مجله علمی زاراسنگ - مجله علمی و آموزشی
موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      


 خلق تبلیغات تصویری جذاب با هوش مصنوعی
 کاربردهای پوشک گربه و آموزش استفاده صحیح
 درآمدزایی از فروش عکس آنلاین (راهنمای عملی)
 مدیریت احساسات ناخودآگاه در روابط
 کسب درآمد از آرایشگری در منزل (بدون نیاز به اینترنت)
 درآمد از طراحی لوگو (راهکارهای اثربخش)
 تقویت ارتباط در روابط عاشقانه
 رازهای موفقیت برندمنشن (استراتژیهای حرفه‌ای)
 ترمیم رابطه پس از خیانت (راهکارهای کاربردی)
 درمان استرس گربه (شناخت علائم و روش‌های آرام‌سازی)
 تغذیه سگ چاو چاو از تولگی تا بلوغ (نکات حیاتی)
 سوالات کلیدی قبل از ازدواج (معیارهای مهم)
 درآمدزایی از طراحی محصولات چاپی
 تجربه فروش محصولات دست‌ساز آنلاین (نکات طلایی موفقیت)
 راهنمای کامل نگهداری طوطی برزیلی
 ویژگیهای همسر ایده‌آل (راهنمای انتخاب)
 تولید ویدیو از متن با Pictory
 درآمدزایی از فروش فایل‌های دیجیتال (ترفندهای حرفه‌ای)
 راه‌اندازی فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال (راهنمای موفقیت)
 کسب درآمد با موبایل (روش‌های پولساز)
 افزایش رضایت مشتری (استراتژیهای کاربردی)
 نشانه‌های عشق واقعی در همسر
 رهایی از احساسات تلخ گذشته در رابطه
 آموزش استفاده از Jasper برای تولید محتوا
 درآمدزایی از فروشگاه آنلاین محصولات دیجیتال
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید



جستجو


 



برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

 

    1. ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده به عنوان یک معیار ارزیابی عملکرد سطوح بالا: همانطور که در بخش مربوط به ارزش افزوده اقتصادی بیان شد، سود خالص عملیاتی بعد از کسر مالیات به تنهایی یک معیار مناسب برای ارزیابی عملکرد نیست زیرا هرگز نشان نمی‌دهد که چه مقدار سرمایه برای بدست آوردن این سطح از سود عملیاتی بکار گرفته شده است. همچنین در این مدل نرخ رایج بازده وجوه سرمایه‌گذاری شده نیز نشان داده نمی‌شود. بنابراین یک معیار ارزیابی عملکرد مناسب‌ معیاری است که علاوه بر خالص سود عملیاتی بعد از کسر مالیات مقدار سرمایه بکارگرفته شده و نرخ مقرر بازده سرمایه را نیز نشان دهد(همان منبع).

 

 

