیالدّین نیشابوری
استغنایی نیشابوری: رجوع شود به: ابوالمظفّر نصر بن مجد
اشرفالدّینغزنویلقب حسن غزنوی: رجوع شود به: ابومحمّد حسن بن محمّدحسین غزنوی
اشهری نیشابوری: رجوع شود به: شاهفور بن محمّد
افصحالدّینلقب، رجوع شود به: محمّد شروانی

 

افضلالدّین بدیل بن علی نجّار

 

افضلالدّین بدیل بن علی نجار، خاقانیشروانی در سال ۵۲۰ ه. ق در شروان (به فتح اول، شهری در جنوبشرقی قفقاز کنونی) به دنیا آمد. وطن او شهر شروان از سرزمین ارّان است و خود میگوید:
عیب شروان مکن که خاقانی هست از آن شهر که ابتداش شه است
نام وی به احتمال قوی بدیل است. خاقانی میگوید:
بدل من آمد اندر جهان سنایی را بدین دلیل پدر نام من بدیل نهاد
بعضی از تذکرهنویسان (دولتشاه، تقیالدّین، مجالسالمومنین، آتشکده و مرآت الخیال) نام او ابراهیم و به روایت برخی عثمان است (این عقیده را محمد بن داود علوی شادی آبادی در مقدّمهی شرحی که بر دیوان خاقانی نوشتهاست، دارد). نام پدرش علی و شغل او نجار است. مادرش کنیزی رومی و مسیحی تازهمسلمان شده بود. پدر که به شهرت پسر میبالید، او را به دلیل اشعار عرفانی، بدیل؛ یعنی نظیر لقب داد. ابتدا از عمویش کافیالدّین عمر بن عثمان و پسر عمویش وحیدالدین عثمان علوم ادبی و حکمی را آموخت. دوبار در سالهای ۵۵۱ ه. ق و ۵۶۷ ه. ق به سفر حج رفت. در بازگشت از سفر دوم، خرابههای مداین را دید و قصیدهی ایوان مدائن را سرود. با این که همیشه آرزوی دیدار خراسان را درسرداشت هرگز به این سفر موفق نشد. در سال ۵۷۰ ه. ق به امر اخستان بن منوچهر به زندان افتاد و هشتماه در زندان بود. در سال ۵۷۱ ه. ق فرزندش رشیدالدّین درگذشت و او را داغدار کرد. تأثیر این داغ در قصیدههای غرّای او دیده میشود.
شروانشاه اخستان به او لقب سلطانالشعرا دادهاست. در ابتدا حقایقی تخلص میکند. بعد از آنکه ابوالعلایگنجوی او را به خدمت خاقان منوچهر معرفی کرد، لقب «خاقانی» بر اونهاد. ابوالعلا میگوید: «چون شاعر شدی بردمت پیش خاقانی/ به خاقانیات من لقب برنهادم». خاقانی خود را حسّان عجم مینامد. گویا از جانب عموی خود کافیالدّین عمر بن عثمان این لقب را گرفته است. «چون دید که در سخن تمامم/ حسان عجم نهاد نامم»
خاقانی از سخنگویان قوی طبع و بلند فکر است. التزام ردیفهای دشوار و تصریح در قصاید بلند و طولانی با حفظ درستی و تناسب معنا از ویژگی شعر اوست. جنبهی وصفی در اشعار او به ویژه وصف صبح، صبوحی کشان، بزم باده گساران ، وصف بزمهای زمستانی و اسباب آن، آلات طرب وتوصیف بهار و خزان، قوی و دلرباست و در این شیوه سرآمد شاعران زمان خویش است. سبک او در حقیقت شاخهای از روش سنایی است. اطلاعات فراوان و احاطهی او بر لغات فارسی، اصطلاحات فلسفه و پزشکی و دقّت ادبی، درک شعر او را دشوار کردهاست. او شافعی مذهب بود و احساسات شدید مذهبی داشت. در دیوانش قصاید زیبایی دربارهی مکه، حضرت رسول (ص)، زهد و تقوا و پیروی از روش دین هست.
سلاطین معاصر او:۱- خاقان اکبر ابوالهیجا فخرالدّین منوچهر بن فریدون شروانشاه است. ۲- خاقان کبیر جلالالدّین ابوالمظفّر اخستان بن منوچهر ۳- علاءالدّین اتسز بن محمّد خوارزم شاه (۵۲۱ تا ۵۵۱ ه. ق) ۴- نصرهالدّین اسپهبد اعظم ابوالمظفر لیالواشیر از فرمانروایان طبرستان ۵- غیاثالدّین محمّد بن محمود بن محمّد بن ملکشاه از سلجوقیان عراق (۵۴۷ تا ۵۵۴ ه. ق) ۶- رکنالدّین ارسلان بن طغرل (۵۵۵ تا ۵۷۱ ه. ق) ۷- سیفالدّین مظفّر دارای دربند ۸- سیفالدّین اتابک منصور حکمران شماخی ۹- مظفّرالدّین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگز (۵۸۱ تا ۵۸۷ ه. ق) ۱۰- مظفّرالدّین تکش بن ایل ارسلان خوارزمشاه
شعرای معاصر او: ابوالعلایگنجوی، رشیدالدّین وطواط، مجیرالدّین بیلقانی، جمالالدّین اصفهانی، اثیرالدّین اخسیکتی و نظامی که به سبب نزدیکی زادگاه و وطن با یکدیگر دوست بوده و با هم مراوده داشتهاند. نظامی در رثای او میگوید:
همیگفتم که خاقانی دریغاگوی من باشد دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی
وفات او: مطابق نقل جوینی زندگانی او تا سال ۵۹۲ ه. ق مسلم است. بعضی وفات او را سال ۵۹۵ ه. ق میدانند، که سخن صحیحی است. او را در سرخاب تبریز به خاک سپردند. چون جمعی از شاعران در جوار او مدفون گشتند، به مقبرهالشعرا شهرت یافت.
از اوست:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:51:00 ق.ظ ]




