مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 خلق تبلیغات تصویری جذاب با هوش مصنوعی
 کاربردهای پوشک گربه و آموزش استفاده صحیح
 درآمدزایی از فروش عکس آنلاین (راهنمای عملی)
 مدیریت احساسات ناخودآگاه در روابط
 کسب درآمد از آرایشگری در منزل (بدون نیاز به اینترنت)
 درآمد از طراحی لوگو (راهکارهای اثربخش)
 تقویت ارتباط در روابط عاشقانه
 رازهای موفقیت برندمنشن (استراتژیهای حرفه‌ای)
 ترمیم رابطه پس از خیانت (راهکارهای کاربردی)
 درمان استرس گربه (شناخت علائم و روش‌های آرام‌سازی)
 تغذیه سگ چاو چاو از تولگی تا بلوغ (نکات حیاتی)
 سوالات کلیدی قبل از ازدواج (معیارهای مهم)
 درآمدزایی از طراحی محصولات چاپی
 تجربه فروش محصولات دست‌ساز آنلاین (نکات طلایی موفقیت)
 راهنمای کامل نگهداری طوطی برزیلی
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (راهنمای انتخاب)
 تولید ویدیو از متن با Pictory
 درآمدزایی از فروش فایل‌های دیجیتال (ترفندهای حرفه‌ای)
 راه‌اندازی فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال (راهنمای موفقیت)
 کسب درآمد با موبایل (روش‌های پولساز)
 افزایش رضایت مشتری (استراتژیهای کاربردی)
 نشانه‌های عشق واقعی در همسر
 رهایی از احساسات تلخ گذشته در رابطه
 آموزش استفاده از Jasper برای تولید محتوا
 درآمدزایی از فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