بنابراین دو مزیت ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده در مقایسه با ارزش افزوده اقتصادی به این صورت بیان می‌شود: نخست اینکه هر وقت ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده مثبت باشد، ارزش اضافی نسبت به هزینه فرصت بر مبنای بازار برای سهامداران آفریده شده است. در این حالت سود عملیاتی در جریان برای سرمایه گذاران در پایان دوره از هزینه فرصت واقعی سرمایه آنها بیشتر است. در مورد ارزش افزوده اقتصادی این موضوع همیشه صحت ندارد، زیرا ممکن است هنگامی که بازده حاصل شده برای سهامداران کمتر از هزینه فرصت واقعی آنها است، ارزش افزوده اقتصادی کماکان مثبت باشد. دوم اینکه ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده را می‌توان بر مبنای کل جریان‌های سود برای سرمایه گذاران (بدهی و حقوق صاحبان سهام) یا فقط بر مبنای جریان‌های سود برای حقوق صاحبان سهام محاسبه کرد. این ویژگی تنها زمانی در مورد ارزش افزوده اقتصادی صادق است که ارزش بازار بدهی و حقوق صاحبان سهام با ارزش دفتری اقتصادی و نه حسابداری آنها برابر باشد(همان منبع).
۲-۸، پیشینه پژوهش
۲-۸-۱، پژوهش‌های خارجی
اولین مطالعه تجربی که به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری مربوط می‌شود توسط استوارت در سال ۱۹۹۱ انجام گرفته است. در این مطالعه، نمونه ای از ۱۰۰۰ شرکت صنعتی فعال در بین سال‌های ۸۷ و ۸۸ میلادی انتخاب شدند تا میزان تاثیر شاخص‌های ارزشی بر ارزش کل شرکت مورد بررسی قرار گیرند.یومورا و پتیت و کانتور در سال ۱۹۹۶ ازاطلاعات مالی ۱۰۰ شرکت بزرگ بانکی آمریکا در دوره ای ده ساله به منظور محاسبه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری استفاده‌کردند‌. آنها در این پژوهش از آزمون هبستگی برای بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با ارزش افزوده بازاری و سه زیر شاخص سنتی شامل : بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام و درآمد هر سهم استفاده کردند. لهن و ماخیا نیز در همان سال ۱۹۹۶، مطالعات خود را در میان صنایع تولیدی انجام دادند. آنها در این پژوهش در پی یافتن میزان همبستگی ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازاری با رفتار قیمتی سهم بودند. چن وداد در سال ۱۹۹۷ یک مدل رگرسیونی برای مقایسه‌ی بین ارزش افزوده اقتصادی و سایر شاخصهای حسابداری مانند: سود هر سهم، بازده حقوق صاحبان سهام و بازده داراییها به دست آورد. فیت، جان و بالاکرشین در سال ۲۰۰۰ دریافتند که میان استراتژیهای سازمانی و متغیرهای کوتاه مدت مالی و شاخص‌های اندازه‌گیری خلق ثروت مثل ارزش افزوده بازاری رابطه غیر خطی وجود دارد. آنها برای مدل کردن این رابطه از شبکه عصبی استفاده کردند. یوک و مک کابه در سال ۲۰۰۱، اثر بخشی ارزش افزوده بازاری به عنوان معیاری برای سرمایه گذاری را اندازه گرفتند. آنها این کار را با بررسی رابطه این شاخص با سایر شاخصهای رایج ارزیابی عملکرد مالی مبتی بر ارزش و نرخ بازده سهام عادی انجام دادند. جانسون و سونن ىر سال ۲۰۰۳ از اطلاعات مالی ماهانه ۴۸۷ شرکت برای کشف متغیرهای مالی احتمالی در شرکتهایی که به لحاظ عملکرد مالی، عملکرد قابل قبولی از خود ارایه کرده‌اند. آنها برای این موضوع از شاخصهای شارپ، آلفای جنسن و ارزش افزوده اقتصادی کمک گرفتند.وار در سال ۲۰۰۵ تحقیقی برای کشف آثار تورم بر دقت شاخص ارزش افزوده اقتصادی نمود و در این پژوهش دریافت که تورم آثار مخربی بر دقت این شاخص دارد.کایریازیس و آناستازیس در سال ۲۰۰۸ قدرت اکتشاف نسبی ارزش افزوده اقتصادی را کشف کردند. لاتینن و تاپینن در سال ۲۰۰۸ آثار مولفه‌های هزینه و ارزش افزوده را در اندازه سازمانی(سازمان‌های متوسط و بزرگ) بر روی عملکرد مالی سنجیدند.
لیانگ و ژیانگ[۵۸] تصاحب و ادغام شرکت‌های پذیرفته شده بورس چین در سال ۲۰۰۲ را مورد بررسی قرار دادند. این پژوهش براساس شاخص ارزش افزوده اقتصادی عملکرد قبل و پس از تصاحب و ادغام شرکت‏های چینی را بررسی کرده است. در این پژوهش ارزش افزوده اقتصادی سه سال قبل از تصاحب و ادغام و چهار سال پس از تصاحب و ادغام بررسی شده و بر اساس عملکرد کوتاه مدت و بلندمدت ارزش افزوده اقتصادی نتایج پژوهش ارائه شده است. نتایج مذکور نشان می دهد که عملکرد کوتاه مدت شرکت‌های تصاحب و ادغام شده ی چینی بهبود یافته است و از نظر آماری معنا دار بوده است ولی در بلندمدت بهبود عملکرد قابل توجه و معنادار نبوده است.
کریستودولو و همکاران [۵۹]عملکرد پس از تصاحب پنجاه شرکت پذیرفته شده در بورس یونان را مورد بررسی قرار دادند. معیارهای بررسی عملکرد در پژوهش مذکور نسبت‌های حسابداری از قبیل سودآوری؛ نقدشوندگی و بدهی بوده است. نتایج بیانگر این است که نرخ بازدهی دارایی‌ها و سایر نسبت‏های سودآوری پس از تصاحب کاهش یافته و از نظر آماری معنادار بوده است. نسبت‏های نقدشوندگی و بدهی نیز کاهش قابل ملاحظه ای نداشته است (کِن[۶۰]، ۲۰۰۴).
مارکوس والتیون باس [۶۱]بانک‌های تصاحب شده در سال‌های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۱ اروپا را بررسی کرده اند. پژوهشگران در پی بررسی تأثیر تشابه فعالیت در ادغام و تصاحب بانک‌ها بوده و تصاحب کنندگان را به دو بخش اروپایی و غیر اروپایی تقسیم نموده اند. مهمترین فاکتور مورد بررسی نرخ بازدهی سرمایه بوده است. نتایج نشان می دهد که نرخ بازدهی سرمایه در تصاحب‌های مرتبط بهبود یافته است و افز
ایش نرخ بازدهی سرمایه توسط خریداران غیر اروپایی بالاتر بوده و از نظر آماری نیز معنادار بوده است (گوش
[۶۲]، ۲۰۰۱).
فابوزی و گرانت[۶۳] (۲۰۰۰)، پنجاه شرکت برتر از لحاظ ارزش افزوده اقتصادی نسبت به بازار در سال ۱۹۹۸ (متغیر وابسته) و نسبت ارزش افزوده اقتصادی به سرمایه بکار گرفته شده به عنوان متغیر مستقل انتخاب نمودند. نتایج رگرسیون مؤید ارتباط و همبستگی بین نسبت ای مذکور بود.
وت[۶۴] (۲۰۰۵)، در تحقیقی ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی و سایر معیارهای سنتی (جریانات نقدی عملیاتی، سود هر سهم، سود تقسیمی و …) را با ارزش افزوده بازار برای شرکت‌های پذیرفته شده در بورس آفریقای جنوبی بررسی نمود. نتایج این بررسی بیانگر آن است که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به معیارهای سنتی برتری ندارد.
جنیس و همکارانش[۶۵] (۲۰۰۵)، در مطالعه خود رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار و تأثیر تولید ناخالص داخلی به عنوان متغیر اقتصاد را در شرکت‌های امریکایی طی سالهای ۱۹۹۷-۱۹۸۸ بررسی نمودند. نتایج تحقیق بیانگر رابطه مثبت و معنی داری میان ارزش افزوده اقتصادی و تولید ناخالص داخلی با ارزش افزوده بازار است.
رمانا[۶۶] (۲۰۰۵) با استفاده از تحلیل رگرسیون رابطه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده بازار را در شرکت‏های هندی آزمون کرد و با معیارهای متداول حسابداری (سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات، سود قبل از بهره و مالیات و …) مقایسه نمود. نتیجه این بررسی نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی نسبت به معیارهای متداول حسابداری برتری ندارد.
وست و ورتینگتون[۶۷] (۲۰۰۴) با بررسی محتوای اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی، سود باقی مانده، جریان نقدی عملیاتی و سود قبل از اقلام غیرمترقبه دریافتند که در زمینه توضیح تغییرات بازده سهام، سود قبل از اقلام غیرمترقبه بهتر از سایر معیارها عمل می کند.
در این تحقیق، سود قبل از اقلام غیرمترقبه و ارزش افزوده اقتصادی به ترتیب دارای بیشترین و کمترین ارتباط با بازده سهام بود. در محتوای فزاینده اطلاعاتی بررسی شد که آیا ارزش افزوده اقتصادی نسبت به سود باقی مانده و جریان نقدی عملیاتی، قدرت توضیح سود را بیشتر می کند یا خیر؟ تجزیه و تحلیل نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی دارای محتوای فزاینده اطلاعاتی بیشتری نسبت به سود باقی مانده و جریان نقدی عملیاتی است.
دیویت[۶۸] به بررسی رابطه ی بین ارزش افزوده اقتصادی و سایر معیارهای سنتی نظیر جریان‏های نقدی عملیاتی سود هر سهم و سود تقسیمی با ارزش افزوده بازار در بورس اوراق بهادار افریقای جنوبی نمود. نتیجه‏ی این پژوهش نشان می دهد که ارزش افزوده اقتصادی بهتر از معیارهای سنتی نیست (دیویت، ۲۰۰۵).
