موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 خلق تبلیغات تصویری جذاب با هوش مصنوعی
 کاربردهای پوشک گربه و آموزش استفاده صحیح
 درآمدزایی از فروش عکس آنلاین (راهنمای عملی)
 مدیریت احساسات ناخودآگاه در روابط
 کسب درآمد از آرایشگری در منزل (بدون نیاز به اینترنت)
 درآمد از طراحی لوگو (راهکارهای اثربخش)
 تقویت ارتباط در روابط عاشقانه
 رازهای موفقیت برندمنشن (استراتژیهای حرفه‌ای)
 ترمیم رابطه پس از خیانت (راهکارهای کاربردی)
 درمان استرس گربه (شناخت علائم و روش‌های آرام‌سازی)
 تغذیه سگ چاو چاو از تولگی تا بلوغ (نکات حیاتی)
 سوالات کلیدی قبل از ازدواج (معیارهای مهم)
 درآمدزایی از طراحی محصولات چاپی
 تجربه فروش محصولات دست‌ساز آنلاین (نکات طلایی موفقیت)
 راهنمای کامل نگهداری طوطی برزیلی
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (راهنمای انتخاب)
 تولید ویدیو از متن با Pictory
 درآمدزایی از فروش فایل‌های دیجیتال (ترفندهای حرفه‌ای)
 راه‌اندازی فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال (راهنمای موفقیت)
 کسب درآمد با موبایل (روش‌های پولساز)
 افزایش رضایت مشتری (استراتژیهای کاربردی)
 نشانه‌های عشق واقعی در همسر
 رهایی از احساسات تلخ گذشته در رابطه
 آموزش استفاده از Jasper برای تولید محتوا
 درآمدزایی از فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



کَأنَ َاقاحیها ثُغورٌ نَقیهٌ   تَبَسمَ عَنها الانساتُ الکَواعِب
ز بس کش گاوچشم و پیلگوش است   چمن چون کلبه‌ی گوهر فروش است