منبع: صبا، محمدمظفرحسین، تذکرهی روز روشن، ص ۴۴۳
شهاب: تخلص، رجوع شود به: شهابالدّین احمد بن موید نسفی سمرقندی
شهاب موید: رجوع شود به: شهابالدّین احمد بن موید نسفی سمرقندی

 

شهید ابوالحسن علی بن حسین بن علی بن ابی طیّب باخزری

 

معروف به رئیسعلیحسن از ادبای بزرگ عهد سلجوقی است. چندی در دستگاه طغرل بیک و ملکشاه محترم بود. لیکن به خواست خود از دربار کنارهگرفت و در سلک عرفا درآمد. وی در نظم و نثر تازی و پارسی استادی بیمانند بهشمارمیآمد. در هر دو زبان صاحب دیوان است. «طربخانه» مجموعهی رباعیات اوست، که اکنون در دست نیست. کتاب «دمیه القصر و عسره اهل العصر» از آثار اوست. این کتاب؛ شامل احوال و اشعار شاعران ایران در آن روزگار است، که به زبان عربی شعر سرودهاند، این اثر از کتابهای معروف ادبیات عرب بهشمارمیرود. او به سال ۴۶۷ ه. ق کشتهشد.
منبع: قطران تبریزی، ابومنصور، دیوان، مقدمه، ص ۲۴
شهید بلخیرجوع شود به: ابوالحسن شهید بن حسین بلخی

 

صابر بن اسماعیل ترمذی

 

صابر پسر اسماعیل از مردم ترمذ (شهری بر کنار آمودریا یا جیحون و امروز جزو ازبکستان شوری و بر مرز کشور افغانستان) است. در شعر گاهی ادیب و گاهی صابر تخلص میکند. لقبش شهابالدّین و شرفالادبا است. در اشعار خود به اسم و لقبش اشاره میکند.
و گرچه در حوادث صبر بهتر نیم بی تو چو نام خویش صابر … و یا
اینک ادیب از اخلاص و اعتقاد با این که نیست صنعت او شعر و شاعری
بیشتر عمر خود را در مرو، بلخ، خوارزم و خراسان گذراند. او ندیم سلطان سنجر سلجوقی است و حکیم خاقانی از معتقدان اوست. انوری که خود را همپایهی سنایی میشمرد، از صابر فروتر میپنداشت و گفتهاست: «چون سنایی هستم آخر گر نه همچون صابرم»
تحصیلات خود را در هرات انجام داد و مورد توجهی رئیس خراسان (سید مجدالدّین ابوالقاسم علی بن جعفر یا ابوجعفر علی بن حسین موسوی) بود. مدتی در نیشابور در خانهی او بود و قصیدهی سوگندنامه را به نام او کرد.
سلاطین معاصر او:۱- معزّالدّین سنجر بن ملکشاه (۵۱۱ تا ۵۵۲ ه. ق) ۲- اتسز محمّد خوارزمشاه (۵۲۱ تا ۵۵۱ ه. ق)
شعرای معاصر او: انوری، معزی، مسعودسعد سلمان، رشیدالدّین وطواط، خاقانی، نظامیعروضی، سنایی، عمعقبخارائی و سوزنیسمرقندی
وفات او: سلطان سنجر ادیب صابر را به خبرنگاری به دربار اتسز فرستادهبود. اتسز مخفیانه دو نفر را برای کشتن سنجر به مرو گسیل کرد. ادیب ماجرا را برای سنجر فرستاد. سنجر آن دو مرد را یافت و کشت. اتسز سال ۵۴۶ ه. ق مطلع شد. ادیب را گرفت. دست و پای او را بست و به جیحون انداخت. مولف دویست سخنور معتقد است. وفات او حدود سال ۵۳۸ ه. ق است.
از اوست:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وقت بهار نو صفت نو بهار کن   خانه زگل چو بتکده ی قندهار کن
می با نگار خویش طرب، اندر بهار به   می با نگار خویش طرب، اندر بهار کن
مرغ هزار بانگ برآرد به شاخ گل   بر بانگاو نشاط وطرب صد هزار کن
 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
 [ 01:51:00 ق.ظ ]