فرناندز[۶۹] (۲۰۰۲) با انجام تحقیقی، رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران را بررسی نمود. نتایج آن تحقیق نشان داد که بین ارزش افزوده اقتصادی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران تنها ۶۶/۱۷درصد همبستگی وجود دارد. او در نهایت نتیجه گرفت که ارزش افزوده اقتصادی توان اندازه گیری ثروت ایجاد شده برای سهامداران را ندارد (فرناندز و همکاران ۲۰۰۲). [۷۰]
وار[۷۱] (۲۰۰۵) با انجام تحقیقی با عنوان «بررسی تجربی تحریف‌های تورمی بر ارزش افزوده اقتصادی»، دریافت که تورم طی سال‌های ۲۰۰۲- ۱۹۷۵ بطور قابل ملاحظهای ارزش افزوده اقتصادی اسمی را تحریف کرده است. این در حالی بود که نرخ تورم طی دوره مزبور از ۷/۹ در صد تجاوز نکرده بود. نتایج تحقیق وی برای دوره ۲۰۰۲ – ۱۹۹۰ -که تورم در بازه ۳/۱ تا ۱۵/۴ درصد بود- همچنان از تحریف قابل ملاحظه ارزش افزوده اقتصادی خبر می داد. او نشان داد که تفاوت بین ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و ارزش‏افزوده اقتصادی اسمی با تورم رابطه نسبتاً بالایی دارد و در نهایت بیان‏داشت در شرکت‏هایی که از ارزش‏افزوده اقتصادی به‏عنوان معیار ارزیابی عملکرد استفاده می‏کنند، قصور در اصلاح ارزش‏افزوده اقتصادی از بابت آثار تورمی منجر به تخصیص ناکارآمد سرمایه و ناهماهنگی پاداش مدیران با عملکرد واقعی آنها خواهد شد، از اینرو به منظور بهبود نتایج بکارگیری این معیار، بایستی از معیار تعدیل شده ارزش افزوده اقتصادی استفاده نمایند.[۷۲]
آستین[۷۳] (۲۰۰۶) در پژوهشی به “بررسی ارزش افزوده اقتصادی به عنوان معیاری برای سنجش عملکرد شرکت‌های هوایی نیوزیلند “در دوره زمانی سال‌های ۲۰۰۳-۱۹۹۵ پرداخت. نتایج پژوهش وی نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یک معیار برای قیمت گذاری محصولات شرکت، به کار برده می‏شود.
۲-۸-۲، پژوهش‌های داخلی
از پژوهش‌هایی که در داخل کشور صورت گرفته است نیز می‌توان به پژوهش مهدی رمضانی درتیر سال ۱۳۸۷ اشاره نمود. در این پژوهش وی به بررسی رابطه ارزش افزوده اقتصادی و بازده داراییها به عنوان معیارهای ارزیابی عملکرد نام برد.وی پژوهش خود را از طریق اجرای آزمون همب
ستگی در میان شرکت‌های خودرویی بورس به انجام رسانید و به نتیجه عدم رابطه بین این دو متغیر رسید. در پژوهشی دیگر که توسط حسینی آزان آخاری ومهدوی در سال۱۳۸۷ صورت گرفت، به بررسی رابطه بین ارزش افزوده با معیارهای دیگر ارزیابی عملکرد مالی شرکتها مثل سود هر سهم و قیمت به سود هر سهم پرداخته شده است. نتیجه این پژوهش که در بین ۵۰ شرکت فعالتر بورس اوراق بهادار تهران بین سال‌های ۱۳۸۰ – ۱۳۸۴ انجام گرفته است عدم رابطه بین متغیر‌ها را نشان می‌دهد. فرضیه‌های این پژوهش نیز از طریق آزمون همبستگی، آزمون گردیده‌اند. پژوهش صورت گرفته دیگر در این زمینه مربوط به آذربایجانی و سروش یار در سال ۱۳۹۰ می‌باشد. آنها در پژوهش خود دسته‌بندی دیگری را از شاخصهای ارزیابی عملکرد معرفی کردند و تمامی ‌این شاخص‌ها را در ۴ گروه اصلی حسابداری، اقتصادی، مالی و ترکیبی جایگذاری نمودند. در پژوهشی که توسط شریعت پناهی در سال ۱۳۸۸صورت گرفته است، شاخص‌های ارزیابی عملکرد به چهار گروه حسابداری، مالی، اقتصادی و تلفیقی تقسیم بندی گردیده اند، وی این شاخصها را با استفاده از نظریه نمایندگی ابزار کنترل رفتار مدیران درسازمان‌ها معرفی نموده است. اسکویی و حجازی در سال ۱۳۸۶ دریافتند که ارزش افزوده بازاری ونسبت قیمت به سود هر سهم قدرت توضیحی نسبی بر یکدیگر دارند
.
در زمینه پژوهش و بررسی ارزیابی عملکرد صنایع و شرکتهای مختلف بورسی، قبل و بعد از اجرای فاز اول هدفمندیها در کشور پژوهشی صورت نگرفته است. اما موضوعاتی مشابه که بوسیله شاخص‌های مالی، عملکرد شرکتهای دولتی را قبل و بعد از خصوصی سازی از طریق آزمون مقایسه زوجی را ارزیابی و مقایسه نمودند وجود دارد. در این میان می‌توان به مطالعه نجات، میرزاده، جواهری و شهبازی در سال ۱۳۸۹ اشاره نمود. آنها در مطالعه خود به بررسی تاثیر خصوصی سازی بر روی عملکرد مالی، اقتصادی و اجتماعی ۴۶ شرکت خصوصی شده از طریق بورس اوراق بهادار در طی سال‌های ۱۳۷۵-۱۳۸۳ پرداخته اند وبرای ارزیابی عملکرد از شاخص‌های بازده سهام، نرخ بازده سرمایه گذاری، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام، سود هر سهم، نسبت سود عملیاتی به داراییهای ثابت و نسبت گردش داراییهای ثابت استفاده نمودند. این محققین میانگین شاخص‌های ۳ سال فعالیت این شرکتها را قبل و بعد از خصوصی‌سازی محاسبه نمودند و از طریق آزمون مقایسه زوجی مقایسه کردند. در نهایت اغلب این مقایسات یا معنا دار نبودند و یا بدتر شدن عملکرد این شرکتها پس از خصوصی سازی را نشان می‌دادند.
در پایان‌نامه سپهوند که در سال ۱۳۸۹ نگارش شده است به بررسی این پرسش پرداخته شده است که، آیا (( خصوصی سازی منجر به بهبود عملکرد شرکتهای خصوصی‌سازی شده در بورس اوراق بهادار تهران شده است یا خیر ؟ )) وی برای پاسخ به این پرسش تعداد ۵۵ شرکت را طی دوره ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۶ از طریق بورس واگذار شده‌اند، را مورد مقایسه و بررسی قرار داده است‌، این محقق در مطالعه خود از شاخصهای ارزیابی عملکرد: بازده فروش، بازده داراییها، بازده حقوق صاحبان سهام، کارایی فروش، مخارج سرمایه‌ای، فروش تعدیل شده با نرخ تورم، تعداد کارکنان، اهرم و نسبت کل بدهیها به کل داراییها استفاده نمود. وی برای نتیجه‌گیری در مورد متغیرهای فوق، پس از انجام آزمون نرمال بودن، با استفاده از آماره آزمون ((کلوموگروف – اسمیرنوف و شپیرو – ویلک )) به انجام آزمون رتبه علامت‌دار ویلکاکسون پرداخته‌است. نتایج دریافت شده از این مطالعه حاکی از بهبود در اغلب ابعاد عملکرد شرکتهای واگذار شده بود.
عارفی (۱۳۸۸)، نتایج پژوهش بیانگر این است که مدیران شرکت‌های خریدار توانایی بهبود عملکرد و خلق ارزش برای صاحبان سهام شرکت نداشته اند و شاخص‌های مورد بررسی پس از تصاحب در شرکت تصاحب شده روند کاهشی داشته است. همچنین اغلب معاملات تصاحب شرکت در ایران با شکست مواجه شده و منجر به انتقال ثروت به سهامداران قبلی شرکت تصاحب شده از سهامداران شرکت خریدار، شده است.
ایزدی نیا (۱۳۸۲) در مطالعه خود با عنوان ارزشیابی واحدهای تجاری با استفاده از مدل ارزش افزوده اقتصادی و جریان‌های نقدی آزاد و تعیین شکاف قیمت و ارزش سهام، بیان می کند که در بازار سرمایه ایران قیمت‌های سهام، ارزش بازار شرکت‌ها و ارزش افزوده بازار با عوامل ارزش آفرینی از قبیل ارزش افزوده اقتصادی و جریان‌های نقدی آزاد ارتباط معنی داری دارند.
انواری رستمی و دیگران، (۱۳۸۳) در تحقیقی ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی، سود قبل از بهره و مالیات، جریان نقدی فعالیت‌های عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکت‌های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. در این بررسی مشخص شد سود قبل از بهره و مالیات همبستگی بیشتری نسبت به ارزش افزوده اقتصادی با ارزش بازار سهام دارد.
ظهیری ،(۱۳۸۶) ارتباط میان ارزش افزوده اقتصادی و سود هر سهم با ارزش بازار سهام شرکتهای پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های ۸۳-۷۹ را با انتخاب ۵۵ شرکت از صنایع مختلف مورد بررسی قرار داد. نتایج این بررسی حاکی ازهمبستگی بیشتر ارزش افزوده اقتصادی نسبت به سود هر سهم با ارزش بازار سهام است.
نوروش و مشایخی، (۱۳۸۳) با بررسی محتوای نسبی و فزاینده اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی، ارزش افزود
ه نقدی، سود حسابداری و وجوه نقد حاصل از عملیات با بازده سهام دریافتند که سود حسابداری دارای بیشترین ارتباط با بازده سهام است. همچنین سود حسابداری دارای محتوای فزاینده اطلاعاتی نسبت به سایر متغیرها است. ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده نقدی دارای رابطه معنادار با بازده سهام است و در برخی موارد دارای محتوای فزاینده اطلاعاتی هستند. وجوه نقد حاصل از عملیات نه تنها رابطه معناداری با بازده سهام ندارد بلکه دارای محتوای فزاینده اطلاعاتی نیست.