و باخه دوست من آنجا وطن دارد و طعمه‌ی من در آن حوالی بسیار یافته شود.» ( همان: ۱۶۸-۱۶۹)
اثر حاضر با اشاره به زمانی مبهم، مکان را اینگونه معرفی می‌کند:
«روزی روزگاری در جنگلی سر سبز و خرم، حیوان‌های زیادی در کنار هم زندگی می‌کردند. » (قلانی، ۱۳۸۸د: ۲)
حکایت مأخذ زمانی را معرفی نمی‌کند، اما در اثر حاضر وجود گل و لاله و درختان سرسبز و علف‌زارها در تصاویر، حکایت از فصل بهار دارد.
توصیفات نویسندهی مأخذ نیز فصل بهار را نشان می‌دهد.
۳-۷-۶- نقد و بررسی داستان «گربه ناقلا»
قلانی، بهزاد (۱۳۸۸).گربه ناقلا. تهران: راقم.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ب
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه
نویسنده در صفحه‌ی عنوان، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: ۱۲ص. مصور (رنگی)
۳-۷-۶-۱- خلاصه‌ی داستان
کلاغ که از بازگشت دوستش، کبک ناامید شده است، به خرگوش تازه وارد پیشنهاد می‌دهد تا در خانه‌ی او اقامت کند و به این ترتیب کلاغ نیز از تنهایی بیرون می‌آید. مدتی بعد از این اتفاق کبک بازمی‌گردد و اختلاف و دعوا بر سر خانه، آن‌ها را برای داوری به سوی گربه‌ای زیرک می‌کشاند. گربه که قصد داد با حیله در آن خانه اقامت کند، به کبک و خرگوش می‌گوید که هیچ یک از شما نمی‌تواند در آن ساکن شود. اما کلاغ که شاهد ماجرا است به آن دو خبر می‌دهد و گربه نیز چاره‌ای جز فرار ندارد. آن‌ها به یاری هم برای خرگوش خانه‌ای ساخته با یکدیگر دوست میشوند.
۳-۷-۶-۲- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«روزی کبک مهربان تصمیم گرفت برای دیدن یک از دوستانش به جنگل دیگری برود. برای همین پیش کلاغ رفت و از او خداحافظی کرد. کلاغ پیر با این‌که از رفتن دوست خود خیلی ناراحت بود، اما برای او آرزوی سلامتی و سفری خوش کرد. سپس کبک پر زد و از آن جنگل خارج شد. از آن روز به بعد کلاغ پیر که از دوست قدیمی و مهربانش جدا شده بود، احساس تنهایی می‌کرد و دلش می‌خواست یک همسایه دیگر داشته باشد تا بتواند با او حرف بزند و از تنهایی درآید. تا این‌که خرگوشی که تازه وارد جنگل شده بود برای خودش دنبال جا و مکانی مناسب می‌گشت از کنار خانه کلاغ رد شد. کلاغ پیر تا چشمش به خرگوش تازه وارد افتاد، با خوشحالی به او سلام کرد و گفت: مثل این‌که شما تازه به این جنگ آمده‌اید؟ خرگوش گفت: بله. من فقط دو روز است که به این‌جا آمده‌ام و حالا دنبال خانه‌ای مناسب برای خودم می‌گردم تا در آن زندگی کنم. کلاغ وقتی این حرف را شنید با خودش فکر کرد، خرگوش می‌تواند دوست خوبی برای او باشد برای همین بدون معطلی به او گفت: اگر بخواهی می‌توانی در خانه‌ای که در پایین این درخت است زندگی کنی و همسایه من باشی. خرگوش از شنیدن این حرف بسیار خوشحال شد و گفت: با کمال میل قبول می‌کنم و از این‌که این اجازه را به من دادین از شما ممنونم.» (قلانی، ۱۳۸۸ز: ۴-۳)
ب. بخشی از متن اصلی
«در این میان او را غیبتی افتاد و دراز کشید. گمان بردم که هلاک شد و پس از مدت دراز خرگوش بیامد و در مسکن او قرار گرفت و من در آن مخاصمتی نپیوستم.» (منشی، ۱۳۸۶: ۲۰۶)
۳-۷-۶-۳- روش خلق اثر
اثر بازنویسی شده در کلیله و دمنه یک حکایت فرعی از باب بوف و زاغ است که عنوان آن از «کبک انجیر و خرگوش و گربه‌ی روزه‌دار» به «گربه ناقلا» تغییر یافته است.

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
[شنبه 1399-09-22] [ 03:24:00 ق.ظ ]




ب. بخشی از متن اصلی
«موش آهو را گفت: حیلت آن است که تو از پیش صیاد درآئی و خویشتن برگذر او بیفگنی و خود را چون ملول مجروح بدو نمائی و زاغ بر تو نشیند، چنان‌که گوئی قصد تو دارد. چندان که چشم صیاد بر تو افتاد، لاشک دل در تو بندد، باخه را با رخت بنهد و روی به تو آرد. هرگاه که نزدیک آمد، لنگان‌لنگان از پیش او می‌رو، اما تعجیل مکن تا طمع از تو نبرد. و من بر اثر او می‌آیم، امید چنین دارم که شما هنوز در تگاپوی باشید که من بند باخه ببرم و او را مخلّص گردانم.»
(منشی، ۱۳۸۶: ۱۸۹)
۳-۸-۱-۳- روش خلق اثر
حکایت «لاک‌پشت و دام آهو»، در کلیله و دمنه به همراه داستان کبوتر طوق‌دار، یک باب را با عنوان «دوستی کبوتر و زاغ و باخه و آهو»، به خود اختصاص داده است.
عنوان جدید با هنرمندی انتخاب نشده است و میزان تأثیرگذاری آن اندک است.
زبان منظوم و هنری و در عین‌حال ساده و قابل فهم بازنویس، از همان آغاز کودک را به خواندن داستان تشویق می‌کند.
در ادامه، کشاورز با پرداختن به اصل ماجرا و زدودن مباحث فرعی و پراکنده، هر آن‌چه را که برای مخاطب کم‌حوصله، ملال‌انگیز و غیرجذاب بوده را حذف کرده است
بازنویس سعی دارد نقشه‌ی موش برای نجات لاک‌پشت، طبیعی جلوه کند:

 

 

 

 

 

 

 

 

«کمی آب زرشک سرخ
به پایت می‌زنیم الآن
و تو نزدیک آن صیاد
برو اما فقط لنگان»

(کشاورز، ۱۳۸۴: ۱۰)
تصاویر زیبا و هنرمندانه‌ی کتاب که تمامی شخصیت‌ها در آن حضور دارند، سهم بسیار بالایی در جلب توجه‌ی کودک به عهده دارد و پا بهپای متن او را در دریافت محتوا یاری می‌رساند.
هرچند زبان منظوم کشاورز به تنهایی گواه خلاقیت اثر است، اما در محتوا و ساختار داستان تغییری مشاهده نمیشود؛ بنابراین داستان جدید یک بازنویسی ساده از متن اصلی است.
۳-۸-۱-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی، حوادث این داستان را به هم پیوند زده است:
آهو به دلیل ترس از صیاد و تشنگی خود را به چشمه می‌رساند. با آمدن صیاد، تنها لاک‌پشت به دام او می‌افتد، زیرا آن سه نفر دیگر در فرار توانا بودند. آهو به این منظور که صیاد با دیدن او کیسه را رها کند، لنگان‌لنگان به حرکت درمی‌آید. صیاد از آن‌جا فرار می‌کند، زیرا این اتفاقات عجیب را به جن و پری نسبت می‌دهد.
داستان قابلیت گسترش دارد و از طرفی حوادث نیز ساده و به دور از پیچیدگی است و این نشان می‌دهد که پیرنگ از نوع باز است.
اکنون عناصر طرح به کار رفته در داستان بررسی می‌شود:
کشاورز در ابتدا چند مصراع را به یاد کردن از پروردگار اختصاص داده سپس با توصیف موش، لاک‌پشت و کلاغ و پیوستن آهو به جمع آن‌ها، داستان را شروع می‌کند. گره‌افکنی زمانی شکل می‌گیرد که آهو به دام می‌افتد. کشمکش زمانی بروز می‌کند که یاران آهو نزد او جمع می‌شوند و موش بند دام را پاره می‌کند. در این‌جا خواننده در حالتی از تعلیق قرار می‌گیرد که آیا صیاد از راه می‌رسد و اتفاق ناگواری رخ می‌دهد. بحران زمانی است که صیاد، لاک‌پشت را به چنگ می‌آورد. در این مرحله باز هم کشمکش شکل می‌گیرد، یعنی تدبیری که موش برای رهایی لاک‌پشت می‌اندیشد. صیاد با دیدن آهو که لنگان‌لنگان راه می‌رود، کیسه را رها می‌کند و داستان به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد. نجات یافتن لاک‌پشت و فرار صیاد از آن‌جا، گره‌گشایی داستان را شکل می‌دهد. جمع شدن دوباره‌ی آن‌ها در کنار چشمه، پایان داستان را رقم می‌زند.
پیرنگ هر دو اثر استوار و مستحکم است و تفاوتی در آن مشاهده نمی‌شود به جز در شروع داستان که در حکایت مأخذ مباحث زیادی را به خود اختصاص داده است.
– شخصیت‌پردازی
شخصیت‌های هر دو اثر یکسان است، یعنی لاک‌پشت، آهو، موش، کلاغ و صیاد و در هیچ‌یک از این دو اثر نام‌گذاری نشده‌اند.
قبل از پرداخت شخصیت‌های این حکایت، باید یادآور شد که این داستان در کلیله و دمنه سهم عمده‌ای از یک باب را به خود اختصاص داده است و بنابراین کشاورز در بازنویسی آن، ملزم به حذف مطالب و گفت‌وگوهایی شده است که برای کودکان ناخوشایند و ملال‌انگیز است.
با این کار پاره‌ای از عقاید شخصیت‌ها حذف شده است. برای نمونه اعتقاد آهو به تقدیر آسمانی:

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
 [ 03:24:00 ق.ظ ]




که تورش را خودم دارم

 

 

و حتماً روز صید، آن ‌را

 

 

