مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 خلق تبلیغات تصویری جذاب با هوش مصنوعی
 کاربردهای پوشک گربه و آموزش استفاده صحیح
 درآمدزایی از فروش عکس آنلاین (راهنمای عملی)
 مدیریت احساسات ناخودآگاه در روابط
 کسب درآمد از آرایشگری در منزل (بدون نیاز به اینترنت)
 درآمد از طراحی لوگو (راهکارهای اثربخش)
 تقویت ارتباط در روابط عاشقانه
 رازهای موفقیت برندمنشن (استراتژیهای حرفه‌ای)
 ترمیم رابطه پس از خیانت (راهکارهای کاربردی)
 درمان استرس گربه (شناخت علائم و روش‌های آرام‌سازی)
 تغذیه سگ چاو چاو از تولگی تا بلوغ (نکات حیاتی)
 سوالات کلیدی قبل از ازدواج (معیارهای مهم)
 درآمدزایی از طراحی محصولات چاپی
 تجربه فروش محصولات دست‌ساز آنلاین (نکات طلایی موفقیت)
 راهنمای کامل نگهداری طوطی برزیلی
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (راهنمای انتخاب)
 تولید ویدیو از متن با Pictory
 درآمدزایی از فروش فایل‌های دیجیتال (ترفندهای حرفه‌ای)
 راه‌اندازی فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال (راهنمای موفقیت)
 کسب درآمد با موبایل (روش‌های پولساز)
 افزایش رضایت مشتری (استراتژیهای کاربردی)
 نشانه‌های عشق واقعی در همسر
 رهایی از احساسات تلخ گذشته در رابطه
 آموزش استفاده از Jasper برای تولید محتوا
 درآمدزایی از فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



چکیده

 

ما در عصری زندگی می کنیم که اطرافمان را سازمانهای بزرگ فرا گرفته اند و ابعاد گسترده ای از نیازهای جوامع را پوشش می دهند. این سازمانها بدون برخورداری از مدیران موثر و کارآمد قادر به ادامه حیات در دنیای حرفه ای و تخصصی امروز نمی باشند. مدیران به مثابه هماهنگ کنندگانی متفکر و توانمند هستند که با قدرت و سرعت عمل، انبوه فرآورده های انسانی و صنعتی را هماهنگ می سازند. مهارت های فنی، انسانی و ادراکی مدیران در موفقیت سازمانها برای پرورش و توسعه مهارتها، استعدادها و خلاقیت کارکنان در راستای اهداف سازمانی نقش بسیار موثری دارند چرا که نیروی انسانی کارآمد و اثربخش تنها عنصر بی رقیب و غیرقابل جایگزین در عصر رقابتی امروز است. آیا بالارفتن این مهارتها و تواناییها در مدیران به همراه برخوردهای سازنده، اثربخشی کارکنان را نیز بالا برده است؟ این پژوهش درنظر دارد تاثیر توانمندیهای مدیران بر اثربخشی کارکنان را در محیط های آموزشی به ویژه مدارس بررسی نماید. روش تحقیق پژوهش حاضر، توصیفی همبستگی و مبتنی بر تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری است. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه های استاندارد استفاده شده است و روایی و پایایی آن مورد تائید قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش، کارکنان و مدیران مجتمع آموزشی صالح غرب تهران بوده است و برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد و تعداد نمونه با فرمول کوکران، 169 نفر انتخاب شدند که در نهایت با توجه به ریزش پرسشنامه تعداد بیشتری پرسشنامه پخش شد که در نهایت 200 پرسشنامه سالم مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی فرضیات و تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدلسازی معادلات ساختاری با نرم افزار لیزرل 8.54 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان از تاثیر مثبت توانمندی های مدیریتی بر اثربخشی کارکنان دارد، همچنین فرضیات فرعی نیز تائید شدند.

 

واژه‌های کلیدی: توانمندی های مدیریتی، اثربخشی کارکنان، توانمندی فنی، توانمندی ادراکی، توانمندی انسانی

 

فصل اول

(کلیات)

 

 

 

1- 1مقدمه

 

بعد از انقلاب صنعتی، دانش مدیریت به طور رسمی در مراکز آموزشی تدریس و در سازمان های صنعتی و خدماتی به کار گرفته شد. دانش مدیریت به شکل امروزی آن، از ابتدای قرن بیستم توسعه یافت. امروزه اهمیت مدیریت در موفقیت سازمان ها بر کسی پوشیده نیست. مدیران مسئول به کارگیری منابع انسانی برای تأمین اهداف سازمانی هستند.

اهداف هر سازمان فلسفه وجودی آن سازمان محسوب می شود. به منظور تحقق اهداف نیاز به یک تلاش گروهی است. پیچیدگی کار جمعی ، مدیریت نظام گونه را به وجود آورده است. اثربخشی و کارآیی به عنوان دو هدف مهم در تمامی سازمانها نیازمند تدابیری است که مدیران آنها را اتخاذ می کنند. از طرفی محدودیت منابع و تغییرات محیطی در عرصه های مختلف داخلی و خارجی اهمیت مدیریت را بیش از پیش مشخص می نماید. بدیهی است پیدایش سازمانها و توسعه آنها نتیجه وجود مدیریت است و سازمان و مدیریت لازم و ملزم یکدیگر هستند. (جوادین و امیرکبیری، 1380). موضوع مهارتهای مدیریتی از جمله مسائلی است که از ابتدای تکوین مدیریت تا به امروز مورد توجه بوده و به شیوه های مختلف به آن پرداخته شده است. مهارتهایی که برای مدیران لازم است به سه دسته مهارتهای فنی، انسانی و ادراکی تقسیم شده است. ( کتز، 1375 : 96 ). اثربخشی میزان موفقیت سیستم در حصول به اهداف و انجام وظایف تعریف شده است. اثربخشی میزان تکمیل کارهای صحیح را نشان می دهد. (طاهری، 1384 : 17). میزان اثربخشی ارتباط مستقیمی با عملکرد مدیر دارد و هنگامی که مدیر در جهت تحقق اهداف و نتایج مطلوب سازمان باشد، می گوییم اثربخشی تحقق یافته است. ( علاقه بند، 1375: 168 ).