طالبی و جلیلی، (۱۳۸۱) رابطه ارزش افزوده اقتصادی و سود حسابداری با بازده سهام را بررسی کردند. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که سود حسابداری دارای رابطه معناداری با بازده سهام بود درحالی که رابطه ارزش افزوده اقتصادی با بازده سهام معنادار نبود.
فتح اللهی، (۱۳۸۳) در تحقیقی نشان داد که در حالت کلی بین سود اقتصادی و بازده سهام در دوره مذکور، ارتباط معناداری وجود ندارد و همچنین خالص سود عملیاتی در ارتباط با ارزش بازار شرکت، شاخص بهتری نسبت به ارزش افزوده اقتصادی می باشد.
مهدوی و رستگاری، (۱۳۸۶) در پژوهشی به “بررسی محتوای اطلاعاتی ارزش افزوده اقتصادی، جریان نقدی عملیاتی و سود عملیاتی دوره جاری برای پیش بینی سود شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سال‌های ۱۳۸۱-۱۳۷۸” پرداختند.
نتایج پژوهش آن‌ها نشان داد که ارزش افزوده اقتصادی، جریان نقدی عملیاتی و سود عملیاتی دوره جاری توانایی پیش بینی سود عملیاتی دوره بعد را دارند اما توانایی سود عملیاتی دوره جاری برای پیش‏بینی سود از بقیه بیشتر است (ص. ۱۹).
نوروش و همکاران (۱۳۸۳)، در پژوهشی به بررسی «رابطه جریانهای نقد عملیاتی، سود عملیاتی و ارزش افزوده اقتصادی با ثروت ایجاد شده برای سهامداران» پرداختند. این مقاله بر آن است تا با بررسی رابطه جریانهای نقد عملیاتی، سود عملیاتی و ارزش افزوده اقتصادی، با ثروت ایجاد شده برای سهامداران، میزان اعتبار این شاخصهارا در بورس اوراق بهادار تهران ارزیابی کند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، EVA شاخص بهتری برای پیش بینی CSV بوده و قادر است به سهامداران نشان دهد مدیریت تا چه حد در ثروت آنها دخیل بوده است. از دیگر نتایج این تحقیق می توان به این مطلب اشاره کرد که شاخصهای حسابداری که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته اند، ناکافی هستند و در برابر چالشهای روبه افزایش بازارهای سرمایه و مالکان مقاوم نخواهند بود و EVA شاخصی است که می تواند جایگزین سایر شاخصهابرای ارزیابی مدیریت در زمینه نیل به هدف اصلی که همانا حداکثر کردن ثروت سهامداران است، شود.
غلام و گوینده، (۱۳۸۸) در پژوهشی «رابطه ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با بازده سهام» را مورد بررسی قرار دادند. هدف اصلی این مقاله، بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با بازده سهام شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، با استفاده از داده‌های ترکیبی، شرکت و سال، ۷۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در خلال ۱۰ سال مورد آزمون قرار گرفته است. فرضیه‌های پژوهش از طریق محاسبه ضریب همبستگی پیرسون آزمون شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین ارزش افزوده اقتصادی و ارزش افزوده اقتصادی پالایش شده با بازده سهام رابطه معنی دار وجود ندارد.
دارابی و اسفندیاری، (۱۳۸۸) در پژوهشی به بررسی «رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده، سود قبل از کسر بهره و مالیات و جریان نقدی فعالیتهای عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکتهای صنایع مواد غذایی پذیرفته شده در بازار اوراق بهادار تهران» پرداختند. هدف از این پژوهش بررسی میزان همبستگی ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده با ارزش بازار سهام شرکتها و مقایسه آن با میزان همبستگی دو شاخص مهم دیگر حسابداری یعنی سود قبل از بهره و مالیات و جریان نقدی فعالیتهای عملیاتی با ارزش بازار سهام شرکتها است.به عبارت دیگر، آیا ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده نسبت به دو شاخص دیگر قادر به توصیف بهتر ارزش بازار سهام شرکتها است؟ به منظور پاسخگویی به این پرسش، شرکتهای صنایع مواد غذایی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در نظر گرفته شد و آزمونهای آماری لازم به اجرا درآمد. نتایج پژوهش بیانگر این است که در سطح اطمینان ۹۵% می توان ادعا کرد که ارزش افزوده اقتصادی تعدیل شده و جریانهای نقدی عملیاتی همبستگی یکسانی را با ارزش بازار نشان می دهند. این در حالی است که سود قبل از بهره و مالیات نسبت به دو معیار دیگر همبستگی بیشتری با ارزش بازار سهام دارد.
حساس یگانه و دلخوش، (۱۳۸۸) در پژوهشی «رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی با سود تقسیمی هر سهم و قیمت سهام درشرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار» را مورد بررسی قرار دادند. کانون توجه ارزش افزوده اقتصادی به عنوان یکی از معیارهای اندازه گیری عملکرد، بر موضوعاتی مانند هزینه سرمایه و ارزش ایجاد شده برای سهامداران قرار دارد. از مبانی اساسی در مفهوم ارزش افزوده اقتصادی این است که مدیران، مسوول ایجاد ارزش و حداکثر کردن ثروت سهامداران هستند. بنابرا
ین می توان از ارزش افزوده اقتصادی بعنوان معیاری برای اندازه گیری درجه تعهد و کارایی مدیران استفاده نمود و در واقع الگوی ارزش افزوده اقتصادی قادر است این پاسخ را به سهامداران بدهد که مدیریت تا چه اندازه در افزایش ثروت آنها دخیل بوده است. از آنجایی که می توان با معیار ارزش افزوده اقتصادی سود اقتصادی شرکت را به نحو درستی اندازه گیری کرد، بنابراین می تواند معیار مناسبی برای سنجش کارایی عملیاتی شرکت محسوب شود و آثار تصمیمات مدیریت بر قیمت سهام و سود تقسیمی شرکتها را با آن برآورد کرد. بنابراین، در این تحقیق رابطه سود نقدی و قیمت سهام با ارزش افزوده اقتصادی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سالهای ۱۳۷۹ الی ۱۳۸۳ مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر آن است که بین ارزش افزوده اقتصادی و سود تقسیمی هر سهم هیچگونه رابطه معنی داری وجود ندارد، اما بین ارزش افزوده اقتصادی و قیمت سهام رابطه معنی داری مشاهده شده است. در نتیجه ارزش افزوده اقتصادی می تواند برآورد کننده بهتری برای قیمت سهام باشد.