خودم از خانه می‌آرم
ج

 

 

 

 

قرار ما دو ماه بعد

 

 

همین‌جا، پای این برکه

 

 

که گردد کیسه‌هامان پر

 

 

ز ماهی‌های این برکه
(کشاورز، ۱۳۸۴الف: ۷- ۴)

 

ب.بخشی از متن اصلی
«پس چون اندوهناکی برکنار آب بنشست. پنج‌‌پایک از دور او را بدید، پیشتر آمد و گفت: تو را غمناک می‌بینم. گفت: چگونه غمناک نباشم، که مادّت معیشت من آن بود که هر روز یگان دوگان ماهی می‌گرفتمی و بدان روزگار کرانه می‌کرد و مرا بدان سدّ رمقی حاصل می‌بود و در ماهی نقصان بیشتر نمی‌افتاد؟ و امروز دو صیاد از این‌جا می‌گذشتند و با یک‌دیگر می‌گفت که: «در این آب‌گیر ماهی بسیار است، تدبیر ایشان بباید کرد.» (منشی، ۱۳۸۶: ۸۳- ۸۲)
۳-۸-۲-۳- روش خلق اثر
داستان «جنگ لک‌لک و خرچنگ» با عنوان «ماهی‌خوار و خرچنگ» در میان یک حکایت فرعی باب شیر و گاو نقل شده است.
این اثر برای گروه سنی «ب» بازنویسی شده است و بنابراین کشاورز سعی دارد داستان از همه لحاظ با نیازهای آنها متناسب باشد.
نخستین تلاش بازنویس در زبان قابل مشاهده است، یعنی بیان حکایت مأخذ به شکلی هنری و در قالب شعر و نظم که در جلب توجه و خوشایند کودک، تأثیر بسزایی دارد.
حذفیات بازنویس نیز در جهت ساده کردن زبان، اعمال شده است، یعنی حذف ابیات و عبارات فارسی و عربی.
از طرف دیگر کشاورز با در نظرگرفتن روحیه‌ی لطیف کودکان، پایان ناخوشایند حکایت مأخذ را تغییر داده آن را به گونه‌ای می‌آفریند که در آن از کشته شدن ماهیان و لک‌لک خبری نیست و حتی این دو دشمن دیرینه با یک‌دیگر مهربان می‌شوند. در واقع از میانهی داستان به بعد حوادث به شکلی متفاوت با متن اصلی رقم میخورد و این نشان از خلاقیت نویسنده دارد تا این داستان که برای بیشتر کودکان شناخته شده است، این بار به به گونهای دیگر مطرح شود. این اقدام بازنویس، باعث ایجاد تغییر درون‌مایهی در اثر شده است و کار او را در زمرهی بازنویسی توأم با بازآفرینی قرار میدهد.
تصاویر زیبا و طبیعی کتاب، پا به پای عبارات منظوم و هنری بازنویس، کودک را در دریافت محتوا یاری می‌رساند. گاه در میان این تصاویر، صحنه‌هایی دیده می‌شود که متن کتاب به آن اشاره نمی‌کند. به‌طور مثال صحنه‌ای که خرچنگ از روی مهربانی، برگ درختان را در دهان لک‌لک می‌گذارد و این بعد از روی آوردن لک‌لک به گیاه‌خواری است.
۳-۸-۲-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی، حوادث داستان را به هم پیوند زده است و از آن‌جا که هیچ‌گونه پیچیدگی در این روابط به چشم نمی‌خورد، پیرنگ از نوع باز است:

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




وَ إِن رامَ بابَ الخیرِ عُوجِلَ بِالقُفلِ

 

مهمان جواب داد که: اقتدا به آبا و اجداد در جهالت و ضلالت از نتایج نادانی و حماقت است و کسب هنر و تحصیل فضایل ذات، نشان خرد و حصافت و دلیل عقل و کیاست

 

 

 

 

همچو احرار سوی دولت پوی   همچو بدبخت زاد و بود مجوی.»
(منشی، ۱۳۸۶: ۳۴۴-۳۴۳)