دوبرین، مدیریت را فرآیند به کارگیری منابع سازمانی برای تحقق اهداف سازمانی از طریق کارکردهای برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل می داند. (دوبرین، 1994: 5 ) عده ای مدیریت را فرآیند اداره و هماهنگی منابع به صورت اثربخش و کارآرا و تلاش جهت رسیدن به اهداف سازمان تعریف کرده اند.

مدیریت در بسیاری از کشورهای درحال توسعه حائز اهمیت شایانی است. بررسی کارشناسان توسعه اقتصادی نشان داده است که فراهم نمودن تکنولوژی و پول، به تنهایی توسعه و رشد را پدید نمی آورد. تا زمانی که نیاموزیم چگونه می توان از منابع انسانی به درستی استفاده کرد و آنها را مدیریت نمود، تکنولوژی و تبعات آن بیهوده و گاه دست و پاگیر است.

هر سازمانی، در سه سطح مجزا لیکن متداخل عمل می کند که هرکدام از این سطوح نیازمند ترکیب مهارتهای مدیریتی متفاوت هستند. این سطوح مدیریت شامل سطح عملیاتی ، سطح مدیریتی و سطح استراتژی می باشد. فهم سطوح سه گانه مدیریت می تواند در فهم تمرکز فعالیتها در سطوح مختلف در یک سازمان کمک نماید.

رشد روزافزون و توسعه دانش مدیریت موجب شده تا بزرگترین سازمان ها در دورترین نقاط جهان به بهترین نحو اداره شوند. توانمندشدن سازمان ها، مستلزم توانمند بودن اجزای آن است. به عبارت دیگر ساختار و نیروی انسانی مناسب و مجرب و آکاه به مسائل سازمانی و همچنین دانش مدیریت از ضروریات اصلی هر سازمان است و بدیهی است سازمانی که بتواند ساختار خود را با شرایط پیچیده موجود تنظیم کند و از توانمندی ها و مهارت های مدیریتی خود به بهترین نحو استفاده نماید، عمکلرد و اثربخشی بیشتری نسبت به سایر سازمان ها از خود نشان می دهد.

عملکرد سازمانی درگرو مدیریت اثرگذار و استفاده از روندهای مدیریتی است ، این همان قضاوتی است که کارکنان در سازمان در قبال مدیریت می کنند ( بزرمن و مور، 2012). این قضاوت ممکن است با رضایت شغلی، روندهای مهم سازمانی و …. سنجیده شود، اما به هر حال برای آنها اقتصاد و ماموریت سازمان اهمیت دارد و این مساله در سطح فردی و سازمانی سنجیده می شود ( هورنگرن[1]، 2012).     از طرفی نقش مدیر، مهارتها و توانایی های وی که از جنبه های مختلف بر کارکنان تاثیر می گذارد      از جمله مواردی است که می بایست در نظر گرفته شود ( چایلد و کیزر[2]، 2013). در این فصل بر آنیم تا به بررسی تاثیر توانمندی های مدیریتی بر اثربخشی کارکنان بپردازیم.

 

1-2 بیان مساله

 

ما در اجتماع امروزی با سازمان های مختلفی که اطرافمان را فرا گرفته اند، در ارتباط مستمر             می باشیم. با یک نگرش کلی در می یابیم هیچ سازمانی بدون داشتن مدیر آگاه و توانمند نمی تواند بقا و دوام خود را تضمین نماید و قسمت اعظم نیازهای ما توسط همین سازمان ها تأمین می شود که هدایت این سازمان ها توسط مدیران صورت می گیرد. با توجه به دنیای امروزه که یک دنیای حرفه ای و تخصصی است و به عبارت دیگر آن عصر مدیریت، دانش، فن آوری و ارتباطات و … نامیده شده، نقش مدیران در امور راهبردی سازمان ها آشکارتر می شود. این مدیران هستند که موجبات پیشرفت و ترقی یا رکود و ورشکستگی سازمان را فراهم می سازند. مدیریت در دنیای پیچیده امروز، نقش حیاتی و اساسی دارد  ( هورنگرن[3]، 2012).

مدیران با انتخاب استراتژی های سازمان و تعیین اهداف قابل دسترسی، موفقیت سازمان را تخمین    می زنند. آنها با تعیین اهداف واقعی و یافتن و ایجاد بهترین راه های دستیابی به هدف موجب می گردند تا سازمان با حداکثر درجه کارایی به اهداف خود دست یابد.

مدیران برای هدایت مؤثر سازمان در رسیدن به اهداف باید کارکردها و وظایف مختلفی را انجام دهند.
باید به امر برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و … سازمان بپردازند و انجام هر وظیفه ای توانایی و مهارت خاص خود را می طلبد. بنابراین اعمال وظایف مدیریت نیز مستلزم داشتن مهارت­های مدیریت            می باشد. این مهارت های مدیریت هستند که موفقیت یا شکست وی و در نتیجه سازمان را رقم          می زنند (وفایی، 1385: 40).

مدیران در دنیای نامطمئن که دائماً در حال تغییر است عمل می کنند، سر و کار داشتن منظم با عدم اطمینان، مدیران را از سایر افراد درون سازمان متمایز می کند، آنان برای مواجهه با آینده، اتخاذ تصمیم های مناسب و آماده کردن سازمان برای فردا به مهارتهای مدیریتی خاصی نیازمندند. کسب مهارت های مدیریت، تضمین کننده موفقیت مدیران در مأموریت خطیر آنان است. در نتیجه مدیران برای تضمین موفقیت خود باید به مهارت ها مجهز باشند.

اما این مهارت ها کدامند؟ صاحبنظران مختلف برای مدیران مهارت هایی بر شمرده اند که در این پژوهش به آنها اشاره می شود. در تقسیم بندی کلی که اکثریت صاحبنظران در آن اتفاق نظر دارند مهارت ها را به 3 دسته فنی، انسانی و ادراکی تقسیم نموده اند.