فصل سوم: روش شناسی پژوهش
۳-۱، مقدمه




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1399-09-22] [ 03:08:00 ق.ظ ]




۰٫۴۲۹

 

 

۰٫۴۳۸

 

 

۰٫۴۲۹

 

 

۰٫۴۵۲

 

 

۰٫۴۳۱

 

 

 

CVA

 

 

۰٫۲۷۴

 

 

۰٫۲۷۸

 

 

۰٫۲۹۶

 

 

۰٫۲۶۹

 

 

۰٫۲۵۷

 

 

۰٫۲۵۶

 

 

 

CFRI

 

 

۰٫۴۲۷

 

 

۰٫۴۳۷

 

 

۰٫۴۳۱

 

 

۰٫۴۴۴

 

 

۰٫۴۳۱

 

 

۰٫۴۱۹

 

 

نتایج درجدول فوق نشان می دهد، ارزش افزوده نقدی، جریان نقد سرمایه گذاری شده، ارزش افزوده بازاری وارزش افزوده اقتصادی، درآمد هر سهم درشرکت‌های بورسی، شاخص قیمت بر درآمد هر سهم و نرخ بازده دارایی‌های و نرخ حقوق صاحبان سهام شرکت‌های بورسی ازسال۸۶ تا۹۱ تفاوت معنادار ندارد.
نمودار ۴-۴: میانگین شاخص های ارزیابی عملکرد ازسال۸۶ تا ۹۱
نتایج در نمودار ۴-۴ نشان می‌دهد، نرخ بازده داراییها درشرکت‌های بورسی درسال ۸۶ و شاخص قیمت بر درآمد هر سهم درسال ۸۷ بیشتر بوده است ولی این تفاوت معنادار نبود. ارزش افزوده نقدی، جریان نقد سرمایه گذاری شده، ارزش افزوده بازاری و ارزش افزوده اقتصادی، درآمد هر سهم درشرکت‌های بورسی، شاخص قیمت بر درآمد هر سهم و نرخ بازده داراییهای و نرخ حقوق صاحبان سهام شرکت‌های بورسی ازسال۸۶ تا۹۱ تفاوت معنادار ندارد.
نمودار ۵-۴: میانگین شاخص های ارزیابی عملکرد ازسال۸۶ تا ۹۱
نتایج در نمودار فوق نشان می دهد، درآمد هر سهم درسال ۸۷کمتر بوده است ولی این تفاوت معنادار نبود.
نمودار ۶-۴: میانگین شاخص‌های ارزیابی عملکرد ازسال۸۶ تا ۹۱
نتایج در نمودار فوق نشان می دهد،ارزش افزوده نقدی ، جریان نقد سرمایه گذاری شده ،ارزش افزوده بازاری و ارزش افزوده اقتصادی درشرکت‌های بورسی ازسال۸۶ تا۹۱ تفاوت معنادار ندارد.
۴-۳، مدل ساختاری برای شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت‌های بورسی کدام است؟
برای تبیین مدل ساختاری شاخص های ارزیابی عملکرد شرکت‌های بورسی ازروش [۷۹]SEM استفاده شدکه برای برازش مدل، نرم افزار LISRE نسخه۷/۸ مورداستفاده قرارگرفت. شمای مدل ریاضی با استفاده از ترسیم روابط بین شاخصهای تدوین شده، سپس شاخص های برازندگی مدل اندازه گیری مورد محاسبه و ارزیابی قرار گرفت. شاخص های برازندگی[۸۰] از قبیل مجذور کای ، مجذور کای نرم شده (/df2) مورد استفاده قرار گرفت اغلب صاحب نظران مجذور کای نرم شده کوچکتر از ۳ را نشان دهنده برازندگی مناسب مدل تلقی می کنند( گیلز، ۲۰۰۲) .مقادیر بدست آمده برای شاخص ها درجدول زیر نشان داده شده است.
جدول۱۷-۴: شاخص ‌های براززندگی مدل