عنوان یک صفت بلکه به عنوان یک حالت ارزیابی کند. آزمودنیها در هر یک از مواد این پرسشنامه احساسی را که درست همان لحظه دارند، در یک مقیاس لیکرت 9 درجه ای تعیین می کنند.این پرسشنامه براساس بررسیهای انجام شده درباره ی خصوصیات روانسجی آن،همسانی درونی و حساسیت قابل قبولی دارد. آلفای کرونباخ0.83 تا0.9 گزارش شده در مطالعات مربوط به این پرسشنامه حاکی ازپایایی درونی پرسشنامه ی حالت تن انگاره است (کش، 2004).
3- مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره(هاینبرگ وتامپسون،1995).
مقیاسهای آنالوگ دیداری از جمله مقیاسهای رایج در ارزیابی رفتاری هستند که در آنها فرد مورد ارزیابی با گذاردن علامتی بر روی یک خط افقی100 میلیمتری که از صفر تا صد یا صفر تا ده مدرج شده است وضعیت، احساس یا تجربه خود را مشخص می کند.در مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره ای که به وسیله ی هاینبرگ و تامپسون (1995)تدوین و به کار برده شده است، آزمودنیها با گذاردن علامتی در روی یک خط افقی مدرج احساس خود را نسبت به بدنشان مشخص می کنند.در این مقیاس نمره ی بالاتر نشان دهنده ی ناراحتی و نگرانی بیشتر از تن انگاره یا به عبارتی تن انگاره ی منفی تر است.در مطالعات مختلفی مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره با موادی که نگرانیهای مربوط به تن انگاره را ارزیابی می کنند و با نارضایتی از بدن همبستگی بالا داشته و وقتی که با برخی از مواد مقیاسهای دیگر سنجش تن انگاره و نارضایتی از بدن به عنوان یک مقیاس ترکیب شده است و تحلیل عاملی شده است، ساختار عاملی آن از طریق چرخش واریماکس باتحلیل عواملی که تنها یک عامل استخراج کرده است، تایید می شود.آلفای کرونباخ محاسبه شده برای مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره بین0.77 تا 0.86 متغیر گزارش شده است.
4- پرسشنامه وارسی بدن(رییز، وایزنهانت، نیتمایر و ویلیامسون[194]، 2002) .
پرسشنامه وارسي بدن يك ابزار داراي روايي و پاياني مناسب براي سنجش رفتارهاي وارسي بدن است كه 23 سوال دارد و پرسشنامه اي خود گزارشي است كه به آساني اجرا ميشود و فقط 5 تا10 دقيقه زمان براي اجرای آن کافی است. نتايج اوليه ساختار عاملي نشان دهنده اين نكته هستندکه پرسشنامه وارسي بدن ابزاري واحد و قوي براي بررسي رفتارهاي وارسي مرتبط با وارسي ظاهر كلي، وارسي قسمت هاي خاص بدن ووارسي وابسته به شيوهاي خاص هر فرد است. نمرات بالا دراین پرسشنامه با شدت بيشتر نارضايتي از بدن، ترس از چاقي، رفتارهاي اجتناب از تصوير بدن و اختلال هاي خوردن ارتباط دارد. شواهد نشان دهنده توانايي پرسشنامه وارسی بدن در جداسازي بيماران با اختلال خوردن از گروه كنترل و هم چنين رژيم گيرنده ها از غيررژيم گيرنده هاست. اين پرسشنامه که فراواني رفتارهاي وارسي بدن را مورد ارزيابي قرار مي دهد بر اساس مقياس ليكرت و بر روي يك پيوستار( از1- هرگز 2- به ندرت 3- بعضي اوقات 4- اغلب تا 5- بيشتر اوقات ) قرار دارد (ريیز و همكاران، 2002؛ رییز، وایت و گریلو[195] ،2006 ).
پرسشنامه شامل سه مقیاس است و نمره كل آن از مجموع پاسخهاي همه پرسشها محاسبه مي شود. حداكثر نمره 115 و حداقل 23 است. مقیاسها عبارتند از:
-1 مقياس وارسي ظاهر كلي: اين زيرمقياس 10 سؤال دارد و حداكثر نمره آن50 و حداقل آن 10 است.
-2 مقياس وارسي قسمت هاي خاص بدن: اين زيرمقياس 8 سؤال دارد و حداكثر نمره آن 40 و حداقل آن 8 است.
3- مقياس وارسي وابسته به شيوه خاص هر فرد : اين زيرمقياس 5 سؤال دارد و حداكثر نمره آن 25 و حداقل آن 5 ميباشد.
ساختار اوليه این پرسشنامه مشتمل بر38 سوال بود كه توسط ريیز و همكارانش در سال 2002 بر اساس ادبيات مربوط به عادات مختلف خوردن در بيماران مبتلا به اختلالهاي خوردن تهيه شد. به منظور تعيين روايي محتوايي پرسشنامه ی وارسی بدن، این 38 سوال به گروهي از متخصصان اختلالهاي خوردن داده شد تا به منظور ارزيابي ارتباط، ساختار ، مناسب بودن متن، وضوح و معرف بررسي شوند. نتايج این بررسی حاکی از روايي محتوايي بیشتر آنها بود. به منظور بررسي ساختار عاملي سوالها به سه گروه تقسيم شدند، كه شامل عامل وارسي ظاهر كلي ، عامل وارسي قسمت هاي خاص بدن و عامل وارسي وابسته به شيوه خاص هر فرد بود. 10 سؤال به دليل عدم تناسب حذف شدند و 28 آيتم باقي ماندند، همبستگي مواد مقیاسها در دامنه اي بين 0.56 تا 0.85 برآورد شد. سپس، نسخه 28 سؤالي پرسشنامه در مورد 149 زن دانشجو و 16 زن مبتلا به نوعي از اختلالهاي خوردن شامل، 4 زن مبتلا به بي اشتهايي عصبي، 9 زن مبتلا به پراشتهايي عصبي و 3 زن مبتلا به اختلال خوردن نامشخص، اجرا و تحليل عوامل انجام شد. نتايج نشان دادند كه مواد مقیاسها داراي همبستگي بالا و معناداري هستند. براي بررسي همساني دروني از آلفاي كرونباخ استفاده شد كه براي كل پرسشنامه 0.94، براي مقیاس ظاهر كلي0.88، براي مقیاس قسمت هاي خاص بدن0.92 و براي مقیاس وارسي وابسته به شيوه خاص هر فرد0.83 بدست آمد. که همگی حاکی از همسانی درونی قابل ملاحظه است. پايائي با استفاده از روش بازآزمایی نیز 0.94 بدست آمد.
در مطالعه ی عظیم زاده، رضویه و محرری (1388) آلفای کرونباخ0.94 برآورد شده است و ضریب پایایی حاصل از بازآزمایی0.96 گزارش شده است، که حاکی ازپایایی خوب این پرسشنامه در جمعیت ایرانی است.
5-پرسشنامهی طرحواره ی ظاهرتجدیدنظرشده (کش،ملنیک و هاربوسکی،2004).
پرسشنامه طرحواره های ظاهر ابزاری 14 پرسشی بود که سرمایه گذاری تن انگاره را در ارتباط با باورها یا نظرات خاص مربوط به