به طور تقریبی در مدارس و موسسات آموزشی میزان قابل توجهی از مسائل و مشکلات مشاهده            می شود. به عنوان نمونه بعضی از مدیران قادر به برنامه ریزی صحیح نمی باشند، بین دانش آموزان یا دبیران تبعیض قائل می شوند، در برقراری روابط انسانی ضعیف می باشند، از منابع مالی تخصیص داده شده به درستی نمی توانند استفاده نمایند و همچنین فاقد توانایی به کارگیری تکنولوژیهای نوین آموزشی در مدارس می باشند، با مسائل و مشکلاتی که در مدرسه و مجتمع های آموزشی بوجود می آید به درستی برخورد نمی نمایند و یا اصولاً راه صحیح و منطقی برخورد با مسائل را نمی دانند و هزاران مشکل دیگر که در قسمت مدیریت مشاهده می شود. براین اساس نیاز به این تحقیق احساس می شد و از طرف دیگر به نظر می رسید که نداشتن مهارت های لازم در زمینه مدیریتی در عملکرد مدیران و در نتیجه بهره وری کارکنان تأثیر می گذارد، چرا که بهره وری نیروی انسانی در هر سازمانی عنصری است که نمی توان آن را از قلم انداخت زیرا نوعی پیوستگی با نتایج عملکردی در سازمان دارد. (دمان پور و ارویند،2012). از این رو تحقیق حاضر در جهت بررسی تاثیر توانمندی های مدیریتی بر اثربخشی کارکنان مجتمع آموزشی صالح انجام شده است.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1399-01-09] [ 10:38:00 ب.ظ ]




دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

 گروه مدیریت بازرگانی

پایان نامه تحصیلی برای دریافت درجه کارشناسی ارشد“M.A.”  مدیریت بازرگانی

« گرایش مدیریت بازرگانی»

عنوان

بررسی تاثیر برون‌سپاری­ فرایندهای سازمان امورمالیاتی بر عملکرد آن

 

چکیده:

برون­ سپاری عبارت است از پیدا کردن ارائه دهندگان خدمت جدید و روش‌های جدیدی که بتوان با اطمینان تهیه مواد، کالاها، اجزاء و خدمات را به آنها واگذار نمود. در حقیقت در واگذاری یا برون سپاری، سازمان از دانش و تجربه و خلاقیت ارائه دهندگان خدمت جدیدی که قبلاً‌ استفاده نکرده بهره‌مند می‌شود. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر برون‌سپاری فرآیندهای سازمان امورمالیاتی برعملکرد آن باتوجه به مطالعه موردی مالیات برخودرو در استان کرمانشاه در نیمه اول سال ۱۳۹۳انجام گردید.پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی بوده و از حیث نحوه­ی گردآوری داده ها، تحقیقی توصیفی ، از نوع پیمایشی است. این تحقیق از آن جهت کاربردی است که یافته­های آن در حل مشکلات سازمان امورمالیاتی به کار گرفته می­شود.و از آن جهت توصیفی هستند که متغیرها بر حسب وضع موجود مورد بررسی قرار می­گیرند و متغیرهای تحقیق دستکاری نمی­شوند.جامعه آماریِ این تحقیق، مؤدیان  و کارکنان سازمان امورمالیاتی کرمانشاه می‌باشد. پرسشنامه های طراحی شده میان این گروه ها توزیع و اطلاعات لازم جمع آوری ونظرات خبرگان و کارشناسان مالیاتی نیز گردآوری و یکپارچه گردیده است.نتایج حاصل ­از این پژوهش نشان می‌دهند متغیر مستقل برون­سپاری فرآیند ­مالیات­برخودرو دارای تأثیر 71 درصدی، برنامه ریزی مقدماتی دارای تأثیر 25 درصدی، تجزیه و تحلیل استراتژیک دارای تأثیر 49 درصدی، تحلیل هزینه دارای تأثیر 22 درصدی، مذاکرات دارای تأثیر 28 درصدی و الزامات پس از قرارداد دارای تأثیر 27 درصدی بر متغیر وابسته عملکرد سازمانی دارند. همچنین مشاهده گردید که همه این روابط از نوع مستقیم و مثبت می باشند. با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان اذعان داشت برون‌سپاری مالیات برخودرو در استان کرمانشاه تاثیر مثبت وبه سزایی در­عملکرد سازمان امورمالیاتی کرمانشاه داشته است.

 

 

 

کلمات کلیدی: برون‌سپاری، سازمان امورمالیاتی، عملکرد سازمانی

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:38:00 ب.ظ ]




دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه

دانشکده تحصیلات تکمیلی

 گروه مدیریت بازرگانی

پایان نامه تحصیلی برای دریافت درجه کارشناسی ارشد“M.A.”  مدیریت بازرگانی

« گرایش مدیریت بازرگانی»

عنوان

بررسی تاثیر برون‌سپاری­ فرایندهای سازمان امورمالیاتی بر عملکرد آن

 

چکیده:

برون­ سپاری عبارت است از پیدا کردن ارائه دهندگان خدمت جدید و روش‌های جدیدی که بتوان با اطمینان تهیه مواد، کالاها، اجزاء و خدمات را به آنها واگذار نمود. در حقیقت در واگذاری یا برون سپاری، سازمان از دانش و تجربه و خلاقیت ارائه دهندگان خدمت جدیدی که قبلاً‌ استفاده نکرده بهره‌مند می‌شود. این پژوهش به منظور بررسی تاثیر برون‌سپاری فرآیندهای سازمان امورمالیاتی برعملکرد آن باتوجه به مطالعه موردی مالیات برخودرو در استان کرمانشاه در نیمه اول سال ۱۳۹۳انجام گردید.پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی بوده و از حیث نحوه­ی گردآوری داده ها، تحقیقی توصیفی ، از نوع پیمایشی است. این تحقیق از آن جهت کاربردی است که یافته­های آن در حل مشکلات سازمان امورمالیاتی به کار گرفته می­شود.و از آن جهت توصیفی هستند که متغیرها بر حسب وضع موجود مورد بررسی قرار می­گیرند و متغیرهای تحقیق دستکاری نمی­شوند.جامعه آماریِ این تحقیق، مؤدیان  و کارکنان سازمان امورمالیاتی کرمانشاه می‌باشد. پرسشنامه های طراحی شده میان این گروه ها توزیع و اطلاعات لازم جمع آوری ونظرات خبرگان و کارشناسان مالیاتی نیز گردآوری و یکپارچه گردیده است.نتایج حاصل ­از این پژوهش نشان می‌دهند متغیر مستقل برون­سپاری فرآیند ­مالیات­برخودرو دارای تأثیر 71 درصدی، برنامه ریزی مقدماتی دارای تأثیر 25 درصدی، تجزیه و تحلیل استراتژیک دارای تأثیر 49 درصدی، تحلیل هزینه دارای تأثیر 22 درصدی، مذاکرات دارای تأثیر 28 درصدی و الزامات پس از قرارداد دارای تأثیر 27 درصدی بر متغیر وابسته عملکرد سازمانی دارند. همچنین مشاهده گردید که همه این روابط از نوع مستقیم و مثبت می باشند. با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان اذعان داشت برون‌سپاری مالیات برخودرو در استان کرمانشاه تاثیر مثبت وبه سزایی در­عملکرد سازمان امورمالیاتی کرمانشاه داشته است.