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

 

 

 
 
 

>
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




صنایع شیمیایی

 

 

۷۷/۴

 

 

 

 

 

 

 

 

۰۷/۱۳**

 

 

 

صنایع کاشی

 

 

۳۰/۸-

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

**. significant at the 0.01 level (2-tailed).
*. significant at the 0.05 level (2-tailed).

 

نمودار ۹-۴: میانگین تغییرات نرخ بازده داراییهادر شرکت‌های بورسی مختلف
همان طور که در جدول ۴-۱۶ ملاحظه می‏شود،
کاهش نرخ بازده داراییها در صنایع کاشی نسبت به صنایع خودروسازی و صنایع شیمیایی کاهش معنادار داشته است. ولی کاهش نرخ بازده داراییها در صنایع کاشی نسبت به صنایع فلزات اساسی معنادار نبود.
تغییرات نرخ بازده داراییها در شرکتهای فلزات اساسی نسبت به کاشی ، خودروسازی وشیمیایی معنادار نبود.
افزایش نرخ بازده داراییها در شرکتهای صنایع شیمیایی نسبت به صنایع خودروسازی معنادار نبود.
فصل پنجم: یافته ها و نتیجه گیری وپیشنهادات
۱-۵، جمع بندی
هدف این پژوهش « بررسی عملکرد شرکت‌های بورسی پیش و پس از هدفمندی یارانه‌ها » بود. این تحقیق از نوع توصیفی به صورت پس رویدادی واز نظر هدف کاربردی است. که بررسی عملکرد شرکت‌های بورسی پیش و پس از هدفمندی یارانه‌ها را مد نظر دارد از نوع علی – مقایسه‌ای می‌باشد. قلمرو مکانی انجام پژوهش، بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی پژوهش یک دوره شش ساله ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۱ بود.جامعه مورد نظر در این پژوهش، صنایع غذایی، دارو، خودرو، لوازم خانگی، محصولات شیمیایی ، کاشی وکانی غیرفلزی، سیمان و فلزات اساسی در بورس اوراق بهادار تهران سه سال قبل از اجرای هدفمندی یارانه ها( ۸۶-۸۷-۸۸) و سه سال پس از اجرای آن (۸۹-۹۰-۹۱)بود. حجم نمونه عبارت از، ۱۰۳شرکت در دوره زمانی مذکور بود که اطلاعات مورد نیاز شرکت ها از طریق بانک های اطلاعاتی تدبیرپرداز و دناسهم وسایت رسمی بورس اوراق بهادار ایران گردآوری شد. در این تحقیق، متناسب با متغیرهای مورد مطالعه و نوع داده های جمع آوری شده(قبل وبعد از اجرای هدفمندی یارانه ها)، در مرحله آمار توصیفی، به منظور توصیف آنان شاخص‌های مناسب نظیر میانگین ومیانه، انحراف معیاروچارکها وجداول توزیع فراوانی ونمودار میله ای به تفکیک قبل وبعد از اجرای هدفمندی یارانه ها محاسبه و تنظیم شد. در مرحله آمار استنباطی، با توجه به ماهیت مقیاس اندازه‏گیری که از نوع نسبتی است و نوع روش جمع‏آوری اطلاعات، برای تحلیل داده‏های حاصل از آزمون آماری t برای نمونه‌های وابسته، تحلیل واریانس اندازه‌گیری مکرر وتحلیل واریانس یکطرفه(ANOVA) وآزمون تعقیبی بنفرونی با نرم افزار SPSS نسخه ۲۰، برای تبیین مدل ساختاری شاخص‌های ارزیابی عملکرد شرکت‌های بورسی ازروش [۸۱]SEM ونرم افزار آماری LISREL نسخه۷/۸ استفاده شد.
۲-۵، یافته های تحقیق عبارت بود از:

 

 
 
 
yle="box-sizing: inherit; width: 1104px;" width="531">
دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

باره کسب نمایند، پایین است. در مرحله رشد مشتریان با محصولات آشنا شده و محصولات مشهور می شوند و تقاضا به سرعت افزایش می یابد. در مرحله بلوغ تقاضای محصولات تثبیت می شود و در مرحله افول فروش محصولات کاهش یافته و محصولات رو به فراموشی می روند.
استراتژی عملیات به وسیله چرخه عمر محصول تحت تاثیر قرار می گیرد.مدیران عملیات همانگونه که باید آماده توسعه محصولات جدید باشند، آمادگی تقویت خط محصول موجود را نیز باید داشته باشند. محصولات باید مرتباً بررسی شوند که در کجای چرخه عمر محصول قرار دارند و آیا ضرورت دارد بهبود یا تقویت شوند. یک استراتژی محصول موفق مستلزم اتخاذ تصمیم با توجه به هر محصول می باشد. همانگونه که موقعیت محصول در چرخه عمر تغییر می کند، استراتژی های متفاوتی مورد نیاز می باشد.
محصولاتی که در مرحله معرفی قرار دارند دارای هزینههای غیرمنتظرهای در تحقیق، توسعه محصول، تغییر و ارتقای فرایند و توسعه تأمینکنندگان می باشند. در این مرحله مدیران عملیات باید تکنیکهای مناسبی را برای تولید به کار برند. در مرحله رشد پیش بینی کارای ظرفیت مورد نیاز، ضروری میباشد. گاهی اوقات افزایش ظرفیت و پیش بینی ظرفیت مازاد ضروری است. در مرحله بلوغ رقبا به بازار وارد می شوند بنابراین تولید با حجم بالاو کاهش نوآوری مناسب خواهد بود. بهبود کنترل هزینه، کاهش آپشن ها، در این مرحله برای سودآوری و سهم بازار ضروری است. در مرحله افول مدیریت باید محصولاتی را که منحنی عمر آنها به سر آمده است شناسایی کند.(هیزر و هندر،۱۹۹۳: ۲۵۶)
اسلک و لوئیس(۲۰۱۱) ارتباط چرخه عمر محصول و ابعاد رقابتی غالب در هر مرحله را بررسی کرده اند. براین اساس در مرحله معرفی ابعاد انعطاف پذیری و کیفیت، در مرحله رشد تحویل و کیفیت، در مرحله بلوغ هزینه و تحویل و در مرحله نزول نیز بعد هزینه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد.
با نگاهی دیگر ، استراتژی محصول را می توان با توجه به اهداف شرکت توسعه داد. بر این اساس اگر هدف حفظ وضعیت موجود در سهم بازار باشد باید محصولات اضافی به خط محصول شرکت اضافه شده ویا محصولات موجود بازنگری شوند و اگر هدف، تقویت شهرت به عنوان یک نوآور باشد، نیاز به ارائه محصولات جدید می باشد.
شکل(۲-۱). چرخه عمر محصول.(هیزر و رندر،۱۹۹۳: ۲۴۸)
 