اهمیت ، مفهوم و تاثیر ظاهر در زندگی فرد ارزیابی می کرد. کش (1930) نشان داد که پایایی آن بر روی 171 دانشجوی زن و مرد به ترتیب 0.82 و 0.79 است. پایایی به روش بازآزمایی یک ماهه برای داشجویان زن 0.71 بود . علیرغم پشتیبانی تجربی ، بررسی منتقدانه ، از محدودیتهای این ارزیابی خبر می داد . این مشکلات شامل پرسشهای خود ارزشی و تصورات قالبی اجتماعی ، پرسشهای رفتاری اندک و عدم موفقیت دریافتن تفاوتهای جنسیتی مورد انتظاربودند. بنابراین ، در ابتدا مقیاسی 45 پرسشی ساخته شد و همراه با پرسشنامه ی و ارزیابیهای اعتبار یابی دیگری در اختیار 603 دانشجو (468 دختر و 135 پسر ) قرارگرفت. نتیجه نهایی ، پرسشنامه بازنگری شده طرحواره ی ظاهربا20 ماده ای مربوط به سرمایه گذاری شناختی – رفتاری بر ظاهر و شامل دو خرده مقیاس بود.
1- خرده مقیاس برجستگی خود ارزشی (12 ماده ) : میزانی که افراد ، خود و ارزشمندی خود را از روی ظاهر فیزیکی تعریف و یا اندازه گیری می کنند یا به اعتقاد فرد ظاهر در تجارب اجتماعی و هیجانی موثر است. 2- خرده مقیاس برجستگی انگیزشی (8 ماده ) : میزانی که فردبه ظاهر خود توجه می کند و درگیر رفتارهای مدیریت ظاهر می شود.
ضریب آلفای کرونباخ برای زنان و مردان به ترتیب 0.82 و 0.85 بدست آمد، که حاکی از همسانی درونی بالایی بود. این پرسشنامه ، به روش لیکرت نمره گذاری شده و دارای 5 گزینه(از کاملا موافقم تا کاملا مخالفم ) است . در این پرسشنامه ، ارزش گزینه ای بیشتر است که نشان دهنده توجه و اشتغال ذهنی بیمارگون آزمودنی نسبت به بدنش و در نتیجه نشانه نارضایتی وی از بدنش باشد . در این پرسشنامه سوالات شماره (1،4،5،9،11،12) بطور معکوس و بقیه سوالات به شیوه مستقیم ارزشیابی می شوند.
6- آزمون باورهای مربوط به ظاهر، (باتر،1985) .
آزمون باورهای مربوط به ظاهر، آزمونی 10 ماده ای است که هر ماده ی آن اظهار نظری درباره ی جنبه ای از ظاهر جسمانی را دربرمی گیرد. آزمودنی در این آزمون میزان توافق یا عدم توافق خود را با هر مورد در مقیاسی 1تا5 (کاملا موافق تا کاملا مخالف) مشخص می کند. این آزمون بوسیله ی باتر(1985) به منظور ارزیابی باورهای که افراد درباره ی ظاهر جسمانی خود دارند وتصور می شود ناسازگارانه باشند درپژوهشی به منظور بررسی تاثیر درمانی شناختی – رفتاری برای نارضایتی از بدن،تدوین شده است. بنا به باور تدوین کننده ی این آزمون، مواد آن دربرگیرنده ی همان خطاهای شناختی مثل تعمیم بیش از حد، تفکر دوبعدی، استدلال احساسی، انتزاع انتخابی و شخصی سازی است که بک(1979) در نظریه ی شناختی افسردگی به آنهااشاره دارد. در بررسیهای مربوط به خصوصیات روانسنجی این آزمون نتایج متفاوتی (آلفای کرونباخ،0.61 برای کل مواد وضریب پایایی حاصل از باز آزمایی بین0.21 تا0.9 برای ارزیابی خطاهای مختلف شناختی) بدست آمده است(باتر،1985). به همین دلیل، عده ای تحلیل تک تک مواد را ترجیح می دهند و توصیه می کنند.
7- مقیاس نارضایتی از بدن پرسشنامه ی اختلال خوردن3 (گارنر،1991).
پرسشنامه اختلال خوردن اصل در سال1981 ، برای ارزیابی انواع اختلالات خوردن که در زیر آمده اند ، بکار برده می شد:
الف) بی اشتهایی عصبی ( هر دو نوع آن یعنی ، محدودسازی غذا و پرخوری- پاکسازی)، ب) پرخوری عصبی و پ) اختلال خوردنهایی که در بالا ذکر نشده اند(مانند، اختلال خوردن افراطی)
این پرسشنامه دارای 64 سوال بود که برای شناخت افراد داری کم اشتهائی و پر اشتهائی عصبی طرح شده بودند (گارنر و همکاران، 1983، به نقل از کاتله ویک ، راندولف ، بون- لنزو ، آسبرگ[196] ،2011).در سال 1991 به روز شد و 27 ماده به منظور ارزیابی ویژگیهای اصلی اضافی مرتبط با : 1- ریاضت کشی، 2- کنترل تکانه و 3- ناامنی اجتماعی ، به پرسشنامه اضافه گشت و به این ترتیب از 64 آیتم به 91 ماده ارتقا یافت و پرسشنامه ی اختلال خوردن 2 شکل گرفت (گاردنر ،1991 ؛ کاتله ویک، راندولف، بون- لنزو، آسبرگ ،2011). چندین مطالعه ، پرسشنامه ی اختلال خوردن و پرسشنامه ی اختلال خوردن 2 را، معتبر، همسان (گاردنر وهمکاران ، 1983 ؛ کرودر و همکاران ، 1992 ؛ شیفر و همکاران ، 1998؛ به نقل از کاتله ویک ، راندولف ، بون- لنزو ، آسبرگ ،2011) و دارای توانایی مقایسه بین زن و مرد یافته اند.. در حال حاضر پرسشنامه ی اختلال خوردن 3 ، بهترین شکل، این ابزار اندازه گیری است (کاتله ویک، راندولف، بون- لنزو، آسبرگ،2011). پرسشنامه ی اختلال خوردن 3 در سال 2004 منتشر شده است و دارای آیتمهای اصلی پرسشنامه ی اختلال خوردن است که برای انعکاس نظریه های جدیدتر مرتبط با تشخیص اختلالهای خوردن ، ارتقا یافته اند. این پرسشنامه برای استفاده در زنان سنین 13تا53 سال تدوین شده، دارای 91 ماده و 12 خرده مقیاس است و در مدت زمان 20 دقیقه قابل اجراست. سه خرده مقیاس ، مخصوص اختلالات خوردن (سائق لاغری ، نارضایتی از بدن و پرخوری عصبی ) و نه خرده مقیاس، مربوط به ویژگی های روانشناختی عمومی هستند که با وجود اینکه اختصاصی نیستند اما، با اختلالهای خوردن رابطه ی قوی دارند.
در این پژوهش ازسومین خرده مقیاس پرسشنامه ی اختلالهای خوردن3، یعنی خرده مقیاس نارضایتی از بدن استفاده شده است. این خرده مقیاس دارای 10 ماده است که هر ماده از همیشه تا هرگز، در یک مقیاس 6 گزینه ای به روش لیکرت نمره گذاری می شود. ارزش بیشتر هر گزینه، نشان دهنده ی توجه واشتغال خاطربیمارگون وبیش از حد آزمودنی نسبت به بدنش و در نتیجه نشانه ی عدم رضایت او از بدنش است.در این مقیاس سوالهای 3، 4، 5، 8 و 10 به طور معکوس و
بقیه ی پرسشها به صورت مستقیم نمره گذاری می شوند.
8- مقیاس درجه بندی تصویری رضایت از بدن (استونکارد، سورنسون و شولزینگر، 1980 و فالون و روزین،1985) .
از این مقیاس تحت عنوان “مقیاس درجه بندی ترجیح اشکال” نیز نام می برند. این مقیاس ابتدا به وسیله ی استونکارد،سورنسون و شولزینگر(1980) وسپس بوسیله ی فالون وروزین(1985)تدوین و ارایه شده است. در این مقیاس از آزمودنیها می خواهند که از میان 9 پیکر که به شکل سیاه و سفید و به ترتیب از خیلی لاغر تا خیلی چاق ترسیم شده اند:




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1399-09-22] [ 05:51:00 ق.ظ ]




0.37**

 

 

0.36**

 

 

0.4**

 

 

1

 

 

 

 

مقیاس نارضایتی از بدن پرسشنامه ی اختلال خوردن

 

 

0.581**

 

 

0.039-

 

 

0.61**

 

 

0.358-**

 

 

0.316**

 

 

0.432**

 

 

0.44**

 

 

0.31**

 

 

 

 

*P<0.05 **p<0.01
بیشترین همبستگی مشاهده شده بین متغیرها، مربوط به وزن و شاخص توده بدنی است و کمترین همبستگی بین متغیرها مربوط به قد با سایر متغیرها ست به طوری که متغیر قد تنها با وزن همبستگی مثبت و با شاخص توده بدنی همبستگی منفی دارد. این سه متغیر بر اساس مدل مورد ارزیابی تعیین کننده عوامل جسمی یا وضعیت بدنی مشارکت کنندگان هستند. در میان همه متغیرهای شکل دهنده ی عوامل شناختی-رفتاری یعنی عزت نفس، وارسی بدن، طرحواره ی ظاهر و باورهای شخصی مربوط به ظاهر همبستگی وجود دارد و بیشترین همبستگیها مربوط به طرحواره ی ظاهر، باورهای مربوط به ظاهر و وارسی بدن است. بیشترین همبستگی منفی بین عزت نفس و سایر عوامل شناختی-رفتاری یعنی وارسی بدن، طرحواره ی ظاهر و باورهای مربوط به بدن مشاهده شد. همبستگی منفی بین عزت نفس و سایر متغیرهای شناختی- رفتاری نشان می دهد که افزایش عزت نفس با کاهش طرحواره ی منفی ظاهر، کاهش باورهای منفی مربوط به ظاهر و کاهش وارسی بدن همراه است.
همبستگی متغیرهای مختلف مورد مطالعه با نارضایتی از بدن به عنوان برون داد نهایی مدل:
دو سطر آخر جدول 13-4 همبستگی متغیرهای مختلف را با شاخصهای نارضایتی از بدن به عنوان برون داد نهایی مدل نشان می دهند.همه ی متغیرها به جز قد با شاخصهای نارضایتی از بدن همبستگی معنی دار دارند و همبستگی همه ی متغیرها به جز عزت نفس با نارضایتی از بدن مثبت است. رابطه ی منفی عزت نفس با شاخصهای نارضایتی از بدن به این معنی است که با افزایش عزت نفس نارضایتی از بدن کاهش می یابد. شاخص توده بدن، وزن، باورهای مربوط به ظاهر، طرحواره ی ظاهر و عزت نفس به ترتیب بیشترین همبستگی را با شاخص های نارضایتی از بدن یعنی نمرات مقیاس آنالوگ دیداری تن انگاره و نمرات مقیاس نارضایتی از بدن پرسشنامه ی اختلال خوردن دارند. معنی داری همبستگیهای محاسبه شده، فرضیه های زیر درباره ی نارضایتی از بدن را با 99٪ اطمینان تایید می کنند و نشان می دهند که رابطه ی بین وزن، شاخص توده‌ی بدني، طرحواره‌ی ظاهر، باورهای مربوط به تن، عزت نفس و وارسي بدن، با نارضایتی از بدن معنی دار است.
فرضیه ی دوم پژوهش: وزن با نارضایتی از بدن رابطه دارد.
فرضیه ی چهارم پژوهش: شاخص توده‌ی بدني با نارضایتی از بدن رابطه دارد.
فرضیه ی ششم پژوهش: طرحواره‌ی ظاهر با نارضایتی از بدن رابطه دارد.
فرضیه ی هشتم پژوهش: باورهای مربوط به تن با نارضایتی از بدن رابطه دارند.
فرضیه ی دهم پژوهش: عزت نفس با نارضایتی از بدن رابطه دارد.
فرضیه ی دوازدهم پژوهش: وارسي بدن با نارضایتی از بدن رابطه دارد.
9) بررسی تناسب مدل نارضایتی از بدن
شکلهای 6-4 و7-4 به ترتیب مقادیر رگرسیون استاندارد نشده و استاندارد شده ی حاصل از بررسی مدل پیشنهادی نارضایتی از بدن با معادله ساختاری مدل سازی (اس ایی ام ) به وسیله ی بسته ی نرم افزاری آمارعلوم اجتماعی نسخه ی بیست( آی بی ام.اس پی اس اس .آموس 20) را با روش حداکثر احتمال برآورد نشان می دهند.
شکل 6-4: مقادیر استاندارد نشده حاصل از بررسی مدل پیشنهادی نارضایتی از بدن
طرحواره ی ظاهر ظاهر
باورهای مربوط به تن
وارسی بدن
عزت نفس
شاخص توده ی بدن




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:51:00 ق.ظ ]




دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

تغییر تفکر و رفتار نا‌کارآمد در دانشگاه پنسیلوانیا در اوایل دهه (1960) شکل گرفت. به طور خلاصه مدل شناختی می‌گوید که تفکر تحریف شده یا نا کارآمد (که روی خلق و رفتار بیمار تأثیر می‌گذارد) وجه مشترک تمامی آشفتگی‌های روان شناختی است. ارزشیابی واقعبینانه و تغییر واقعگرایانه تفکر منجر به بهبود خلق و رفتار می‌شود. بهبود پایدار با تغییر باورهای ناکارآمد زیر بنایی بیمار حاصل می‌شود. اصول خاصی هستند که زیربنای شناخت درمانی برای همه بیماران محسوب می‌شوند.
الفشناخت درمانی مبتنی بر مدل شناختی ویژه بیمار است. افکار کنونی بیمار که موجب تداوم مشکلات بیمار شده و رفتارهای مشکل ساز وی را نیز پیدا می‌کنند. سپس عوامل تسریع کننده‌ای که روی ادراکات بیمار تأثیر می‌گذارد شناسایی می‌شود. و سپس رویدادهای رشدی و الگوی پایدار تفسیر آن رویدادها بررسی می‌گردد.
بشناخت درمانی مستلزم اتحاد درمانی قوی است. رابطه درمانی مبتنی بر گرمی، همدلی، اعتماد و توجه خالصانه است.
پشناخت درمانی مبتنی بر همکاری دوجانبه و مشارکت فعال است. درمان یک کار تیمی است و بیمار و درمانگر با هم تصمیم می‌گیرند هر جلسه روی چه چیز کار کنند. در ابتدا درمانگر نقش فعال‌تری در تعیین سمت و سوی جلیات درمان دارد و با گذشت جلسات بیمار نقش فعال‌تری بازی می‌کند.
ت. شناخت درمانی معطوف به هدف و متمرکز برحل مسأله است. درمانگر در جلسه اول می‌خواهد که بیمار مشکلاتش را فهرست کرده و اهداف خود را مشخص کند تا با کمک درمانگر به صورت واقع بینانه‌ای نیل به این اهداف را دنبال کنند.
ثشناخت درمانی بر زمان حال تأکید می‌ورزد. درمان اغلب بیماران مستلزم تأکید جدی بر مشکلات کنونی و موقعیت‌های خاصی است که بیمار را تحت فشار قرار می‌دهد.
ج. شناخت درمانی آمورشی است. هدف این است بیمار بیاموزد خود درمانگر خودش باشد و بر پیشگیری از عود تأکید می‌کند.
چشناخت درمانی محدودیت زمانی دارد. بیماران مبتلا به اضطراب خفیف در چهار تا چهارده جلسه شرکت می‌کنند. البته همه بیماران ظرف چند ماه بهبود نمییابند. برخی بیماران به یک الی دو سال درمان نیاز دارند تا بتوانند باورهای ناکارآمد انعطافپذیر و الگوهای رفتاری که منجر به ناراحتی مزمن می‌شوند را تغییر دهند.
ح. جلسات شناخت درمانی ساختار دارند. ابتدا در شروع جلسه خلق بیمار بررسی شده و با همکاری بیمار دستور جلسه تعیین می‌گردد. از بیمار خواسته می‌شود درباره جلسه قبل نظر دهد، تکالیف درمانی مرور می‌شوند، تکالیف جدید تعیین می‌شود، محتوای جلسه متوالیاً خلاصه می‌شود و در پایان جلسه از بیمار خواسته می‌شود در باره جلسه نظر و بازخورد بدهد. این ساختار در طی جلسات درمانی همواره ثابت است.
خشناخت درمانی به بیماران می‌آموزد که افکار و باورهای نا کارآمد خود را شناسایی و ارزیابی کرده و به آنها پاسخ دهد. درمانگر به بیمار کمک می‌نماید که افکار خود را به چالش کشیده و اعتبار و کارآیی آن‌ها را ارزیابی کند.
رشناخت درمانی از فنون متنوعی برای تغییر تفکر، خلق و رفتار استفاده می‌کند. انتخاب یک فن بر مبنای ضابطه مندی درمانگر از بیمار و هدف درمانگر در آن جلسه به خصوص صورت می‌گیرد (جوديت اس بك، 1392، 48-44).
2-2-4- اصول بنیادی درمان شناختی
بک که برای مدت چندین سال از روانکاوی استفاده می‌کرد به «افکار خوکار» درمانجویان خود علاقمند شد، افکار خودکار عقاید خصوصی هستند که محرک‌های خاصی آنها را راه می‌اندازند و به پاسخ‌های هیجانی منجر می‌شوند. او به عنوان بخشی از مطالعه روانکاوی خود، محتوای رؤیای درمانجویان افسرده را برای خشمی که آنها به سمت خودشان بر می‌گردانند، بررسی کرد. او متوجه شد بیش از خشمی که به خود برگردانده شده باشد، یعنی آن گونه که فروید در مورد افسردگی نظریه‌پردازی کرده بود، در تعبیر یا تفکر آنها سوگیری وجود دارد (کری 2005). شناخت درمانگر‌ها علاقه خاصی به تأثیر تفکر بر شخصیت دارند. اگر چه فرایندهای روانی علت اختلالات روانی نیستند ولی یکی از مؤلفه‌های مهم این اختلالات محسوب می‌شوند. در این، افکار خودکاری که انسان‌ها آگاهی کمی از آن‌ها دارند نقش مهمی در رشد و تحول شخصیت بازی می‌کنند. این افکار یکی از جنبه‌های عقاید و یا طرحواره‌های شناختی هستند و برای شناخت نحوه انتخاب کردن و استنباط انسان‌ها مهم اند. آنچه در بررسی اختلالات روانی اهمیت ویژه‌ای دارد، تحریف‌های شناختی است یعنی شیوه‌های فکری نادرستی که موجب غمگینی و نارضایتی انسان می‌شوند.
2-2-5- شناخت درماني گروهي مايكل فري
شناخت درماني گروهي مايكل فري مبتني بر ‌شناخت درماني افسردگي بك (CT)، رفتار درماني عقلاني عاطفي اليس (REBT) و درمان بازسازي شناختي مك مالين (CRT) مي‌باشد. علت انتخاب اين روش آموزش رواني اين است كه به مراجع قدرت كنش بالايي مي‌دهد و داراي گرايش شناختي بسيار قدرتمندي است و از سويي با توان و مهارت اغلب درمانگران نزديكتر و سازگارتر است (فری، 1998؛ صاحبی و همکاران 1382).
2-2-6- مدل شناخت درمانی مایکل فری
مایکل فری در کتاب معروف خود، مدل شناخت درمانی را ترسیم نمود، که بر پایه شکل زیر می‌باشد.
شکل 2-1- مدل شناخت درمانی، برگرفته از
کتاب شناخت درمانی گروهی: مایکل فری (1382). ترجمه علی صاحبی
.
2-2-7- انواع تکنیک‌های شناخت درمانی

 

 

 

    1. تکنیک پیکان (فلش) رو به پایین[23]

 

 

از این فن حهت دستیابی به باورهای بنیادین استفاده می‌شود. روش اجرا: الف: ابتدا يک فکر منفی اتوماتيک را که احتمال می‌دهيم به يک باور بنيادين ارتباط دارد، انتخاب می‌کنيم. ب. اين فکر را می‌نويسيم. ج: به بيمار می‌گوييم: فرض کنيم اين فکر درست باشد، چه معنی خاصی برای تو دارد؟/ چه چيز اين موضوع تو را ناراحت می‌کند؟ د: يک فلش رو به پايين زير فکر اوليه کشيده و جمله‌ای را که بيمار می‌گويد، زير فلش می‌نويسيم. ه: همان جمله را خوانده و دوباره به بيمار می‌گوييم: فرض کنيم اين فکر هم درست باشد، اين موضوع چه معنی خاصی برای تو دارد؟/ چه چيز اين موضوع تو را ناراحت می‌کند؟ و: اين کار را آن قدر ادامه می‌دهيم که به جمله‌ای برسيم که يک باور واسطه‌ای يا ناکارآمد باشد. در اين شرايط معمولاً بيمار ديگر نمی‌تواند به اين کار ادامه دهد، يعنی به جمله‌ای می‌رسيم که به خودی خود ناراحت کننده است و لازم نيست که برای بيمار معنی خاصی داشته باشد.

 

 

 

    1. فن تحلیل سود و زیان

 




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:50:00 ق.ظ ]




مراجع تشویق شود تا اعتبار اندیشه‌های منفی خویش را بیازماید.

 

 

  • از مراجع خواسته شود تا درباره‌ی واقع بینانه بودن افکار و طرز تلقی‌های خود، نظر دیگران را جویا شود.