 

 

 

کلمات کلیدی: برون‌سپاری، سازمان امورمالیاتی، عملکرد سازمانی

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:37:00 ب.ظ ]




چکیده:

   امروزه سازمانهای کشور به مانند سایر سازمانهای جهان ناگزیرند تا با دیگر سازمانها چه در داخل و چه در خارج کشور به رقابت بپردازند تا بتوانند در محیط کسب و کار باقی بمانند. از این رو آنها باید بتوانند دست کم در یک زمینه برتر از رقبای خود بوده، به عبارت دیگر آنها چاره ای ندارند جز اینکه نوآور باشند. این پژوهش با هدف “تأثیر فرآیندهای مدیریت دانش بر عملکرد توسعه محصول جدید” به صورت موردی زنجیره تأمین شرکت عقاب افشان اجرا شد. اطلاعات مورد نیاز به وسیله پرسشنامه محقق ساخته ای که مبتنی بر مدل مفهومی پژوهش اقتباس از مدل شفیعی نیک آبادی (1391) و ون پای ونگ (2009) گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های جمع‌آوری شده ابتدا در سطح توصیفی با استفاده از شاخص‌های آماری به توصیف و تلخیص ویژگی­های جمعیت شناختی افراد نمونه در تحقیق شامل سابقه کاری و تحصیلات و جنسیت پرداخته می‌شود. در آمار تحلیلی این تحقیق به منظور آزمودن معناداری روابط میان سوالات و متغیرها و برازش مدل‌های اندازه‌گیری به دست آمده و سنجش روایی عاملی از تحلیل عاملی تأییدی استفاده گردیده است. همچنین به منظور بررسی وضعیت متغیرهای تحقیق از آزمون میانگین یک جامعه یا تی یک نمونه­ای استفاده شده است و پس از بررسی روایی سوالات پرسشنامه از طریق تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم، به منظور بررسی اثرات میان متغیرهای تحقیق از مدل معادلات ساختاری و بطور اخص تکنیک تحلیل مسیر با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده است. یافته ها نشان می­دهد که بین استراتژی های مدیریت دانش و عملکرد توسعه محصول جدید رابطه معناداری وجود دارد، طبق نتایج بدست آمده از پنج فرضیه فرعی تحقیق حاضر، سه فرضیه یعنی خلق دانش- عملکرد توسعه محصول جدید، ثبت، ذخیره و نگهداری دانش- عملکرد توسعه محصول جدید و ارزیابی و بازخور دانش- عملکرد توسعه محصول جدید با توجه به عدد معناداری آنها تأیید شدند. این پژوهش در خاتمه به ارائه پیشنهادهای کاربردی پرداخته است.

کلمات کلیدی: استراتژی های مدیریت دانش، عملکرد توسعه محصول جدید، توسعه محصول جدید.

   از اواخر قرن گذشته میلادی تا زمان حال، بحث مدیریت دارایی ­های نامشهود سازمان به عنوان بخشی از منابع حیاتی سازمان بسیار مورد توجه واقع شده است از بین این داراییها، دانش بیشترین توجه را به خود معطوف ساخته و به عنوان مهمترین دارایی نامشهود سازمان مورد تأکید قرار گرفته است. اکنون بحث مدیریت دانش به یکی از موضوعات اصلی در تحقیقات مدیریت در سراسر دنیا تبدیل شده است و آن را به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت کردن اطلاعات و ابزاری استراتژیک برای مدیریت و راهی مؤثر برای کسب مزیت رقابتی پایدار می دانند(شفیعی نیکابادی، 1391). از جمله تحولات چشمگیر در قلمرو علوم مدیریت، بروز و ظهور پدیده هایی همچون مدیریت دانش و توسعه محصول جدید می باشد. برای موفقیت سازمان، دانش به عنوان یک سرمایه، باید بین انسانها قابل مبادله بوده وتوانایی رشد داشته باشد. دانش نحوه حل مشکلات، می تواند کسب شود و بدین ترتیب مدیریت دانش قادر خواهد بود یادگیری سازمانی را که منجر به خلق دانش دیگری می شود، توسعه دهد. سازمانهای آگاه می دانند که دانش، سرمایه­ای فکری است و تنها سرمایه ای است که با گذشت زمان تغییر می­کند و اگر به طور مؤثری مهار شود، می­تواند خلاقیت و وضعیت رقابتی سازمان را حفظ نماید. استفاده از کل منابع فکری سازمان، می­تواند مزایای مالی قابل توجهی را در پی داشته باشد .

   در عصر حاضر، شتاب تغییرات در علوم و فناوری­های پیشرفته، به قدری فزونی یافته است که شتاب در نوآوریِ محصولات تولید شده با تکنولوژی و ایجاد دانش و توسعه آن، از سرعت یادگیری بشر فراتر رفته است (نوو و چان، 2007). همچنین شرکتهای موفق امروزی شرکتهایی هستند که به طور پیوسته برای حل مسائل جدید و ناآشنا، دانش جدید را کشف و یا خلق کرده و این دانش را به صورتی هدفمند و نظام یافته و متناسب با اهداف تخصصیِ راهبردی در تمامی لایه­ها و بخش­های مختلف سازمان توسعه داده و به دنبال تبدیل آن به فناوری و محصولات جدید باشند (نوناکا و تاکوچی، 1995).