۳-۹-۴-۳- روش خلق اثر
داستان زاهد و مهمان او درکلیله و دمنه یک باب کوتاه را به خود اختصاص داده است.
گلمحمدی با پیروی کردن از سبک و سیاق متن مأخذ، داستان را سادهنویسی کرده است که به جز تفاوت در زبان، تغییر عمدهای در آن مشاهده نمیشود. او تنها به بازنویسی باب اصلی نپرداخته، بلکه حکایت فرعی و سخنان رای و برهمن را نیز نقل کرده است.
نویسنده برای امروزی و نزدیک کردن زبان به فهم و درک نوجوان، حذفیاتی را در داستان اعمال کرده است. از جمله حذف ابیات و ضربالمثلهای فارسی و عربی، آیه و حدیث و تزیینات کلامی.
به جز زبان سایر عناصر داستانی مانند شخصیتپردازی، دیدگاه، درون‌مایه و …. در هر دو اثر یکسان است.
۳-۹-۴-۴- عناصر داستان
– پیرنگ
داستان «زاهد و مهمان او» از جمله داستانهایی است که عنصر پیرنگ در آن نمودی ندارد، زیرا در این داستان، اتفاق و یا حادثهای پیش نمیآید. در واقع به نظر میرسد که داستان بیشتر شخصیت محور است تا پیرنگ محور. سهم عمدهی داستان را گفت‌وگوی شخصیتها و عقاید و افکار آنها شکل داده است. اما به هر حال هر داستانی ناگزیر از داشتن پیرنگی هر چند ساده است:
میهمان دوست دارد زبان عبری را بیاموزد؛ زیرا شیوهی سخن گفتن زاهد را دوست دارد. زاهد به منظور آگاه کردن میهمان که در این زمینه موفق نخواهد شد، داستان کلاغی را نقل میکند که آرزوی خرامیدن مانند کبک را داشت.
– شخصیتپردازی
شخصیتهای این داستان انسانی هستند و دو شخصیت زاهد و مهمان او را در برمیگیرد. اما حکایت فرعی نیز دو شصخیت حیوانی کلاغ و کبک را در خود گنجانده است.
زاهد شخصیتی پرهیزکار و نیک‌نام است که به مادیات دلبستگی ندارد:
«…. و دوستی دنیا و عیب و ریا را کنار گذاشته بود.» (همان: ۱۵۵).
میهمان نوازیش زبانزد است؛ خصلتی که مرد مسافر نیز به آن اشاره میکند:
«چراکه بدون اینکه مرا از قبل بشناسی در حق من لطف کردی و حضور مرا در خانهات گرامی داشتی، و در میهمانی، انواع رنج و سختی را نیز تحمل کردی.» (همان: ۱۵۶)
قناعت را در اموری میداند که وجود دارد و جز آن را کمخردی میداند:
«قانع بودن به آنچه وجود ندارد، نشانهی پستی و کم عقلی است.» (همان: ۱۵۶)
او در مواقعی که لازم است، شرط نصیحت را فرو نمیگذارد:
«کار دشوار و سختی را انتخاب کردی، هرکس که زبان مادری خود را رها کند و با گذشتگان خود در زبان و حرفه مخالفت ورزد، کارش سر و سامان نخواهد یافت!» (همان: ۱۵۷)
این شخصیت بیشتر در میان گفتههای خود به خواننده معرفی میشود (شخصیتپردازی غیر مستقیم) و در واقع همان شخصیت حکایت مأخذ است.
مرد مسافر که میهمان زاهد است، شخصیت دیگر داستان است؛ شخصیتی که به کارگرفتن زبان و حرفهی اجدادش را نشانهی گمراهی و نادانی میداند:
«پیروی از جهالت و نادانی گذشتگان نتیجهی گمراهی است.» (همان: ۱۵۷)
این شخصیت در میان گفت‌وگوهایش معرفی میشود (شخصیتپردازی غیر مستقیم).
کبک نیز همان شخصیت مرد مسافر را دارد و در واقع زاهد، میهمانش را به او تشبیه کرده است.