 

 

  • از مراجع خواسته شود تا الفاظی نظیر ضعیف، بازنده، حقیر و نادان را به خود نسبت می‌دهد، معنا کند.

 

 

  • مراجع ترغیب و وادار شود تا سود و زیان یک احساس یا فکر منفی را بررسی کند مانند احساس ناتوانی در برقراری روابط اجتماعی و حقیر شمردن خود. به نظر شناخت درمانگران آنچه انسان را در معرض فشارهای روانی آسیب‌پذیر می‌سازد طرز تفکر همه یا هیچ است. به این دلیل در فرایند درمان باید تلاش گردد تا مراجع دریابد که میان اندیشه‌های منفی و نظام ارزش‌های وی رابطه وجود دارد و برای رهایی از اندیشه‌های منفی لازم است نظام ارزشی سالمتری را در خود ایجاد کند. در فرایند درمان مراجع متوجه میشود که کدام افکارش غلط بوده است و پس از اصلاح این افکار، می‌آموزد که چگونه مشکلات هیجانی و رفتاری خود را برطرف سازد (رحیمیان 1377).

 

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

 

 

2-2-13- کاربردهای درمان شناختی
درمان شناختی در آغاز به عنوان رویکردی به درمان افسردگی شهرت یافت ولی پژوهش گسترده‌ای نیز به بررسی و درمان اختلال‌های اضطرابی اختصاص یافته است. از درمان شناختی به طرز موفقیت آمیزی برای درمان اختلال‌هایی از جمله درمان فوبی‌ها، اختلال‌های اضطرابی، اختلال‌های روان – تنی، اختلال‌های خوردن، خشم و حملات وحشتزدگی، اختلال استرس پس از آسیب، رفتار خودکشی‌گرا، اختلال‌های شخصیت مرزی، اختلال‌های شخصیت خود شیفته، اختلال‌های اسکیزوفرنیک، سوءمصرف مواد، درد مزمن و بیماری جسمانی استفاده شده است. از درمان شناختی برای مداخله در بحران و در مورد زوج‌ها و خانواده‌ها، سوء استفاده کنندگان از کودک، مشاوره‌ی طلاق، مهارت آموزی و کنترل استرس نیز استفاده شده است (کری 2005).
درمان افسردگیبک (1967) ابتدا شناخت درمانی را روی افسردگی اجرا کرد. مفهومبندیهایی که در مورد افسردگی ارایه شده عبارتند از: ترایاد شناختی، مارپیچ نزولی افسردگی و جامعه‌گرایی و خودمختاری. ترایاد شناختی به نگاه منفی افسرده‌ها در مورد خودشان، دنیا و شکست‌های‌شان اشاره دارد. طبق دیدگاه ادراک خویشتن، افسرده‌ها خودشان را انسان‌های بی‌ارزش، تنها و بی‌عرضه‌ای می‌دانند. افسرده‌ها نگاه غم انگیزی به آینده دارند؛ آنها معتقدند که مشکلاتشان شدیدتر می‌شود و موفق نخواهند شد. بک دیدگاه نظری دیگر در مورد افسردگی، مارپیچ شناختی است. مارپیچ نزولی افسردگی که با ترایاد شناختی رابطه دارد، روابط طرحواره ها، افکار خودکار منفی، خلق و ادراک‌های منفی را نشان می‌دهد. عقاید بنیادی و طرحواره‌های افسرده‌ها در مورد شکست، زمینه‌ساز برخی واکنش‌ها در آنها می‌شود. بک با بررسی بیشتر افسردگی دریافت دو بعد دیگر هم در افسردگی مهم‌اند: وابستگی اجتماعی و خودمختاری. انسان‌های خودمختار بطور کلی شخصیتی هدفمند، مستقل و مصمم دارند. در هنگام افسردگی از اینکه نمی‌توانند خودپنداره خویش را حفظ کنند، ناراحت می‌شوند. ولی شخصیت‌های سلطه پذیر به وابستگی، نزدیکی و توجه و مراقبت دیگران اهمیت می‌دهند. در درمان اشخاصی که این دو نوع شخصیت را دارند؛ وابسته و خودمختار، بر موارد متفاوتی تأکید می‌شود. در مورد فرد افسرده‌ای که وابسته است، رابطه با درمانگر اهمیت خاصی دارد. چنین بیماری اهمیت خاصی برای توضیحات درمانگر قایل است و از وی پیشنهاد و توصیه می‌خواهد. درمان آنها در ابتدا روی احساس‌شان در مورد نظر دیگران و تحریف‌های شناختی شان در مورد واکنش‌های دیگران متمرکز می‌شود. ولی خودمختارها بیشتر دنبال همکاری هستند، به همین جهت توضیحات و تحقق اهداف، شکل مستقیمی به خود می‌گیرد. درمان این افراد روی آن دسته از تحریف‌های شناختی متمرکز می‌شود که با «باید کارها را خودم انجام دهم، آزاد باشم هرکاری می‌خواهم انجام دهم و طبق معیارهای دست بالای خودم رفتار کنم» مربوطاند. در فنون مورد استفاده برای این افراد، تکلیفهایی داده می‌شود که احساس درماندگی و بیکفایتی آنان را کم می‌کنند. (اس. شارف 1380، 30- 29).
2-2-14- فنون درمان
با فنون شناختی مختلفی می‌توانیم به مراجعان کمک کنیم به هدف‌های‌شان برسند در بعضی از این فنون، افکار خودکار مشخص و نقد می‌شوند و بعضی دیگر نیز به مفروضات ناسازگارانه یا طرحواره‌های شناختی نامؤثر می‌پردازند فریمن و همکارانش (1990) به هشت مورد از این فنون شناخت درمانی اشاره کرده‌اند که در زیر آن‌ها را ذکر می‌کنیم.
1- شناخت معنای شخصی: هر کلمه‌ای بسته به افکار خودکار و طرحواره‌های شناختی افراد، معنای خاصی برای آنها دارد و درمانگر نباید فرض کند که منظور مراجع از کلمات را می‌داند.
2- زیر سؤال بردن مطلق ها: درمانگر در این فن اظهارات افراطی مراجع را که در آنها معمولاً از کلمات همه، همیشه، هرگز، هیچ کس و همواره استفاده می‌شود را زیر سؤال می‌برد تا مراجع نظرش را دقیق‌تر بیان کند.
3- اسناد مجدد: گاهی مراجعان خودشان را بابت برخی شرایط و وقایع مقصر می‌دانند درحالی که خیلی مقصر نبوده اند، درمانگر با کمک این فن به مراجعان کمک می‌کنند که خود را مقصر ندانند.
4-برچسب زدن تحریف‌ها: مراجعان با برچسب زدن به تحریف‌های شناختی می‌توانند افکار خود کاری را که مزاحم استدلال آنها می‌شوند، دسته بندی کنند.
5- فاجعه نساختن: مراجعان ممکن است از نتیجه‌ای وحشت داشته باشند که پیش نخواهد آمد. فنی که غالبا این وحشت را برطرف می‌کند فن «اگر… چه اتفاقی می‌افتد» می‌باشد. این فن خصوصاً وقتی مؤثر است که مراجعان نسبت به یک نتیجه‌ی احتمالی واکنش افراطی نشان می‌دهند.
6- مبارزه با تفکر دو مقوله‌ای: گاهی مراجعان، مسائل را به صورت همه یا هیچ یا سیاه و سفید می‌بینند که درمانگر به فرایند ورقه ورقه کردن متوسل می‌شود یعنی تفکر دو مقوله‌ای را به پیوستار تبدیل می‌کند.
7- فهرست ضعف‌ها و قوت‌ها: درمانگر از مراجع می‌خواهد که نقاط ضعف و قوت برخی از عقاید یا رفتارهایشان را یادداشت کنند. این رویکرد تا حدی شبیه فن ورقه ورقه کردن است چون ذهن مراجعان را از همه یا هیچ کردن مسائل دور می‌کند.
8- مرور شناختی: در این فن مراجعان در جلسه‌ی درمان وقایع بعدی را تجسم می‌کنند و درمانگر به کمک این فن تجسم‌های مخرب را تغییر م
ی‌دهد.
شناخت درمانگرها از فنون رفتاری نیز استفاده می‌کنند مثل فعالیت زمان‌بندی شده، تمرین رفتاری، آموزش مهارت‌های اجتماعی، کتاب درمانی، آموزش ابراز وجود و آموزش آرمیدگی (اس. شارف 1380).
2-2-15- تفاوت دیدگاه شناختی درمانی با روان تحلیلی
شناخت درمانی و درمان روان تحلیلی از جهاتی با هم شباهت دارند، در هر دو روش مراجع افکار، طرز تلقی‌ها و انتظارات خود را بیان می‌کند. وظیفه درمانگر آن است تا با برقراری ارتباط میان افکار با احساسات و حوادثی که در زندگی مراجع روی می‌دهد او را به بینش برساند. بر اساس هر دو نظریه درمانگر به دنبال تغییر در ساختار شخصیت بیمار است، زیرا او معتقد است که تغییر رفتار نامطلوب به وسیله رفتار درمانی، به بهبودی مداوم در بیمار منجر نمی‌شود. درمان هم در روش تحلیل روانی و هم در شناخت درمانی بر تغییر ساختار ذهنی بیمار متمرکز است با این تفارت که در تحلیل روانی توجه درمانگر معطوف به طرز تلقی‌ها و افکاری که ریشه در تمایلات سرکوب شده و ناخودآگاه دارد؛ در حالی که در شناخت درمانی درمانگر در پی تغییر و اصلاح افکار غیر واقع بینانه است. در مورد تفاوت دو نظریه می‌توان گفت که شناخت درمانگر به معانی پنهان و ناخودآگاه اندیشه بیمار بی توجه است در صورتی که روان تحلیل گر به کار بر روی این معانی علاقمند است. از آنجا که شناخت درمانگر به نقطه نظرهای آگاهانه بیمار علاقه نشان می‌دهد مراجع می‌تواند نظرات و مطالب درمانگر را با تجربه‌های خودآگاه خویش پیوند دهد و درستی آنها را آزمون کند. در تحلیل روانی مخالفت مراجع با تفسیرهای درمانگر مقاومت تلقی می‌شود. شناخت درمانی در مقایسه با روش تحلیل روانی از لحاظ طول دوره درمان با صرفهتر است و به دقت کمتری نیاز دارد. کاربرد و آموزش اصول و روش‌های شناخت درمانی برخلاف زیربنای نظری پیچیدهی تحلیل روانی بسیار ساده است، به طوری که درمانگر کم تجربه هم می‌تواند از این روش استفاده کند (رحیمیان 1387، 80).
2-2-16- محدودیت‌ها و انتقادهای وارد شده به درمان شناختی
از درمان شناختی به خاطر تأکید خیلی زیاد بر نیروی تفکر مثبت، خیلی سطحی و ساده بودن، توجه نکردن به اهمیت گذشته درمانجو، گرایش داشتن خیلی زیاد به فن، عدم استفاده از رابطه درمانی، کارکردن فقط روی برطرف کردن نشانه‌ها اما برطرف نکردن علت‌ها و مشکلات زیربنایی، نادیده گرفتن نقش عوامل ناهشیار، و بیتوجهی به نقش احساسات انتقاد شده است. یکی دیگر از انتقادهای وارد شده به درمان شناختی این است که هیجانات در درمان کم اهمیت جلوه داده شده اند (کری 1377).
2-2-17- شناخت درمانی در اعتیاد
شناخت درمانی همواره توسط درمانگرانی که در این شیوه مجربند به اجرا در می‌آید. می‌تواند هم بصورت جلسات گروهی یا انفرادی (با خود درمانگر) انجام شود. جلسات بطور میانگین 45 دقیقه بطول می‌انجامد. اساس درمان شناختی بر این مفهوم است که افراد الگوهای متفاوتی از افکار دارند که بر روزانه برطبق آن کار کرده یا تمرین می‌کنند. توسط درمانگر افکار مربوط به اعتیاد تشخیص داده می‌شود. این افکار اغلب سبب بقا اعتیاد و سست شدن ترک عادات می‌شوند. نمونه این افکار اعتقاد به درستی آن است اما نمی‌تواند به اثبات برسد و نیز خود شما هم از اینکه افکارتان درست باشد یا ممکن است درست باشد می‌ترسید. مثال‌های افکار این چنینی:
اعتیاد از خود من قوی‌تر است؛ و من بر آن کنترلی ندارم.
مردم فکر می‌کنند من بخاطر اینکه معتادم شکست می‌خورم.
اگر عاداتم را ترک کنم قادر نخواهم بود دوستی بیابم.
من یک انسان ضعیفم.
متعاقباً درمان سعی دارد این افکار را از طریق تکالیف و تمرینات معروف به تحریکی (انگیزه) به افکار مفیدتر و مثبتی تبدیل کند. مثالی افکار مثبت و مفید:
نمیدانم که آیا اعتیاد از من قوی‌تر است؛ من با درمان کامل خودم می‌توانم آن را کشف کنم.
من نمیدانم مردم در مورد من چه فکر می‌کنند;من میدانم که بخاطر اعتیادم شکست نمی خورم.
من با مردم صحبت می‌کنم و اغلب نظرات مثبتی دریافت می‌کنم. پس یقیناً می‌توانم دوستانی جدید هم داشته باشم. فقط مقداری زمان می‌برد.
من روی اعتیادم کار می‌کنم و می‌کوشم تا زندگیم را از سر بگیرم بنابراین من بازنده نیستم مطمئناً. این افکار تازه در یک روز شکل نمی‌گیرد؛ زمان می‌برد تا توسط خود فرد پذیرفته شود (صادقی و آتشپور 1390).
2-3- مفهوم شناسی نظری نگرش‌های ناکارآمد
2-3-1- تعریف نگرش