   دانش در طولانی مدت به عنوان منبع کلیدی برای سازمانها در نظر گرفته شده است و مدیریت مؤثر آن هم، برای موفقیت امری ضروری است (نوو و چان، 2007). نوناکا و تاکوچی (1995)، شرکت های موفق را شرکت هایی می دانند که به طور پیوسته برای حل مسائل جدید و ناآشنا، دانش جدید را کشف و یا خلق کرده و این دانش را به صورتی هدفمند و نظام یافته و متناسب با اهداف تخصصی راهبردی در تمامی لایه­ها و بخش های مختلف سازمان توسعه داده و بدنبال تبدیل به فناوری و محصولات جدید باشند. (شفیعی نیکابادی، 2007).

1-2: بیان مسئله

   امروزه به علت رشد سریع محصولات و رقابتی شدن بازار عموماً نیاز به محصولات و خدمات رشد چشمگیری پیدا کرده است افزایش جمعیت و متنوع شدن نیازها نیز از جمله عواملی است که سازمان ها را به دستیابی به محصول و کارایی جدیدتر ترغیب می­کند (مارتین پیت 2008). ویگ (1995) مدیریت دانش را مجموعه ای از فرایندهای تعریف شده یا روش های مورد استفاده جستجوی اطلاعات در میان دانش های مختلف مدیریت عملیات تعریف می کند. لر (1999) اشاره می کند که مدیریت دانش شامل جمع آوری اطلاعات و انتقال اطلاعات به متقاضی می باشد. فعالیت هایی مثل کسب دانش، تصحیح دانش، ذخیره دانش و به اشتراک گذاری دانش در یک سازمان به طور مؤثر می تواند ارزش دارایی­های دانشی سازمان را افزایش دهد، که به آن مدیریت دانش می گویند. گرنت (1996) فکر می کرد که مدیریت دانش می­تواند به عنوان ادغام دانش در نظر گرفته شود. استراتژی مدیریت دانش رویکردی کلی به سازمان برای ایجاد هماهنگی میان منابع و توانمندی­های دانشی با مجموعه الزامات آن استراتژی است (زاک 1999). نوآوری از کپی کردن یک استراتژی مؤثرتر است. شرکت هایی با فناوری جدید که از روش های مدیریت دانش برای ایجاد استراتژی های توسعه محصول جدید استفاده می کنند موفق تر هستند (پنگ و همکاران 2005). سانگ و پری (1995) توسعه محصول جدید را برای استراتژی و عملکرد بهتر شرکت پیشنهاد می کند. کلارک و ویل رایت (1993) اشاره می کنند که استراتژی توسعه محصول جدید همان فرایند پردازش اطلاعات است که همراه با مدیریت خوب دانش می باشد. در واقع قصد شرکت، تعهد در کاهش عدم قطعیت در توسعه محصول جدید است. همچنین در مطالعات خود به این نتیجه رسیدند که شرکت ها در بدست آوردن عملکرد بهتر در توسعه محصول جدید اگر بتوانند به تغییرات محیطی نسبت به رقبا زودتر پاسخ دهند، 
می­توانند بهتر عمل کنند. استراتژی خوب انعطاف پذیر در سازمان می تواند سازمان دهنده واحد تحقیق و توسعه محصول جدید باشد. بنابراین اثربخشی مدیریت دانش نقش مهمی در استراتژی توسعه محصول جدید دارد. تیس و پیسانو (1994) تصور می­کردند که شرکت­ها تنها بدنبال سریعترین نوآوری در محصول و دارا بودن توانایی مدیریت برای ادغام و تخصیص منابع داخلی و خارجی که باعث موفقیت جهانی در محیط رقابتی می شوند، بودند. بنابراین یکپارچه سازی داخلی و دانش خارجی در سازمان باعث برقراری مدیریتی خوب که منجر به یک اثر مثبت بر روی عملکرد توسعه محصول جدید است، می شود. کلارک و ویل رایت (1993) ادغام دانش را به بخش های داخلی و خارجی تقسیم می کنند. ترکیب این دو می تواند عملکرد محصول جدید را افزایش دهد. تیس و همکاران (1997) بر اهمیت ادغام دانش تأکید داشتند و اعتقاد داشتند که صاحبان کسب و کار به طور مؤثر باید در بدست آوردن و ادغام دانش خارجی برای توسعه ایده های نوآورانه تلاش کنند. مورمن (1995) اشاره کرد که سرمایه گذاری برای جذب اطلاعات بازار که می­تواند عدم اطمینان را کاهش دهد در بدست آوردن فرصت های موفقیت تأثیر نسبتاً بالایی دارد. شرکت ها با استفاده از روش های مدیریت دانش خوب، می توانند عملکرد توسعه محصول جدید موفقی داشته باشند. عملکرد توسعه محصول جدید یک ساختار چندبعدی است. محققان با استفاده از ارزیابی عملکردها و اقدامات مختلف بر اساس تحقیقات مختلف تمرکز می کنند (کوپر و همکاران 1996). امروزه سرعت یافتن فرایندهاى توسعه محصول و ارائه سریعتر محصولات و خدمات در بازار مسئله اى است که شرکتها و سازمانها توجه خاصى به آن دارند.

اگر فرایند توسعه محصول را به مسابقه اى شامل سه زمان: 1) زمان تولید: مرحله توسعه ایده اولیه براى محصول جدید تا مرحله قبل از عرضه محصول در بازار؛ 2) زمان ورود به بازار: مرحله عرضه و ارائه محصول در بازار و بازار سنجى محصول؛ 3) زمان کسب سود: مرحله گذر از نقطه سر به سر و کسب سود؛ در نظر بگیریم، شرکت و سازمانى برنده واقعى خواهد بود که در این مسابقه برنده هر سه بخش باشد. کسب چنین موفقیتى منجر به این خواهد شد که فرایند توسعه محصول را یک فرایند زمان رسیدن به موفقیت بنامیم. جالب است که هنگام عرضه و ارائه محصولات به بازار سه نوع متفاوت از رویکردهاى ارائه محصول به بازار را بین رقبا شاهد خواهیم بود.

این رویکردها عبارتند از:

1) رویکرد اولین در بازار: سازمان علاقه مند است اولین سازمانى باشد که محصول جدیدى را به بازار عرضه مى دارد.