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531"> برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]




و ای رای تو شمع و شمس پروانه.»
(منشی، ۱۳۸۶: ۳۱۸)

 

«من از اندیشه‌ی روشن پادشاه در شگفتم.» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۱۴۳)
در مواردی استفاده از کلمات عربی و مترادف از ارزش زبانی اثر میکاهد:
«اگر پادشاهی عفو و بخشش را کنار بگذارد ….» (همان: ۱۳۷)
«ضرر و زیان این کار به کاری مهم راه پیدا می‌کند.» (همان: ۱۳۷)
«و زمانی می‌توان از خدمت آن‌ها بهره‌مند شد که آن‌ها به زینت عقل و خرد و هنر آراسته باشند.» (همان: ۱۳۸)
«به خوبی روشن است که در کنار گذاشتن افراد نادان و جاهل، نباید شک و تردیدی به خود راه داد.» (همان: ۱۳۸)
نمونه‌های دیگرعبارت است از:
ثمر و نتیجه، تلاش و کوشش، نیک و خیر، خوشحال و شادمان، خواری و ذلّت، مکر و حیله، مقام و منزلت، پایه و اساس، گواه و شاهد، عهد و پیمان، قصد و غرض، بد و شرور، شرم و حیا.
– درون‌مایه
حوادثی که میان پادشاه و اطرافیان آن‌ها به وجود می‌آید و هم‌چنین خطر نزدیکی به پادشاه، درون‌مایه‌ی هر دو اثر را شکل داده است.
هر نویسنده به طور مستقیم به درون‌مایه اشاره کرده است:
«برهمن گفت: این است داستان پادشاهان و آن‌چه میان ایشان و خدمتکاران آن‌ها اتفاق می‌افتد!» (همان: ۱۵۰)
«این است داستان ملوک در آن‌چه میان ایشان و اتباع حادث شود پس از اظهار سخط و کراهیت.» (منشی، ۱۳۸۶: ۳۳۳)
– صحنه‌پردازی
هر دو اثر بدون اشاره به زمان، مکان را این‌گونه معرفی می‌کنند:
«آورده‌اند که در زمین هند شگالی بود ….» (همان: ۳۰۸)
محل زندگی شیر نیز این‌گونه توصیف می‌شود:
«و در آن حوالی مرغزاری بود که ماه رنگ آمیز از جمال صحن او نقش‌بندی آموختی و زهره‌ی مشک بیز از نسیم اوج او استمداد گرفتی
نموده تیره و منسوخ با هوا و فضاش صفای چرخ اثیر و صفات باغ ارم»(همان: ۳۰۸)
اثر حاضر نیز این‌گونه به مکان اشاره دارد:
«آورده‌اند که در هند شغالی بود ….» (گل‌محمدی، ۱۳۸۹: ۱۳۸)
«…. در آن حوالی، چمنزاری سرسبز و زیبا بود که ….» (همان: ۱۳۹)
۳-۹-۵-۵- ارزیابی
مجید گل‌محمدی چهارده اثر خویش را به بازنویسی باب‌های آموزنده‌ی کلیله‌ودمنه اختصاص داده است.
مقدمه‌ی نویسنده و متن روی جلد، هدف او را از گزینش باب‌ها و حکایت‌های این اثر کهن به خوبی نمایان می‌کند؛ چه هدفی بالاتر از ا نتقال مفاهیم حکمی و آموزنده‌ی کلیله‌ودمنه که در طول تاریخ، راهنمای خاص و عام بوده است:
«کلیله‌ودمنه» از گذشته تا به حال، راهنمای همگان بوده است؛ پادشاه و درباری، صنعتگر و بازاری و بزرگ و کوچک. در درون قصه‌های زیبای کلیله‌ودمنه نکاتی مهم و تاثیرگذار وجود دارد که برای همگان آموزنده است.
به طور کلی شیوه‌ی کار گل محمدی در تمامی آثار یک‌دست و مشابه است و بنابراین با بررسی پنج اثر که نمایانگر سایر آثار او است، این نتایج به دست آمد:
– نقاط قوت نویسنده
– تمامی آثار در یک مجموعه گنجانده شده و از پراکندگی به دور است.

 

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531"> برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:23:00 ق.ظ ]