ایران

 

۲۰۳۴

 

۸۴۱۸

 

 

جمهوری آذربایجان

 

۱۸۳۰

 

۵۱۶

 

 

کویت

 

۲۵۹

 

۸۳۴۱

 

منبع: شاخص های توسعه بانک جهانی،۲۰۱۰
۲-۹ اهمیت و نقش گردشگری بر روند توسعه همه جانبه
در عصر پست مدرن کشورهای جهان به ویژه کشورهای در حال توسعه دیگر نگرش حراج منابع ملی را برای بدست اوردن ارز دنبال نمی کنند و اگر نمی توانند کالای صنعتی را با کیفیت بالا صادر کنند یا سهم بالایی از تولید جهانی را به دست اورند،راه حل سومی در اختیار دارند که همان روی اوردن به فعالیت های گردشگری است (خانی و کروبی،۱۳۹۰).
صنعت گردشگری همواره به صورت صنعتی تلقی شده که از عوامل کار بیش از عوامل تولید استفاده می کند و با تحقیقاتی که در این زمینه صورت گرفته است،به اثبات رسیده است.لذا صنعت گردشگری صادرات نامریی هر کشوری محسوب می شود و منبع درامد ملی مهمی برای کشورهای مختلف دنیاست. گردشگری دارای خاصیت ویژه ای است می توان ان را به منزله ی نیروی محرک توسعه اقتصادی در تمام کشورها به حساب آورد (لطفی و ترابی،۱۳۸۹).
گردشگری واقعا پدیده ای چند وجهی و بسیار پیچیده است . بنابر این موفقیت در بازار گردشگری به ویژه در عرصه بین المللی آن علاوه بر شناخت عمیق از بسترها و توانهای موجود مقاصد گردشگری، مدیون و مرهون نیاز سنجی (خواسته ها و نیازها) گردشگران و شناخت مهم ترین چالش ها و تنگناهایی است که گردشگران در برخورداری از منابع گردشگری و جاذبه های جامعه میزبان دارند تا بتوان بر اساس شناخت حاصل راهکارهای کارامد برای رفع ان ها ارایه کرد (صالحی فرد،۱۳۹۰).
جهانگردی بنا به پیش بینی سازمان جهانی جهانگردی از پویاترین بخش های اقتصادی جهان است که در چندسال آینده از نظر درامد در راس صنایع موجود دنیا قرار می گیرد و بخش عمده ای از تجارت بین المللی را به خود اختصاص می دهد.رونق جهانگردی بهبود وضعیت شاخص های اقتصادی مانند تولید و اشتغال در بخش های کشاورزی و صنعت از طریق افزایش تولید مواد غذایی و محصولات صنعتی مورد نیاز جهانگردان و بخش خدمات از طریق رونق زیر بخش های هتل داری،رستوران داری،حمل و نقل و بازرگانی می شود و از این جهت به مانند بخش پیشرو در اقتصاد عمل می کند (مداح،۱۳۸۶).
حجم مبادلات گردشگری بین المللی بیش از ۲۰% از کل مبادلات بین المللی است. رشد مسافرت های بین المللی رویداد جدیدی است. در سال۱۹۵۰،بیست و پنج میلیون نفر به خارج از کشور خود مسافرت کردند که این تعداد در سال ۱۹۶۰، تقریبا ۷۰ میلیون نفر ،در سال ۱۹۷۰، به ۱۶۰ میلیون نفر ،در سال ۱۹۸۰ به ۵۶۳ میلیون نفر و در سال ۲۰۰۰ به ۷۰۲ میلیون نفر و سازمان جهانگردی پیش بینی می کند در سال ۲۰۱۰ به بیش از یک میلیارد نفر و در سال ۲۰۲۰ به یک میلیارد و ششصد میلیون نفر خواهد رسید (سلیمانزاد،۱۳۹۰).
گردشگری در عصر حاضر نه به عنوان یک مسافرت ، سیاحت ، تفنن و … بلکه به یک فعالیت عظیم اقتصادی بدل گشته است.آنچه در این مقوله از اهمیت اساسی برخوردار است ، آن است که گردشگری با تمامی انواع و اشکالش در حال تبدیل به فعالیت اقتصادی پیشتاز جهان در ربع اول قرن ۲۱ و   مهم ترین وسودآورترین تجارت جهان است ( پاپلی یزدی و سقایی، ۱۳۸۶).
نگاره شماره ۴: نمودار پیش بینی تعداد گردشگران برای سال ۲۰۲۰ میلادی در مناطق مختلف جهان
 
منبع: سازمان جهانی گردشگری،۲۰۱۰
نگاره شماره۵ : جدول پیش بینی رشد سالانه گردشگری در مناطق مختلف جهان

 

 

 

 

  سال پایه
۱۹۹۵
پیش بینی
 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531"> منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:50:00 ق.ظ ]