2) رویکرد سریع ترین دنباله رو: در این رویکرد سازمان نمى خواهد همچون حالت قبل اولین عرضه کننده محصول جدید در بازار نام بگیرد، ولى راغب است سریعترین شرکتى باشد که همان محصول را به بازار عرضه مى دارد.

3) رویکرد دنباله رو عادی: سازمان اولین دنباله رو نیست، ولى در زمره دنباله روهاى تولیدکننده و عرضه کننده محصول جدید قرار خواهد گرفت. در عصر حاضر، شتاب تغییرات در علوم و فناوری های سطح بالا به قدری فزونی یافته است که بسیاری از متفکرین بر این باورند که شتاب در نوآوری محصولات تولید شده با تکنولوژی سطح بالا و ایجاد دانش و توسعه آن از سرعت یادگیریی بشر فراتر رفته است. پس سازمانهای متولی حتی اگر تمام راهبردها، زمان و سرمایه های انسانی در اختیار خود را صرف یادگیری نمایند، باز هم ممکن است از عهده رویارویی مناسب با این شتاب بر نیایند. دانش در طولانی مدت به عنوان منبع کلیدی برای سازمانها در نظر گرفته شده است و مدیریت مؤثر آن هم برای موفقیت ضروری است (نوو و چان 2007). نوناکا و تاکوچی (1995)، شرکت های موفق را شرکت هایی می دانند که به طور پیوسته برای حل مسائل جدید و نا آشنا دانش جدید را کشف و یا خلق کرده و این دانش را به صورتی هدفمند و نظام یافته و متناسب با اهداف تخصصی و راهبردی در تمامی لایه ها و بخش های مختلف سازمان توسعه داده و بدنبال تبدیل آن به فناوری و محصولات جدید باشند.

   با تحقیقات صورت گرفته دانش یک فاکتور مهم در توسعه محصول به شمار می­آید و فعالیتهای دانشی در قلب فرایندهای توسعه محصول جدید در نظر گرفته می­شود از اینرو امروزه بسیاری از مدیران و صاحبان کسب و کار تمایل به تصمیم گیری درباره چگونگی توانمند ساختن مدیریت دانش و یا حتی هماهنگ کردن فعالیت های NPD[1] شرکت شان از طریق ابزارهای مدیریت دانش دارند (مانیان. 1390). از این رو) صنعت خوردرو با توجه به توسعه­ی وسیع و پیشرفت سریع و قابل توجه دانش و تجربه در آن در سطح دنیا بسیار رقابتی شده است و نیاز مدیریت دانش مخصوصاً در توسعه محصول جدید بسیار مهم و حیاتی و حساس تلقی می­شود از طرفی با توجه به اینکه زنجیره­ی تأمین در صنعت خودرو به لحاظ ساختار و زیر مجموعه های خود و نیز نوع ارتباط این مجموعه ها با یکدیگر بستر مناسبی برای سازماندهی دانش فراهم نموده است (رضایی، کراری، مصطفوی 1387).

   محصولات جدید از ضروریات شرکت های امروزی به شمار می­روند در حقیقت محصول جدید پاسخی به بزرگترین مشکلات سازمان های امروزی است. امروزه بیشتر سازمان ها ضرورت برخورداری از عملکرد بهینه­ی توسعه محصول جدید را به خوبی احساس کرده­اند و برای داشتن چنین عملکرد موفقی تلاشهای بسیاری انجام داده اند و هزینه­های هنگفتی را متقبل شده­اند. ماهیت عملکرد توسعه­ی محصول جدید یک مفهوم میان رشته ایست که از چند رشته برگرفته شده است و مدیریت دانش به عنوان مهم­ترین روش­ها و ابزارهای مورد استفاده جهت بهینه کردن عملکرد توسعه­ی محصول جدید شناخته شده است زیرا 
فعالیت­های دانشی در قلب فرایندهای محصول جدید نهفته است (جان و هانگ 2009) همچنین در اقتصاد امروز رقابت دیگر شرکت در برابر شرکت نیست بلکه این زنجیره های تأمین هستند که به رقابت با هم 
می­پردازند زنجیره تأمین از سه جریان عمده اطلاعاتی، فیزیکی و پول در جریان است و هدف اصلی این زنجیره را می­توان به دستیابی به حداکثر ارزش دانست (شفیعی نیکابادی 1391) و از آنجایی که شرکت عقاب افشان برای پیشرفت در بازارهای رقابتی و جهانی امروز و جذب مشتریان و وارد شدن به بازارهای جدید نیاز به مزیت رقابتی جهت پیشرفت و توسعه­ی شرکت ها دارند پس بنابراین شناخت عوامل تأثیرگذار فرآیندهای مدیریت دانش بر عملکرد توسعه­ی محصول جدید در زنجیره تأمین موجب مزیت رقابتی و حداکثر ارزش در سازمان می­گردد.

   در این تحقیق می­توان با استفاده از مدیریت دانش ضمن توسعه محصول جدید رشد قابل توجهی را ایجاد نمود و همچنین تأثیر هر یک از فرایندهای تشکیل دهنده مدیریت دانش (خلق، توزیع، ثبت و نگهداری، کاربرد و ارزیابی) را بر روی NPD بررسی نمود که این شناخت موجب پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان می­شود و عوامل تأثیرگذار نیز شناسایی می­گردد.

   در سی سال اخیر پژوهش­های زیادی بر روی اثربخشی فرآیندهای توسعه­ی محصول جدید انجام شده و مدل های گوناگونی جهت سیستماتیک کردن این فرآیندها ارایه شده است. از طرفی شاخص هایی به عنوان عوامل کلیدی موفقیت محصولات جدید توسط پژوهشگران معرفی شده است که برخی از آنها بین نتایج این پژوهشها مشترک بوده و برخی نیز متناسب با نوع کسب و کار و محصول مورد مطالعه متفاوت است، به طوری که امروزه فهرستی گسترده از این عوامل در دسترس است. مدیریت منظم و پیوسته در مورد دانش، یک فاکتور مهم در توسعه­ی محصول به شمار می آید و فعالیت های دانشی در قلب فرآیندهای توسعه­ی محصول جدید در نظر گرفته می شود. از این رو امروزه بسیاری از مدیران و صاحبان کسب و کار تمایل به تصمیم گیری درباره­ی چگونگی توانمند ساختن شرکتشان از طریق ابزارهای توسعه محصول جدید، مدیریت دانش و هماهنگ کردن فعالیت های مدیریت دانش هستند (مانیان و همکاران 1390).