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:50:00 ق.ظ ]




بخش شناختي آن عبارت از باورها و ارزشها و اطلاعات درباره هدف شناخته شده به وسيله فرد است.

 

 

    1. بخش عاطفي آن شامل احساسها و عواطف درباره هدف، فرد، فكر، رخداد يا شيء است.

 

 

    1. بخش رفتاري آن از نگرش سرچشمه ميگيرد و به نيت «رفتار به صورت معين» بر ميگردد.

 

 

اين اجزاء جداي از يكديگر نيستند. (رضاییان 1389، 202)، جِرد هم معتقد است عناصر تشکیلدهنده نگرش از همين سه عنصر ميباشد اما با اين بيان:

 

 

 

    1. مولفههای شناختی عبارت است از آگاهی، فهم و دانش نسبت به وجود محصول.

 

 

    1. مولفههای عاطفی عبارت است از ارزیابی، دوست داشتن و ترجیح دادن یک محصول بر محصول دیگر.

 

 

    1. مولفههای رفتاری عبارت است از گرایش، میل، قصد خرید و آزمایش کردن یک محصول (بُهنر و وانِک 1384، 17).

 

 

2-3-3- اهمیت شناخت نگرش
در ذیل، به برخى کارکردها و آثار مترتب بر شناخت نگرشها اشاره مىشود:

 

 

 

    1. امکان پیشبینى رفتار: آگاهى از نگرشها تا حد زیادى فرد را قادر به پیش بینى رفتارها مىسازد. البته روشن است که رفتارها از عوامل متعددى ناشى شده و شرایط و موقعیتهاى گوناگونى در شکل گیرى و تعدد آنها مؤثر است. اما همه این عوامل و شرایط، رفتار را در بسترهایى همساز با نگرشها جهت مىدهند و با مرور زمان و استمرار عمل برخى از تعارضات بدوى نیز، که معمولاً میان این دو واقع مىشود، جاى خود را به سازگارى و التیام مىدهند، اگرچه بعيد نيست که در برخى افراد یا گروهها بر اساس بعضى رفتارها و تحت شرایط و اوضاع و احوال خاص فرهنگى ـ اجتماعى، این تعارض میان رفتار و نگرششان به صورت ریشهاى همواره باقى بماند. در حقیقت، امکان پیش بینى درست رفتار بر اساس نگرش، به میزان همسازى میان این دو بستگى دارد. به عنوان مثال، در جایى که میان باورها (عناصر شناختى) و نگرشها (عناصر هیجانى) ناهمسازى وجود داشته باشد، از نگرش نمىتوان به عنوان یک مبناى مطمئن در پیشبینى رفتار استفاده کرد. به اعتقاد برخى، بسیارى از عواملى که پیشبینى رفتار را از روى نگرشها امکانپذیر مى‌سازند در یک چارچوب نظرى در هم بافته شدهاند و پیشبینى تنها با درک آن مجموعه امکانپذیر خواهد بود. قابل ذکر است که نگرشها نیز همچون پاسخهاى مربوط به محرّکهاى رفتارى باید ارضا کننده باشند و به پاسخهایى منجر شوند که به طور مستقیم، در شخص ایجاد خرسندى مىکنند. در هر صورت، اگرچه رابطه میان برخى نگرشها با نظام احتیاجات فرد، گروه یا جامعه دقیقاً مشخص نیست، اما مىتوان ارتباطى هر چند مبهم یا با واسطه میان آنها پیدا کرد. صاحب‌نظران، مطالعه نگرش را برای درک رفتار اجتماعی، حیاتی می‌دانند. بخشی از این اهمیت، بر این فرض استوار است که نگرش‌ها تعیین‌کننده رفتارها هستند و این فرض به‌طور ضمنی دلالت بر این امر دارد که با تغییر دادن نگرش‌های افراد می‌توانیم رفتار آنان را پیش‌بینی کنیم یا بر رفتار آنان کنترل داشته باشیم. (خواجه سروي و همکاران 1387، 12)، البته باید مدنظر داشته باشیم که برای تغییر رفتار، باید به تغییر نگرش آنها پرداخت. تحقیقات فراتحلیل اخیر نشان میدهند که یک میزان بالای تغییر در نگرش، گاهی منجر به میزان پایینی تغییر در رفتار میشود(اربنتو کاترین[24] 2009، 153).

 

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. شناخت شخصیت افراد:از جمله امورى که در توصیف و تشریح شخصیت فرد دخالت تام دارد نگرشها مىباشند. اهمیت نگرشها، که خود ناشى از به کار بردن نظام ارزشهاى فرد هستند، اگر بیشتر از نظام ارزشهاى مولّد خود نباشد، دست کم، به اندازه آن در شناخت فرد مؤثر است.

 

 

    1. نقش آن در تشخیص پیش داورىها:نگرشها به تدریج، نوعى تجلّى کلى غیر قابل فهمى در روش و سیاق زندگى اجتماعى ایجاد مىکنند و با کمک ارزشها و هنجارهاى گروه خودى، به ارزیابى دیگران مىپردازند. از همین زمان است که بعضى از نگرشهاى پیچیده و مبهم و از نظر منطقى توجیهناپذیر پدیدار مىشوند و منبع تغذیه پیش داورىهاى طبقاتى و گروهى مىگردند (شرف‌الدین ۱۳77، 86).

 

 

    1. نقش آن در داورىهاى علمى:گولدنر تأثیر پیش فرضهاى ذهنى را (که در معناى کلى، نگرش را نیز شامل مىشوند) در قبول برخى نظریات علمى و ردّ نظریات دیگر این چنین ارزیابى مىکند: «نظریهاى که با پیشفرضهاى ذهنى بررسى کننده نزدیک باشد و جایى در تجربیات شخصى او داشته باشد از نظر روانى، آسانتر پذیرفته مىشود. علت پذیرش آن، این است که چنین فرضیاتى بخشى از فرضیات کلى ذهن بررسىکننده را مىسازند که او مستقیماً و به وضوح، با آنها مواجه نبوده است؛ زیرا در دورنماى ذهن او جاى داشتهاند، اما اکنون صریحاً به شکل یک نظریه ارائه مىگردد و یا به علت وجود تشابه ذهنى و یا تأیید و تکمیل فرضیات ذهنى خود شخص، به آسانى مورد پذیرش قرار مىگیرد (گولدنر 1388، 48).

 

 

2-3-5- مفهوم نگرش‌های ناکارآمد
نگرش ناکارآمد در واقع‌ جزیی از باورهای واسطه‌ای ناکارآمد است که در کنار افکار خود کار در نظام شناختی فرد بر رفتار او تأثیر می‌گذارد. این اعتقادات واسطه‌ای ناکارآمد، با نظرات منفی پیش بین (یو[25] 2002) همراه‌ است. نگرش‌های ناکارآمد، نگرش‌ها و باورهایی هستند که فرد را مستعد افسردگی و یا به ‌طور کلی‌ آشفتگی روانی می‌کند. این باورها که در اثر تجربه نسبت به خود و جهان کسب می‌شوند، فرد را آماده می‌سازند تا موقعیت‌های خاص را بیش از حد منفی و ناکارآمد تعبیر کنند. از نظر بک‌ نگرش‌های ناکارآمد معیارهایی انعطاف‌ناپذیر و کمال گرایانه هستند که فرد از آن برای قضاوت‌ درباره‌ی خود و دیگران استفاده می‌کند. از آنجا که این نگرش‌ها انعطاف ‌ناپذیر، افراطی و مقاوم‌ در مقابل تغییراند، ناکارآمد یا نابارور قلمداد می‌شوند (دیویدسون، نیل و کرینگ[26] ‌1998). در واقع نگرش‌های ناکارآمد که بنیادهای آشفته‌کننده‌ی افراد را تشکیل می‌دهند، دو ویژگی‌ اساسی دارند (الیس 1991)؛ اولاً آن‌ها در درون خود توقعات خشک، جزیی و قدرتمندی دارند که‌ معمولاً در قالب کلماتی چون باید، حتماً، الزاماً و ضرورتاً بیان می‌شوند، ثانیاً موجب انتساب‌های‌ بسیار نامعقول و تعمیم مفرط و فاجعه‌آمیز می‌شوند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که شانس بروز اختلالات روانی طی یکسال، در صورت‌ افزایش نمره‌های نگرش ناکارآمد به‌طور معناداری افزایش می‌یابد (ویچ[27]‌ و همکاران 2003). به‌ این ترتیب، چون نارسایی عملکرد تفکر از مهم‌ترین علل آشفتگی‌‌هاست (والن‌[28]و همکاران 1992) هرچه نگرش‌های ناکارآمد و باورهای غیر منطقی افراد بیشتر سود آشفتگی‌های هیجانی نیز بیشتر خواهد شد (اسمیت و هوستنکنت[29] ‌1983؛ واتسون[30]‌ و همکاران 1998).
2-3-6- الگوهای شناختی و نظریات نگرش‌های ناکارآمد

 

 

 

    1. الگوی شناختی سالکووسکیس:جامع‌ترین الگوی شناختی را سالکووسکیس[31](1985) بر مبنای الگوی شناختی افسردگی و اضطراب بک پیشنهاد کرده است. براساس این الگو، افکار، تجسمات و تکانه‌های مزاحم معمولی، زمانی به اغتشاش می‌انجامند که برای فرد مهم باشند و با افکار خودکار منفی مرتبط گردند. او همچنین بر جداسازی افکار خودکار از افکار مداخله گر تأکید داشت. برطبق نظریه سالکووسکیس (1985. 1989) افکار مزاحم ناخواسته، اغلب خودکار، منفی و ملالت آور می‌باشند (به نقل از حسن شاهی 1382، 50).