۲-۲-۷ مفهوم و مؤلفه های استراتژی ظرفیت
تصمیمات مربوط به سرمایهگذاری جهت ایجاد ظرفیت تولید یا ارائه خدمت میتواند بسیار پیچیده باشد(جاکوبس و چاس، ۲۰۰۸). بر این اساس، سرمایه گذاری بر روی تسهیلات، فرایندهای عملیاتی و نیروی انسانی، ماهیتی استراتژیک دارند و باید در بالاترین سطوح شرکت، در این باره برنامه ریزی و تصمیمگیری شود. همچنین تصمیم گیری در مورد ظرفیت بر قابلیت رقابتی شرکت تأثیر بسزایی دارد، چرا که اگر شرکتی به دلیل عدم تصمیم گیری صحیح در این ارتباط، ظرفیت مورد نیاز برای پاسخگویی سریع به نیازهای بازار را در اختیار نداشته باشد، با خطر از دست دادن سهم بازار خود روبرو خواهد بود و از طرف دیگر اگر سازمان با مسئلهی اضافه ظرفیت مواجه باشد، هزینه گزافی بابت خواب سرمایه به بنگاه تحمیل خواهد شد که منجر به افزایش قیمت تمام شده محصولات/خدمات و در نهایت کاهش مزیت رقابتی سازمان در بعد هزینه و نیز کاهش سود عملیاتی خواهد شد که در هر دو صورت پدیده های نامطلوب اند(نوری و رادفورد،۱۳۷۹).
استراتژی ظرفیت مقوله ای است که برای رفع این معضلات بسیار راهگشا و مؤثر است. این استراتژی با تنظیم ظرفیت سازمان در سطح بهینه، از بروز مسائل گفته شده، پیشگیری میکند.
به عبارت دیگر، اهمیت پرداختن به مقوله استراتژی ظرفیت در آن است که سازمانها برای نیل به عملکرد مالی مطلوب، بایستی بتوانند ظرفیت خود را با تقاضا هماهنگ کنند. اغلب سازمانها هم با تغییرات درحجم تقاضا و هم با تغییرات در نوع تقاضا مواجه اند. در هر دو این موارد، سازمانها نیازمند تصمیمگیری در خصوص افزایش یا کاهش ظرفیت و یا تغییر فعالیت های مرتبط با ظرفیت هستند. در نتیجه پاسخ مؤثر به تغییرات تقاضا بر مبنای این استراتژی، میتواند به افزایش رضایت مشتریان منجر شود و همچنین به سازمان در نیل به سطح مطلوب عملکرد مالی کمک کند.
مفهوم هر استراتژی-از جمله استراتژی ظرفیت- بسته به اینکه از کدام بعد(منظر) رقابت به آن نگریسته شود، قابل تبیین است. ابعاد مختلفی در عرصه رقابت وجود دارد که یک بنگاه میتواند با انتخاب از میان آنها و تمرکز بر هر کدام به رقابت بپردازد. این ابعاد عبارتند از: هزینه، کیفیت، در دسترس بودن، ویژگیها و نوآوری و عملکرد زیست محیطی. بر این اساس، مفهوم استراتژی ظرفیت در ارتباط با هر یک از این ابعاد به شرح زیر قابل تعریف است(بکمن و روزنفیلد،۲۰۰۸ : ۱۱۸ ).




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:07:00 ق.ظ ]




مس
(مس کاتد و مفتول مسی)

 

 

قیمت، تولید، نرخ بیکاری، میزان صادرات،تولید ناخالص داخلی(GDP)

 

 

شبکه عصبی و رگرسیون

 

 

شبکه عصبی پرسپترون
(MLP)
سه لایه

 

 

MSE
RMSE

 

 

شبکه عصبی دارای عملکرد بهتری نسبت به رگرسیون خطی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