   حوزه ای که شرکت های خودورسازی با آن رو به رو هستند، ریشه در قابلیت استمرار در طراحی و عرضه محصول جدید به بازار، سریعتر و مؤثرتر از سایر رقبا می­باشد که علت اصلی آن را می توان در چند دسته­ی اصلی بیان کرد که عبارتند از: عدم وجود سیستم های جمع آوری و نگهداری اطلاعات، استفاده از کالاهای کاهنده کیفیت و ارزان قیمت، حرفه ای نبودن در مطالعه­ی بازار و تولید مشتری مدار، سطح پایین دانش فنی، سطح پایین نوآوری در محصولات، حرفه ای نبودن در مدیریت کسب و کار، مدیریت ضعیف منابع انسانی به ویژه تشکیل پایدار تیم های کاری متخصص. بنابراین با توجه به مباحث گفته شده، می توان این مشکلات را به طور کلی در قالب فرآیند توسعه­ی محصول و مدیریت کردن این شرکت داراییهای دانشی ها مورد بررسی قرار داد. برای حداقل کردن نرخ شکست، صنعت خودروسازی نیاز به آگاهی بیشتر از کنترل کیفیت و استفاده از ابزارهای تخمین و برنامه ریزی و همچنین جمع آوری و نگهداری اطلاعات گذشته از پروژه های پیشین دارد از اینرو محقق در این پژوهش بدنبال بررسی وضعیت محصولات جدید از لحاظ عملکرد و موفقیت آنها در بازار و همچنین بررسی فرآیندهای مدیریت دانش در موفقیت این محصولات می­باشد. و با توجه به بررسی فوق می توان این سوال را مطرح کرد که:

آیا فرآیندهای مدیریت دانش بر توسعه­ی محصول جدید اثر معناداری دارد؟

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:37:00 ب.ظ ]




چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین عوامل تبادل اجتماعی، به اشتراک گذاری اطلاعات و رفتارهای مشارکتی با عملکرد زنجیره تأمین در شرکت های مستقر در شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی مشهد به انجام رسیده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مدیران ارشد، میانی و عملیاتی شرکتهای مستقر در شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی مشهد بود که تعداد آنها برابر با 657 نفر می باشد. از این تعداد، 240 نفر از روش نمونه برداری طبقه ای با تسهیم متناسب به عنوان نمونه انتخاب شدند. همچنین، ابزار جمع آوری داده در این تحقیق، پرسشنامه ای مشتمل بر 36 پرسش بود که در آن پاسخ ها بر اساس طیف 5 نقطه ای لیکرت تنظیم شده بودند. نتایج تحقیق نشان داد که بین همه ابعاد تئوری تبادل اجتماعی (بجز قدرت) با به اشتراک گذاری اطلاعات و رفتارهای مشارکتی رابطه وجود دارد. همچنین، بین به اشتراک گذاری اطلاعات با رفتارهای مشارکتی و با عملکرد زنجیره تأمین نیز روابط به اثبات رسید. گفتنی است که این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی بوده و از نوع مطالعات علّی با رویکرد توصیفی – پیمایشی می باشد. همچنین، در این تحقیق بمنظور تحلیل روابط از روش معادلات ساختاری کمک گرفته شده است.

 کلمات کلیدی: عملکرد زنجیره تأمین، به اشتراک گذاری اطلاعات، رفتارهای مشارکتی، مدل تبادل اجتماعی، شرکتهای مستقر در شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی مشهد

 .1. مقدمه

مدیریت زنجیره تأمین (SCM) [1]یکی از قدرتمندترین پارادایمهای عملیاتی برای بهبود مزیت رقابتی سازمانهای تولیدی و خدماتی محسوب می شود. با روند کنونی، دیگر امروزه سازمانها به تنهایی مهم نیستند، بلکه ایجاد ارزش افزوده در زنجیره تأمین و مدیریت آن دارای اهمیت فزاینده می باشد. از سوی دیگر، با افزایش جهانی سازی و رقابت در سطح بین الملل و ورود فناوریهای جدید مانند فناوری اطلاعات، دیگر بسیاری از سیاستها و تجارب گذشته کارایی لازم را ندارند. می توان گفت امروزه همه سازمانها به نوعی در معرض تحولات فناوری اطلاعات قرار دارند وجلوه های کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، در کلیه حوزه های زنجیره تأمین از جمله به اشترک گذاری اطلاعات مابین تأمین کنندگان، تولیدکنندگان و عرضه کنندگان به امری ضروری مبدل شده است. همچنین، به واسطه حساسیت های قیمتی و رقابتی، امروزه اعضای زنجیره تأمین به سمت رفتارهای مشارکتی و گروهی پیش رفته اند تا بتوانند با اشتراک و ائتلاف بهتر، زنجیره تأمین کاراتری را شکل داده و از ثمرات آن بهره مند شوند. از اینرو، در پژوهش پیش رو برآنیم تا با انجام مطالعه ای موردی بر روی شرکتهای مستقر در شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی مشهد، تأثیر متغیرهای مهمی همچون به اشتراک گذاری اطلاعات، رفتارهای مشارکتی و نظریه تبادل اجتماعی را بر روی عملکرد زنجیره تأمین مورد بررسی و کنکاش دقیق قرار دهیم.

در این فصل، سعی خواهد شد تا مسئله و سؤالات تحقیق بصورت شفاف بیان شده و پس از آن به تشریح اهداف، فرضیات و متغیرهای موجود در تحقیق خواهیم پرداخت.