 

 

    1. نظریه آلیس:از نظر الیس[32](1973) انسان‌ها، گرایش نیرومندی برای کژفکری دارند. از این نظر، عقاید نامعقول و نگرش‌های ناکارآمد، به بنیان‌های آشفته‌کننده‌ی رفتار تبدیل می‌شوند. این فلسفه، از یک طرف‌ اندیشه‌ای الزام ‌آور است که در نوع خود قدرتمند، خشک و جزمی است و از طرف دیگر، به‌ استنباط‌های فاجعه‌آمیز منجر می‌شوند (الیس 1991؛ الیس و درایدن[33] 1996). الیس (1973) تأیید این فرایند را در یک چرخه‌ی معیوب توضیح داده است؛ از نظر او افراد، خود را به خاطر اینکه از لحاظ هیجانی ناراحت هستند سرزنش می‌کنند، سپس خود را به خاطر سرزنش کردن پیوسته‌ی‌ خود ملامت نموده و از اینکه درصدد روان درمانی برآمده‌اند مجدداً سرزنش کرده و سپس نتیجه‌ می‌گیرند که به طرز نا امید کننده‌ای مشکل دارند و کاری نمی‌توان برای آنها انجام داد.

 

 

    1. نظریه بک(1976):بک هر چند با مفاهیمی متفاوت، نقش نگرش‌های ناکارآمد و شناخت‌های ناسازگارانه را در ایجاد رفتارهای ناسازگارانه مورد تأکید قرار داده است. از نظر او ابتدا، مراجعان باید از آنچه که به‌ آن فکر می‌کنند آگاه شوند، در گام دوم، باید افکار غلط خود را شناسایی کنند و در ادامه با جایگزین کردن قضاوت‌های درست به جای قضاوت‌های نادرست و دریافت بازخورد لازم که‌ بیانگر درست بودن تغییرات آنهاست دوره‌ی درمان را به سرانجام برسانند. نقش باورها، نگرش‌ها و فرایندهای ذهنی دیگر در بسیاری از اختلالات و مشکلات رفتاری نشان داده شده و معلوم شده است‌ که باورهای غیرمنطقی می‌توانند، رنج‌های افراد را تشدید کنند (الیس 2004؛ ملمد[34]2003؛ سیاروچی‌[35] 2004؛ رایس و دلو[36] 2001؛ ویب و مک کاب[37] ‌2002، 4). مفهوم نگرش‌های‌ ناکارآمد[38] (DA) اولین بار توسط بک (2006، 1975 و 1979) در توصیف افکار بیماران افسرده و به عنوان مفهوم اصلی مرکزی ایجاد و پایایی اختلال افسردگی مطرح شد.

 

 

    1. دیدگاه آسیب‌پذیری – تنیدگی الیور[39]و همکاران:از نظر الیور و همکاران (2007) آسیب‌پذیری شناختی در قالب دیدگاه آسیب‌پذیری – تنیدگی بر مبنای دو نظریه‌ی ناامیدی و نظریه‌ی بک به صورت سبک شناختی منفی و نگرش ناکارآمد، مفهوم‌ سازی شده است. تلفیق این دو دیدگاه در مفهوم الگوی شناختی ناسازگارانه که شامل سبک‌ شناختی منفی و نگرش‌های ناکارآمد است می‌تواند در طول فرایند رشد پدید آید (الوی[40]‌ و همکاران 2000) و موجب اختلالات رفتاری مختلف شود (وایزمن[41] ‌و بک 1978؛ هفل[42]‌ و همکاران 2003).

 

 

2-3-7- نقش افكار و باورها در مصرف مواد بر مبنای ديدگاه‌هاي شناختی
طبق ديدگاه‌هاي شناختي، وجود برخي افكار و باورهاي غير منطقي بر روي خلق اثر مستقيم دارند. اليس اعتقاد به 11 باور غير منطقي را علت آشفتگي رواني مثل اضطراب، افسردگي و دليل شاد نبودن فرد، مي‌داند. اليس و بك (1380) معتقدند كه در افراد سوء مصرف كننده مواد، وجود چند نگرش و باور غير منطقي رايج، منجر به تحمل پايين ناكامي و در نتيجه احساسات منفي مثل خشم و غمگيني مي‌شوند. يكي از اين باورهاي غير منطقي، اين است كه «امور هميشه بايد بر وفق مراد باشد» زماني كه فرد انتظار دارد همه چيز بايد بر وفق مرادش باشد، مواجهه با كوچكترين مانعي او را تحريك پذير و آشفته مي‌كند و شيوه‌هاي ديگر رسيدن به هدف را ناديده مي‌گيرد، در چنين شرايطي فرد براي مقابله با مشكل و كاهش تنش به سوء مصرف مواد اقدام مي‌كند. بنابراين، خلق منفي بالا كه زمينه ساز گرايش به سو‌ء مصرف مواد است، با احساس درماندگي، ساختار انگيزشي غير انطباقي و باورهاي غيرمنطقي و ناكارآمد، رابطه مستقيم دارد. نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد كه تعديل خلق منفي مي‌تواند گرايش به رفتارهاي اعتيادي را كاهش دهد (کولو[43]و همکاران 2005؛ به نقل از رسولي 1386). در مورد سوء مصرف مواد، نظريه‌هاي مختلفي مثل شناختي-رفتاري، روان تحليلي و انگيزشي مطرح مي‌شوند كه هر كدام با توجه به ديدگاه خود به اعتياد، راهكار درماني ارائه مي‌كنند. ديدگاه شناختي-رفتاري و تمام رويكردهاي درماني در اين حوزه، بر اهميت افكار، احساسات و رفتار در اختلال مصرف مواد توجه دارند و با روش اصلاح الگوي شناختي فرد يا بازسازي شناختي، آموزش مهارت‌هاي اجتماعي و مقابله‌اي به درمان آن اقدام مي‌كنند
2-3-8- ارتباط نگرش و باور با مصرف مواد بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی
از دیدگاه یادگیری اجتماعی، انتظارات مثبت از مصرف مواد سبب ادامه‌ی مصرف و بازگشت به مصرف می‌شود، در حالی که انتظارات منفی از مصرف مواد جلوگیری می‌کنند (جونز و مک ماهون[44] 2001). در همین چارچوب، براساس نظر بک اکثر بیماران سو مصرف‌کننده‌ی مواد دارای مجموعه‌ای از باورها و نگرش‌های مثبت نسبت به مواد هستند که وقتی تصمیم به توقف مصرف می‌گیرند، فعال می‌شوند. در این هنگام چون فرد تصور می‌کند قادر به کنترل تمایلات خود نیست، احتمال کمی وجود دارد که برای کنترل آن تلاش کند. از این دیدگاه، یک محور مانع عمده در ترک مصوف مواد یا مصرف الکل، شبکه عقایدی ناکارآمدی است که بر محور داروها و مواد متمرکز است و نیز یکی از دلایلی که سبب می‌شود فرد سو مصرف‌کننده‌ی مواد هم‌چنان تمایل قوی به مصرف مواد داشته باشد، این است که عقاید اساسی او نسبت به مزایا و معایب مواد، اساساً تغییر نکرده است (گودرزی 1384).
2-3-9- اهمیت و تأثیر نگرش مثبت به مصرف مواد




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:49:00 ق.ظ ]