با توجه به جدول(۲-۳) و مطالعات انجام شده در زمینه پیشبینی فروش، مشهود است در اکثر مقالات برای انجام پیشبینی به مقایسه دو روش شبکه عصبی و رگرسیون پرداختهاند و تقریباً نتیجه ۹۰% از آنها حکایت از برتری عملکرد شبکه عصبی نسبت به رگرسیون دارد.
۲-۲۷ جایگاه تحقیق حاضر
نمودار (۲-۱): فراوانی مقالات پیش‌بینی فروش از نظر مورد مطالعاتی
۹۸/۹۹
با توجه به جدول فوق و نمودار (۲-۱)، ملاحظه میشود که تنها ۰٫۰۲ از تحقیقات انجام شده در سالهای اخیر به پیشبینی فروش محصولات ملی (National product) پرداختهاند. از آنجاییکه فلز مس در صنایع مختلف کاربردهای فراوانی داشته و از جمله فلزاتی است که تأثیر زیادی بر توسعه صنعتی و اقتصادی کشورها دارد، با پیش‌بینی دقیق میزان فروش مس میتوان در راستای تعیین مناسبتر اهداف شرکت ملی صنایع مس ایران، گام برداشت و استراتژیهای بازاریابی کارایی برای این محصول ملی پیشنهاد داد که منجر به افزایش فروش و به دنبال آن افزایش سودآوری شرکت خواهد شد.
با توجه به مطالب مذکور، به جرأت می‌توان گفت که تا کنون تحقیقی در حوزه پیشبینی فروش محصولات معدنی انجام نشده است و با توجه به اهمیت این نوع محصولات برای کشور، خلأ موجود ، مجال را برای تحقیق در این زمینه فراهم میکند.
۲-۲۸ پیشینه تحقیق
۲-۲۸-۱ سوابق تحقیقاتی داخل کشور
تیموری (۱۳۷۸) در پایان‌نامه خود با عنوان «کاربرد شبکه‌های عصبی در پیش‌بینی شاخص صنعت تحت تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی» از یک شبکه پس انتشار (BP) 3 لایه با ۵ نرون در لایه پنهان برای پیش‌بینی استفاده کرده است و به این نتیجه رسید که میانگین نسبت خطای داده‌های مرحله آزمون، در روش رگرسیون بیش از ۷۳ درصد بوده حال اینکه این رقم در شبکه عصبی کمتر از ۷ درصد است و به این نتیجه رسید که عملکرد روش شبکه عصبی نسبت به رگرسیون بهتر است.
رجب‌زاده (۱۳۸۲) در پایان‌نامه خود با عنوان «طراحی مدل پیش‌بینی شبکه عصبی ترکیبی هوشمند در صنعت نفت» روش رگرسیون چند متغیره و شبکه عصبی را برای پیش‌بینی تقاضای نفت کشور مورد استفاده قرار داده است. در واقع متغیر وابسته تحقیق، تقاضای نفت کشور می‌باشد و متغیرهای مستقل عبارتند از: قیمت، درآمد، تقاضای سایر انرژیها، جمعیت و ارزش افزوده در بخش صنعت. برای ارزیابی خطا از دو معیار MSE و MAPE استفاده کرده و در نهایت به این نتیجه رسیده که روش شبکه عصبی نسبت به رگرسیون چند متغیره خطای کمتری دارد.
اکبری (۱۳۸۳)، در پایان‌نامه خود با عنوان «کاربرد روش شبکه‌های عصبی مصنوعی (ANN) در پیش‌بینی اشتغال کشور و مقایسه آن با روش ARIMA[71]» دو روش شبکه عصبی و ARIMA را برای پیش‌بینی اشتغال با یکدیگر مقایسه کرد. در روش شبکه عصبی دو شبکه انتخاب شد که شبکه اول با معماری سه گره در لایه ورودی و دو گره در لایه میانی و یک گره در لایه خروجی دارای کمترین میانگین خطا در پیش‌بینی و شبکه دوم با معماری چهار گره در لایه ورودی و یک گره در لایه میانی و یک گره در لایه خروجی دارای کمترین خطا در دو سال انتهایی پیش‌بینی بود. در روش ARIMA نیز با توجه به متدولوژی باکس-جنگینز مدل به صورت ARIMA درآمد. در نهایت نتایج به دست آمده نشان داد که هر دو مدل انتخابی شبکه عصبی بسیار بهتر از روش دیگر عمل می‌نماید و خطای پیش‌بینی شبکه‌های عصبی حدود یک سوم خطای روش ARIMA گردید.
طلوعی و حق دوست (۱۳۸۶) در تحقیقی با عنوان « مدل‌سازی پیش‌بینی قیمت سهام با استفاده از شبکه عصبی و مقایسه آن با روشهای پیش‌بینی ریاضی» به این نتیجه رسیدند که خطای رگرسیون نسبت به شبکه عصبی کمتر است و در ادامه بیان داشتند که در شرکت ایران‌خودرو پیش‌بینی با رگرسیون جواب مناسب‌تر و قابل‌قبول‌تری نسبت به مدل طراحی شده شبکه عصبی ارائه می‌دهد؛ بنابراین استفاده از شبکه عصبی در تمامی شرایط راه حل مناسبی نمیباشد. شبکه استفاده شده در این تحقیق یک شبکه پیشخور با سه لایه پنهان با نرون های ۴-۴-۶ و تابع غیرخطی سیگموئید به عنوان تابع انتقال استفاده شده است. ابزار اندازه‌گیری خطا در تحقیق مذکور، MSE وMAE هستند.
فولاد چنگ (۱۳۸۸) در پایان‌نامه خود با عنوان «پیش‌بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با سیستم استنتاجی عصبی فازی تطبیقی (ANFIS[72])» به مقایسه روش ANFIS با دو روش شبکه عصبی و مدل خطی ARIMA در پیش‌بینی شاخص کل بورس پرداخت. در این تحقیق سه روش برای پیش‌بینی مطرح شده است.۱٫ پیش‌بینی شاخص کل قیمت سهام با روش سیستم عصبی فازی ۲٫ پیش‌بینی شاخص کل قیمت سهام با روش شبکه عصبی ۳٫ پیش‌بینی شاخص کل قیمت سهام با مدل خطی ARIMA. نتایج حاصل از بررسی نشان می‌دهد که رفتار شاخص سهام بورس اوراق بهادار تهران غیرخطی است و پیش‌بینی آن با روش‌های غیرخطی خطای کمتری را دارد و ثانیاً در بین روش‌های غیرخطی شبکه عصبی-فازی پیش‌بینی مناسبتری را انجام میدهد.
حنفی زاده و جعفری (۱۳۸۹)، در تحقیقی با عنوان« مدل ترکیبی شبکه‌های عصبی مصنوعی پیشخور و خودسازمانده کوهونن[۷۳] برای پیش‌بینی قیمت سهام» به ارائه مدلی ترکیبی برای پیش‌بینی قیمت سهام پرداخته‌اند. متغیرهای مستقل این تحقیق عبارتند از: قیمت طلا، نرخ ارز (یورو و دلار) و شاخص قیمت و بازده نقدی (شاخص بورس).MSE به عنوان معیار اندازه‌گیری خطا انتخاب شده است. نتایج تحقیق برای سهام شرکت ایران‌خودرو نشان می‌دهد که ترکیب شبکه خود سازمانده کوهونن با شبکه پیش خور، موجب بهبود عملکرد و افزایش دقت شبکه

 

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

پیشخور به میزان ۸۱% در پیشبینی قیمت سهام می‌شود و در مقایسه با مدل منفرد شبکه پیشخور که پرکاربردترین مدل شبکه‌های عصبی مصنوعی در حوزه پیش‌بینی است، عملکرد بهتری در پیش‌بینی قیمت سهام ارائه می‌کند.
حسینی و همکاران (۱۳۸۹) در تحقیقی با عنوان «معرفی شبکه پس انتشار فازی جهت پیش‌بینی فروش کاغذ روزنامه» با در نظر گرفتن متغیرهای میزان مصرف کاغذ روزنامه، میزان واردات کاغذ روزنامه، میزان صادرات کاغذ روزنامه، نرخ فروش کاغذ روزنامه، نرخ بیکاری به پیش‌بینی فروش کاغذ روزنامه پرداختند. شبکه پیشنهادی آنها شبکه عصبی پس انتشار فازی با یک لایه میانی و ۲ نرون بوده و معیارهای MAPE,MSEوRMSE را برای اندازه‌گیری خطا به کار بردند و به این نتیجه رسیدند که خطای شبکه عصبی فازی بسیار کمتر از روش رگرسیون و ARIMA می‌باشد.




 
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:06:00 ق.ظ ]