2.1. بیان مسئله تحقیق

در محیط تجاری کنونی، رقابت دیگر بین سازمان ها نیست، بلکه بین زنجیره تامین آنهاست. سازمان ها، به عنوان بخشی از زنجیره تامین، به طور فزاینده ای در این فکرند که می بایست برای انعکاس سریع تغییرات بازار، با سایر زنجیره های تامین رقابت کنند (کیگولینی و همکاران[2]، 2004). در واقع، زنجیره تامین در میان تعداد زیادی از شرکا بصورت پویا و پیچیده در حال فعالیت می باشد. بمنظور پاسخگویی به این چالش ها، مدیریت زنجیره تامین[3] (SCM) مفهوم و ابزاریست در دست شرکت اصلی تا بتواند شرکای تجاری خود را بنحوی مدیریت کند که همکاری های بلند بیشتری در آینده حاصل گردد (ویجایاساراسی[4]، 2010).

مدیریت زنجیره تأمین می تواند به عنوان یک مدیریت اثربخش بر روی سه جریان مکمل مواد، اطلاعات و سرمایه گذاری بین یک شرکت اصلی و شرکایش تعریف گردد. اما یک مکانیزم تعریف شده جهت هماهنگی شرکا در استفاده از اطلاعات آنلاین، نقش مهمی را در مدیریت موثر این جریان ایفا می کند. نگرانیهای اصلی این مکانیزم، دو موضوع می باشد: به اشتراک گذاشتن اطلاعات و همکاری های مشترک (اسمیت و همکاران[5]، 2007).

در وهله اول، غالباً در زنجیره تامین، اطلاعات بین شرکتهای بالادستی و پایین دستی متناقض و ناسازگار می باشد (پراجوگو و اولهاگر[6]، 2012). شرکای زنجیره تامین ممکن است برای پیش بینی تقاضاهای بازار خود، بر اساس اطلاعات ناقص عمل کنند. از اینرو، همه شرکا می بایست برای پاسخ سریع به تغیرات بازار، موجودی بالاتری از محصولات یا قطعات را نگهداری کنند. نتیجه این امر،  می تواند افزایش هزینه تولید و کاهش حاشیه سود را برای شرکا به ارمغان آورد که به عنوان        “اثر شلاق چرمی[7]” شناخته می شود. از اینرو، بسیاری از مطالعات تأکید کرده اند که به اشتراک گذاری اطلاعات، یکی از فاکتورهای مهم و اساسی زنجیره تامین موثر می باشد. (وو ، چوآنگ و هسو[8]، 2014)

در وهله دوم، یک زنجیره تامین خوب و کارا، بر ماهیت رفتارهای مشارکتی در فرایند      تصمیم گیری متقابل بنا نهاده شده که این امر شرکا را در مسیر دستیابی به اهداف مشترکشان یاری       می رساند. در واقع، رفتارهای مشارکتی اجازه می دهد شرکا به طور مشترک و به روشی سیستماتیک، به یک فهم درست از تقاضاهای آینده، برنامه ریزی صحیح برای برآوردن این تقاضاها، و هماهنگی فعالیت های مرتبط دست یابند. بنابراین، رفتارهای مشارکتی، نیروی محرک یک زنجیره تامین موثر می باشند. بمنظور دستیابی به اینگونه رفتارهای مشارکتی، پژوهشگران بر اهمیت انکار ناپذیر فناوریهای پیشرفته اطلاعاتی در جهت پشتیبانی از به اشتراک گذاری اطلاعاتی صحه گذاشته اند. (اسمیت و همکاران، 2007)

در موقعیتی که به اشتراک گذاری اطلاعات و رفتارهای مشارکتی کاملاً با موفقیت ائتلاف زنجیره تأمین گره خورده اند، بررسی و شناسایی اصول یاری رسان در مبادله عقاید بین شرکای فعال در زنجیره تأمین ضروری بنظر می رسد (شئو و همکاران[9]، 2006). تئوری تبادل اجتماعی[10] (SET)، استدلال می کند که در ورای تعامل افراد یا گروه ها با یکدیگر، انتظار و توقع پاداش وجود دارد. این تئوری فرض می کند که نگرشها و رفتارها می توانند بر مبنای پاداشهای حاصله از تعامل منهای    هزینه های حاصله از تعامل، ارزیابی شوند. در زمینه زنجیره تأمین، یک تأمین کننده بر مبنای سیاستهای مشارکتی، همکاری دو جانبه ای را با تولید کننده شکل میدهد و انتظار دارد که در آینده عوایدی را از طرف تولید کننده حاصل کند. با توجه به مبانی نظری نظریه تبادل اجتماعی در حوزه زنجیره تأمین، بنظر می رسد که متغیرهای فعال در مدل تبادل اجتماعی (یعنی اعتماد، تعهد، عمل متقابل، و قدرت)، مقدم بر متغیرهای به اشتراک گذاری اطلاعات و رفتارهای مشارکتی ایفای نقش می نمایند. از اینرو، در مطالعات رفتاری زنجیره تأمین، بهیچ وجه نمی تواند اهمیت این نظریه را کتمان نمود. (وو ، چوآنگ و هسو[11]، 2014)

در نهایت، عملکرد زنجیره تأمین هدف نهایی همه شرکا در این زنجیره می باشد. شرکتهای فعال در شهرک فناوری صنایع غذایی و بیوتکنولوژی مشهد نیز از هر کدام جزوی از یک زنجیره تأمین وسیعتر می باشند، از این قاعده مستثنی نبوده و همگی بدنبال افزایش کارایی و عملکرد زنجیره خود می باشند. چراکه بهبود عملکرد زنجیره تأمین می تواند همه شرکای مشمول در خود را منتفع نموده و آثار مثبت زیادی موجب شود. از اینرو، در پژوهش حاضر برآنیم تا انجام یک تحقیق کاملاً علمی بر روی شرکتهای فعال در شهرک مذکور، بررسی نمائیم که “متغیرهای نظریه تبادل اجتماعی، به اشتراک گذاری اطلاعات و رفتارهای مشارکتی دارای چه نوع ارتباط متقابلی با یکدگیر و همچنین با عملکرد زنجیره تأمین هستند؟”. پاسخ به این پرسش و شناسایی دقیق روابط مابین این متغیر در شرکتهای تحت مطالعه، می تواند زمینه ساز افزایش عملکرد زنجیره های تأمین فعال در این مجموعه شده و راهکارهای مدیریتی نوینی را در اذهان مدیران ارشد شرکتهای مشمول در پژوهش شکل دهد.

 برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:37:00 ب.ظ ]